LOGIN
ماه رمضان
alshirazi.org
وظایف رمضانی
کد 1033
تگ ها
نسخه مناسب چاپ کپی لینک کوتاه ‏ 13 آذر 1401 - 9 جمادى الأولى 1444

1- فرصت شمردن ماه رمضان

از ویژگی های این ماه می توان به روزه داری و اعمال واجب و مستحبی که ویژه آن است و موجب آماده ترشدن دل ها برای پذیرش حقایق می گردد، اشاره کرد. یکی از وظایف مهمی که در این ماه وجود دارد، خودسازی است. انسان باید تمام توان و همت خود را در این ماه برای خودسازی به کار گیرد. هراندازه که انسان خوب و باتقوا باشد، باز می تواند پله ای بالاتر رود. تقوا و اخلاق و اخلاص حدّی ندارد و همواره جای پیشرفت در آن است و چه فرصتی بهتر از این ماه؟ خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا؛ که هرکس نفس خود را تزکیه کرده، رستگار شده».

2- ماه بندگی

بیایید سعی کنیم بیش از قبل باور کنیم که آخرتی در پیش داریم و آنچه برای آخرت کار و تلاش کرده و می کنیم، همان را حاضر خواهیم دید، قرآن مجید می فرماید: «وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا؛ همه آنچه را در دنیا انجام داده و می دادند، در قیامت حاضر می بینند» و همچنین می فرماید: «یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّیُرَوْا أَعْمَالَهُمْ* فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ* وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ؛ آن روز مردم [به حال] پراکنده برآیند تا [نتیجه] کارهایشان به آنان نشان داده شود* پس هرکه هم وزن ذره‌ ای نیکی کند، [نتیجه] آن را خواهد دید* و هرکه هم وزن ذره‌ ای بدی کند، [نتیجه] آن را خواهد دید». لذا خوب است بیش از پیش ماه مبارک را غنیمت شمرده و بهره برداری بیشتری را از آن برای دنیا و آخرت خود بنماییم، ان شاء الله تعالی.

3- قلب پاک

سرورمان رسول گرامی اسلام، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله در خطبه ای که پیش از ماه مبارک رمضان ایراد کردند، فرمودند: «فاسئلوا الله بنیات صادقة، و قلوب طاهرة؛ پس خدا را با نیت های راستین و دل های پاک بخوانید».

به یقین چشم پاک چشمی است که به دیگران، دارایی و محارمشان نگاه خیانت آلود نکند. بدین معنا که شریکِ دارای چشم پاک، به مال شریک خود نگاه خیانت بار ندارد و انسان به محارمِ همسایه، محارم خود و محارم همسفران خود و جز آن به دیده خیانت نمی نگرد، زبان پاک زبانی است که دشنام نمی دهد، با سخنی زشت به دیگران ستم روا نمی دارد و جز به حق گفتن گشوده نمی شود، گوش پاک گوشی است که برضد دیگران جاسوسی نمی کند، دست پاک آن دستی است که به تطاول و ستم به سوی دیگران دراز نمی شود و پای پاک پایی است که در راه حرام و به انگیزه بدکاری پیش نمی رود. پس هرگاه قلب، پاک و پیراسته باشد، دیگر اندام های انسان نیز پاک و طاهر خواهد بود. 

4- عصمت در دین

در موضوع وداع با ماه مبارک رمضان دعاهای چندی از پیشوایان دین صلوات الله علیهم وارد شده است. برای نمونه از امام سجاد و امام صادق علیهما السلام به طور جداگانه دو دعا در این خصوص وارد شده که مرحوم اخوی (آیت الله العظمی سید محمد حسینی شیرازی قدس سره) هردو را در اواخر اعمال ماه مبارک رمضان آورده اند. بکوشید این دو دعا را با التفات به معانی و مضامین بلند آن بخوانید تا این که از ماه مبارک رمضان بیشتر بهره برداری کنید.

در دعای وداع امام صادق با ماه مبارک رمضان آن حضرت به درگاه خدای متعال چنین عرضه می دارند: «اللهم انی أسلک .... ان تجعل شهرنا هذا أعظم شهر رمضان مرّ علینا منذ أنزلتنا الی الدنیا برکة فی عصمة دینی وخلاص نفسی و قضاء حوائجی؛ پروردگارا، از درگاه تو مسألت دارم که .... این ماه را پربرکت ترین ماه رمضانی قرار دهی که از زمانی که به دنیا فرودمان آورده ای، به خود دیده ایم و آن را با ایمنی در دین و رهایی نفس و برآمدن حاجاتمان توأم سازی».

حضرت در این دعا در اواخر ماه مبارک رمضان ازخدای متعال عصمت در دین را طلبیده اند. عصمت در لغت به معنای نگهداری است. امامان معصوم نیز از آن رو معصوم خوانده می شوند که از کارهای ناروا خودداری می کنند و خود را از حرام و مکروه و آنچه خوشایند خدا نیست، نگاه می دارند. این مقام درجه بالایی از عصمت است، ولی ما هم باید از خدای متعال عصمت در دین را مسألت کنیم. همان طور که برخی از مردم از سرمایه، تندرستی یا دیگر داشته های دنیوی خود نگهداری می کنند، دین آدمی نیز به نگهداری نیاز دارد و همان طور که می بینیم امام صادق علیه السلام در این دعاهای شریف به ما یاد می دهند نگاهداشت دین خود را از درگاه باری تعالی درخواست کنیم.

خدای متعال در دو جای قرآن و طی دو آیه به ما آموخته است که دعا و درخواست از خدا باید با کوشش توأم باشد. خدای متعال فرموده است: «قُلْ مَا یعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ؛ بگو اگر دعای شما نباشد، پروردگارم به شما اعتنایی ندارد»، یعنی انسان باید روی نیاز به درگاه باری تعالی آورد و برآوردن همه خواسته هایش را از خدای متعال مسألت کند. در جای دیگری از قرآن آمده است: «وَأَن لَّیسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی؛ برای انسان جز نتیجه کوشش او حاصلی نیست».

یکی از معانی «سعی» دویدن است. در زبان عربی به کسی که آهسته راه می رود، نمی گویند در حال سعی است. اگر سعی دویدن با پاست، سعی در عصمت دین به معنای مواظبت و پیگیری است.

از مقایسه این دو آیه شریفه معلوم می شود که انسان باید در عین حال که دست به دعا بر می دارد و از خدا توفیق و برکت می طلبد، خود نیز باید اهل سعی باشد و برای عصمت دین و دیگر حوائج خود کوشش و پیگیری به خرج دهد.

5- پیشی گرفتن در خوبی ها

اخلاص، توسل، حسن خلق، طاعت الهی، برآوردن حوائج مردم و ذکر خدا، ازجمله اموری است که در ماه مبارک رمضان بسیار پسندیده و مورد سفارش پیشوایان دین است.

میزان توجه افراد مختلف به این امور و توفیقشان در به جای آوردن این اعمال شایسته متفاوت است. قرآن کریم از ما خواسته است به جا آوردنِ این اعمال شایسته را مسابقه ای بدانیم و بکوشیم با ربودن گوی سبقت از دیگران، نیکی های بیشتری در کارنامه اعمالمان ثبت کنیم. نیز قرآن کریم فرموده است: «فِی ذَلِکَ فَلْیتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ؛ مشتاقان درجات و نعمت های بهشتی باید در این امور بر یکدیگر پیشی گیرند».

6- حفظ دستاوردهای ماه رمضان

تلاش کنید دستاوردهای معنوی ماه مبارک رمضان خود را حفظ کنید. اگر در این ماه همگی کم و بیش دعا، نماز، زیارت، طاعت، سوگواری، اطعام، شب زنده داری در شب های قدر و خدمات دیگری را انجام داده اید، بکوشید این توفیقات استمرار یابد و خدای ناکرده براثر مثلا یک ظلم تباه نشود. روشن است که ظلم به دوستان، همسایگان و خویشان چقدر موجب ناخرسندی خدا می شود. مبادا غفلت کنید و مهار خود را با یک گناه یا تعدی یا ستم به شیطان دهید.

7- درمان روح با قرآن

ما در آستانه ورود به ماه مبارک رمضان هستیم. خدای متعال در وصف این ماه شریف فرموده که قرآن کریم در آن نازل شده است. مهم ترین ویژگی قرآن کریم آن است که سبب هدایت مردم است. بدین معنا که قرآن کریم تمام بیماری های روحی و ناخوشی ها و کینه ها را از دل و جان مردم می زداید و درمان می کند.

ممکن است انسانی از نظر جسمی در سلامت کامل باشد و تمام دستگاه ها و اعضای بدن او به درستی کار کند، ولی درون قلبش نوعی ناخوشی باشد که او را به سمت آدم کشی، خودکشی یا بزه بکشاند. در حقیقت قرآن کریم چنین ناخوشی هایی را معالجه می کند و برای این دردهای بی درمان چاره ای به دست می دهد. تمام ستم هایی که در طول تاریخ رخ داده است، همگی نتیجه بیماری های خطرناک روحی است. یکی از معانیِ هدایت قرآنی، درمان این قبیل بیماران روحی و نجات آنان از پلیدی ها و ناخوشی های معنوی است. این ویژگی قرآن در نماز نیز وجود دارد، چراکه نماز نیز انسان را در برابر بسیاری از ناهنجاری های روحی ایمن می سازد. خدای متعال فرموده است: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ؛ نماز آدمی را از فحشا و منکر باز می دارد». کسی که اهل نماز است، به اندازه ژرفای نمازش از فحشا و منکر دور خواهد ماند. جوانی که براثر بیماری ها و ناهنجاری های روانی تصمیم به خودکشی گرفته یا قصد تعدی و ستم و آدم کشی دارد، قرآن و نماز نوری در دل او می نهند که تمام این بیماری ها را از وجود او بیرون می کند. 

همچنان که بارانِ بهار، زمینِ پژمرده را زندگی و طراوت دوباره می بخشد، ماه مبارک رمضان نیز بهار پرطراوات قرآن است. از این رو شایسته است که ما نیز در این ماه مبارک اهتمام بیشتری به تلاوت قرآن و تدبّر در آیات آن داشته باشیم و آن را وسیله هدایت خود قرار دهیم.

8- بهره برداری از ماه رمضان

ماه مبارک رمضان از راه رسید و اکثر ایام آن نیز گذشت و چند روز دیگر آن نیز سپری خواهد شد. عده ای در این ماه مبارک استفاده کامل بردند و عده ای نیز تا حدودی توانستند از آن بهره ببرند، اما نه به طور کامل، ولی کسان دیگری نیز هستند که متأسفانه هیچ استفاده ای از این ماه نکرده، از آن کاملاً بی بهره و نصیب هستند.

هرکس که تاکنون نتوانسته از این ماه به خوبی استفاده کند، در این فرصت باقی مانده می تواند آن را جبران کند، چراکه ایام باقی مانده این ماه مبارک فرصتی است که اگر انسان سعی کند آن را به خوبی درک کند و از آن استفاده ببرد، قطعاً موفق خواهد شد.

9- دو امر بایسته در ماه رمضان

حضرت رسول خدا صلی الله علیه وآله همه ساله و در آستانه فرارسیدن ماه مبارک رمضان خطبه ای ایراد می کردند تا مسلمانان را برای استقبال از این ماه آماده کنند. آن حضرت در یکی از خطبه های خود فرمودند: «و ظهورکم ثقیلة من أوزارکم؛ و بار سنگین گناهانتان بر پشت شما سنگینی می کند».

از ویژگی های ماه بافضیلت و مبارک رمضان این است که انسان می تواند با کارهایی خداپسندانه بار سنگین گناهان خود را سبک کند. واضح است که جز معصومان علیهم السلام و چنان که روایات تصریح می کنند، تمام انسان ها در معرض گناه قرار می گیرند و غالب آنان مرتکب گناه می شوند. فراتر این که انسان های متدین، خوش اخلاق و پایبند به اصول نیز گاهی آلوده گناه خُرد می شوند. بنابراین، چنین کسانی در صورت ارتکاب گناه، باید به درگاه خدا از کرده خود توبه کنند و بر عدم تکرار آن مصمم شوند.

در این ماه باید بر انجام دو مطلب که ازجمله مسئولیت هایی است که همگان برعهده دارند، مصمم شد:

نخست: با توبه، استغفار، کارهای نیک و دوری جستن از گناهان، بار گناهان گذشته را سبک کنند.

دوم: در راه هدایت دیگران و ارشادشان به سوی درستی و راه راست، به ویژه هدایت نزدیکان و خویشاوندان بکوشند.

ماه مبارک رمضان فرصتی مناسب برای خودسازی انسان ها و پیراستن نفس از نادرستی هاست، لذا زنان و مردان مؤمن باید با استفاده از این فرصت و با انجام کارهای نیک و گزاردن نماز در شب های پربرکت این ماه، اگرچه به مقدار دو رکعت، از آن هرچه بیشتر بهره ببرند.

باتوجه به این که جوانان از توان و سرزندگی بیشتری برخوردارند، و از همین رو قدرت بدنی بیشتری برای عبادت دارند، به آنان سفارش بیشتری به استفاده از این فرصت می نمایم.

سفارش دیگر این است که زنان و مردان مؤمن و متدین بکوشند از فرصت به دست آمده بهره جویند و با اراده ای استوار خود را با اخلاق حسنه بیارایند و خشم و غضب را از خود دور کنند، زیرا تسلط بر نفس، دوری از خشم و بردباری از کلیدهای توفیق انسان است. بدین معنا که همسران در برابر بدخویی طرف مقابل خود بردباری ورزند.

همگی می دانیم که گل با خار همراه است، پس اگر کسی نتواند گل باشد، بکوشد خار نباشد.اگر از فرصت ماه مبارک رمضان برای خودسازی و تهذیب نفس استفاده نشود، قطعاً فرصتی از این بهتر به دست نخواهد آمد. هر کلمه دعا، ذکر و زیارت های شریفه، به ویژه آن بخش که به ماه مبارک رمضان اختصاص دارد، سازنده است. بنابراین، باید از حال و هوا و شرایط و اعمال این ماه مبارک برای خودسازی استفاده کنیم و بکوشیم با رفتار مثبت خود بر دیگران اثر گذاریم و آنان را هدایت کنیم، چه این که امامان معصوم علیهم السلام بدان فراخوانده اند، آنجا که امام صادق علیه السلام فرموده اند: «کونوا دعاة الناس بالخیر بغیر ألسنتکم، لیروا منکم الإجتهاد والصدق والورع؛ مردم را نه با گفتار [که با عمل خود] به سوی [عمل] خیر دعوت کنید، تا تلاش، راستگویی و خدا پروایی را از شما ببینند [و به راه صحیح بگروند]». 

امام امیرمومنان حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «مرارة الدنیا حلاوة الآخرة؛ تلخ کامی های دنیا [مایه] شیرین کامی در آخرت است».

این سخن امیرمومنان علیه السلام بهترین مددکار به هنگام سختی ها و مایه همدردی در گرفتاری ماست و نه تنها تحمل مشکلات را برای انسان هموار می کند، بلکه او را به استقبال از مشکلات وا می دارد.

شما هرچه در راه خدا و راه حق سختی ببینید و به علت سختی ها و آزارها کام تان تلخ شود، به همان اندازه در آخرت شیرین کام و شادمان خواهید شد، پس تلخ کامی های مسیری که در آن گام نهاده اید، گوارایتان باد و بدانید که پیش از شما کسانی که خود را وقف اهل بیت علیهم السلام کرده بودند صدها و هزاران بار بیش از شما سختی کشیدند و تلخی ستم چشیدند.

محمد بن عُمیر از اصحاب خاصِّ امام کاظم علیه السلام بود. هارون الرشید او را بازداشت کرد و هفده سال او را به زندان افکند و سخت ترین شکنجه ها را در حق او روا داشت. بنا به نقل تاریخ شکنجه هایی چون: سیلی زدن های مداوم، زدن با چوبدستی، زدن با تازیانه، زدن با چوبی پهن و دراز که ده ها میخ در آن تعبیه شده و نوک تیز آن از دیگر طرف چوب برآمده بود، از شیوه های رایج شکنجه در روزگار بنی العباس بود. استفاده از چوب میخ دار بدین صورت بود که زندانی را برهنه می کردند و مأمور چوب را در دست می گرفت و با ضربه ای سخت آن را بر بدن محکوم می کوفت که در نتیجه سرهای تیز میخ به بدن او وارد می شد و آن شخص بیهوش می شد. جلاد درنگ می کرد تا محکوم به هوش بیاید و شکنجه تکرار می شد.

محمد بن عُمیر در طول هفده سالی که در زندان هارون بود هزار ضربه این ابزار شکنجه را بر خود هموار کرد.

ان شاء الله به زودی آزادی سراسر جهان را فراخواهد گرفت، اما باید بیدار بود و با احتیاط رفتار کرد، زیرا غربی ها، لائیک ها، کمونیست ها، وهابی ها و صوفیان بیشترین استفاده را از آزادی می برند، لذا مؤمنان باید اولین و بیشترین استفاده کننده از موهبت آزادی ـ آن هم برای حق و در راه حق ـ باشند. باید توجه داشت که برجسته ترین مصادیق حق، پیروی عملی از این سخن امام رضا علیه السلام است که فرموده اند: «یتعلّم علومنا ویعلمها الناس؛ دانش ما را فراگیرد و به دیگران بیاموزد».

در این معنا باید همت خود را صرف پسران و دختران جوانِ محصل و دانشجو کنید، بدین معنا که آنان را جذب کرده و بر پایه آموزه های الهیِ برگرفته از معارف اهل بیت علیهم السلام به ویژه در زمینه اخلاق و عقاید بپرورانید.

اخلاق والا و اعتقادات درست، از رسول اکرم صلی الله علیه وآله شخصیتی بی مانند و بزرگ ترین رهبر دوران ها ساخت؛ همان عزیزی که ابتدا رانده شده قریش بود و آماج آزار و شکنجه آنان قرار داشت.

10- خدا را چگونه بخوانیم؟

پیامبر صلی الله علیه وآله در بخشی ازخطبه خود در استقبال از ماه مبارک رمضان می فرمایند: «فسألوا الله ربکم بنیات صادقة وقلوب طاهرة؛ یعنی خدای خود را با نیت های صادق و دامانی پاک بخوانید». البته نیت های صادقانه روشن است که مطالب و بیانات فراوانی در آن نهفته است، لکن حضرت در جمله «قلوب طاهرة» به نکته مهم و ظریفی اشاره فرمودند و آنکه آن حضرت نفرموده اند قلب های خود را پاک و طاهر کنید، بلکه می فرمایند با قلوب پاک و طاهر خدای خود را بخوانید که این نشان دهنده ادب بالای رسول خدا صلی الله علیه وآله است که خود آن حضرت فرموده اند خدای متعال مرا تربیت کرده است.

سعی کنیم قلب هایمان پاک باشد و در این ماه مبارک و رحمت برای همه حتی دشمنانمان دعا کنیم.

11- اخلاق نیکو، جواز عبور از پل صراط

مولایمان رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله در خطبه ای که در پیشواز ماه مبارک رمضان ایراد داشتند، فرمودند: «أیها الناس مَن حَسَّنَ منکم فی هذا الشهر خُلُقَهُ کان له جوازاً علی الصّراط یومَ تزلُّ فیه الأقدام؛ ای مردم، هریک از شما که در این ماه رفتار خود را نیکو گرداند، در روزی که پاهای مردم بر پل صراط می لغزد و لرزان است او از آن جا به امان خواهد گذشت». همه ما در روز قیامت برای رسیدن به بهشت باید از پل دوزخ بگذریم و این پل در قرآن مجید و احادیث شریفه «صراط» نامیده شده است. در روایات پیشوایان دین آمده است که برخی از مردم در مدت سیصد هزار سال از آن می گذرند در حالی که برخی دیگر چون برق جهنده از آن عبور می کنند. کسی که می خواهد به سرعت از این صراط بگذرد و وارد بهشت شود، باید همیشه و به خصوص در ماه مبارک رمضان با اخلاق نیک با همه مردم رفتار کند. از مولایمان رسول خدا صلی الله علیه وآله سؤال شد: چه چیزی بیشتر باعث وارد شدن مردم به بهشت می شود؟ حضرت پاسخ دادند: تقوای الهی و حسن خلق.

یکی از بافضیلت ترین موارد حسن خلق در یکی از روایات شریفه چنین بازتاب یافته است. مولایمان امام صادق علیه السلام فرمودند: از رسول خدا صلی الله علیه وآله سؤال شد: بهترین صدقه کدام است؟ حضرت فرمودند: «علی ذی الرحم الکاشح؛ بر خویشاوندی که در باطن کینه شخص را به دل دارد».

پس شایسته است که همه ما نسبت به این فرمایش نورانی نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله و عمل به آن مصمم باشیم و البته کسی که در این خصوص مصمم باشد، خدای متعال او را در تصمیم و عزمش، یاری خواهد فرمود. این را بدانید که در این عمل لذتی نهفته است که در دیگر اعمال وجود ندارد.

هر مردی وظیفه دارد به نیکی و خوشرفتاری با همسرش رفتار کند، هرچند همسرش بداخلاق باشد. اگر همسرش در پی این خوشرفتاری دگرگون شد و خوشرفتاری پیشه کرد، که چه بهتر، ولی اگر تغییر نکرد، نباید اهمیت دهد و از رفتار نیکش دست بردارد. هرکسی مسئول خودش است و وظیفه دارد در برخورد با دیگران حسن خلق داشته باشد. همین رفتار را هم زن نسبت به فرزندان و خویشان، و هم همسایگان و همکاران نسبت به یکدیگر باید داشته باشند.

12- ماه رمضان، فرصتی برای کسب اخلاق نیکو

این ماه فرصت مناسبی برای انجام کارهای نیک است و یکی از مهم ترین اعمال نیک حسن خلق است. حسن خلق یک ضرورت جدی برای هر زن و مرد مؤمن و به ویژه جوانان است که به اخلاق نیک آراسته شوند. کسی که نسبت به این مهم عزم و تصمیم جدی داشته باشد، موفق خواهد شد و خدای متعال او را یاری خواهد نمود.

آراستگی به حسن خلق بدین معناست که اگر کسی به انسان دشنام گفت، او با نیکی و سخن نیک پاسخ دهد، چراکه خدای متعال در قرآن کریم فرموده است: «وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا؛ و هنگامی که جاهلان آن ها را مخاطب سازند [و سخنان نابخردانه گویند]، به آن ها سلام می گویند [و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند]». همچنین هرگاه یکی از خویشاوندان یا دوستان با او قطع رابطه کرد، به دیدار او رود، هرچند لازم باشد چندین بار این کار را تکرار کند یا اگر یکی از فامیل او را دعوت نکرد، نباید او هم همین کار را با آن شخص انجام دهد.

 کسی که بدرفتاری دیگران را تحمل کند و در برابر سوء خلق آنان حلم بورزد، نخستین نتیجه مثبتی که پس از مرگ عاید وی می شود این است که قبر او محل نعمت و راحت خواهد بود.

مردی که رفتار بدی دارد، حسن خلق اقتضا می کند که همسرش با او به نیکی رفتار کند و بردباری ورزد و در پی انتقام جویی از او بر نیاید. زنی هم که شوهر بدرفتاری دارد باید در تندی ها و بدرفتاری های او صبوری کند و از مقابله به مثل بپرهیزد. همچنان که این قاعده در رفتار با همسایگان و خویشاوندان و همکاران هم صادق است و همگی باید با یکدیگر به نیکی و حسن خلق رفتار کنند.

13- ماه برکت و رحمت

ماه مبارک رمضان، ماه برکت و رحمت است. رسول خدا صلی الله علیه وآله در خطبه ای که در پیشواز ماه مبارک رمضان ایراد کردند، فرمودند: «أَیها النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیکُمْ شَهْرُ اللهِ بِالْبَرَکَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالْمَغْفِرَةِ؛ ای مردم، ماه خدا با برکت و مهر و آمرزش به سوی شما رو کرده است». این ماه فرصت مناسبی است تا بندگان رابطه خود را با خدا تجدید کنند. پس جا دارد که در ساعات ارزشمند این ماه به طاعات و عبادات بپردازید و اگر حق کسی از خویشاوندان یا نزدیکان را تباه کرده، یا در ادای حق الله سستی به خرج داده اید، به تدارک گذشته بپردازید وهرچه می توانید خود را از مواضع کیفر و خشم الهی دور و به رحمت و غفران الهی نزدیک سازید.

این امور فقط به ماه مبارک رمضان اختصاص ندارد، بلکه همیشه و در همه اوقات سال باید نسبت به این امور پایبند باشیم و آنچه در این ماه بابرکت به دست آورده ایم حفظ نماییم.

14- پیمان با خدا

خوب است در ایام ماه مبارک رمضان بین خودمان و خدا عهد ببندیم و تصمیم بگیریم همیشه به خدا و خلق خدا راست بگوییم و در تمام حالات صداقت را ملاک کارمان قرار دهیم. اگر با پدر و مادر، خویشاوندان، همکاران و خدای متعال صادق باشیم، دنیای ما دگرگون می شود، و صد البته آخرتمان هم بهتر خواهد شد. اگر چنین کنیم، اهل شقاوت نخواهیم بود و عاقبت به خیر خواهیم شد و خدای متعال در تنگناهای زندگی دستمان را خواهد گرفت. به هرحال خدای متعال از دل های ما خبر دارد و می داند چقدر در گفتار و اعمالمان راستگو هستیم. خدای متعال نیازی نداشته که به ما دروغ بگوید و دروغ هم نگفته است. اگر ما نیز دو ویژگی صدق و امانت را رعایت کنیم، زندگی ما هم تفاوت می کند.

15- یک وصیت

در آخرین سفارش های امیرمؤمنان علیه السلام جملات ژرف و گهرباری وجود دارد که شایسته است ما پیروان آن حضرت این سفارش ها را مدنظر قرار دهیم و در زندگی به کار گیریم. آن حضرت ازجمله فرموده اند: «واصلاح ذات بینکم فإنّی سمعت جدّکما رسول الله صلی الله علیه وآله یقول إصلاح ذات البین خیر من عامّة الصلوة والصّیام؛ شما را به اصلاح کدورت ها و اختلافات میان خود سفارش می کنم، زیرا شنیدم که جدتان رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمودند: اصلاح ذات البین و رفع کدورت ها از هرچه نماز و روزه است بهتر است».

اختلافات خانوادگی، نزاع هایی که ممکن است میان دو شریک رخ دهد، اختلافاتی که در مساجد و حسینیه ها میان مؤمنان دیده می شود، و مواردی از این قبیل همگی نامطلوب است و باید همه ما تلاش کنیم این اختلافات را رفع کنیم و نگذاریم مؤمنان نسبت به همدیگر دلخوری و ناراحتی داشته باشند. انسان به هراندازه که می تواند باید از اختلافات و کدورت ها بکاهد. بدین معنا که هم خود چنین کاری نکند، و هم اختلافاتی را که در میان دیگران رخ می دهد، به درستی و همدلی و تفاهم مبدل نماید.

حضرت امیرمؤمنان به نقل از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله فرمودند: اصلاح ذات البین از هرچه نماز و روزه است باارزش تر است. البته این بدان معنی نیست که انسان در پی اصلاح ذات البین برود و نسبت به نماز و روزه بی اعتنا باشد، بلکه باید دانست که هم اصلاح ذات البین وهم نماز و روزه هردو لازم است، ولی از میان این دو امر لازم، آنچه ارزش و قیمت بیشتری دارد کوشش در رفع اختلافات میان مردم و ایجاد همدلی و اصلاح است.

این کلام حضرت جزو آخرین سخنان ایشان است و در زمانی این سفارش را فرمودند که مجروح بودند و در بستر بیماری و شدت ضعف قرار داشتند. آن جناب در چنین حالتی از درد و خستگی جسمی این وصایا را برای حاضران و نسل های بعد از جمله ما ایراد فرمودند. پس سعی کنیم به این فرمایش آن حضرت اهمیت دهیم و در عمل بدان کوتاهی نکنیم، البته میان سعی کردن و موفق شدن تفاوت وجود دارد. مهم این است که ما بکوشیم و کوتاهی نکنیم، اما این که چه میزان در این کار موفق خواهیم بود، مسأله دیگری است که ارتباطی با ما ندارد.

هرکس به هرحال در میان خویشاوندان، دوستان، اهل محل و محل کار یا تحصیل با نمونه هایی از ناسازگاری ها، خصومت ها و اختلافاتی که شیطان رجیم در میان مردم ایجاد می کند، مواجه است، زیرا به هرحال شیطان وسوسه گر به فساد میان مردم می پردازد و به اختلافات دامن می زند. شما بکوشید با زبان، پول، امکانات و اعتبار خود این مسائل را کاهش دهید و به رفع خصومت میان مردم همت گمارید. این کار اهمیت و ارزش بسیار دارد و در روایات اهل بیت علیهم السلام بر آن تأکید بسیار شده است. یکی از این تأکیدهای فراوان همین سفارش مولای متقیان در بستر شهادت است.

16- نزدیک شدن به خدا

سعی کنید در این ماه عزیز به ویژه در شب های قدر اعمال و عباداتی به جای آوردید و به خدای متعال نزدیک شوید. اکنون ـ به فراخور خود ـ باید در زمینه مادی و معنوی به یاری دیگران بشتابید و بدانید خدمتی که به نظرتان اندک و کوچک می آید، نزد خدای متعال بزرگ باشد.

زمینه هایی که می بایست در آن به خدمت و یاری دادن به دیگران پرداخت عبارتند از:

1. حل اختلاف میان خویشاوندان و دوستان؛

2. کوشش در امر ازدواج جوانان از طریق کمک های مالی و زبانی، چه این که جوانان بسیاری در موقعیت ازدواج قرار دارند، اما به دلیل مشکلات مالی نمی توانند ازدواج کنند؛

3. حل مشکل بیکاری.

پرداختن به هریک از موارد پیش گفته، کمتر از رفتن به مسجد پیامبر صلّی الله علیه وآله و نماز گزاردن و عبادت در آن جا نیست.

17- كرامت خدا

در بخشی از خطبه رسول خدا صلی الله علیه و آله در خصوص ماه مبارک رمضان آمده است: «وجُعلتم فیه من أهل كرامة الله؛ شما در این [ماه مبارك رمضان] از كسانى قرار گرفته‏ اید كه مورد كرامت خدا واقع شده ‏اند». عبارت «كرامة الله» كمتر در روایات به كار رفته است، به طورى كه در هر هزار روایت ممكن است یك مورد دیده شود. مثلاً در فرمایش امیرمومنان حضرت علی علیه السلام قریب به این مطلب آمده است كه خداى تبارك و تعالى رسول خویش صلی الله علیه وآله را «كرامة الله» خواند و سپس او را برگزید. رسول گرامى اسلام صلی الله علیه وآله نیز به حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: «[دخترم] خداى متعال تو را به داشتن همسرى چون على مورد تكریم قرار داد». همچنین از مجموع روایات به دست مى ‏آید كه زائر حضرت سیدالشّهدا علیه السلام نیز یكى از مصادیق این عبارت است.

18- خودسازى در ماه رمضان به سفارش پیامبر صلی الله علیه وآله

در جایى از خطبه رسول خدا صلی الله علیه وآله آمده است: «فإنَّ الشقی من حُرم غفران الله فی هذا الشهر العظیم؛ همانا تیره روز كسى است كه در این ماه عظیم از آمرزش الهى محروم شود».

این جمله پیامبر صلی الله علیه وآله حصر را مى ‏رساند، یعنى اگر كسى در ماه رمضان در امر خودسازى كوتاهى كند، حقیقتاً بدبخت و درمانده است. حال اگر نگاهى به خودسازى و تأثیر آن بیندازیم و آن را در تمام روزهاى زندگى، به ویژه در ماه مبارك رمضان به كار بندیم درمى ‏یابیم كه چه تأثیر بسزایى دارد، به گونه‏ اى كه آثار آن را در خود احساس خواهیم کرد. هر انسانى آرزوى خودسازى دارد، اما به فرموده قرآن كریم: «لَّیسَ بِأَمَانِیكُمْ» تنها با آرزو نمى‏ توان به آن دست یافت، بلكه جدیت مى طلبد كه اگر انسان كوتاهى نكند، به طور یقین موفق خواهد شد.

19- تلاش برای تقرب به خداوند در ماه رمضان

خداى متعال تصریح فرموده است كه انسان‏ ها را براى آمرزش خلق كرده است، آن جا كه مى ‏فرماید: «وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ». بنابراین، بر انسان‏ ها نیز لازم است در ماه مبارک رمضان در مقام به دست آوردن این عنایت و لطف الهى ـ كه گذشت از خطاها و كردارهاى نادرست آنان است ـ كوشا باشند و در حالى كه با صداقت و راستى به درگاه خداى مهربان شتافته ‏اند، از آمرزش او بهره مند شوند. هرچند براساس منطق حكمت، امكان ندارد خداى متعال خلق را از رحمت و آمرزش خویش محروم سازد، ولى آدمى باید با نفس خود به راستى سخن گوید و با همان صداقت به درگاه خدا رو آورد. آیا تاكنون فكر كرده ‏اید بندگان توفیق یافته چگونه به موفقیت‏هاى بسیار دست یافتند؟ پاسخ روشن است. آنان تنها با تلاش و زحمت‏ هاى فراوان به هدف‏ هاى خود رسیده‏ اند. امیرمومنان حضرت علی علیه السلام در این رابطه مى ‏فرمایند: «من طلب شیئاً ناله أو بعضه؛ هركس به دنبال چیزى باشد، آن را یا بخشى از آن را می یابد».

20- محاسبه نفس، رمز رستگاری

دعاها، زیارت‏ ها و اعمال بسیارى كه در ماه مبارك رمضان وارد شده است، ابزار و وسایل خوبى براى تحقق خودسازى است و اگر كسى به دلیل گرفتارى ‏هاى خود یا اشتغال به واجبات دیگر، نتواند در این زمینه‏ ها موفقیتى كسب كند، راه دیگرى كه آسان مى ‏نماید و فراروى او مى ‏بینیم، محاسبه نفس است. در روایات متعددى كه برخى از آن ها داراى سند معتبر هستند، آمده است: «لیس منّا مَن لم یحاسب نفسه فی كلّ یوم؛ از ما نیست كسى‏ كه هرروز اعمال و كردار خود را مورد محاسبه قرار ندهد».

حداقلِّ خودسازى چه در این ماه مبارك چه در دیگر ماه‏ ها این است كه انسان زمانى كوتاه ـ اگرچه چند دقیقه ـ به حساب آن روز خود رسیدگى كند و گفته ‏ها، كردارهای خود و همچنین برخوردش با زن و فرزندان، دوستان و آشنایان، بستگان و خویشان، درس خواندن و ... را بسنجد و ببیند وقت خود را صرف چه كارهایى كرده است؟ آن گاه لحظاتى را با خداى خویش خلوت كرده، به حساب خود رسیدگى نماید.

محاسبه نفس یك واقعیت بسیار مهمى است كه هر فرد به مقدار همت و تلاش خود، از آن بهره مى ‏گیرد. انسان‏ ها این شایستگى را ازسوى خدا یافته ‏اند كه دراثر محاسبه نفس به مرحله‏ اى دست یابند كه دارایى دنیایى در نظرشان ناچیز باشد، خواه یك تومان یا میلیاردها تومان. و این گزافه گویى نیست كه در صورت خواستن مى ‏توان به آن دست یافت.

21- لذت بی نظیر محاسبه نفس در ماه رمضان

اگر انسان از این ماه كه بهار قرآن و بهار خودسازى است، استفاده كرده، به محاسبه خود بپردازد و چند روزى نیز در ماه شوال این روند را ادامه دهد، بسیار بعید مى ‏دانم كه از محاسبه نفس خود دست بردارد، زیرا از این كار لذتى احساس مى‏ كند كه با صد غذاى لذیذ یا یك سال خوشگذرانى قابل مقایسه نیست. لذات معنوى به گونه‏ اى هستند كه چنانچه فردى یك لحظه آن را درك كند، تمام خوشى‏ هاى دنیا را در مقایسه با آن ناچیز خواهد دید. افرادى كه به دیدار حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف مشرف شده‏ اند، همان طور كه از حكایات و گفته‏ هاى آنان به دست مى‏ آید، لحظاتى را درك كرده ‏اند كه خود از وصف آن عاجزند. برخى از آن حكایات و كلمات را مرحوم علامه مجلسى و حاجى نورى و دیگران نقل فرموده ‏اند كه با خواندن و تعمق در آن درمى ‏یابیم كه معنویت یك واقعیت است همان گونه كه مادّیت، بلكه بالاتر از آن.

22- سلامت دین مهم ترین خواسته

رسول گرامى اسلام صلی الله علیه وآله در استقبال ماه مبارك رمضان خطبه‏ اى ایراد فرمودند كه سندهاى آن نیز ظاهراً از نظر رجالى معتبر هم هست و آن دسته از مطالبى كه در این باره به شیخ صدوق رحمه الله منسوب است، معتبرتر و موثق‏ تر است. در روایات معتبر آمده است چون خطبه رسول خدا صلی الله علیه وآله به اتمام رسید، امیرمؤمنان علیه السلام سؤال كردند: «ما أفضل الأعمال فی هذا الشهر؟ برترین عمل‏ ها در این ماه چیست؟».

پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: «الورع عن محارم الله؛ خویشتن دارى از محرمات خدا»، آن گاه به سختى گریستند.

امیرمومنان علیه السلام سبب گریه را پرسیدند، پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: گریه ‏ام به این سبب است كه تو در این ماه كشته خواهى شد. امیرمؤمنان علیه السلام بى ‏درنگ پرسیدند: «أفی سلامة من دینـی؛ آیا دین خود را به سلامت به در خواهم برد؟».

رسول گرامى صلی الله علیه وآله فرمودند: «فی سلامة من دینك».

شایان دقت است كه این سلامت دین تركیبى از دو كلمه و به تعبیرى، از نظر نحوى یك كلمه است، اما داراى اهمیت فراوان و سؤالى پرمحتوا است. اگر بنا شود، خبر كشته شدن ‏مان را به ما بدهند و در صحت آن نیز اطمینان داشته باشیم، چه حالى به ما دست خواهد داد؟ بیشتر ما در آن هنگام حسرت از دست دادن دنیا و جدایى از مال و منال و زن و فرزند را خواهیم خورد.

همچنین در روایتى دیگر آمده است روزى پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و امیرمؤمنان علیه السلام به جایى در اطراف مدینه تشریف مى‏ بردند. رسول خدا صلی الله علیه وآله نگاهى به امیرمؤمنان علیه السلام افكنده گریست. امیرمؤمنان علیه السلام علت گریستن را از پیامبر صلی الله علیه وآله پرسید. حضرت فرمود: پس از من كینه ‏هاى كهنه سر خواهد گشود. حضرت على علیه السلام این بار نیز پرسید: «أفی سلامة من دینـی؟».

باید توجه داشت كه وقتى پیامبر خدا صلی الله علیه وآله خبر شهادت امیرمؤمنان را به او مى‏ دهند، امام پیش از هرچیز مى ‏پرسند آیا آن روز دینم را به سلامت به در خواهم برد؟

در جایى دیگر پیامبر صلی الله علیه وآله از دشمنى گروهى خشن با وى خبر مى ‏دهند، ولى امیرمؤمنان علیه السلام همچنان همان سؤال را تكرار مى‏ كنند. باید دید چه چیزى در این سؤال نهفته است؟ و سلامتِ در دین و نیك فرجامى چه اهمیتى دارد؟ رسول خدا صلی الله علیه وآله به امیرمؤمنان علیه السلام خبر از ظلمى مى ‏دهند كه پس از ایشان نسبت به او روا مى ‏دارند و این در حالى است كه امیرمؤمنان علیه السلام شخصیتى دارند كه از نظر درك وعلم و از نظر نیروى بدنى سرآمد است. قاعدتاً انسانى كه قدرت دارد، در برابر ظلمى كه به او مى‏ شود، تحت تأثیر نفس اماره قرار گرفته، سعى مى ‏كند ستم را به گونه ‏اى تلافى كند. وسوسه‏ هاى نفس او را وا مى ‏دارد تا دینش را تحت الشعاع انتقام و عواطف نفسانى قرار دهد، اما امیرمؤمنان علیه السلام براى رعایت مصالح دین سكوت مى‏ كند؛ سكوتى سنگین و طولانى. عادتاً مردم این گونه‏ اند كه اگر كسى به آن ها اهانت كند، حتى اگر جواب دادن به صلاح دینشان نباشد، باز تحمل نمى‏ كنند. در حقیقت زمان و مقدمات زیادى مى ‏طلبد تا انسان بتواند براساس مصلحت و نه براساس هواى نفس عمل كند.

مفهوم سؤال امیرمؤمنان على علیه السلام از پیامبر گرامى صلی الله علیه وآله، در دعاى ابوحمزه و دعاى صباح نیز آمده است، آن جا كه فرموده: «فاجعل اللّهُم صباحی هذا نازلاً علیّ بضیاء الهدى، وبالسلامة فی الدین والدّنیا؛ بار خدایا، این بامدادم را با نور هدایت و سلامت در دین و دنیا بر من فرو فرست».

رسیدن به سلامت دین مسأله‏ اى ایجادى و تكوینى و اختیارى است. بدین معنا كه هركس مى ‏تواند با استمداد از خداى متعال و اهل بیت علیهم السلام و نیز با تصمیم قاطع و تلاشِ پیگیر بدان دست یابد.

23- تمرین تدریجی در رمضان

یكى از راه‏ هاى نیل به پرهیزگارى این است كه انسان در ماه مبارك رمضان بناى خود را بر این بگذارد تا با سعى و تمرین، هرروز حداقل یكى از طاعات را انجام دهد. مثلاً در طول شبانه روز هرگز دروغ نگوید، غیبت نكند، كسى را آزار ندهد و بر زن و بچه‏ اش سخت نگیرد. خلاصه در جامعه حضور داشته باشد و روال طبیعى یك زندگى را در تمام ابعاد آن دنبال كند. با تمام این احوال انسان خود را از دنیا كنار بكشد و دنیا را از دل خود بیرون كند كه امام سجاد علیه السلام در این باره به خدا عرضه مى ‏دارد: «أخرج حبّ الدّنیا من قلبـی؛ دنیا دوستى را از دل من دور كن».

باید توجه داشت كه بیرون شدن دوستى دنیا از دل به این معنا نیست كه انسان پول ‏ها را در زباله بریزد، دنیا را كلاً ترك كند و از ثروت حلال روى بگرداند، بلكه پول در زندگى او باشد، اما به دل و جانش بسته نباشد كه در آن صورت به دام معصیت كشیده مى‏ شود.

انسان باید عزّت خود را داشته باشد، ولى براى آن دچار معصیت نگردد و چنانچه دستان او را بوسیدند، به جهت آن بوسیدن معصیت نكند. باید حبّ اینها را از دل بزداید تا مبادا به سبب آن ها دچار معصیت شود و اگر این گونه از دنیا دل برگیرد، مى‏ تواند توفیق كسب كند.

24- روزه در کلام امام سجاد

حضرت سجاد علیه السلام به خداى متعال عرض مى ‏كند: «وأعِنّا على صیامه؛ خدایا ما را بر روزه گرفتن در ماه مبارك رمضان یارى فرما».

البته منظور حضرت نه این است كه خداى متعال ما را در خوددارى از خوردن و آشامیدن یارى فرماید، بلكه عرضه مى‏ دارد: « بِکَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِیکَ، وَ اسْتِعْمَالِهَا فِیهِ بِمَا یُرْضِیکَ؛ و ما را به روزه داشتن آن یاری ده، آن سان که اعضای بدن را از معاصی تو باز داریم و در آنچه سبب خشنودی توست، به کار واداریم».

آن گاه حضرت به امور جزئى ‏تر مى ‏پردازد و مفهوم پیش گفته را بسط مى ‏دهد و به درگاه خدا عرضه مى‏ دارد: « حَتَّی لا نُصْغِیَ بِأَسْمَاعِنَا إِلَی لَغْوٍ، وَ لا نُسْرِعَ بِأَبْصَارِنَا إِلَی لَهْوٍ وَ حَتَّی لا نَبْسُطَ أَیْدِیَنَا إِلَی مَحْظُورٍ، وَ لا نَخْطُوَ بِأَقْدَامِنَا إِلَی مَحْجُورٍ، وَ حَتَّی لاتَعِیَ بُطُونُنَا إِلا مَا أَحْلَلْتَ، وَ لا تَنْطِقَ أَلْسِنَتُنَا إِلا بِمَا مَثَّلْتَ، وَ لا نَتَکَلَّفَ إِلا مَا یُدْنِی مِنْ ثَوَابِکَ، وَ لا نَتَعَاطَی إِلا الَّذِی یَقِی مِنْ عِقَابِکَ، ثُمَّ خَلِّصْ ذَلِکَ کُلَّهُ مِنْ رِئَاءِ الْمُرَائِینَ، وَ سُمْعَةِ الْمُسْمِعِینَ، لا نَشْرَکُ فِیهِ أَحَدا دُونَکَ، وَ لا نَبْتَغِی فِیهِ مُرَادا سِوَاکَ؛ تا به هیچ سخن بیهوده ای گوش نسپاریم، و به هیچ بازیچه و لهوی ننگریم، و به هیچ ممنوعی دست نگشاییم، و به سوی هیچ حرامی گام برنداریم، و چیزی جز آنچه تو روا کرده ای در شکم های خود جای ندهیم، و زبانمان جز سخن تو نگوید، و رنجی بر خود هموار نکنیم جز آنکه ما را به ثواب تو نزدیک سازد و کاری نکنیم جز آنچه ما را از عقاب تو در امان دارد.

خدایا! از تو می خواهیم که همه این اعمال را از ریای ریاکاران و شنواندن شنوندگان پاک گردان که در آن کسی را غیر تو شریک نسازیم و در آن مرادی جز تو نجوییم».

به یك سخن آن حضرت به خداى عزوجل عرضه مى ‏دارد اكنون كه دست و پا و زبان و چشم و گوش مرا از معصیت نگاه داشتى، دل ما را نیز از توجه به غیرخودت نگاه دار و نهایتِ خواست ما را كسب خشنودى خود كن.

25ـ ریشه ریا و سمعه

«ریا» و«سُمعه» از نظرگاه معنایى، به یك ریشه باز مى ‏گردند، ولى در متون حدیثى و اخلاقى از هم متمایز شده‏ اند. هرگاه انسان كار نیكى انجام دهد و هدفش این باشد كه دیگران ببینند و به پارسایى و درست كارى او حكم كنند، مرتكب ریا شده است. ریا در لغت به معناى ارائه و نمودن (نشان دادن) است. اما سمعه آن است كه شخص كار نیكى را در حضور كسى انجام دهد تا او این جا وآن جا نقل كند كه فلانى عبادتش چنین است و سجده‏ هایش چنان، تا بدین ترتیب مردم او را انسانى پرهیزگار و متدین بشناسند. حضرت سجاد علیه السلام در مناجات با خدا عرضه مى ‏دارد: «خدایا، اكنون كه دست ‏مان به حرام دراز نشد (و گناه باالفعل از ما سر نزد)، چنان كن كه این پرهیز و خودنگاه دارى نیز براى تقرب به تو و كسب خشنودى ‏ات باشد و نیت‏ هاى ما را نیز مانند اعمال ما ناب و پیراسته گردان».

26ـ غیبت و دشنام، مفطر روزه

در روایت آمده است روزى پیامبر خدا صلی الله علیه وآله به مسلمانان فرمان دادند روزه بگیرند و فرمودند: هیچ كس بدون اجازه من روزه‏ اش را نگشاید. به هنگام غروب آفتاب مسلمانان یك یك مى‏ آمدند و از رسول خدا صلی الله علیه وآله رخصت مى ‏طلبیدند تا افطار كنند و حضرت به آنان رخصت افطار مى‏ داد. مردى خدمت ایشان آمد و عرضه داشت: دو دختر دارم كه امروز را روزه بودند و خجالت مى‏ كشند به خدمت شما آیند. آیا اجازه مى ‏دهید روزه خود را بگشایند.

پیامبر صلی الله علیه وآله از آن شخص روى برگرفت. آن مرد سخن خود را تكرار كرد و حضرت این بار نیز از او روى گرداند. آن مرد دگر بار گفته خود را تكرار كرد. رسول خدا صلی الله علیه وآله به آن مرد فرمود: كسى ‏كه امروز گوشت مردم را مى‏ خورده، چگونه روزه بوده است؟! برو و به آنان بگو: اگر روزه‏اند، قى كنند.

از مضمون این روایت دریافت مى ‏شود كه آن دو دختر از این گفته پیامبر صلی الله علیه وآله شگفت زده شدند، زیرا از صبح تا شام چیزى نخورده و گرسنگى و تشنگى كشیده بودند و چون به فرمان پیامبر صلی الله علیه وآله قى كردند، از دهان هركدام‏ شان قطعه گوشتى بیرون افتاد.

هرچند خارج شدن گوشت از دهان آن دو دختر به نوعى امرى خارق العاده است، ولى حضرت رسول صلی الله علیه وآله از رهگذر این معجزه، واقعیت امر را بر ما معلوم كردند و نشان دادند كه غیبت در واقعِ امر، خوردن گوشت مردۀ برادران مسلمان است، هرچند ما نتوانیم با این چشمان دنیوى حقیقت مطلب را ببینیم. خداى متعال نیز در قرآن كریم مى‏ فرماید: «ولاَ یغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا.أَیحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن یأْكُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیتًا فَكَرِهْتُمُوهُ؛ و بعضى از شما غیبت بعضى دیگر نكند، آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏ اش را بخورد؟ از آن كراهت دارید».

این ‏مطلب نشان مى ‏دهد كه روزه واقعى غیر از امساك از مفطرات است و غیبت كردن، روزه دار را از روزه واقعى خارج مى‏ كند.

در روایت دیگرى آمده است: «سمع رسول الله إمرأة تسب جاریة لها وهی صائمة، فدعا رسول الله صلی الله علیه وآله بطعام وقال لها: كلى. فقالت: إنى صائمة. فقال صلی الله علیه وآله: كیف تكونین صائمة وقد سببت جاریتك؟ إن الصوم لیس من الطعام والشراب؛  رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیدند كه زنى روزه دار دختر (یا كنیزش را دشنام مى ‏گفت. حضرت غذایى خواست و پیش روى آن زن نهاد و به او فرمود: بخور. گفت: روزه ‏ام. حضرت فرمود: چگونه روزه ‏اى در حالى كه دختر (یا كنیز)ت را دشنام گفتى؟ [بدان كه] روزه فقط خوددارى از خوردنى‏ ها و آشامیدنى ‏ها نیست».

از این قبیل روایات به خوبى روشن مى‏ شود كه صِرف امساك از مفطرات روزه حقیقى به شمار نمى‏ رود و روزه واقعى امر آسانى نیست. هم از این روست كه دعا و مسألت از خداوند لازم است تا انسان موفق به درك روزه حقیقى شود و چنان كه دیدیم رسول خدا صلی الله علیه وآله سفارش فرمودند: «با دل‏ هاى پاك و نیت ‏هاى درست از خدا بخواهید كه شما را در به جاى آوردن روزه این ماه و تلاوت كتابش موفق بدارد».

چه بسا در روز قیامت انسان ببیند كه از هزاران روزه‏ اى كه گرفته، تنها شمار اندكى روزه واقعى در كارنامه اعمالش ثبت شده یا خداى نكرده در طول عمر خود حتى یك بار توفیق اداى چنین روزه ‏اى را نیافته است. رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرماید: «فإن الشقی من حُرِم غفران الله فی هذا الشهر العظیم؛ شقاوت پیشه كسى است كه از خوان گسترده غفران الهى در این ماه عظیم بى ‏بهره ماند».

 فراموش نكنیم كه امثال یزید بن معاویه، روزه مى ‏گرفتند و قرآن مى‏ خواندند، ولى آیا باوجود این روزه و قرآن، شقى بودند یا سعید؟ از این جا روشن مى‏ شود كه تنها روزه حقیقى و تلاوتى كه از سر صدق صورت پذیرد، آدمى را سعادتمند مى‏ كند. ماه مبارك رمضان ماهى است كه خداى تبارك و تعالى سفره بخشایش خود را گسترده‏ تر از همیشه گسترانده است و اگر كسى در چنین فرصت گران بهایى، كاهلى كند و بى‏ بهره ماند، راه شقاوت پوییده است.

27- استفاده از ماه رمضان و شب های قدر

امشب شب بیستم ماه مبارك رمضان و مصادف با شب شهادت مولا امیرمومنان علیه السلام است. روزهاى قدر نیز مانند شب ‏هاى قدر داراى فضیلت است. یكى از این روزها گذشت و دو شب و دو روز دیگر باقى مانده است. به خود آییم و ببینیم چه كرده‏ ایم و چه بهره‏ اى برده‏ ایم. به منظور نزدیك شدن به ذهن‏ ها مثالى بیان مى ‏شود. افرادى كه به تحصیل علم مى‏ پردازند، در هر سطحى كه هستند از اول سال مطالعه مى ‏كنند تا اینكه در پایان سال نمره خوبى به دست آورند. گاهى بعضى افراد یك ماه وعده ‏اى دو هفته قبل از امتحانات درس را مرور مى ‏كنند تا براى امتحان حاضر شوند و نمره مطلوبى كسب كنند. در هرحال اگر بكوشند و همت گمارند، ضریب موفقیت آنان در امتحان قابل توجه خواهد بود.

ما نیز باید در این روزهاى پایانى ماه مبارك رمضان براى زندگى خود برنامه‏ اى مرتب تدارك ببینیم، زیرا داشتن برنامه اگر تمام اهداف انسان را محقق نكند، بى‏ تردید بخش وسیعى از آن را عینیت مى ‏بخشد. چند روز قبل یكى از آقایان كاسب، داستانى براى من نقل كرد. او گفت: روزى به منزل شخصى وارد شدم. به ذهنم رسید: اى كاش بشود این خانه را خریدارى كنم. اما از جهت مالى وضعیت خوبى نداشتم، لذا با خود اندیشیدم پول این خانه را ندارم، ولى خدا كه مى ‏تواند اسباب آن را فراهم كند، امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف كه قدرت این كار را دارد. بالاخره با توسّلات بسیار، در مدت دو سال پول آن خانه را فراهم كرده و منزل را خریدم. اكنون بعد از گذشت چند سال از این قصه خیلى پشیمان هستم كه ‏اى كاش این منزل را نمى ‏خریدم، زیرا اگر این گونه براى بهشت متوسل شده بودم، بهشتى مى‏ شدم. گاهى انسان خواسته ‏اى دارد كه با اِصرار و بعد از زحمات فراوان البته با تصمیم قلبى به آن مى ‏رسد، ولى عاقبت پشیمان مى ‏شود كه عمر خود را نیز به هدر داده و دیگر راه برگشت ندارد. در روایت آمده است زمانى كه پاره ‏اى از مردم، از دنیا مى ‏روند درمى ‏یابند كه تمام عمر خود را تلف كرده، به دنبال پول و ریاست و شهوات، به بیهودگى گذرانده‏ اند و عاقبت، تمام آن ها را در دنیا گذاشته و تنها به عالم آخرت آمده ‏اند. علامه مجلسى رحمه الله در بحار الأنوار روایتى آورده است با این مضمون كه عده ‏اى از انسان‏ ها از هنگام مرگ تا روز قیامت در ناراحتى بسیار سرگردان هستند، زیرا زمانى كه در دنیا بودند از فرصت ‏ها استفاده نكرده و عمر خود را به هدر دادند.

باید توجه داشت كه این روایات ما را نیز در بر مى ‏گیرند، پس باید به گونه ‏اى عمل كنیم كه فردا پشیمان نشویم. این ماه مبارك رمضان بهترین وقت براى انسان است تا آدمى براى زندگى خود تصمیمى جدّى گرفته و آن را در چارچوبى منظّم و دقیق قرار دهد.

28- رابطه قرآن و ماه رمضان

قرآن كریم، كتاب و اساسنامه زندگى فردى و اجتماعى همه مسلمانان در همه روزگاران است. اینك كه در ماه مبارك رمضان قرار داریم سزاوار است هرچه بیشتر بر ارتباط خود با قرآن كریم افزوده، آن را استحكام و استوارى بخشیم. نقطه شروع این ارتباط قرائت قرآن است كه البته پاداش اخروى نیز دارد و روایات بسیارى در این باره آمده است، اما چشمگیرتر آن است كه ثواب خواندن هریك آیه در ماه مبارك رمضان با خواندن تمام قرآن در غیر این ماه برابرى مى كند.

 براساس این روایت اگر كسى در هر حالى «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» را زیر لب زمزمه كند، گویا قرآن را از آغاز تا پایان خوانده است و به دیگر معنا اگر انسان در ماه مبارك رمضان قرآن را ختم كند، براساس اینكه قرآن 6666 آیه دارد، چنان است كه در ماه ‏هاى دیگر 6666  بار قرآن را ختم كرده باشد. در حقیقت این از اختصاصات ماه مبارك رمضان است و یازده ماه دیگر چنین امتیازى ندارند، لذا مى ‏توان گفت كه قرآن و ماه مبارك رمضان ارتباطى گسترده و ناگسستنى دارند.

 از این مطلب مى‏ توان دریافت كه احسان و نیكوكارى در ماه مبارك رمضان نیز پاداشى بسیار بیشتر دارند. مهم‏ تر از آنچه گفته شد و ارزشمندتر از قرائت آیات قرآن، فهم و درك معانى قرآن كریم است و این كه بدانیم قرآن چه مى‏ گوید و چه مى‏ خواهد؟ وقتى انسان از راه مطالعه یا حضور در مجالس آموزش قرآن، معنى «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» را یاد بگیرد، ثواب بالایى را به دست آورده است و البته این پاداش به پاس شناختى است كه از «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» به دست آورده، اینکه بداند اللَه كیست؟ رحمان و رحیم چیست؟ و تفاوت میان رحمان و رحیم كدام است؟ و اینكه چرا سوره‏ هاى قرآن با بسم اللَه شروع مى ‏شوند؟

 زمانى كه انسان این مطالب نورانى را فراگرفت و به این مرحله از شناخت رسید، در واقع این مرحله از خواندن قرآن بالاتر و پرارزش‏ تر است. پس شایسته است مطالعه كند تا افزون بر برخوردارى از ثواب بسیار بالاى آن، به تدریج با معانى شگفت و نورانى قرآن كریم آشنا شود.

 كسى كه در ماه مبارك رمضان با تأمل و تدبّر قرآن بخواند، بى ‏شك ثواب او بیشتر از كسى است كه به همان اندازه، اما بدون تأمل قرآن بخواند، چه اینكه با در نظر گرفتن حال و هواى معنوى این ماه و این كه رمضان بهار قرآن است، تأمل و تفكر در آیات قرآن به تمام معنا ارزشمند و كارآمد است.

 مرحله سوم كه والاتر و برتر از دو مرحله پیشین است، آنكه انسان به قرآن عمل كند، نهى قرآن را بشناسد و از آن ها بپرهیزد، فرمان آن را به كار بندد و ... . وانگهى نباید غافل بود یكى از سؤال‏ هاى مهمى كه در عالم برزخ و شب اول قبر از ما مى ‏شود این است که «كتاب تو چیست؟». پرواضح است كسى مى‏ تواند به این سؤال پاسخ دهد كه به كتاب خود، یعنى قرآن عمل كرده باشد. اى بسا كسى قرآن را حفظ كرده باشد، ولى در پاسخ این سؤال درمى ‏ماند و نمى‏ تواند چیزى بگوید، زیرا او فقط الفاظ قرآن را از بر كرده، هرگز به آموزه و مفاهیم آن عمل ننموده است. در مقابل، اگر در دنیا به معناى واقعى كلمه به قرآن عمل كرده باشد، در آن صورت خیلى سریع پاسخ خواهد داد

 قرآن كتاب من است.

29- قرآن، داروی دردها

هرچند قرآن كریم با هیچ چیزى قابل مقایسه و تشبیه نیست، اما بنا به ضرورت و به منظور نزدیك شدن به ذهن مى ‏توان آن را به نسخه پزشك تشبیه كرد. به عنوان مثال، فرد بیمار براى درمان نزد پزشك مى‏ رود و پزشك براى او نسخه ‏اى مى ‏نویسد، آن گاه براى گرفتن دارو به داروخانه مى ‏رود. حال این پرسش پیش مى ‏آید كه آیا صِرف خواندن و دانستن نسخه و پى بردن به خواص داروها براى خوب شدن كافى است؟ به یقین پاسخ این خواهد بود كه اقدام ‏هاى یادشده، مقدمه است و براى نیل به سلامتى باید به دستور پزشك عمل كرد و از مواردى كه منع كرده، پرهیز نمود.

 قرآن كریم نیز چنین است و باید به فرمان‏ ها و بازداشتن‏ هاى آن عمل كرده، تمام دستورات آن را در زندگى خود به كار گرفت و لازم‏ الاطاعة دانست تا به سعادت دو جهان دست یافت. بنابراین، قرآن پذیرى و عمل به آن پس از خواندن و فهمیدن قرار دارد و البته اهمیت عمل به قرآن بارها و بارها در روایات اهل بیت علیهم السلام آمده است.

30ـ برترین عمل

رسول خدا صلى الله علیه وآله در اوّل هر ماه مبارك رمضان، خطبه ‏اى مى ‏خواندند و در آن به برخى معارف و آموزه‏ هاى دینى اشاره مى ‏كردند كه در كتاب ‏هاى حدیثى آمده است. یكى از این خطبه‏ ها كه امیرمومنان علیه السلام آن را روایت نموده از بقیه معروف ‏تر است. پس از فراغت رسول خدا صلى الله علیه وآله از همین خطبه، امیرمومنان علیه السلام از حضرت رسول صلى الله علیه وآله پرسید: «یا رسول ‏الله، ما أفضل ألاعمال فی هذا الشهر؟ اى رسول خدا، برترین اعمال در این ماه كدام است؟».

 در سؤال امیرمؤمنان علیه السلام این معنا نهفته است كه مهم ترینِ تمام اعمال در ماه مبارك رمضان كه از نماز، روزه، قرائت قرآن، اطعام، ارشاد، صله رحم و اعمال دیگر بهتر و مفیدتر است و ثواب و ارزش آن از همه كارهاى خیر بیشتر است، چیست؟

 راستى اگر امیرمؤمنان علیه السلام این سؤال را نمى ‏كردند، از كجا مى ‏دانستیم بهترین عمل در این ماه چیست؟ در این ‏جا توجه ‏تان را به این سخن امیرمومنان علیه السلام جلب مى‏ كنم كه فرمود: «ألا وإن لكل مأموم اماماً یقتدی به؛ بدانید هر مأمومى (پیروى) امامى (راهبرى) دارد كه بدو اقتدا مى ‏كند».

 لذا باید تمام اقشار و حتى من طلبه در كارها به او اقتدا كنیم و آموزه‏ هاى او را آویزه گوش قرار دهیم و به عنوان شیعه و دوستدار آن حضرت، همواره در پى تحقق بخشیدن به رهنمودهاى حضرتش باشیم و در عین حالى كه باید همیشه در پى شناخت اعمال خوب و كارهاى پرپاداش و ثواب برآییم، باید به بهترین و پرثواب‏ ترینِ آن ها پایبند باشیم، بكوشیم خوب ‏تر را از خوب بازشناسیم و همان را به كار بندیم، چه این كه عقل نیز همین را مى‏ خواهد. به عنوان مثال اگر دو كسب‏ و كار وجود دارد و درآمد یكى از دیگرى بیشتر است، یك كارمند یا كاسب خوب، پرسودتر و پردرآمدتر را انتخاب مى ‏كند و از پذیرش كارى كه سودش كمتر است، خوددارى مى‏ كند و اگر خلاف این عمل كند، بى ‏تردید فاقد قدرت و درك اقتصادى خوانده مى‏ شود. بندگان خدا نیز اگر تفاوت مراتب امور عبادى را نشناسند و بهتر را وانهاده، خوب را برگزینند، به یقین همین گونه ‏اند.

 دریغ و افسوس كه در امور مادى و دنیوى معمولاً تشخیص درست داریم و كار پرسودتر را برمى ‏گزینیم، ولى در امور معنوى و آخرتى گاه دقت نمى‏ كنیم و از این مسأله غافل مى‏ شویم. به یقین همگى در پى كسب ثواب بیشتر هستیم و دوست داریم به مقام قرب الهى نزدیك‏ تر شویم و خود را به اهل بیت علیهم السلام وابسته‏ تر كنیم، ولى در تشخیص بهترین كارها و پسندیده‏ ترین عمل و انتخاب آن، دقت نمى‏ كنیم. چه خوب است انسان دلش را مالامال از مهر اهل بیت علیهم السلام كند و در عین حال در پى انجام دادن بهترین و پرثواب‏ ترین اعمال باشد.

31ـ ثواب اطعام

حضرت رسول صلى الله علیه وآله فرموده‏ اند: «من فَطَّرَ منكم صائماً مؤمناً فی هذا الشهر كان له بذلك عند الله عتق نسمة؛ هریك از شما مؤمن روزه‏ دارى را در این‏ ماه افطار دهد، ثواب آزاد كردن یك بنده را خواهد داشت».

 البته لازم نیست كه این روزه ‏دار حتماً فقیر باشد، بلكه مؤمنى از همسایگان و دوستان باشد، كفایت مى ‏كند و البته اگر فقیرى را اطعام كند، بى‏ تردید بهتر و خداپسندانه ‏تر است. 

32ـ استغفار، راه رهایی

پیامبر خدا صلى الله علیه وآله تمام عمر خود را صرف ابلاغ و آموزش گذراند تا رسالت خود را كه ارشاد جامعه و نجات بشر از بیراهه‏ ها و تاریكى‏ ها بود، به انجام رساند. یكى از این آموزه ‏ها استغفار و ازجمله كارهایى است كه در ماه مبارك رمضان به آن سفارش شده و یكى از نام ‏هاى ماه رمضان شهر الاستغفار است.

 رسول خدا صلى الله علیه وآله در خطبه ‏شان فرمودند: «إنَّ أنفسكم مرهونة بأعمالكم ففكوها باستغفاركم؛ همگى در گرو اعمال ‏تان هستید، پس با استغفار، خویش را آزاد كنید».

 به عنوان مثال، اگر منزل شخصى شما در رهن دیگرى است، آیا مى ‏توانید خودتان در آن ساكن شوید؟ پاسخ منفى است، زیرا هرچند خانه یا ملك، مال شماست، ولى آن را به دیگرى رهن داده‏ اید. پس باید با پرداخت وجه رهن، منزل ‏تان را آزاد كنید. به یاد داشته باشیم كه فرداى قیامت تمام اعضاى ما اعم از چشم، گوش، قلب، روح، نفس، دست و پا به منظور حسابرسى مورد بازخواست قرار مى ‏گیرند، زیرا در گرو اعمالى هستند كه از آن ها سرزده است. بنا به فرموده رسول خدا صلى الله علیه وآله بهاى آزاد شدن انسان از رهن اعمال، استغفار است، لذا باید بكوشیم با استغفار و پشیمانى از بدكارى‏ هاى گذشته خویش، خود را از بند رهن وارهانیم و دیگربار دست به اعمال ناشایست نیالاییم.

33ـ معنای ورع

امیرمؤمنان علیه السلام از پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله پرسیدند بهترین اعمال این ماه كدامند؟ در این‏ جا به پاسخ رسول خدا صلى الله علیه وآله توجه كنیم. آن حضرت فرمود: «یا أباالحسن! أفضل الأعمال فی هذا الشهر الورع عن محارم الله؛ اى ابالحسن، بهترین كارهاى این ماه پرهیز از كارهایى است كه خدا حرام كرده است».

 این پاسخ بدان معناست كه ترك گناه از هركارى حتى خواندن قرآن و فهم آن و صله رحم و افطارى دادن برتر است.

 كلمه ورع از نظر لغوى به معنى احتیاط، پرهیز و بردبارى است. به عنوان مثال، اگر كسى وارد جایى تاریك شود، بى ‏حساب و بدون احتیاط حركت نمی ‏كند، بلكه با شنیدن كوچك ‏ترین صدا دقت مى‏ كند تا با بروز هر خطرى با آن مقابله كند و از خطر بگریزد. این حالت را ورع مى‏ گویند. در زبان روایات، ورع یعنى اینكه انسان هرجایى نرود، هر سخنى نگوید و نشنود، هر غذایى نخورد و با هركسى دوست نشود.

 توضیح بیشتر این تعبیر این است كه اگر كسى كمى ناراحتى یا حساسیت چشمى پیدا كند، به چشم پزشك مراجعه مى ‏كند و پزشك دارویى براى او تجویز مى‏ كند. در این هنگام دوستى از راه مى‏ رسد و مى ‏گوید فلانى، مواظب باش و درباره این دارو تحقیق كن، مبادا براى چشم تو ضرر داشته باشد و پس از آن پشیمان شوى.

 مى‏ پرسد مگر این دارو مضر یا خطرناك است؟ مى ‏شنود نه، نمى ‏دانم، ولى باید احتیاط كنى. این احتیاط كردن و تأمل نمودن را ورع مى ‏گویند.

34ـ احترام به حریم خدا

«محارم الله» كه در این خطبه آمده به معناى حرام‏ هاى خداست و با حرم، حرمت و احترام هم ریشه است. حرم حضرت معصومه سلام الله علیها یعنى جایى كه به احترام حضرت معصومه علیها السلام محترم است. یا - مثلاً - مجلس محترم، شخص محترم و مكان محترم را به جهت بزرگى و جایگاه والایشان حرمت مى ‏گذارند. محارم الله نیز چیزهایى هستند كه به احترام خدا انجام دادن آن ها ممنوع است و در واقع احترام هركس و چیزى احترام به خداست. اگر به عاشورا، معصومان، عالمان و متدینین احترام مى ‏گذاریم، از آن ‏روست كه حریم رقم خورده ازسوى خدا را پاس داشته باشیم و در غیر این صورت مرتكب عمل حرام شده ‏ایم. به عنوان مثال، آن‏ جا كه خدا از عملى بازداشته، در حقیقت، حریمى را مشخص فرموده كه گذشتن از آن آلوده شدن به محارم الهى است و در نتیجه كیفر به همراه دارد. آن‏ جا كه حضرتش از نگاه حرام بازداشته است، در واقع از محارم الهى است، لذا اگر كسى چشم به حرام بیالاید، حریم و حرمت الهى را نادیده گرفته است. چنین كسى - خداى ناكرده - اگر از كرده خود توبه نكند، در قیامت كیفرى سخت دارد و آن اینكه - بنا به روایات صحیح - میل آتشین به چشمانش مى ‏كشند. ارتكاب دیگر محارم الهى نیز كیفرهاى دیگرى دارند. حال این پرسش در ذهن خطور مى‏ كند که آیا انسان خردمند حاضر است در عوض یك نگاه طولانى و سراسر لذت و جان‏ افزا، خاشاكى را براى چند لحظه در چشم خود تحمل كند؟ بى ‏تردید پاسخ منفى است. بنابراین، عقل سلیم فرمان مى ‏دهد كه باید احتیاط كرد و از حرمت ‏شكنى پرهیز نمود و انسان برخوردار از عقل سلیم تسلیم فرمان عقل باشد. 

 به دیگر سخن، احترام به هر محترمى احترام به خداست. به عالِم دینى احترام مى‏ گذاریم، چون او بیش از دیگران به خدا احترام مى ‏گذارد. به انسان زاهد یا عارف احترام مى‏ گذاریم، چون او بیش از ما به خدا احترام مى ‏گذارد. به امام جماعت، به گوینده مذهبى، به نویسنده توانایى كه در عرصه دین قلم مى ‏زند، احترام مى‏ گذاریم چون آن ها بیش از ما به خدا احترام مى‏ گذارند. ما نیز با رعایت حریم حرمت آنان - كه شكستن آن ها مساوى است با ارتكاب محارم الهى - حرمت فرمان خدا را نگاه داشته‏ ایم. وقتى مولاى ما رسول خدا و خاتم رسولان صلى الله علیه وآله مى فرمایند بهترین كار در ماه مبارك رمضان «ورع» و پرهیزورزى نسبت به «محارم الله» است، به این معناست كه بازداشتن ‏ها و فرمان‏ هاى الهى را به گوش گیریم، آنچه را فرمان داده عمل كنیم و از آنچه بازداشته دورى گزینیم. به تعبیرى دیگر اگر خداى بزرگ امرى را واجب كرده، باید آن را عملى كنیم و از آنچه حرام خوانده، گریزان و رویگردان باشیم. این‏ ها مطالبى هستند كه در پاسخ پیامبر صلى الله علیه وآله به امیرمومنان علیه السلام نهفته و مصادیق ورع‏ هستند كه در ماه مبارك رمضان از هر كار دیگرى برتر است.

35ـ امر به معروف و نهی از منکر

به عنوان نمونه امر به معروف و نهى از منكر از محارم الهى است. امر به معروف جنبه اثباتى و امرى و بایدى دارد و نهى از منكر به عكس آن جنبه سلبى و بازدارندگى و نبایدى دارد. به معروف و خوبى و نیكى و ارزش ‏هاى دینى امر كنیم، دعوت كنیم، فرابخوانیم، هدایت كنیم و راهنمایى نماییم. ازسوى دیگر از منكر - كه ضد معروف است - و به كار بد و نادرست و ناهنجار دینى و ضد ارزش اطلاق مى ‏شود، باز داریم، نهى نماییم و هشدار دهیم.

 براساس تعالیم اسلام و شرع مقدس اگر شرایط امر به معروف و نهى از منكر فراهم شود، نمى ‏توانیم بگوییم «به ما چه؟». تمام فقیهان شیعه بر این نكته اتفاق نظر دارند كه امر به معروف و نهى از منكر واجب كفایى است. اگر «من فیه الكفایه» (شایسته ‏اى كه این واجب را انجام دهد) نبود، بر ما واجب عینى مى ‏شود، ولى اگر كسى كه امر به معروف و نهى از منكر می كند و در این كار توانا است، وجود داشت، در آن صورت بر ما واجب نیست. به عبارت بهتر، این عمل واجب در هر صورت باید انجام شود. چنانچه دیگران در عین توانایى و درستى آن را انجام دادند، از گردن ما ساقط است و اگر نبودند، بر ما واجب و بایسته است و در نتیجه اینكه بى ‏توجهى به دو وظیفه امر به معروف و نهى از منكر، خود از محرمات الهى است.

 باید توجه داشت كه امر به معروف و نهى از منكر، صرف گفتن نیست، بلكه باید به گونه‏ اى گفت كه تأثیرگذار باشد. البته باید شرایط تحقق امر به معروف و نهى منكر فراهم شود كه صبورى، بیان خوب، اخلاق نیكو و رفتار شایسته، شرط امر به معروف است و با چنین شرایطى مى‏ توان فرد بى ‏نماز را با نماز آشتى داد، دروغگو را به راستگویى واداشت، غیبت كننده را از این عمل زشت باز داشت و ... .

 نكته دیگرى كه گفتن آن ضرورى است این است كه این واجب را كسى مى‏ تواند انجام دهد كه با كفایت و توانا باشد. چنانچه شخص باكفایتى امر به معروف و نهى از منكر كرد، از گردن ما ساقط مى‏ شود، اما اگر شخصى از كفایت و توان و آگاهى و تأثیر لازم برخوردار نبود، همچنان مكلف به انجام این وظیفه هستیم. فراموش نكنیم همه ما در این مورد مسئولیت داریم و باید توجه داشته باشیم، مسائلى چون امر به معروف نهى از منكر واجب كفایى ‏اند. به این معناست كه هرگاه كسى از میان جمعى برخاسته، با داشتن شایستگى این كار، امر به معروف كند و از منكر بازدارد، تكلیف از دیگران ساقط است، اما اگر چنین نشد، یا اینكه فرد ناتوان و ناكارآمدى به این وظیفه پرداخت، همچنان وظیفه ‏دار هستیم و بدانیم كه نادیده گرفتن این مسئولیت، فرجامى بد براى انسان رقم مى ‏زند. در روایت آمده است آن كه گناه مى ‏كند، با آن كه مى ‏تواند نهى از منكر كند، ولى به وظیفه خود عمل نمى ‏كند، در روز قیامت و جهنم با هم شریك هستند.

 حال كه بى ‏توجهى به وظایف شرعى، مانند امر به معروف و نهى از منكر از محرمات الهى است، شایسته است در این ماه مبارك كه هنوز به نیمه آن نرسیده ‏ایم و همچنان فرصت داریم، براى پرهیز از محارم‏ اللَه كارى كنیم و به جوانان خود معارف دینى را بیاموزیم و راه حق را بنمایانیم و بایدها و نبایدهاى دینى را به آنان یاد دهیم، كه این یك واجب مسلّم است و نباید غافل شویم كه بزرگ ‏ترها، از طریق مجالس دینى راه یافته ‏اند و مسائل را مى ‏دانند، اما جوانان، كمتر از این مسائل آگاهند و اگر اصول دین، احكام دین و آداب دین ‏شان را به درستى ندانند [و خداى ناكرده به دلیل همین نادانى به بیراهه روند]، ما مسئولیم و آنچه معصومان علیهم السلام درباره وظیفه ما و كیفر بى ‏توجهى به آن فرموده ‏اند، در انتظار ماست. با این كار هم حریم محارم‏ اللَه حفظ مى ‏شود، هم در روز قیامت در شمار معصیت ‏كاران قرار نخواهیم گرفت و نیز به واجب مسلّم امر به معروف و نهى از منكر عمل كرده‏ ایم. باز تذكر مى ‏دهم كه خواندن قرآن در این ماه پسندیده است، به ویژه اگر با صداى خوش خوانده شود، اما مهم ‏تر از خواندن قرآن و فهمیدن آن، عمل به آن است و این عمل ما (امر به معروف و نهى از منكر) عین عمل به قرآن است كه مى ‏فرماید: «وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ یدْعُونَ إِلَى الْخَیرِ وَیأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ باید از بین شما گروهى [مردم را] به نیكى دعوت كنند و به كار شایسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند».

36ـ راه نهی از منکر و امر به معروف

همان طور كه امر به معروف و نهى از منكر واجب شرعى و وظیفه همگان است، لحاظ داشتن شرایط آن نیز لازم است تا این مسئولیت به سلامت به سرمنزل مقصود برسد. پرواضح است كه بدون رعایت شرایط مخاطبان و مكان، امر به معروف و نهى از منكر نه تنها كارآمد نخواهد بود، كه تأثیر منفى دارد؛ چیزى كه حتى از نظر معصومان علیهم السلام‏ پنهان نمانده است.  بسیار نقل كرده‏ اند و شنیده ‏ایم كه امام حسن و امام حسین علیهما السلام در خردسالى، مرد كهن سالى را دیدند كه مشغول وضو ساختن، اما به صورت نادرست بود. آن دو  بزرگوار نزد پیرمرد رفته، به او فرمودند: ما وضو مى ‏سازیم و تو داورى كن كه وضوى كدام ‏یك صحیح است، آن گاه هردو وضو گرفتند. آن پیرمرد به آنان گفت: فدایتان گردم، وضوى هردوى شما صحیح و وضوى من نادرست است.

 ما نیز به عنوان پیروان امامان معصوم علیهم السلام باید شیوه امر به معروف و نهى از منكر را از آن بزرگواران بیاموزیم و در برخورد با افراد به كار بندیم كه در غیر این صورت كار و تلاش ‏مان، بیشتر به مشت بر سِندان كوفتن شبیه خواهد بود.

37ـ وظیفه ای همگانی

وظیفه ارشاد، امر به معروف و نهى از منكر محدود به طبقه خاصى نیست، هرچند مسئولیت برخى سنگین است، اما زن و مرد و پیر و جوان به یك اندازه مسئول هستند و هر دسته و طبقه به فراخور دانسته‏ هاى خود مى ‏توانند تأثیر چشمگیرى در این راه داشته باشند. بانوان آشنا به احكام، موظفند همگِنان خود را كه با مسائل، احكام، آداب، اخلاق اسلامى و وظایف اجتماعى آشنایى ندارند، آموزش دهند. مردان نیز همین مسئولیت را دارند. از آن‏ جا كه جوانان تأثیرگذارتر و تأثیرپذیرند بجاست كه آشنایان به مسائل اسلامى، دوستان و نزدیكان جوان خود را كه با این مقوله فاصله دارند، با مفاهیم والاى اسلامى آشنا كرده، با محبت و صمیمیت، از دوستان خود بخواهند تا در مجالس دینى شركت كنند، زیرا در همین مجالس، مبانى اسلام با روح جوانان درآمیخته، آنان شیفته اسلام و مفاهیم والاى آن خواهند شد.

 جا دارد پرسیده شود چرا مى ‏خواهید تنها شما به بهشت بروید؟ حقیقتاً چرا؟ بكوشیم سخاوتمندانه، دانسته‏ هاى رهایى‏ بخش خود را به دیگران بدهیم تا آنان را نیز در شمار بهشتیان درآوریم، چه اینکه اگر كوتاهى كنیم، افزون بر ستمى كه بر آنان روا داشته‏ ایم، خود نیز گرفتار خشم خدا شده، طعمه آتش دوزخ خواهیم شد، هرچند بندگى خدا كرده باشیم. همان طور كه پیش از این گفته شد، امر به معروف و نهى از منكر از فروع دین و با فراهم شدن شرایط، بر همگان واجب است. خوب است در این امر كوشا باشیم و افراد را به مجالس و محافل قرآنى، دینى و حسینى جذب كنیم و مبادا از این كه یك بار یا دو بار پاسخ منفى شنیدیم، میدان را ترك كنیم! كه امام باقر علیه السلام فرموده است: «الجنة محفوفة بالمكاره؛ راه رسیدن به بهشت ‏سراسر ناهموارى است».

 به خاطر بسپاریم كه در قیامت از ما خواهند پرسید چرا او (گمراه نادان) را هدایت نكردى؟. پس براى آن روزمان بیندیشیم و پاسخى خداپسند بیابیم.

 وجود جلسات قرآنى و دینى و مجالس وعظ و ارشاد، شكرانه دارد و باید به پاس این نعمت خداى را شكر گفت، اما نیاز جامعه بیش از این مقدار را مى ‏طلبد. سعى كنیم این گونه مجالس را با رونق بیشترى برگزار و همگان را به شركت در آن تشویق كنیم و مطالب منطبق با واقعیتی در آن باشد که در آن بیان و سیره معصومان علیهم السلام نقل شود، تا: «كسى كه هلاك شود، با دلیلى روشن هلاك گردد، و كسى كه زنده شود، با دلیلى واضح زنده بماند».

38ـ آثار وقار در روزه دار

در كتاب شریف كافى از امام صادق علیه السلام روایت شده است كه فرمودند: «وإذا صمت فلیصم سمعك وبصرك من الحرام والقبیح ، ودع المراء وأذى الخادم، وَلْیكُن علیك وقار الصیام ولاتجعل یوم صومك كیوم فطرك؛ آن گاه كه روزه مى ‏گیرى، باید چشم و گوش تو از حرام و زشتى روزه بگیرد و جدل را رها كن و زیردست را میازار و باید چنان باشى كه آثار وقار روزه بر [چهره] تو هویدا باشد و روزى را كه روزه‏ اى، با روزى كه روزه نیستى یكسان مگردان».

 در برخى روایات تعبیر «جمیع أعضائك» وارد شده و ناظر به این معناست كه در روزه حقیقى به تمام معناى كلمه، تمام اعضاى بدن روزه دار، در حالت روزه است. البته در پاره‏ اى از روایات، برخى از اعضا مانند: چشم و گوش و زبان و دست، به دلیل ویژگى و دخالتى كه در امساك و عدم امساك (و به تبع محقق شدن و نشدن روزه) دارند، به نحو جداگانه یاد شده ‏اند. در مقابل، از آن‏ جا كه در تحصیل یا افزایش ملكه تقوا هیچ یك از اعضاى انسان بر دیگرى برترى یا خصوصیتى ندارد، لذا با تعبیر «جمیع أعضائك» از روزه داران خواسته شده است تمام اعضا و اجزاى بدن خود را از حرام و زشتى و معصیت نگاه دارند.

 اعضایى كه ذكر آن ها را در روایات مربوط به روزه دیده‏ ام، عبارت است از: سمع (شنوایى)، بصر (نگاه)، جلد (پوست)، شَعر (مو)، لسان (زبان)، بطن (شكم)، فرج (شرمگاه)، ید (دست)، هَذْى (بیهوده‏ گویى) و قهقهه. البته هذى و قهقهه از اعضا نیستند، بلكه اولى از افعال زبان و دومى از افعال دهان است.

 برخى از دستورهایى كه در این خصوص وارد شده ممكن است با دو یا چند عضو از اعضاى روزه دار مربوط باشد. از باب نمونه «دع المراء» هم با زبان و هم با قلب ارتباط دارد. «دع أذى الخادم» نیز ممكن است با اعضاى گوناگونى چون زبان و دست مربوط باشد.

 البته مفهوم «اعضا» در برابر «اجزا» نیست، بلكه اعم از آن است، لذا در روایت «شَعر (مو)» هم آمده است، آنجا كه مى ‏فرماید: «فلیصم شعرك». با این كه جزء اندام ‏ها شمرده نمى ‏شود، از اجزاى بدن آدمى است. همچنین مراد از اعضا تنها جسم آدمى نیست، بلكه اعم از جسم و جان است، زیرا در روایت آمده است «أذى الخادم» و روشن است چنین كارى صرفاً با زبان صورت نمى پذیرد.

 «خادم» در لغت عربى اعم از مذكر و مؤنث است و بر نوكر و كلفت -هردو- اطلاق مى ‏شود. از روزه دار خواسته شده است كارى نكند كه خادم به زحمت و سختى افتد. در روایت دیگرى تعبیر «ارفق بخادمك» آمده كه دقیق ‏تر از تعبیر قبلى است، زیرا در روایت پیشین به پرهیز از آزردن خادم دستور داده، اما در این روایت به رفق و مدارا با خادم سفارش شده است.

39ـ مراتب تقوا در روزه دار

خداى متعال در قرآن كریم مى‏فرماید: «یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا كُتِبَ عَلَیكُمُ الصِّیامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید، روزه بر شما مقرر شده است، همان گونه كه بر كسانى كه پیش از شما بودند، مقرر شده بود، باشد كه پرهیزگارى كنید».

 چنان كه روشن است در آیه فوق حصول ملكه تقوا با تعبیر «لعلكم تتقون»، غرض و هدف تشریع روزه دانسته شده است. البته چنان كه عالمان اشاره فرموده‏ اند، این قبیل امور هرچه باشد، به اصطلاح، علت «جعل» است نه علت «مجعول»، زیرا حتى بر كسانى كه در اوج تقوا قرار دارند، روزه داشتن واجب است و همین روزه مرتبه والاى تقواشان را فزونى مى‏ بخشد و آنان را به پارسایى بیشتر دعوت مى ‏كند. چنان كه مى ‏دانیم تقوا، ایستایى و محدودیتى ندارد و هركس هرقدر پاك و پارسا و مسلمان باشد، همچنان مى ‏تواند گامى فرا پیش نهد.

 چنان كه روشن است روزه نیز مانند عبادات دیگر، مراتب گوناگون دارد و به انحاء و كیفیات گوناگون مى ‏توان آن را به جاى آورد، اما درست و پسندیده آن است كه انسان در ماه مبارك رمضان از هرچه به شهوت نفس مربوط مى‏ شود، خوددارى كند و از هرچه خدا به نحو تحریم یا كراهت نهى كرده، دورى گزیند، بلكه حتى از چیزهایى باید دورى گزیند كه خدا نمى ‏پسندد، ولى در خصوص آن ها نهى ‏اى در كار نیست و از قرائن دیگرى ناخوشایند بودن این امور نزد خدا دریافت مى ‏شود. پس مرتبه واقعى روزه آن است كه آدمى از همه حرام‏ ها و مكروه‏ ها و حرام‏ هاى بالخصوص (كه در ادامه آمده) و حرام ‏هاى بالعموم یكسره اجتناب كنند.

 اما روزه به معناى امساك از مفطرات ده گانه و خوددارى از خوردن و آشامیدن و امثال آن، مرتبه ادنى و حد نازل روزه است كه ناظر به فریضه صوم است و نمى ‏توان آن را كم و زیاد كرد و مشكك و داراى مراتب نیست.

 آنچه مراتب گوناگون دارد، روزه واقعى است كه هرچه از واقعیت، بهره‏ مندتر باشد، در مرتبت بالاترى قرار مى گیرد. در حقیقت این مرتبه از روزه، حد ادنى و پایین‏ ترین درجه روزه است كه بدون آن اصلاً روزه ‏اى صورت نمى‏ بندد و محقق نمى ‏شود. البته این نكته را از نظر دور نداریم كه همین فریضه و حد ادناى روزه كه عمدتاً مشتمل بر امساك از مفطرات ده گانه است، مقدمه درك مراتب بالاتر است و به عبارت دیگر خوددارى از خوردن و آشامیدن، نسبت به وصول به مراتب بالاتر و حصول تقواى بیشتر، طریقیت دارد، زیرا كسى كه بتواند از خوردن و آشامیدن خوددارى كند، در خوددارى از امور دیگر نیز موفق خواهد بود. و بالعكس كسى كه نتواند از خوردن و آشامیدن خوددارى كند و اسیر شهوت دهان باشد، به یقین در خوددارى از خواهش‏ هاى شدیدتر درخواهد ماند.

 بنابراین، صفت تقوا همانند دیگر شئون و ملكات و اطوار انسانى، ذومراتب است و اندك و بسیار دارد. هركس هرقدر در آراسته شدن به صفت تقوا بكوشد و موفق به تحصیل شود، هنوز مراتب بالاترى هست كه بدان راه نیافته است. به عبارت دیگر تقوا صفتى است رو به فزونى كه هیچ آستانه و كرانه و مرزى براى آن متصور نیست و حالت بى ‏مرزى و بى‏ كرانگى تقوا به ویژگى بى ‏كرانگى انسان بازمى ‏گردد كه معجونى است از امور متضاد جسمانى و روحانى كه شدت و ضعف دارد و كاستى و فزونى مى ‏گیرد. مثال ساده این مطلب رفتار متفاوت یكایك ما در ماه مبارك رمضان است. هریك از ما ممكن است در روزهایى كه از این ماه سپرى شد، ساعاتى را پشت سر گذرانده باشیم كه طى آن نسبت به كفِّ نفس، اقبال و اشتغال بیشترى داشتیم و چه بسا در برخى از روزها در بازداشتن نفس از خواهش ‏ها و خشم و شهوات چندان موفق نبوده‏ ایم. طبیعت نفس انسانى چنین است كه ایام او یكسان نیست و گاه در مبارزه با نفس و خواهش ‏هاى آن موفق ‏تر و گاهى ناكام‏ تر است.

قدرت کنترل در انسان

البته باید دانست كه هیچ مسببى تكویناً بى ‏سبب نیست و این گونه نیست كه هیچ چیز در اختیار آدمى نباشد. ممكن است گاهى به درستى نتوانیم تشخیص دهیم كه سبب فلان كردار ما چه بوده است یا چرا فلان سبب در یك جا شدید است و در جاى دیگر قوت كم‏ ترى دارد؟ ولى باید بدانیم در نهایت، همه چیز به اختیار آدمى باز مى ‏گردد. فراوان مشاهده مى ‏كنیم كه اشخاص در برابر انسان‏ هاى ضعیف (چه از نظر مالى، چه از نظر جسمى و چه ضعیف از نظر مقامى) چندان مراقب رفتار و گفتار خود نیستند و برایشان چندان فرقى نمى‏ كند كه رفتار و گفتارشان چه تأثیرى در طرف مقابل مى ‏نهد، ولى وقتى در برابر كسى قرار مى ‏گیرند كه از نظر جسمى یا مالى قوى است یا منصب و اختیاراتى دارد كه اگر اراده كند، به سادگى مى ‏تواند برایشان دردسر ایجاد كند، رفتارشان تغییر مى ‏كند و مهار زبان ‏شان را در دست مى ‏گیرند و مواظبند تا مبادا سخنى از دهانشان خارج شود كه مناسب حال و مقام نباشد و برایشان گران تمام شود.

 بین این دو حد نیز مى‏ توان متوسطات و امور میانه‏ اى در نظر گرفت. به عنوان مثال، اگر آدمى در برخورد با ضعفا بى ‏اعتناست، در برخورد با كسى كه احتمال كیفر و پاسخ را از ناحیه او مى‏ دهد، مواظبت و كنترل بیشترى دارد.

 بسیارى از افراد در عین برخورد با صاحب منصبان، سخت نگران این معنا هستند كه مبادا رفتار یا گفتارى از آنان صادر شود كه خوشایند طرف مقابل نباشد و او را به پاسخگویى وا دارد، ولى همین افراد در رفتار با زن یا فرزند یا زیردست خود، پا از مرز عدالت فراتر مى ‏نهند و درباره رفتار و سخنان خود تأملى نمى ‏كنند و برایشان تفاوتى نمى‏ كند كه سخنانشان موجبات آزار زن و فرزند و زیردست را فراهم كند. این افراد اگر خشمگین شوند، به راحتى زیردستان خود را تنبیه مى‏ كنند و در توجیه رفتار خود مى ‏گویند از خود بى‏ خود شدم و نفهمیدم چه شد و ... .

 این «از خود بى ‏خود شدم» هایى كه فراوان در میان مردم متعارف است و بر سر زبان‏ هاست، اغلب هیچ اساسى ندارد و دلیل آن هم این است كه همان افرادى كه به گفته خود از خود بى ‏خود مى‏ شوند، اگر با كسى مواجه شوند كه از عكس العمل او بترسند یا هرگونه احتمال پاسخگویى و كیفر را ازسوى او بدهند، نه تنها از خود بى‏ خود نمى ‏شوند، كه مراقبت دقیق‏ ترین حركات و سكنات خویش خواهند بود.

 پر واضح است كه از خود بى‏ خود شدن به معناى فقدان حواس و شعور است. اگر به راستى این افراد، چنان كه مى ‏گویند دچار این نحوه ناخودآگاهى مى شوند، چرا در برخورد با رئیس و مدیر و حاكم از خود بى‏ خود نمى‏ شوند؟ از این‏جا روشن مى ‏شود كه این قبیل از خود بى‏ خود شدن ها هیچ اساسى ندارد و دلیل موجهى براى رفتار خشمگینانه و غیرانسانى نیست و همه رفتارهاى انسان به شخص خودش و اختیار او باز مى ‏گردد.

تنبیه قبل از موت

درباره یكى از زهاد معروف و صاحب مقامات و كرامات والا نقل مى ‏كنند كه هنگام احتضار به سختى جان مى ‏كَند، به نحوى كه حاضران متوجه حال او شدند. از او پرسیدند: شما در غیر ماه رمضان از بسیارى كه در ماه مبارك رمضان مواظب افعال خویشند، مواظبت بیشترى داشتید، با این حال و پس از یك عمر مراقبت و مواظبت، چرا این گونه پریشان و بدحالید؟

 آن مرد بزرگوار اظهار داشت كه خود نیز توقع چنین حالتى را نداشت و برداشت او هم این نبود كه در چنین هنگامى دچار چنین حالتى شود، ولى ملائكه قبض روح به او گفته بودند كه دوبار در حرم امام رضا علیه السلام با صداى بلند خندیده و قهقهه زده و این حركت با مقام و روحانیت او مناسبت نداشت. از این رو باید در هنگام احتضار تاوان كرده خود را بدهد و پاك و بى ‏حساب از دنیا برود. احتمال دارد آن مرد بزرگوار این مطلب را از ملائكه قبض روح دریافته باشد، زیرا برحسب روایات، برخى از افراد، ملائكه قبض روح را مشاهده مى ‏كنند. وانگهى چنین نیست كه فقط این وظیفه را حضرت عزرائیل، فرشته الهى، خود به طور مستقیم انجام دهد، بلكه فرشتگان دیگر نیز در این كار دخالت دارند و حضرت عزرائیل بر آنان و كارشان ریاست و اشراف دارد. از این فرشتگان در كلام الهى به «رسولان ما» تعبیر شده است، آن‏ جا كه مى‏ فرماید: «حَتَّى‏ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا یفَرِّطُونَ؛ تا هنگامى كه یكى از شما را مرگ فرارسد، رسولان ما جانش را بستانند، در حالى  كه كوتاهى نمى ‏كنند».

 بر حسب روایات و برداشت ‏هایى كه از احوال و ماجراهاى بزرگان شده، قبض روح را مى ‏توانیم به همان حالتى تشبیه كنیم كه ما به عنوان ناظر خارجى از مسأله مرگ مشاهده مى‏ كنیم. گاهى اوقات مشاهده مى ‏كنیم كه مرگ انسانى آناً و در یك لحظه صورت مى ‏گیرد و گاه حالت احتضار روزها و هفته ‏ها به درازا مى ‏انجامد. یكى از واعظان در شب قدر بر فراز منبر مشغول اعمال شب ‏هاى قدر بود و «بك یااللَه» مى ‏گفت. او چند بار لفظ «بك یا الله» را بر زبان راند و به یكباره ساكت شد و سكته كرد و جان سپرد. در حقیقت تا یك لحظه پیش از مرگ، هم قلب او نیرو داشت و هم زبان او توان لازم را براى سخن گفتن و مجلس گردانى داشت، ولى پس از سپرى شدن آن لحظه همه چیز به یكباره تمام شد. از آن طرف مشاهده مى ‏كنیم كه برخى افراد روزها و هفته‏ ها سیر نزولى طى مى‏ كنند و روز به روز و ساعت به ساعت از توان‏ شان كاسته مى ‏گردد تا در نهایت از دنیا مى ‏روند.

 به یاد دارم یكى از عالمان در كربلا سه چهار روز یا بیشتر قبل از آن كه فوت كند حالش رو به وخامت نهاد. نقل كردند پزشكى كه به بالین او آمد اظهار داشت این شخص مثل شمعى كه به آخر رسیده و اندك اندك رو به خاموشى است، نیروى حیاتش ساعت به ساعت رو به كاستى می رود. آن مرد بزرگوار على ‏رغم این كه بسیار رنجور شده بود، نگاه مى‏ كرد و سخن مى‏ گفت. از باب مثال مى ‏توان مرگ دفعى (و قبض روح دفعى) را به مرگ كسى مانند دانست كه او را از پشت بام كوتاهى به زمین مى ‏افكنند و قبض روح تدریجى مانند آن است كه كسى را از فراز بام صد پله‏ اى به زیر اندازند كه در برخورد با هر پله‏ اى، به همان میزان از نیرو و حیاتش كاسته مى‏ گردد و هنگامى كه به زمین مى ‏رسد، كاملاً بى ‏جان است.

 به آن زاهد معروف صاحب كرامت گفته بودند كه آن قهقهه‏ ها با مقام معرفت و زهد و تقواى او ناسازگار است. براى تقریب موضوع به ذهن مى ‏توانیم این گونه تصور كنیم كه قلب برخى از انسان ‏ها براثر پارسایى و پرهیزگارى و مداومت بر یاد خدا چونان آینۀ صاف و بى ‏زنگارى است كه مختصر غبار یا بخارى چهره آن را مكدر و متأثر مى‏ سازد. قلب این افراد مثل آینه از نفس و آه هم كدر مى ‏شود، ولى در مقابل كسانى هستند كه روح‏ شان مانند شب ‏هاى تاریك، قیرگون است. انسان‏ هایى كه صفحه دل خود را سیاه كرده‏ اند، چندان پلیدى گناه در دل‏ شان مشاهده نمى ‏شود، ولى دل پاكدلان با مختصر ترك اولى یا معصیت صغیره‏ اى مكدر و آلوده مى ‏شود.

 ازجمله رحمت‏ هاى الهى بر این بندگان پاكدل این است كه غبارهاى مختصرى را كه براثر فراموشى و غفلت بر دل ‏شان مى ‏نشیند، در همین دنیا مى ‏زداید و به جاى عقوبت كردن آنان در آخرت، در همین دنیا آنان را كیفر مى‏ كند. در روایات فراوانى آمده است كه شیعیان در این جهان با بیمارى تطهیر مى ‏شوند و هنگام خروج روح ‏شان از پیكر خاكى، تقاص برخى از فراموش‏ كارى‏ هاى خود را در همین دنیا پس مى‏ دهند. فرض كنید مى‏ خواهیم كسى را كه پوست خربزه‏ اى سر راه مردم انداخته با لغزیدن روى همان پوست خربزه تنبیه كنیم. اگر آن شخص در حال صعود از كوه بلندى است و در همان قدم ‏هاى اول و در دامنه كوه، پاى او روى پوست خربزه برود و بلغزد و زمین بخورد، ممكن است دچار خراشیدگى سطحى شود، ولى اگر پس از گذشت چندین ساعت كوهنوردى و صعود به جاهاى بالاتر بلغزد، بى‏ شك هیچ استخوانى در بدنش سالم نمى ‏ماند.

رویای صادقه

چنان كه مى ‏دانیم خواب‏ هایى كه منطبق با ادله شرعى است، بى ‏معنا نیست و دلالت دارد. به طور كلى دو نوع رؤیاى صادقه وجود دارد. یك نوع رؤیاهایى است كه با ادله شرعى منطبق باشد. براى مثال اگر كسى خواب دید شمر در جهنم، یا ابوذر در بهشت است، این رؤیاى او بر حسب وعده و وعید قرآن و روایات، یقیناً رؤیاى صادقه است. نوع دوم رؤیایى است كه در همین دنیا واقع خارجى، آن را تصدیق كند. رؤیایى كه در این‏ جا بازگو مى ‏كنیم مربوط به قسم دوم است، هرچند قسم اول نیز بر آن منطبق است.

 یكى از مؤمنان كه اجمالاً انسانى بامعرفت و خوب بود، درگذشت. فرزند او علاقه بسیارى داشت تا پدرش را در خواب ببیند. روزها و هفته ‏هاى بسیارى سپرى شد، ولى آن مرد به خواب فرزندش نیامد. از این رو فرزند شروع كرد به خواندن اذكار و سور قرآنى كه قرائت آن ها بدین منظور سفارش شده است. این قبیل دستورها مانند داروست و مقتضیات و شروط و موانعى دارد كه اگر بدون ملاحظه شروط و موانع مورد استفاده قرار گیرد، بى ‏اثر خواهد بود، و بسا كه اثر معكوس خواهد داشت. یك سال بدین منوال گذشت و فرزند موفق به دیدن پدرش نشد و از اینكه بتواند پدرش را در خواب ببیند، مأیوس شده بود. یك شب بدون آن كه ذكر یا سوره‏ اى خوانده باشد، به خواب رفت و پدرش را در عالم خواب دید. از او پرسید: حالت چگونه است؟

 گفت: خوبم.

 فرزند او مى‏ گفت پدرم در خواب، خوب و سرحال بود. نشستیم و قدرى با هم حرف زدیم. در همین حال ناگهان دیدم چشم‏ هاى پدرم به یك سمت خیره شد و رنگ از رخسارش پرید. به آن سمت كه نگاه كردم دیدم عقرب بزرگى به پدرم نزدیك مى ‏شود.

 ملاحظه كنید در بحارالانوار روایت - و شاید بیش از یك روایت - وجود دارد كه طى آن، ازجمله عذاب‏ هاى خدا عقرب‏ هایى ذكر شده كه به اندازه قاطر هستند: «عقارب كالبغال». شاید ما نتوانیم این قبیل روایات را به درستى تصور و فهم كنیم. حجم عقرب به طور متعارف دو انگشت است، اگر بزرگ ‏تر باشد، به اندازه چهار انگشت و اگر بسیار بزرگ‏ تر باشد، به قدر كف دست است.

 حال اگر عقربى به اندازه یك وجب باشد، شكل بسیار ترسناكى خواهد داشت و اگر بزرگ‏ تر باشد، ترسناك ‏تر خواهد بود، چه رسد به این كه به بزرگى قاطر باشد. از این گذشته فرض كنید شخصى در جایى دست و پایش را بسته باشند به نحوى كه قدرت فرار نداشته باشد و چنین عقرب غول پیكرى در حال نزدیك شدن به او باشد، وضع چگونه خواهد بود.

 فرزند آن مرحوم مى‏ گفت: خودم را در عالم رؤیا در حالى دیدم كه هیچ كارى از من بر نمى ‏آمد و توان دور كردن آن عقرب ترسناك را از پدرم نداشتم. در قرآن آمده است: «وَ إِنَّ الدَّارَ الْأَخِرَةَ لَهِىَ الْحَیوَانُ؛ و زندگى حقیقى همانا در سراى آخرت است».

 كسانى كه به بلاغت و لغت آشنایى دارند، گفته‏ اند صیغه «فَعَلان» بر دوام دلالت دارد. وقتى از آفتابه آب ریخته مى ‏شود، كسى نمى‏ گوید آب جریان دارد. از همین روست كه خداى متعال نفرمود: «لهی الحیاة»، بلكه براى تعبیر از دوام زندگى و جاودانگى نعیم آن جهان از صیغه «فَعَلان» استفاده كرد و زندگى جاوید اخروى را «حَیوان» خواند. زندگى و تمام شئون این جهانى محدود و متناهى است. قدرت دید، شنوایى، احساس، لذت و درد ما در این جهان محدود است و چشمان ما امور محسوسى را مى ‏بیند، ولى در قیامت «فَبَصَرُكَ الْیوْمَ حَدِیدٌ؛ پس چشم تو امروز تیز [بین] است» خواهد بود.

 زندگى مختصر دنیا نسبت به زندگى اخروى دوام و استمرارى ندارد و اگر به درازا بكشد، از صد سال بیشتر نخواهد بود، ولى جهان آخرت به صدها میلیون سال نیز محدود نمى ‏شود و جاوید است، چه این كه حضرت حق درباره جاودانگى آن جهان مى ‏فرماید: «أَصْحَبُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَلِدُونَ؛ اهل بهشت در بهشت جاوید همیشه متنعم خواهند بود».

و نیز فرموده است: «أَصْحَبُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَلِدُونَ؛ اهل دوزخ همیشه در آتش آن، معذب خواهند بود». در دنیا سنگ و در و دیوار به ظاهر فهم و درك ندارند، ولى مطابق آموزه ‏هاى قرآنى ما به فهم و درك آنان پى نمى ‏بریم: «وَ إِن مِّن شَىْ‏ءٍ إِلَّا یسَبِّحُ بِحَمْدِهِ‏ وَ لَكِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ؛ و هیچ چیز نیست مگر اینكه در حال ستایش، تسبیح او مى‏ گوید، ولى شما تسبیح آن ها را در نمى ‏یابید».

 در آخرت وضع به گونه دیگرى است، چراكه خواهیم دید در و دیوار و فرش و سنگ درك دارند و آشكارا سخن مى ‏گویند. به هر حال همان طور كه در آخرت همه چیز زنده و نامیراست، عقرب آن نیز با عقرب‏ هاى دنیا متفاوت بوده، درك و فهم دارد و با رعایت خصوصیات دقیق به سراغ مجرمان مى‏ رود و درست مثل انسانى كه مى ‏فهمد چه مى ‏كند، آرام آرام به سمت انسان مى ‏آید.

 از رشته اصلى سخن دور نشویم. گفت: دیدم رنگ و روى پدرم زرد شد و بنا كرد به لرزیدن. عقرب هم آرام ‏آرام به پدرم نزدیك شد. وقتى بالاى سر پدرم رسید، او با همان حالت لرزش و رنگ‏ پریدگى زبانش را از دهانش بیرون آورد و آن عقرب زبان او را نیش زد و بعد او را ترك كرد و رفت. پس از آن پدرم اندك‏ اندك رعشه‏ اش رو به كاستى گذاشت و رنگ چهره‏ اش برگشت و بنا كرد به عرق كردن. پس از آن بود كه زبان پدرم باز شد و من هم در عالم رؤیا توانستم سخن بگویم، گفتم: تو كه گفتى حالم خوب است؟!

 پدرم پاسخ داد: غیر از این مسأله مشكل دیگرى ندارم و امشب به خواب تو آمدم تا به دادم برسى و مرا از این عقرب نجات دهى. گره این مشكل به دست تو باز مى‏ شود. ماجرا از این قرار است كه بعد از ازدواج با مادرت - كه سكینه نام دارد - یك روز به شوخى به او گفتم: «بى ‏بى سَكّو!». او از این حرف من خیلى ناراحت شد، اما من كه دیدم ناراحت شد، دست از كارم برنداشتم و گاه‏ گاهى به شوخى او را به این نام صدا مى ‏زدم و او از این مزاح اذیت مى ‏شد. وقتى به این عالم آمدم، به من گفتند: به ازاى هربار كه این كلمه بر زبان تو رفته است، باید یك بار این عقرب تو را نیش بزند. من در همه اوقات شبانه ‏روز حالم خوب است و مشكلى ندارم جز همین مورد. از تو مى‏ خواهم تا مادرت زنده است، هر جورى هست او را از من راضى كنى. اینكه تاكنون به خوابت نمى‏ آمدم، به این علت بود كه به من اجازه نمى ‏دادند به خواب تو بیایم و باید كیفر آزارهایى را كه داده ‏ام، مى ‏دیدم.

 وقتى فرزند آن مرحوم از خواب بیدار شد، قبل از هرچیز در این اندیشه فرو رفت این چه خوابى بود كه من دیدم؟ آیا مصداق «اضغاث احلام» بود یا رؤیاى صادق؟ پیش خودش كه فكر كرد، یادش نیامد پدرش خطاب به مادرش گفته باشد بى‏ بى سَكّو، اما از یك طرف به یاد عجز و التماس ‏هاى شدید پدرش افتاد كه مصرانه از او مى‏ خواست تا مادرش زنده است از او بخواهد حلالش كند.

 با استفاده از روایات درمى ‏یابیم وقتى انسانى به عالم دیگر مى ‏رود و اندك و بسیار اعمال خودش را مشاهده مى ‏كند، قدر عمل صالح و ارزش آن را در مى‏ یابد و نسبت به تقاص گرفتن بابت مظالمى كه از ناحیه دیگران به او صورت گرفته حریص مى‏ شود. آن كه بى ‏پول و مستمند نیست، به راحتى پول قرض مى ‏دهد و مى‏ بخشد، ولى بینوایى كه به شدت محتاج پول است، از كم ترین مبلغ نیز به آسانى درنمى‏ گذرد.

 غرض اینكه وقتى فرزند آن عالم یاد حالت لابه و التماس ‏هاى مكرر پدرش افتاد تصمیم گرفت ماجرا را از مادرش بپرسد، لذا پیش ‏دستى كرد و بى ‏هیچ مقدمه ‏اى پرسید: مادر ماجراى بى ‏بى سَكّو چیست؟

 تا این را گفت مادرش یكه خورد و به او گفت: تو از كجا این را مى‏ دانى؟ پسر فهمید كه اصل ماجرا - هرچه باشد - صحیح است. هرقدر اصرار كرد مادرش به او گفت: اول بگو از كجا این را فهمیده ‏اى!

 فرزند ماجراى خوابش را بى كم ‏و كاست براى مادر تعریف كرد. مادرش تصدیق كرد كه آن مرحوم از همان اوایل ازدواج ‏شان یك بار این كلمه را به او گفته بود و او به راستى از این حرف ناراحت مى ‏شد. همچنین افزود: اما مرحوم پدرتان هیچ وقت جلوى شماها این حرف را نزده بود براى همین از اینكه این مطلب را مى‏ دانى تعجب كردم. خدایا، من دلم نمى ‏خواهد به خاطر من این بنده بیچاره در آن عالم عذاب شود. من از حق خود گذشتم. شب بعد دوباره پدرش را در خواب دید كه بانشاط و خوشحال بود. از او تشكر كرد و گفت: خلاص شدم.

 مسائل تكان دهنده‏ اى از این دست نشان مى‏ دهد كه كم ترین افعال و اقوال ما - هرچند در نظر خودمان اهمیت چندانى ندارد - در پیشگاه خدا بى ‏حساب و كتاب نیست و البته در این میان حق الناس حساب دیگرى دارد.

 در روایت داریم: «ظلم لا یدعه الله؛ ستمى كه خدا از آن نمى‏ گذرد». مطابق برخى روایات خداى متعال قسم یاد فرموده كه از ظلم مردم نسبت به یكدیگر نگذرد، مگر این كه موضوعش از بین برود، یعنى طرف مقابل رضایت بدهد. در غیر این صورت از حسنات ظالم بر مى ‏دارند و در كفه اعمال مظلوم قرار مى ‏دهند، یا از سیئات مظلوم برمى ‏دارند و در اعمال طرف ظالم قرار مى ‏دهند تا به كیفر آن ها مورد عقوبت قرار گیرد. در ماه مبارك رمضان و فرصت مناسبى كه براى پرهیزگارى و طاعت پیش آمده، بهترین اعمال مطابق حدیث نبوى «الورع عن محارم اللَه ؛خویشتن دارى از محارم خدا» است.

 ظاهر لفظ «محارم» تنها بر «حرام» ها دلالت دارد، نه بر همه منهیات اعم از حرام و مكروه. البته برخى گفته‏ اند مدلول محارم اعم از حرام و مكروه است كه به هرحال قدر مسلم، حرام‏ هاست. از طرفى پرهیز از حرام خود تمهید و پیش درآمدى براى پرهیز از مكروه است و به اصطلاح نسبت به آن حالت طریقیت دارد و پیش نیاز آن است.

 كلیه منهیات چه حرام و چه مكروه مسبباتى دارند كه ممكن است - نعوذ بالله - در آخرت ظاهر شوند (نظیر ماجراى نیش عقرب غول پیكرى كه گذشت) یا در دنیا ظهور یابند (نظیر شدت نزع روح و ...). به هر روى به صلاح آدمى نیست كه مرتكب چنین امور ناپسندى شود و بار گناهان خود را گران ‏تر كند، زیرا لذتى كه آدمى در قبال این منهیات حاصل مى ‏كند، در مقابل كیفر و مسببات و تبعات آن هیچ است و بیش از آن، باید تاوان بدهد.

 امیدوارم خداى متعال همان گونه كه ما را در تشریعیات و تكوینیات وامدار اهل بیت علیهم السلام ساخته و این معارف بلند و ناب را به رایگان و بى ‏چشم ‏داشت، به دست آن بزرگواران ارزانى ما داشته، لطف خود را دوچندان كند و توفیق عمل به این علوم را  خود نصیب ما بگرداند.

خنده مکروه

ازجمله امورى كه در روایات مربوط به روزه مورد نهى واقع شده قهقهه است. در عربى و فارسى خندیدن با صداى بلند را قهقهه مى‏ گویند. خندیدن بدین نحو مورد پسند خداى متعال نیست، یعنى این كار مكروه است، ولى روزه را باطل نمى‏كند، اما همین كار مكروه در حقیقت سببى است كه كار آن عالم زاهد صاحب كرامت را - كه پیش ‏تر بیان شد - هنگام احتضار دشوار مى ‏كند. غرض اینكه روزه‏ دار باید چشم و گوش و زبان و تمام قواى ظاهرى و باطنى‏ اش صائم باشند. اینكه سفارش كرده ‏اند پوست انسان باید روزه ‏دار باشد، كم ‏ترین معناى آن این است كه آدمى از لمس ‏هاى شهوت برانگیز خوددارى كند، زیرا قوه لامسه در تمام جاهاى بدن و روى كل پوست منتشر است.

 در روایت آمده است «والقبیح». روزه‏ دار باید از هر امر قبیحى ولو حرام نباشد، دورى گزیند و براى مثال از مكروهات نیز دورى گزیند، چه مكروهات بالخصوص كه صریحاً از آن ها یاد شده و چه مكروهات بالعموم نظیر چیزهایى كه موجب مى ‏شود انسان در میان مردم به بدى انگشت‏ نما شود و مردم او را انسانى ناموزون و نامتعادل بخوانند كه خنده‏هاى ناجور، حركات نامناسب، راه رفتن ‏هاى ناهنجار و كلیه امورى كه مردم را منزجر مى ‏سازد، از این قبیل است.

40- تشخیص واجب و مراقبه دائمی

مسلماً چنین مطالبى انسان را به شدت مراقبت و دقت بسیار فرامى‏ خواند و او را از عادت و غفلت جدا مى ‏كند و به تأمل در كردار و گفتار خود دعوت مى ‏كند. شنیدن این حكمت‏ ها و مواعظ در آدمى حالت بیدارى و یادآورى ایجاد مى ‏كند و موجب مى ‏شود در رفتار و گفتار جزئى خود ریزبینى و تیزبینىِ بیشترى به خرج دهد و موشكافانه در پى اصلاح كرده‏ ها و گفته ‏هاى خود برآید. اینكه انسان مراقبت و مواظبت بیشترى نسبت به افعال خود اعمال كند، امر پسندیده ‏اى است، ولى ممكن است شیطان از همین نقطه ضربه ‏پذیر وارد شود و انسان را به اعتزال بكشاند و از برخى وظایف نظیر امر به معروف و شركت در مجالس اهل بیت علیهم السلام باز دارد. برخى افراد وقتى در بدى‏ هاى معاصى مى ‏اندیشند و عزم ‏شان را بر ترك معصیت جزم مى ‏كنند، براى دورى از غیبت و دروغ و آزار و ... تصمیم مى ‏گیرند روابط اجتماعى خود را با برادران دینى ‏شان كاهش دهند و در مساجد و مجالس اهل بیت علیهم السلام حاضر نشوند.

 در حقیقت چنین كسانى به جاى ارائه راه حل به پاك كردن صورت مسأله مى ‏پردازند، در حالى كه درست آن است كه آدمى در جامعه و در میان مردم حضور داشته باشد، ولى به گناهانى كه در جامعه است آلوده نشود و در عین حال وظایفى چون: هدایت گمراهان، دستگیرى از افتادگان، نهى از منكر و امر به معروف را نیز به نحو شایسته انجام دهد. مى ‏توان به جرأت گفت نقش شیطان در چنین مواضع خطاخیزى به مراتب سرنوشت‏ سازتر و برجسته ‏تر از مواضعى چون دعوت مردمان به شراب‏ خوارى و محرمات ظاهرى است. دم فروبستن از حرام و مكروه بدان معنا نیست كه از بیان واجب و مستحب نیز دم فروبسته، خموشى گزینیم. آدمى باید در جامعه زندگى كند و با افراد جامعه ارتباط داشته باشد، ولى چشم خود را از حرام ببندد.

 41- مصداق های شهرت

مصداق شهرت فقط آنجا نیست كه واعظى بر فراز منبر در حال ایراد خطابه باشد و كسى حركات نامناسب از خود بروز دهد كه سبب شهرت به بدى و نامتعادل بودن او شود، بلكه رفتار خودِ انسان در خانه و با زن و فرزند یا برادر و خواهر خود و رفتار شاگرد با استاد و بالعكس نیز مى ‏تواند مصداق شهرت باشد كه در روایت از امام صادق علیه السلام و به نحو عموم آمده است: «الشهرة خیرها وشرّها فی النّار؛ شهرت‏ طلبى - چه نیك باشد و چه  بد - در آتش است».

 باید توجه داشت كه بعضى از موارد شهرت حرام و برخى مكروه است و همان گونه كه ممكن است كسى به بدى انگشت ‏نما شود، ممكن است به خوبى نیز شهره و انگشت ‏نما شود. به عنوان مثال، فردى امر به معروف كند و انگشت ‏نما شود كه این انگشت ‏نما شدن و اشتهار به خوبى است و به دور نیست كه تمام پیامبران چنین بوده باشند، زیرا خداى متعال در قرآن مى‏ فرماید: «یحَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ یسْتَهْزِءُونَ؛ واى بر حال این بندگان كه هیچ رسولى براى هدایت آن ها نیامد جز آنكه او  را به استهزا گرفتند».

 مطابق این آیه همه پیامبران الهى مورد تمسخر مردم قرار مى‏ گرفتند و به دیگر سخن میان مردم انگشت ‏نما بودند و مردم به اشاره، آن ها را به همدیگر نشان مى ‏دادند، ولى همچنان كه روشن است بى ‏شك این شهرت، شهرت به خیر و خوبى است.

42- ترجیح خواست خدا بر خواست خود

نكته دیگرى كه به ذهن مى ‏رسد در خصوص «فلیصم شعرك» است. چنان كه مى ‏دانیم مو و ناخن انسان احساس ندارد و به سادگى مى ‏توان یك مو از بدن كسى كه خفته است جدا كرد، بى آنكه بیدار شود. نیز اگر از پشت سر كسى كه بیدار است یك مو را طورى قیچى كنیم كه بیخ و ریشه آن از عصب جدا نشود، متوجه نخواهد شد. باتوجه به همین بى ‏احساسى یا كم احساسىِ مو این پرسش به ذهن مى ‏رسد كه معناى صوم مو (چه صوم را ترك بدانیم و چه كفّ) چیست و موى آدمى از چه امر یا امورى باید اجتناب كند تا «صائم» شمرده شود؟

 یكى از دو احتمال به ذهن مى ‏رسد. یكى اینكه پوست انسان از راه مو و تماس مو لذت مى ‏برد (براى مثال مالیدن موى سر به پوست بدن زوجه به هر حال لذت خفیفى دارد) مراد از صوم مو ممكن است این باشد كه موى انسان از موارد این چنینى اجتناب كند.

 احتمال دوم این است كه بگوییم صوم شعر آن است كه شخص روزه‏ دار بیش از مقدار لازم به آراستن موى خود نپردازد. به عبارت دیگر مالیدن روغن و جز آن به مو و افراط در شانه كردن و آراستن آن با روزه داشتن چندان همخوانى ندارد. البته هرگز منظور ما این نیست كه روزه ‏دار، ژولیده موى و ناشسته روى باشد، چه اینكه این حالت براى روزه ‏دار نیز مكروه است و باید چه در حالت روزه و چه غیر آن نظافت رعایت شود. منظور ما مربوط به مواردى است كه شخصى در حالت روزه همان گونه به موهایش توجه و رسیدگى كند كه در حالات دیگر مى ‏كرد و این شاید با حقیقت روزه سازگارى تام و تمام نداشته باشد. حد وسط در این كار آن است كه موى آدمى نه آن قدر ژولیده باشد و نه از آن طرف بیش از مقدار واجب، مورد رسیدگى و آرایش و پیرایش قرار گیرد.

 از مجموع آنچه گفتیم و روایاتى كه در خصوص روزه و نقش اعضاى مختلف آدمى صادر شده، چنین برمى ‏آید كه روزه ماه مبارك رمضان فرصت بسیار مناسبى است براى اینكه آدمى - در یك كلام - خواست خدا را بر خواسته‏ هاى خود ترجیح دهد و در افعال و تصرفات خود اراده الهى را بر شهوات خود مقدم بدارد. تمام دستورهایى كه در خصوص ادب و آداب روزه‏ دارى وارد شده همگى امر معصومان علیهم السلام است و كوچك و بزرگ آن مسبباتى دارد. چنین نیست كه این مسببات همگى مربوط به آخرت باشد، بلكه برخى از مسببات چنان كه گذشت مربوط به همین دنیا و از باب مثال، لحظه احتضار آدمى است. از طرفى مسببات این جهانى به مراتب آسان ‏تر و براى انسان بهتر از مسببات آن جهانى است و چنان كه گفتیم، این لطف خداست كه در همین جهان شانه‏ هاى ما را از بار گناهان پاك مى‏ كند و به جاى محاسبه آن جهانى در این جهان مورد كیفرمان قرار مى ‏دهد و تطهیرمان مى ‏كند.

43- رمضان، فرصتی بی نظیر

روزهاى آخر ماه مبارك رمضان را سپرى مى ‏كنیم كه قرآن مجید، پیامبر اسلام، امیرمومنان، فاطمه زهرا و ائمه معصومان علیهم السلام آن ‏را با اوصاف بلندى چون: ماه رحمت، ماه مغفرت، ماه كرامت و ماه ضیافت خدا توصیف كرده ‏اند. این ماه عظیم، بهار رحمت، بركت، آمرزش و احسان الهى است كه از طرف خداوند تبارك و تعالى براى همگان ارزانى مى‏ شود، چه بهتر كه از چنین خوان گسترده ‏اى همگان بهره وافى بگیریم.

 براى دستیابى به عنایات و كرامت ‏هاى الهى ویژه این ماه، باید به شایستگى‏ هاى خود توجه كنیم و این كه در برخوردارى از این نعمت ‏ها چه اندازه توانمندیم، چه اینكه نیمى از موفقیت به دست خودمان است. قرآن كریم در این باره به صراحت مى ‏فرماید: «وَ أَن لَّیسَ لِلْإِنسَنِ إِلَّا مَا سَعَى‏؛ و اینكه براى انسان جز حاصل  تلاش او نیست».

 عنایت به كلمه «سعى» در آیه فوق، این حقیقت را آشكار مى ‏كند كه انسان در هر موقعیتى قابلیت دارد تا از فضل، كرم، رحمت و مغفرت الهى برخوردار شود، به این شرط كه به همان نسبت، قابلیت خود را به فعلیت برساند. شاید به ذهن خطور كند كه قابلیت كسب فیض الهى در افراد متفاوت است، اما چنین نیست. البته در باب رزق، خداى منان بنا به حكمت خود میان بندگان تفاوت قائل شده و خود در این ‏باره فرموده است: «وَ اللهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى‏ بَعْضٍ فِى الرِّزْقِ؛ و خدا بعضى از شما را در روزى بر بعضى دیگر برترى داده است».

 و این موضوع با مسأله بهره‏ گیرى از خوان فیض الهى و رحمت بى ‏كرانش متفاوت است و زمینه نیل به كمال انسانى به یك اندازه و براى تمام انسان‏ ها فراهم است.

 به عنوان مثال جناب ابوذر نیز مانند بسیارى دیگر در شمار اصحاب پیامبر صلى الله علیه وآله بود. تمام آنچه را پیامبر صلى الله علیه وآله بیان مى ‏كردند، همگان گوش فرامى‏ دادند و ابوذر نیز مى ‏شنید، اما چیزى كه ابوذر [و امثال او] را از میان دیگر صحابه متمایز كرد و او را به چنان مقامى رساند، این بود كه او نه تنها با گوش سر، كه با گوش جان نیز سخنان پندآموز پیامبر صلى الله علیه وآله را مى ‏شنید و به كار مى ‏بست. در واقع ابوذر در این راه بسیار كوشید تا قابلیت حق‏ پذیرى و پندشنوى خود را به فعلیت برساند. از همین‏ رو باید سختى زحمت را بر خویش هموار كرد تا بتوان دانسته‏ ها را به فعلیت رساند.

 توجه داشته باشیم كه تهیه خانه ‏اى دو الی سه اتاقه با زحمت و رنج فرساینده همراه است و بدون تلاش و زحمت، چنین كاشانه‏ اى میسر نمى ‏شود. همچنین نباید بدون رنج و زحمت و گذشتن از تمایلات و خواسته‏ هاى نفسانى، امید دستیابى به بهشت جاودان و همسایگى پیامبران علی نبینا و آله و علیهم السلام و معصومان علیهم السلام و نیكان را داشت. خوشبختانه هنوز فرصت باقى است و چند روزى از این ماه باكرامت را در پیش داریم. این فرصت چند روزه نیز انسان را براى به فعلیت در آوردن توان بهره‏ مندى از رحمت این ماه، بیشتر یارى مى ‏دهد و امكان حصول چنین حالتى را فراهم مى ‏كند، زیرا تمام شنیده‏ هاى آموزنده و آموزه‏ هاى اسلامى براى انسان‏ هاى بیدار دل و روشن ضمیر اتمام حجت است. حال اگر كسى این آموزه‏ ها را به كار گیرد، چه سعادتمند انسانى است، چراكه براساس حجت و دلیل، حیات معنوى یافته است و اگر خداى ناكرده در وادى تباهى گرفتار شد، در واقع به اختیار خود و على ‏رغم اتمام حجت، خویشتن را به هلاكت انداخته است. خداى متعال در این باره مى ‏فرماید: «لِّیهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَینَةٍ وَیحْیى‏ مَنْ حَىَّ عَن بَینَةٍ؛ تا اینكه هلاك شود، آن كه هلاك شد از روى دلیلى روشن، و زنده شود، آن كه زنده شد از روى دلیلى روشن».

 بهره‏ مند شدن از چند روز باقى مانده این ماه، در گرو عینیت بخشیدن به آمادگى خویش است. براى این جهت دعاهاى وداع ماه مبارك رمضان از وسایل ممتازى است كه از معصومان علیهم السلام رسیده است و در كتاب ‏هاى دعا، ازجمله در كتاب الدعاء والزیارة آمده است. نگاهى از سر تأمل در این دعاها و توجه به نیایش‏ ها و خواسته‏ هاى معصومان علیهم السلام از خداوند به هنگام وداع این ماه، ما را در به فعلیت درآوردنِ توانِ بهره گرفتن از كرامات این ماه یارى خواهد كرد. مسلماً بسیارند كسانى كه از این نعمت ‏ها محرومند، چراكه چنین آموزه‏ ها و آموزگارانى ندارند. پس سعى كنیم از روزها و شب ‏هاى باقى ‏مانده این ماه استفاده‏اى درخور و شایسته كنیم، زیرا این فضائل و بركات از اختصاصات ماه مبارك رمضان است و با سرآمدن این ماه، خوان بركت و بالندگى آن نیز برچیده خواهد شد. البته شب و روز عید فطر نیز بركات و آثار ویژه‏ اى دارد كه با سرآمدن روز عید، بركات این روز نیز به سر خواهند آمد. خداى منان فرموده است: «فَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ؛ هركس هم‏ وزن ذره‏ اى نیكى كند، [نتیجه] آن‏ را خواهد دید».

 در آیه دیگر با تصریح به اینكه خداى متعال هیچ چیزى را فراموش نخواهد كرد آمده است: «أَحْصاهُ اللهُ وَ نَسُوهُ؛ برشمرد خدا [كارهایشان را] و آن ها  آن ‏را فراموش كردند».

 خوب است در آیه، بیشتر دقت و تأمل كنیم كه «مثقال ذرة» چه معنایى دارد؟ بى ‏تردید تمام خدماتى كه افراد، در مجالس انجام مى ‏دهند - خواه كوچك و خواه بزرگ - در پیشگاه الهى محفوظ است و براساس آن، به صاحبان اعمال نیك پاداش داده مى‏ شود و در این امر، خادم همیشگى مجلس بودن شرط نیست. به دیگر بیان، اگر فردى حتى خاشاك كوچكى از مجلس زدوده یا استكانى را از زمین برداشته، در سینى خادم مجلس گذارده باشد، به همان نسبت از پاداش الهى بهره ‏مند خواهد شد. این مقدار از عمل، مثقال ذره نیست كه بیشتر از آن است. وانگهى هریك از شما یا هركس كه خدمتى یا عمل خیرى انجام داده، اما آن ‏را از یاد برده باشد، به یقین خداى منان آن‏ را بر شمرده و ثبت مى ‏نماید، چه اینكه حضرتش فرموده است: «أحصاه اللَه».

بنابراین، باید از فرصت باقی مانده، براى نیل به والایى‏ ها و اندوختن حسنات بهره گرفته، در حد توان خود بكوشیم و بدانیم كه بهره گرفتن از آموزه ‏هاى معصومان علیهم السلام در قالب نیایش‏ هاى تودیع ماه مبارك رمضان از مطالب مهم در این ماه است تا از این طریق بتوانیم با وظایف خویش آشنا شده، بیشترین استفاده را از بركات روزهاى باقى‏ مانده این ماه مبارك ببریم. البته برخوردارى از بركات بیشتر در این روزها در گرو به فعلیت در آوردن دریافت ‏هاست. البته این امر تا اندازه ‏اى مشكل است، اما با آسان گرفتن آن، خداوند نیز آن ‏را تسهیل خواهد نمود. افراد موفق در این زمینه، مسأله را آسان گرفتند و خدا نیز پیمودن راه را براى آنان آسان نمود. ما نیز اگر در این راه كمى تحمل داشته باشیم و خستگى را بر خود هموار كنیم، به یقین خداى منان راه را براى ما آسان و هموار خواهد كرد، چه این‏كه حضرتش خدایى است مهربان و خود در این باره فرموده است: «إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَ لِذَلِكَ خَلَقَهُمْ؛ مگر كسانى كه پروردگار تو، به آنان رحم كرده، و براى همین آنان را آفریده است».

 در جایى دیگر فرموده است: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ؛ و جن و انس را نیافریدم، جز براى آنكه مرا بپرستند».

 خداى منان، انسان را به پرستش خودش فرمان داد تا بر او ترحم كند و در حقیقت علت غائى خلقت، این بوده تا خدا بر ما ترحم نماید و خود مى ‏فرماید: «وَ لِذَلِكَ خَلَقَهُمْ؛ و براى همین آنان را آفریده است».

 بنابراین، سزاوار است در این باب سعى كنیم و توانایى خویش را در كسب رحمت و فیض خداوندى به فعلیت درآوریم و شایستگى‏ هاى خویش را براى برخوردارى از این بركات و عنایات الهى به ظهور رسانیم.

44- اهمیت استغفار در رمضان

از دیگر امور مربوط به ماه مبارك رمضان استغفار است، چراكه در دعاى وداع این ماه چندین بار استغفار به صورت‏ هاى «استغفر الله ربی وأتوب إلیه»، «استغفرك اللّهم ربی وأتوب إلیك» و ... آمده است و مفهوم آن به زبان ساده این است كه خدایا، نسبت به كرده‏ هاى بد خود از پیشگاهت معذرت مى ‏خواهم. حال این سؤال پیش مى‏ آید كه انسان از چه كارهایى باید از خدا معذرت بخواهد؟ تمایلات نفسانى، خشم ناروا، دنیادوستى، مقام ‏پرستى و زورمدارى از مواردى است كه انسان باید از آن ها به درگاه خداى مهربان عذرخواهى و استغفار كند و البته این استغفار باید با حقیقت و راستى همراه باشد، نه مجرد لفظ؛ استغفارى كه امیرمومنان علیه السلام شروط آن ‏را برشمرده‏ اند.

 در شمارى از روایات آمده است كه انسان باید در روزهاى باقیمانده ماه مبارك رمضان صادقانه استغفار كند، تا مشمول رحمت الهى شود. در بعضى از روایات نیز آمده است كه انسان باید تمام رفتارهاى ناشایست و برخوردهاى نادرست خود را یكایك نام ببرد و براى هریك از آن ها به درگاه خداى متعال استغفار كند. مطلب دیگرى كه در سخن امیرمومنان علیه السلام نیز بدان اشاره شده، مسأله حق ‏الناس است كه بسیار مشكل است. حق ‏الناس تنها به بیگانگان محدود نیست و زن و فرزند و پدر و مادر و برادر و خواهر و دیگر خویشاوندان را نیز شامل مى‏ شود.

 ممكن است یك انسان پس از عمرى گناه و نافرمانى حضرت بارى ‏تعالى، در لحظه جان دادن اگر توبه كند و حق‏ الناس برگردن نداشته باشد، خدا گناه او را بخشیده، توبه او را بپذیرد، اما در مورد حق ‏الناس، وضع به گونه ‏اى دیگر است و آن ‏طور كه در حدیث قدسى آمده، خداوند سوگند یاد كرده است كه از حق ‏الناس اگرچه به اندازه دانه ارزن باشد، نگذرد. حق ‏الناس منحصر به مال نیست، اگر كسى با زبان و رفتار، كوچك ‏ترین ستمى در حق دیگرى روا دارد، دربند حق ‏الناس گرفتار خواهد شد و مسلّم است تا صاحب حق رضایت ندهد، خدا نیز نخواهد گذشت.

 ماجرایى كه در جلسات قبلى و به مناسبتى بیان شد مؤید این حقیقت است و آن این است كه شخصى متدین نام همسرش را به گونه ‏اى ادا مى ‏كرد كه مایه رنجش خاطر او مى ‏شد. آن شخص مُرد و در عالم رؤیا به خواب فرزندش آمد. فرزند، جویاى حال برزخى پدر شد، او گفت: عقربى به بزرگى قاطر بر من گمارده‏ اند و او به كیفر هربارى كه مادرت را با چنان نامى صدا مى ‏زدم، یك نیش به من مى ‏زند.

 بنابراین، شایسته است تا فرصت باقى است درصدد جبران برآییم. مثلاً اگر - خداى ناخواسته - با زبان یا با قدرت، كسى را آزرده‏ ایم، بكوشیم نیرنگ شیطان را - كه به صورت ظلم و بى ‏مهرى و در نهایت قهر چهره نموده است – بى ‏رنگ كرده، درصدد جلب رضایت او برآییم. این كار ممكن است براى كسانى گران باشد، اما در مقابل كیفرهاى سخت خداوند بسیار بسیار ناچیز است. مثلاً اندكى عرق شرم بر پیشانى آمدن و از صاحب ‏حق رضایت خواستن بهتر از دوزخِ سوزان و بسیار دردناكى است كه قرآن كریم  در وصف آن مى‏ فرماید: «وَ مَآ أَدْراكَ مَا سَقَرُ* لَا تُبْقِى وَ لَا تَذَرُ؛ و تو چه دانى كه سقر (دوزخ) چیست؟ نه باقى مى گذارد و نه رها مى ‏كند».

 تأمل در این آیه و امثال آن عذرخواهى را براى انسان آسان مى‏ كند. پس انسان باید از صاحب حق رضایت بگیرد كه اگر صاحب حق از دنیا برود، مدیون، با مشكل رو به‏ رو خواهد شد و ممكن است حتى با دادن صدقه و خیرات نتواند رضایت او را حاصل كند، اما اگر در حال حیات از او رضایت بخواهد، با كمى اصرار و معذرت ‏خواهى رضایت او را جلب خواهد كرد. برخى را نیز با دادن پول، دعوت به میهمانى یا برطرف كردن مشكلى از او مى ‏توان راضى نمود. چنان كه در جلب رضایت صاحبان حق این‏ گونه عمل شود از گرفتارى‏ هاى آخرت و پاسخگویى در قیامت رهایى حاصل خواهد شد. این مورد هم یكى از شروط ایمان است، چراكه انسان مؤمن خود را به سختى و زحمت مى ‏اندازد تا اگر ظلم و آسیبى به دیگران رسانده جبران كند.

 به دیگر سخن اگر امروز شخصى براى برطرف شدن بیمارى خود به تحمل تلخى دارو تن ندهد، فردا باید خود را براى تحمل تلخى ‏ها و دردهاى زیادى آماده كند كه البته سخت ‏تر است و حتى ممكن است با اندكى تأخیر، دیگر فرصتى براى جبران و درمان نباشد. بنابراین، باید دو مسأله استغفار و استرضاء را مورد توجه قرار داد و مطمئن بود كه هردو امر تحقق خواهد یافت، منتهى با كمى تواضع و خودشكنى، چراكه ممكن است با خودخواهى و غرور شیطانى فرصت‏ ها از دست برود و آن‏ گاه در دنیا به كیفر ظلم به دیگران و در آخرت به عذاب گرفتار شویم.

45- رمضان و فرصت تدبر در قرآن

نخستین مرحله عمل به قرآن، شناخت آن است و نظر به اینكه در ماه مبارك رمضان، غالباً زمینه قرائت قرآن فراهم‏ تر و بیشتر است، ما نیز در این شب ها كه مصادف با شهادت آقا امیرمؤمنان ‏علیه السلام است، تصمیم بگیریم هر روز چند صفحه از قرآن را قرائت كنیم و پس از ماه مبارك رمضان نیز در طول سال قرائت قرآن را ترك نكنیم و هر صفحه اى كه مى ‏خوانیم درباره آن تأمل كنیم، و اگر تاكنون مثلاً هر صفحه را دو یا سه دقیقه مى ‏خوانده‏ ایم، وقت آن را دو برابر كنیم و بیشتر نسبت به معانى آن تأمل نماییم و ببینیم پیام هر آیه و صفحه قرآن چیست؟

 به گونه ‏اى عمل كنیم كه آقا امیرمؤمنان‏ علیه السلام به وجود شیعیانى مانند ما افتخار كنند و ما را با همان شرطى كه بیان فرمودند (عمل به قرآن) بپذیرند.

46- رمضان بهترین فرصت

محاسبه نفس به قدرى اهمیت دارد كه معصومان‏ علیهم السلام در روایات متعدد فرموده‏ اند:«لَیس مِنّا مَن لَم یحاسِب نَفسَه فی كُلِّ یوم؛ كسى كه هر روز نفس خود را محاسبه نكند، از [شیعیان‏] ما نیست».

 هرچند این روایت خطاب به همه شیعیان ائمه اطهار علیهم السلام است، ولى نسبت به ما اهل علم از اهمیت و اولویت بیشترى برخوردار است.

 اگر انسان محاسبه نفس نداشته باشد، حساب از دستش خارج مى‏ شود، اما اگر همواره حساب نفسش را داشته باشد، از احتمال خارج شدن حساب از دستش كاسته مى‏ شود. توجه داشته باشید كه ماه مبارك رمضان فرصت بسیار خوب و جوّ روحانى و معنوىِ فوق ‏العاده ‏اى است كه انسان مى‏ تواند با بهره‏ گیرى از دعاها، زیارت‏ هاى معصومان ‏علیهم السلام از دور و نزدیك، مجالس موعظه و شنیدن و خواندن روایات معصومان‏ علیهم السلام، زمینه محاسبه نفس خود را بیشتر فراهم كند و هركس به اندازه تلاش خود براى محاسبه نفس، از این فضاى روحانى بهره خواهد گرفت. بنابراین، كسى كه در طول سال براى محاسبه نفس موفق بوده است، در ماه مبارك رمضان توفیق محاسبه جدى ‏تر و دقیق ‏تر را پیدا خواهد كرد و هركس قبل از ماه رمضان در این مسأله موفق نبوده است، تصمیم بگیرد در پرتو بركات این ماه، محاسبه نفس را جداً به كار بندد.

 امید است حداقل در این ماه، اهل علم خود را ملتزم بدانند كه در شبانه ‏روز چند دقیقه با خداى خود خلوت كنند و هركس در حد توان علمى و برداشت خودش گفتار و كردار فردى و نیز برخوردش با والدین، همسر، فرزند، بستگان، همسایگان، میزبانى كه او را براى سخنرانى دعوت مى ‏كند، شاگردانى كه به آن ها قرائت قرآن یا تفسیر مى ‏آموزد و ... را محاسبه كند. آن‏ گاه ببیند كه رفتارش مورد قبول و رضایت خودش هست یا نه؟ به دیگر بیان خودش را به جاى دیگران بگذارد و دیگران را به جاى خود و ببیند آیا اگر این برخوردها از دیگران نسبت به او سر مى ‏زد، مورد رضایت او بود یا نه؟ اگر دوست ندارد كسى با او چنان برخوردهایى داشته باشد، او نیز در برخوردش با دیگران تجدید نظر كند.

47- سه دسته عمل در ماه رمضان

در ماه مبارك رمضان، پاداش اعمال پسندیده و ناپسند دو برابر است. پس شایسته است با اعمال صالح خود، بیشترین استفاده را از روزهاى پایانى این ماه پربركت ببریم.

 عده ‏اى با مغتنم شمردن فرصت، از این ماه بهره كامل مى ‏برند، درست مانند دانش ‏آموزانى كه با تلاش فراوان در تحصیل، در پایان سال با نمره ممتاز و عالى قبول مى ‏شوند و با درجه و رتبه بالایى در آزمون بندگى قبول مى ‏شوند. عده‏ اى نیز با بهره‏ گیرى از بركات این ماه مبارك، در درگاه خدا پذیرفته مى ‏شوند، اما با رتبه و درجه‏ اى پایین ‏تر و به تناسب كوشش ‏شان. گروه سوم كسانى هستند كه نعوذ باللَه در روزهاى پایانى این ماه ارجمند نیز نتوانسته ‏اند بهره شایسته و درخور، از آن ببرند و نمره آنان زیر حد نصاب قبولى است، یا اصلاً هیچ بهره ‏اى نبرده‏ اند و نمره آنان صفر است.

 با این تفصیل باید از روزهایى كه از این ماه مبارك باقى است، استفاده كرد و توجه داشت كه راه موفقیت پیش روى همه بندگان خدا، اعم از مرد و زن، پیر و جوان، عالم و بى ‏سواد به طور یكسان باز است و همگان در این زمینه مى ‏توانند برخوردارى یكسانى داشته باشند، چراكه از نظر كتاب خدا و شریعت پاك رسولش، انسان ‏ها یكسانند.

رسول خدا صلی الله علیه وآله در این باره فرموده‏ اند: «الناس كأسنان المشط؛ مردم مانند دانه ‏هاى شانه [از حقوق برابر برخوردار] هستند».

 از این رو، مرد و زن، فقیر و غنى و خلاصه همه انسان ‏ها از جهت توانایى براى انجام اعمالِ صالح و داشتن نیتِ پاك، یكسان آفریده شده ‏اند و هركس عمل صالح انجام دهد، از هر طبقه و گروه اجتماعى ای كه باشد، در بارگاه الهى مقرب است و هركس عمل صالح نداشته باشد، از خداى تبارك و تعالى دور است و جایگاه اجتماعىِ او تأثیرى در كاستن این دورى ندارد.

48- باقیمانده رمضان

باتوجه به فرصت باقى مانده از ماه پر خیر و بركت رمضان، اگر كسى تاكنون موفق نشده است از این ماه بهره ‏اى ببرد، مى ‏تواند با تصمیم جدى در چند روز باقى ‏مانده، بهره كامل را از این ماه ببرد. ما نیز مانند دانش ‏آموزانى كه اگر در طول سال هم تلاش كرده باشند، ولى در ماه آخر سال تحصیلى كوشش نكنند، نمره قبولى نمى ‏آورند. اگر از این فرصت باقى ‏مانده بهره نگیریم، نمره قبولى به دست نخواهیم آورد، ولى اگر مانند دانش ‏آموزانى كه در طول سال كمتر تلاش كرده‏ اند، اما در ماه آخر سال تحصیلى و در آستانه رسیدن فصل امتحان به صورت جدى تلاش مى‏ كنند، به گونه ‏اى كه شاید با جبران كوتاهى ‏هاى گذشته با نمره بالایى قبول شوند، چنانچه در بهره‏ گیرى از بركات این ماه كوتاهى ‏هایى كرده باشیم، در چند روز باقى‏ مانده این ماه با جدیت، شاید بتوانیم با جبران گذشته خود، نمره نسبتاً بالایى كسب كرده، در آزمون الهى قبول شویم، هرچند با از دست دادن روزهاى گذشته، فرصت‏ هاى طلایى را براى كسب نمره عالى از دست داده‏ ایم.

49- وصیتی برای همگان

مولاى متقیان، حضرت امیرمؤمنان‏ علی علیه السلام در آخرین ساعات عمر گرامى ‏شان وصیت ‏نامه‏ اى فرمودند و در آغاز آن، خطاب به امام حسن و امام حسین ‏علیهما السلام فرمودند: «أوصیكما وجمیع ولدی و أهلی ومن بلغه كتابی بتقوى الله؛ شما و تمام فرزندانم و خانواده ‏ام و هركه نوشته ‏ام به او مى‏ رسد را به تقواى الهى سفارش مى ‏كنم».

 بر همه ما مسلمانان و شیعیان، اعم از زن و مرد، واجب است به این وصیت ‏نامه عمل كنیم.

50- وصیتی پربار در رمضان

امیرمومنان حضرت على‏ علیه السلام در بخشى از وصیت ‏نامه خود درباره رعایت حقوق زنان فرموده ‏اند: «اللَه الله فی النساء؛ خدا را، خدا را درباره [رعایت حقوق‏] زنان در نظر بگیرید».

 سپس جهت تأكید بر اهمیت این مسأله فرمودند: «آخرین وصیت پیامبر صلى الله علیه وآله، درباره رعایت حقوق زنان بود».

 مى ‏توان از آخرین وصیت‏ نامه امیرمؤمنان على‏ علیه السلام در ساعات پایانى عمر مباركشان به عنوان ملاك براى تعیین و شناخت میزان موفقیت افراد در این ماه نام برد، خواه كسانى كه بهره كامل برده‏ اند و خواه آنان كه كمتر استفاده كرده‏ اند، یا هیچ بهره‏ اى از این فرصت گران ‏بها نبرده‏ اند. این وصیت‏ نامه در كتاب شریف كافى و دیگر متون حدیثى نقل شده است. شما كه امكان دارید، این وصیت ‏نامه را با دقت مطالعه كنید و براى دیگرانى كه امكان مطالعه آن را ندارند، بیان كنید، و پس از آگاهى از محتواى آن، تصمیم بگیرید به آن عمل كنید. این وصیت‏ نامه، حاوى موضوعات مختلفى است كه اكثر آن ها مربوط به همه مردم است. حضرت در این وصیت ‏نامه درباره نماز، صله رحم، اصلاح میان مردم و ... توصیه فرموده ‏اند.

 عمل به این وصیت‏ نامه از چنان ارزشى برخوردار است كه مى‏ توان گفت عامل به آن، از فیض بى ‏پایان این ماه بهره ‏مند شده است، و هرچه بیشتر به آن عمل كند، درصد موفقیت او هم بیشتر خواهد شد. مثلاً اگر به دستور صله رحم عمل كند، اما به اصلاح ذات البین بى ‏اعتنا باشد، به همان مقدار كه به آن عمل كرده است، از این ماه بهره‏ مند خواهد شد. همچنین اگر اهل نمازهاى مستحبى، دعا، اطعام مساكین و ... بوده باشد، بهره‏ مندى ‏اش از این ماه بیشتر خواهد شد.

 به هر حال، مى ‏توان این وصیت‏ نامه را از معجزات امیرمؤمنان‏ علیه السلام دانست، زیرا این وصیت ‏نامه از كسى صادر شده كه چهل و هشت ساعت پس از آنكه شمشیر به فرقش اصابت كرده و در عین حال به دلیل برخوردارى از قدرت روحى توانسته است چنین توصیه‏ هاى سازنده‏ اى را بیان فرماید وگرنه در صورت عادى، باتوجه به شدّت ضربتِ وارد شده بر سرشان، نباید ایشان قادر به صحبت كردن باشند، یا حتى چشم خود را بگشایند.

 باتوجه به اینكه خود آن حضرت پیش از این وصیت و به دلیل نامساعد بودن حالشان، به برخى از كسانى كه قصد سؤال داشتند، براى اولین بار در طول عمرشان فرمودند سؤالات خود را كوتاه كنید، اما در وصیت‏ نامه خود به ابعاد گوناگون مسائل زنان، مردان، نماز، روزه، صدقات و ... توجه داشتند. خلاصه باتوجه به عنایت امیرمؤمنان‏ علیه السلام به محتواى این وصیت ‏نامه، اگر كسى موفق شود به آن عمل كند، مى ‏توان ادعا كرد كه از بركات این ماه بهره‏ مند خواهد شد.

51- دو خصلت نکو

براساس آیات قرآن، روایات و سیره اهل بیت ‏علیهم السلام هركس دو ویژگى را مخصوصا در ماه رمضان داشته باشد، علاوه بر تأمین سعادت اخروى، خوشبختى دنیایى خود را نیز تأمین مى ‏كند؛ حُسن خلق و خدمت به بندگان خدا.

 این دو ویژگى، از مشكلات و گرفتارى ‏هاى انسان مى ‏كاهد و بیمارى ‏ها را درمان مى‏ كند، هرچند باید توجه داشت كه دنیاى بدون مشكل و گرفتارى ممكن نیست، البته گاهى مشكل انسان به اندازه ‏اى است كه شخص گیج و مبهوت مى ‏شود و گاهى كمتر است، اما هیچ‏ گاه به طور كلى منتفى نمى ‏شود. خداى تبارك و تعالى آسایش مطلق را به بهشت اختصاص داده است، پس با لحاظ داشتن و به كار بستن این دو ویژگى مى ‏توان مشكلات را كاهش داد.

معنای حسن خلق

حُسن ‏خلق، یعنى اینكه انسان با همگان خوش رفتارى كند و حتى نسبت به كسانى كه به او بدى مى ‏كنند، خوش برخورد باشد.

بانوی خوش اخلاق و خدمت به اهل بیت علیهم السلام

در زمان امام باقرعلیه السلام شخصى بود به نام أعین (به كسى كه داراى چشمان درشت زیبایى است، أعین گفته مى ‏شود) كه به اهل بیت‏ علیهم السلام ایمان نداشت. او داراى چند پسر و دختر بود كه آنان نیز به اهل بیت‏ علیهم السلام ایمان نداشتند، اما یكى از دختران او به نام أم ‏الأسود به اهل بیت‏ علیهم السلام ایمان آورد و با استفاده از حُسن‏ خلق، همه خواهران و برادران خود را به مذهب اهل بیت‏ علیهم السلام هدایت كرد. یكى از آن برادران زراره نام داشت؛ همو كه امام معصوم‏ علیه السلام درباره‏ اش فرموده ‏اند: «زرارة منا أهل البیت؛ زراره از ما خاندان پیامبر صلى الله علیه وآله است».

 این فرموده نقش ارزشمند حسن ‏اخلاق را نشان مى‏ دهد كه یك خانم به كمك اخلاق خوب، یك منحرف از اهل بیت‏ علیهم السلام را به جایى برساند كه امام معصوم‏ علیه السلام چنین سخن گرانبهایى را در حقش بیان كنند و او را بستایند. این نمونه، براى شما بانوان محترم درسى است كه باور كنید اگر یك خانم همت كند، مى‏ تواند علاوه بر ارشاد و هدایت مادر، خواهر و سایر خانم‏ ها، برادران خود و دیگر مردان را نیز به راه راست هدایت كند. البته این عمل نیاز به كسب معلومات، صرف وقت و اخلاق دارد و البته روشن است كه هیچ عاملى بهتر و بیشتر از اخلاق، دیگران را تحت تأثیر قرار نمى‏ دهد.

ثمره اخلاق خوش

انسان خوش ‏اخلاق علاوه بر اینكه زمینه سعادت خود را در دنیا و آخرت فراهم مى ‏كند، مى ‏تواند با هدایت دیگران و تأمین سعادت آنان، در ثواب اعمال صالح آنان نیز شریك شود.

اخلاق خوش و عاقبت نیک

در زمان امام صادق‏ علیه السلام خانواده ‏اى مسیحى در كوفه زندگى مى‏ كردند كه نام پدر این خانواده ابراهیم بود. ابراهیم پسرى داشت به نام زكریا كه در نتیجه گفتگوى جوانان مسلمان با او، هدایت شد و در شمار علاقه‏ مندان به اهل بیت ‏علیهم السلام درآمد. اما همه از این موضوع باخبر نبودند. وى در ایام حج به مكه رفت و خدمت امام صادق‏ علیه السلام رسید و به ایشان عرض كرد: یابن رسول الله، من قبلاً مسیحى بودم و همه خانواده‏ ام مسیحى هستند. وى پس از معرفى خود از آن حضرت مسأله ‏اى پرسید. امام صادق‏ علیه السلام كه شرایط حساسى داشتند به او فرمودند: صلاح نیست بیش از این نزد من بمانى. این سخن امام از آن جهت بود كه ائمه‏ علیهم السلام تحت مراقبت شدید حاكمان قرار داشتند و لذا گاهى تقیه مى‏ كردند تا مبادا حكومت نسبت به موضوعى مشكوك شوند و بر آزار آن پاكان بیفزایند. از دیگر سو باتوجه به اینكه زكریا قبلاً مسیحى بود و بنى امیه امام باقر و امام صادق‏ علیهما السلام را متهم كرده بودند كه از دین اسلام خارج شده و به آیین مسیحیت درآمده ‏اند، حضرت مواظب بودند بهانه‏ اى به دست دشمن نیفتد تا ایشان را تحت فشار بیشتر قرار ندهند.

 در چنین شرایطى، حضرت به زكریا فرمودند: فعلاً این‏ جا را ترك كن و در منى‏ نزد من بیا. شاید حضرت در منى‏ كه تعداد جمعیت بیشتر بوده مشكلات كمترى داشته ‏اند.

 زكریا مى‏ گوید: در منى‏ خدمت امام صادق‏ علیه السلام رسیدم و جمعیت بسیارى را دیدم كه گرد آن حضرت حلقه زده‏ اند، مانند دانش‏ آموزانى كه معلم خود را در میان گرفته باشند تا از او دانش فراگیرند و مشكلات علمى خود را با وى در میان بگذارند.

 زكریا مى‏ گوید: هریك از كسانى كه اطراف ایشان حلقه زده بودند پرسشى مطرح مى ‏كرد. در همین حال خدمت امام صادق‏ علیه السلام رسیدم. ایشان از من پرسیدند: چگونه مسلمان شده ‏اى؟

 گفتم: با خواندن یك آیه از قرآن مسلمان شدم. آن‏ گاه حضرت براى من دعا فرمودند و به پرسش ‏هایم پاسخ دادند و به من سفارش كردند كه هنگام بازگشت به كوفه با مادرت كه مسیحى است، بیش از پیش خوش‏ رفتارى كن (شاید آن زمان پدرش از دنیا رفته بوده است) و هنگامى كه از دنیا رفت، اجازه نده هم‏ كیشانش او را تشییع كنند، غسل دهند و كفن كنند، بلكه خودت او را غسل بده، كفن كن و به خاك بسپار.

 وى مى ‏گوید: وقتى از حج برگشتم به خدمت مادرم پرداختم و در كارهایش به او كمك مى ‏كردم. روزى از من پرسید: از زمانى كه به آیین جدید گرویده‏ اى برخوردت با من بهتر شده است، دلیل آن چیست؟

 گفتم: پیشوایم به من امر فرموده ‏اند كه با تو این ‏گونه برخورد كنم.

 مادرم گفت: این دینِ جدید تو چه اصول و فروع و برنامه‏ هایى دارد؟

 چون از اصول و آموزه‏ هاى اسلام برایش توضیح دادم، كمى در فكر فرو رفت، و سپس گفت: من اسلام را پذیرفتم و مسلمان شدم. و بدین ترتیب مادرم مسلمانِ شیعه شد.

 زكریا مى ‏گوید: مادرم صبحگاه، اسلام آوردن خود را اعلام كرد و ظهر، نماز ظهر و عصرش را خواند و هنگام مغرب نیز نماز مغرب و عشایش را خواند و قبل از اذان صبح روز بعد از دنیا رفت.

 بانویى كه عمرى مسیحى بود، چند ساعتِ باقى ‏مانده عمرش، چند نماز خواند و هنگام نیمه شب زكریا را صدا كرد. زكریا مى ‏گوید: نیمه شب مادرم مرا فراخواند و به من گفت: آن سخنانى را كه قبلاً درباره اسلام برایم گفته بودى، تكرار كن. من هم آن ‏ها را برایش باز گفتم و او بار دیگر به عنوان تأكید، مسلمانى خود را اظهار كرد و شهادتین را  گفت و از دنیا رفت و او را طبق احكام مذهب شیعه غسلش دادم و حنوط و كَفَنش كردم و بر جنازه ‏اش نماز خواندم و هنگام دفن، در قبرش رفتم و صورتش را روى خاك گذاردم.

گستره ثوابِ حُسن خلق

 باتوجه به اهمیتِ نقش اخلاق در اصلاح فرد و اجتماع و آثار فراوان دنیوى و اخروى، ازجمله سهیم شدن انسان خوش ‏اخلاق در ثواب اعمال كسانى كه تحت تأثیر اخلاق خوب او هدایت مى ‏شوند، سزاوار است، بلكه باید از همین لحظه تصمیم بگیریم با اخلاقِ خوب با دیگران رفتار كنیم. شاید كسى فكر كند كار مشكلى است، اما بدانید كه هركار سختى در برابر تصمیم و اراده جدى انسان، آسان مى ‏شود و سرانجام انسان به هدف خود مى‏ رسد.

 حضرت امیرمؤمنان‏ علی علیه السلام مى ‏فرمایند: «ما أحد أراد شیئاً إلّا وصله أو اقترب منه؛ هركس چیزى را اراده كند، به یقین آن را به دست مى آورد، یا [لا اقل‏] به آن نزدیك مى‏ شود».

 خداى متعال انسان را از همه موجودات، قوى‏ تر آفریده است، اگر كسى براى انجام كارهاى خیر تصمیم بگیرد، ازجمله تصمیم بگیرد خوش ‏اخلاق باشد و با افراد بداخلاق نیز خوش ‏اخلاقى كند، هرگز این خوش ‏اخلاقى ‏اش او را با فشار روحى مواجه نمى ‏كند، زیرا خوش ‏اخلاقى را نوعى انجام وظیفه مى ‏داند و موفقیت در این هدف باعث تقویت روحى و جسمى بیشتر او مى‏ شود. مثلاً اگر شوهر بداخلاق است، زن تصمیم بگیرد خوش اخلاق باشد، اگر خواهر بداخلاق است خواهر و برادرش تصمیم بگیرند با او خوش ‏اخلاقى كنند، اگر فرزند بداخلاق است، پدر با خوشرویى و اخلاق خوب با او برخورد كند، تا سرانجام فرزند نیز تحت تأثیر اخلاقِ خوبِ پدر اصلاح شود.

تصمیم برای خوش خلق شدن

اگر ما تصمیم بگیریم خوش ‏اخلاق باشیم، خداى تبارك و تعالى ما را یارى خواهد كرد و امام زمان، حضرت بقیة اللَه عجل اللَّه فرجه نیز وعده داده‏ اند هركس در راه اهل بیت ‏علیهم السلام گام بردارد، كمكش كنند. روشن است كه خوش ‏اخلاقى ستوده شده كتاب ‏هاى آسمانى، به ویژه قرآن و اهل ‏بیت‏ علیهم السلام است و به تصمیم، تمرین، جدیت و پایدارى نیاز دارد. كسانى كه خوش‏ اخلاق هستند از روز تولد این گونه نبوده‏ اند، بلكه با تصمیم و تلاش به این مرحله رسیده‏ اند. كسى كه تصمیم مى ‏گیرد با همه، حتى با افراد بداخلاق، خوش ‏اخلاق باشد، هم خود را از دوزخ نجات داده و هم شخص بداخلاق را، زیرا در روایت آمده است كه سرانجامِ انسان بداخلاق دوزخ و سرانجامِ انسان خوش ‏اخلاق بهشت است. بنابراین اگر شوهر، برادر یا خواهرِ شما بداخلاق باشد، با گفتار و عمل، خوش ‏اخلاقى را به او بیاموزید تا او نیز خوش ‏اخلاق شود. این را بدانید كه اگر تصمیم بگیرید، اصلاحِ طرفِ مقابلِ شما مشكل نخواهد بود و مطمئن باشید كه خداى سبحان به شما كمك مى ‏كند تا دیگران را از گرفتارى نجات دهید. بى‏ تردید این كار، سعادت آفرین است و خوشبختى دنیا و آخرت انسان را تأمین مى ‏كند. جا دارد كسانى هم كه خوش‏ اخلاق هستند تلاش كنند و در تصمیم خود جدى ‏تر باشند، تا در پیچ و خم‏ ها و مشكلات زندگى از كوره در نروند.

خدمت به خلق

انسان باید در حد توان عقلى و جسمى خود به دیگران خدمت كند و از گرفتارى‏ هاى آنان بكاهد. نمونه عالى این ویژگى را حضرت سیدالشهداعلیه السلام در برخورد با حُرّ در راه كربلا و با سیراب كردن سپاه او كه دشمن حضرت بودند، به نمایش گذاردند. آن حضرت پس از سیراب كردنِ لشكریان، فرمودند اسب ‏هاى آنان تشنه‏ اند، و دستور دادند اسب ‏هاى لشكر دشمن را نیز آب دادند و بعداً فرمودند كه براى خنك شدن اسب‏ ها روى بدنشان آب بریزند. حتى یكى از لشكریان حُرّ را كه نمى‏ توانست از مشك آب بنوشد، راهنمایى كردند، ولى باز نتوانست از مشك آب بنوشد آن حضرت از اسب یا شتر پیاده شدند و با دست مباركشان به دشمنِ خود آب دادند و این رفتار در حالى بود كه مى ‏دانستند او از قاتلان ایشان خواهد بود.

 بنابراین، ما كه شیعیان این ائمه ‏علیهم السلام هستیم كه حتى به دشمنان و قاتلان خود كمك مى ‏كردند، باید اخلاق آنان را الگوى خود قرار دهیم.

یاری همنوع

خداى سبحان كمك و خدمت به بندگانش را دوست مى ‏دارد، زیرا همه را در یك سطح و با قدرتِ یكسان خلق نكرده، بلكه انسان ‏ها را با نیازها و توانمندى‏ هاى گوناگون خلق كرده است تا از این طریق آنان را امتحان كند. به همین جهت برخى قوى و برخى ضعیف اند، برخى غنى و برخى فقیرند.

 انسان باید به كسانى كه نیازمند كمك هستند، اعم از پدر، مادر، برادر، خواهر، اقوام، همسایگان و جز آنان كمك كند. گاهى مسافرى در راه مانده است و مشكلى دارد، انسان باید مشكل او را رفع كند، و اگر مثلاً فرد درمانده، به پول نیاز دارد و او نتواند مشكلش را حل كند، از دیگران برایش قرض كند و به گونه ‏اى عمل كند كه در روز قیامت درخشندگى گره‏ گشایى‏ هاى او در نامه عملش باعث جلب عنایت خدا نسبت به او شود كه چنین خدمت‏ هایى بسیار مورد توجه خداى سبحان است. در روایت آمده است: «من قضى حوائج الناس، قضى الله حوائجه؛ هركس نیازهاى مردم را برآورده كند، خدا نیازهایش را برآورده مى ‏كند».

فراموش نكنیم كه هر انسانى در طول عمر خود هزاران نیاز دارد كه برآورده شدنِ بخشى از آن‏ ها بستگى به برآورده كردن نیازهاى دیگران دارد، بخشى منوط به دعاست، بخشى دیگر منوط به پرداخت صدقه است و برخى به حُسن خلق.

52- چراغ اهلبیت در خانه ها

جلسه حاضر اختصاص به امسال و سال گذشته ندارد، بلكه از سال ‏ها قبل، مرحوم اخوى اعلى الله درجاته در دهه آخر ماه مبارك رمضان، براى شما خانم ‏ها یا آقایان سخنرانى مى ‏كردند. یكى از مسائلى كه ایشان همواره بر آن تأكید داشتند و باید به آن سفارش كنم این است كه ان شاء الله پس از ماه مبارك رمضان مجالسى كه در حسینیه ‏ها و مساجد برقرار است، و شماها در آن شركت مى ‏كنید و در آن ها با اصول دین، اخلاق و احكام اسلام آشنا مى ‏شوید، باید همچنان ادامه یابد. آن ‏هایى كه به این مسائل آگاهى دارند به دیگران آموزش دهند و تلاش كنید چراغ اهل بیت‏ علیهم السلام را در خانه‏ هاى خود روشن نگه دارید، یعنى به صورت هفتگى یا ماهانه در خانه‏ هاى خود براى اهل بیت‏ علیهم السلام مجلس برپا كنید و مى‏ توان براى این امر از دهه عاشورا، دهه صفر، دهه فاطمیه بهره گرفت.

روضه های خانگی، برکت زندگی

هرسال براى مدتى چراغ اهل بیت ‏علیهم السلام را در منازل خود روشن نگه دارید. این عمل باعث بركت زندگى شما در دنیا و آخرت مى ‏شود و اگر كسى یك اتاق بیشتر ندارد و تمام وسایل زندگى او نیز در همان اتاق است، سعى كند هر هفته یا هر ماه یك بار مجلس مختصرى در همان اتاق برقرار كند و اگر فرضاً توانایى مالى ندارد، نیاز به صرف هزینه چندانى نیست، بلكه همین قدر كه كسى را دعوت كند تا حدیثى از اهل بیت‏ علیهم السلام نقل كند و ضمن موعظه، مسائل مورد نیاز را مطرح كرده و با ذكر مصیبت حضرت سیدالشهداعلیه السلام یا سایر معصومان‏ علیهم السلام مجلس را پایان دهد، همین باعث بركت در زندگى فرد مى ‏شود. خود شاهد بوده‏ ام كسانى در غربت زندگى مى ‏كردند و درآمد چندانى هم نداشتند و در یك اتاقِ اجاره ‏اى كوچك زندگى مى ‏كردند و براى پختن غذا هم از همان اتاق استفاده مى ‏كردند، اما هر هفته یك شب اتاق را مرتب و مجلسى در آن برپا و از همسایگان خود دعوت مى‏ كردند. گاهى من در مجلس آنان شركت مى‏ كردم و شاهد بودم كه در اتاقى كه حدوداً ده نفر جا مى ‏گرفت و لوازم زندگى نیز در آن بود، میزبان، مجلسى به نام اهل ‏بیت‏ علیهم السلام برپا مى ‏كرد.

 گاهى با چهار یا پنج نفر مجلس ذكر مصیبت برگزار مى‏ كردند، اما همان افراد كه حدود سى سال قبل با آن وضعیت، مجالس روضه در منازل خود برگزار مى‏ كردند، الآن زندگى بسیار خوبى دارند و از جهت مالى نیز به حدى رشد كرده‏ اند كه علاوه بر تأمین مخارج زندگى خود، حتى براى خرید منزل یا رفع نیازهاى پولى دیگران پیشقدم هستند.

روضه حضرت سید الشهدا علیه السلام

كسانى كه چنین مجالسى دارند خدا آنان را براى ادامه آن موفق مى ‏دارد و كسانى كه از این فیض محرومند از هم اكنون تصمیم بگیرند این مایه بركت را به خانه‏ هایشان ببرند، حتى اگر یك اتاق دارند، و بكوشند باوجود تمام مشكلاتى كه هست از این بركت بهره‏ مند شوند.

پایداری ابدی نزد خداوند است

هرگاه كسى از دنیا مى ‏رود، به ظاهر مى ‏بینیم كه از دنیا جدا مى ‏شود، اما متوفا مى‏ داند كه جدا نشده است، چراكه آن عالَم بر دنیا مسلط است. به دیگر سخن، اهل دنیا آن عالَم را نمى ‏بینند، اما كسانى كه در آخرت هستند، اهل دنیا را مى ‏بینند، به ویژه اگر متوفا عالِم، متقى، زاهد و عامِلِ به اسلام بوده باشد.

 آیه ‏اى در قرآن كریم وجود دارد كه سخن قاطعى است و مانند مسائل ریاضى قابل مناقشه و تشكیك نیست، بلكه مانند جواب دو ضرب در دو است كه چهار مى ‏شود و هیچ جواب صحیح دیگرى هم ندارد. حتى اگر یك میلیون یا بیشتر جواب به آن داده شود، هیچ یك غیر از عدد چهار صحیح نیست. این سخن مورد نظر قرآن نیز همین ‏گونه است و هرگز جاى تشكیك ندارد. البته تمام آیات قرآن همین‏ گونه است، اما توده مردم، غالباً به آن التفاتى ندارند، ولى مفهوم برخى از آیات، ازجمله آیه مورد نظر براى عموم مردم روشن است. خداى متعال مى ‏فرمایند: «مَا عِندَكُمْ ینفَدُ وَ مَا عِندَ اللهِ بَاقٍ؛ آنچه پیش شماست، تمام مى‏ شود و آنچه پیش خداست، پایدار است».

 در لغت عرب، «نَفاد» یعنى به كلى تمام شده. بر این اساس، آیه فوق به این معناست كه آنچه نزد شماست به كلى نیست و نابود خواهد شد، اما آنچه نزد خداست براى همیشه پایدار مى ‏ماند.

تقوا، عامل ماندگاری

به عنوان نمونه، ابن بابویه یكى از كسانى است كه هم مسائل و نیازهاى شخصى داشته، كه براى رفع آن نیازها مى ‏كوشیده و هم كارهایى براى خدا انجام داده است، اما اعمالى كه براى رفع نیازهاى شخصى خود انجام داده همه نابود شده‏ اند. مثلاً ایشان مانند بقیه مردم، در این دنیا غذا خورده، لباس پوشیده، خانه و زندگى تهیه كرده و مانند اینها، اما هیچ‏ یك از آن ها امروزه باقى نیست، در مقابل، كتاب ‏ها، علم و تقواى ایشان، كه براى خدا انجام داده است، هنوز باقى است و امروز مزار پرزائرش گواه این مدعاست. ابن بابویه نیز مانند بقیه مردم، دوران كودكى، نوجوانى، جوانى، میانسالى و كهنسالى داشته و در پایان عمر هم دنیا را وداع گفته است، ولى امروز مزار او زیارتگاه مؤمنان است. یك وقتى به قصد زیارت قبر ایشان از قم به تهران رفتم. دو ركعت نماز حاجت در حرم او خواندم و به روح ایشان هدیه كردم و حاجت خود را هم گرفتم، خدایش رحمت نماید.

 نكته قابل توجه در این‏ جا آن است كه بدانیم عظمت ایشان به سبب غذاهایى كه خورده یا لباس‏ هایى كه پوشیده، فرش، خانه، وسایل زندگى، تفریحات یا زندگى مادى او نیست، بلكه آنچه مایه عظمت و بقاى آثار وجودى ایشان شده علم، تقوا و تلاش ‏هاى او در راه خداست.

سعادت ابن بابویه

خدا به تناسب اخلاص و صحت نماز هریك از ما ثوابى براى نمازهاى ما مقرر كرده است كه بخشى از آن ثواب به ابن بابویه قدس ‏سره تعلق مى‏ گیرد، زیرا برخى از احكامِ اجزا، شروط و مستحباتِ نماز به وسیله همین بزرگوار به ما رسیده است. لذا با این‏ كه حدود هزار سال است كه از دنیا رفته، اثر وجودى عملِ الهى او پایدار و باقى است، چراكه براى خدا فرقى نمى‏ كند شخصى امروز از دنیا رفته باشد، یا هزار یا یك میلیون سال قبل، و دلیل آن، آیه قرآن است كه مى ‏فرماید: «مَا عِندَاللهِ بَاقٍ؛ آنچه پیش خداست پایدار است».

53- رمضان، بهترین فرصت

روزهاى پایانى ماه مبارك رمضان است و هركس در روزهاى گرامى و شب‏ هاى گران ‏قدر این ماه خدمتى انجام داده و یا در راه گسترش فرهنگ اسلام و قرآن زحمتى كشیده، دعا خوانده، نمازهاى مستحبى به‏ جا آورده، یا اطعام كرده باشد، همه آن‏ ها در پرونده اعمالش ثبت و ضبط مى ‏گردد و به فرموده قرآن، ذره ‏اى از آن ها نابود نخواهد شد.

 همچنین بانوان ارجمندى كه در منازل، حسینیه‏ ها، حرم ‏هاى مطهر معصومان‏ علیهم السلام یا فرزندان و نوادگان آنان و یا در حرم مطهر كریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه‏ علیها السلام براى سایر خانم‏ ها سخنرانى كرده‏ اند، و یا خانم ‏هایى كه به سخنرانى‏ ها گوش داده و یا هر عمل خیر دیگرى انجام داده اند، نزد خدا محفوظ خواهد ماند و خداى متعال در دنیا و آخرت آن را جبران خواهد كرد، به گونه ‏اى كه وقتى شخص متوجه مى‏ شود آن پاداش بزرگ در عوض فلان عملِ به ظاهر كوچك است، بسیار حسرت مى‏ خورد كه چرا اعمال بیشترى همانند آن عمل انجام نداده؟ و چرا در آن راه بیشتر موفق نبوده است؟ اگر كوتاهى كرده باشد، در آن هنگام حسرت مى ‏خورد كه چرا در انجام كارهاى خیر كوتاهى كرده است. بنابراین، در این روزهاى پایانى ماه مبارك رمضان، كوشش كنید براى آخرت خود، اندوخته ‏اى فراهم آورید.

یكى از نام‏ هاى خداى تبارك و تعالى كه معمولاً در شب‏ هاى قدر در دعاها و به خصوص در دعاى جوشن كبیر خوانده ‏اید «شكور» است، یعنى خدا، خوب و دقیق و افزون بر استحقاق افراد، از آنان سپاس‏ گزارى مى ‏كند. خداى متعال در قرآن به آل داوود دستور داده است كه عملاً سپاس ‏گزار باشند، آنجا كه مى ‏فرماید: «اعْمَلُوا ءَالَ دَاوُدَ شُكْرًا؛ اى خاندان داوود، شكرگزار باشید».

 همان‏ گونه كه در قرآن آمده است، خداى متعال در گفتار و عمل، شكرگزارى مى ‏كند. بدین صورت كه با دادن سلامتى، عزت، علم، تقوا، عمر، توفیق، اولاد و انواع بخشش‏ هاى مالى و مادى، اعمال ما را جبران خواهد كرد.

 به هر حال، باتوجه به این‏ كه خداى متعال خود از شما و همه كسانى كه در راه او خدمت مى ‏كنند، سپاسگزارى مى ‏كند، قطعاً به صورت عملى از شما سپاس ‏گزارى خواهد كرد، چه این كه خود را شكور خوانده است.

54- انواع روزه در ماه رمضان

باتوجه به اهمیت روزه در ماه مبارك رمضان و براساس میزان سازندگى و اثربخشى آن در روح انسان مسلمان، عالمان اخلاق روزه را به سه نوع تقسیم كرده‏ اند:

 1 . روزه عام؛

 2 . روزه خاص؛

 3 . روزه خاص الخواص.

 روزه عام عبارت است از خوددارى از امورى كه روزه را باطل مى ‏كند و در رساله‏ هاى عملیه و كتب فقهى به تفصیل ذكر شده‏ اند، مانند: خوردن، آشامیدن، دروغ بستن به خدا و رسول و امامان معصوم علیهم السلام، فروبردن تمام سر در آب، باقى ماندن بر جنابت تا سپیده صبح، استفراغ عمدى و دیگر امورى كه اگر مكلف به آن ها پایبند نباشد، اساساً عنوان روزه‏ دار بر او صادق نخواهد بود.

 اما روزه خاص - كه نسبت به روزه عام در مرتبه بالاترى قرار دارد - عبارت از این است كه روزه ‏دار علاوه بر موارد پیشین، از همه محرمات اجتناب كند و زبان و گوش را از غیبت و سخن ناروا، چشم را از نگاه شبهه ‏ناك به نامحرم، و دیگر اعضا و جوارح خود را از هر گناه و ناروایى باز دارد.

 اما صوم خاص الخاص حتى از این مقدار نیز فراتر مى ‏رود و اندیشه و نیت و خیال را هم در بر مى‏ گیرد. روزه ‏دار در چنین مرتبه والایى از روزه فقط به خوددارى از مفطرات وعموم محرمات بسنده نمى ‏كند، بلكه اصلاً به حرام فكر نمى ‏كند و خیال حرام نیز از خاطر او نمى‏ گذرد.

 به عبارت دیگر برخى از مردم هستند كه نه تنها از گناه پرهیز مى‏ كنند، بلكه از فكر گناه هم خود را دور مى ‏دارند. چنین كسانى علاوه بر آنكه از مفطرات عمومى پرهیز مى ‏كنند، اعضا و جوارحشان از ارتكاب گناه روزه است و جانشان از اندیشه گناه صائم است. چنین روزه‏ اى روزه خاص الخاص (یا خاص الخواص) نام دارد و برترین درجات روزه به شمار مى ‏رود. كسى ‏كه تصمیم بگیرد نسبت به گونه سوم روزه پایبند بماند، یعنى علاوه بر خوددارى از مفطرات معمولى و همه گناهان، اندیشه گناه را نیز از خاطر نگذراند، چه بسا فقط توفیق مرتبه دوم را بیابد و حداكثر بتواند خود را از مفطرات و معاصى نگاه دارد. چنین كسى پس از پایان یافتن ماه مبارك رمضان وقتى به خودش مراجعه مى ‏كند، مشاهده مى‏ كند كه در این مدت یك ماهه اندیشه او روزه ‏دار نبوده و چه بسا چندین مرتبه دچار لغزش شده است، هرچند تمام اعضا و جوارح او هرگز به گناه نزدیك نشده است.

 همچنین كسى ‏كه عزم خود را مصروف مرتبه دوم از روزه كند، این احتمال وجود دارد كه موفق نشود و بیش از مرتبه نخست، یعنى روزه عام توفیق نیابد. علت این امر آن است كه میزان موفقیت آدمى معمولاً كم ‏تر از چیزى است كه تصمیم داشته و براى آن برنامه‏ ریزى كرده است. از همین‏ رو براى اینكه انسان موفق به درك بالاترین مراتب طاعت الهى و درجات والا شود، باید تصمیم راستین و اراده پولادینى داشته باشد، نه اینكه بگوید فقط ترك مفطرات روزه برایم كافى است، زیرا در آن صورت ممكن است از آمرزش الهى محروم ماند. از این‏ رو شایسته است كه هریك از ما - هرچند یك ساعت - پیش از ماه مبارك رمضان در این مراتب سه گانه روزه اندیشه كنیم و از خود بپرسیم اگر تصمیم بگیرم در ماه رمضان پیش ‏رو دستِ كم مرتبه دوم روزه را كسب كنم و البته پیش از مواجهه با حرام خود را براى خوددارى از آن آماده كرده باشم چه خواهد شد؟ پرسیدن چنین سؤالاتى و یك ساعت فكركردن درباره این قبیل موضوعات نقش مهمى در تغییر انسان دارد و باعث مى‏ شود در كل ماه مبارك رمضان تبدیل به انسانِ دیگرى شود. به طورى ‏كه پس از پایان یافتن ماه رمضان، اگر به كارنامه خود بنگرد، مشاهده خواهد كرد كه معاصى او در حد فراوانى كاهش یافته و به میزان زیادى از شقاوت دور، و به خداى سبحان نزدیك شده است.

 چنین كارى اصلاً دشوار نیست. فقط كافى است پیش از فرارسیدن ماه مبارك رمضان ساعتى با خود خلوت كنیم و ضمن تفكر در گونه‏ ها و مراتب روزه، عزممان را براى رسیدن به درجات بالاى صیام جزم كنیم.

55- شناخت محرمات و حدود آن ها

وجود مبارك رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمودند: «افضل الأعمال فی هذا الشهر الورع عن محارم الله؛ بافضیلت ‏ترین اعمال در این ماه، پرهیز از محرمات الهى است».

 بر این اساس ما قبل از هرچیز دیگر وظیفه داریم بدانیم امورى ‏كه خداى متعال حرام دانسته است كدامند، زیرا به هر حال حرام یك چیز است و پرهیز از حرام چیز دیگر.

 مسأله‏ اى در فقه وجود دارد كه پیرامون آن بحث و گفتگو شده است. مى‏ گویند كسى‏ كه ملكه عدالت در او به وجود آمده باشد، ولى همه محرمات را نمى‏ شناسد، چه حكمى دارد؟ یك بیابانگرد پاكدل را در نظر بگیرید كه اگر بفهمد كارى حرام است آن را ترك مى ‏كند، ولى در عین حال نسبت به حرمت آن جاهل است. فرض كنید جهل او از سر قصور است، نه تقصیر. در چنین حالتى آیا آثار عدالت بر او مترتب خواهد بود یا خیر؟

 درباره خودمان هم مى ‏توانیم چنین احتمالى بدهیم. از كجا معلوم است كه ما همه محرمات را مى ‏شناسیم؟ اگر همه را مى ‏شناسیم آیا نسبت به حدود آن آگاهى كافى داریم؟ چه بسا برخى از محرمات براى برخى از ما روشن نباشد. بنابراین ما – و به خصوص اهل علم – باید از فرصت پیش آمده در این ماه گرامى براى شناخت بیشتر محرمات استفاده كنیم. همین كه احتمال مى ‏دهیم همه محرمات را نمى ‏شناسیم، باید ما را وا دارد كه در پى شناخت آن ها برآییم و زمانى را بدین منظور اختصاص دهیم و این ماه بهترین فرصت براى چنین كارى است.

56- ترک محرمات و شناخت واجبات

پرهیز از محرمات الهى بافضیلت‏ ترین اعمال در این ماه است و شناخت محرمات، مقدمه پرهیز از آن است. پرهیز از محرمات الهى - برخلاف تصور برخى از مردم - حتى از قرائت قرآن در این ماه نیز فضیلت بیشترى دارد.

 ختم قرآن كریم فضیلت عظیمى است، به ویژه اگر در این ماه ارجمند صورت گیرد، و شایسته است كه انسان در این ماه دستِ كم یك ‏بار قرآن را ختم كند، هرچند برخى افراد هستند كه در این ماه حتى سى‏ بار ختم قرآن مى ‏كنند. اما با همه این احوال اعمال دیگرى چون اطعام و هدایت مردم وجود دارند كه حتى از قرائت قرآن نیز فضیلت و اهمیت بیشترى دارند. وانگهى همه این سخنان مربوط به زمانى است كه آن عمل، مستحب باشد، اما اگر واجب باشد، اهمیت و عظمت بیشترى خواهد داشت، زیرا مكلف با ترك آن مرتكب معصیت شده است.

57- ترک محرمات و شناخت انواع آن

رسول گرامى اسلام صلی الله علیه وآله فرمودند بافضیلت ‏ترین عمل در این ماه پرهیز از محرمات الهى است. این امر پیش از هرچیز همان‏ طور كه گفتیم شناخت محرمات را مى ‏طلبد.

 در درجه بعدى مطالعه روایاتى كه در آن محرمات الهى شمارش شده است، اولویت دارد. در بسیارى از این روایات علت تحریم یا كیفرى كه در انتظار مرتكبان آن حرام است، ذكر شده و همین امر به انسان كمك مى‏ كند تا از آن حرام كاملاً دورى گزیند، زیرا فرق است بین اینكه انسان فقط بشنود كه غیبت حرام است، و بین اینكه بشنود رسول خدا صلی الله علیه وآله در شب معراج مشاهده فرمودند كه ملائكه عذاب زبان غیبت‏ كنندگان را با قیچى ‏هاى آنچنانى مى ‏بریدند و عذابشان مى ‏دادند. بى ‏شك حالت دوم تأثیر بیشترى در دورى انسان از غیبت خواهد داشت.

 این قبیل روایات در كتاب‏ هاى اخلاق نظیر جامع السعادات، و نیز كتب آداب نظیر حلیة المتقین، و بخش‏ هاى آداب و سنن بحارالانوار به تفصیل ذكر شده است.

 در نهایت وقتى دانستیم بافضیلت ‏ترین عمل پرهیز از محرمات است، شایسته است كه از همه مناهى - خواه حرام و خواه مكروه - خوددارى كنیم. به خصوص اگر ندانیم كه فلان كار حرام است یا مكروه، زیرا ورع حقیقى چنین چیزى را اقتضا مى ‏كند. كسى ‏كه در خارستانى راه مى ‏رود با احتیاط گام بر مى‏ دارد تا خار یا حتى چیزى كه شك دارد خار است پاى او را نیازارد.

معنای ورع

از وجود مبارك امام صادق علیه السلام درباره باورع‏ ترینِ مردم سؤال شد، پاسخ دادند:

«الذى یتورع من محارم اللَه ویجتنب هؤلاء وإذا لم یتّقِ الشبهات وقع فى الحرام وهو لایعرفه؛ كسى‏ كه از محارم الهى بپرهیزد و از اینان [ظالمان یا امور شبهه ‏ناك] اجتناب نماید. چنین كسى اگر از امور شبهه ‏ناك خوددارى نورزد، در حرام خواهد افتاد، بدون آنكه خود بداند». پرهیز از محرمات پایین ‏ترین درجات پرهیزگارى است.

58- نیت های پاک در ماه رمضان

پیامبر صلی الله علیه وآله در بخشی از خطبه خود در آستانه فرارسیدن ماه مبارک رمضان می فرمایند: «فسألوا الله ربکم بنیات صادقة وقلوب طاهرة؛ یعنی خدای خود را با نیت های صادق و دامانی پاک بخوانید».

 البته روشن است که در نیت های صادقانه مطالب و بیانات فراوانی نهفته است، لکن حضرت در جمله «قلوب طاهرة» به نکته مهم و ظریفی اشاره فرمودند و آنکه آن حضرت نفرموده اند قلب های خود را پاک و طاهر کنید، بلکه می فرمایند با قلوب پاک و طاهر خدای خود را بخوانید که این نشان دهنده ادب بالای رسول خدا صلی الله علیه وآله است که خود آن حضرت فرموده اند: خدای متعال مرا تربیت کرده است. 

سعی کنیم قلبهایمان پاک باشد و در این ماه مبارک و رحمت برای همه حتی دشمنانمان دعا کنیم. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله چهل سال با مردم مکه زندگی کردند و تمامی مردم بدون استثنا به ایشان علاقه مند بودند، به طوری که ایشان را «الصادق الأمین» خطاب می کردند؛ یعنی کسی که هم صادق است و هم امین. اما وقتی که آن حضرت بعد از مبعوث شدن به پیامبری به مردم فرمودند: «قولوا لا إله إلا الله تفلحوا؛ بگویید خدایی جز خدای یکتا نیست، تا رستگار شوید»، و اینکه بت های شما دروغین است و خدای یکتا را بپرستید، همه ناراحت و خشمگین شده و حتی به سمت او سنگ پرتاب کردند به گونه ای که از سر تا قدم مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله خون جاری شد و بی حال بر روی زمین افتادند.

با دیدن حال پیامبر صلی الله علیه وآله ملائکه ناراحت شدند و به محضر خدای متعال شکایت و اعتراض نمودند که پیامبرت به این حال و روز افتاده است، لذا به آنان خطاب شد که بروید و از خود حضرت رسول صلی الله علیه وآله بپرسید، اما حضرت درخواست کمک تمام ملائکه ای که برای عذاب مردم و یاری رساندن به ایشان آمده بودند را رد نموده و حتی خطاب به خدای متعال نیز فرمودند خدایا تو هم به این مردم کاری نداشته باش، من تنها هدایت و خوشبختی آن ها را می خواهم.

نتیجه این همه صبر و شکیبایی و تلاش پیامبر خدا صلی الله علیه وآله آن شد که ابتدا جمعی از مردم به ایشان ایمان آوردند و سپس باقی مردم نیز به مرور زمان و در طول بیست سال باقی مانده از عمر حضرت به ایشان ایمان آورده و از پیروان آن پیامبر رحمت صلی الله علیه وآله شدند.

59- ماه تمرین

ماه مبارك رمضان فرصت مناسبی برای تمرین خداباوری و معادباوری است. فرض كنیم در جایی نشسته اید و كسی آن جا حضور دارد كه یقین دارید از اندیشه های نهان شما باخبر است و فكر شما را می خواند. در چنین موردی چه می كنید و چقدر مواظب هستید كه مبادا اندیشه خطا و فكر گناه به ذهنتان خطور كند؟ خدای متعال چنین است و از راز دل و اندیشه های ما آگاه است: «وَهُوَ مَعَكُمْ أَینَ مَا كُنْتُمْ وَاللهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛ هرجا كه باشید، خدا همراه شماست و به هركاری كه می كنید بیناست»، «وَإِنْ كَانَ مِثْقَالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَینَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِینَ؛ در روز قیامت اگر عملی به سبكی یك خردل هم باشد، آن را حساب می كنیم و كافى است كه ما حسابرس باشیم». خردل دارویی متشكل از دانه های ریزِ خاكستری رنگ به اندازه خاك شیر است. تنوین در «حَبَّهٍ» تنوین تنكیر است، نه وحدت. مرحوم سید علی خان در شرح صمدیه می گوید ده قسم تنوین داریم، هرچند شش قسم آن معروف تر است. در این جا تنوین «حَبَّهٍ» تنوین تنكیر است، و در عین حال در مقام تعظیم و تهویل است.

خدای متعال در آیه پیش گفته می فرماید هر عملی هرچند به خردی یك دانه خردل باشد، نه فقط از آن خبر داریم، بلكه آن را در شمار می آوریم.

چه خوب است خداباوری خود را تقویت كنیم و در ماه مبارك رمضان اندك اندك باور كنیم كه خدای متعال در همه حال حاضر و ناظر و از ضمیر ما آگاه است و به جایی برسیم كه خدای متعال را مشاهده كنیم. مولایمان حضرت سیدالشهدا علیه السلام در روز عرفه به پروردگار متعال چنین عرضه داشت: «عمیت عین لا تراك علیه رقیباَ؛ كور باد چشمی كه تو را ناظر خویش نبیند». رؤیت الهی در این جا رؤیت حقیقی است، نه رؤیت دنیوی مجازی كه با چشم سر، انجام می شود. این رؤیت از جنس علم و باور است.

60- تمرین استقامت در ماه رمضان

اگر تغییر دادن خود از واجبات عینى ماست، پس معنایش این است كه انسان باید راه‌ها و روش ‌هایى را كه باعث مى ‌شود معصیت خدا نكند، براى خود فراهم آورد، و این مطلبى است كه نباید آن را دست كم گرفت، بلكه باید مقدمات و تمهیداتى را كه به این كار كمك مى ‌كند تهیه و نفس را ریاضت داد.

ریاضت نفس در هنگام مواجه شدن با انگیزه‌ ها و غرایز شهوانى از قبیل: خواهش های نفس و پیامدهاى آن ها، كه به شکل همزیستى انسان با محیط و جامعه در وجود او راه مى ‌یابند، بسیار دشوارتر است. این ها موانع بسیار جدّى ای هستند و به قول شاعر:

ابلیس والدنیا ونفسی والهوی

كیف الخلاص وكلّهم أعدائی

«ابلیس و دنیا و نفس من و هوس؛ چگونه توان رهید از این همه دشمن».

همه این موانع با قدرت تمام در برابر ما خودنمایى مى‌ كنند، و براى تسلط بر آن ها و مهار كردن سركشى ‌شان همّت و اراده ‌اى نیرومند مى‌ طلبد تا بر آن ها چیره آییم، و ماه رمضان مناسبت بسیار خوبى است. در خطبه شریف ماه رمضان پیامبر گرامى صلى ‌الله ‌علیه‌ و ‌آله آمده است كه: «والشیاطین مغلوله فاسألوا ربكم أن لا یسلّطها علیكم؛ شیاطین در غل و زنجیر مى ‌شوند. پس، از پروردگارتان بخواهید كه آن ها را بر شما مسلّط نگرداند».

پس باید كاملاً برحذر و بیدار و هشیار باشیم. براى ریاضت روحى و تربیت نفس فرصتى بزرگ تر از روزه وجود ندارد، زیرا آدمى كه شكمش خالى است، شهواتش كم مى ‌شود، و تمایلات و خواهش ‌هاى نفس امّاره ‌اش سست و ضعیف مى ‌گردد، هركس به تناسب استعدادش در تقرب به خداى متعال. این فضاها و شرایط عالى در ماه رمضان بیشتر از دیگر ماه‌ ها و روزها فراهم است، یعنى فضاى این ماه به انسان در تربیت نفسش كمك مى ‌كند. پس بیایید این ماه گرامى را به فرصتى و مناسبتى براى تغییر دادن حقیقى خودمان تبدیل كنیم.

61-  بهره برداری از رمضان

سعی كنیم از روزها و شب های ماه مبارك رمضان استفاده ای درخور و شایسته كنیم، زیرا گستردگی خوان بركت و بالندگی آن نیز برچیده خواهد شد، لذا باید از فرصت باقی مانده این ماه مبارك، برای رسیدن به كمال روحی و معنوی، و اندوختن حسنات بیشتر و فزونتر بهره گرفته، در حد توان خود بكوشیم و از آموزه های معصومان علیهم السلام مانند آنچه در صحیفه سجادیه آمده و در قالب نیایش های تودیع ماه مبارك رمضان نام گذاری شده، بهترین راهنمایی ها شویم تا از این طریق بتوانیم با وظایف خویش آشنا شده، بیشترین استفاده را از بركات روزهای باقی مانده این ماه مبارك ببریم.

62- تقوای روزه دار

 تقوایی كه روزه دار باید بدان پایبند باشد، مراتبی دارد كه از آن جمله است:

1. پرهیز و خویشتنداری از مفطرات. بدین معنا كه فرد روزه دار از ده مفطر كه روزه را باطل می كند و در رساله های عملیه بیان آن رفته است، خودداری كند و این، مرحله صحت روزه خوانده می شود و با پرهیز از مفطرات روزه فرد روزه دار صحیح است.

2. تقوا و پرهیز از محرمات، مانند: ستم به دیگران، خوردن مال مردم و مال یتیم به باطل و جز آن. این مرحله، از مرحله نخست مهم تر است، چراكه با پایبندی به آن، روزه انسان در درگاه خدای منّان مقبول می افتد. به دیگر بیان، انسان روزه دار همزمان باید از مفطرات و محرمات دوری گزیند تا روزه اش پذیرفته شود، زیرا اگر روزه دار از مفطرات پرهیز كند، اما به یك گناه تن دهد، به ظاهر روزه است، ولی خدای متعال برای او می نویسد: «او روزه ندارد، چون مرتكب حرام شده است».

مسأله مهم این است كه روزه افزون بر صحت انجام آن، باید مقبول خدا باشد.

63- هدف از روزه

خدای تبارک و تعالی همان گونه که بر امت های پیشین روزه را مقرر فرمود، بر امت مسلمان نیز آن را واجب گرداند و هدف از روزه و ماه مبارک رمضان این است که انسان تقوا پیشه کند. تقواپیشگی امری آسان و میسّر است، اما به تصمیم فرد بستگی دارد و اینکه تا چه اندازه خود را بدان بیاراید و به آن پایبند باشد. و تقوا همانی است که حضرات چهارده معصوم علیهم السلام با گفتار، رفتار و سیره خود آن را به ظهور رسانده اند.

انسان در طول زندگی دنیایی خود می کوشد تا خود را از گزند میکروب ها و بیماری ها دور داشته، بدین ترتیب سالم بماند و از بیماری ها در امان باشد. پرواضح است که سالم بودن بدن، زندگی آسان و سعادتمند در پی دارد. انسان پرهیزگار نیز همین حالت را دارد، چراکه پرهیزگاری، نفس و جان آدمی را از نافرمانی خدا و گناه ـ که انسان را در ورطه هلاکت گرفتار و او را در دو سرا دچار شقاوت می کند ـ دور می دارد.

64- بدترین دشمنان

«أعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک؛ دشمن ترین دشمنان تو نفس توست که در درونت است».

اگر خواهان رستگاری باشیم، باید بر نفس خود چیره شویم و ماه مبارک رمضان بهترین فرصت برای این کار است. پس باید با یاری جستن از خدای متعال، توسل به اهل بیت علیهم السلام و کوشش بی دریغ به این هدف برسیم، چه اینکه خدای متعال درباره کوشش و دستاورد آن می فرماید: «وَأَن لَّیسَ لِلْإِنسَنِ إِلَّا مَا سَعَی؛ و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست» و درباره توسل فرموده است: «وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ؛ و به او [توسل و] تقرب جویید».

65- انسان شقی

در خطبه ‏اى كه رسول گرامى اسلام صلی الله علیه وآله به مناسبت فرارسیدن ماه مبارك رمضان ایراد فرمودند آمده است: «فاسئلوا الله ربكم بنیات صادقة، وقلوب طاهرة أن یوفقكم لصیامه وتلاوة كتابه، فإن الشقی من حُرِم غفران الله فی هذا الشهر العظیم؛ با دل‏ هاى پاك و نیت‏ هاى درست از خدا بخواهید كه شما را در روزه داشتن این ماه و تلاوت كتابش موفق كند. همانا بدبخت كسى است كه در این ماه بزرگ از رحمت و مغفرت الهى محروم ماند». جمله پایانى این بخش از فرمایش رسول خدا صلی الله علیه وآله این ملاك را به دست مى‏ دهد كه هرگاه ماه مبارك رمضان به پایان رسید، ولى غفران و رحمت خدا شامل حال كسى نشد، آن فرد «شقى» است. وجود «إنّ» در ابتداى جمله دلالت بر شدت و ثبات صفت شقاوت در چنین كسى دارد و حد اعلاى بدبختى را مى ‏رساند.

66- بهترین اعمال

مولایمان رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله در خطبه ای که در پیشواز ماه مبارک رمضان ایراد داشتند فرمودند: «أیها الناس مَن حَسَّنَ منکم فی هذا الشهر خُلُقَهُ کان له جوازاً علی الصّراط یومَ تزلُّ فیه الأقدام؛ ای مردم، هریک از شما که در این ماه رفتار خود را نیکو گرداند، در روزی که پاهای مردم بر پل صراط می لغزد و لرزان است، او از آن جا به امان خواهد گذشت». همه ما در روز قیامت برای رسیدن به بهشت باید از پل دوزخ بگذریم و این پل در قرآن مجید و احادیث شریفه «صراط» نامیده شده است. در روایات پیشوایان دین آمده است که برخی از مردم در مدت سیصد هزار سال از آن می گذرند، در حالی که برخی دیگر چون برق جهنده از آن عبور می کنند. کسی که می خواهد به سرعت از این صراط بگذرد و وارد بهشت شود، باید همیشه و به خصوص در ماه مبارک رمضان با اخلاق نیک با همه مردم رفتار کند. از مولایمان رسول خدا صلی الله علیه وآله سؤال شد: چه چیزی بیشتر باعث وارد شدن مردم به بهشت می شود؟ حضرت پاسخ دادند: تقوای الهی و حسن خلق.