1- رابطه ناگسستنی قرآن و عترت
فرهنگ اهل بیت علیهم السلام قطعاً همان فرهنگ قرآن کریم است و رسول خدا صلی الله علیه وآله درباره همسنگی قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام انگشتان سبابه دو دست خود را کنار یکدیگر گذاشته و فرمودند: «لن یفترقا؛ هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد».
بنابراین، قرآن و عترت به هیچ وجه از یکدیگر جدا نشده و نخواهند شد و فرهنگ این خاندان پاک در زمینه عقاید، احکام شرعی، اخلاق و آداب اسلامی همان فرهنگ جامع و پیراسته اصیل است که باید بیشتر از گذشته در جهان گسترش یابد.
2- خصوصیات فرهنگ اهل بیت علیهم السلام
فرهنگ اهل بیت علیهم السلام فرهنگ نور و نورانیت و اخلاق و فضیلت است و از آنچه با عقل سازگاری ندارد، پیراسته است و کلمه ای باطل در آن یافت نمی شود. با این حال، چرا جهان از این فرهنگ محروم است و مسئولیت این محرومیت برعهده کیست؟ در پاسخ به این پرسش ها می گویم هر انسانی، در کشورهای اسلامی و غیراسلامی، در حدّ توان خود در این زمینه مسئولیت دارد. هیئت ها و موکب های حسینی از محورهای نشر این فرهنگ در عصر حاضر در جهان بوده و هستند. چنانکه می دانید و شنیده و خوانده اید، علی رغم وجود ضعف و کاستی در نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام در جهان تاکنون هزاران تن از فرهیختگان جهان اسلام و کشورهای غیراسلامی به اسلام گرویده و به مذهب اهل بیت علیهم السلام مفتخر شده اند.
تحقق این امر به گسترش، محوریت و تنوع بخشیدن به فعالیت در این زمینه و ارائه فرهنگ پاک و پیراسته اهل بیت علیهم السلام از طریق رسانه های نوین، به ویژه شبکه های ماهواره ای است، به گونه ای که به همگان برسد و البته باید برای تمام سطوح و قشرهای اجتماعی از فرهیختگان تا توده های مردم مناسب باشد.
3- نتیجه معرفی فرهنگ اهل بیت علیهم السلام به جهانیان
اگر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام به خرد و کلان، دانشمند و غیردانشمند، مسیحی و غیر مسیحی و حتی عالمان یهود رسانده شود، آن را فرهنگی عقلانی و خردورز می یابند و در برابر اسلام سر تعظیم فرود آورده، مسلمان خواهند شد. شایان توجه اینکه بسیاری از عالمان یهود پس از مسلمان شدن، کتاب هایی در تأیید اسلام نگاشته، طی آن از گذشته خود بیزاری جستند. عالمان مسیحی و زرتشتی و جز آنان نیز همینگونه عمل کرده اند که آمارشان به هزاران تن می رسد. تاریخ نیز از این موضوع غافل نبوده، نام و نوشته های آنان را ثبت و ضبط کرده است.
4- مسئولیت هیئات در راه نشر جهانی فرهنگ اهل بیت علیهم السلام
فرهنگ اهل بیت علیهم السلام فرهنگ اخلاق، فداکاری و پاکیزگی در اعتقادات و احکام و پیراستگی در تاریخ است. به راستی چرا جامعه بشری باید ازاین فرهنگ محروم باشد؟
مسئولیت هیئت ها و موکب های حسینی در این زمینه مسئولیتی ویژه و متمایز است و این تشکل های حسینی به طور خاصی در اشاعه و گستراندن این فرهنگ در داخل عراق در سطح مدارس و دانشگاه ها و در میان عشایر ارجمند و در سطح عمومی و در خارج از عراق آن هم با مرکزیت و از طریق عراق، سرزمین اهل بیت علیهم السلام، سرزمین امیرمؤمنان و ائمه اطهار علیهم السلام توانمند هستند.
5- ثمره معرفی اندیشه اهل بیت علیهم السلام به جهانیان
اندیشه اهل بیت علیهم السلام در قله دانش قرار دارد، اما باید با بیان رسا و ابلاغ آشکار که قانع کننده باشد و قرآن کریم نیز بدان تصریح دارد، آن را به جهانیان رساند و اگر مردم قانع شوند، از اندیشه ناب اهل بیت علیهم السلام استقبال خواهند کرد. فراموش نشود که انسان های معاند و لجوج در اقلیت قرار دارند و ناچیز هستند. خدای متعال در قرآن کریم در توصیف این گروه اندک و ناچیز می فرماید: «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ؛ و با آنکه دل هایشان بدان یقین داشت، آن را انکار کردند»(نمل/14).
6- اهل بیت علیهم السلام، روشنی بخش ظلمت کده های گمراهی
امروزه مانند دوره عثمانی نيست که کسی را به سبب لعن يزيد مورد آزار قرار دهند، ولی دشمنان اسلام از پشتوانه تبليغاتی مسموم و کلانی برخوردارند و از هيچ گونه تخريبی عليه مذهب حق دريغ نمی ورزند. با اين همه فراموش نکنيم که يک شمع گاه می تواند هزاران متر مکعب تاريکی را به قدر خود بشکافد و روشنايی و فروغ دهد. وجود مبارک اهل بيت عليهم السلام در ظلمت آبادِ گمراهی و تباهی، شعله روشنی بخش و پرفروغی برای انسان های حق جوست. همين نور تشيّع است که تاريکی های گمراهی را می شکافد و به انسان ها نور و روشنی می فشاند.
7- مهم ترین واجبات
از مهم ترينِ امور و در صف مقدم، واجبات و فضائل آن است که هريک از ما فرمان مولايمان حضرت امام رضا عليه السلام را به کار گيريم که فرمود: «رحم الله عبدا يتعلم علومنا و يعلمها الناس»؛ يعنی علوم ما اهل بيت را فرا گيرد و به ديگران بياموزاند. اما در چارچوب همين آموختن و ياددادن بر تمام آموزندگان معارف اهل بيت عليهم السلام واجب است که روح و روان خود را با فروتنی در برابر خدای متعال و مردم آراسته کند و برای اهل بيت عليهم السلام نيز خاکسار شود و تذلل نمايد.
8- برترین علوم
«قُلْ هَلْ يَسْتَوِی الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ؛ بگو آيا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند يکسانند؟».
منظور از «الَّذِينَ يَعْلَمُونَ» در اين آيه دانشمندان علوم جديد مانند پزشکی، رياضيات، هندسه، عمران و...، نيست. اين دانش ها همگی در جای خود خوب و سودمند هستند ولی نمی توانند مايه نجات بشر باشند و فقط و فقط می توانند امور زندگانی مردم را بهبود بخشند. چه بسيار دانشمندان و کارشناسان طب و مهندسی يا فيزيک که کارشان در نهايت به تيمارستان يا خودکشی رسيد يا دانش و تخصص خود را صرف ارتکاب جرايم و مظالم بسيار کردند. طبيعت اين دانش ها چنين است که اگر از آن ها استفاده منفی شود، روح صاحبش را از اوج انسانيت به حضيض حيوانيت تنزل خواهد داد.
منظور از دانايان در اين آيه شريفه همان کسانی هستند که امام رضا عليه السلام در حديث شريف درباره آنان فرموده اند: « خدا رحمت کند کسانی را که امر ما را زنده می دارند؛ همان کسانی که علوم ما را فرا می گيرند و به ديگران نيز می آموزند».
علوم اهل بيت عليهم السلام از همه علوم برتر و ارزشمندتر و منشأ خيرات دنيا و آخرت است. فقط اين علوم متعالی هستند که می توانند از يک دزد سرگردنه انسان شايسته ای چون ابوذر غفاری بسازند و جوانی مسيحی را به انسانی مخلص اهل بيت علیهم السلام چون علی بن مهزيار بدل کنند و از يک زن که در خانواده ای نصرانی زاده شده و پدرش از راهبان نصارا بوده است، زن صالحی بيافرينند که از نيکان اصحاب امام باقر و امام صادق عليهماالسلام شود؛ اين زن کسی جز ام الأُسود نيست که به واسطه او هر ده برادرش به نور اهل بيت علیهم السلام هدايت شدند و در شمار راويان مورد وثوق قرار گرفتند.
9- اهمیت آموختن علوم اهل بیت علیهم السلام
آموختن دانش ها و معارف اهل بيت علیهم السلام امری فوق العاده مهم و ضروری است و در اهميت آن همين بس که مولايمان امام صادق عليه السلام فرمودند: «ليت السياط علی رؤوس أصحابی حتی يتفقهوا فی الحلال والحرام؛ کاش [حتی اگر] به ضرب تازيانه [هم که شده] يارانم در حلال و حرام الهی دين فهم می شدند». بی ترديد تشويق ديگران به فراگيری اين دانش های مبارک و ياری آنان در اين مسير از مستحبات ديگر ارزش بيشتری دارد؛ زيرا کسی که علوم اهل بيت علیهم السلام را می آموزد و به ديگران ياد می دهد، نزد خدای متعال از والاترين درجات و پاداش های الهی برخوردار خواهد بود.
10- معضلات اجتماعی، نتیجه دوری از فرهنگ اهل بیت علیهم السلام
متأسفانه در کشورهای اسلامی آمار طلاق بالا گرفته و بیش از کشورهای غیراسلامی شده است. متأسفانه با اندک بهانه ای زن تقاضای طلاق می دهد و مرد نیز شتابزده به فکر طلاق می افتد. بستگان زن و مرد وظیفه دارند در این باره دقت کنند و راه حل را در طلاق نبینند. در گزارشی خواندم که در یک شهر اسلامی از هر چهار ازدواج یک مورد به طلاق می انجامد؛ یعنی 25 درصد طلاق. این چه اخلاق و چه منطقی است که از هر چهار هزار ازدواج باید یک هزار مورد به طلاق بینجامد. اینها تماماً نتیجه دوری از قرآن و عترت است، لذا باید تنها ملاک زندگی مان این دو ملاک باشند، نه سخنان دیگران؛ چراکه سخن دیگرانی که منحرف از اهل بیت علیهم السلام هستند گمراه کننده و در دنیا و آخرت ارزش و خریدار ندارد. همگی باید در راه تصحیح عقاید، اخلاق و آموزش احکام بکوشند و دنیا را از منجلابی که در آن غرق شده است برهانند. باتوجه به اینکه هر مسلمانی یک قدرت و توانمندی دارد، هیچ فردی در این زمینه معاف نخواهد بود و همگان بدانند که تا حدودی مؤثر هستند و می توانند کارساز باشند.
11- گوهر گرانبها
از امام رضا علیه السلام نقل شده که می فرمایند: «فإنّ الناس لو علموا محاسن کلامنا لاتّبعونا؛ اگر مردم از زیبایی سخن ما آگاه شوند، قطعاً از ما پیروی خواهند کرد».
ممکن است فردی گوهری گرانبها به دست آورد، اما از ارزش آن بی اطلاع باشد؛ لذا باید به دنبال شناسایی ارزش آن باشد و بداند که گوهری گرانسنگ به دست آورده است و از این رو سعی در محافظت از آن خواهد کرد. امروز، جهان شاهد دو اسلام است: اسلامی که بر سر زبان هاست و محتوا ندارد و اسلام حقیقی، یعنی اسلام قرآن کریم و اسلام اهل بیت علیهم السلام است.
12- بهره گیری از نور اهل بیت علیهم السلام
اهل بيت عليهم السلام همگی نور هستند و مکتب و مذهب گهربار آنان نيز همانند چراغ پرتو افکن است که می تواند تمامی انسان ها را به سوی خود بکشاند؛ لذا اگر نقصی هم در کار وجود دارد اين نقص ازسوی ما است که نتوانستيم نور هدايت را آنگونه که شايسته است به جهانيان برسانيم در حالی که اهل باطل در تبليغ عقيده هايشان تاکنون تلاش های بسياری داشته اند.
وظيفه هريک از ما مسلمانان است که تا حد ممکن نور اهل بيت عليهم السلام و مکتب آنان را آنگونه که هست، بدون هيچ گونه کمی يا زيادی به جهانيان معرفی کنيم.
13- سیره اهل بیت علیهم السلام چراغ هدایت است
اگر ما موفق شويم مكتب اهل بيت عليهم السلام را به جهانيان معرفى كنيم، مردم از آن استقبال و پيروى مى كنند. اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام در دنيايى بودند پر از مشكلات و فقر، آن حضرت تنها چهار سال و چند ماه رياست ظاهرى حكومت را به عهده داشتند و بر بزرگ ترين حكومت روى كره زمين حكومت مى كردند كه در نقشه جهانى امروز شامل حدود پنجاه كشور مى شود. حضرت در آن شرايط به گونه اى جامعه را اداره كردند كه انتظار نمى رفت بى نوايى و گرسنه اى وجود داشته باشد و در اين حال خود چنان زاهدانه زندگى مى كرد تا گرسنگى و نادارى مستمندان را با تمام وجود لمس كند و هماره دغدغه آنان را داشت. ايشان در اين باره فرموده اند: «و لَعَلَّ بِالحِجاز أو اليَمامة مَن لاطَمع لَه بالقُرص؛ شايد در حجاز يا يمامه بى نوايى باشد كه به يافتن نانى اميد ندارد».
بايد تاريخ زندگى و سيره ائمه عليهم السلام به جهان معرفى شود؛ چراكه هر بخشى از زندگى آنان مانند چراغى است كه راه را مى نماياند و البته دنياى امروز به اين چراغ هاى هدايت سخت نيازمند است و در جستجوى يافتن چراغ هايى است كه آنان را از تاريكى نجات دهد، اما درست نمى دانند نسخه دردهاى خود را از چه كسى بگيرند. وظيفه ما اين است كه مكتب اهل بيت عليهم السلام را به آنان معرفى كنيم و بايد در اين راه كمى بيشتر همت كنيم و زحمت بكشيم و با انديشه و كار بيشتر و كاستن از دغدغه هاى بى ارزش يا كم ارزش زندگى خود از فرصت ها بيشتر بهره گيريم و حداقل خودمان به اين باور برسيم كه جان و مالمان را در راه خدمت به اهل بيت عليهم السلام صرف كرده ايم.
14- سیره تحول آفرین اهل بیت علیهم السلام
وجود مبارك نبى مكرم اسلام سال هاى سال با قوت منطق و دم گرم و روح بخش خود مشركان را به نور هدايت دعوت مى فرمودند و البته بسيار كسان را به راه راست هدايت كردند، ولى جا دارد كه بپرسيم آيا همه اصحاب ايشان همانند ابوذر و عمار و خباب و عثمان بن مضعون بودند؟ مسلماً اين افراد پرشمار نبودند، ولى به هر حال در ميان اصحاب ايشان بودند.
اگر ما بتوانيم وصف دقيق اهل بيت عليهم السلام و هدف واقعى خاندان رسول صلوات الله علیهم را آنچنان كه هست به گوش مردم برسانيم، كافى است و موجب هدايت آنان مى شود. در روزگارى كه تبليغ تشيع ممنوع بود، چنين كارى موجب تحول روحى مردم مى شد و مؤثر مى افتاد چه رسد به روزگار ما كه تبليغ دين دشوارى ها و خطرهاى گذشته را ندارد. غرض اينكه اگر وصف درست امامان اهل بيت علیهم السلام به گوش ديگر اديان ازجمله مسيحيان برسد، تحول آفرين است.
امروزه ما آمار دقيقى از نامسلمانانى كه مسلمان شدند يا عالمان منحرف از مكتب اهل بيت عليهم السلام كه آيين تشيع را برگزيدند نداريم. اگر يكى از عالمان ما فهرستى از اين عالمان و شرح حال آنان را بنويسد، بسيار خواندنى و سودمند خواهد بود.
در حدود دويست سال پيش در همين ايران يكى از عالمان بسيار فعال مسيحى زندگى مى كرد كه در احوال وى آورده اند كه از دوازده سالگى به مقام كشيشى رسيد و او را به واتيكان بردند. همين عالمِ مسيحى بسيار فعال و هوشمند براثر تلاش ها و مناظرات يكى از عالمان شيعه به آيين تشيع درآمد و نام خود را محمد صادق نهاد. او كتاب هاى متعددى در رد مسيحيت نوشته است و ازجمله كتابى مفصل در ده جلد دارد كه بيان الحق نام دارد. اين كتاب كه به صورت چاپ سنگى است، اگر امروزه چاپ شود، مجلدات بيشترى خواهد داشت. براى نمونه جلد چهارم آن كه ويژه احوالات نبى مكرم اسلام صلى الله عليه وآله است، متضمن اخبار و مطالب و معجزاتى از آن حضرت است كه در كتب متداولى چون منتهى الامال، ناسخ التواريخ و بحارالانوار وجود ندارد و مطالب سودمندى در اين كتاب درباره مسيحيت و اسلام وجود دارد كه شايد در جاى ديگر يافت نشود.
براى بنده روشن نيست كه دگرگون كردن اين عالم مسيحى و هدايت او به آيين اسلام و مذهب تشيع چه قدر زمان و نيرو از آن عالم مسلمان برده است، ولى به هر حال براثر كوشش و دعوت و منطق استوار آن عالم چنين شخصيت مهم مسيحى ای مسلمان و منشأ اين همه خدمات و بركات و آثار جاودان شده است. آن عالم شيعى توانست اسلام را به صورت حقيقى به او برساند و همين كار باعث تحول وى گرديد.
در تاريخ فراوان بوده اند عالمان كهنسال يهودى و مسيحى كه براثر فعاليت هاى تبليغى شيعيان به آيين اسلام مشرف شدند. امروز هم كافى است كه ما فقط و فقط اسلام حقيقى را همان گونه كه هست به گوش جهانيان برسانيم و آن را به درستى انتقال دهيم.
سختی در هدایت دیگران
نقل است در شهر ذى الكفل در هفت الی هشت فرسخى كربلا يهوديان پنج حوزه علميه داشته اند و روشن است كه پنج حوزه علميه چه مقدار دانشجو و عالم يهودى توانا در خود جاى داده بود. عالمان شيعه در روزهاى تعطيل به اين شهر مى رفتند و با عالمان يهودى مناظره و گفتگو مى كردند و آنان را به اسلام فرا مى خواندند. مرحوم شيخ مرتضى انصارى ماجراى يكى از اين مناظرات را در بخش استصحاب رسائل خود ذيل عنوان استصحاب شرايع سابقه آورده است. ایشان نقل می کنند عالمی يهودى در اثبات نبوت حضرت موسى به استصحاب ما شيعيان استدلال كرده و گفته است نبوت حضرت موسى امرى يقينى و مورد قبول ما يهوديان و شما مسلمانان است، ولى نبوت حضرت محمد صلى الله عليه وآله مورد اتفاق ما نيست و ما در آن شك داريم، لذا يقين سابق را استصحاب مى كنيم. در برخى از شروح رسائل ازجمله بحر الفوائد اين مناظره علمى به تفصيل آمده است. اين مناظره نشان از دانش و احاطه علمى فراوان آن عالمان يهودى بر مبانى اديان ديگر ازجمله اسلام دارد. آنان انسان هايى تلاشگر و عالم بودند و هدايت آنان به اسلام كار آسانى نبوده و ساعت ها گفتگو و اقامه دليل و شاهد و برهان لازم داشته است. در پردانشىِ آنان همين بس كه كار مناظره با آنان به بحث استصحاب و ديگر مباحث باريك علمى مى كشيده است!
حاصل آنكه هركارى در اين عالم با دشوارى هاى ويژه اى همراه است. خريد خانه، سفر، رفتن به حج، تربيت فرزندان و بسيارى از امور ديگر همگى با زحمت همراه است و تبليغ نيز از اين قاعده مستثنا نيست. فعاليت هاى تبليغى كوشش و زحمت بسيار مى طلبد و كسى كه قصد تبليغ آيين و آموزه هاى والاى اهل بيت عليهم السلام را دارد، بايد تمام تلاش و توان خود را مصروف اين كار عظيم كند و از خدا و اهل بيت عليهم السلام نيز توفيق بخواهد. رساندن معارف واقعى اسلام به جهانيان با زحمت هايى توأم است، ولى بركات بسيار دارد و خداى متعال در وقت و قلم و نيروهاى كسانى كه در راه اهل بيت عليهم السلام تلاش مى كنند، بركت ايجاد مى كند.
15- جان نثاری اهل بیت علیهم السلام برای چه بود؟
با مراجعه به سیره حضرات چهارده معصوم علیهم السلام به ویژه سیره سرور و مولایمان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می بینیم که فرموده اند: «ما منا إلا مسموم أو مقتول؛ همگی ما [بدون استثنا] یا به تیغ کشته می شویم یا [به زهر جفا] مسموم می شویم».
حال اگر کسی درباره علت و چرایی این همه فداکاری از ما بپرسد، پاسخ این است که همه این فداکاری ها برای هدایت مردم به سوی نیکی و اصلاح بوده است.
16- مسئولیت همگانی
فرهنگ اهل بیت علیهم السلام در رسول خدا صلی الله علیه وآله و امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیهما السلام متبلور و متجلی است و هرکسی در هر زمینه و سطحی در انتقال و گستراندن این فرهنگ اصیل مسئولیت دارد. مداح، سخنور، عالم، استاد، فرهیخته و تمام اقشار، هرکس به فراخور خود باید این فرهنگ را به جهانیان برساند. بنابراین، بکوشید که در راه اهل بیت علیهم السلام کوتاهی نشود و باید فرهنگ خاندان رسالت در قالب اشعار و از زبان مدیحه سرایان خاندان عصمت و طهارت منتشر شود.
17- وظیفه ما
دنیا از نقش ها و موضع گیری ها تشکیل شده و مهم این است که انسان بداند نسبت به اهل بیت علیهم السلام چه نقشی و چه موضع گیریی ای باید داشته باشد. آنچه روشن و عیان است این است که شیعیان پیش از ما نقش خود را ایفا کردند و برخی از آنان این نقش را به بهترین وجه انجام داده، آن را به نسل های بعدی رساندند. از این رو انسان باید تمام توان و نیروی خود را در این زمینه به کار گیرد و بدانیم که جهانیان امروز با اندیشه، فرهنگ و رهنمودهای اهل بیت علیهم السلام آشنایی ندارند؛ لذا باید با شیوه ای خوب و درخور و شایسته، اندیشه، فرهنگ و رهنمودهای این چراغ های هدایت را به جهانیان برسانیم.