«آیینه ی افکار»
(مجموعه مقالات برگرفته از دیدگاه ها و افکار مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی)
باب اول: خودسازی، روش ها و راهکارها
بخش اول: برنامه و راه تغییر و تحول نفس
فصل چهاردهم: سعادت انسان و عوامل تحقق آن
یکی از آرزوهای مسلم و مشروع هر انسانی تلاش مداوم برای دستیابی به زندگی خوش و سعادتمندانه برای خود و خانواده و افراد تحت سرپرستی خودش هست، اگر مسئولیتی در قبال برخی افراد جامعه داشته باشد. سعادت خواسته ی همگان است و همواره موضوع بحث ادیان آسمانی و آیین های بشری و تعالیم مشاهیر بشر بوده است.
در این باره مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظله در کتاب خویش به نام علم النافع می فرماید:
«هر انسانی از سعادت می پرسد و در پی آن می گردد، و همه ی تلاش و اهتمام خویش را صرف به دست آوردن آن می کند. برخی از مردم با سعادت زندگی می کنند و بسیاری نیز از آن محروم اند. [این سؤال همواره مطرح است که] سعادت در کجا نهفته است؟».
پس جای آن دارد که قدری منشأ سعادت را بکاویم و عوامل پدید آورنده ی آن را بشناسیم. اندیشه ی غالبی و پذیرفته شده درباره ی سعادت بیان می دارد که خواستگاه سعادت، خود انسان یا نفس اوست. همچنانکه مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید صادق شیرازی دام ظله نیز در کتاب مذکور بدین موضوع پرداخته است. ایشان در کتاب نامبرده می فرماید:
«ریشه ی سعادت و منبع آن خشنودی از تقدیر خدای متعال است، و هرگز نباید آن را در مال و علم و جوانی و تندرستی و کار خوب یا شخصیت مهم داشتن و یا قوم و خویش بسیار و یا شهرت خوب داشتن جست؛ چراکه بسیاری از انسان ها هستند که این موارد در آنها وجود دارد ولی آسیب های روحی بسیاری آنها را آزار می دهد تا جایی که ممکن است ـ العیاذ بالله ـ حتی دست به خودکشی بزنند.
پس، ملاک خوشبختی انسان میزان قناعتی است که در اعماق وجودش نسبت به عطای خداوند به او وجود دارد، حال می خواهد پیر باشد یا جوان، متأهل باشد یا مجرد، مرد یا زن، غنی یا فقیر، دانشگاهی باشد یا حوزوی، در هر حالی که باشد فرق نمی کند. پس اگر صد در صد به قضای پروردگار خویش راضی باشد، صد در صد نیز سعادتمند خواهد بود».
به این ترتیب، سعادت در رضایتمندی انسان از زندگی خویش نهفته است، بدین معنی که هر اندازه که آدمی با نفس خویش بهتر کنار آید بیشتر به گنج قناعت نزدیک می گردد که برای او تعاملی نیکو با نفس خویش می آفریند، و در مقابل او را از ناله و دست و پا زدن های بیهوده برای نظام این جهان فانی باز می دارد. البته انسان حق دستیابی و رسیدن به سعادت را داراست و برای این منظور منابع لازم را باید فراهم آورد، ولی نه به هر قیمتی و به هر وسیله ای. این کار باید از راه مشروع به دست آید و هرگز نباید برای نیل به این هدف سراغ امور غیر مشروع رفت؛ چرا که این کار با مبدأ سعادت که داشتن ارتباط سالم با خویشتن خویش و رضایتمندی به داشته های خود است مغایرت دارد. استفاده از چنین ابزارهای ناسالمی انسان را از دین و اخلاق و سنجه های مورد قبول همه ی جوامع بشری جدا می سازد. آری شما و پیرامونیانتان حق دارید که در زندگی خود خوشبخت باشید، ولی باید از راهی که خدای متعال فراروی شما قرار داده است به هدف خود برسید.
همان گونه که قرآن فرموده است ایمان انسان را از بسیاری مشکلات و سختی های زندگی می رهاند و او را از کوتاه ترین مسیر به سعادت می رساند. مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظله در کتاب مذکور در این باره می فرماید:
«آیات مبارک قرآن و احادیث شریفی که از چهارده معصوم صلوات الله وسلامه علیهم اجمعین نقل شده است بر این امر تأکید بسیاری می کند. پروردگار متعال در قرآن کریم می فرماید: «لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَی مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ؛ تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به [سبب] آنچه به شما داده است شادمانی نکنید». نیز در دعای امام زین العابدین علیه السلام که سحرگاه هر روز از ماه رمضان آن را می خوانیم و به دعای ابو حمزه ی ثمالی معروف است ـ که حقیقتاً اگر کسی آن را با دقت و تعمق بخواند از او توقع می رود که پس از خواندن آن مستجاب الدعوة شود ـ در سطر آخر این دعا این عبارت آمده است: «ورضّنی من العیش ما قسمت لی؛ [پرورگارا] مرا به آنچه از زندگی برایم قسمت کردی خوشنود بگردان».
همسر فرعون با بدترینِ مردان زندگی می کرد، چرا که هم طاغوت بود و هم ستمگر و ظالم، ولی با وجود این به آنچه خدا برای او قسمت کرده بود راضی بود. ایشان ـ همان گونه که خدای متعال در قرآن حال او را شرح داده است ـ فرمود: «رَبِّ ابْنِ لِی عِندَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ؛ پروردگارا پیش خود در بهشت خانه ای برایم بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات ده». ایشان زن سعادتمندی بود و نمونه خوبی برای اقتدا و درس گرفتن دیگران شد. خداوند متعال در قرآن زنان و مردان را فرا می خواند که از او یاد بگیرند و این اساس خوشبختی است.
رضایتمندی به تقدیر خدا به معنی بی تفاوتی انسان در برابر مشکلات و کاستی های زندگی نیست. انسان باید با موانعی که در زندگی، پیش روی او می آید مقابله کند، ولی با این حال باید به آن مواهبی که خدا در زندگی به او عطا می کند قانع و راضی باشد تا همواره زندگی به کامش شیرین باشد.
کسی که به قضای الهی راضی است خود را در آستانه ی بیماری ها ـ چه بدنی و چه روحی ـ قرار نمی دهد، و هیچ گاه دستان خود را به خون بی گناهی نمی آلاید. پس این موضوع خیلی پر اهمیت است و آثار سازنده ی بسیاری در پی دارد. پس شایسته است که هر انسان با ایمانی چنین همتی را داشته باشد و همواره آن را در رفتار و منش خود اعمال کند. باشد که این مرام موجب آسایش و سعادت او گردد.
پس آشکار شد که انسان، خود در بر گیرنده ی زمام امور زندگی خویش است و خود فراهم آورنده ی مقدمات سعادت و منابع و عوامل به وجود آورنده ی آن است. این کار به اراده ی نیک آدمی بسته است تا در مقدمات خوشبختی را فراهم آورد. طبعاً این کار باید در چارچوب و حدود معین شده از جانب دین باشد که او را از لغزیدن در بی راهه ها و راه های پراکنده و مبهم باز می دارد و در راهی که مورد رضایت خدای سبحان است قرار می دهد. راه مستقیم خدا راهی روشن است که انسان را از گمان های باطل که موجب ایجاد تعارض و از بین رفتن ایمان او می شود باز می دارد.
این تردیدها غالباً ماهیتی غیر شرعی دارند و چه بسا موجب سقوط انسان در لغزش گاه های گناه و شهوت پرستی و امیال باطل می شود.