1- بالاتر از حفظ قرآن
بی تردید خواندن صحیح قرآن و با صوت زیبا، حفظ قرآن، خواندن تفسیر قرآن و آموزش آن به دیگران تماماً فضیلت است، اما بهتر از این امور، عمل به قرآن کریم است.
هنگامی که انسان مؤمن قرآن می خواند، باید به آنچه می خواند عمل کند و آن را در جای جای زندگی خود به منصه ظهور برساند. به عنوان مثال، هنگامی که آیه حرام بودن ربا را می خواند، باید تصمیم بگیرد از تعامل ربوی خودداری کند و از همراه شدن یا نوشتن سند چنین معاملاتی بپرهیزد و به مواردی که قرآن باز می دارد و فرمان می دهد، همچون: حرام بودن شراب، ظلم به نفس و دیگران، آراستگی به اخلاق نیکو و نمازگزاردن در اول وقت نیز باید پایبند باشد. از این روی کسی که قرآن را خوانده، حفظ و به آموزه های آن عمل کند، «صاحب (همراه و ملازم) قرآن» خوانده می شود.
2- هم پیمانان قرآن
شما قاریان و حافظان قرآن، هم پیمانان قرآن کریم هستید، لذا بایسته است که هنگام تلاوت قرآن و ضمن شناخت معنا و مفهوم آیات کریمه، عزم خود را بر عمل به هر آیه ای که می خوانید استوار کنید. به دیگر بیان، هرگاه آیات مربوط به واجبات را می خوانید، خود را به انجام واجبات ملزم کنید و چون آیات مربوط به محرمات را می خوانید، خود را به دوری از آن وادارید و زمانی که به آیات فضائل و اخلاق می رسید، خود را به اخلاق نیک بیارایید. به عنوان مثال، قرآن کریم می فرماید: «ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَکَ وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ؛ [بدی را] به آنچه بهتر است دفع کن، آن گاه کسی که میان تو و میان او دشمنی است، گویی دوستی یک دل می گردد» (سوره فصلت، آیه 34).
این آموزه الهی بدان معناست که هرکس به تو بدی کرد، با او نیکی کن و هرچند، حق داری با وی مقابله به مثل کنی، اما بنا بر این آموزه، بهتر آن است که بدی او را به نیکی پاسخ دهید.
بکوشید و به خدای متعال توکل کنید، به اهل بیت علیهم السلام متوسل شوید، به قرآن عمل کنید تا اعمالتان، اعمال قرآنی باشد.
3- سعادت جامعه
سعادت جامعه در گرو عمل به مضامین و فرمان قرآن کریم است.
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرموده اند: «فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَمَاحِلٌ مُصَدَّقٌ، وَمَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَی الْجَنَّةِ، وَمَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَی النَّارِ، وَهُوَ الدَّلِیلُ یَدُلُّ عَلَی خَیْرِ سَبِیلٍ، وَهُوَ کِتَابٌ فِیهِ تَفْصِیلٌ وَبَیَانٌ وَتَحْصِیلٌ؛ چون [امر] فتنه ها همانند شب دیجور بر شما مشتبه [و بازشناختن حق از باطل ناممکن] شد، بر شما باد به قرآن که شفاعت کننده ای است که شفاعتش مقبول و شکایتش تصدیق شده است. هرکس آن را پیش روی خود قرار دهد (پیشوای خود سازد)، به سوی بهشت پیش می بردش و هرکس آن را پشت سر افکند، به سوی آتش دوزخ سوقش می دهد. و آن (قرآن) راهنمای به سوی بهترین راه هاست و کتابی است که تفصیل و بیان و تحصیل در آن گرد آمده است».
4- جلوه قرآن در قیامت
رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند: «فعلیکم بالقرآن، فإنه شافع مشفَّع، وماحِل مصدَّق؛ بر شما باد به قرآن (در آن چنگ اندازید) که شفاعت کننده ای است که شفاعتش پذیرفته و ستیزنده و شکایت کننده ای است که شکایتش تصدیق و شنیده می شود».
قرآن کریم در روز قیامت به صورت انسانی با هیئت و شکوه و فروغ و زیبایی آمده، بر محشریان می گذرد. برخی او را می شناسند و برخی دیگر نمی شناسند. آن گاه قرآن ایستاده، به خدای متعال عرضه می دارد پروردگارا، فلان شخص مرا خواند و به آموزه های من عمل کرد، پس، از او درگذر و بر درجاتش بیفزا. فلان شخص مرا گرامی داشت، از او نیز درگذر و بر درجاتش بیفزا. آن دیگری مرا نخواند و به آموزه هایم عمل نکرد، فلان شخص مرا مهجور گذارد و آن دیگری به من بی حرمتی کرد، پس برضد آنان داوری فرما. این مطلب چکیده و صریح روایات است.
در توضیح «شافع مشفع» شایسته بیان است که قرآن کریم در روز قیامت پشتوانه، تکیه گاه و یار کسانی است که در دنیا آن را محترم شمرده، گرامی اش داشته اند و البته خدای متعال حمایت و یاری آن را درباره افراد می پذیرد.
معنی «ماحل مصدق» این است که قرآن کریم به هنگام دادخواهی در روز قیامت بدی های کسانی که قرآن را مهجور گذاشته و محترمش نداشته باشند، بر می شمرد و خدای متعال گفته اش را تصدیق و تأیید خواهد کرد.
همگی ما در دنیا به قرآن کریم نیاز داریم، لذا باید آن را بخوانیم، دانش تجوید و درست و نیکو خواندن قرآن را بیاموزیم، آن را فهم کنیم و مهم تر اینکه به آن عمل کنیم.
5- نصرت قرآن در قبر
مولایمان رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند قرآن را بیاموزید، چراکه در روز قیامت قرآن به صورت جوان زیبا و پریده رنگی نزد قاری قرآن می آید و به او می گوید من همان کسی هستم که شب ها تو را بیدار نگاه داشتم و در گرمای نیمه روز تشنه کام کردم و دهانت را خشک نمودم و [بر گونه هایت] اشک روانه کردم. هرجا بروی با تو هستم. هر تاجری در پی تجارت خود است و من امروز به ازای تجارت هر تاجری به تو سود می رسانم و از درگاه الهی تو را کرامت و گرامی داشتی خواهد رسید. پس تو را بشارت باد [و دلخوش باش]. پس از آن تاجی می آورند و بر سر او می نهند و در دست راست او امان نامه ای می دهند و بهشت جاودان را به سمت چپ او می دهند و دو جامه بر تن او می پوشانند و به او می گویند بخوان و برشو(بخوان و بالا بیا). آن گاه هر آیه ای که می خواند یک درجه بالاتر می رود. و بر تن پدر و مادرش هم اگر مؤمن باشند، دو جامه می پوشانند و به آنان گفته می شود این به پاس آن است که به او قرآن آموختید.
در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است: «فَعَلَیکُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَمَاحِلٌ مُصَدَّقٌ، وَمَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَی الْجَنَّةِ وَمَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَی النَّارِ؛ شما را به قرآن سفارش می کنم، چراکه قرآن شفاعتگری است که شفاعت او پذیرفته می شود و شاهدی است که گواهی او تأیید می شود و هرکس در پی قرآن برود [و او را پیشاهنگ خود قرار دهد]، قرآن او را به بهشت راه خواهد برد و هرکس به آن پشت کند، او را به دوزخ رهنمون خواهد بود».
لذا تلاش کنید:
اولاً: قرآن را با صدای خوش تلاوت کنید.
ثانیاً: به حفظ قرآن بپردازید.
ثالثاً: در درک مفاهیم قرآن و تدبر در معانی آن کوتاهی نورزید.
رابعاً: که از همه مهم تر است اینکه به مضامین قرآن عمل نمایید، مثلاً اگر قرآن می فرماید: «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا؛ بندگان خاص خدای رحمان کسانی هستند که وقتی جاهلان آن ها را مخاطب می سازند و سخنان نابخردانه می گویند به آن ها سلام می گویند و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند». هریک از شما بکوشد که بدی دیگران را با خوبی پاسخ دهد. نیز وقتی در قرآن این آیه را تلاوت می کنید: «وَافْعَلُوا الْخَیرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ کار نیک انجام دهید، شاید رستگار شوید»، بکوشید تمام اعمالتان نیک باشد و همین طور دیگر آیات و آموزه های قرآن را در عمل به کار برید.
6- نتایج اجتماعی دوری از قرآن کریم
به رفتار جوامع اسلامی که قانون آن ها طبعاً باید قرآن کریم باشد در ماه رمضان و دیگر ماه ها بنگرید و ببینید آیا با تعالیم قرآن کریم هماهنگی دارد؟ متأسفانه اوضاع برخی از جوامع و دولت های ما حتی از آنچه در بلاد کفر و کشورهای غیراسلامی روی می دهد بدتر است.
در رسانه ها آمده است که عده دختران یک شهر کوچک در یکی از کشورهای اسلامی که طی یک سال خودکشی کرده اند، به بیست نفر می رسد! آیا چنین وضع تأسف باری شایسته یک شهر مسلمان نشین است؟! امروزه در یک شهر کوچک طی مقطع زمانی یک سال این آمار هولناک از خودکشی دختران گزارش می شود، در حالی که طی پنج سال حکومت امیرمومنان صلوات الله علیه، آن هم بر نیمی از کره زمین و پنجاه کشور امروزین، حتی یک مورد خودکشی گزارش نشده است. چرا یک جوان دست به خودکشی می زند؟ آیا این کار جز دوری از تعالیم قرآن، معنا و توجیه دیگری می تواند داشته باشد؟
همچنین نوشته اند میانگین طلاق در یکی از کشورهای اسلامی به 60 درصد بالغ شده است. آیا از گذشته تا عصور متأخر هیچ گاه جهان شاهد چنین آمارهای تلخی بوده است؟ آیا در چنین حالی نباید برای نصرت دین بشتابیم؟ آیا همه ما کم و بیش در برابر این اتفاقات مسئول نیستیم؟ پدیده طلاق چه نتایج ناگواری بر جا می نهد؟ مرد و زنی که با هم متارکه می کنند، کم ترین اتفاقی که برایشان می افتد، نگرانی و افسردگی عصبی است و وبال جامعه می شوند. آن روزنامه همچنین نوشته بود که بیش از 25 درصد از جوانان آن کشور اسلامی بیکارند. وظیفه مقابله با این پدیده های خطرناک برعهده چه کسی است؟
این کار نیاز به برداشتن سلاح ندارد، بلکه نیازمند شناخت قرآن کریم و اجرای آن است. باید تصمیم بگیریم از یاری کنندگان دین و مصداق «من تنتصر به لدینک» باشیم.
دین عبارت است از سعادت دنیا و آخرت و بی تردید آنچه در حال رخ دادن است با دین کم ترین نسبتی ندارد، زنی که طلاق می گیرد، ده ها تن از خویشان و آشنایانش که اطراف او هستند از اتفاقی که برایش پیش آمده آزرده خاطر می شوند و این اتفاق ناگوار بر رفتار و اخلاقشان اثر منفی خواهد گذاشت.
7- ریشه نکبت های اجتماعی
در جهان امروز و باوجود این پیشرفت هول انگیز در علم و تکنولوژی و هواپیماهای جدید، کشتی های غول پیکر، ماشین ها و ابزارهای گوناگون، طلا، نفت، معادن و موادی که حتی از طلا ارزشمندتر است و از دل زمین استخراج می شود، روزانه چند هزار نفر در جهان از گرسنگی جان می سپارند؟ چرا چنین وضعی وجود دارد؟ آیا جز این است که این اوضاع ریشه در بی اعتنایی به قرآن دارد؟ خواه ازسوی کسانی که قرآن را قبول ندارند و خواه کسانی که خود را مؤمن به قرآن می شمارند. بیایید ما که با قرآن نسبت داریم، به این کتاب شریف عمل کنیم و جهانیان را نیز به عمل کردن به مضامین بلند آن فراخوانیم و بدین ترتیب این توده سیاه مشکلات و مصائب را کنار زنیم.
آیا در جایی خوانده اید که در دوران زمامداری حضرت امیرمومنان علیه السلام کسی از گرسنگی جان سپرده باشد؟ این در حالی است که امام علیه السلام دشمنان فراوانی داشت و آنان در پی کوچک ترین نقطه ضعفی از آن حضرت بودند تا آن را بزرگ کنند و در بوق و کرنا قرار دهند، ولی با این حال ما چیزی از این قبیل در حکومت حضرت نشنیده ایم و حتی یک نکته منفی از ایشان نقل نشده است. اصلا کار به جایی رسید که وقتی دشمنان حضرت از پیدا کردن نقصی در ایشان ناتوان شدند، برخی از مناقب ایشان را در شمار معایب حضرت قلمداد کردند و مثلا چون ایشان سخت دل و بی رحم نبود به نظر آنان شایستگی خلافت را نداشت و لذا گفتند: «لولا دعابة فیه».
حتی اگر یک نفر در دوران حکومت حضرت از گرسنگی جان می سپرد، غوغایی به پا می کردند، ولی چون نیافتند ساکت ماندند. آری؛ یک نفر از فرط گرسنگی جان سپرد، ولی در دوران حکومت عثمان مرد، نه حکومت امیرمومنان علیه السلام.
بکوشید از کسانی باشید که خدای متعال به واسطه آن ها دین خود را یاری می کند و از خدا استقامت در این راه را بخواهید تا مبادا خدای متعال لیاقت این مقام را از شما بستاند و به جای شما دیگران را در این جایگاه مهم بنشاند. (این پدیده ابدال نامیده می شود و باید از آن به خدای متعال پناه بریم). عبیدالله بن حر جعفی از یاران حضرت امیر علیه السلام بود و نسخه ای از آن حضرت داشت، یعنی کتابی داشت که در آن احادیثی که از حضرت شنیده بود وجود داشت و پس از او راویان، آن احادیث را از طریق او روایت کردند. از آن طرف زهیر بن قین مردی عثمانی، یعنی ناصبی و منحرف از مسیر اهل بیت علیهم السلام بود.
حضرت سید الشهدا علیه السلام در مسیرشان به کربلا با عبیدالله بن حر جعفی ملاقات و او را به یاری دعوت کردند، ولی او عذر خواست و گفت: شمشیر و اسبم را به شما می دهم! امام حسین علیه السلام شمشیر و اسب او را نپذیرفتند و خدای متعال به جای عبیدالله جعفی، زهیر بن قین را در خدمت امام حسین علیه السلام قرار داد؛ همان کسی که در ابتدای کار منحرف بود، ولی در آن سفر دعوت امام حسین علیه السلام را از دل و جان لبیک گفت.
عبید الله جعفی بعدها پشیمان و به حکام و سلاطینی مبتلا شد که قصد جانش را داشتند. او خود را در آب افکند و غرق شد و خسران دنیا و آخرت را برای خود خرید، اما زهیر به جایی رسید که در زیارت این گونه خطاب می شود: «السلام علیکم ایها الصدیقون؛ درود بر شما ای صدیقان». صدّیق بودن مقامی فوق العاده بالا است. امام کاظم علیه السلام درباره جده خود حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می گوید آن حضرت صدیقه ای بود که به شهادت رسید. بی شک صدّیق بودن، خود درجات و مراتب گوناگونی دارد و مقام شهیدان کربلا هرگز به مقام والای صدیقه دو سرا نمی رسد، ولی به هر حال زهیر بن قین و نیز دیگر اصحاب امام حسین علیه السلام به چنان مرتبت والایی دست یافتند که امامان ما به پیروان خود دستور دادند آنان را با این عبارات عظیم زیارت کنند. پس به هوش باشیم و از ابدال الهی بترسیم که به سرعت و به صورتی دهشت انگیز رخ می دهد.
8- چهره درخشان قرآن
رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله فرمودند: «عَلَیکُم بِالقُرآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَمَاحِلٌ مُصَدَّقٌ؛ شما را به قرآن سفارش اکید می کنم، زیرا قرآن شفاعتگری است که شفاعت یا بدگویی وی در حق اشخاص مردود نمی شود» و نیز فرمودند قرآن بیاموزید، زیرا روز قیامت به صورت جوان خوش سیمایی ظاهر می شود ونزد قاری قرآن می آید و می گوید من آن قرآنی هستم که تمام شب را با تو بودم و تشنه کامی ات را رفع می کردم و گلوی تو از خواندن بسیار قرآن خشک می شد و اشک از دیدگانت روان می گردید. تا اینکه می گوید پس بشارت باد تو را. پس از آن تاجی می آورند و بر سر او می نهند و نامه امان به دست راستش و حواله جاودانگی بهشت را به دست چپ او می دهند و دو حُلّه [نوعی لباس] برتن او می پوشانند. پس از آن به وی گفته می شود بخوان و برفراز شو (بخوان و تعالی بیاب). آن گاه هر آیه ای از قرآن را که می خواند، یک درجه صعود می کند. اگر پدر و مادر وی نیز مؤمن باشند، برتن آنان نیز حله می پوشانند و می گویند این پاداش به پاس آن است که به وی قرآن آموختید.
کسانی که در این جهان حرمت قرآن را پاس می دارند و فرمان آن را گردن می نهند، آن جوان خوش سیمایی را که در حدیث نبوی یادشده آمده است، خواهند دید و از دیدار وی خشنود خواهند شد و این خشنودی آنان پیوسته و گسست ناپذیر است. در مقابل، کسانی که در این دنیا به قرآن پشت می کنند، دچار اندوهی جاودان و پایان ناپذیر خواهند شد.
9- عمل به قرآن
بکوشید که هرکدام از شما ـ به ویژه جوانان ـ بامداد خود را با تلاوت آیات قرآن شروع کند، چراکه خدای متعال جوانان مؤمن و پرهیزگار را از پیران پرهیزگار دوست تر می دارد. علاوه بر این تلاش کنید آیات الهی را بیش از پیش بر رفتار و گفتار خود منطبق نمایید.
مثلاً هنگامی که در قرآن می خوانید: «وَأَقِیمُواْ الصَّلاَةَ؛ نماز را به پا دارید»، به این مطلب توجه کنید که آیا به راستی نماز را برپا داشته و اقامه کرده اید، یا صرفاً نماز خوانده اید؟ وقتی در قرآن می خوانید: «وَآتُواْ الزَّکَاةَ؛ زکات بپردازید»، به خود بازگردید و بررسی کنید که حقوق الهی چون خمس و زکات را به شایستگی می پردازید، یا خیر؟ هنگامی که می خوانید: «أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیکَ؛ من و پدر و مادر خود را سپاس بگوی»، بنگرید آیا شکر خدا را در حد توان خود به جا آورده اید؟ و آیا سپاسگزار زحمات والدین خویش هستید؟ وقتی به این گفتار خدای متعال می رسید که می فرماید: «وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَی بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللهِ؛ خویشاوندان نسبت به یکدیگر در احکامی که خدا مقرر داشته از دیگران سزاوارترند»، باید به میزان صله ارحام و دستگیریتان از خویشاوندان توجه نمایید، و سرانجام وقتی در قرآن می خوانید: «فَاتَّقُوا اللهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ؛ تا می توانید تقوای الهی پیشه کنید»، بنگرید آیا به قدر توان از محرمات الهی پروا پیشه کرده اید یا خیر؟ و با دیگر اوامر و نواهی خدای متعال در آیات قرآن به همین سان رفتار نمایید.
10- عجایب قرآن
از پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله در خصوص قرآن کریم حدیثی نقل شده که در آن آمده است: «إلتمسوا غرائبه؛ در جستجوی شگفتی های آن (قرآن) باشید».
معنای سخن پیامبر صلّی الله علیه وآله این است که هریک از ما هنگام خواندن قرآن باید به شگفتی های آن توجه کرده، بکوشیم به تعالیم قرآن عمل کنیم. همچنین یکایک ما پنج وظیفه در قبال قرآن داریم که باید به آن ها عمل کنیم:
1. قرائت صحیح آیات کتاب خدا. هر مسلمانی باید بکوشد قرائت خود را از نظر درست خواندن و ادای الفاظ و حرکات آیات، تصحیح کند، زیرا اندک تغییری در تلفظ جمله یا کلمه، معنای آن را ـ خدای ناکرده ـ کفرآمیز یا چیزی غیر از سخن خدا می کند.
2. فراگیری تجوید قرآن. بدین معنا که انسان بکوشد با صدای خوش و رعایت قواعد تجوید قرآن بخواند.
3. فهم و درک معنای آیات و کلمات قرآن کریم. این امر از اهداف مهم قرائت قرآن است.
4. عمل به قرآن. هرکس که قرآن می خواند، باید معنای آن را بداند، خواسته قرآن را از انسان بشناسد، و به آن ها عمل کند.
5. دعوت به سوی قرآن. ازجمله آموزه های قرآنی امر به معروف و نهی از منکر است که بدان فرمان داده و باز داشته است.
شهید ثانی در خصوص قرائت قرآن و عمل به آن از ابوعبدالرحمن سلمی روایتی نقل کرده که گفته است: «کسی که به ما قرآن می آموخت، گفت صحابه رسول خدا صلّی الله علیه وآله [ده] آیه از قرآن کریم را از رسول خدا صلی الله علیه وآله می گرفتند (می شنیدند) و تا زمانی که آموزه ها و وظایف ده آیه را به خوبی فرا نمی گرفتند، به سراغ ده آیه دیگر نمی رفتند».
در روایت آمده است که قرآن در روز قیامت به صورت جوانی زیباروی وارد محشر می شود و از میان کسانی که در دنیا قرآن خوانده اند، می گذرد تا اینکه در پیشگاه حضرت حق می ایستد و از کسانی که به آن عمل و بدان دعوت کرده اند، شفاعت می کند و از کسانی که قرآن را تنها و مهجور رها کرده اند، به خدا شکایت می برد.
11- قرآن و اهل بیت علیهم السلام
قرآن كریم مصدر و اساس اخلاق و بهترین منبع اخلاق علمى و عملى است. قرآن و عترت، در حدیث شریف نبوى، دو ثقل مورد سفارش پیامبرند كه تمسك به آن ها، مانع گمراهى افراد مى شود و از آن دو به «حبلان ممدودان؛ دو رشته امتداد یافته» نیز تعبیر شده است. اما نكته شایان تأمل در اینجا این است كه ما تنها به قدر پیمانه محدود ادراكمان مى توانیم از این دریاى سرشار معارف استفاده كنیم و بدون یارى معصومان علیهم السلام نمى توانیم بهره چندانى از قرآن ببریم، چراكه بطون و ابعاد و جوانب مختلف قرآن را تنها اهل بیت علیهم السلام مى توانند به درستى برداشت كنند چه اینكه گفته اند: «انما یعرف القرآن من خوطب به؛ قرآن را مخاطب آن مى شناسد».
از این روست كه مى گوییم معرفت تام و كامل قرآن تنها از آنِ پیامبر صلی الله علیه وآله و خاندان پاك او است.
12- علم قرآن و عمل به آن
مى توان گفت در زمینه قرآن و تمسك به آن، دو وظیفه داریم. یكى علم به قرآن است، و دیگر تصمیم گیرى براى عمل به آن.
در اجراى وظیفه اول باید قرآن بخوانیم، قرائت آن را ترك نكنیم، در معانى بلند آن فراوان تدبر و تفكر كنیم، تفاسیر را ببینیم، در پى فهم معانى آن برآییم و در صورت لزوم از كسانى كه آگاهى بیشترى دارند، بپرسیم. كم ترین كارى كه در این زمینه مى شود كرد و از هركس بر مى آید قرائت قرآن و بررسى معناى تحت اللفظى آن است.
موارد فوق مربوط به علم به قرآن است و چنان كه مى دانیم علم به قرآن مقدمه اتخاذ تصمیم براى عمل به قرآن است و بدون دومى، مورد نخست تحقق نمى یابد. آدمى باید از علم قرآن خبر داشته باشد تا بدان عمل كند و كسى كه در این راه كوتاهى كند و نسبت به مقدار ضرورى آن جاهل بماند، نمى تواند نادانى خود را عذر قرار دهد، چراكه در روز قیامت به سبب كوتاهى در تحصیل علم، مؤاخذه خواهد شد.
13- اهل بیت علیهم السلام، مفسران قرآن
به ابوذر كه یكى از شاگردان برجسته پیامبر صلی الله علیه وآله بود گفتند: «از كجا بفهمیم اهل بهشتیم؟». فـرمـود: «أعرضوا أعمالكم على الكتاب؛ اعمال خود را بر كتاب خدا عرضه كنید و با آن بسنجید».
در حقیقت قرآن با معیارهایى كه به ما مى دهد، بهشتى یا دوزخى بودن افراد را مشخص مى كند. البته این نكته را نباید از نظر دور داشت كه قرآن نیازمند تفسیر است و مفسران حقیقى قرآن اهل بیت علیهم السلام هستند. خود قرآن در این باره مى فرماید: «مَآ ءَاتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ ومَا نَهاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا؛ آنچه رسول خدا به شما داد برگیرید و از آنچه شما را نهى كرد باز ایستید».
این آیه به اصطلاح فقها بر قرآن ورود و حكومت دارد. رسول گرامى اسلام صلی الله علیه وآله نیز درباره خاندان خود فرمودند: «مثل أهل بیتى كسفینة نوح؛ مثل خاندان من، چون كشتى نوح است».
بنابراین، سخنان پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و خاندان او امتداد قرآن و جزء جدایى ناپذیر و مبین آن است، به گونه اى كه مخالفت با كلام آنان مخالفت با نص قرآن است.
باید دانست كه براى عمل به قرآن صِرف تصمیم كافى نیست، بلكه پیگیرى و پشتكار و استمرار باید تا در این راه موفق شد.
14- حضور قرآن در قیامت
در روایات آمده است در روز قیامت قرآن بر تمام مردم اعم از مسلمان و غیرمسلمان ازجمله عالمان مى گذرد و بر هر طایفه از مسلمانان كه مى گذرد، آن را در هیئت شخصى بسیار زیبا و نورانى مى بینند و هر گروه گمان مى كنند كه او را پیش تر جایى دیده اند و مى شناسند، ولى با این حال كاملاً به جا نمى آورند كه این شخص نورانى و زیبا كیست. وقتى قرآن از میان عالمان مى گذرد چهره نورانى و زیباى او را به یاد مى آورند و هنگامى كه از برابر شهداى بَرّ (كسانى كه در صحرا به شهادت رسیده اند) مى گذرد آنان نیز گمان مى كنند جمال دل گشاى او را جایى دیده اند و مى شناخته اند. عالمان گمان مى كنند این شخص زیبا از آنان است و شهدا خیال مى كنند در شمار شهیدان است. اصناف دیگر در قیامت نیز نسبت به جمال قرآن چنین انگاره اى خواهند داشت.
مختصر اینكه قرآن از میان همه طوایف مى گذرد و با حضرت حق مكالمه مى كند و درباره تك تك اصناف و افراد و نوع برخوردى كه در دنیا با او داشتند، به خداى متعال گزارش مى دهد. مثلاً مى گوید فلان كس حق مرا به تمامى داد و آموزه هاى مرا در زندگى به كار بست، و آن دیگرى كم تر چنین بود و سرانجام فلان شخص امر مرا زیر پا نهاد و حق مرا ادا نكرد و به من جفا نمود و ... . سپس قرآن نزد خداوند از برخى افراد شفاعت و از گروهى دیگر نیز شكایت مى كند. چنان كه مى دانیم خداى تعالى از همگان حتى از رسولان الهى نیز شاهد طلب مى كند: «فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیهِمْ وَلَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ؛ از كسانى كه به سویشان پیامبر فرستادیم و از خود پیامبران پرسش خواهیم كرد».
اما خداوند از قرآن بابت شفاعت و شكایتى كه از حق گزار و حق ناشناس مى كند، گواهى طلب نمى كند و چنان كه در روایت آمده: «شافعٌ مشفّع، وماحلٌ مصدق؛ شفاعت كننده اى كه شفاعتش پذیرفته شده و آنچه گوید، تصدیق مى شود».
بى شك خوشحالى عظیم در آن روز از آن كسانى است كه حق قرآن را چنان كه باید پاس دارند و البته این افراد كم هستند. كسى كه مى خواهد در شمار این گروه قرار گیرد، البته باید زحمت فراوان بكشد و با تمام وجود اوامر قرآن را اجرا كند و در برابر امر آن تسلیم باشد و پیوسته به همپایگان قرآن كه محمد وآل محمد صلوات الله علیهم هستند، توسل جوید تا خدا یارى اش دهد و در شمار این افراد كامكار و خوشبخت قرار گیرد.
15- عترت و قرآن، در کنار هم
قرآن بهترین كتاب اخلاق و معیار بازشناختن اخلاق حسنه از اخلاق سیئه و ناپسند است و مبین و مفسر قرآن تنها عترت پیامبر صلی الله علیه وآله هستند، به این دلیل كه حضرت رسول صلی الله علیه وآله وقتى فرمودند: «إنهما لن یفترفا» انگشت سبابه دست راست و انگشت سبابه دست چپ را كنار هم آوردند، در حالى كه مى توانستند با دو انگشت از یك دست بدین مفهوم اشاره كنند، اما چون انگشتان یك دست یكسان و هم تراز نیستند، حضرت دو انگشت اشاره خود را كنار یكدیگر قرار دادند و بدین وسیله كمال همبستگى و مشابهت این دو وجود نورانى را به مردم گوشزد فرمودند، یعنى قرآن با عترت است و عترت با قرآن و جدا كردن قرآن از عترت، مایه گمراهى و دور شدن از صراط مستقیم الهى است.
16- معنای تلاوت حقیقی
تلاوت كتاب چیست؟ به كار بردن واژه تلاوت درباره قرآن علاوه بر اینكه در روایات فراوان است، خاستگاه قرآنى دارد. این واژه از ریشه «تلو» كه به معناى پیروى و متابعت است برگرفته شده است. چنان كه مى دانیم معناى یك ماده لغوى معمولاً در تمام صیغ آن ـ مصدر باشد یا اسم فاعل و مفعول یا جز آن ـ حضور دارد و در زبان عربى كمتر به ساخت هایى بر مى خوریم كه با معناى اصلىِ ریشه، فاصله بسیارى داشته باشند و با چندین علاقه و مناسبت بعید به معناى اصلى باز مى گردند. براى مثال، معناى «غَسل» یا شستن در تمام تركیبات غُسل (نوعى شستشو)، مَغْسل (مكان شستشو)، غسّال (شوینده) و ... حضور دارد. واژه تلاوت نیز چنین است و معناى پیروى و متابعت در آن لحاظ شده است. از اینجا روشن مى شود كه چرا در متون دینى بیشتر تلاوت قرآن گفته اند تا قرائت قرآن، اما هیچ گاه درباره یك كتاب علمى یا عادى تعبیر تلاوت به كار نمى رود، زیرا در ماده «قرائت» معناى پیروى و متابعت ـ چنان كه در تلاوت اِشراب شده ـ وجود ندارد.
در حقیقت نهادن نام تلاوت بر چنین كارى حكایت از آن دارد كه هرچند قرائت به خودى خود مطلوب است، ولى تلاوت و پیروى از اوامر كتاب عزیز در درجه اول اهمیت قرار دارد. اگر از به كار بردن اصطلاحات علمى باكى نداشته باشیم، مى توانیم بگوییم هرچند خواندن قرآن به نوبه خود موضوعیت دارد، ولى غرض اصلى از قرائت آن، طریقت اصل است.
چنین قرائتى مانند وضو گرفتن و نماز نخواندن است. وضو به خودى خود عبادت و نور و مستحب مستقلى است كه فى نفسه موضوعیت دارد، ولى فرض كنیم كسى هنگام فجر وضو سازد و فریضه صبح را بجا نیاورد یا به هنگام اذان ظهر وضو بگیرد، ولى نماز ظهر وعصر را ترك كند. این وضو در عین اینكه به خودى خود فعل خوبى است، ولى تمام روح این عبادت به این است كه مقدمه ورود به نماز و راز و نیاز با رب العالمین شود.
مقصود این نیست كه قرائت صرف را مطلقاً فاقد ثواب و ارزش بدانیم، بلكه این كار همسنگِ حج بدون نیت صادقه یا روزه غیرواقعى و اعمال ظاهرى است كه روح و باطن چندانى ندارد، ولى از پاداش الهى نیز بى بهره نیست.
بنابراین، قارى قرآن باید در معانى بلند آن تأمل كند و بكوشد اوامر آن را به كار بندد و به هنگام خواندن قرآن، بر تعامل و تفاعل خود با قرآن بیفزاید و از آن تأثیر پذیرد. همه قرآن خوانان قرائت مى كنند، ولى تنها تلاوت قرآن است كه باید با دل پاك و نیت راست باشد كه باید توفیق آن را از خدا مسألت كرد.
17- وصیت امیرمومنان علیه السلام درباره قرآن
امیرمؤمنان، حضرت علی علیه السلام ملاك محبت خود را در وصیتشان به امام حسن و امام حسینعلیهما السلام و تمام فرزندان، بستگان و همه كسانى كه وصیتش به آنان مى رسد، چنین بیان فرمودند: «اللَه اللَه فی القرآن لایسبقنّكم بالعمل به غیركم؛ خدا را، خدا را درباره قرآن، مبادا دیگران در عمل به آن بر شما پیشى گیرند».
باتوجه به اینكه هركس در وصیت نامه خود مهم ترین مسائل مورد علاقه خود را بیان مى كند، از این رو مى توان اظهار داشت حضرت در این وصیت نامه خواسته هاى خود از شیعیان را بیان فرموده اند، ازجمله حضرت، شیعیان را تشویق مى كنند تا در یك مسابقه سازنده، هركس تلاش كند بر دیگرى سبقت گیرد. در قیامت، نمره كارنامه اعمال افراد، مانند نمره كارنامه شاگردان یك مدرسه است كه نمره برخى كمتر از حد نصاب قبولى است و مردود هستند و نمره افراد قبول شده نیز متفاوت است. شاید مثلاً چند برادر، خواهر یا دوست در یك كلاس درس بخوانند و همه قبول شوند، اما یكى نمره حداقل قبولى مى گیرد و دیگرى، نمره حداكثر قبولى و نمره دیگران میان این حداكثر و حداقل قبولى است. حضرت مى فرمایند در این مسابقه سرنوشت ساز، اجازه ندهید كسى بر شما سبقت بگیرد و تلاش كنید شما نفر اول باشید، زیرا درجه و رتبه افراد متفاوت است: «هُمْ دَرَجَتٌ عِندَ اللهِ؛[هریك از] ایشان را نزد خدا درجاتى است».
سعى كنیم دیگر بندهاى این وصیت نامه را نیز مطالعه و به آن عمل كنیم و در قلبمان با امیرمؤمنان علیه السلام پیمان ببندیم كه به فرامین آن حضرت عمل خواهیم كرد و از خود ایشان هم بخواهیم براى ما دعا كند تا خدا به ما توفیق عمل به قرآن و وصایاى ایشان را عنایت فرماید.
در این راستا باید تصمیم بگیریم و عمل به عهد و پیمانمان با آن حضرت را شروع كنیم، هرچند شیطان، نفس اماره و مشكلات دنیوى، مانع از عمل صد در صد ما به قرآن مى شود، اما باید صعود از پله هاى كمال و رستگارى را شروع كنیم و بدانیم كه آقا امیرمؤمنان علیه السلام دست ما را مى گیرند و به ما كمك مى كنند. آن حضرت به دوستانشان علاقه دارند و دوست دارند آنان با عمل به قرآن رستگار شوند.
خداى متعال با تشویق به حضور در چنین مسابقه اى مى فرماید: «وَ فِى ذَلِكَ فَلْیتَنَافَسِ الْمُتَنَفِسُونَ؛ و در این [نعمت ها] مشتاقان باید بر یكدیگر پیشى گیرند».
18- عمل به قرآن سبب خشنودی امیرمومنان علیه السلام
نخستین مرحله عمل به قرآن، شناخت آن است و نظر به اینكه در ماه مبارك رمضان، غالباً زمینه قرائت قرآن فراهم تر و بیشتر است، ما نیز در این شب ها كه مصادف با شهادت آقا امیرمؤمنان علیه السلام است، تصمیم بگیریم هر روز چند صفحه از قرآن را قرائت كنیم و پس از ماه مبارك رمضان نیز در طول سال قرائت قرآن را ترك نكنیم و هر صفحه اى كه مى خوانیم درباره آن تأمل كنیم، و اگر تاكنون مثلاً هر صفحه را دو یا سه دقیقه مى خوانده ایم، وقت آن را دو برابر كنیم و بیشتر نسبت به معانى آن تأمل نماییم و ببینیم پیام هر آیه قرآن چیست؟
به گونه اى عمل كنیم كه آقا امیرمؤمنان علیه السلام به وجود شیعیانى مانند ما افتخار كنند و وقتى از دنیا مى رویم و در قیامت با آن حضرت مواجه مى شویم، شرمنده نشویم.
19- فراگیری قرآن، مقدمه عمل به آن
به یك نكته مهم توجه داشته باشید و آن این است كه هرچند مطالعه قرآن، با تجوید و زیبا خواندن آن، حفظ، فهم معنا و تفسیر آن فضیلت است، ولى تمام اینها مقدمه عمل به قرآن است. مثلاً اگر هنگام اذان ظهر شخصى بپاخیزد و اگر لباسش پاك نیست آن را تطهیر یا لباس پاك به تن كند، بدنش از نجاست پاك باشد و پس از وضو رو به قبله بایستد و تمام مقدمات نماز را فراهم آورده باشد، اما نماز نخواند، آن همه مقدمات بى فایده است، زیرا هدف از یافتن جهت قبله، گرفتن وضو، پاك بودن لباس، تهیه لباس با مال حلال و ... بجا آوردن نماز صحیح است.
مطالعه قرآن و زیبا خواندن آن و ... در جاى خود فضیلت دارد، اما تمام اینها مقدمه عمل به قرآن است، یعنى انسان بفهمد قرآن چه فرموده است و به آن عمل كند و اعمال خود را با آن تطبیق بدهد. پیام اصلى حضرت زهرا علیها السلام این است كه عمل هریك از شما بانوان محترم با قرآن سازگارتر باشد، در روز قیامت بیشتر مورد عنایت و رضایت آن حضرت قرار مى گیرید.
20- ملاک در اهل بهشت بودن
از ابوذر پرسیدند از كجا بفهمیم اهل بهشت هستیم؟ ابوذر كه از یاران بسیار نزدیك رسول اللَه صلى الله علیه وآله و اهل بیت علیهم السلام بود و پیامبر صلی الله علیه وآله در حق او فرمودند: «یا أباذر، إنك منّا أهل البیت؛ اى ابوذر، تو از ما اهل بیت هستى»، در پاسخ گفت: اگر مىخواهید بفهمید اهل بهشت هستید یا نه، خودتان را با قرآن بسنجید، یعنى از اول سوره حمد تا آخر قرآن كه مى خوانید، اعمال خود را با آن تطبیق دهید. اگر رفتارتان با آموزه هاى قرآن سازگار بود، اهل بهشت هستید وگرنه اهل بهشت نیستید.
21- اهمیت عمل به قرآن کریم
در منابع تاریخى نقل شده است یكى از ستمكارانى كه تنها در اسم مسلمان بود، از دنیا رفت و فرزندانش كسى را گماردند تا سر قبر او قرآن بخواند. مرد ستمگر شبى به خواب فرزندش آمد و از او خواست تا قارى را از سر قبرش بردارد. فرزندش گفت: همه آرزو مى كنند پس از مرگشان، ورثه آنان كسى را استخدام كنند تا بر سر قبرشان قرآن بخوانند، چرا شما از این عمل نهى مى كنید؟
گفت: براى اینكه این شخص وسیله شدت عذاب من شده است، زیرا هر آیه اى كه مى خواند، ملائكه از من مى پرسند: آیا این آیه را شنیدى یا نه؟ و آیا در دنیا مى دانستى یا خیر؟ و اگر مى دانستى چرا مخالفت كردى؟ آنگاه مرا عذاب مى كنند.
بنابراین، تمام مقدمات قرائت قرآن براى عمل به آن است. مثلاً انسانى كه سوره حمد، بقره، آل عمران و ... را مى خواند، حفظ مى كند، تفسیر و معنایش را فرا مى گیرد و قرآن را با تجوید قرائت مى كند، همه مقدمه عمل به قرآن است. بدین معنا كه قرآن را بخواند و واجبات را بشناسد و به آن پایبند شود و محرمات را بشناسد و از آن ها دورى كند. همچنین با اخلاق و عقاید اسلامى آشنا و به آن ها ملتزم گردد و آیات قرآن درباره خداى تبارك و تعالى و صفات ثبوتیه و سلبیه او، انبیا، پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله، امامت، مرگ، قبر، حساب و كتاب قیامت، بهشت و جهنم را كه مى خواند اعمال خود را با آن ها محك زند و ببیند آیا جزو بهشتى هاست یا دوزخیان؟
22- هدایت مردم، علت نزول قرآن
امیدوارم ـ تبلیغ کنندگان قرآن و معارف قرآنی ـ در این راه موفق باشند و با جدیت در این راه گام بردارند، چراكه براساس قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام، قرآن، مایه نجات، سعادت، خیر و شفاعت است و باتوجه به اینكه ماه مبارك رمضان تازه پایان یافته و دل ها به بركت این ماه آمادگى بیشترى براى انجام عمل صالح دارند، بتوانید از این فرصت بیشتر و بهتر بهره مند شوید.
نظر به اینكه در راه شناخت قرآن كوشش مى كنید، باید به این نكته توجه داشته باشید كه هدف خداى متعال از نزول قرآن و دیگر كتاب هاى آسمانى مانند: تورات، انجیل، زبور و صحف ابراهیم و ... بر پیامبران و ارسال رسولان و تعیین اوصیاى آنان، هدایت مردم بوده است. از این رو خداى سبحان همه ما را موظف فرموده تا وظایف خود را فراگیریم و به دیگران نیز آموزش دهیم و بلكه به آموزشِ تنها بسنده نكنیم، بلكه با تشویق و ترغیب مردم، هدف مقدس امر به معروف و نهى از منكر را محقق كنیم.
23- راه پاسداری از قرآن
براى اینكه بدانیم قرآن درباره اصول و فروع دین و اخلاق اسلامى چه مى فرماید، تصمیم بگیریم در اولین فرصت، هر روز اول صبح چند آیه از قرآن را تلاوت كنیم. و با خواندن همراه با تدبر قرآن، دریابیم كه سخن و كردار ما تا چه اندازه مورد پسند قرآن است و در صورت مشاهده ناهمسویى در رفتار خود با قرآن، به تعدیل و اصلاح آن بپردازیم.
مثلاً جوانان و نوجوانانى كه آیه: «وَ بِالْوَلِدَینِ إِحْسَانًا؛ و به پدر مادر احسان كنید» را تلاوت مى كنند، بررسى كنند و ببینند برخوردشان با پدر و مادر، با این آیه چه مقدار سازگارى دارد. اگر سازگار است، خدا را شكر كنند، و اگر - خداى ناكرده - برخورد آنان با والدینشان با این آیه در تعارض است، از خدا طلب استغفار كنند و تصمیم بگیرند از آن به بعد رفتار خود را با والدین اصلاح كنند، تا مبادا آنان را از خود ناراضى كنند و بدانند كه رفتار ناشایست با والدین، خلاف سفارش قرآن كریم و پیامبر خدا صلى الله علیه وآله است.
24- توصیه ای به اهل قرآن
شما قاریان و حافظان قرآن، هم پیمانان قرآن کریم هستید، لذا بایسته است که هنگام تلاوت قرآن و ضمن شناخت معنا و مفهوم آیات کریمه، عزم خود را بر عمل به هر آیه ای که می خوانید استوار کنید. به دیگر بیان، هرگاه آیات مربوط به واجبات را می خوانید، خود را به انجام واجبات ملزم کنید و چون آیات مربوط به محرمات می خوانید، خود را به دوری از آن وادارید و زمانی که به آیات فضائل و اخلاق می رسید، خود را به اخلاق نیک بیارایید.
به عنوان مثال، قرآن کریم می فرماید: «ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَکَ وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ؛ [بدی را] به آنچه بهتر است دفع کن، آن گاه کسی که میان تو و میان او دشمنی است، گویی دوستی یک دل می گردد» (سوره ی فصلت، آیه34).
این آموزه الهی بدان معناست که هرکس به تو بدی کرد، با او نیکی کن و هرچند حق داری با وی مقابله به مثل کنی، اما بنابر این آموزه، بهتر آن است که بدی او را به نیکی پاسخ دهی.
25- قرآن از زبان رسول خدا صلی الله علیه وآله
رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند: «فعلیکم بالقرآن، فإنه شافع مشفَّع، وماحِل مصدَّق؛ بر شما باد به قرآن (در آن چنگ اندازید) که شفاعت کننده ای است که شفاعتش پذیرفته و ستیزنده و شکایت کننده ای است که شکایتش تصدیق و شنیده می شود».
قرآن کریم در روز قیامت به صورت انسانی با هیئت و شکوه و فروغ و زیبایی آمده، بر محشریان می گذرد. برخی او را می شناسند و برخی دیگر نمی شناسند. آن گاه قرآن ایستاده، به خدای متعال عرضه می دارد پروردگارا، فلان شخص مرا خواند و به آموزه های من عمل کرد، پس، از او درگذر و بر درجاتش بیفزا. فلان شخص مرا گرامی داشت، از او نیز درگذر و بر درجاتش بیفزا. آن دیگری مرا نخواند و به آموزه هایم عمل نکرد، فلان شخص مرا مهجور گذارد و آن دیگر مرا مورد بی حرمتی قرار داد، پس برضد آنان داوری فرما. این مطلب چکیده و صریح روایات است.
در توضیح «شافع مشفع» شایسته بیان است که قرآن کریم در روز قیامت پشتوانه، تکیه و یار کسانی است که در دنیا آن را محترم شمرده و گرامی اش داشته اند و البته خدای متعال حمایت و یاری آن را درباره افراد می پذیرد.
معنی «ماحل مصدق» این است که قرآن کریم به هنگام دادخواهی در روز قیامت بدی های کسانی که قرآن را مهجور گذاشته، محترمش نداشته باشند، برمی شمرد و خدای متعال گفته اش را تصدیق و تأیید خواهد کرد.
26- بکوشیم
تلاش کنید اولاً قرآن را با صدای خوش تلاوت کنید، ثانیاً به حفظ قرآن بپردازید، ثالثا در درک مفاهیم قرآن و تدبر در معانی آن کوتاهی نورزید و رابعاً که از همه مهم تر است، اینکه به مضامین قرآن عمل نمایید.
از همه مهم تر اینکه به مضامین قرآن عمل نمایید. مثلاً اگر قرآن می فرماید: «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا؛ بندگان خاص خدای رحمان کسانی هستند که وقتی جاهلان آن ها را مخاطب می سازند و سخنان نابخردانه می گویند، به آن ها سلام می گویند و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند». هریک از شما بکوشد که بدی دیگران را با خوبی پاسخ دهد. نیز وقتی در قرآن این آیه را تلاوت می کنید: «وَافْعَلُوا الْخَیرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ کار نیک انجام دهید، شاید رستگار شوید» بکوشید تمام اعمالتان نیک باشد و همین طور دیگر آیات و آموزه های قرآن را در عمل به کار برید.
بکوشید جوانان را نیز به سمت جلسات قرائت و حفظ و تفسیر قرآن جذب کنید و آنان را به عمل کردن به قرآن ترغیب نمایید. همچنین شایسته است خواهران مؤمنی که قرائت و تفسیر قرآن می دانند و از احکام و مفاهیم قرآن آگاهند، جلساتی برای دختران و بانوان تشکیل دهند.
امید است بدین وسیله قرآن کریم در روز قیامت شفیع شما باشد تا خدای متعال درجات بالای بهشت را روزی شما کند.
27- آخرین خواسته ها
مولای متقیان پس از ضربت خوردن و کمی قبل از اینکه به شهادت برسند، یعنی در شب شهادت، خطبه ای ایراد داشتند و در آغاز آن یادآوری کردند که مخاطب ایشان همه کسانی هستند که این خطبه به گوششان خواهد رسید. بنابراین، ما و همین طور نسل هایی که پس از ما خواهند آمد، در هر زمان و مکان، مخاطب این کلمات گهربارخواهیم بود.
حضرت این سخنان را در حالی ایراد فرمودند که براثر ضربت شمشیرِ مسموم، فرق مبارکشان شکافته شده و این ضربه ناجوانمردانه به مغز سرشان رسیده و خون فراوانی از آن خارج شده بود، تا جایی که اصبغ بن نباته ـ که دید سر مبارک حضرت با دستمال زردی بسته شده است ـ گفت: ندانستم کدام یک زردتر است، دستمال یا چهره مبارک حضرت.
ولی امام علیه السلام با همین حال ناگوار خطبه ای ایراد فرمودند و صریحاً مخاطب سخنان خود را تمام نسل ها دانستند. همه سخنان امام علیه السلام و همه سخنان دیگر امامان معصوم علیهم السلام جهانی است، ولی خصوصیت این خطبه این است که در آن، این مطلب اعلام و بدان تصریح شده است.
امام علیه السلام در یک جای این خطبه می فرمایند: «الله الله فی القرآن؛ از خدا بترسید و جانب قرآن را نگاه دارید»، یعنی بدان تمسک کنید و پایبند باشید. از آن غافل نشوید و در عمل بدان کوتاهی نورزید و روش خود را در تمام ابعاد زندگی براساس آن بنا نهید.
حضرت سخنان خود را با این جمله نغز ادامه می دهند: «لا یسبقکم بالعمل به غیرکم؛ مبادا در عمل کردن به قرآن دیگران از شما پیشی گیرند»، یعنی مبادا در این زمینه عقب بمانید و دیگران از شما پیش افتند. منظور از «غیرکم» در کلام حضرت طبعاً نامسلمانان هستند، یعنی بت پرستان، خورشید پرستان، ماه پرستان، کسانی که ادعا و گمان می کنند از پیروان حضرت موسی یا حضرت عیسی علی نبینا وآله وعلیهما السلام هستند و نیز کافرانی که به هیچ چیز اعتقاد ندارند.
معنی فرمایش امام علیه السلام این است که مبادا آنان پیش از شما به یکی از آیات قرآن عمل کنند و بدین ترتیب سعادت و پیشرفت را برای خود رقم زنند و شما در زندگی عقب بمانید. برای نمونه مبادا این گونه باشد که در کشورهای آنان آزادی وجود داشته باشد به طوری که هیچ یک از شهروندانشان به کشورهای شما پناهنده نشود و اساساً نیازی به این کار احساس نکنند، ولی کشورهای شما صادر کننده پناهندگان باشد. در آن صورت علت این مسأله آن است که آنان با اینکه نامسلمانند به مضامین آیات قرآن عمل کرده اند و شما که مسلمانید از عمل به آن وا مانده اید.
با کمال تأسف بیشتر پناهندگان در جهان مربوط به کشورهای اسلامی هستند. بنابراین، شما پیروان و دوستداران امیرمومنان حضرت علی علیه السلام به ویژه جوانان وظیفه دارید سخنان امام علیه السلام را به گوش جان بشنوید و برای تغییر وضع موجود خود بکوشید و با پیش دستی کردن در عمل به قرآن، در همه سطوح زندگی از دیگران جلوتر باشید.
آن روز که امام علیه السلام این سخنان را خطاب به همه نسل ها می فرمود، یعنی در چهارده قرن پیش، آینده و وضعیتِ زندگی امروز ما را می دید و لذا به ما در خصوص عمل نکردن به قرآن و عقب ماندن از کاروان زندگی در همه زمینه ها هشدار می داد.
وضعیت فعلی بسیار تلخ و دردناک است و ما باید بیش از گذشته هشیار باشیم، چراکه مشکلاتی که امروزه مسلمانان با آن دست و پنجه نرم می کنند، بیش از مشکلات یک دهه پیش، و مشکلات این قرن بیش از قرون گذشته است.
چرا شاهد این واقعیت تلخ هستیم که کسانی که قرآن را قبول ندارند و خود را مسلمان نمی دانند با عمل به مضامین قرآن و به نسبت عمل به آن، به نیک بختی دست می یابند و ما که خود را مسلمان می دانیم از عمل به آن غافلیم؟!
معانی و مضامینی که در قرآن کریم وجود دارد همان چیزی است که سعادتمندی می آفریند. دیگران به قرآن اعتقاد ندارند و اگر به آموزه های قرآنی عمل می کنند نه از آن روست که این امور آموزه های قرآن است. با این حال و با همه بدی هایی که این افراد دارند، اگر اعمالشان با تعالیم قرآنی انطباق داشته باشد، به اندازه انطباق اعمالشان با قرآن نتیجه می گیرند و آثار مثبت آن در زندگی شان منعکس می شود.
حضرت امیرعلیه السلام حدود پنج سال حکومت کردند و حکومت ایشان از نظر مشکلاتِ فراوانِ داخلی و خارجی کم نظیر و بلکه بی نظیر بود، اما به رغم کوتاهی مدت زمامداری ایشان و وجود آن همه مشکلات، سخنان و اعمال درخشان حضرت طی این مدت، این دوره را از همه جهت در کل تاریخ به دوره ای بی نظیر تبدیل کرده است. این موضوع می تواند کلید نگارش صدها کتاب درباره آن نقاط درخشان شود که در تاریخ کم نظیر یا بی نظیر است.
اقتصاد همیشه مسأله مهمی بوده است. با پول و ثروت است که اعمال خیریه و عام المنفعه پشتیبانی می شود و با کمک همین مال و ثروت است که قوای باطل به نشر باطل و رذیلت می پردازند. روزی که اموال حضرت خدیجه سلام الله علیها تمام شد، پیامبر صلی الله علیه وآله مجبور شدند به شعب ابی طالب علیه السلام پناه ببرند. البته یاری خدای متعال هیچ گاه متوقف نشد و پیامبر صلی الله علیه وآله جهاد خود را ادامه دادند و ابلاغ رسالتشان همچنان ادامه یافت.
امیرمومنان علیه السلام بر مصر ـ که از مصر امروز بزرگ تر بود ـ یک والی گماشته، برایش عهد نامه ای نگاشتند. در این عهدنامه مشهور دو سطر درباره تجارت آمده است که قبل از پرداختن به آن یادآوری نکته ای لازم است.
در جنگ جهانی دوم ژاپن جزو کشورهایی بود که خسارات بسیاری متحمل و اقتصاد آن کشور ویران شد. در آن روز یکی از کشورهای اسلامی که ذکر نام آن لازم نیست هم ویران شد و اقتصاد آن به شدت دچار ویرانی گردید، اما خساراتی که ژاپن و اقتصاد ژاپن متحمل شد از آن کشور اسلامی بیشتر بود.
شما پیروان و دوستداران امیرمومنان علیه السلام به ویژه جوانان وظیفه دارید سخنان امام علیه السلام را به گوش جان بشنوید و برای تغییر وضع موجود خود بکوشید و با پیش دستی کردن در عمل به قرآن، در همه سطوح زندگی از دیگران جلوتر باشید.
با پایان یافتن جنگ، ژاپنی ها شروع به بازسازی کشورشان کردند و یکی از اقداماتشان در این خصوص، عمل به مضمون همین دو سطر بود که در عهدنامه امام علیه السلام آمده است. طبعاً آنان نمی گویند به سفارش امام عمل کردند، ولی در هر حال آنچه اهمیت دارد این است که به مضمون این دو سطر عمل کردند. شاید برخی از آنان این عهدنامه را یافته و به آموزه های اقتصادی آن عمل کرده و نخواسته باشند این مطلب را بازگو کنند. چه خوب بود اگر پژوهشگران جوان به پی جویی و پژوهش در این خصوص می پرداختند.
این دو سطر مربوط به مسأله صادرات و واردات کالا است و نوشته اند در پی سیاست ژاپن در زمینه صادرات و واردات، این کشور به چنان پیشرفت فوق العاده ای نائل شد که طی دهه های اخیر، اقتصاد این کشور حتی بر اقتصاد امریکا ـ آن هم در داخل امریکا ـ تفوق چشمگیری یافت. در پی همین برتری چشمگیر اقتصادی، امریکا مجبور شد برای حفظ اعتبار خود قانونی تصویب کند و طی آن کالاهای ژاپنی را محدود نماید. اتخاذ چنین سیاستی با قانون کلی امریکا ـ که هیچ محدودیتی در قبال هیچ کشوری ایجاد نمی کند ـ منافات دارد و امریکا برای حفظ اقتصاد خود در برابر تفوق اقتصادی ژاپن این تدبیر را اندیشید. اما ژاپن برای تحقق بخشیدن به این جهش اقتصادی چه کرد و چگونه توانست بر اقتصاد امریکا حتی در درون این کشور و باوجود امکانات فراوان مادی آن تفوق یابد؟
ژاپن به مضمون دو سطر از عهدنامه امام علیه السلام عمل کرد. امام علیه السلام طی این دو سطر از والی خود می خواهد که کار صادرات و واردات کالا را به خود تاجران واگذارد و دولت در آن دخالتی نکند، یعنی صادرات و واردات آزاد باشد و دولت جز نظارت نقش دیگری در آن نداشته باشد. حضرت می فرمایند: «ثم استوص بالتجار وذوی الصناعات وأوص بهم خیراً المقیم منهم والمضطرب بماله و المترفق ببدنه فإنهم موادّ المنافع وأسباب المرافق، وجلاّبها من المباعد والمطارح فی برّک وسهلک وجبلک وحیث لا یلتئم الناس لمواضعها ولایجترئون علیها فإنهم سلم لا تخاف بائقته وصلح لا تخشی غائلته. وتفقّد أمورهم بحضرتک وفی حواشی بلادک؛ سپس سفارش نیک در حق آنان بکن، چه آنان که در شهر خود مقیم اند و چه آنان که با سرمایه خود به شهرهای مختلف می روند و چه کسانی که از دسترنج خود زندگی می کنند، زیرا آنان در چشمه منافع و اسباب فراهم آوردن ساز و برگ زندگی و به دست آورنده آن از نقاط دور، صحرا، خشکی و دریا، دشت و کوهسار و جاهایی هستند که مردم در آن جاها گرد نمی آیند و جرأت رفتن به آنجا را ندارند. آنان مردمی مسالمت جویند که بیم فتنه گری از آنان نمی رود و از شر و فسادشان وحشتی احساس نمی شود به کارهای آنان رسیدگی کن خواه در محضر تو باشند، یا در اطراف بلاد تو به سر ببرند».
یک تاجر طبیعتاً در پی سود است و برای به دست آوردن منفعت، دائماً در حال تهیه احتیاجات مردم است. از این رو اگر او را آزاد بگذاریم، نیازهای مردم را برآورده می سازد و در تابستان چیزهایی را که مردم در زمستان به آن نیاز دارند تهیه می کند و در زمستان در پی فراهم کردن اموری است که مردم در تابستان به آن نیازمند خواهند شد.
وانگهی این تحرک تجاری با فراهم کردن فرصت های شغلی، افراد بیکار فراوانی را به کار مشغول می کند و باعث بهره برداری از هر پول و ثروتی می شود، حتی اگر اندک باشد.
از این رو هیچ ضرورتی ندارد که دولت در سود تجار شریک شود یا درصدی از آنان بستاند، بلکه فقط وظیفه دارد بر آنان نظارت کند تا ازسوی مصرف کنندگان یا خود تجار به حدود و حقوق الهی یا حقوق بندگان تعدی نشود و دولت اسلامی فقط حقوق شرعی نظیر خمس و زکات را می ستاند و آنکه از پرداخت این حقوق خودداری کند، حسابش با خدا خواهد بود. این کاری است که ژاپن آن روز انجام داد و مسأله صادرات و واردات را به تاجران واگذار نمود. همین آزادی تجاری باعث شد ژاپن به آن پیشرفت و توسعه اقتصادی دست یابد، هرچند امکانات مادی این کشور به پای امکانات مادی امریکا نمی رسید.
امروزه جوانان مؤمن وظیفه دارند مجدانه تلاش کنند تا غیرمسلمانان بر مسلمانان تقدم نیابند. طبعاً منظور این نیست که چنین کاری با خشونت و درگیری و جنگ صورت پذیرد، بلکه باید از طریق معرفت، آگاهی بخشی و عمل تحقق یابد. جوانان باید این حقایق را از عمق جان درک کنند و جایگاه والای قرآن را بشناسند و آن را به جهانیان معرفی کنند.
همین مسأله به تنهایی می تواند ماده خام و اساسی کار تولید یک فیلم شود و چه بسا بسیاری از مسیحیان و مشرکان عالم با تماشای آن به اسلام گرایش پیدا کنند، زیرا طبیعت مردم به گونه ای است که در پی زندگی بهترند و قرآن چنین چیزی را برایشان تضمین می کند، چراکه قرآن برای سعادت دنیا و آخرت نازل شده و امامت ـ همان طور که در کتاب هایمان خوانده ایم ـ عبارت است از ریاست عام و کلی در امور دین و دنیا.
امیرمومنان علیه السلام فقط یک پیشوا در امور دینی نبود، بلکه آن جناب امام دین و دنیا هستند. قرآن کریم نیز فقط برای امور اخروی نیست، بلکه برای دنیا نیز هست. جوانان مسلمان باید این حقیقت را کاملاً درک کنند. همین طور جوانان جهان، از هرجا هستند، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، باید این واقعیت را دریابند که اگر خواهان زندگی سعادتمندانه ای برای خود و ملتشان در همه زمینه های فرهنگی و اجتماعی هستند، باید از امیرمومنان علیه السلام عمل کردن به قرآن را بیاموزند.
هر سخن قرآن و هر آیه و جمله ای در آن سعادت دنیا و آخرت را به ما عطا می کند، به شرط آنکه آن را به خوبی بفهمیم و بدان عمل کنیم. امام نفرمودند: «لایسبقکم به؛ کسی در قرآن بر شما پیشی نگیرد»، بلکه فرمودند: «لا یسبقکم بالعمل به؛ کسی در عمل کردن به قرآن بر شما پیشی نگیرد».
در دعاهای مربوط به شب های ماه مبارک رمضان می خوانیم: «أن تجعلنی ممن تنتصر به لدینک ولا تستبدل بی غیری؛ [خدایا از تو می خواهم] مرا از کسانی قرار دهی که با آنان دین خود را یاری می کنی و دیگری را جانشین من نسازی». و در تعقیبات نماز صبح یکصد بار می خوانیم: «واجعلنی ممن تنتصر به لدینک ولا تستبدل بی غیری؛ مرا از کسانی قرار ده که دین خود را با آنان نصرت می بخشی و دیگری را به جای من بر این کار نگمار».
یکی از مصادیق نصرت دین دعوت و ترغیب دیگران به دین با گفتار و کردار و نیز شرکت در مجالس ذکر اهل بیت علیهم السلام و بازگو کردن حقایق برای مردم است تا ناآرامی های فزاینده ای که امروز در جامعه شاهد آنیم از میان برود.
به رفتار جوامع اسلامی که قانون آن ها طبعاً باید قرآن کریم باشد، در ماه رمضان و دیگر ماه ها بنگرید و ببینید آیا با تعالیم قرآن کریم هماهنگی دارد؟ متأسفانه اوضاع برخی از جوامع و دولت های ما حتی از آنچه در بلاد کفر و کشورهای غیراسلامی روی می دهد بدتر است.
در رسانه ها آمده است که عده دختران یک شهر کوچک در یکی از کشورهای اسلامی که طی یک سال خودکشی کرده اند به بیست نفر می رسد! آیا چنین وضع تأسف باری شایسته یک شهر مسلمان نشین است؟! امروزه در یک شهر کوچک طی مقطع زمانی یک سال این آمار هولناک از خودکشی دختران گزارش می شود، در حالی که طی پنج سال حکومت امیرمومنان صلوات الله علیه آن هم بر نیمی از کره زمین و پنجاه کشور امروزین حتی یک مورد خودکشی گزارش نشده است.
چرا یک جوان دست به خودکشی می زند؟ آیا این کار جز دوری از تعالیم و معنای قرآن، توجیه دیگری می تواند داشته باشد؟
همچنین نوشته اند میانگین طلاق در یکی از کشورهای اسلامی به 60 درصد بالغ شده است. آیا از گذشته تا عصور متأخر هیچ گاه جهان شاهد چنین آمارهای تلخی بوده است؟ آیا در چنین حالی نباید برای نصرت دین بشتابیم؟ آیا همه ما کم و بیش در برابر این اتفاقات مسئول نیستیم؟ پدیده طلاق چه نتایج ناگواری برجا می نهد؟ مرد و زنی که با هم متارکه می کنند کم ترین اتفاقی که برایشان می افتد نگرانی و افسردگی عصبی است و وبال جامعه می شوند. آن روزنامه همچنین نوشته بود که بیش از 25 درصد از جوانان آن کشور اسلامی بیکارند. وظیفه مقابله با این پدیده های خطرناک برعهده چه کسی است؟
این کار نیاز به برداشتن سلاح ندارد، بلکه نیازمند شناخت قرآن کریم و اجرای آن است. باید تصمیم بگیریم از یاری کنندگان دین و مصداق «من تنتصر به لدینک» باشیم.
دین عبارت است از سعادت دنیا و آخرت و بی تردید آنچه در حال رخ دادن است با دین کم ترین نسبتی ندارد، زنی که طلاق می گیرد، ده ها تن از خویشان و آشنایانش که اطراف او هستند از اتفاقی که برایش پیش آمده آزرده خاطر می شوند و این اتفاق ناگوار بر رفتار و اخلاقشان اثر منفی خواهد گذاشت.
باید برای حل مشکلات جوانان از هیچ گونه کمک مادی و معنوی ای دریغ نکنیم و یاری مان را دو چندان سازیم. جوانان، خود نیز خیلی کارها می توانند انجام دهند و تلاش در این امور فقط به عالمان یا ثروتمندان اختصاص ندارد.
مسئولیت مواجهه با موج اباحی گری و بی مبالاتی نسبت به اعتقادات، که امروزه در کشورهای اسلامی شاهد آنیم، بر دوش جوانان مؤمن هم هست. آنان نیز می توانند تا حدودی جلو این مسأله را بگیرند. لذا باید عقاید و احکام اسلامی را بیشتر بیاموزند تا بتوانند دیگران را نیز با آن آشنا کنند و موجی از آگاهی بخشی و پایبندی به اسلام بیافرینند و بدین وسیله اوضاع عوض شود و إن شاء الله مسلمانان عزت گذشته خود را بازیابند.
تقدیر ما این نیست که گروهی بر اوضاع چیره باشند و هرچه دلشان بخواهد انجام دهند و دیگران منقاد و مطیع آنان باشند. وقتی افراد جامعه در عمل به قرآن کوتاهی کنند، نتیجه معلوم است و سرنوشتی جز این نخواهند داشت.
در جهان امروز و باوجود این پیشرفت هول انگیز در علم و تکنولوژی و هواپیماهای جدید، کشتی های غول پیکر، ماشین ها و ابزارهای گوناگون، طلا، نفت، معادن و موادی که حتی از طلا ارزشمندتر است و از دل زمین استخراج می شود، روزانه چند هزار نفر در جهان از گرسنگی جان می سپارند؟ چرا چنین وضعی وجود دارد؟ آیا جز این است که این اوضاع ریشه در بی اعتنایی به قرآن دارد، خواه از سوی کسانی که قرآن را قبول ندارند و خواه کسانی که خود را مؤمن به قرآن می شمارند؟ بیایید ما که با قرآن نسبت داریم به این کتاب شریف عمل کنیم و جهانیان را نیز به عمل کردن به مضامین بلند آن فراخوانیم و بدین ترتیب این توده سیاه مشکلات و مصائب را کنار زنیم.
آیا در جایی خوانده اید که در دوران زمامداری حضرت امیر علیه السلام کسی از گرسنگی جان سپرده باشد؟ این در حالی است که امام علیه السلام دشمنان فراوانی داشت و آنان در پی کوچک ترین نقطه ضعفی از آن حضرت بودند تا آن را بزرگ کنند و در بوق و کرنا قرار دهند، ولی با این حال ما چیزی از این قبیل در حکومت حضرت نشنیده ایم و حتی یک نکته منفی از ایشان نقل نشده است. اصلا کار به جایی رسید که وقتی دشمنان حضرت از پیدا کردن نقصی در ایشان ناتوان شدند، برخی از مناقب ایشان را در شمار معایب حضرت قلمداد کردند و مثلا چون ایشان سخت دل و بی رحم نبود، به نظر آنان شایستگی خلافت را نداشت و لذا گفتند:«لولا دعابة فیه».
حتی اگر یک نفر در دوران حکومت حضرت از گرسنگی جان می سپرد، غوغایی به پا می کردند، ولی چون نیافتند ساکت ماندند. آری؛ یک نفر از فرط گرسنگی جان سپرد، ولی در دوران حکومت عثمان مرد، نه حکومت امیرمومنان علیه السلام.
حضرت می فرمایند: شگفتا از پسر نابغه (یعنی عمر و عاص) که میان مردم شام می گوید که من اهل شوخی و خوشگذرانی هستم و عمر به بیهوده می گذرانم (نهج البلاغه، خطبه83).
بکوشید از کسانی باشید که خدای متعال به واسطه آن ها دین خود را یاری می کند و از خدا استقامت در این راه را بخواهید تا مبادا خدای متعال لیاقت این مقام را از شما بستاند و به جای شما دیگران را در این جایگاه مهم بنشاند. (این پدیده ابدال نامیده می شود و باید از آن به خدای متعال پناه بریم). عبیدالله بن حر جعفی از یاران حضرت امیر علیه السلام بود و «نسخه» ای از آن حضرت داشت، یعنی کتابی داشت که در آن احادیثی که از حضرت شنیده بود وجود داشت و پس از او راویان آن احادیث را از طریق او روایت کردند. از آن طرف زهیر بن قین مردی عثمانی، یعنی ناصبی و منحرف از مسیر اهل بیت علیهم السلام بود.
حضرت سیدالشهدا علیه السلام در مسیرشان به کربلا با عبیدالله بن حر جعفی ملاقات و او را به یاری دعوت کردند، ولی او عذر خواست و گفت شمشیر و اسبم را به شما می دهم! امام حسین علیه السلام شمشیر و اسب او را نپذیرفتند و خدای متعال به جای عبید الله جعفی، زهیر بن قین را در خدمت امام حسین علیه السلام قرار داد؛ همان کسی که در ابتدای کار منحرف بود، ولی در آن سفر دعوت امام حسین علیه السلام را از دل و جان لبیک گفت. دین عبارت است از سعادت دنیا و آخرت و بی تردید آنچه در حال رخ دادن است، با دین کم ترین نسبتی ندارد.
عبید الله جعفی بعدها پشیمان و به حکام و سلاطینی مبتلا شد که قصد جانش را داشتند. او خود را در آب افکند و غرق شد و خسران دنیا و آخرت را برای خود خرید، اما زهیر به جایی رسید که در زیارت این گونه خطاب می شود: «السلام علیکم ایها الصدیقون؛ درود بر شما ای صدیقان». صدّیق بودن مقامی فوق العاده بالا است. امام کاظم علیه السلام درباره جده خود، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می فرماید آن حضرت صدیقه ای بود که به شهادت رسید. بی شک صدّیق بودن خود درجات و مراتب گوناگونی دارد و مقام شهیدان کربلا هرگز به مقام والای صدیقه دو سرا نمی رسد، ولی به هر حال زهیر بن قین و نیز دیگر اصحاب امام حسین علیه السلام به چنان مرتبت والایی دست یافتند که امامان ما به پیروان خود دستور دادند آنان را با این عبارات عظیم زیارت کنند.
28- عدیل قرآن
قرآن کتاب خدای متعال است که آن را بر رسول خدا صلّی الله علیه وآله نازل فرموده و در عین حال امیرمومنان، حضرت علی علیه السلام نیز ازسوی خدا و رسول صلی الله علیه وآله به امامت تعیین شده است. این دو، پیوسته با هم هستند و هرکدام مؤید و پشتیبان دیگری است. علی علیه السلام ما را به پیروی از قرآن دعوت می کند و قرآن نیز ما را به فرمانبرداری از علی فرا می خواند و در این میان هیچ منطقة الفراغی وجود ندارد.
قرآن ما را به نمازخواندن فرمان می دهد، علی علیه السلام پیشاهنگ نمازگزاران و پیشوای کسانی است که نماز را اقامه می کنند و مردم را نیز بدان فرامی خواند. اگر قرآن ما را به حسن خلق امر می کند، علی علیه السلام در خوشرفتاری مقتدای همگان است. برای مثال وقتی قرآن ما را به اموری چون صله رحم و نیکی به خویشاوندان و همسایگان فرمان می دهد، و از بریدن پیوند خویشاوندی نهی می کند، وجود مبارک امیرمؤمنان علیه السلام را مشاهده می کنیم که در صف اول کسانی قرار دارد که به خویشاوندان و همسایگان نیکی می کند و از بریدن پیوندهای خویشی و همسایگی خودداری می ورزد. چیزی وجود ندارد که قرآن بدان امر کرده باشد و علی علیه السلام در صف اول عاملان و آمران به آن ـ پس از رسول خدا صلّی الله علیه وآله ـ نباشد.
29- قرآن، برکت پایدار
بركت در لغت به معناى رشد و افزایش یا خیر ماندگار است. بنابراین، درباره یك شر یا امر ناخوشایند یا نیكى موقت و گذرا نمى گویند كه مبارك است. وقتى به كسى كه به تازگى ازدواج كرده است تبریك مى گوییم، در حقیقت خوشبختى پایدارى را در این ازدواج برایش آرزو كرده ایم. همین طور وقتى به كسى كه به تازگى خانه اى خریده است تبریك مى گوییم، بدین معناست كه دوام این نعمت و زیادتى و ارتقاى آن را برایش آرزو كرده ایم. خداى متعال كتاب آسمانى قرآن را «ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ؛ كتاب پربركت» توصیف مى كند، چراكه قرآن خیر فزاینده و پایدار است.