LOGIN
بیانات
shirazi.ir
"مرجع عالي قدر در شام غريبان:"
عزاداري سيدالشهدا عليه السلام از يک دنيا دُر وگوهر برتر است وآن را با امور مادي نمي توان قياس کرد
کد 849
نسخه مناسب چاپ کپی خبر لینک کوتاه ‏ 24 بهمن 1384 - 14 محرّم الحرام 1427
 
دسته جات وهيئت هاي مختلف عزاداري در شام غريبان امام حسين عليه السلام مانند سالهاي قبل پس از عزاداري وعرض تسليت اين مصيبت عظمي به کريمه اهل بيت حضرت معصومه سلام الله عليها، به بيت حضرت آيةالله العظمي شيرازي آمدند وبه رهنمودهاي روشنگرانه ايشان گوش جان سپردند.

آيةالله العظمي سيد صادق شيرازي اظهار داشتند: تعيين آمار عزاداري هايي که ديشب وامروز در سطح کره زمين ـ وبلکه آسمان ها ـ صورت گرفته از قدرت ما بيرون است؛ زيرا عزاداري سيدالشهدا عليه السلام فقط مختص شيعيان يا مسلمانان وانسانها نيست. کسي نمي تواند حساب کند که ديشب وامروز چند قطره اشک براي امام حسين عليه السلام بر زمين ريخته شده است وآمار آن را فقط خداي متعال مي داند.

ايشان افزودند: با اين که رسول خدا، حضرت اميرمؤمنان، حضرت فاطمه زهرا وامام حسن مجتبي صلوات الله عليهم اجمعين ـ به تصريح خود سيدالشهدا عليه السلام ـ از ايشان برترند(1)، ولي عزاداري هايي که در همين ده ـ دوازده روز براي ايشان انجام شد، در دوره سال براي سيزده معصوم ديگر انجام نمي شود وخود سيزده معصوم ديگر چنين چيزي نخواسته اند؛ علت آن است که خداي متعال خود چنين چيزي را اراده فرموده، ورسول خدا واميرمؤمنان صلوات الله عليهما، ايشان را استثنا قرار داده اند. امام زمان عجّل الله تعالي فرجه الشريف خطاب به جد بزرگوارشان عرضه مي دارند: لِأَبکيَنَّ عليکَ بدلَ الدّموع دماً؛(2) به جاي اشک برايت خون مي گريم. اين عبارت را حضرت بقيةالله عجّل الله تعالي فرجه الشريف براي ديگر اجداد بزرگوارشان نفرموده اند.

ايشان عزاداري امام حسين عليه السلام را نيز همانند خود امام حسين عليه السلام نوعي استثنا دانستند وفرمودند: شما عزاداراني که در اين دهه پول خرج کرديد، خسته شديد، بي خوابي کشيديد وعزاي سيدالشهدا عليه السلام را اقامه کرديد، از اين نکته غافل نباشيد که عزاداري براي سيدالشهدا عليه السلام نيز همانند خود سيدالشهدا عليه السلام استثناست.

ايشان تأکيد کردند: اگر بگوييم عزاي امام حسين عليه السلام گوهر گران بهايي است به عزاداري توهين کرده ايم. عزاداري سيدالشهدا عليه السلام از يک دنيا دُر وگوهر نيز برتر وباارزش تر است وآن را با امور مادي نمي توان قياس کرد.

ايشان خاطرنشان کردند: امام حسين عليه السلام آخرين کسي بودند که در کربلا به شهادت رسيدند. شايد در کل نبردهاي جهان نتوانيم سرداري را پيدا کنيم که وقتي يکي از سربازانش کشته مي شد، به بالين او برود وسر او را به دامن بگيرد. حتي اميرمؤمنان عليه السلام در سه جنگي که بر ايشان تحميل شد چنين نکردند ورسول خدا صلّي الله عليه وآله نيز اين گونه عمل نفرمودند. اما يکي از اختصاصات سيدالشهدا عليه السلام اين است که هرگاه يکي از اصحاب بر زمين مي افتاد خود را به او مي رساندند ونمي گذاشتند دشمنان به پيکر او اهانت کنند.

آن حضرت سر حضرت قاسم بن الحسن، حضرت علي اکبر، حضرت قمر بني هاشم اباالفضل العباس، حبيب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، حر رياحي وحتي جُون غلام سياه را به دامن خود گرفتند واين افراد در دم آخر وهنگامي که جان دادند، سرشان در دامان حضرت سيدالشهدا عليه السلام بود.

مرجع عالي قدر در ادامه افزودند: حضرت سيدالشهدا عليه السلام بر بالين هرکدام از شهدا که مي آمدند سرش را به دامن مي گرفتند، خاک وخون را از چهره اش پاک مي کردند، احياناً با او سخن مي گفتند وپيکر پاکش را به خيمه ها منتقل مي نمودند. فقط قمر بني هاشم بود که حضرت، پيکر پاکش را به خيمه ها نياورد واين کار نيز حکمتي داشت. شايد بنا بوده است آن حضرت بارگاهي مستقل داشته باشند وعلاوه بر اين حضرت قمر بني هاشم هرچند خود را غلام سيدالشهدا عليه السلام مي دانست، برادر ايشان بود وبايد در بسياري از مصيبت ها با ايشان همراهي وهمگامي مي فرمود.

ايشان در ادامه افزودند: امام عليه السلام نگذاشتند به شهدا اهانت شود وتمام اهانت ها را خود به جان خريدند. در جنگ ها معمولاً سربازان مورد اهانت قرار مي گيرند وسرداران وفرماندهان در معرض اهانت قرار نمي گيرند. در اين مورد هم امام حسين عليه السلام استثناست.

آيةالله العظمي شيرازي اهانت هاي گوناگوني را که دشمنان به سيدالشهدا عليه السلام روا داشتند به سه دسته اهانت هاي پيش از جنگ، اهانت هاي حين جنگ واهانت هاي پس از جنگ تقسيم کردند ودرباره اهانت هاي پيش از جنگ فرمودند: قبل از شروع جنگ يکي از دشمنان فرياد زد: أينَ الحُسين؟ حسين کجاست؟ با اين که تمام بني هاشم واصحاب حضرت حاضر بودند، خود ايشان پاسخ او را داد. آن مرد به حضرت فرمود: «إبشِر بالنّارِ تَرِدُها السّاعةَ؛(3) بشارت باد تو را به آتش که هم اکنون وارد آن خواهي شد». امام فرمود: «بلکه بشارت باد مرا به پروردگاري مهربان وشفاعتگري که خواسته ام را اجابت مي کند. تو کيستي؟ گفت: من محمدبن اشعث هستم». او برادر جعده قاتل امام حسن مجتبي عليه السلام بود که خداي متعال در همان لحظه عقوبتش کرد. هنگامي که مي خواست بپيچد پايش در رکاب اسب گير کرد وبر زمين کشيده شد وبه درک واصل گرديد. همچنين هنگامي که حضرت مي خواستند نماز بگزارند يکي از افراد دشمن فرياد زد براي چه نماز مي خواني؟ نماز تو قبول نيست. در حقيقت اين زخم زبان ها واهانت ها از کشتن بدتر وگزنده تر بود.

حضرت آيةالله شيرازي از بيان اهانت هايي که در حين جنگ به سيدالشهدا عليه السلام روا شد خودداري نمودند واظهار داشتند: من هيچ گاه ماجراي گودال قتلگاه وشمر را بازگو نکرده ام ونخواهم کرد؛ زيرا ما نمي توانيم حق اين مصيبت را حتي به صورت ناقص ادا کنيم. فقط همين قدر بدانيم که در مقاتل آمده است: فِرقَةٌ بالسّيوف وفِرقَةٌ بالرّماح وفِرقةٌ بالنبال وفِرقةٌ بالحِجارة وفرقةٌ بالحطب؛ گروهي با شمشير، گروهي با نيزه، گروهي با تير، گروهي با سنگ وگروهي با هيزم نيم سوز گِرد حضرت را فرا گرفته بودند واز هرسو با ايشان نبرد مي کردند.

مرحوم شيخ جعفر شوشتري که فقيه ي بزرگ ومرجع تقليد بود مي گفت: اصلاً اين کارها لازم نبود واگر چند دقيقه به امام مهلت مي دادند خود ايشان جان تسليم مي کردند، اما در آن لحظات آخر به ايشان امان ندادند که به آسودگي جان بسپارد واين از اختصاصات آن حضرت است.

ايشان در بخش ديگري از سخنانشان فرمودند: ما نمي توانيم مصيبت کربلا را تصور کنيم. خيلي از مسائل به دست ما نرسيده وبسياري از کتب مقاتل وتواريخ در گذر زمان از بين رفته يا به شعله هاي آتش سپرده شده است. فقط بنابر نقل شيخ طوسي ده هزار (بيست هزار صفحه) از کتاب هاي شيعيان را آتش زدند.

ايشان در بخش ديگري از سخنانشان تصريح کردند: تعبير (کلُّ يومٍ عاشورا وکلُّ أرضٍ کربلا) که بر سر زبان هاست صحيح نيست؛ زيرا در روايات اهل بيت عليهم السلام نيامده وبا احاديث پيشوايان ما تعارض دارد. از روايات به روشني استفاده مي شود که هيچ زميني به شرافت وقداست کربلا نمي رسد وهيچ روزي مانند عاشورا نيست. امام حسن مجتبي عليه السلام خطاب به برادر بزرگوارشان امام حسين عليه السلام فرمودند: «لا يومَ کيومِک يا أبا عبدالله؛(4) يا ابا عبدالله، هيچ روزي مانند روز [مصيبت بار] تو نيست». از طرفي در روايت آمده است که روزي سرزمين مکه به خود باليد وگفت: خدا خانه اش را روي من قرار داده ومردم از دور ونزديک به سمت من مي آيند ومن حرم امن الهي هستم. خداي متعال او را ملامت کرد وگفت: به عزت وجلالم سوگند، فضيلت تو نسبت به فضيلت وشرافت سرزمين کربلا همانند آب سر سوزني به درياست واگر سرزمين کربلا نبود تو را نمي آفريدم وبرتري نمي دادم. بنابراين چه لزومي دارد که انسان چيزي مخالف با گفتار معصومين علهيم السلام بگويد وپس از آن درصدد توجيه آن برآيد؟!

لفظ عشق نيز که فراوان بر سر زبان هاست وبه شهيدان کربلا وديگر فداکاران نسبت داده مي شود هرگز در آيات وروايات ذکر نشده است. از اين رو شايسته است که ما نيز آن را به شهيدان کربلا نسبت ندهيم.

ايشان يادآور شدند حضرت سيدالشهدا عليه السلام عاقل ترين عقلا بودند وبه نيکي مي دانستند که آب خواستن از دشمن متضمن نوعي سرشکستگي وذلت است واز سوي ديگر مي دانستند که دشمنان از دادن آب خودداري مي کنند ولي با اين حال چندين بار از آنان تقاضاي آب کردند واين خواسته را تکرار فرمودند. در حقيقت آن حضرت مي خواستند با اين کار اتمام حجت کنند وعمق انحطاط وپليدي وپستي آنان را نشان دهند. در تاريخ نيامده است که علي اکبر ، قمر بني هاشم، حبيب بن مظاهر يا حتي جُون غلام سياه چنين کاري کرده واز دشمن آب خواسته باشند، اما امام حسين عليه السلام به تنهايي اين تکليف شاق را انجام دادند تا ديگر اصحاب شان احساس سرشکستگي واهانت نکنند واين نيز در هيچ يک از جنگ ها ونسبت به هيچ يک از فرماندهان نظامي ذکر نشده واز مختصات امام حسين عليه السلام است.

ايشان در ادامه اظهار داشتند: روزي يکي از اصحاب امام صادق عليه السلام به نام معاوية بن وهب نزد آن حضرت رفت وايشان را مشغول نماز ديد. پس از آن که امام از نماز فارغ شدند به مناجات ودعا پرداختند واز جمله فرمودند: «اللّهم إنَّ أعدائَنا عابوا عليهِم خروجَهُم فَلَم يَنهَهُم ذلک عَن الشّخوص إلَينا وَخِلافاً مِنهُم علي مَن خالَفَنا فَارحَم تِلکَ الوُجوهَ الّتي قَد غَيَّرَتْها الشّمس...؛(5) پروردگارا، دشمنان ما بر زائران قبر ابا عبدالله الحسين خُرده گرفتند ولي اين کار باعث نشد که به زيارت نيايند وبا مخالفان ما مخالفت نکنند. خدايا، بر اين چهره ها که آفتاب دگرگونشان کرده رحمت آور». در اين دعا چنان تعابير شگفت انگيزي درباره زائران سيدالشهدا عليه السلام آمده است که آدمي را به حيرت وا مي دارد.

ايشان افزودند: همه ما به خاطر سيدالشهدا عليه السلام زحمت هاي جسمي مانند: بي خوابي وخستگي را خوب تحمل مي کنيم ولي شايسته است که مثل امام حسين عليه السلام خستگي هاي روحي را هم تحمل کنيم. بسياري از افراد، عزاداري را نوعي بي فرهنگي مي دانند وبر عزاداران خُرده مي گيرند وآنان را مسخره مي کنند. سعي کنيم هرچند جواب اين افراد نادان وعيب جو را مي دانيم تحمل کنيم وبه آنان جواب ندهيم. خداي متعال از حق خود گذشت مي کند ولي از توهين به دستگاه سيدالشهدا عليه السلام ومبارزه با آن در نمي گذرد؛ زيرا دست خدا پشت تمام اين عزاداري هاست ومشيت الهي بر اين تعلق گرفته که اين دستگاه هرساله رنگ وبو وجلوه ورونق وآوازه بيشتري يابد. تمام زيارات ائمه ورسول خدا از ناحيه اهل بيت عليهم السلام وارد شده است (هرچند گفتار اهل بيت، گفتار خداست) ولي زيارت امام حسين عليه السلام مستقيماً به صورت حديث قدسي از جانب ذات باري تعالي نازل شده است. بکوشيد در راه امام حسين عليه السلام مصائب روحي را تحمل کنيد تا اجرتان بيشتر شود.

ايشان خاطرنشان کردند: عزاي طويريج که از سنت هاي حسنه است ودر بسياري از نقاط جهان برگزار مي شود در عاشوراي امسال ساعتها طول کشيده است. مي گويند: مرحوم سيد بحرالعلوم در زمان مرجعيت خود روزي کناري ايستاده بود وعزاي طويريج را تماشا مي کرد وسينه مي زد. ناگهان حاضران مشاهده کردند ايشان عمامه را بر زمين زدند وميان عزاداران رفته، شروع کردند به «حسين حسين» گفتن. حاضران اعتراض کردند: آقا مناسب شأن شما نيست. فرمود: «چه کنم، مولايم آقا امام زمان عليه السلام را وسط جمعيت ديدم... .».

ايشان در پايان براي تمام کساني که در راه امام حسين عليه السلام وعزاي ايشان سختي هاي مادي، معنوي وروحي را تحمل مي نمايند آرزوي توفيق بيشتر نمودند واز خداي متعال خواستند ذريه آنان را از خادمان آن حضرت قرار دهد، ان شاءالله.
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. العوالم، الامام الحسين عليه السلام، ص241.
2. بحارالانوار، ج98، ص237 (باب218، زياراته صلوات الله...).
3. بحارالانوار، ج45، ص31 (بقيه باب37).
4. همان، ص218 (باب40 ـ ما ظهر بعد شهادته...).
5. کافي، ج4، ص582 (باب فضل زيارة ابي عبدالله الحسين سلام الله عليه).