1- دخل و تصرف در احكام خدا به هر نحوى كه باشد عقوبت سختى در پى دارد.
2- آنچه شایسته تأمل است اینكه باید از عاقبت كار كسانى چون بطائنى و حلاج درس عبرت گرفت. بطائنى معاصر امام حاضر بود و حلاج در روزگارى نزدیك به عصر آن بزرگواران زندگى مىكرد، اما معاصرت و قُرب زمانى آنان سودى به حال شان نداشت؛ چراكه راه خطا پیمودند و نادرستى آنان از نظر بزرگان پنهان نماند.
3- منصور حلاج یكى از علما بود. شیخ طوسى در كتاب الغیبه، نعمانى در الغیبه و شیخ مفید كه از معاصران و نزدیكان به عصر منصور حلاج بودند، او را سخت نكوهش كردهاند. شیخ طوسى درباره او فرموده است: «الحَلّاج الحَیال الصُّوفی المُتَصَنِّع؛ حلاج نیرنگ بازِ، صوفى و ریاكار [و متظاهر] بود».
4- اهل علم، مقام بلندى دارند، اما مانند كوه نوردى مى مانند كه هرچه از سطح زمین بالاتر مى رود پیامدهاى سقوطش سهمگین تر مى شود.
5- عالمى كه در مراتب بالایى قرار دارد، به همان نسبت پیامد هاى لغزش و سقوطش سهمگین تر و ناگوارتر است.
6- اگر در روایات تحقیق شود، یك مورد را نمى توان یافت كه در آن آمده باشد: «شارب الخمر أشد أهل النار عذاباً» یا «تارك الصلاة أشد أهل النار عذاباً» یا درباره تارك روزه، زكات و حج چنین مجازاتى ذكر نشده است، اما درباره عالمى كه كتمان علم كند، گفته شده است: « أشد الناس عذاباً؛ عذابش از همه گناهكاران شدیدتر است».
7- انسان براى اینكه خود را از انحراف حفظ كند، نیاز به ابزار و وسیله بازدارنده اى دارد و آن تقواست.
8- انسان براى حفظ نفسِ خود از افتادن به دره شهوات، نیازِ به تقوا دارد كه در پناه آن خود را از افراط و تفریط و انحراف به چپ و راست و خروج از صراط مستقیم حفظ كند.
9- بزرگان و اهل كشف و كرامت و تقواى شدید، كارشان دشوارتر است و لغزش شان زیان بارتر و گران تر. بسیارى از افراد سال هاى سال در محضر پیشوایان معصوم علیهم السلام بودند، ولى به یكباره لغزیدند و شیطان آنان را از راه راست به در كرد.