LOGIN
جلسات علمی
shirazi.ir
"«در محضر مرجعیت»"
سلسله جلسات علمی حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله در ماه مبارک رمضان ۱۴۴۳ (جلسه بیستم)
کد 28152
نسخه مناسب چاپ کپی خبر لینک کوتاه ‏ 09 اردیبهشت 1401 - 27 رمضان 1443

بیستمین نشست علمی مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظله در شب های ماه مبارک رمضان ۱۴۴۳ با حضور جمعی از شخصیت های علمی، نمایندگان مراجع عظام تقلید، فعالان دینی و فرهنگی و طلاب حوزه های علمیه، در شامگاه روز ۲۵ رمضان العظیم ۱۴۴۳ در بیت مرجعیت شهر مقدس قم برگزار شد.

مشروح مباحث مطرح شده در این نشست به شرح زیر است:

لقاح مصنوعی

در ابتدای جلسه پرسیده شد: حکم لقاح مصنوعی بین اجنبی و اجنبیه در شرائط آزمایشگاهی چیست؟

مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی شیرازی (دام ظله) با اشاره به بحث صاحب جواهر پیرامون وضع نطفه در رحم اجنبیه فرمودند: برداشت فقها از مجموع ادله این است که در تلقیح باید زوج و زوجه باشند، اگرچه فقط در مدت لقاح ازدواج موقت کرده باشند، و ارتکاز متشرعه نیز می تواند دلیل بر این مسئله باشد.

در ادامه معظم له فرمودند: در لقاح مصنوعی، مرد و زنی که از آنها فرزند به وجود آمده پدر و مادرش می باشند، و اگرچه لقاح مصنوعی به صورت حرام صورت بگیرد، احکام زنا را ندارد.

عتابات قرآن

سؤال شد: قرآن کریم، نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خطاب های مختلفی فرموده، گاهی با نام «الرسول» و«النبي» خطاب نموده که تکریم آن حضرت است، وگاهی به «المدثر» و«المزمل» خطاب نموده که شاید عتاب باشد، چه وجهی دارد؟

معظم له فرمودند: بلاغت قرآن کریم، بلاغتی اختصاصی است که اهل بلاغت را متحیر کرده است. در روایت شریفه با اشاره به مثلی معروف در زبان عرب، فرموده: «نَزَلَ الْقُرْآنُ بِإِيَّاكِ أَعْنِي وَ اسْمَعِي يَا جَارَةُ»([1])، این خطابات و اشد از آن، همچون آیۀ شریفۀ: «لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ» (سوره توبه: 43) از همین باب است، پس ظاهر آیۀ کریمه خطاب به رسول الله (صلی الله علیه وآله) است ولی در حقیقت کنایه بوده تا دیگران متوجه بشوند.

مدت عده برای کسی که حیض نمی شود

پرسیده شد: خانمی که در سن من تحیض بوده لکن عادت نمی شود، یا بسیار دیر به دیر عادت میشود، عدۀ او چگونه است؟

معظم له فرمودند: در عقد دائم عدۀ طلاق در خانمی که هر ماه عادت می شود سه قرء می باشد، و وخانمی که عادت نمی شود سه ماه است، و به مناسبت حکم و موضوع در عقد موقت عدۀ آن اکثر از عدۀ دائم نیست؛ در عقد موقت بعد از اتمام مدت یا بخشیدن آن توسط زوج، اگر خانم هر ماه عادت شود بنابر احتیاط مستحب عدۀ او دو حیض است، اگرچه بعید نیست به جهت روایت صحیح در این مورد، یک حیض نیز کفایت کند، و اگر خانم عادت ماهیانه نمی شود، برخی عدۀ او را سه ماه تعیین کرده اند، ولی به نظر می رسد چهل و پنج روز کافی است، زیرا در صورت شک بین اقل و اکثر به جهت اختلاف ادله، به قدر متیقن که اقل است اخذ می شود و در اکثر برائت جاری می شود.

ازدواج مسلمان با کافر

سوال شد: اگر خانم مسلمانی با کافری ازدواج کرد، حکم فرزند آنها چیست؟

معظم له فرمودند: زن مسلمان نمی تواند با کافر ازدواج کند، چه اهل کتاب باشد چه کافر غیر اهل کتاب، و مرد مسلمان نمی تواند با خانمی که کافر غیر اهل کتاب است، ازدواج کند.

سپس مرجع عالیقدر فرمودند: در فرض سؤال چند صورت است، که به دو مورد آن اشاره می شود:

1ـ اگر خانم مسلمانی جهلا وبه گمان اینکه چنین ازدواجی حلال است با کافری ازدواج کند، فرزند آنها ولد شبهه است، و تمام احکام فرزند حلال را دارد، و به جهتی که مادرش مسلمان و اشرف الابوین است، فرزند به او منتسب شده و دارای شرافت اسلام می باشد، و تمام احکام اسلام بر او جاری است، از جمله اینکه ارث می برد، و اگر در کودکی از دنیا برود، در قبرستان مسلمانان دفن می شود.

2ـ عالم به حرمت ازدواج با غیر مسلم بوده، در این صورت فرزند ولد حرام خواهد بود، البته ولد حرام تمام احکام ولد حلال را دارد به استثناء ارث وبرخی احکام که در جای خود بیان شده است.

سوال شد: حکم ازدواج با زنان اهل کتاب چیست؟

معظم له در پاسخ فرمودند: این مسئله محل خلاف بین فقها بوده، برخی مطلقا (چه عقد دائم و چه موقت) عدم جواز را قائل شده اند و برخی دیگر مطلقا قائل به جواز شده وبنظر می رسد این قول اقرب باشد، و عده هم قائل به تفصیل شده اند.

اسلام دین اجبار نیست

سپس یکی از فضلای حاضر در جلسه از آیۀ شریفۀ: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ[2]» پرسید.

معظم له فرمودند: سیرۀ پیامبر اسلام و اهل بیت (علیه وعلیهم السلام) بر اجبار کسی برای پذیرفتن دین مبین اسلام نبوده است، و کشورگشایی های حاکمان بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) که آن را فتوحات اسلامی می نامند، مورد تائید اسلام نیست، در اسلام کسی حق ندارد دیگری را بر پذیرش اسلام مجبور کند، بله اگر شخصی با اختیار خود اسلام را پذیرفت باید به احکام و قوانین آن ملتزم شود، و چهارچوبی را که برای دین اسلام قرار داده شده بپذیرد، و این مطابق با سیرۀ عقلاست.

انتساب کتاب ارشاد به شیخ مفید

سپس از صحت انتساب کتاب ارشاد به مرحوم شیخ مفید و برخی از شبهات وارده بر آن سؤال شد.

معظم له فرمودند: انتساب کتاب ارشاد به شیخ مفید مشهور است. ودر انتساب کتاب به شخصی، یا انتساب شخص به عشیره ای، یا انتساب قبر به میتی ومانند آن، شهرت در انتساب کفایت می کند، و ایراداتی که گرفته می شود در حد رد انتساب نیستند.

عدم نیابت روزه و نماز در حیات شخص

سپس پرسیده شد: نماز و روزه از واجباتی هستند که در حال حیات، قابل نیابت نبوده تا دیگری آنها را انجام دهد، در حالی که حج چنین نیست، و در زمان حیات شخص، در صورت معذور بودن وی،  می تواند نائب بگیرد تا دیگری حج او را انجام دهد؛ وجهش چیست؟

مرجع عالیقدر فرمودند: احکام شرع تابع مجموعه ای از حِکَم عالیه می باشد که چه بسا عقول ما آن ها را درک نکند، چنانچه در حدیث شریف وارد شده: «ما ابعد..»، برخی از حکمت های احکام در ادله ذکر شده است، مانند آنچه که مرحوم شیخ صدوق در (علل الشرائع) آورده اند، به هر حال احکام تابع دلیل است، در نماز و روزه بر خلاف حج، دلیلی بر جواز و صحت نیابت از معذور نداریم.

حکم نماز و روزۀ شخص بیهوش

سپس پرسیده شد: اگر شخصی بیهوش بوده، آیا قضای نماز و روزه های این مدت بر او واجب است؟

معظم له فرمودند: در برخی از حالات، نماز یا روزه از شخص ساقط می شود، مثلا اگر شخص در کما باشد و تمام وقت به هوش نیاید نماز از او ساقط است، و چنانچه در مدت بیهوشی فوت کند، واجب نیست عبادات آن وقت را قضا کنند.

ازدواج صغیره

سپس از ازدواج صغیره سؤال شد: اگر بعد از بلوغ و رشد راضی به ازدواج نبود، آیا این ازدواج بر صحت خود باقی خواهد ماند یا خیر؟

مرجع عالیقدر فرمودند: مرحوم اخوی (رضوان الله علیه) می فرمودند: اگر صغیره بعد از بلوغ و رشد، رضایت به ازدواج ندهد، حق بطلان آن عقد را دارد، واستمرار صحت عقدی که توسط ولی در کودکی او انجام گرفته متوقف بر رضایت بعدی خود دختر است، و وجه کلام ایشان این است که اطلاقاتی که می گوید: بعد از بلوغ هم عقد به صحت خود باقی است، از چنین موردی منصرف است، و انصراف یعنی عدم ظهور دلیل در اطلاق.

دعای الهی عظم البلاء در نماز

در پایان از حکم خواندن دعای (الهی عظم البلاء) در نماز پرسیده شد.

معظم له فرمودند: از ادله استفاده شده که نماز، دعا، ذکر و قرآن است، و ذکر منصرف به ذکر خدای متعال است، ودر نماز نباید به غیر خدا خطاب کرد، فقط یک استثنا دارد و آن «السلام علیک ایها النبی ورحمة الله وبرکاته» وما بعد آن است، و اما خطاباتی همچون «یا علی یا محمد» در نماز، خطاب به غیر خدا می باشد و مشهور فقها خطاب به غیر الله را در نماز صحیح نمی دانند، حتی در مسئلۀ تسمیت عاطس در نماز، صاحب عروه «یرحمک الله» را از باب دعا بودن، جایز دانسته است، اما اغلب محشین بر ایشان ایراد گرفته اند.

وصلى الله على محمد وآله الطاهرين

[1]. البرهان فی تفسیر القرآن، ج1، ص50/ باب 9.

[2]. البقرة : 256.

  • نظری برای این خبر درج نشده است.