1- پیامبر صلی الله علیه وآله در تنگنای مشکلات
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از همه طرف در حلقه گرفتاری داخلی و خارجی محاصره بودند و از درون خانه تا بیرون ازسوی غیر مسلمان ها و منافقانی که پیرامون حضرتش جمع شده بودند، مورد آزار قرار داشتند. قرآن کریم سوره ای دارد در مذمت و نکوهش یک عده از اصحاب آن حضرت که در ظاهر خود را مسلمان می نمایاندند، ولی در باطن نفاق ورزیده و از هیچ صدمه و آزاری نسبت به ایشان دریغ نمی کردند. شخصیتی به آن بزرگی و ارجمندی که کفایت سیاسی، کفایت اقتصادی، کفایت اجتماعی و اصالت خانوادگی اش محرز و بی مانند بود، آن گونه با مشکلات دست به گریبان بودند و هیچ روزی را بدون مشکلات سپری نکردند.
2- نگرش منفی غیرمسلمانان نسبت به پیامبر صلی الله علیه وآله
امروزه ما مسلمانان باید نگرش منفی جهان غیرمسلمان را نسبت به اسلام تغییر دهیم و این امر تنها با معرفی رسول رحمت، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله و سیره پاک او به جهانیان ممکن است. در تاریخ از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله مظلوم تر وجود ندارد؛ چراکه در خانه و در جمع اصحاب ازسوی برخی از آنان مورد ستم قرار داشت و از صدها و صدها گرفتاری رنج می برد، مانند آن به اصطلاح صحابی که به فرموده قرآن کریم در جمع حضرتش را «الأذل؛ ذلیل ترین فرد» خواند، اما آن بزرگوار هیچ اقدامی و عکس العملی از خود نشان ندادند.
3- ناسپاسی از رسول خدا صلی الله علیه وآله
«كان رسول الله مكفَّراً لا یشكَر معروفه ولقد كان معروفه على القرشی والعربی والعجمی، ومن كان أعظم من رسول الله معروفاً على هذا الخلق؟ وكذلك نحن أهل البیت مكَّفرون لا یشكر معروفنا وخیار المؤمنین مكفَّرون لا یشكر معروفهم؛ رسول خدا صلی الله علیه وآله [نعمتى بود كه] كفران مى شد و از جهت كارهاى نیكى كه مى كرد، سپاسگزارى نمى شد. احسان او شامل عرب و عجم و قُرَشى بود. چه كسى بیشتر از رسول خدا صلی الله علیه وآله به این خلق نیكى مى كرد؟ ما اهل بیت نیز مورد ناسپاسى هستیم و نیكى هایمان در حق خلق سپاسگزارى نمى شود. مؤمنان خوب نیز این گونه اند و از كارهاى خیرشان قدردانى نمى شود».
امتحان سختى است. سخت و دشوار است اینكه انسان در برابر داده هاى خدا كفران نعمت نكند. صد افسوس كه تا به امروز نیز از نعمت وجود رسول خدا صلی الله علیه وآله و خاندان او قدردانى نمى شود. این روایت را علامه مجلسى رحمه الله در باب مستقل المؤمن مُكفّر ذكر نموده است.
در طول تاریخ، به ویژه تاریخ اسلام پاك ترین و شریف ترین بندگان خدا مورد ناسپاسى قرار گرفته و مى گیرند و نعمت وجودشان كفران مى شود. در طول تاریخ بشریت پاك تر و شریف تر از رسول خدا صلی الله علیه وآله و ائمه طاهرین علیهم السلام وجود ندارد، اما در عین حال این پاكان كه نعمتى الهى براى بشر بودند، به بدترین صورت مورد كفران ناسپاسان قرار گرفتند. چرا این بزرگان را به نعمت تشبیه مى كنیم؟ در واقع اگر قرآنِ خدا، رسول خدا و ائمه اطهار علیهم السلام نبودند یا در صورت بودن، چراغِ پرفروغ سعادت و نیكبختىِ دنیاى فانى و سراى باقى را فراروى بشریت نمى افروختند، چه بر سر آدمیان مى رفت؟
4- ناسپاسی از رسول خدا صلی الله علیه وآله
رسول خدا صلی الله علیه وآله در كوچه پس كوچه هاى مكّه آماج سنگ هاى رسیده از دست مشرك زادگان مى شد و از فراز بام ها خاكستر بر سرش ریخته مى شد كه بیانش نیز تأسف انگیز است، اما آن رسول رحمت صلی الله علیه وآله با مهربانى آنان را به سعادت دو جهان فرا مى خواند تا رستگارى دو جهان را به ایشان ارزانى دارد. آنچه امروز بدان پایبند هستیم، مانند: عبادات، معاملات و ... كه در شرع آمده، از بركت وجود این نعمت هاى الهى است، اما همچنان مورد ناسپاسسى و بى مهرى هستند. پیامبران پیشین نیز به همین صورت و به دیگر شكل ها مورد ناسپاسى قرار گرفتند. آنان كه براى هدایت مردم آمده بودند، به جرم خیرخواهى و مبارزه با منكر مورد آزار قرار مى گرفتند و از شهر و دیار خویش رانده و شمارى از آنان با توطئه ناسپاسان كشته شدند.
آن گونه كه در تاریخ آمده است، چندین بار پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله نیز در معرض سوء قصد قرار گرفت. آزار و اذیت ستمى روزمره بود كه در حق او روا داشته مى شد و خُرد و كلان مكه در این مورد كوتاهى نمى كردند. بى تردید اگر فرصتى به دست مى آوردند، پیامبر صلی الله علیه وآله را از میان بر مى داشتند، اما اراده خدا بر بقاى پیامبرش تعلق گرفته بود و حضرت على بن ابى طالب علیهما السلام از ایشان در برابر ستم مشركان دفاع مى كرد. هرگاه او با پیامبر صلی الله علیه وآله در كوچه و بازار حركت مى كرد، كسى را یاراى بى حرمتى و آزردن پیامبر صلی الله علیه وآله نبود. تمام این مقاومت ها و دفاع جانانه امیرمومنان علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه وآله فقط براى سعادت جامعه بشرى بود، ولى هزاران افسوس كه در مقابل اندك سپاسگزاران بسیارى از مردم ناسپاسى كردند و این روند نامتعادل تا به امروز ادامه یافته است.
5- تهمت زدن به پیامبر صلی الله علیه وآله
رسول خدا صلی الله علیه وآله به خاطر اخلاق نیكو و امین بودن و خصلت خدمت به دیگران، چه قبل از اسلام و چه بعد از آن، همواره مورد احترام مردم مكّه بودند و این صفات بر هیچ كس پوشیده نبود. با این حال ازسوى عده اى از خویشاوندان وهمسایگان مورد ناسپاسى قرار داشتند كه در میان آنان افراد مؤمن نیز به چشم مى خورد.
در جنگى غنایمى به دست مسلمانان افتاد و هنوز تقسیم نشده بوده كه قطیفه اى (فرش مخملى یا روانداز) گم شد. یكى از مسلمانان، پیامبر صلی الله علیه وآله را متهم به دزدیدن آن كرد. دقت كنید، كسى این حرف ناشایست را بر زبان آورد كه مسلمان بود! به محمد صلی الله علیه وآله ایمان آورده بود، نماز مى خواند، روزه مى گرفت و در ركاب رسول خدا صلی الله علیه وآله به جنگ با كفّار مى رفت. شخصى سخن او را شنید و سخت نكوهشش كرد و محاوره به نزاع مبدّل شد. در این حال جبرئیل علیه السلام بر پیامبر صلی الله علیه وآله نازل شده، این آیه را آورد: «وَمَا كَانَ لِنَبِـی أَن یغُلَّ؛ وهیچ پیامبرى را نسزد كه خیانت ورزد».
ادامه این آیه چنین است: «وَمَن یغْلُلْ یأْتِ بِمَا غَلَّ یوْمَ الْقِیامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْس مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ یظْـلَمُونَ؛ و هركس خیانت ورزد، روز قیامت با آنچه بدان خیانت كرده بیاید و آن گاه به هركس [پاداش] آنچه كسب كرده، به تمامى داده شود و بر آنان ستم نرود».
روزگارانى گذشت و بسیارى از دنیا رفتند و در بقیع دفن شدند. روزى پیامبر صلی الله علیه وآله به بقیع رفتند تا فاتحه اى بخوانند. در آن جا مطالبى گفتند، از آن جمله این بود: «قطیفه بر صاحب خود آتش شد».
ایشان چنان بزرگوارانه به ماجراى قطیفه و رباینده آن اشاره كردند كه دیگران نتوانند او را بشناسند و این خود درسى است عبرت آموز كه الگو بودن آن بزرگ را تردید ناپذیر مى كند و خداى عزوجل نیز درباره ایشان مى فرماید: «لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ قطعاً براى شما در [اقتدا] به رسول خدا سرمشقى نیكوست».
كار نفس چیست؟ همین است كه زبانى را كه صاحبش ادعاى مسلمانى مى كند وادارد تا اتّهامى را با سخیف ترین جملات به رسول خدا صلی الله علیه وآله نسبت دهد وـ نعوذبالله ـ فرستاده خدا را دزد بخواند.
شما یك عمر براى كسى زحمت مى كشید و از جان و مال خود براى كمك به او مایه مى گذارید و این عمل شما در حق وى سال ها ادامه مى یابد، اما بعد از مثلاً چهل سال به ناگاه از او مى شنوید كه تو غیر از ضرر براى من چیزى نداشتى.
اگر شما حاكم بر نفستان باشید، گفته او را نشنیده مى گیرید، چون بر این باورید كه هرچه در حق او كرده اید، در حقیقت احسان به خود بوده است و حرف او شما را از اعمال خیرتان باز نمى دارد. رسیدن به این مرحله بسیار مشكل است.
6- ایثار رسول خدا صلی الله علیه وآله
در روایتى آمده است: «كان رسول الله صلی الله علیه وآله ممراض؛ پیامبر صلی الله علیه وآله پیوسته بیمار بود».
حقیقت این مطلب چیست؟ تا آنجا كه متون تاریخ و روایى را دیده ام به موردى بر نخورده ام كه پیامبر صلی الله علیه وآله قبل از نبوت و بعثت شان این گونه بوده باشند.
مسلّم این است كه «ممراض» (پیوسته بیمار) بودن شان به دوران رسالت شان مرتبط است.
اگرچه ایشان به فرموده قرآن از جنس آدمیان بودند، اما توان و قدرت بدنى چهل تن را داشتند و این امر با مسأله طبیعى بودن بیمارى شان در تضاد است؛ چراكه بیمارى هماره در افراد ضعیف و ناتوان چهره مى نماید. پرواضح است كه بیمارى ایشان نتیجه دل سوزى براى مردم و نخوردن و بخشیدن به گرسنگان بود و از دیگرسو از آسایش و استراحت خود مى كاست تا به مردم خدمت كند. چنین شخصیتى با آن همه از خود گذشتگى و محبت و خدمت به مردم مورد ناسپاسى قرار مى گرفت.
گروهى نادان و ناآگاه مى آمدند و بر پیامبر خدا صلی الله علیه وآله منت مى گذاردند كه ما به خاطر شما مسلمان شدیم و از این مسلمان شدن این بلاها و مخاطرات بر سر ما آمد و چنین و چنان شدیم. آنقدر این منت گذارىِ جاهلانه این جا و آن جا اوج گرفت كه خداى متعال آیه اى نازل كرد و فرمود: «یمُنُّونَ عَلَیكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُل لاَّ تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلَـمَكُم بَلِ اللهُ یمُنُّ عَلَیكُمْ أَنْ هَدَكُمْ لِلاْیمَـنِ إِن كُنتُمْ صَـدِقِینَ؛ از اینكه اسلام آورده اند بر تو منت مى نهند. بگو: بر من از اسلام آوردن تان منت مگذارید، بلكه [این] خداست كه با هدایت كردن شما به ایمان بر شما منت مى گذارد، اگر راستگو باشید».
آنان كار ناسپاسى را به جایى رساندند كه سخت ترین آزارها و بدترین بى حرمتى ها را نسبت به ایشان روا مى داشتند. پیامبر رحمت صلی الله علیه وآله تمام این بدكارى ها و ناسپاسى ها را بر خود هموار مى كرد، اما هرگز سخنى كه بوى نابردبارى از آن استشمام شود بر زبان نیاورد. طبیعى است كه برخوردها و رفتارهاى برخى از مسلمانان پیامبر صلی الله علیه وآله را دچار چنین عوارضى كند. این رفتارها در حالى بود كه پیامبر صلی الله علیه وآله آنان را با هدایت به اسلام از تمام والایى ها برخوردار نموده بود، اما باید منت اسلام پذیرى آنان را تحمل كند.
7- بدترین ناسپاسی
پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه وآله برجسته ترین و بزرگ ترین شخصیتى بود كه نعمت وجودش را كفران كردند و البته خاندان حضرتش و مؤمنان پیراسته نیز با همین مشكل روبه رو بوده و هستند و خواهند بود.
اگر انسان براى كارهاى خود هدف مقدسى در نظر بگیرد، به یقین تمام ناسپاسى ها را به جان مى خرد؛ چراكه پاداش خود را نزد خدا محفوظ مى داند.
اگر انسان كار خیرى مى كند، بداند این كار در راه خداست و براى خود اوست، به یقین كفران شدن ازسوى دیگران او را از راهى كه در پیش گرفته است باز نمى دارد.
بجاست انسان در تمام كارهایى كه انجام مى دهد خدا را در نظر بگیرد و در این راه از حضرت سید الشهدا علیه السلام پیروى كند، چه اینكه آن حضرت خون خود را در راه خدا نثار كرد تا مردم را به سر منزل سعادت برساند و در این راه با بدترین شیوه هاى كفران روبه رو شد.
8- ظلم مشرکان بر پیامبر صلی الله علیه و آله
هنگام برگزارى مراسم حج بود كه مشركان براى عبادت بت هایشان به مكه آمده بودند و پیامبر صلى الله علیه وآله مردم را از بالاى كوه صفا به توحید دعوت كردند و فرمودند: «قولوا لا إله إلّا اللَه تفلحوا؛ بگویید خدایى جز خداى یگانه وجود ندارد، تا رستگار شوید».
هنگامى كه پیامبر صلى الله علیه وآله از بالاى كوه صفا پیام خود را به مردم ابلاغ كردند و به طرف مروه رفتند، مشركان آن حضرت را سنگ باران كردند و آنقدر سنگ به آن حضرت زدند كه بنا به نقل روایت، از بدن مبارك ایشان خون جارى شد «كان الدم یسیل من جسده؛ خون از بدن ایشان جارى شده بود». كار به جایى رسید كه حضرت مجبور شدند براى نجات جان خود در حالى كه به شدت ناتوان شده بودند به كوه پناه ببرند و در آنجا توان حركت را از دست دادند.
در این هنگام مشركان خیال كردند آن حضرت باتوجه به شدت جراحات وارد شده بر بدن مباركشان، زنده نخواهند ماند و لذا ایشان را رها كردند. حضرت بى حال روى زمین افتادند تا اینكه شخصى حضرت امیرمؤمنان علیه السلام را كه در آن روز ده سال داشتند، در راه دید و به ایشان گفت: «یا علی، إنّ محمّداً قد مات؛ ای على، محمد درگذشت» و حضرت على علیه السلام به منزل پیامبر صلى الله علیه وآله رفتند و به حضرت خدیجه سلام الله علیها خبر دادند و كمى آب و غذا از منزل پیامبر صلى الله علیه وآله برداشتند و همراه ایشان روانه كوه صفا شدند و براى یافتن آن حضرت اطراف كوه را گشته، بانگ «یا رسول الله» سر مى دادند تا با پاسخ دادن پیامبر صلى الله علیه وآله به فریاد آنان، محل حضور ایشان معلوم شود. پس از جستجو حضرتش را در حالى یافتند كه توان چندانى براى او باقى نمانده بود.