1- اگر امروزه در جایی از دنیا آن اندازه آزادیِ بیان باشد که به جهت گفتن یک کلمه یا جمله کسی را کیفر و مجازات نمی کنند، این فرهنگ پیامبر اسلام و اسلامِ علی بن ابی طالب است.
2- بیشتر حکومت های معاصر مدعی هستند ملت هایشان از آزادی کامل برخوردارند و این در حالی است که اگر گروهی یا بخشی از افراد جامعه قصد راهپیمایی داشته باشند، باید با دستگاه های ذی ربط هماهنگ کنند و مسیر شروع تا پایان، هدف و شعارهایی که می خواهند سر بدهند را به اطلاع متصدیان امر برسانند تا بتوانند از این حداقل حق خود استفاده کنند! راستی چنین امری را می توان آزادی نامید؟!
3- از اصول مسلم و مورد تأكید اسلام مسئله آزادى در انتخاب دین است. خداى متعال مى فرماید: «لَا إِكْرَاهَ فِى الدِّینِ؛ در دین هیچ اجبار و اكراهى نیست».
4- فقط اسلام است كه دین آزادى است. حتى مكاتب و آیین هاى دیگرى كه قرن هاست ظاهر شده اند و همچنان شعار آزادى سر مى دهند، از حقیقت آزادى جز نامى در آن ها یافت نمى شود. اما اسلام دین آزادى هاى گوناگون است و در مقام گفتار و عمل و شعار و ارزش ها به اصل آزادى پایبند است.
5- رسول خدا صلی الله علیه وآله در ده ها تعدى و نبردى كه مشرکان به راه انداختند، با آنان به مقابله پرداخت، بدون آنكه حتى یكى از آنان را به پذیرش اسلام وادار كند.
6- تاریخ آكنده از صحنه هاى گوناگون زندگى و سیره پیامبر صلى الله علیه وآله است و جزئیات زندگى ایشان را ثبت كرده است، ولى حتى در یك جاى تاریخ هم مشاهده نمى كنیم كه آن جناب یكى از ذمیان را به قبول اسلام وادارد.
7- علامه مجلسى رحمه الله در دانشنامه عظیم خود موسوم به بحارالانوار ده جلد چهارصد صفحه اى را به زندگى، جنگ ها، اخلاق و سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله با مسلمانان و مشركان و اهل كتاب اختصاص داده است، ولى حتى در یك مورد نیز مشاهده نمى كنیم كه حضرت كسى از یهود یا نصارا را مجبور به اسلام نموده باشند.
8- مواردى را مشاهده مى كنیم كه حضرت دوست یا همسایه اى مسیحى یا یهودى داشته ولى او را به گرویدن به آیین اسلام وانداشته است در حالى كه ایشان در آن روزگار، یكتا حاكم جزیرة العرب بودند و از قدرت و ثروت و نیروى شمشیر به حد كافى برخوردار بودند.
9- امیرمومنان حضرت على علیه السلام با اشخاص فرومایه اى سروكار داشت كه فطرتى پست داشتند و سخنان حضرت را قطع مى كردند و با ایشان به مجادله و بگومگو مى پرداختند و چه بسا گستاخى و تعدى به خرج مى دادند، ولى با این حال حضرت آنان را به دم تیغ نمى سپرد در حالى كه حاكم مطلق و شخص اول مملكت بود و تمام مردم به ایشان دست بیعت داده بودند و افزون بر این، از ناحیه رسول خدا صلی الله علیه وآله و به فرمان خداى متعال بدین سمت منصوب شده بودند.
10- با اینكه مسئولیت و وظیفه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله تبلیغ شهادتین بود، اما آزادى عقیده در نظام الهى و قانون اسلامى اهمیتى كم تر از شهادتین ندارد و اسلام در پى آن است كه مردم را آزاده بار آورد. خداى متعال مى فرماید: «وَیضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلَلَ الَّتِى كَانَتْ عَلَیهِمْ؛ [پیامبر] بارهاى سنگین و زنجیرهایى را كه در گذشته بر دوش آنان بود، از دوششان بر مى دارد».
11- اسلام به ما مى گوید هركسی مى تواند هركارى انجام دهد و آزادى عمل دارد به شرط آنكه آزادى او آزادى دیگران را محدود نكند؛ زیرا: «لا ضرر ولا ضرار فی الإسلام؛ در اسلام زیان دیدن و زیان رساندن به دیگران مردود است».
12- اگر كسى تضمین كند كه به دیگران زیان نمى رساند، در بقیه جوانب، آزادى و اختیار كامل دارد و آزاد است كه هركار دیگرى انجام دهد و به هرجا مى خواهد برود.
13- انسان در رفت و آمد و سفر و ایجاد ارتباط آزاد است و اسلام هیچ گونه فشار و اجبار و سركوبى به آزادى وى وارد نمى كند.
14- كافى است حدود آزادى را در اسلام و مكاتب دیگر بررسى و مقایسه كنیم تا به برترى آشكار اسلام در این زمینه پى ببریم.
15- اسلام رهنمودها و توصیه هایى پیش پایمان مى گذارد كه با عمل كردن به آن موفق و كامیاب خواهیم بود و اگر عمل نكنیم زیان خواهیم دید.
16- آزادى هایى كه اسلام در زمینه هاى گوناگون عرضه مى كند در تاریخ جهان و حتى در روزگار ما كه عصر آزادى ها نام گرفته است بى نظیر است.
17- اگر امروز در برخی کشورهای اسلامی و پاره ای از کشورهای غیرمسلمان شاهد آزادی نسبی هستیم، در واقع در برابر آزادی های اسلامی ای که رسول اکرم صلی الله علیه وآله و امیرمؤمنان علیه السلام در دوران حکومت خود آن را در جامعه گستراندند، بسیار ناچیز و اندک است.
18- از اصول مسلم و مورد تأكید اسلام مسئله آزادى در انتخاب دین است. خداى متعال مى فرماید: «لَا إِكْرَاهَ فِى الدِّینِ؛ در دین هیچ اجبار و اكراهى نیست».
19- اسلام دین آزادى هاى گوناگون است و در مقام گفتار و عمل و شعار و ارزش ها به اصل آزادى پایبند است.
20- فشار و اجبار در اسلام راه ندارد.
21- آن كه حق را بشناسد و دست از باطل برندارد، سرانجامِ وى جنهم خواهد بود و بدا به حالش! اما در دنیا با هیچ اجبار و اكراهى مواجه نخواهد بود؛ زیرا مردم باید مورد آزمون قرار گیرند و صالح از طالح و پاك از ناپاك و سره از ناسره نموده شود.
22- اسلام به ما مى گوید: هركس مى تواند هركارى انجام دهد و آزادى عمل دارد به شرط آنكه آزادى او آزادى دیگران را محدود نكند.
23- كافى است حدود آزادى را در اسلام و مكاتب دیگر بررسى و مقایسه كنیم تا به برترى آشكار اسلام در این زمینه پى ببریم.
24- آزادى موجود در اسلام در هیچ آیین و نظام دیگرى نظیر ندارد.
25- آزادى هایى كه اسلام در زمینه هاى گوناگون عرضه مى كند در تاریخ جهان و حتى در روزگار ما كه عصر آزادى ها نام گرفته است بى نظیر است.