در شامگاه یکشنبه ۱۰ محرم الحرام ۱۴۴۷ هـ.ق (۱۵ تیر ۱۴۰۴)، مرجع عالیقدر آیتالله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دامظله، به مناسبت شام غریبان حضرت سیدالشهدا علیه السلام در اجتماع عزاداران حسینی، به ایراد سخنرانی پرداختند.
این گردهمایی در بیت معظمله در شهر مقدس قم برگزار شد و جمعی از عزاداران و محبین اهلبیت علیهم السلام در آن حضور یافتند.
معظم له ضمن تسلیت به محضر حضرت ولیعصر عجلالله تعالی فرجه، از خدای متعال به حق امام حسین علیه السلان و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف درخواست کردند که فرج آن حضرت را نزدیک سازد تا جهان از مشکلات نجات یابد.
ایشان با تأکید بر اهمیت دعا برای تعجیل در فرج، افزودند: باید بسیار دعا کنیم تا این گشایش الهی محقق شود.
معظمله بخش مهمی از سخنان خود را به شعائر حسینی اختصاص دادند و با اشاره به گسترش کمنظیر آن در جهان، از همه خواستند تا با تمام توان در احیای شعائر بکوشند. ایشان شعیره صبح عاشورا را از مظاهر تعظیم امام حسین علیهالسلام دانستند و فرمودند باید ماههای محرم و صفر از طریق حسینیهها، موکبها و مراسمهای عزاداری در سراسر عالم پررنگ تر از همیشه شود.
ایشان، در ادامه، با تأکید بر نقش بانوان در نهضت حسینی، فرمودند زنان باید با عفت و وقار در عزاداریها شرکت کنند و این حضور، زمینهساز تقویت ایمان و تربیت نسل حسینی خواهد بود.
معظمله همچنین به زیارت اربعین پرداختند و آن را از نشانههای ایمان دانستند. ایشان با اشاره به حضور میلیونی زائران در شهر مقدس کربلا و نقاط مختلف جهان، بر لزوم فراهم ساختن مراکز اسکان و تسهیلات برای زائرانی که امکانات ندارند تأکید کردند و خواستار پشتیبانی ویژه از آنان شدند.
مشروح بیانات مرجع عالیقدر به شرح زیر است:
امام حسین علیه السلام، صدایی که جهان باید بشنود
بسم الله الرحمن الرحیم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
اعظم الله اجورنا واجورکم بمصاب سیدنا ومولانا الحسین صلوات الله علیه، وجعلنا وإیاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الإمام المهدی من آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم
با عرض تعزیت و تسلیت به محضر مبارک و مقام شامخ و منیع امامت کبری و ولایت عظمی، حضرت بقیة الله ارواحنا فداه، آن منجی موعود و حجت خداوند بر بندگان. امید است که خداوند متعال به جایگاه رفیع حضرت سیدالشهدا علیه السلام و مقام بلند حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، تعجیل در فرج و ظہور آن منجی موعود عنایت فرماید، تا همه زنان و مردان باایمان، و بلکه تمام بشر در تمامی نقاط عالم، از ظلمت ها و مصائبی که هم اکنون همه را فراگرفته، به سوی نجات و رهایی سوق یابند.
دعوت به کثرت دعا برای تعجیل فرج
روایات نورانی اهل بیت علیهم السلام، به ویژه کلام مبارک حضرت حجت عجل الله فرجه، ما را به کثرت دعا برای تعجیل فرج توصیه می کنند، آنجا که فرموده اند: «أكْثِرُوا اَلدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ اَلْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُمْ[1]؛ براى تعجيل فرج بسيار دعا كنيد كه همان فرج و گشايش شما است». پس بدانید که در این دعاها، کلید گشایش مشکلات و فرج بزرگ نهفته است.
گویا مقدر شده است که صدها هزار میلیارد دعا جاری شود تا مسیر فرج هموار گردد، پس هریک از ما به اندازه وسع و توان، هر روز و هر شب، بی وقفه و با جان و دل، دعای «اللهم عجل فرجه فی عافیت منا» را به پیشگاه حق تعالی عرضه داریم؛ دعایی که نه تنها درخواست تعجیل ظهور بلکه تقاضای قرار گرفتن در دایره سلامتی و عافیت آن دوران طلایی نیز است.
دعا کنیم که در هنگامه ظهور حضرت، از یاران وفادار و انصار راستین آن وجود مقدس باشیم، که در تمام احوالات، اعم از زن و مرد، جوان و پیر، در تمامی حاجات دنیوی و اخروی، به حمایت و یاری آن حضرت مشغولیم و در ظل عنایات بی کرانش عافیت می یابیم.
ثمره چنین دعا و امیدواری ای ایمان راسخ و توکل بر خداوند متعال است که در تمام طول تاریخ، شیعیان صبور و مخلص را پایدار نگاه داشته است.
و چه عبرت آموز است حکایت علامه مجلسی رضوان الله علیه که فرمودند من نمی دانم کی حضرت ظهور می کنند، ولی آرزو دارم که در زمان ظهورشان باشم. امروز بیش از سیصد سال از رحلت آن عالم بزرگ می گذرد و هنوز آن فرج عظیم حاصل نگشته، لیکن ما باید به گونه ای زندگی کنیم که شایسته باشیم در شمار اصحاب و انصار آن وجود مقدس باشیم، ان شاء الله تعالی.
گذر عاشورا؛ فرصتی که رفت، اثری که ماند
و اما عاشورای امسال نیز به پایان رسید. آن موسم حزن و عزای حضرت سیدالشهدا علیه السلام، آن دهه ای که دل ها آتش گرفت و جان ها نالید، اکنون پایان پذیرفته است.
هر آن کس که در این دهه هر عملی انجام داده، آن عمل برای او، چه از منظر روانی، چه روحی، و چه جسمی، محفوظ خواهد ماند. هرکه بیشتر خسته شد، هرکه بیشتر رنج کشید، هرکه بیش از دیگران بار زحمت بر دوش گرفت، خوشا به حال او. و خوشا به حال آنان که در این دهه، توفیق بیشتری در خدمت و معرفت و بندگی یافتند.
اکنون این عاشورا نیز رفت، تا عاشورایی دیگر در سالی دیگر. چه کسی هست؟ چه کسی خواهد بود؟ این را نمی دانیم. اما امیدواریم که ما باشیم، باشیم و با توفیق، عاشورای دیگر را دریابیم؛ با دلی پاک تر، با ایمانی ژرف تر، و با آمادگی بیشتر.
لبیک به دعوت امام حسین علیه السلام
در یکی از زیارت های حضرت سیدالشهدا علیه السلام ـ زیارتی که ابوحمزه ثمالی آن را از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است ـ مضامین عمیق و ژرفی درباره منزلت و مقام امام حسین علیه السلام بیان شده، که همچون گوهری در میان زیارت های اهل بیت علیهم السلام می درخشد.
این زیارت زیارتی مفصل و پرمحتواست که چندین صفحه، از آداب خاص زیارت، همچون: غسل در آب فرات، تا دعاهای پیش از شروع و الفاظی سرشار از معرفت و محبت را دربرمی گیرد.
از جمله فرازهای نورانی این زیارت، فرمایش امام صادق علیه السلام است که می فرماید: در زیارت حضرت حسین علیه السلام چنین بگویید: «لَبَّيْكَ دَاعِيَ اَللَّهِ إِنْ كَانَ لَمْ يُجِبْكَ بَدَنِي عِنْدَ اِسْتِغَاثَتِكَ وَ لِسَانِي عِنْدَ اِسْتِنْصَارِكَ فَقَدْ أَجَابَكَ قَلْبِي وَ سَمْعِي وَ بَصَرِی[2]؛ لبیک می گویم ای دعوت کننده خدا، اگر بدنم در هنگام استغاثه و زبانم در هنگام یاری خواهی تو را اجابت نکرد، پس قلب، گوش و چشمم تو را اجابت کرده اند».
«لبیک داعی الله: یعنی: بله، ای دعوت کننده خدا، به ندایت پاسخ دادیم.
در زبان عربی، «لبیک» به معنای پاسخ گویی با تکرار است، یعنی: بله، بله. و این تکرار نشان دهنده نهایت شوق، آمادگی، و خضوع است. وقتی کسی شما را صدا می زند و شما با «لبیک» پاسخ می دهید، این تکرار «بله» گفتن، نشانه حضور قلب و صداقت در اجابت است.
لبیک نخستین بار در حج برای خدای عزوجل ادا می شود: «لبیک اللهم لبیک»، چراکه در قرآن کریم آمده است: «وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا[3]؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم برعهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند».
از این رو، در مناسک حج، بندگان خداوند لب به «لبیک» می گشایند، چراکه دعوت خدا را لبیک گفته اند؛ دعوتی که از زبان حضرت ابراهیم علیه السلام بر مردم جاری شد. خداوند به خلیلش فرمود که مردم را به حج دعوت کند. حضرت ابراهیم ندا در داد: «هَلُمَّ اَلْحَجَّ[4]؛ بیا به حج».
و ما، با گفتن «لبیک»، پاسخ می دهیم: بله، بله؛ آمده ایم، آمده ایم.
از آن لحظه که محرم می شویم، تا هنگامی که خانه های مکه را به چشم ببینیم، پیوسته لبیک می گوییم، اما آنگاه که داخل حرم می شویم، دیگر لبیک نمی گوییم، چراکه اجابت کرده ایم و رسیده ایم، همچون کسی که دعوت نامه دریافت کرده، به منزل صاحب خانه رسیده، و دیگر هنگام نشستن بر سر سفره، لبیک گفتن جایگاهی ندارد.
لبیک به دعوت الهی امام حسین علیه السلام
حال، در زیارت امام حسین علیه السلام، امام صادق علیه السلام به ما می آموزد که بگوییم: «لبیک داعی الله»، به این معنا که: ای حسین علیه السلام! ای فرزند پیامبر صلی الله علیه وآله! ای خون خفته کربلا! تو دعوتکننده ای از جانب خداوندی. پس ما نیز در پاسخ به دعوتت، با جان و دل لبیک می گوییم.
ما با همان شوقی که در حج به خدای متعال لبیک می گوییم، در کربلا نیز به تو لبیک می گوییم، چراکه دعوت تو، دعوت به سوی خداست؛ دعوت به ایمان، به آزادگی، به توحید، به حریت.
شاید در زیارات دیگر معصومان علیهم السلام ـ اعم از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله، امیرمؤمنان، حضرت زهرا، امام حسن علیهم السلام، و نُه فرزند از ذریه حضرت سیدالشهدا علیهم السلام ـ تعبیر «لبیک» به این صراحت نیامده باشد، یا اگر هم باشد، بنده به آن بر نخورده ام، اما در زیارت امام حسین علیه السلام این ندا روشن و بلند شنیده می شود: «لبیک داعی الله»، که یعنی: ای امام حسین علیه السلام! شما ندا دادی، و ما آمدیم، شما فریاد زدی، و ما پاسخ دادیم و شما ازسوی خداوند مردم را خواندی، و ما به خضوع تمام، لبیک گفتیم.
این لبیک، نه تنها نشانه اجابت دعوتی الهی است، بلکه اعلام آمادگی برای فداکاری، جانبازی، و تبعیت از راه توست؛
ندای امام حسین علیه السلام؛ فریادی برای بیداری، دعوتی برای اتمام حجت
آری، ما می گوییم «لبیک داعی الله». اما این لبیک، پاسخ به کدام نداست؟ امام حسین علیه السلام چه گفتند که ما لبیک گویان، جان و دل خویش را در پاسخ به آن صدا تقدیم می کنیم؟
در زیارتی که از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده، می خوانیم: «إن کان لم یجبک بدنی عند استغاثتک، و لسانی عند استنصارک، فقد أجابک قلبی و سمعی و بصری[5]؛
اگر در لحظه استغاثه و فریاد یاری طلبی ات، بدنم حاضر نشد و زبانم به یاری نشتافت، اما قلبم، گوشم و چشمم، ندای تو را اجابت کردند».
این عبارت زبان حال تمام دلدادگانی است که قرن ها پس از عاشورا، حسرت آن روز را می خورند؛ آنان که جسمشان در کربلا نبود، اما دلشان با امام حسین علیه السلام بود.
در منابع معتبر، همچون: بحارالأنوار و دیگر کتب حدیثی، آمده است که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا، دو بار با صدای بلند فریاد برآوردند؛ دو ندا، دو صیحه، دو فراخوان الهی که هردو، از ژرفای جان، برای بیداری فطرت ها بلند شد.
نخست، در صبح عاشورا، پیش از آنکه شمشیری کشیده شود یا خونی بر زمین بریزد، حضرت فریاد زدند: «أما من مغیث یغیثنا؟ أما من ناصر ینصرنا؟؛ آیا فریادرسی نیست که به داد ما برسد؟ آیا یاوری نیست که ما را یاری دهد؟».
این صدا چنان بلند و نافذ بود که در برخی از روایات آمده تمام سی هزار نفر لشکر دشمن، آن را شنیدند. صدای امام، فقط صوتی نبود که در هوا منتشر شود؛ فریادی بود که دل ها را می لرزاند و فطرت ها را به داوری می خواند.
بار دیگر، همان ندا را با تعبیر «هل من ناصر ینصرنی؟؛ آیا کسی هست مرا یاری کند؟» فریاد زدند؛ فریادی که در طول تاریخ از کربلا فراتر رفت و تا ابد در گوش جان انسان ها خواهد پیچید.
چرا امام حسین علیه السلام چنین ندا سر دادند؟
این سؤال پرسشی است بس ژرف. چرا امام معصوم، آن هم در برابر لشکری که شمشیرهایشان آخته، دل هایشان قسی، و نیت هایشان آلوده است، چنین دعوتی می کند؟
پاسخ این پرسش را باید در سنت پیامبران الهی علی نبینا وآله وعلیهم السلام جست.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله نیز مشرکان، کفار و حتی منافقان را دعوت کرد. برخی، همچون: سلمان، ابوذر، عمار و دیگران، دعوت را پذیرفتند و از ستارگان ایمان شدند. برخی دیگر یا در نفاق ماندند و یا به دشمنی پرداختند.
در همه این دعوت ها، دو هدف نهفته است: یا آن که اثر کند و کسی هدایت شود،
و یا آن که اگر اثر نکرد، اتمام حجت شده باشد، تا فردای قیامت، کسی نگوید ما نفهمیدیم، ما نشنیدیم، کسی دعوت مان نکرد.
همان سنت در کربلا نیز جاری است. امام حسین علیه السلام در میانه میدان دعوت می کند. چرا؟ زیرا حتی اگر یک نفر هدایت یابد، ارزش آن دارد. چنان که حر بن یزید ریاحی و گروهی دیگر، که جمعی حدود سی تا چهل نفر از لشکر دشمن بودند، در پاسخ به این ندا، مسیر خود را عوض کردند و به لشکر حق پیوستند و در صف شهیدان کربلا جای گرفتند.
و آنان که ندا را شنیدند، اما نپذیرفتند، حجت بر ایشان تمام شد، یعنی در روز حساب نمی توانند بگویند که ما ندانستیم، ما نشنیدیم، ما امام را نشناختیم، چراکه امام علیه السلام، سخنرانی فرمود، خود را معرفی کرد، اصول دین را بیان نمود، از احکام گفت، از حقیقت راه خدا پرده برداشت و... .
هرکه توفیق داشت و در آن خطبه ها تأمل کرد، به حق رسید. و آنان که دل بر باطل بستند، عمداً راه را کج رفتند و حجت بر ایشان تمام شد. اگر کسی از سر نادانی و قصور راهی خطا رفت، خداوند رحیم است و عقوبتی ندارد، اما اگر کسی صدای حق را شنید، استغاثه امام را شنید، و با این حال چشم بر حقیقت بست، آیا سزاوار عذاب نیست؟
آری، امام حسین علیه السلام با آن دو فریاد، فطرت ها را بیدار کرد و تاریخ را به لرزه انداخت. و ما امروز با گفتن «لبیک داعی الله»، اعلام می کنیم که اگر آن روز، بدن مان در کربلا نبود، امروز دل مان در رکاب توست و اگر زبان مان در روز عاشورا فریاد نزد، امروز گوش و چشم و جان مان، همه در اجابت توست.
لبیک امروز ما، ادامه جهاد دیروز آنان است
آری، وقتی امام حسین علیه السلام فریاد برآورد: «هل من ناصر ینصرنا؟ أما من مغیث یغیثنا؟» ما در کربلا نبودیم، صدای امام را نشنیدیم تا همانند حر توبه کنیم و به رکابش بشتابیم و نه جان مان را فدای او کردیم، نه زبان مان را و نه شمشیر و نیزه ای برداشتیم و نه خون مان بر خاک گرم نینوا ریخت.
اما آیا زمان لبیک گفتن گذشته است؟ آیا راهی نیست که امروز هم کسی چون من و تو، یار امام حسین علیه السلام باشد؟ اگر آن روز بدن و زبان و حضور ظاهری مان در میدان کربلا نبود، امروز امام صادق علیه السلام ما را به لبیکی فرا می خواند که زمان نمی شناسد، مکان نمی طلبد، و قافله اش همچنان در حرکت است.
حضرت امام صادق علیه السلام در زیارت مقدسی که ابوحمزه ثمالی نقل کرده، می فرماید که اگر با بدن و زبانت پاسخ ندادی، پس با قلبت، با گوشت، با چشمت پاسخ بده.
قلب، گوش، و چشم سه گواه باقی مانده اند که هنوز هم می توانند پاسخی به آن ندای جاودانه باشند.
در آن زمان، شعائر حسینی در دو جلوه جلوه گر بود: یکی در زیارت امام حسین علیه السلام و دیگری در گریه بر امام حسین علیه السلام.
همین دو محور، تمام سرمایه محبان آن حضرت بود. دل می سوخت، گوش می شنید، و چشم اشک می ریخت. و این همان پاسخ قلبی، سمعی و بصری به ندای امام حسین علیه السلام است.
اما امروز چطور؟
امروز شعائر توسعه یافته، گسترده شده و به امتداد جهان رسیده. امروز، دیگر فقط زیارت و گریه نیست ،بلکه جهان ما لبریز از انواع مظاهر محبت و وفاداری به حضرت سیدالشهدا علیه السلام شده است که مواکب، دسته ها، سینه زنی ها، زنجیرزنی ها، روضه های زنانه و مردانه، هیئت ها، کاروان ها، پرچم ها، نذرها، سخنرانی ها، رسانه ها، فیلم ها، پیاده روی ها، عزای طویریج ها، دهه های حسینی، و پرچم هایی که در قلب شهرها و روستاها برافراشته می شود، نمونه هایی از آن است.
امروز لبیک ما همین است. امروز «لبیک داعی الله» یعنی من اگر نبودم که از شما با شمشیر دفاع کنم، امروز با قلمم، با اشکم، با قدمم، با نذرم، با هیئتم، با رسانه ام، با وجودم و...، از شما دفاع می کنم.
امروز وظیفه ما، محدود به گریه و زیارت نیست، بلکه مأموریت ماست که دنیا را حسینی کنیم. از خشکی تا دریا، از شرق تا غرب، از مسلمان تا غیرمسلمان در همه جا نام امام حسین علیه السلام باید بدرخشد، باید در سراسر عالم پرچم «یا حسین علیه السلام» به اهتزاز درآید، باید مواکب حسینی مرزهای جغرافیا را درنوردند و باید حسینیه ها، خاک هر کشور و دل هر انسان را مسکن خود کنند.
امروز باید دنیا را از اول محرم تا آخر صفر، از آغاز عاشورا تا غروب اربعین، از کربلا تا قلب های مؤمنان، لبیک گوی امام حسین علیه السلام کنیم. و این وظیفه بر دوش من و شماست.
عزای طویریج؛ شعیره ای مقدس با امتدادی جهانی
عزای طویریج از جمله شعائر مقدسی است که ریشه در عمق باور و محبت عاشورایی دارد و به شهادت تاریخ، سابقه ای چند دهه ای در میان مؤمنان داشته است. آنچه امروز به عنوان یک حرکت میلیونی و جهانی شناخته می شود، روزگاری در مسیر باریکی میان سوق العرب تا صحن مطهر حضرت سیدالشهدا علیه السلام با جمعیتی محدود اما مؤمن و فداکار برگزار می گردید.
در آن دوران، مسیر طویریج تا حرم مطهر، از عرضی اندک برخوردار بود؛ راهی که شاید ده نفر به زحمت در کنار یکدیگر می گنجیدند و حرکت هیئت در آن، حدود بیست دقیقه به طول می انجامید. این دسته های عزاداری با سادگی و صفای خاصی وارد ایوان مقدس می شدند، طواف می کردند، به زیارت مشرف می شدند و از باب الشهداء علیهم السلام خارج می گردیدند.
امروز اما، همان شعیره، به برکت اخلاص و همت مردم مؤمن، به حماسه ای میلیونی بدل شده است. حضور پرشکوه زائران و عزاداران، که گاه تا پنج ساعت متوالی در گستره ای وسیع از صحن ها و بین الحرمین طنین لبیک گویانشان شنیده می شود، گواهی روشن بر این حقیقت است که شعائر الهی، هرچند از نقطه ای کوچک آغاز شوند، اگر به اخلاص و محبت گره بخورند، جهانی خواهند شد.
این عظمت مرهون تلاش های خالصانه دلدادگان حضرت امام حسین بن علی علیه السلام است؛ مردمانی که با برافراشتن پرچم ها، اقامه موکب ها، نذر و خدمت، تبلیغ و ترویج، و دعوت از دیگران، زمینه ساز گسترش شعائر حسینی شده اند.
عزای طویریج صرفاً یک حرکت جمعی نیست، بلکه آیینه ای است از لبیک عملی به ندای «هل من ناصر ینصرنی». هرکه در آن شرکت جوید، به حقیقت، جانی در راه ولایت فدا کرده است. و این همان وصیت حضرت امام صادق علیه السلام است که فرمود: «اگر بدنم، زبانم، در آن روزگار نبود تا شما را یاری کند، دل و گوش و دیده ام امروز پاسخگوی دعوت شماست».
آری، آنچه روزی از عرضی ده نفره آغاز شد، امروز با اخلاص مردم، به صحنه ای بی پایان از عزت و عظمت بدل گشته است. و این تنها آغازی است برای جهانی سازی شعائر مقدس؛ تا آن گاه که همه زمین، دریا و خشکی، به حسینیه ای عظیم بدل گردد.
از محرومیت تا تجلی
عزای طویریج تنها جلوه ای از شعائر مقدس حسینی است. شعیره ای دیگر که از گذشته دور در دل مردم مؤمن جاری بوده، مراسم عزاداری صبح عاشورا است.
من خود به یاد دارم، هفتاد سال پیش، شاید اندکی بیشتر یا کمتر، تنها هفت دسته عزادار این شعیره را برپا می کردند. نام این دسته ها هنوز در خاطرم هست و اگرچه شمار دقیقشان را نمی دانم، اما می توانم بگویم که اگر بخواهم بسیار اغراق هم بکنم، جمع همه شان بیش از یکهزار نفر نمی شد؛ دسته ای پنجاه نفر، دیگری هشتاد نفر، آن یکی شصت نفر. این ها بودند و بس.
تمام این دسته ها در خیمه گاه مراسم را آغاز می کردند، از آن جا خارج می شدند، به حرم امام حسین علیه السلام می رفتند، سپس به حرم حضرت اباالفضل العباس علیه السلام مشرف می شدند، و در نهایت برای شستشو به حمام می رفتند.
این عزاداری ها پس از نماز صبح آغاز می شد و با طلوع آفتاب به پایان می رسید و جمعیت چقدر اندکی در آن شرکت می کرد. من گمان نمی کنم بیش از هزار نفر بوده باشند.
و امروز چه؟ همین مراسم در همین شهر کربلا، به سیل عظیمی از جمعیت تبدیل شده است و ما اکنون سخن از کربلا می گوییم، هنوز از سراسر دنیا سخن نگفته ایم. اما بگذارید دو واقعه دیگر را هم نقل کنم. یکی را با چشم خود دیده ام، دیگری را در روزنامه های معتبر آن زمان خوانده ام.
اولی را در روزنامه ها خواندم و شما هم اگر بخواهید، می توانید به همان مطبوعات مراجعه کنید. حدود صد سال پیش، یعنی در حوالی سال ۱۳۴۷ قمری، در ایران، تمام اقسام شعائر امام حسین علیه السلام ممنوع اعلام شد.
اگر کسی روضه ای در زیرزمین خانه اش برپا می کرد، حتی اگر تنها چهار نفر در آن حضور می یافتند، و مأموران دولتی آگاه می شدند، با شدت برخورد می کردند و روضهخوان را پنج تومان جریمه می کردند، و به حبس و شکنجه می کشاندند، و صاحب خانه را نیز همان جریمه و حبس و شکنجه نیز در انتظارش بود، و حاضران در مجلس، هر یک دو تومان جریمه می شدند، و آنان نیز به حبس و شکنجه گرفتار می آمدند.
برای درک ارزش این مبالغ کافی است بدانیم در آن زمان، با دو تومان می شد یک گوسفند خرید. با این توصیف پنج تومان یعنی دو یا بیش از دو گوسفند.
من از پیرمردانی که در همین جا زندگی می کردند در این مورد مطالبی شنیده ام. می دانید آن زمان جمعیت تهران شاید به یک میلیون نفر هم نمی رسید، و کل ایران را ده میلیون نفر تخمین می زدند.
در روزنامه همان ایام آمده است که پس از چند سال ممنوعیت، وقتی برای نخستین بار شعائر مقدس در ایران آزاد شد، در تهران تنها صدها مجلس عزاداری گزارش شده بود.
شماره دقیق را اکنون به خاطر ندارم اما نوشته شده بود که در همان سال اول، صدها محفل رسمی برگزار گردیده است.
و اما واقعه دوم را خود شاهد بودم. از پنجاه سال قبل تا بیست سال پیش، در کشور عراق، تقریباً تمام انواع شعائر مقدس امام حسین علیه السلام سرکوب شدند.
رسانه ها و مطبوعات عراق گواه اند که در این سی سال، میلیونها نفر به جرم اقامه شعائر یا به زندان افتادند، یا اموالشان مصادره شد، یا زیر شکنجه کشته شدند، یا به جرم روضه خوانی یا رفتن به زیارت در عاشورا، اربعین، عرفه، نیمه شعبان، و غیره، اعدام گردیدند.
و همین دو واقعه بزرگ - سرکوب در ایران صد سال قبل و سرکوب در عراق پنجاه سال تا بیست سال پیش - سبب شد که میلیون ها نفر از مؤمنان و محبان اهل بیت علیهم السلام، از ایران و عراق هجرت کنند و به سوی کشورهای اسلامی و غیراسلامی رهسپار شوند.
امروز چه؟
امروز می بینیم در سراسر دنیا، مراسم عزاداری، موکب، هیئت و حسینیه در حال برگزاری است. افسوس که ما شیعیان، آمار دقیق نداریم! نمی دانیم چند هزار موکب، در دهه عاشورا، محرم، صفر، اربعین و...، فعال اند و نمی دانیم چند هزار حسینیه در دنیا برقرار است. در یکی از شهرهای کفار، فقط در یکی از دهات آن شهر، گزارش داده اند که در بیست و هفت حسینیه مجلس برگزار می شود.
این است شعائر مقدس حسینی که هرگز خاموش نمی شود، بلکه با هر ظلم، شعله ورتر می گردد و از هر خاکستر، هزار مشعل سر برمی آورد.
شعائر حسینی و وعده پیامبر صلی الله علیه وآله
و اما هنوز آنچه رسول خدا صلی الله علیه وآله وعده فرموده اند تحقق نیافته است؛ هنوز نشده آن بشارتی که از زبان مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله صادر شده است.
در روایتی معروف، که مرحوم علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه آن را در کتاب شریف «بحار الانوار» و دیگران نیز در منابع مختلف نقل کرده اند، آمده است که حضرت زینب کبری سلام الله علیها روز یازدهم محرم، همان روزی که کاروان اسرا آماده حرکت از کربلا بود، این حدیث را برای امام سجاد علیه السلام نقل فرمودند.
در آن روایت، چنین آمده است که روزی رسول خدا صلی الله علیه وآله وارد خانه شدند، و در آن جا حضرت امیرمؤمنان و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام حضور داشتند. امام حسین علیه السلام در آن هنگام کودک خردسالی بودند؛ شاید یک ساله یا دو ساله. رسول خدا صلی الله علیه وآله نگاهی به آنان افکندند، و در چهره مبارکشان آثار سرور و خوشحالی ظاهر شد؛ طبیعی است، چراکه اینان، همان بزرگوارانی اند که اسلام تا روز قیامت به برکت وجودشان باقی خواهد ماند.
اما آن حضرت، پس از نگاهی به امام حسین علیه السلام بغض کردند و اشک از دیدگانشان جاری شد. در روایت آمده است که همان گونه که باران از آسمان می بارد، اشک از دیدگان مبارک رسول خدا صلی الله علیه وآله فرو می ریخت. عرض شد: یا رسول الله، چه شد؟ این اشک بعد از آن سرور و خوشحالی، چه معنایی دارد؟
نظیر این گونه روایات بسیار است که پیامبر صلی الله علیه وآله، چه در ولادت امام حسین علیه السلام، چه در دوران کودکی آن حضرت، با نگاهی به ایشان، اشک می ریختند؛ چه هنگام نگاه به حضرت زهرا سلام الله علیها، چه به هنگان نظر به امیرمؤمنان علیه السلام و چه به هنگام نگاه کردن به امام حسن علیه السلام، اشک از دیدگانشان جاری می شد. اما در این روایت، کیفیت اشک ریختن، همچون باران، بی نظیر است.
حضرت زینب سلام الله علیها همین روایت را روز یازدهم محرم، برای امام سجاد علیه السلام نقل فرمودند. در آن روایت، پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمودند که این حسین را می کشند و چنین و چنان می کنند. من اینجا قصد روضه خواندن ندارم، هرچند امشب بسیاری از شماها در مصیبت حضرت سیدالشهدا علیه السلام اشک ریخته اید. خداوند به همه تان اجر دنیا و آخرت عنایت فرماید. شما که صدای من را می شنوید، هرجا که هستید، و کسانی که امام حسین علیه السلام را به امامت قبول دارند، در این شب و روز، که روز و شب عاشوراست، بسیار گریسته اید، هنیئاً لکم، خوشا به حالتان.
در همان روایت، رسول خدا فرمودند: این حسین را چنین و چنان می کشند، بعد با قبرش چنین و چنان می کنند. سپس فرمودند: «و یَنصِبُونَ لِهذَا الطَّفِّ عَلَما[6]؛ و در اين سرزمين نشانه اى نصب می کنند». نفرمودند «فی هذا الطف» بلکه فرمودند: «لهذا الطف». این عبارت، معنای اختصاص می دهد. «علم» در لغت به معنای چیزی بلند است که از دور دیده شود؛ مانند کوه. این «اعلام» همان مجالس عزاداری، همان حسینیه ها، همان دسته ها و شعائر حسینی اند.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمودند که این اعلام را برای طف، یعنی برای کربلا، نصب می کنند، و دیگر هرگز اثر آن از بین نخواهد رفت.
فرمودند: «لا یمحی أثره»؛ اثر این نهضت محو نمی شود، نابود نمی شود.
در ادامه فرمودند: «ولَیَجْتَهِدَنَّ أئمّةُ الْکُفْرِ وَ أَشْیاعُ الضَّلالِ فِی مَحْوِهِ[7]؛ و بسيارى از رهبران كفر و الحاد و ابناء ضلالت و گمراهى سعى در نابود كردن آن مى نمايند».
اما با همه تلاش ها، همه زورها، همه فشارهایی که دشمنان وارد می کنند، از شکنجه و قتل و حبس و مصادره و تبعید، فایده ندارد.
کلمه «لَیَجْتَهِدَنَّ» متشکل است از سه تأکید: یکی «جَهد» که به معنای به کارگیری نهایت توان است، یکی «لام» که لام قسم است، و دیگری «نون» که نون تأکید ثقیله است.
پیامبر صلی الله علیه وآله با سه تأکید فرمودند که قسم به خدا، با نهایت توان خواهند کوشید که اثر این نهضت را محو کنند.
و سپس فرمودند: «فلا یزداد إلا عُلوّاً؛ به جاى اينكه رسم و نشانه آن از بين رود، ظاهرتر و آشكارتر مى گردد»، یعنی نه تنها محو نمی شود، بلکه روز به روز بر عظمت و رفعتش افزوده می شود.
شاهد ما همین امروز است. عزای طویریج، که ۷۰ سال پیش من شرکت می کردم، شاید ۱۰ هزار نفر هم نبودند، حالا چه شد؟ امروز چند میلیون نفر شدند؟ فشار آوردند، زندانی کردند، شکنجه کردند، اعدام کردند، اما نتیجه چه شد؟ مجالس امام حسین علیه السلام به سراسر دنیا رسید. حسینیه ها، موکب ها، عزاداری ها، همه جا علم برافراشتند. این است تحقق وعده رسول خدا صلی الله علیه وآله.
امتداد شعائر حسینی در پرتو همت مؤمنان
سی سال تمام در عراق مبارزه کردند و فشار آوردند، اما اکنون چه می بینیم؟ چه برکاتی از دل آن فشارها برخاسته است؟ اینک، همین عراقی هایی که روزگاری از عراق بیرون رانده شدند، در سراسر دنیا عَلَم عزای حسینی را برافراشته اند. در هر گوشه ای از این عالم، مواکب، حسینیه ها، دسته های عزاداری، راهپیمایی ها، اطعام ها، و مراسم گوناگون عزای حضرت سیدالشهدا علیه السلام برپا شده است؛ حتی در کشورهای کفر. من خودم تصاویرش را دیده ام که در خیابان های عمومی، غذا و شربت و شیرینی میان مردم پخش می شود، همان گونه که در سرزمین های اسلامی مرسوم است.
این همان وعده ای است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «فَلا یَزْدادُ إلّا عُلُوّاً». نه تنها این نهضت و این شعائر از بین نمی رود، بلکه روز به روز رفعت بیشتری می یابد. اما با این همه هنوز کافی نیست. هنوز، آنچه باید، نشده است.
اکنون وظیفه من و شماست، هرکس که این سخن را می شنود، هرجا که هست، باید همت کند. این مسیر از صفر آغاز می شود و سپس برکتش افزون می گردد.
همین عزای طویریج، که امروز جهانی شده است، سابقه اش به سیصد سال نمی رسد. از آنچه نقل کرده اند، حدود دویست و اندی سال از پیدایش آن می گذرد. می گویند مرحوم سید بحرالعلوم رضوان الله تعالی علیه در آن شرکت داشته است. من خود، با چشمان خویش، چند تن از مراجع عظام تقلید را دیده ام که در این عزا حضور داشتند؛ برخی با عمامه، برخی هم عمامه را به دست گرفته، بر سر می کوبیدند.
امروز چه می بینید؟ از مقامات رسمی گرفته تا تجار و علما و مراجع، همه و همه در عزای طویریج حاضرند. این مراسم در زمان ائمه علیهم السلام نبوده است. عزاداری صبح عاشورا، که اکنون در سراسر دنیا منتشر شده، خدا می داند که جمعیتش به چند میلیون نفر رسیده است.
من عرض کردم هفتاد سال پیش حاضران در این عزا، شاید به هزار نفر هم نمی رسیدند. حال چگونه چنین شد؟ این همت می خواهد. همه باید همت کنند. هرکسی به اندازه توان خویش.
در هر شهر، در هر کشور، اسلامی یا غیراسلامی، در هر ده و قریه ای، حسینیه ای هست. اگر کسی آن جاست، همت کند، برپا دارد، تشویق کند، دیگران را به راه بیاورد. از همان پول کم شروع کند، خدا خودش زیاد می کند. این وعده الهی است.
سنتی ازعاشورا
من این نکته را هم بگویم، زیرا هم شنیده ام و هم دیده ام، و جا دارد گفته شود. از ویژگی های خاص امام حسین علیه السلام، یکی این است که روز عاشورا، گروهی از مؤمنان، پا برهنه راه می روند. من از سنین کودکی، مرحوم پدر و علما و بزرگان را دیده ام که در شب و روز عاشورا، چنین می کردند. این عمل در روایتی صحیح از عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام نقل شده است.
در آن روایت، حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «افضل ما تأتی به فی هذا الیوم[8]». بهترین کاری که می توان در این روز انجام داد چیست؟ دو چیز در روایت ذکر شده است: اول اینکه انسان در روز عاشورا، پابرهنه باشد، هرجا که هست و دوم اینکه کسانی که عادت دارند با عبا (رداء) بیرون روند، در روز عاشورا بی عبا بیرون آیند؛ مانند ما طلاب که معمولا با عبا ظاهر می شویم. بی ردا بیرون آمدن، نشانه تواضع و خضوع در عزای حضرت سیدالشهدا علیه السلام است.
این از ویژگی های منحصر به فرد عاشوراست. آیا شنیده اید کسی در شهادت پیامبر صلی الله علیه وآله چنین کند؟ یا در شهادت امیرمؤمنان علیه السلام، یا حضرت زهرا سلام الله علیها، یا امام حسن مجتبی علیه السلام؟ نه روایت دارد و نه رسم بوده است.
این عمل مختص روز عاشوراست که در روایت معتبر آمده است. حضرت فرمودند: «افضل ما تأتی به فی هذا الیوم». و چون متعلق «افضل» را ذکر نفرمودند، یعنی مطلق است، یعنی از هر عمل دیگری برتر است.
بیایید مقایسه کنیم. اگر دو نفر باشند، یکی در روز عاشورا زیارت عاشورا بخواند اما پابرهنه نباشد و عبایش را هم برنداشته باشد، و دیگری پابرهنه بیرون رود و عبا را کنار بگذارد، ولی زیارت عاشورا نخواند، کدام یک برتر است؟
حضرت صادق علیه السلام فرمودند آن که پابرهنه و بی عبا بیرون رود، افضل است.
زیارت عاشورا کم چیزی نیست. بسیاری هستند که توفیق دارند هر روز بخوانند، حتی با نمازش، که شش رکعت است؛ دو رکعت پس از زیارت، و چهار رکعت پیش از آن و قرائت زیارت حضرت امیر علیه السلام. با این همه، حضرت فرمودند بهترین عمل در این روز بی عبا و پابرهنه بودن است.
خصیصه ای که تنها برای امام حسین علیه السلام نقل شده است
این نکته ای است که اهل علم، اهل اختصاص، آنان که دروس عربی و علم اصول و فقه را از آغاز تا انجام پیموده اند، به خوبی بدان واقف اند. صدها مورد در فقه وجود دارد که فقها در آن ها به همین تعبیری که عرض کردم استناد کرده اند. اجماع فقها نیز بر این معنا هست. ماده «أفعل» در زبان عرب، دلالت بر افضلیت دارد و در این روایت که فرمودند «أفْضَلُ ما تَأْتی بِه فی هذَا الیَوْم» مقصود روشن است؛ این عمل از هر عمل دیگری در این روز برتر است.
این خصوصیت در میان معصومان علیهم السلام منحصراً برای امام حسین علیه السلام وارد شده است. در مورد سایر اهل بیت علیهم السلام، دست کم در روایات، چنین نقل نشده است. من ندیده ام که روایت صحیحی در مورد پابرهنه شدن یا انداختن عبا در عزای شهادت رسول خدا صلی الله علیه وآله، یا امیرمؤمنان علیه السلام، یا حضرت زهرا سلام الله علیها، یا امام حسن مجتبی علیه السلام، آمده باشد.
البته اگر کسی در عزای آن بزرگواران نیز چنین کند، نه تنها اشکالی ندارد بلکه عمل نیکی هم هست؛ ما منکر فضیلت آن نیستیم، اما باید دانست که در روایت این عمل به عنوان خصیصه ای ویژه، تنها درباره امام حسین علیه السلام آمده است.
این است معنای حقیقی شعائر حسینی؛ آنگاه که انسان، به احترام آن حضرت، از ظاهر و لباس و شأن دنیوی خویش درمی گذرد، پابرهنه و بی عبا، در کوچه ها و خیابان ها، با دل شکسته و دیده اشکبار، بیرون می آید و می گوید: «لبیک یا حسین».
قدردانی از خادمان حسینی
من در اینجا، به عنوان یک وظیفه شرعی و وجدانی، از تمام کسانی که در این دهه، در هر جای دنیا، کوچک ترین خدمتی در راه شعائر مقدس حسینی کرده اند، چه آنان که می شناسم و چه آنان که نمی شناسم، چه آنان که خبرشان به من رسیده و چه آنان که حتی نشنیده ام، از دل و جان تشکر می کنم.
حضور بانوان در عرصه عزاداری ها
و اینجا، بد نیست نکته ای را متذکر شوم و آن اینکه تنها ملاک حقیقی آن است که پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «کتاب الله و عترتی اهل بیتی[9]؛ کتاب خدا و اهل بیتم». فقط این دو ملاک هستند و سومی ندارد. آنان نسبت به مرد و زن چه گفته اند؟ فرموده اند مرد، نگاه حرام نکند، دست به حرام نزند، گوش به حرام ندهد؛ نسبت به زن نیز همین گونه.
اما برخی چیزهایی که در عرف مرسوم شده و بعضاً به عنوان ملاک مطرح می شود، از محرمات نیست. قاعده ای در فقه وجود دارد به نام قانون الاشتراک. از فقها بپرسید، از علما سؤال کنید. این مسئله اجماعی است که تمام احکام مردها، شامل زنان نیز می شود، و بالعکس، مگر موارد استثنا. مثلاً بر مرد واجب است نماز مغرب و عشا و صبح را به جهر بخواند، ولی بر زن واجب نیست. اما در بقیه احکام، نماز، رکوع، سجود، ذکر، حمد، همه مثل هم اند. روزه، حج، معاملات، بیع، اجاره، صلح، همه به همین گونه اند.
لذا من از همه مردان و زنان، از خادمان مواکب، حسینیه ها، اطعام دهندگان، عزاداران، همگی تشکر می کنم.
کسی نباید خود را از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله مقدس تر بداند و بگوید زنان نباید در راهپیمایی اربعین شرکت کنند! کجا پیامبر چنین فرمودهاند؟ بله، زن باید محجبه باشد، باید با حشمت باشد اما با همین حشمت راهپیمایی کند، مثل مرد، بلکه ثوابش هم همان است.
در طواف مسجدالحرام، آیا مرد و زن جدا هستند یا مختلط؟ زمان پیامبر خدا صلی الله علیه وآله چگونه بود؟ در سعی بین صفا و مروه، در رمی جمرات، در عرفات، در مشعر، در منی، آیا زن و مرد جدا هستند؟ خیر. فقط باید زن، غیر از وجه و کفین، خود را از نامحرم بپوشاند. حتی در آن زمان ها که مشعرالحرام تاریک بود، زن اگر تنها هم نشسته بود، تکلیف تغییر نمی کرد، فقط باید وظیفه شرعی را ملاحظه کند.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وقتی مکه را فتح کردند، آن جا را تحت قدرت خویش درآوردند، حتی والی و استاندار برای آن مقرر کردند. اگر قرار بود مرد و زن از هم جدا شوند، همانجا دستور می دادند که در طواف جداسازی صورت گیرد.
چرا چنین نکردند؟ چون سوء استفاده بعضی افراد، دلیل نمی شود اصل تشریع و حکمت الهی را زیر سؤال برد.اگر سوء استفادهای شود، آنکه سوء استفاده می کند، خطاکار است. نه آن زنی که با حفظ حجاب و حشمت در عزای امام حسین علیه السلام شرکت می کند.
حتی در روایتی که نقل شده، زمانی که امام حسین علیه السلام در مکه بودند، در طواف، دختری بازویش بیرون بود، پسری از پشت سر دست گذاشت روی بازوی آن دختر، دستش چسبید و جدا نمی شد. آمدند نزد امام حسین علیه السلام و حضرت دعایی خواندند، فرمودند: «بسم الله»، دست جدا شد. حال، چرا امام حسین علیه السلام نفرمودند مرد و زن را جدا کنید در طواف؟ چون خدا خواسته است امتحان کند. خدا در تکوین این گونه آفریده، در تشریع نیز احکامش را مقرر داشته تا ببیند چه کسی راه طاعت می رود و چه کسی راه معصیت.
اینکه برخی نوشته اند زنان نباید در عزاداری ها شرکت کنند، حرفی بی اساس است. زن باید با حشمت در مراسم ها شرکت کند، نه اینکه کنار گذاشته شود.
در روایت است که پیامبر خدا صلی الله علیه وآله در مدینه، نماز جماعت می خواندند، مردها پشت سرشان، زنان پشت مردها. در این میان، بعضی از زنان ضعیف و سالخورده بودند و نمی توانستند تا مسجد پیامبر صلی الله علیه وآله بیایند. آن حضرت زنی به نام ام ورقه را مأمور کردند تا در محلی دورتر نماز جماعت را برای آن زنان اقامه کند. اما زنان دیگر، خود در مسجد پیامبر صلی الله علیه وآله حاضر می شدند.
و ببینید، با اینکه پیامبر صلی الله علیه وآله این حضور را اجازه داده بودند، در عین حال سفارش می کردند که هنگامی که مردان از سجده برمی خیزند، زنان قدری تأخیر کنند تا چشمشان به چیزی که نباید نیفتد. نه اینکه بفرمایند زن اصلاً نباید بیاید. این روش پیامبر صلی الله علیه وآله بود.
بنابراین، من از مرد و زن در هرجای این دنیا که در شعائر مقدس امام حسین علیه السلام شرکت می کنند، قدردانی می کنم. آن کسی که سوء استفاده می کند، کارش ناپسند است اما زنِ باحجابی که در عزای امام حسین علیه السلام حاضر می شود، مأجور و عملش مقبول است.
اربعین؛ معیار ایمان و افق های بلندتر
با تمام برکاتی که مراسم اربعین دارد و باوجود تمامی آثار عظیم و ایجابی آن در جهان اسلام، باید اذعان کرد که این حرکت، هنوز هم در مقیاس جهانی، کم رنگ است. اربعین امام حسین علیه السلام خصوصیتی دارد که در مورد هیچ یک از سیزده معصوم دیگر علیهم السلام وارد نشده است. در سیره و روایات، برای هیچ معصومی غیر از حضرت سیدالشهدا علیه السلام زیارت اربعین به عنوان یک سنت تأکید شده و برجسته نقل نشده است. بله، برخی علما در مورد حضرت امیرمؤمنان علیه السلام در اول ذی قعده یا برای پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در برخی ایام، مجالسی را با عنوان اربعین برگزار کرده اند، اما چون مستند به روایت خاصی نیست، میان شیعیان متعارف و رایج نیست.
اما زیارت اربعین امام حسین علیه السلام با روایت صحیح و مضمون بسیار والا وارد شده است. در روایات، زیارت اربعین از نشانه های ایمان شمرده شده است، یعنی مؤمن بدون زیارت اربعین مؤمن کامل نیست.
از این رو، باید همت گماشت تا در سراسر جهان، این مراسم باشکوه، گسترش یابد. اگر امروز جمعیت پیاده روی اربعین بیست میلیون یا سی میلیون است، باید به امید روزی بود که این عدد به چهل، پنجاه، بلکه صد میلیون برسد و همان گونه که علما می فرمایند مقدمات تحقق آن جمعیت صد میلیونی، امروز در دستان من و شماست.
در بسیاری از کشورها، مردمانی هستند که علاقه مند به شرکت در پیاده روی اربعین اند، اما از پس هزینه های آن برنمی آیند. کسانی که استطاعت مالی دارند، بکوشند برای این مشتاقان، هزینه حمل و نقل را فراهم کنند؛ اعم از کرایه اتوبوس، هواپیما یا کشتی و ... .
زیرساخت هایی برای حرکت میلیونی
ازسوی دیگر، در اطراف کربلا، از مسیر نجف تا حله و طویریج، از نواحی بغداد تا پشت منطقه حرّ، لازم است مراکز اقامتی مناسب برای زائران کم برخوردار تأسیس شود. بعضی مؤمنان می توانند هتل یا مهمانسراهایی را اجاره کنند، سرمایه گذاری کنند و سپس آن را رایگان در اختیار زوار قرار دهند. این کارها گامهایی است که به ظاهر کوچک اند، اما در حقیقت در راستای گسترش جهانی نهضت اربعین اند.
همان گونه که آیین عزای طویریج، از جمعیتی اندک آغاز شد و امروز به دهها هزار نفر رسیده است، اربعین هم به همین صورت، خرده خرده و تدریجی به نقطه اوج خود خواهد رسید. عزاداری صبح عاشورا در کربلا، روزی با تعداد اندکی آغاز شد و امروز به ده ها بلکه صدها هزار نفر رسیده است. اربعین نیز به همت مردان و زنان بااخلاص، چنین خواهد شد.
از خدای بزرگ، آن خالقی که امام حسین بن علی علیه السلام را آفرید تا واسطه هدایت مردم به سوی بهشت باشد، مسئلت می کنم که توفیق بیش تری نصیب همه ما فرماید، تا بتوانیم در دو ماه محرم و صفر، به ویژه در موسم اربعین امسال و سال های آینده، بهره بیشتری از برکات این شعائر نورانی ببریم و نصیبمان از این دریای کرامت افزون گردد.
و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد وآله الطاهرین
[1] . بحار الأنوار :۵۳ :۱۸۰.
[2] . بحار الأنوار :۹۸ :۱۷۳.
[3] . آل عمران:97.
[4] . بحار الأنوار :۱۲ :۱۰۵.
[5] . بحار الأنوار :۹۸ :۱۷۳.
[6] . بحار الأنوار :۲۸ :۵۵.
[7] . بحار الأنوار :۲۸ :۵۵.
[8] . بحار الأنوار :۹۸ :۳۰۳.
[9] . الاحتجاج:۱ :۲۶۲.
مشروح بیانات مرجع عالیقدر به صورت فایل ورد word پیوست در پایین قرار گرفته است.