مسجد، خاستگاه دانش دینی و تربیت اخلاقی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
این روزها، ایام شهادت والاترین آفریده پروردگار متعال است؛ همان وجود اقدس رسول خدا صلی الله علیه وآله. نیز ایام شهادت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام است. در رابطه با سالروز شهادت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام نیز بارها یادآور شده ام که بنا بر قول اصح، شهادت آن امام والامقام در هفتم ماه صفر واقع گردیده است.
یادآوری سخن حضرت زهرا سلام الله علیها
به این مناسبت، کلامی از دخت گرامی پیامبر صلی الله علیه وآله، حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها را یاد می کنم؛ سخنی که در سراسر تاریخ چهارده معصوم علیهم السلام جز در شهادت پیامبر خدا صلی الله علیه وآله نظیر آن یافت نمی شود. آن بانوی بزرگوار فرمودند: «وازیلت الحرمة[1] و حرمت به کلی نابود شد». این عبارت تنها بدین معنا نیست که حرمت پیامبر صلی الله علیه وآله شکسته شد، بلکه بدین معناست که آن حرمت با شهادت آن حضرت ریشه کن و نابود گردید.
عرض تعزیت به پیشگاه صاحب عصر و زمان
در آغاز، تعزیت و تسلیت خویش را تقدیم می دارم به پیشگاه صاحب امامت کبری و ولایت عظمی، حضرت حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف و صلوات الله علیه. به درگاه پروردگار متعال توسل می جویم و به شفاعت آن حضرت مسألت دارم که خدای عزوجل در فرج شریفشان تعجیل فرماید، در حالی که ما در عافیت باشیم، چراکه فرج آن حضرت، فرج بشریت است، فرج تاریخ است، فرج نیکان و بدان است، و فرج انسان و غیرانسان است. امید آن دارم که ما نیز در این فرج، در سلامت و عافیت به سر بریم.
تعزیت به همه بشر
پس از آن، مراتب تعزیت خویش را تقدیم می کنم به همه انسان ها، چراکه با شهادت یکایک معصومان علیهم السلام، عالم هستی غرق در اندوه و مصیبت گشته است. آغاز این سوگ از رسول خدا صلی الله علیه وآله بود و سپس با شهادت امام رضا علیه السلام و دیگر معصومان علیهم السلام استمرار یافت. هریک از آنان با شهادت خویش، زمین و زمان را مصیبت بار ساختند، و اکنون نیز جهان در سوگ است. ان شاء الله به زودی با تعجیل در فرج حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، گشایشی بزرگ و فراگیر رخ خواهد داد.
توصیه به دعا برای فرج
در روایات تأکید شده است که بسیار دعا کنید برای فرج، فراوان دعا کنید، در شب و روز، در خواب و بیداری، پیش از نماز، پس از نماز و حتی در خود نماز این دعا را فراموش نکنید. از این رو بار دیگر تعزیت خویش را به همه جهانیان، به ویژه زنان و مردان مؤمن در سراسر عالم تقدیم می دارم.
سخنی از قرآن در رابطه با پیامبر صلی الله علیه وآله
قرآن کریم درباره پیامبر خدا صلی الله علیه وآله آیات گوناگونی دارد، از جمله می فرماید: «و انک لعلی خلق عظیم[2]؛ تو بر بلندای اخلاق عظیم قرار داری». اما درباره علم پیامبر صلی الله علیه وآله، تعبیر قرآن چنین نیست که فرموده باشد علم تو علمی عظیم است؛ نه، چراکه علم حقیقتی پایان ناپذیر است، بلکه خداوند متعال فرمود: «و قل رب زدنی علما[3]؛ بگو: پروردگارا بر دانش من بیفزا».
این عبارت آیا بدین معناست که پیامبر صلی الله علیه وآله علم اندکی داشتند؟ هرگز. اصلا تصور عظمت علم آن حضرت برای ما ممکن نیست. اگر عدد «یک» بگذارید و در مقابلش میلیاردها صفر قرار دهید، باز هم علم رسول خدا صلی الله علیه وآله فراتر از آن است. با این همه، چون علم حد و مرزی ندارد، خدای متعال به ایشان فرمود: «بگو: پروردگارا، علم مرا افزون کن».
نخستین اقدامات پیامبر صلی الله علیه وآله در مدینه
با این توضیح، می خواهم در اینجا به نکته ای اشاره کنم. هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وارد مدینه شدند، نخست مسجدی بنا نهادند. اما مسجد تنها جای نماز نبود؛ مدرسه بود، مرکز آموزش و پرورش بود، و جایگاه انجام همه کارهای خیر.
با این حال، در مسجد اموری مکروه شمرده شد، از جمله: قضاوت، یعنی قاضی بنشیند در مسجد و میان دو نفر که نزاعی دارند داوری کند، البته امیرمؤمنان علیه السلام گاه در مواردی استثنایی چنین می کردند که فقها آن را «قضیة فی واقعه» نامیده اند. دیگر آن که کارهای دنیوی در مسجد روا نبود؛ کسی بساط تجارت بگستراند و خرید و فروش کند یا بنگاهی برپا سازد، یا کارهای دنیایی دیگر را در مسجد سامان دهد. حتی خوابیدن در مسجد برای بهره گیری دنیوی مکروه بود. آری، مسجد جای علم و عبادت بود.
مسجد، کانون اجتماع و پیوندها
رسول خدا صلی الله علیه وآله در مسجد، پیوندهای اجتماعی نیز برقرار می ساختند. دختران و پسران اصحاب را به ازدواج درمی آوردند. به دختران می فرمودند: آیا شوهر کرده اید؟ اگر پاسخ منفی می شنیدند، می پرسیدند: آیا مایلید ازدواج کنید؟ اگر می گفتند آری، به جوانان خطاب می کردند: چه کسی آماده است همسر این دختر شود؟ سپس میانشان واسطه می شدند و عقد را می خواندند. گاه نیز خود دختر و پسر را به خواندن عقد ترغیب می کردند.
سادگی در ازدواج ها
روایتی است که پیامبر خدا صلی الله علیه وآله خواستند یکی از پسران و دختران اصحابشان را که هنوز ازدواج نکرده بودند، به عقد یکدیگر درآورند. به پسر فرمودند: چیزی برای مهریه داری؟ گفت: نه، هیچ ندارم. فرمودند: برو و جستجو کن. او رفت و پس از اندکی بازگشت و تکه ای سیم آهنی یافت و آن را حلقه کرد چونان انگشتری. عرضه داشت: این را دارم.
از آنجایی که در عقد دائم، زن و شوهر جایگاه یکدیگرند و مهریه تنها نشانه ای است، نه سنگینی و تکلف، پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: آیا می پذیری که با این حلقه آهنین همسری او را قبول کنی؟ و دختر پذیرفت. پس مهریه شد همان حلقه ساده آهنین؛ نه طلا، نه نقره. و رسول خدا صلی الله علیه وآله عقدشان را جاری ساختند.
بار دیگر پیامبر خدا صلی الله علیه وآله عقد ازدواجی را جاری ساختند. به جوانی فرمودند: آیا چیزی داری که به عنوان مهریه قرار دهی؟ پاسخ داد: نه، هیچ ندارم. اینان همان اصحابی بودند که در آغاز اسلام از کفر به دین خدا گرویده بودند؛ جوانانی که پدران و مادرانشان آنان را از خانه رانده بودند و در تنگدستی به سر میبردند.
این جوان برخاست و به جستجو رفت، اما حتی تکه سیمی نیز نیافت. بازگشت و عرض کرد: یا رسول الله، هیچ چیز نیافتم. پیامبر صلی الله علیه وآله از او پرسیدند: از قرآن چه مقدار می دانی؟ گفت که مقداری از آیات را حفظ دارد. فرمودند: مهریه این دختر تعلیم همان آیات قرآن باشد که تو می دانی و او نمی داند. مضمون روایت چنین است: «ما تعلم من القرآن»،به این معنا که آنچه از قرآن می دانی و دختر ندانسته است، همان مهریه او باشد.
بدین گونه پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله آغاز کردند. این درس جاودانه برای دختران و خانواده هاست که مهریه را هدف قرار ندهند. خانواده ها بکوشند اگر دختر و پسری با یکدیگر شایسته و هم کفو بودند، آنان را به پیوند ازدواج برسانند. مهریه در حقیقت اهمیت اصلی ندارد. این حکم شرعی است و اجماع فقها نیز بر آن استوار است که اگر عقدی بدون تعیین مهر واقع شود، عقد صحیح است و آن دو زن و شوهر می شوند؛ اما پس از آن، مهری در شأن دختر تعیین گردد.
مسجد، کانون علم و اصلاح جامعه
چنین بود که پیامبر صلی الله علیه وآله در مسجد آغاز کردند؛ قرآن می خواندند، مسائل و احکام می فرمودند، و روابط میان مردم را سامان می دادند. اگر میان دو خانواده نزاعی بود یا کم و زیادی در روابط پدید می آمد، مسجد محل حل و فصل آن می گشت. مسجد جایگاه همه اسلام بود و اساس آن بر علم استوار بود.
این روش تا پایان حیات پیامبر صلی الله علیه وآله ادامه یافت. و در آن پنج سالی نیز که امیرمؤمنان علیه السلام بر حکومت نشستند، همان شیوه را برپا داشتند؛ مسجد را مرکز علوم اسلام و خدمات اسلامی قرار دادند.
سفارش به گسترش علوم اسلامی در مساجد و حسینیه ها
در همین جا سفارش می کنم به همه آنان که مسجدی یا حسینیه ای یا مؤسسه ای در اختیار دارند که بکوشند علوم اسلامی را در این مکان ها گسترش دهند. مساجد را تنها به هنگام نماز جماعت محدود نسازند. چرا باید مسجد در باقی اوقات خالی بماند؟
مساجد را به مدرسه تبدیل کنید، البته نه مدرسه ای که منافاتی با نماز داشته باشد. فرض کنید کرسی هایی برپا گردد و آموزش ها و مباحث علمی در آن انجام گیرد، اما در عین حال با شئون مسجد تعارضی نداشته باشد. بر این نکته تأکید دارم که آموزش باید با حرمت و جایگاه مسجد سازگار باشد.
حسینیه ها نیز چنین باید باشند؛ تنها به هنگام برپایی روضه، مجلس عزاداری یا جشن ها محدود نمانند، بلکه به مراکز علمی و فرهنگی تبدیل گردند.
تقدم علم بر خلقت در قرآن کریم
خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «بسم الله الرحمن الرحیم. الرحمن، علم القرآن، خلق الانسان[4]؛ به نام خداوند رحمتگر مهربان. [خداى] رحمان، قرآن را ياد داد، انسان را آفريد». در این آیات شریفه، تعلیم قرآن پیش از خلقت انسان ذکر شده است. در وجود خارجی البته نخست خلقت انسان تحقق می یابد و پس از آن دانش آموخته می شود. ما ابتدا به دنیا می آییم و سپس علوم را فرا می گیریم، نه آن که پیش از تولد علمی به ما عطا گردد. اما بیان قرآن نشان می دهد که در اهمیت و ارزش، علم بر خلقت مقدم است.
اصلا چرا خداوند انسان را آفرید؟ برای علم و درک و معرفت آفرید. همان گونه که در آیه کریمه می فرماید: «وما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون[5]؛ و جن و انس را جز برای اینکه مرا بپرستند نیافریدیم». آیا عبادت بدون علم ممکن است؟ خیر، چراکه عبادت مربوط به درخت یا خورشید و دریا نیست، بلکه عبادت مرتبط با خداست، و این نیازمند معرفت و علم است.
جایگاه مساجد و حسینیه ها در نشر علم
از این رو مساجد و حسینیه ها، به ویژه در سرزمین هایی که غیراسلامی هستند، باید به عنوان مراکز علم و دانش مورد استفاده قرار گیرند. باید آن ها را به مدرسه و مرکز علوم اسلامی بدل کرد تا رسالت اصلی خود را ایفا کنند.
در این زمینه سخنی از بزرگان نقل شده است. گمان می کنم مرحوم اخوی رضوان الله علیه در کتاب الفقه و برخی دیگر از کتاب های فقهی و غیرفقهی خود آورده اند، اما نخستین کسی که این معنا را نقل کرده مرحوم شیخ صدوق رحمه الله است.
شیخ صدوق رحمه الله به دعای حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به دنیا آمد. پدر ایشان نامه ای به محضر امام عصر نوشت و به دست یکی از نواب خاص آن حضرت در غیبت صغری آن را به محضر امام عجل الله تعالی فرجه الشریف رساند، و درخواست دعا کرد تا خداوند فرزندی به او عطا کند. حضرت در پاسخ فرمودند: دعا کردم و خداوند به تو دو فرزند عطا خواهد کرد. و همان گونه شد؛ یکی از آن دو فرزند همان شیخ صدوق رضوان الله علیه بود.
علی کل حال، شب قدر که می شود، همه بندگان، خواه فقیه و خواه جاهل، بازرگان و کارمند، کارگر و کشاورز، زن و مرد، پیر و جوان، همه برای خواسته ها و حاجات خود به درگاه خداوند عرضه می دارند. در آن شب شریف دعاها و زیارت ها فراوان است، اما شیخ صدوق رضوان الله علیه فرموده است که در شب قدر مهم ترین خواسته و بهترین دعا، طلب علم است. چرا؟ زیرا علم است که انسان را نجات می بخشد و هم خودش را از بدی ها در دنیا و آخرت می رهاند، و هم آنان را که در کنار او زندگی می کنند بهره مند می سازد.
مقصود از علم در اسلام
مقصود از علم در اسلام شامل معرفت به اصول عقاید است؛ توحید، نبوت، عدل، امامت و معاد که بر همه واجب است. اگر کسی اینها را نمی داند، باید بداند که یادگیری آن ها واجب است. دعاها و عبادت های شب قدر مستحب اند، اما احکام واجب مقدم بر مستحبات هستند.
علم در اسلام به معنای شناخت واجب و حرام نیز هست. برای مثال، زن و شوهری که تازه ازدواج کرده اند، در همان لحظه اول ازدواج باید بدانند چه بر زن واجب است و چه بر مرد واجب است. امروز که هزاران کتاب و رساله موجود است و احکام فراوان بیان شده، باز هم بسیاری از زوج ها از واجبات خود آگاه نیستند. امروزه مردان می دانند که زن در مسائل زناشویی موظف به اطاعت از مرد است و همینطور نمی تواند خانه را بدون اذن شوهر ترک کند، اما مسائل دیگری وجود دارد که به طور شایسته به آن پراخته نشده است. دانستن و آموزش این مسائل از مسائل شرعی واجب کفایی است، یعنی لازم است اهل علم و علما این احکام را به مردم منتقل کنند تا هرکسی از آن ها آگاه شود. من این نکته را به ویژه به آقایان اهل علم عرض می کنم که در طول صد و پنجاه سال اخیر، آیات بسیاری، مانند: «يريد الله بكم اليسر ولا يريد بكم العسر[6]؛ خداوند راحتی شما را می خواهد و زحمت شما را نمی خواهد» کمتر مورد بحث و تبیین قرار گرفته اند، حال آن که فقها در گذشته به تفصیل درباره آن ها بحث کرده اند، حتی در دوره های شیخ انصاری رحمه الله و شاگردان ایشان.
فرض ما این است که اگر زنی بخواهد به بیرون از منزل برود، و آن جا جای حرام نباشد و کارش برای برآوردن نیازهای مشروع یا شرکت در مجالس واجب یا مستحب باشد، و این در حالی باشد که منع او ازسوی شوهر حرج ایجاد می کند. برفرض اگر زن بیمار است و خروج از خانه برای او ضروری است، یا اگر اجتناب از خروج سبب بروز آسیب یا بیماری می شود، منع شوهر از خروج صحیح نیست و خود وی مرتکب خطا شده است. این همان تحقق آیه شریفه «يريد الله بكم اليسر ولا يريد بكم العسر» است؛ احکام الهی آسان و همراه با تسهیل است، نه سخت گیری و تنگ گیری بی مورد.
در حقیقت، رعایت این اصول نشان دهنده اهمیت علم و معرفت به احکام الهی و تسهیل در زندگی فردی و اجتماعی است و آگاهی به واجبات و حقوق در اسلام، زمینه ساز سعادت در دنیا و آخرت است.
واجبات مرد نسبت به زن
در اسلام، سه امر عمده به عنوان حقوق واجب زن بر مرد تعیین شده است: مسکن مناسب، خوراک مناسب و لباس مناسب. این امور باید متناسب با شأن و جایگاه زن باشد.
اگر زنی ازدواج کرده است، خوراکش نباید نازل تر از شأن او باشد، مثلاً: اگر زنی عادت دارد غذای ساده ای مانند نان و پیاز بخورد، و در منزل پدر خود نیز اینگونه بود، مشکلی نیست، اما شأن زن اقتضا می کند که غذای متناسب با شأنش دریافت کند. همین موضوع درباره مسکن و لباس نیز صادق است.
مسکن باید در حد شأن زن باشد و نه پایین تر. لباس نیز باید مناسب باشد، اما منظور لباس های گران قیمت، مانند: طلا، نقره، النگو و حجله نیست، بلکه پوشاکی متعارف و متناسب با شأن زن است.
محدودیت ها و مسئولیت مرد
اگر مرد توانایی مالی ندارد و نمی تواند مسکن یا خوراک و لباس متناسب فراهم کند، مسئولیتی بر ذمه او نیست؛ نه به این معنا که تنبلی کند یا کسب نکند، بلکه اگر توانایی واقعی نداشته باشد، زن نباید او را مجبور کند، مثلاً: اگر شأن زن خانه ای پانصد میلیون تومانی است و مرد تنها می تواند صد میلیون تومان فراهم کند، زن حق ندارد بر او اجبار کند، بلکه اگر امتناع نماید، هیچ گناه و مسئولیتی بر ذمه مرد نیست.
نقش امام مسلمین
در مواردی که توان مرد محدود است، براساس اجماع علمای مسلمین، حتی غیرشیعه، اگر شأن زن با توان مرد سازگار نباشد، بخشی از مسئولیت برعهده بیت المال یا امام المسلمین است. بنابراین، زن حق ندارد بر شوهر فشار بیاورد تا واجباتی را که خارج از توان اوست تأمین کند، و در صورتی که امام مسلمین ندهد، مرتکب إثم شده است.
این احکام بیانگر اهمیت رعایت عدالت و انصاف در زندگی زناشویی و توجه به شأن و حقوق طرفین است و نشان می دهد که اسلام در تعیین وظایف خانوادگی، هم رفاه زن را مد نظر قرار داده و هم توان واقعی مرد را.
رویکرد بی نظیر پیامبر صلی الله علیه وآله در تأمین نیازمندان
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله یکی از اصول بی نظیر و کم نظیر در تاریخ بشر را اعلام فرمودند؛ چیزی که شاید حتی برخی انبیای پیشین نیز به آن نپرداخته بودند. امروز، حتی ثروتمندترین کشورهای جهان نیز قادر نیستند نیازهای همه ملت خود را به طور کامل تأمین کنند.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمودند هرکه نیازمند بود، هرکه تنگدست بود، همسر و فرزندان هرکه از دنیا رفت و ارثی از خود باقی نگذاشت و محتاج شدند، اگر در زندگی خمس و زکات خود را ادا کرده بود اما اکنون در تنگدستی قرار گرفته است: «فإلیَّ[7]»، یعنی به من رجوع کند. اهل عربی و کسانی که فرهنگ حوزوی دارند، می دانند که این یعنی پیامبر صلی الله علیه وآله خود را مسئول تأمین نیاز آنان می دانستند.
نمونه ای از عدالت اقتصادی در سیره امیرمؤمنان علیه السلام
امیرمؤمنان علیه السلام نیز در احوال خود همین شیوه را دنبال کردند. هرگاه پولی که دریافت می شد ابتدا نیازهای ضروری مردم تأمین می شد؛ ازدواج، خرید مسکن، درمان بیمار و دیگر نیازها. آنچه اضافه می آمد، به طور مساوی میان همه تقسیم می شد. در یکی از داستان ها آمده است که حضرت امیر علیه السلام پس از صرف بیت المال در امور مربوط، مازاد آن را در میان همگان تقسیم کردند و خود سه دینار برداشتند و قنبر نیز سه دینار.
این روش، نشان دهنده عدالت و انصاف در حکومت اسلامی است. اگر در هر جامعه ای منابع به این نحو توزیع نشود، این خط پیامبر صلی الله علیه وآله و امیرمؤمنان علیه السلام نیست، بلکه خط معاویه ها، یزیدها، مروان ها و خلفای جور، مانند: هارون، مامون و متوکل است.
مقایسه با حکومت های غیراسلامی
به عنوان مثال، مصر در زمان امیرمؤمنان علیه السلام تحت کنترل ایشان بود و درآمدهای آن کشور به شیوه عدالت محور تقسیم می شد و امیرمومنان علیه السلام ارزنی را به ناحق برای خود بر نمی داشتند، بلکه همه اموالی که از آن جا می رسید را پس از تأمین مایحتاج عمومی سرزمین های اسلامی و شهروندان، در میان همگان به طور مساوی تقسیم می کردند و پوست جوی را به ناحق برای خود بر نمی داشتند. اما در زمان معاویه، برفرض از شش میلیون دیناری که از سرزمین مصر می رسید، او سه میلیون را برای خود برمی داشت و بقیه را هرطور که می خواست، تقسیم می کرد.
این واقعیت تاریخی نشان دهنده تفاوت بنیادین میان حکومت های اسلامی عدالت محور و حکومت های استبدادی و غیرعادلانه است.
این همان خط پیامبر صلی الله علیه وآله و امیرمؤمنان علیه السلام است که براساس عدالت و تأمین نیازمندان استوار بود. چند درصد کشورهای اسلامی واقعاً اسلامی اند و چند درصد از آنان به فرمان های پیامبر صلی الله علیه وآله عمل می کنند؟ واقعاً کدام کشور اسلامی را سراغ دارید که رئیس آن صراحتاً گفته باشد هرکس نیازمند است، بیاید پیش من و من مسئول تأمین نیازهای او هستم؟ پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «فإلیَّ و عَلَیَّ»، یعنی گردن من است که نیازمندان را تأمین کنم پس به سوی من بیایند.
حقوق زن و شوهر، والدین و اولاد
این مقوله تنها درباره حکومت و جامعه نیست و در زندگی خانوادگی نیز کاربرد دارد. زن و شوهر، پدر و مادر، فرزند و اولاد، همه دارای حقوق متقابل هستند. اما چند نفر از مردم این حقوق را می دانند؟ کجا باید یاد بگیرند؟ پاسخ واضح است: مسجد. مساجد باید دارالعلوم شوند و مرکز آموزش احکام و مسائل شرعی باشند. حتی کشورهای غیراسلامی نیز می توانند از این مدل بهره مند شوند.
به عنوان مثال حقوق فروشنده و خریدار و تاجر و کاسب نیز باید رعایت شود. بد نیست بدانید که در روایات تعبیر کاسب وجود ندارد و بدون وجود تمایز لفظ تاجر بر کاسب هم اطلاق می شود، این در حالی است که امروزه میان تاجر و کاسب تمایز قائل می شوند و به افرادی که به تجارت می پردازند و از ثروت و مکنتی برخوردار هستند با تعبیر تاجر و از آنان که به مقدار رفع نیازهای خود درآمدی دارند، با تعبیر کاسب یاد می شود. با این توضیح، در روایات چنین وارد شده است: «التاجر فاجر ما لم یتفّقه فی الدین».
طبق این روایت تاجری که در مسائل کسب و کارش آموزش اسلامی ندیده باشد و مسائل واجب و حرام و مستحبی که مربوط به دادوستد او می شود را نشناسد، فاجر است، به این معنا که در فعالیت اقتصادی خود به گناه دچار می شود.
پس روشن است که مسجد باید محلی باشد که همه مسائل و احکام به مردم برسد. آموزش واجبات، مستحبات، حقوق خانوادگی و تجاری باید در مساجد انجام گیرد تا جامعه ای آگاه، عادل و پایبند به شریعت شکل گیرد. این همان مسیر پیامبر صلی الله علیه وآله و اهل بیت علیهم السلام است که عدالت، علم و تربیت در جامعه را تضمین می کند.
ضرورت یادگیری احکام واجب و حرام پس از بلوغ
پس از آموختن اصول دین، هر فرد باید احکام واجب و حرام را بداند و بتواند در زندگی خود رعایت کند. بلوغ در پسران زمانی است که پانزده سالگی کامل شود و در دختران زمانی است که نُه سالگی را پشت سر گذاشته و وارد ده سال شوند. در این صورت احکام دختر بالغ همانند احکام پیرزن پنجاه ساله است و احکام پسر بالغ مانند احکام مرد پنجاه ساله است.
اما چند نفر از نوجوانان در آغاز بلوغ، از واجبات و محرمات و احکام شرعی آگاه اند؟ پاسخ روشن است: بسیار اندک.
مسجد، مرکز آموزش و دارالعلوم
پیامبر صلی الله علیه وآله مسجد را به مدرسه و دارالعلوم تبدیل کردند. این سنت باید در سراسر جهان دنبال شود. مساجد باید محل تعلیم و تربیت باشند، و تشویق به یادگیری در آن ها صورت گیرد.
روایت های فراوانی وجود دارد که گاهی اوقات که برخی در جامعه تحت حکومت پیامبر صلی الله علیه وآله مرتکب کار نادرستی می شد، بعضی از اصحاب به محضر آن حضرت شرفیاب می شدند و به ایشان اطلاع می دادند که فلان شخص فلان کار اشتباه را مرتکب شده است. در این هنگاه پیامبر دستور می دادند که ندای (الصلاة جامعة) سر دهند. این تعبیر به این معناست که نماز جمع کننده است و مردم را گرد یکدیگر جمع می کند، اما در حقیقت این جمله تعبیری بود که از آن برای جمع شدن مردم در مسجد استفاده می کردند و پس از اینکه چنین ندایی سر داده می شد، مردم در مسجد گرد می آمدند.
پیامبر صلی الله علیه وآله مردم را فرا می خواندند و بدون اینکه نامی از شخصی ببرند اعلام می کردند که فلان عمل حرام است و اگر شخصی مرتکب آن شده است، باید استغفار کند و دیگر آن عمل را انجام ندهد.
بنابراین مسجد نه تنها محل نماز بلکه مدرسه ای برای آموزش احکام شرعی، اخلاق و مسائل اجتماعی است که باید به آن اهتمام ورزید.
مسجد، مرکز آموزش اسلام
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله مسجد را محل آموزش اسلام و دارالعلوم قرار دادند، اما متأسفانه، ایشان برای زمان ما پیشبینی فرمودند:
« يَأْتِي عَلَى اَلنَّاسِ زَمَانٌ ... لاَ يَبْقَى مِنَ اَلْإِيمَانِ إِلاَّ اِسْمُهُ وَ مِنَ اَلْإِسْلاَمِ إِلاَّ رَسْمُهُ وَ لاَ مِنَ اَلْقُرْآنِ إِلاَّ دَرْسُهُ[8]؛ مى آيد بر مردمان زمانى كه ... باقى نيست از ايمان، مگر اثر آن و نه از اسلام، مگر رسم آن و نه از قرآن، مگر درس آن».
یعنی روزی خواهد آمد که از اسلام تنها نام آن باقی خواهد ماند و از قرآن تنها رسم و ظاهر آن؛ نه عبادات، نه احکام، نه عقاید، نه اخلاق، بلکه تنها ظاهر قرآن حفظ خواهد شد.
قرآن همچون نسخه پزشک است. کسی که بیمار است، پزشک برای او نسخه می نویسد. نسخه تنها برای خواندن نیست، بلکه برای عمل و درمان است. اگر کسی تمام روز نسخه را حفظ کند و کلمات آن را بداند، اما دارو را مصرف نکند، این کار فایده ای ندارد. قرآن نیز نسخه الهی است و حفظ و قرائت آن بدون عمل، هیچ اثر واقعی ندارد.
مسئولیت همگانی در انتقال احکام
این موضوع مسئولیتی همگانی است و واجب کفایی محسوب می شود. همه افراد جامعه، اعم ازعالم، کاسب، مرد، زن، جوان و پیر، مسئول اند. هرکسی باید احکام واجب و حرام مرتبط با شرایط و موقعیت خود را بداند،مثلاً: کسی که هنوز ازدواج نکرده است، لازم نیست احکام ازدواج را برای خود کامل بداند، اما باید آن را برای آموزش دیگران یاد بگیرد. کسی که تاجر یا کاسب نیست و مغازه ندارد، لازم است احکام کسب و تجارت را بداند تا بتواند به دیگران آموزش دهد.
مسجد باید مرکزی باشد که همه این آموزش ها در آن جریان یابد و احکام اسلام به همه اقشار جامعه منتقل شود.
مساجد، مدارس و مراکز اسلام
مساجد را در سراسر دنیا به مدرسه تبدیل کنید و آن را مرکز آموزش اسلام و جذب مردم به دین خدا سازید، نه مرکزی که سبب دوری مردم از اسلام شود.
متوکل عباسی
در احوالات تاریخی، هم شیعه و هم غیرشیعه و نیز علامه مجلسی رضوان الله علیه در بحار نقل کرده اند که متوکل عباسی، بارها کربلا را تخریب کرد. او فرمان داده بود که هیچ کس حق ندارد به زیارت قبر امام حسین علیه السلام برود. برای اجرای این دستور، اطراف قبر امام حسین علیه السلام و چند کیلومتر پیرامون آن، نیروهایی مسلح به تیر و کمان مستقر شدند تا هرکس به سمت قبر می رفت را هدف قرار دهند. هرکسی که تیر به او می خورد، ممکن بود به سر یا قلب اصابت کند و کشته یا زخمی شود.
اما مردم در غفلت های متوکل، اقدام به حضور در کربلا می کردند و برخی اتاق می ساختند، مغازه می گشودند و با زن و فرزندان خود زندگی می کردند. وقتی متوکل متوجه می شد، دوباره کشتار و تخریب انجام می داد. علامه مجلسی نقل کرده است که یک بار، متوکل برای مدتی از کربلا غافل شد و آن جا یک شهرک کوچک شد، اما بعد از اطلاع، متوکل فرستاده ای به آن جا فرستاد تا مردم را متفرق سازد. او نیز برای ساکنان کربلا مهلتی سه روزه معین کرد تا آن جا را ترک کنند، اما آنان از این دستور سر باز زدند و حتی فردی از میان جمعیت صدا زد که حتی اگر کشته شود آن جا را ترک نخواهد کرد.
متوکل حتی به ساحت مقدس حضرت فاطمه سلام الله علیها جسارت می کرد. باوجود این جنایات، در بسیاری از کتاب های چاپی امروز، او به عنوان فقیه اسلام معرفی می شود و مسائل شرعی از او نقل می گردد، در حالی که او مخالف سرسخت امیرمؤمنان علیه السلام بود و اعمال ضداسلامی انجام می داد، از جمله رقاص هایی را می آورد که خود را علی بن ابی طالب معرفی می کردند و به رقص می پرداختند.
این واقعیت ها باید به جوانان آموزش داده شود. باید مساجد به دارالعلوم تبدیل شوند و نه تنها احکام شرعی بلکه تاریخ اسلام و سیره معصومان علیهم السلام به همه منتقل شود تا جامعه ای آگاه و پایبند به آموزه های واقعی اسلام شکل گیرد.
تفاوت حاکمان اسلامی با پیامبر صلی الله علیه وآله
حکام بنی امیه، بنی عباس و بنی مروان بر سر کار بودند، اما هرگز مانند پیامبر خدا صلی الله علیه وآله عمل نکردند. متوکل عباسی نمونه ای از این حاکمان است که اعمال ضداسلامی او، ظلم به کربلا و دشمنی با اهل بیت علیهم السلام در تاریخ ثبت شده است.
خطر برداشت های نادرست
باوجود این واقعیت ها، برخی افراد، همچون: ابن عربی، متوکل را هم سطح پیامبر و ولیّ امر مسلمین معرفی می کنند. چنین برداشت هایی نادرست است و آثار آن در جهان همچنان دیده می شود.
مسئولیت آموزش و اصلاح
همه مسئولان، به ویژه کسانی که در مساجد، حسینیه ها و مؤسسات اسلامی فعالیت دارند، وظیفه دارند که آموزه های صحیح اسلام را به مردم، به ویژه به کودکان و جوانان، منتقل کنند. باید عقاید، احکام و ضروریات دین، و همچنین شناخت مفاسد و آموزه های نادرست به صورت صحیح آموزش داده شود.
اهمیت واجب کفایی
تمام این اقدامات واجب کفایی هستند، یعنی لازم است که گروهی از جامعه این وظیفه را انجام دهند. اگر گروهی آن را انجام ندهند، این وظیفه برعهده دیگران است. اما وقتی انجام واجب کفایی به حدی برسد که هر فردی باید مسئولیتی داشته باشد، به واجب عینی تبدیل می شود و هرکس باید در حد توان خود اقدام کند.
اینجانب در حد توان و وسع خود، همین مسئولیت را انجام می دهم و مطالب را برای روشن شدن مسیر صحیح آموزش و عمل به دین بیان می کنم.
خصائص امام حسین علیه السلام و تلاش دشمنان
به مناسبت ماه های محرم و صفر در بخش پایانی سخنانم به بیان مطالبی درخصوص امام حسین علیه السلام می پردازم.
چند نکته درباره امام حسین علیه السلام وجود دارد که در سایر سیزده معصوم علیهم السلام نیامده است. یکی از این ویژگی ها، بیان ویژه پیامبر خدا صلی الله علیه وآله درباره دشمنان ایشان است.
پیامبر صلی الله علیه وآله درباره کسانی که ضد امام حسین علیه السلام، ضد زیارت ایشان و ضد شعائر آن حضرت هستند، از واژه «لیجتهدنّ» استفاده کرده اند. آن حضرت فرمودند: «وليجتهدنّ أئمّة الكفر و أشياع الضلالة في محوه و تطميسه، فلا يزداد أثره إلاّ ظهورا، و أمره الاّ علوّا[9]؛. و بسيارى از رهبران كفر و الحاد و ابناء ضلالت و گمراهى سعى در نابود كردن آن مىنمايند ولى به جاى اينكه رسم و نشانه آن از بين رود ظاهرتر و آشكارتر مىگردد».
در این عبارت، لام برای قسم است و نون تأکید ثقیله دارد. پیامبر خدا صلی الله علیه وآله چنین عبارتی را در طول عمرشان جز برای دشمنان امام حسین علیه السلام، در هیچ جای دیگری به کار نبرده اند، نه برای امیرمؤمنان علیه السلام، نه برای حضرت زهرا سلام الله علیها، و نه برای دیگر معصومان علیهم السلام. این تعبیر نشان می دهد که دشمنان امام حسین علیه السلام تمام تلاش خود را می کنند تا چراغ ایشان را خاموش کنند.
شبهه اقتصادی درباره پیاده روی اربعین
در یکی از اعلامیه ها که کم تر از بیست سال پیش منتشر شده بود، نوشته شده بود که پیاده روی اربعین امام حسین علیه السلام اقتصاد عراق را مختل می کند. این نظر کاملاً نادرست است، زیرا اقتصاد با گردش کالا و پول زنده می شود. اگر شما چیزی را خریدید و به یک دینار فروختید و بعد آن کالا یا پول چندین بار دست به دست شود، اقتصاد تقویت می شود. هرچقدر این گردش بیشتر باشد، تأثیر اقتصادی بیشتر است.
پیامبر صلی الله علیه وآله آن هایی که عالم اند و در دستگاه حضرت سیدالشهدا علیه السلام شبهه افکنی می کنند را «ائمه کفر» می نامند و از آن هایی که جاهل اند و پیرو امامان کفر هستند با تعبیر «اشیاع الضلالة» یاد کرده اند. آنان در تلاشند تا امام حسین علیه السلام و شعائر ایشان را محو و نابود کنند، اما همانگونه که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند، اثر و جایگاه امام حسین علیه السلام تنها آشکارتر و بلندمرتبه تر می شود. تلاش دشمنان نه تنها هیچ آسیبی به امام حسین علیه السلام نمی رساند، بلکه عظمت و نورانیت راه ایشان را بیش از پیش نمایان می کند.
ثواب و فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام
روایتی در بحارالانوار و منابع دیگر آمده است:
«أَنَّ اَللَّهَ تَعَالَى يَخْلُقُ مِنْ عَرَقِ زُوَّارِ قَبْرِ اَلْحُسَيْنِ مِنْ كُلِّ عَرَقَةٍ سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ يُسَبِّحُونَ اَللَّهَ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ وَ لِزُوَّارِ اَلْحُسَيْنِ إِلَى أَنْ تَقُومَ اَلسَّاعَة[10]؛ خداوند متعال از عرق زائران قبر امام حسين عليه السلام، از هر قطره عرق، هفتاد هزار فرشته می آفريند كه خدا را تسبيح می گويند و برای او و برای زائران حسين عليه السلام آمرزش می طلبند تا روز قيامت برپا شود».
یعنی خداوند از عرق زائران امام حسین علیه السلام برای هر قطره ای که از هر قسمتی از بدنشان، اعم از دست، صورت یا سایر اعضا، جاری می شود، خداوند برای آن مقدار عرق هفتاد هزار ملک می آفریند و این ملائکه به ذکر و تسبیح خدا می پردازند و برای زائران امام حسین علیه السلام استغفار می کنند تا روز قیامت و حتی پس از مرگ انسان، در عالم برزخ، آثار این استغفار به روح او می رسد.
تأکید بر دشمنان امام حسین علیه السلام
همان گونه که پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند و حضرت زینب سلام الله علیها به حضرت سجاد علیه السلام نیز نقل کرده اند در روز یازدهم محرم، دشمنان امام حسین علیه السلام، چه عالم و چه جاهل، در تلاشند تا نام، شعائر و جایگاه ایشان را محو کنند. با این حال، آثار و جایگاه امام حسین علیه السلام تنها آشکارتر و برتر می شود و محبت و زائران ایشان در دنیا و آخرت مورد پاداش الهی قرار می گیرند.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله زمانی که امام حسین علیه السلام هنوز کودک بودند، این حدیث را نقل کردند و در آن فرمودند:
«وينصبون لهذا الطف علما لقبر أبيك سيد الشهداء لا يدرس أثره و لا يعفو رسمه على كرور الليالي و الأيام؛ و برای اين سرزمين طف، پرچمی بر قبر پدرت، سرور شهيدان، برافراشته می شود كه نشانه اش از ميان نمی رود و اثرش با گذشت شب ها و روزها محو نمی گردد».
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله، که سید البلغاء والفصحاء هستند، در بیان خود درباره امام حسین علیه السلام نکاتی بسیار دقیق و عمیق فرمودند که اهل بلاغت و فصاحت قادر به درک آن اند.
در این جمله، نکته مهم بلاغی و معنایی این است که پیامبر صلی الله علیه وآله مفعول فیه را ذکر نکرده اند و نگفته اند «فی هذا الطف»، بلکه فرمودند: «لهذا الطف».
این حذف متعلق که در اصطلاح بلاغت «حذف متعلق یفید العموم» نامیده می شود، دلالت دارد بر عموم گستره آن دارد، یعنی محدود به مکان یا زمانی خاص نیست و پیام حضرت به تمام کره زمین اطلاق دارد.
بنابراین، نصب علم برای قبر امام حسین علیه السلام و اهتمام به شعائر ایشان، محدود به مکان خاص یا زمان معین نیست، بلکه در سراسر جهان و در طول تاریخ جاری و نافذ خواهد بود که این نکته نشان دهنده عظمت و جهانی بودن جایگاه امام حسین علیه السلام و تداوم تأثیر شعائر ایشان در همه اعصار است.
تشکر از خادمان زوار و اهمیت خدمت به امام حسین علیه السلام
من در اینجا به عنوان یک وظیفه شرعی از همه کسانی که در دو ماه محرم و صفر، و به ویژه در این چند روز پایانی، خدمتی انجام داده اند، تشکر می کنم. هر خدمتی، هر کاری، هر کمکی، خصوصاً از طرف عراقی هایی که بسیاری از آنان با گذشت و ایثارشان انسان را به حسرت وا می دارند، بسیار ارزشمند است.
یکی از عزیزان برای من نقل کرد که در یکی از مشایه ها، کسی پای یکی از زوار را شستشو و ماساژ می داد. وقتی پرسیده شد این شخص کیست، پاسخ داده شد: «این دکتر است در بیمارستان». بارک الله، بارک الله، بارک الله به این معرفت و ایثار! این معرفت از کجا شکل می گیرد؟ از مساجد، حسینیه ها و مؤسسات دینی.
من به عنوان وظیفه شرعی، حتی در نماز، برای خدمتگزاران دعا می کردم. روایت دارد که حضرت صادق علیه السلام با اشک جاری، در سجده، برای زائران امام حسین علیه السلام دعا می کردند.
ثواب خدمت به زائران
زیارت کننده امام حسین علیه السلام ثواب عظیمی دارد، از جمله روایتی که پیش تر ذکر شد، خداوند از هر قطره عرق زائر، ملائکه ای می آفریند که تا روز قیامت برای او استغفار می کنند و ثواب آن به روح زائر می رسد. اما خدمت کننده به زوار، ثوابش از خود زوار نیز بیشتر است. علما باتوجه به عدم خصوصیت این احادیث فرمودند که این ثواب شامل تمامی خادمان زوار می شود.
اهمیت گسترش شعائر عاشورا و اربعین در جهان
تشکر می کنم از همه کسانی که در سالهای اخیر در کشورهای اسلامی و غیراسلامی، پیاده روی های عاشورا و اربعین را برپا کرده اند، چه در شهرها و چه در روستاها و قصبه ها. من از همه می خواهم که این تلاش ها ادامه یابد و هرکسی در هر جای دنیا، در هر کشور اسلامی یا غیراسلامی، در هر شهر یا دهکده ای که مشایه ای برپا نشده است، اقدام کند تا شعائر عاشورا و اربعین گسترش یابد، چرا که هنوز تحقق کامل فرمایش پیامبر خدا صلی الله علیه وآله که فرمودند «ینصبون لهذا الطف علماً» رخ نداده است، یعنی هدف این است که شعائر عاشورا و اربعین در تمام کره زمین، در همه مکان ها و زمان ها، جاری و پابرجا شود.
محسنیه از شعائر الهی است
اکنون در روزهای پایانی ماه صفر هستیم و پس از آن ایام محسنیه فرا می رسد. این ایام بی تردید از شعائر الهی است، زیرا هرآنچه به اهل بیت علیهم السلام ارتباط داشته و سبب تجلیل آنان شود، جزو شعائر محسوب می شود، هرچند در گذشته سابقه نداشته باشد.
در طول تاریخ بسیاری از شعائر، مانند: حرم ها و ضریح های مطهر ائمه علیهم السلام، به مرور زمان پدید آمده اند و در عصر ائمه وجود نداشتند، اما امروز از بزرگ ترین شعائرند. بنابراین، ایام محسنیه، زنجیرزنی، سینه زنی و برپایی مواکب نیز از شعائر الهی اند و برگزاری عزاداری تا هشتم ربیع الاول ـ روز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام ـ مصداق «یحزنون لحزننا» است و پس از آن ایام شادی اهل بیت علیهم السلام آغاز می شود.
ویژگی حقیقی شیعه داشتن تولی و تبری در کنار هم است. ائمه علیهم السلام فرموده اند: «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا»، یعنی باید در شادی آنان شاد و در اندوهشان اندوهگین بود. قرآن کریم نیز کسانی را که بخشی از دستورات دین را می پذیرند و بخشی را کنار می گذارند، کافران حقیقی خوانده است. پس وظیفه ما اطاعت کامل از اوامر اهل بیت علیهم السلام و پایبندی به هر دو اصل تولی و تبری است. امید است خداوند توفیق بیشتری عنایت فرماید تا در این مسیر استوارتر گام برداریم.
امید می برم خدای متعال عزاداری های انجام شده در دو ماه محرم الحرام و صفر الاحزان و همچنین مراسمی که پیش از محرم آغاز شده و تا هشتم ربیع الاول ادامه می یابد را از همگان قبول فرماید و در دنیا و آخرت حاجات برپادارندگان شعائر حسینی را برآورده سازد و توفیق خدمت گزاری بیشتر در این راه را در آینده نصیب آنان گرداند.
وصلی الله علی سیدنا ونبینا محمد وآله الطاهرین
[1] . بحار الأنوار:۲۹ :۲۲۰.
[2] .قلم:4.
[3] طه:114.
[4] .الرحمن.
[5] .ذاریات: 56.
[6] . بقره:185.
[7] . بحار الأنوار :۱۶ :۲۵۶.
[8] . بحار الأنوار :۲۲:۴۵۳.
[9] . بحار الأنوار :۲۸ :۵۵.
[10] . بحار الأنوار :۹۸ :۳۵۷.