LOGIN
امام سجاد علیه السلام
alshirazi.org
امام سجاد علیه السلام
کد 961
نسخه مناسب چاپ کپی لینک کوتاه ‏ 03 آبان 1401 - 28 ربيع الأول 1444

1- بررسی واژه "امام بیمار"

امام زين العابدين علیه السلام با تمام مصائبى كه ديدند و با اينكه بيش از سى سال اندوه گينانه گريستند، اين امور براى سلامتى ‏شان مشكل ساز نبود و سلامت ايشان را به خطر نيفكند يا دست كم من چنين چيزى را در تاريخ درباره ايشان مشاهده نكرده ‏ام.

متأسفانه برخى از مردم تصور غلطى درباره آن بزرگوار دارند و از ايشان با تعبير خلاف ادب امام بيمار ياد مى‏ كنند. اين مسأله در شمار اغلاط رايج است و در كتب تاريخى نشانى از آن ديده نمى‏ شود. مصلحت ديد الهى چنين بوده است كه ايشان در كربلا بيمار باشند تا سلسله متصل امامت گسسته نشود و حضرت توان نبرد نداشته باشند تا زنده بمانند.

2ـ انسان پروری امام سجاد علیه السلام

آن بزرگوار در طول عمر شريف ‏شان شمار فراوانى از بردگان را خريدند و آزاد كردند. حضرت در دورانى كه غلامان را در اختيار داشتند آنان را با اخلاق و آداب اسلامى آشنا نموده، سپس آزادشان مى ‏كردند. آن حضرت هزاران برده را از نعمت آزادى برخوردار كردند و هيچ يك از معصومان علیهم السلام اين مقدار برده آزاد نكردند. پيوسته از افراد بسيارى مى ‏شنويم كه مى ‏گويند با فلان بزرگوار به حج يا مشهد مقدس مشرف شديم و در رفتار ايشان چنين و چنان ديديم و انصافاً از محضرشان استفاده كرديم. اين سخن درستى است، زيرا نشان دادن رفتار اسلامى در عمل بسيار تأثير گذارتر از زبان است و در نفوس بينندگان تحول و تفكر جدى ايجاد مى ‏كند و بركات بسيارى براى فاعل و ناظر دارد.

از اين روست كه پيشوايان بزرگوار ما سفارش فرموده اند: «كونوا دعاة الناس بغير ألسنتكم؛ مردم را نه [تنها] به زبان، [بلكه با اعمال] به هدايت و پرهيزگارى و خوبى فرا خوانيد».

بردگانى كه حضرت مى ‏خريدند، شبانه روز با آن بزرگوار همنشين بودند و سخن گفتن، غذا خوردن، عبادت و نشست و برخاست و زير و بم رفتار آسمانى ايشان را از نزديك مشاهده مى ‏كردند و از اين مدرسه زنده و بى‏ نظير درس‏ ها مى ‏آموختند و بهره ها مى ‏بردند.

در حقيقت اين افراد به بركت امام سجاد علیه السلام  نه فقط از نعمت آزادى برخوردار شده كه گويا دوباره از مادر زاده مى ‏شدند. مى ‏توان گفت آن حضرت حيات مجددى به آنان داده، نه فقط آزادشان مى ‏كرد كه رسم و راه آزادگى را به آنان مى ‏آموخت. به يك سخن حضرت آنان را از قيد بندگى ظاهرى و بردگى نفس و بندگى دنيا آزاد مى ‏فرمود و اين افراد با توشه معنوى كه از مصاحبت آن حضرت و ديدن سيره نورانى آن بزرگ كسب مى ‏كردند زمانى كه از نزد حضرت مى ‏رفتند، هركدامشان مدرسه متحركى بود كه آئين خاندان رسول صلی الله علیه وآله را تبليغ و معرفى مى‏كرد.

مى ‏توان گفت ایشان با گريه‏ هاى روشنگر و افشا كننده و نيايش‏ هاى درس آموزش و آزاد كردن و تعليم بردگان، سه مدرسه بى ‏نظير در تاريخ بنياد نهادند.

3- فعالیت های فرهنگی امام سجاد علیه السلام

ايشان خدمات و دستاوردهاى فراوانى عرضه داشته ‏اند كه در اين مجال فقط به سه عنوان زير به نحو مختصر اشاره مى ‏شود:

 1 . خريدارى بردگان و تربيت آنان بر اساس فرهنگ اسلامى و سپس آزاد نمودن آنان؛

 2 . آموزش مسائل شرعى، دعاها و فرهنگ اسلامى به مردم؛

 3 . پرورش خواص خاندان و اصحابشان در مسير جهاد و مبارزه.

4- مبارزه امام سجاد علیه السلام با طاغوت زمان

امويان از همان ابتدا، يعنى از روزگار ابوسفيان - كه بزرگ اين خاندان بود - آشكارا اظهار بى ‏دينى مى ‏نمودند و اسلام را يكسره و از بيخ و بن رد مى ‏كردند. براى نمونه روزى ابوسفيان پس از اينكه مطمئن شد غريبه ‏اى در مجلس نيست گفت: «قسم به كسى ‏كه ابوسفيان به او سوگند مى ‏خورد، نه بهشتى وجود دارد و نه دوزخى در كار است». فرزندش معاويه نيز كه بنيان ‏گذار دولت اموى بود، براى ازبين ‏بردن نام مبارك رسول خدا صلی الله علیه وآله تلاش مى‏ كرد و يكى از هم‏ پياله‏ها و نديمان وى تصريح كرده است يك روز معاويه وقتى صداى موذن را شنيد كه مى ‏گفت «اشهد أن محمداً رسول ‏الله» گفت: «لا والله إلا دفناً دفناً؛ به خدا قسم كه جز به دفن ‏كردن اين نام رضايت نخواهم داد».

 پس از او يزيد نيز آشكارا راه كفر و فسق و گمراهى گرفت. يكى از اشعارى كه نشان ‏دهنده كفر آشكار وى است، اين بيت است:

لعبت هاشم بالملك فلا              خبرٌ جاء ولا وحى نزل

 وى بساط قمار و شراب گسترد و در محفل عام به مى‏ گسارى پرداخت. بارى، يزيد بن معاويه نيز همچون پدرش به ارتكاب منكرات مى ‏پرداخت و همچون او اين ‏كارها را پنهانى انجام مى ‏داد. او براى اين‏ كار از شام به روستايى در جنوب لبنان و نزديك نبطيه مى‏ رفت. اين روستا كه تا به امروز همچنان وجود دارد «حوارين» نام دارد و دويست الى سيصد كيلومتر با شام فاصله دارد. اما او پس از به شهادت رساندن حضرت سيدالشهدا عليه السلام گمان كرد كه عرصه برايش خالى شده و روياهاى پدر و پدربزرگش تحقق يافته است. از اين‏ رو در عين اينكه مدعى خلافت رسول خدا صلى الله عليه وآله بود، كارهاى زشت و پنهان گذشته را آشكارا در برابر چشم مسلمانان انجام داد. هدف وى از اين كار تخريب چهره اسلام و بدنام كردن آن بود.

هفتاد هزار منبر، برای لعن حضرت علی علیه السلام

علامه مجلسى به نقل از ربيع الأبرار زمخشرى آورده است در زمان بنى‏ اميه بيش از هفتاد هزار منبر وجود داشت كه گويندگان از فراز آن على ‏بن أبى‏ طالب علیهماالسلام را لعن مى ‏كردند؛ زيرا معاويه اين‏ كار را در ميان آنان سنت نهاده بود. در اشاره به همين‏ معناست كه شيخ احمد حفظى شافعى در ارجوزه خود گفته است:

 وقد حكى الشيخ السيوطى أنه              قد كان فيما جعلوه سنة

 سبعون ألف منبر وعشرة              من فوقهن يلعنون حيدرة

 شيخ سيوطى حكايت كرده است ازجمله چيزهايى كه آن را سنت قرار دادند اين بود كه از فراز هفتاد هزار و ده منبر حضرت اميرمؤمنان حيدر را لعن مى ‏كردند.

زیربنای حکومت بنی امیه

يكى از دانشمندان غربى مى ‏گويد: نيرومندترين حكومتى كه پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه وآله زمام امور را به‏ دست گرفت حكومت بنى ‏اميه بود. به‏ عبارت ديگر حكومت امويان از حكومت عباسيان، عثمانى‏ ها، ادارسه، حمدانيان، فاطميان و ديگر حكومت ‏ها نيرومندتر و استوارتر بود. امويان پايه‏ هاى حكومت خود را به گونه ‏اى استحكام بخشيدند كه براندازى حكومتشان كار آسانى نباشد، ولى مشاهده مى ‏كنيم كه دوره حكومت اين سلسله از مدت حكومت سلسله ‏هايى‏ كه پس از آن بر سر كار آمدند كوتاه‏ تر بود وعلت اين ‏امر چيزى جز ستم‏ ها و انحرافات بنى ‏اميه و فاش شدن زودهنگام ماهيت آنان نبود.

 امام سجاد عليه السلام نقش مهمى در سرنگونى حكومت بنى‏ اميه داشتند. در حقيقت حضرت سيدالشهدا عليه السلام جرقه نخست را زدند و حضرت زين‏ العابدين عليه السلام اين مسير را پى گرفتند تا اينكه كار به فروپاشى اين حكومت ستمگر و محو هميشگى آن منجر شد.

5- تلاش فرهنگی امام سجاد علیه السلام

امام سجاد عليه السلام بندگان و كنيزان بسيارى مى ‏خريد. ايشان باغات و خانه ‏هايى در اختيار داشت كه اغلب آن ها ملك خاص حضرت بود.

 از آن ميان مى ‏توان به زمين‏ هايى اشاره كرد كه از جدشان حضرت اميرمومنان عليه السلام به ايشان رسيده بود و هرچند معاويه خواستار خريد آن ها بود، امام حسين از فروش آن زمين ‏ها خوددارى نمودند. البته حضرت اميرمومنان عليه السلام آن اراضى را به امام حسن و پس از ايشان به امام حسين عليه السلام هديه داده بودند و آن بزرگواران مى ‏توانستند در صورت نياز آن زمين‏ ها را به فروش برسانند. اراضى ياد شده وسعت زيادى داشت واميرمومنان علیه السلام با دست مباركشان آن ها را شخم‏ زده و زراعت و آبيارى كرده بودند. هنگامى‏ كه اين زمين‏ ها به ملكيت امام سجاد عليه السلام درآمد، آن حضرت در اين زمينه از آن ها بهره‏ بردارى فرمودند. ايشان زمين‏ هاى ياد شده را از بردگان و كنيزانى پر مى ‏كردند كه كارى نداشتند، البته به جز عده محدودى كه خدمت مى ‏كردند. هدف حضرت از اين اقدام اين بود كه اين بردگان و كنيزان با مشاهده سيره آن حضرت دچار تحول شوند. ايشان پس از گذشت يك ‏سال، آن عده از كنيزان و بردگان را كه از بينش و منش امام چيزها آموخته بودند و به اندازه ‏اى متحول شده بودند كه بتوانند به‏ تنهايى نقش مثبتى در جامعه ايفا كنند، آزاد مى ‏فرمودند. اين كنيزان و بردگان پس از آزادشدن، از سيره، عبادت، زهد و تقواى امام سخن مى‏ گفتند و اسلام صحيحى را كه از نحوه رفتار امام لمس كرده بودند، ميان مردم گسترش مى ‏دادند. براى نمونه يكى از كنيزان امام درباره ايشان گفته بود: «هيچ شبى برايشان بسترى نگستردم و هيچ روزى برايشان غذا نياوردم»، يعنى روزها هميشه روزه بودند و همه شب ‏ها را به شب زنده ‏دارى مى ‏گذراندند.

6- شیوه تربیتی امام سجاد علیه السلام

يكى از اقدامات امام سجاد عليه السلام آزاد سازى بندگان بود. حضرت اين بردگان را مى‏ خريد تا با مشاهده مستقيم پارسايى و تقواى ايشان دگرگون شوند و پس از آزادشدن آنچه را با چشم خود ديده ‏اند به جامعه منتقل نمايند. امام زين العابدين عليه السلام در همه اعياد و ايام گردهمايى ‏ها احوال بردگان و كنيزان خود را بررسى مى‏ كرد و اگر در ميان آنان كسى را مى ‏يافت كه فراگيرى و تأثيرپذيرى وى به ميزان مناسبى رسيده است، او را در راه خدا آزاد مى ‏فرمود. طبعاً بيشتر اين بردگان اهل مدينه نبودند و در اصل كافر و متعلق به كشورهاى بيگانه ‏اى بودند كه در جنگ‏ ها به اسارت رفته و آنان را به مدينه آورده بودند و حضرت امام سجاد عليه السلام آنان را خريدارى نمودند. هركدام از اين افراد كه به ‏دست امام آزاد مى ‏شدند به ‏وطن خود بازمى‏ گشت. عده ‏اى به شام، عده  ديگرى به عراق و جماعتى به يمن يا بحرين يا حبشه و ديگر مناطق مى ‏رفتند و البته اين افراد كه مهر اهل بيت عليهم السلام را در دل داشتند، سفيران سخت ‏كوشى بودند كه پيام اسلام و اهل بيت عليهم السلام را به مردمِ سامانِ خود مى ‏رساندند.

 امام سجاد عليه السلام در تمام طول عمر مباركشان به همين ‏نحو رفتار مى ‏كردند و مبلغان عامل، دوستدار اهل بيت عليهم السلام و هوشيارى پرورش مى ‏دادند و اين مبلغان صادق را در بلاد گوناگون اسلامى مى ‏پراكندند.

 بدين ترتيب امام توانستند با استفاده از شيوه ‏هاى چندى ازجمله همين راهكار موفق شوند و بدون دست‏ بردن به شمشير و راه ‏انداختن جنگ مسلحانه حكومت بنى ‏اميه را براندازند؛ زيرا دست بردن به شمشير در آن اوضاعِ فوق‏ العاده دشوار و توأم با اختناق براى امام امكان نداشت.

 يكى از ياران امام سجاد عليه السلام گفته است به امام كه مهياى خواندن نماز شده بود مى ‏نگريستم. هنگامى ‏كه آن جناب قامت بست تمام موهاى بدنم راست شد. اين بدان معنى است كه صرف تكبيرة الاحرام امام براى ايجاد دگرگونى در بيننده كافى بوده است.

 ما تكبيرة الاحرام و شيوه قرائت امام را نديده ‏ايم، ولى اين رفتارهاى امام حقيقتاً جاى آن دارد كه انسان ‏ها را دگرگون سازد. اگر اين ويژگى تحول ‏آفرينى در حركات و سكنات ايشان نبود، اين همه برده و كنيز دچار تحول عميق روحى نمى ‏شدند و پس از آزادى حامل گوهرهاى ارزشمند حكمت و اخلاق نمى‏ بودند.

 ما نيز براى نماز قامت مى‏بنديم، ولى تكبيرة الاحرام امام از نظر اخلاق و خشوع با تكبيرة الاحرام ما تفاوت دارد و از همين روست كه آن تأثير شگرف را در بيننده به جا مى ‏نهد.

تاثیر شگفت

آيت الله بروجردى رحمه الله مركزى اسلامى در شهر هامبورگ آلمان بنياد نهادند و مبلّغى را به آنجا اعزام داشتند. مى‏گويند روزى از اين مبلّغ درخواست كردند تصاويرى از آيت الله بروجردى در اختيار تلويزيون آلمان بگذارد تا در معرض تماشاى مردم آلمان قرار گيرد. آن مبلّغ به اين انديشه افتاد كه كدام يك از تصاوير آيت الله بروجردى تأثير بيشترى بر جاى مى ‏گذارد. در نهايت تصميم گرفت فيلمى را كه دربردارنده تصاويرى مربوط به وضو گرفتن ايشان است، در اختيارشان قرار دهد؛ زيرا آن تصاوير حالت خشوع ايشان را كه براى لقاى الهى مهياى نماز مى ‏شدند، نشان مى ‏داد.

 بى‏ شك كارهايى‏ كه مرحوم آيت الله بروجردى هنگام وضوساختن انجام مى ‏داد با افعالى كه ديگر مسلمانان - يا دستِ‏ كم پيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام - هنگام وضوساختن انجام مى ‏دهند، كم‏ ترين تفاوتى نداشت. با اين‏ حال آن مبلّغ دينى مى‏ گفت به ‏محض آنكه فيلم ويديويى مربوط به وضوى ايشان نمايش داده شد، محبت و عشق را در دل بينندگان برانگيخت و در همان ‏روز ده تن از مسيحيانى كه آن فيلم را مشاهده كردند، به دين اسلام مشرف شدند.

 اگر مشاهده تصاوير وضوى مرحوم بروجردى - كه به منزله شاگردِ شاگردِ شاگردِ امام سجاد عليه السلام است - چنين تأثيرى بر جان بيننده مى‏ نهد، خدا مى ‏داند تأثير منش خود امام بر دل و جان بيننده تا چه ‏اندازه شگرف بوده است.

گریه از جان و دل

بنده در شهر مقدس كربلا و در زمان گذشته شخصاً يكى از مراجع را ديدم كه كهنسال بود و محاسن سپيدى داشت. او در ماه محرم‏ الحرام هنگامى ‏كه در مجالس عزادارى سالار شهيدان شركت مى‏كرد هميشه پيش از آنكه مردم گريه كنند مى‏ گريست. او از بكائين بود و نسبت به مصائبى كه متوجه حضرت سيدالشهدا عليه السلام شده است، فوق‏العاده دچار تألم مى ‏شد، اما با صداى بلند نمى ‏گريست و گريه ‏اش را فرو مى‏ خورد. او عادتاً هنگامى‏ كه خطيب در ابتداى مصيبت بود به گريه مى‏ افتاد و با صدايى آهسته مى‏ گريست از اين ‏رو چهره ‏اش سرخ مى ‏شد و شانه‏ ها و حتى كل پيكرش تكان مى‏ خورد و از چشم‏ هايش اشك سرازير مى‏ شد. هركه ايشان را در اين حالت مى ‏ديد - ازجمله خود بنده - از نحوه گريستن ايشان به گريه مى ‏افتاد و مردم بيش از آنكه از سخنان و مرثيه‏ هاى خطيب بگريند از ديدن حال آن مرد كهنسال به گريه مى ‏افتادند.

7- امام سجاد علیه السلام و تربیت عالمان

نقش ديگرى كه امام ايفا كردند، تربيت فقهايى بود كه مسئوليت حفظ اسلام را بر دوش گرفتند. امام سجاد علیه السلام برنامه‏ هاى آموزش و تربيت آنان را به‏ نحوى طراحى فرمود كه اين افراد مورد قبول عامه و خاصه باشند. اگر به كتاب «المراجعات» مرحوم شرف‏ الدين مراجعه كنيد، مى‏ بينيد كه ايشان فهرستى از يكصد شخصيت از اصحاب ائمه اطهار علیهم السلام را به‏ دست مى‏ دهد كه نام آنان در صحاح سته ذكر شده است و به‏ عبارت ديگر مورد اعتماد آنان است. اگر در نام اين افراد دقت كنيم درمى ‏يابيم كه بيشتر آنان از شاگردان امام سجاد عليه السلام و دانش‏ آموختگان مكتب وى هستند؛ اين ‏مطلب گوياى آن است كه آن حضرت كوشيدند اين افراد را به ‏نحوى آموزش دهند و بپرورانند كه مورد قبول عالمان عامه نيز باشند.

 يكى از اين فقها جناب ابوحمزه ثمالى است كه دعاى امام سجاد علیه السلام در سحرهاى ماه مبارك رمضان به ايشان منسوب است. ابوحمزه ثمالى كه نام وى در كتب رجالى ثابت ‏بن دينار است، از بزرگان دانش و زهد است و نه تنها در ميان عالمان شيعه جايگاه والايى دارد، بلكه مورد قبول عالمان غير شيعه نيز قرار دارد. اصحاب حديث هنگامى كه به نام وى مى‏ رسند او را مردى عالم، باتقوا، زاهد، داراى عدالت، ثقه و با اوصافى از اين دست توصيف مى‏ كنند.

 كوتاه سخن اينكه امام سجاد عليه السلام از رهگذر همين اقدامات موفق شدند حكومت نيرومند اموى را ساقط كنند؛ حكومت نيرومندى كه چندان ديرى نپاييد، زيرا دولتمردان آن راه ستم و انحراف پوييدند و امام با نشر اسلام اصيل به جاى قرائت اموى از اسلام و اقداماتى كه ياد شد بنياد آن را فروكوفت.

حضرت امام صادق عليه السلام پس از آنكه تنى چند همچون ابوحمزه ثمالى را نام بردند فرمودند: «أنه لولا هؤلاء لاندرست آثار النبوة؛ اگر اين افراد نبودند، آثار نبوت از ميان مى‏ رفت». چنين شخصيت هايى در حقيقت ميراث نبوت و احكام و ارزش‏ هاى اسلامى را از گزند فراموشى و نابودى پاس داشتند و مهر خاندان رسول عليهم السلام را در دل و جان مردمان نشاندند.

8- امام سجاد علیه السلام و پرورش نیروی جهادی

امام سجاد عليه السلام در كنار تربيت بردگان شايسته و پرورش عالمان صالح در پرورش مجاهدانى چون فرزندشان زيد و نواده‏ شان يحيى و برخى از اولاد عموى بزرگوارشان امام حسن مجتبى عليه السلام نيز تلاش نمودند. اين افراد به مجاهدان دليرى تبديل شدند كه در برابر زمامداران اموى ايستادگى كردند تا اينكه براثر شيوه امام و رهنمودهاى ايشان اين حكومت به طور كامل سرنگون شد.

 شايسته است كه ما نسبت به زندگانى و سيره امام سجاد عليه السلام و اقدامات و تلاش‏ هاى آن حضرت آگاهى كسب كنيم و سيره ايشان را الگوى خود قرار دهيم. اگر چنين كنيم، ما نيز در پايدار ماندن اسلام و وارد كردن مردم به حوزه دين و عقايد صحيح اسلامى و خط اهل بيت عليهم السلام سهيم خواهيم شد؛ همان كسانى ‏كه خدا اطاعت از آنان را به اطاعت خود و طاعت پيامبر صلى الله عليه وآله پيوند زده و فرموده است: «يآأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنكُمْ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، خدا و پيامبر را اطاعت كنيد و از اولوالامر فرمان بريد».

9- معنای صبر در گریه های امام سجاد علیه السلام

نبايد كسى به خطا گمان كند گريه ‏هاى حضرت سجاد علیه السلام براى پدر بزرگوارشان با تجرع و صبر ناسازگار است، بلكه اين گريه‏ ها دقيقاً همسو با صبر و عين تجرع است و آن بزرگوار پيش و بيش از هركس ديگرى نماد تجرع و بردبارى در راه خداست. حضرت زين العابدين علیه السلام صبر مجسم است و لحظه لحظه زندگى نورانى آن امام همام بر درستىِ اين سخن گواهى مى ‏دهد.

مطالعه احوال امامان بزرگوارعلیهم السلام و تدبر در حيات نورانى آنان حتى در اوقات و رفتارهاى معمولى چون راه رفتن، نگريستن و... مفيد است و بسا در همين موارد عادى نكته و دريافتى به ذهن انسان مى ‏رسد كه پيش از آن نمى‏ دانسته و بدان توجه نداشته است.

حضرت سجاد علیه السلام در حقيقت فضائل را تجسم بخشيدند و معارف متعالى اهل بيت علیهم السلام را در عمل نشان دادند. اين مطلب از مسلمات تاريخ است و روايات متعددى نيز گوياى آن است كه حضرت بيش از سى سال براى حضرت سيدالشّهداعلیه السلام و شهداى كربلا و مظلوميت اهل بيت علیهم السلام  گريستند. هرچند سندجويى و سندشناسى كار خوبى است، ولى سندزدگى پديده خوبى نيست و تشكيك در امثال اين قضيه تشكيك در بديهيات عرفى و مسلمات تاريخى و روايى است. اينكه برخى افراد اين گونه مطالب را فاقد سند مى‏ خوانند، حاكى از كم اطلاعى آنان است. سندمندىِ يك روايت تنها مربوط به سندهاى متعارف رجالى نيست و گاهى قرائن گوناگون لفظى و معنايى و حالى و مقالى به مراتب گوياترند و براى دانش پژوهان راه گشاتر.

به هر روى مسلم است كه حضرت بيش از سى سال در مصيبت كربلا و شهادت حضرت سيدالشّهدا علیه السلام گريستند و هرگاه آب مى‏ ديدند يا برایشان غذا مى ‏آوردند و به وقت افطار و در خانه و بازار و در مناسبت ‏هاى گوناگون در اين مصيبت بزرگ مى ‏گريستند. حضرت مى ‏فرمودند: «يعقوب پيامبر براى دور شدن يك فرزند چنان گريست، ولى من شاهد پرپر شدن آن همه از عزيزانم بودم».

در حقيقت چنين گريه ‏اى در جهت تحقق همان هدفى است كه حضرت سيدالشهدا علیه السلام براى آن به شهادت رسيدند و در جهت تحقق اهداف بلند حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرمومنان علیه السلام بود. اگر آن بزرگواران در راه اطاعت امر خدا و هدايت بندگان او هر رنجى را به تن خريدند و جان بر سر آن نهادند، حضرت نيز با گريه‏ هاى سازنده خود آن را پى گرفتند و به بار نشاندند. زارى‏ هاى آن بزرگوار در حقيقت مقدمه وجود «ليستنقذ عبادك من الجهالة» بوده و در آن خفقان بنى ‏اميه و بنى‏ مروان، بهترين راه ممكن براى هدايت عباد و روشنگرى، همانى بود كه حضرت در پيش گرفتند.

گريه‏هاى حضرت نه از كربلا يا كوفه يا شام كه از مدينه آغاز شد. من روايتى نديدم كه نشان دهد حضرت زين العابدين علیه السلام در روز عاشورا گريه كرده باشند، هرچند اين مطلب را انكار نمى‏ كنم [و اگر گريسته باشند، با تجرّع غيظ منافات ندارد] و چنان كه همه مى ‏دانيم روايتى مربوط به روز يازدهم و هنگام مرور اسرا بر پيكرهاى پاك شهيدان داريم كه طى آن حضرت زينب سلام الله علیها آن بزرگوار را با روايتى نبوى كه به نقل از ‏ام ايمن بازگفتند، تسلا بخشيدند. جز اين، بنده روايتى نديدم و اگر هم باشد، نادر است. در حقيقت چنان كه گفتيم اين حجم عظيم گريستن ‏ها پس از بازگشت و در مدينه آغاز شد.

هركس دچار مصيبتى جان سوز شود، به طور طبيعى در گرماگرم مصيبت بى ‏تابى‏ و زارى بسيار مى‏ كند و هرچه از آن زمان بگذرد، شدت سوز مصيبت، رفته رفته كم مى ‏شود تا جايى كه زخم فقدان عزيزان پس از مدتى التيام مى ‏يابد و گذر سال و ماه گرد فراموشى بر آن مى ‏افشاند. اين حالت به آتش سوزانى مى‏ ماند كه در ابتدا زبانه‏ هاى آن گدازنده است، ولى رفته رفته از شدت حرارت آن كاسته مى ‏شود و در نهايت شعله آن به سردى مى ‏گرايد، اما اين واقعيت طبيعى درباره امام سجاد علیه السلام صادق نيست و چنان كه گذشت اوج اين گريه‏ ها نه در كربلا و شام و كوفه كه در مدينه بود.

10- برخورد کریمانه امام سجاد علیه السلام با مروان

كسانى‏ كه احوال مروان را در بحار الانوار و جز آن مطالعه كرده ‏اند، به نيكى مى‏ دانند كه اين شخص در رديف امثال يزيد، عبدالملك و مروان حمار نبوده، بلكه از سنخ معاوية بن ابى سفيان و عمروعاص ـ و چنان كه آورده‏ اند ـ از اهل تابوت است. منتهاى مراتب او در پى خلافت و غصب حق آل محمد علیهم السلام بود، اما مانند دو همتايش بدين كار موفق نشد.

مروان بارها نسبت به امام سجاد علیه السلام رفتارهاى تند و خلاف ادبى از خود نشان داده بود، ازجمله اينكه دستور داد تا از ديوار خانه آن حضرت علیه السلام بالا رفته و به ايشان جسارت شود، اما با اين همه حسادت و بى ‏ادبى، آن بزرگوار هميشه با حسن خلق و رفتار اسلامى با وى برخورد مى ‏كرد و به جسارت‏ هاى او پاسخ نگفت و حتى پيش از واقعه حرّه كه مردم به خانه مروان يورش بردند، حضرت او را در خانه خود پناه داد.

 

  • نظری برای این خبر درج نشده است.