LOGIN
خبر
alshirazi.org
سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی (جلسه ششم)
کد 4777
نسخه مناسب چاپ کپی خبر لینک کوتاه ‏ 11 بهمن 1395 - 1 جمادى الأولى 1438
«رهبری دینی»
 
در روز پنج شنبه 27 ربیع الثانی 1438ق (1395/11/7) جلسه ششم از سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی با حضور علما، فضلا و اعضای دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله برگزار شد.

در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین شیرازی به مباحثی در زمینه ی رهبری دینی پرداختند که به صورت چکیده به بخشی از بیانات ایشان اشاره می گردد.
 
بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین، وصلی الله علی محمد وعترته الطاهرین ولعنة الله علی أعدائهم أجمعین الی یوم الدین
 
خدای متعال می فرماید: «کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَی * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَی؛ حقا که انسان سرکشی می ‌کند * همین که خود را بی ‌نیاز پندارد»(علق/6و7).

در آیه ای دیگر فرموده است: «لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ؛ بر آنان تسلطی نداری»(غاشیه/22).

نیز می فرماید: «وَمَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِجَبَّارٍ؛ و تو به زور وادارنده ی آنان نیستی»(ق/45).

و می فرماید: «قُلْ لَسْتُ عَلَیْکُمْ بِوَکِیلٍ؛ بگو: من بر شما نگهبان نیستم»(انعام/66).

رسول مکرم اسلام صلی الله علیه وآله فرموده اند: «سید القوم خادمهم وساقیهم؛ سرور و مهتر قوم، خادم و ساقی آنان است».

مرحوم شیخ صدوق قدس سره در کتاب الفقیه خود، این روایت را بدون قید «خادمهم فی السفر؛ [و] در سفر خادم آنان است» آورده است.

از امیرمؤمنان علیه السلام در نهج البلاغه آمده است که فرمودند: «آلة الرئاسة سعة الصدر؛ سعه ی صدر، ابزار ریاست و مهتری است».

این حدیث در وصیتی که پس از ضربت خوردن از ابن ملجم مرادی بیان داشتند نیز آمده است.

امیرمؤمنان حضرت علی بن ابی طالب علیهما السلام فرمودند: «لقد کنت أمس أمیراً فأصبحت الیوم مأموراً، وکنت أمس ناهیاً فأصبحت الیوم منهیّاً؛ دیروز فرمانروا بودم، ولی امروز تحت امر هستم، و دیروز نهی می کردم و باز می داشتم، اما امروز مورد نهی قرار گرفته ام».

ـ رهبری، سرآمد و مهتر تمام هنرها، تمام دانش ها و تمام کارهاست و از رهگذر رهبری همه ی کارها سامان گرفته و همه چیز به پا داشته می شود و در نبودنِ آن، همه چیز به طور مطلق تباه و نابود می شود.

ـ رهبری در مؤسسات و مراکز دینی، انسان محور است و تمام اهداف رهبری نیز همین است. برخلاف رهبری در مدیریت و حاکمیت نظام و کشورداری که انسان را یک شیء می دانند، مانند: دارایی، ابزار، تکنولوژی، کار و جز آن، بلکه انسان بی مقدارترین اشیاء خواهد بود، چراکه هزینه بر است که در برخی موارد بهره ای از او حاصل نمی شود.

ـ رهبری در بنیاد دینی، منصبی نیست که به راهبر سپرده شود، بلکه کار و مسئولیتی است ویژه که رهبرِ دارای نشان «انسان بزرگ» آن هم در تمام جوانب آن را بر عهده می گیرد.

ـ مهم ترین شاخصه و نشانه های رهبر دینی را تحت سه عنوان بیان می کنیم:

1) از گسترش یافتن سلطه و عمق چیرگی اش و قوّت و استقرار آن نگران و دلواپس است؛

2) خدمت به تمام مردم کشور از هر طبقه و صنفی که باشند؛

3) درست را از نادرست باز می شناسد و با مهارت و خبرگی و شناخت چگونگی عملکرد، عملکردی صحیح دارد.

ـ بند یکم را از دو راه می توان کشف کرد:

الف) واگذاری مطلق و بدون قید و شرط امور، تسلیم بودن و دادن آزادی؛

ب) پذیرش و ارج نهادن تمام انتقادات، اگرچه تلخ و حتی ظالمانه باشد.

ـ بند دوم را نیز از دو راه می توان کشف کرد:

الف) دوری جستن و پرهیز از شیوه ی امر و نهی و برخورد آمرانه؛

ب) خودداری از ملامت دیگران، مسئولیت گریزی و بار بر دوش دیگران نهادن.

ـ عنوان سوم را نیز از دو رهگذر می توان کشف کرد:

الف) داشتن قدرت منطق که از گستردگی دانش و پر تجربه بودن او حکایت دارد؛

ب) اثرگذاری گسترده.

ـ دریافت و شناخت مطلب درباره ی رهبری از پنج محور اساسی ممکن می باشد که عبارت است:

1) نشانه ها و علامت ها؛

2) نقش ها؛

3) رفتار و سلوک؛

4) وظایف؛

5) محیط و شرایط.

ـ محور اول: نشانه ها و علامت های ضروری که باید در شخص رهبر دینی فراهم آید در یک بیان جمع شده و آن این است که در علم، اخلاق، اثرگذاری، حکمت و فرزانگی، مواهب، نوآوری و دیدگاه، ضرب المثل و شاخص بوده و در این موارد از برجستگی برخوردار باشد.

ـ محور دوم: نقش هایی که رهبر دینی باید بدان بپردازد این است که مربی، معلم، طراح، خدمتگزار، پدری مهربان، حامی، مدافع، برانگیزاننده و مشوّق باشد.

ـ محور سوم: فعالیتی که در حیطه ی فعالیت رهبر دینی در عنوان «اقدام به عملیات و انجام کارها» منحصر است، بی تفاوت که این کار سنگین باشد یا ناچیز و پیش پا افتاده و این که مسئولیت تمام کارها را بر عهده گیرد و از ملامت دیگران پرهیز کند.

ـ محور چهارم: وظایفی که بر عهده ی رهبر دینی نهاده شده است به دو بخش تقسیم می شود:

بخش یکم: وظایف و مسئولیت های برجسته و آشکار؛

بخش دوم: وظایف و مسئولیت های غیر برجسته و نهفته.

مهم ترین وظایف و مسئولیت های برجسته و آشکار به این شرح است:

* مشارکت و اتحاد با پایگاه [که همان مردم باشند]؛

* بر ضد فرهنگ حاکم قیام کند و به نوآوری و تجدید انقلابی بپردازد؛

* ساختن (نوسازی) جامعه در تمام عرصه ها و زمینه ها؛

* آفرینش نظریه و دیدگاه؛

* ارائه ی خط مشی؛

* مشخص کردن مسیر و راهنما بودن؛

* به وجود آوردن هماهنگی؛

* الهام بخشی به دیگران؛

* ارزش آفرینی بر اساس مبانی و اصول؛

* تمکین خواسته ی دیگران، به آنان فرصت و امکان و آزادی عمل دهد و دست ها را باز گذارد؛

* گوش فرا دادن با تمام وجود به سخنان دیگران، حتی سخنان بی ارزش آنان را نا شنیده نگزارد؛

* ارتباط با همگان؛

* اثرگذاری بر دل ها و جان ها و پرهیز از برخورد عملی و رفتاری؛

* پرداختن به تعلیم و تمرین علوم، مهارت ها و تجربه ها؛

* نشاندن روح امید و خوش بینی در جان ها؛

* تحریک و تشویق و افزایش حسّ پیشگام شدن و روح اقدام؛

* راهبرد و تاکتیک آفرینی؛

* توجه و اهتمام به میراث، مبانی، اصول و ارزش هایی که نماینده ی گذشته ی نزدیک است؛

* اصالت بخشیدن به زندگی انسانی که مهم ترین عنوان و نماد آن، آزادی است.

وظایف و مسئولیت های غیر بارز و نهفته، تمام امور ضروری زندگی، بلکه حتی امور غیر ضروری مؤثر در ساختن جامعه و فراهم آمدن مصالح و منافع کشور و مردم را دربر می گیرد.

ـ محور پنجم: محیط زیست، شرایط، عوامل اثرگذار بر محیط زیست، شرایط و دگرگونی این محیط زیست و عوامل اثرگذار آن، حالت های فوق العاده ای که کار رهبری را فرا می گیرد و ملاحظه مقتضیات اساسیِ آن حالت ها، چهار عنوان به همراه دارد:

1) نقاط قوت 2) نقاط ضعف 3) فرصت ها 4) چالش ها.

ـ عناوینِ چهارگانه در ارزیابی محیط و شرایط احاطه شده به فعالیت رهبری، در عناوین فوق العاده مهم داخلی، یعنی عنوان های اول و دوم دسته بندی می شود، اما عنوان های سوم و چهارم دو عنوان خارجی هستند که از نظر اهمیت، در مرتبه ی بعدی دو عنوان قبلی قرار دارند، ولی در تحقق بخشیدن به پیروزی ها، پیشرفت ها و دستاوردها جایگاهی اساسی و بنیادی دارند.
 

  • نظری برای این خبر درج نشده است.