1- ظلم به حضرت زهرا سلام الله علیها
اصحاب حدیث، به طرق مختلف نقل كرده اند كه رسول خدا صلى الله علیه وآله در آستانه شهادت خود اسرارى را براى حضرت فاطمه سلام الله علیها بیان كرده و به ایشان فرمودند: «لیس أحد من نساء المسلمین أعظم رزیة منك؛ مصیبت هیچ یك از زنان مسلمان چونان مصیبت تو، سنگین نخواهد بود».
همان گونه كه وقایع تاریخى نشان مى دهد، مصیبت سخت حضرت فاطمه علیها السلام تنها به دلیل بیان حق در صبحگاه خیانتى بود كه شوراى سقیفه مرتکب شدند. وانگهى مخالفان و دشمنان آن بزرگ بانو، از پیش آمادگى و اصرار حضرتش را براى بیان سخن حق مى دانستند و نیز از بى اعتنایى آن حضرت نسبت به عقب نشینى یا گریز آزمندانه و هراس زده مردم از كسى كه خود را امام مسلمانان قرار داده بود، آگاه بودند؛ همان كسى كه خود چندین بار تصریح كرده: «وُلّیتكم ولست بخیركم؛ بر شما ولایت یافتم در حالى كه بهتر از شما نیستم».
همگن و همراه او كه جاى خود دارد، چه این كه خود بر خویش پرده درید و در نهان و آشكار گفت: «همه مردم از جمله زنان از من داناترند».
و او همان كسى است كه در یكى از فتوحات خود فرمان قتل عام گروهى را صادر كرد و چون سردار او درباره كسانى كه باید كشته شوند و آنان كه زنده بمانند پرسید، پاسخ این بود: «هركس قامتى بلندتر از پنج وجب داشته باشد، او را بكش».
راستى چرا باید حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها كه حائز آن مقام بلند از علم و زهد و پرهیزكارى هستند، این گونه مصیبت زده شود؟ و چرا باید مصیبت او از مصیبت همه زنان مسلمان سنگین تر و دردناك تر باشد؟
در پاسخ باید گفت این به خاطر آن است كه آن حضرت و همسرش، امیرمومنان حضرت علی علیه السلام بنا به وصیت پیامبر صلى الله علیه وآله مسئولیت حفاظت از اسلام را برعهده داشتند. آن بزرگ بانو در دفاع از حق و ایفاى وظیفه حفاظت از اسلام، سخن حق را به گوش مسلمانان رسانید، اما افسوس كه بیشترشان سخنانش را ناشنیده انگاشته و روى برتافتند. در این حال حضرتش ناچار بى پرده به مصاف دشمن رفته و با صلابتى باورنكردنى فرمود: «والله لأدعونّ علیك فی كلّ صلاة؛ به خدا سوگند در هر نماز تو را نفرین مى كنم».
و چه سخت است بیان شدت مصیبت آن حضرت كه بزرگ بانوى دوسرا [ناچار] در جمع حاضر شود و آن خطبه آتشین را ایراد كند.
و چه باشكوه است سخن حقى كه در برابر حاكم جائر بیان شود، به ویژه این كه گوینده آن، كسى باشد كه خدا به خشم و غضب او غضب مى كند و به خشنودى اش خشنود مى شود. آن بزرگوار در برابر امام جائر چنان بى پروا سخن گفت تا خط اسلام سرفراز را به ما بنمایاند و به تاریخ و نسل هاى آینده، اسلام اصیل را كه پدرش به ابلاغ آن مأمور شده بود معرفى كند. هم از این روست كه بى پرده حق را معرفى كرده كه این، به فرموده امام سجاد علیه السلام نماد تقوا و زیور آن و نشانه صلاح است.
آنان كه از گفتن سخن حق در برابر جباران و سركشان خوددارى مى كنند، بدانند نه در شمار صالحان هستند و نه در زمره پرهیزگاران، هرچند نماز مى گزارند و روزه مى گیرند، زیرا با این كار با ستمگران از در مسالمت درآمده، با سكوت خویش اعمال شان را توجیه مى كنند. حاكمانى كه آن اندازه در پى فرمانبردارى و خواهان تسلیم بودن مردم در مقابل خود هستند، در اندیشه نمازگزاردن و روزه داشتن آنان نیستند و آنان را باكى نیست كه نمازى گزارده بشود یا نه!
فراموش نكنیم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها گفتن سخن حق را دربرابر امامان جور بر خود لازم دانست، اگرچه به قیمت درنگ آنان در دادخواهى اش و از بین رفتن آرامش و آسایش حضرتش تمام شود كه سرانجام و پس از اتمام خطبه اش چنین بهایى را پرداخت و كار این مظلومیت به جایى رسید كه از حق وداع آخرین و تشییع پیكر مطهرش به وسیله مسلمانان صرف نظر نمود.
لذا سزاوار است بدانیم اگر بخواهیم به والایى هاى اخلاق آراسته شویم و رذائل اخلاق را وانهیم، در زمانى كه یاران و مروجان حق كم و دشمنان و خموشى گزیدگان نسبت به آن فراوان باشند، گفتن حق را - كه اساس محكم تقوا و صلاح است- وجهه همت خویش قرار دهیم.