LOGIN
جلسات علمی
shirazi.ir
"در محضر مرجعیت"
سلسله جلسات علمی حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله در ماه مبارک رمضان ۱۴۴۵ (جلسه سیزدهم)
کد 44016
نسخه مناسب چاپ کپی خبر لینک کوتاه ‏ 06 فروردین 1403 - 14 رمضان العظيم 1445

سیزدهمین نشست علمی مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظله در شب های ماه مبارک رمضان ۱۴۴۵ با حضور جمعی از شخصیت های علمی، نمایندگان مراجع عظام تقلید، فعالان دینی و فرهنگی و طلاب علوم دینی، در شامگاه روز یکشنبه سیزدهم رمضان العظیم ۱۴۴۵ در بیت مرجعیت شهر مقدس قم برگزار شد.

مشروح مباحث مطرح شده در این نشست به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

1ـ اگر شخصی از وطن خود اعراض نمود، سپس از نیت خودش برگشت، تکلیف او چیست؟

ج: اگر شخصی بنا دارد به وطنش برای زندگی کردن برنگردد، و یا می داند که به جهت موانعی هیچگاه نمی تواند برای زندگی به وطنش بازگردد، این شخص عرفًا از وطن خود اعراض کرده، و با دیگر مسافران در آن شهر یک حکم را دارد.

حال اگر پس از اعراض، قصد کرد به وطنش بازگردد، یا موانع بازگشت او مرتفع شد، هرگاه عرفًا او را در وطنش مسافر حساب نکردند، نمازش تمام و روزه را هم باید بگیرد.

2ـ مستند فتوای صاحب عروه که فرموده: «إذا أفطر تقية من ظالم‏ بطل صومه» (العروة الوثقی والتعلیقات علیها ج10 ص160/ فصل3 م2) چیست؟

ج: به نظر می رسد که این مسئله را باید اینگونه مقیّد نمود: «إن لم يصم، أما إذا أتى بما ليس مفطراً عندهم تقيّة، أو قبل المغرب الشرعي ونحو ذلك، فالأظهر الصحّة» (العروة الوثقی والتعلیقات علیها ج10 ص160/ فصل3 م2، حاشیۀ 2).

همانگونه که در شروح عروه نیز مطرح نموده اند، از عمومات تقیه و برخی روایات خاصّ افطار در تقیّه جایز برشمرده شده.

در اینجا دو روایت از عمومات تقیه را ذکر می کنیم:

1) صحیح ابو عمر اعجمی از امام صادق علیه السلام: «يَا أَبَا عُمَرَ إِنَّ تِسْعَةَ أَعْشَارِ الدِّينِ فِي التَّقِيَّةِ وَ لَا دِينَ لِمَنْ لَا تَقِيَّةَ لَهُ وَ التَّقِيَّةُ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ إِلَّا فِي النَّبِيذِ وَ الْمَسْحِ عَلَى الْخُفَّيْنِ» (الکافي ج2 ص217/ باب التقیة ح2).

2) صحیح ابوالصباح کنانی از امام صادق علیه السلام: «مَا صَنَعْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ أَوْ حَلَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ يَمِينٍ فِي تَقِيَّةٍ فَأَنْتُمْ مِنْهُ فِي سَعَةٍ» (وسائل الشیعة ج23 ص224 ح29426).

و البتّه در این مسئله بالخصوص دو روایت در ترک صوم وارد شده:

1) خبر داود بن الحصین.

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام أَنَّهُ قَالَ وَ هُوَ بِالْحِيرَةِ فِي زَمَانِ أَبِي الْعَبَّاسِ إِنِّي دَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ قَدْ شَكَّ النَّاسُ فِي الصَّوْمِ وَ هُوَ وَ اللَّهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَ صُمْتَ الْيَوْمَ فَقُلْتُ لَا وَ الْمَائِدَةُ بَيْنَ يَدَيْهِ قَالَ فَادْنُ فَكُلْ قَالَ فَدَنَوْتُ فَأَكَلْتُ قَالَ وَ قُلْتُ الصَّوْمُ مَعَكَ وَ الْفِطْرُ مَعَكَ فَقَالَ الرَّجُلُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام تُفْطِرُ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَقَالَ إِي وَ اللَّهِ أُفْطِرُ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يُضْرَبَ عُنُقِي (وسائل الشیعة ج10 ص132 ح5).

2) خبر رفاعه.

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْعَبَّاسِ بِالْحِيرَةِ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِي الصِّيَامِ الْيَوْمَ فَقُلْتُ ذَاكَ إِلَى الْإِمَامِ إِنْ صُمْتَ صُمْنَا وَ إِنْ أَفْطَرْتَ أَفْطَرْنَا فَقَالَ يَا غُلَامُ عَلَيَّ بِالْمَائِدَةِ فَأَكَلْتُ مَعَهُ وَ أَنَا أَعْلَمُ وَ اللَّهِ أَنَّهُ يَوْمٌ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَكَانَ إِفْطَارِي يَوْماً وَ قَضَاؤُهُ أَيْسَرَ عَلَيَّ مِنْ أَنْ يُضْرَبَ عُنُقِي وَ لَا يُعْبَدَ اللَّهُ (وسائل الشیعة ج10 ص132 ح6).

مشهور به خبر رفاعه که می فرماید: «فَكَانَ إِفْطَارِي يَوْماً وَ قَضَاؤُهُ أَيْسَرَ عَلَيَّ مِنْ أَنْ يُضْرَبَ عُنُقِي وَ لَا يُعْبَدَ اللَّهُ» عمل نموده، و مطابق فتوای صاحب عروه فتوا داده اند.

3ـ حکم دست کشیدن بر نام مقدّس الله، و نام های مبارک معصومان علیهم السلام چیست؟

ج: این مسئله را صاحب عروه مطرح نموده (العروة الوثقی مع التعلیقات ج1 ص262/ فصل فی ما یحرم علی الجنب: الأول)، به نظر می رسد مسّ آیات قرآن کریم و لفظ جلالۀ الله بدون طهارت جایز نیست، و نام هایی همچون عبد الله نیز همین حکم را داند، همچنین مسّ اسماء و صفات خاصّ خدای متعال بنابر احتیاط واجب جایز نیست.

و امّا مسّ نام مبارک پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام بنابر احتیاط مستحب بدون طهارت نباید صورت پذیرد.

4ـ کسی که حنث قسم کرد، آیا بعد از اتیان به کفّارۀ حنث، مخالفت با قسم برای او ایرادی ندارد؟

ج: حنث قسم، نذر و عهد جایز نیست، ولی اگر حنث قسم، نذر و یا عهد کرد و کفّارۀ آن را اتیان کرد، مخالفت بعدی با آن، تابع نیّت او در زمان قسم، نذر و عهد است، پس اگر مثلًا قسم خورده که فلان عمل را انجام ندهد، و در نیّتش بود که هیچ گاه ولو بعد از حنث آن را مرتکب نشود، و برای آن قسم خود، بعد از حنث قسم هم نمی تواند آن عمل را مرتکب شود، ولی اگر مطلق قسم خورده بود و چنین چیزی در نیّتش نبود، بعد از حنث قسم ترک آن عمل بر او واجب نیست.

5ـ در رکعت سوّم و چهارم نماز تعداد واجب تسبیحات اربع چه مقدار است؟ همچنین تعداد واجب تسبیحۀ صغری و کبری در رکوع و سجود.

ج: همانگونه که صاحب عروه فرموده و بنابر مشهور میان فقها: «في الركعة الثالثة من المغرب و الأخيرتين من الظهرين و العشاء يتخير بين قراءة الحمد أو التسبيحات الأربعة و هي سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله أكبر و الأقوى إجزاء المرة و الأحوط الثلاث و الأولى إضافة الاستغفار إليها و لو بأن يقول اللهم اغفر لي» (العروة الوثقی مع التعلیقات ج2 ص158).

در صحیحۀ زراره از امام باقر علیه السلام از آنچه در دو رکعت آخر نماز مُجزی است می پرسد، و حضرت می فرماید: «أَنْ تَقُولَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ تُكَبِّرَ وَ تَرْكَعَ» (وسائل الشیعة ج1 ص109 ح7471).

و در صحیحۀ دیگر زراره از امام باقر علیه السلام آمده: «إِنْ كُنْتَ إِمَاماً فَقُلْ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تُكَبِّرُ وَ تَرْكَعُ» (وسائل الشیعة ج6 ص123 ح7510. والسرائر ج3 ص585/ المستطرفات).

و در روایت شیخ صدوق از زراره از امام باقر علیه السلام اینگونه آمده: «إِذَا كُنْتَ إِمَاماً أَوْ وَحْدَكَ فَقُلْ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ- ثَلَاثَ مَرَّاتٍ تُكَمِّلُهُ تِسْعَ تَسْبِيحَاتٍ ثُمَّ تُكَبِّرُ وَ تَرْكَعُ» (وسائل الشیعة ج6 ص123 ح7509).

و در خبر رجاء بن ابی الضحّاک که از مدینه تا مرو همراه امام رضا علیه السلام بود آمده: «فَكَانَ يُسَبِّحُ فِي الْأُخْرَاوَيْنِ يَقُولُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ يَرْكَعُ» (وسائل الشیعة ج6 ص110 ح7474).

و نیز در ذکر رکوع و سجود، همانگونه که صاحب عروه -در تعداد تسبیح صغری و کبری در رکوع- فرموده: «مخيرا بين الثلاث من الصغرى و هي سبحان الله و بين التسبيحة الكبرى و هي سبحان ربي العظيم و بحمده» (العروة الوثقی مع التعلیقات ج2 ص167/ فصل فی الرکوع: الثاني)، و در تعداد ذکر سجود احاله به ذکر رکوع می دهد و می فرماید: «إلا أن في التسبيحة الكبرى يبدل العظيم بالأعلى» (العروة الوثقی مع التعلیقات ج2 ص167/ فصل فی السجود: الثاني).

و روایات ذکر رکوع و سجود و تعداد آن را نیز صاحب وسائل در کتاب الصلاة: باب 4 و5 از ابواب الرکوع نقل نموده است (وسائل الشیعة ج6 ص299-ص304)

6ـ مراد از نسبت عصیان به پیامبران الهی در قرآن کریم چیست؟

ج: به جهت ادلۀ فراوان و قطعی در عصمت همۀ پیامبران الهی، و به قرینۀ مناسبت حکم و موضوع، آیات الهی و دعاهای امیرمؤمنان و امام سجّاد علیهما السلام که در آن نسبت عصیان به معصومان علیهم السلام داده شده؛ مقصود ترک اولی نیست، بلکه حمل بر عصیان مقام عصمت می شود، پس اهل بیت طاهرین علیهم السلام هر مقدار که به طاعت الهی می پردازند، ولی با این وجود در برابر پروردگار متعال خود را مقصِّر و اهل کوتاهی در وظائف می پندارند، به این جهت از اینکه نمی شود حقّ الهی را به جا آورد، استغفار می کنند.

و امّا نسبت عصیان پیامبران علیهم السلام را مرحوم سیّد مرتضی به خوبی در کتاب تنزیه الأنبیاء علیهم السلام پاسخ داده اند.

7ـ وجه فرمایش صاحب عروه در ثبوت هلال که می فرماید: «و لا يثبت بشهادة النساء» (العروة الوثقی مع التعلیقات ج3 ص66/ فصل فی طرق ثبوت هلال رمضان: الخامس) چیست؟

ج: همانگونه که مرحوم صاحب مستمسک بیان فرموده: این مسئله اجماعی است (مستمسک العروة الوثقی ج8 ص458)، و صحیح حمّاد، صحیح محمّد بن مسلم، صحیح عبد الله بن سنان، صحیح علاء بن رزین و دیگران (وسائل الشيعة ج10 ص286/ الباب 11) بر آن دلالت دارد.

در صحیحۀ حمّاد بن عثمان از امام صادق علیه السلام از امیرمؤمنان علیه السلام آمده است: «لَا تَجُوزُ شَهَادَةُ النِّسَاءِ فِي الْهِلَالِ وَ لَا يَجُوزُ إِلَّا شَهَادَةُ رَجُلَيْنِ عَدْلَيْنِ» (وسائل الشیعة ج10 ص287 ح13432).

8ـ دائرۀ شمول حدیث شریف: «نَحْنُ أَهْلَ الْبَيْتِ لَا يُقَاسُ بِنَا أَحَدٌ» (عیون أخبار الرضا علیه السلام ج2 ص66 ح297) چیست؟

ج: این روایت شریفه که به سندهای مختلف در کتاب های معتبر روایت شده، نکره (أَحَدٌ) در سیاق نفی (لَا يُقَاسُ) است پس افادۀ عموم می کند، پس هیچ چیز و هیچ کس از ما سوی الله تعالی قابل مقایسه با اهل بیت طاهرین علیهم السلام نیست.

9ـ با توجّه به اینکه زمین دو نیم کره است، و در شب و روز این دو نیم کره با یکدیگر مختلف هستند، شب قدر کدام شب است؟

ج: بنابر روایات شریف نسبت به محاسبۀ ایّام و ساعات شبانه روز و وقت اداء تکالیف شرعیّه، هرکس موافق با مکانی که حضور دارد تکلیف خود را دارد.

و امّا اینکه شب قدری که ملائکه بر امام عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف وأرواحنا فداه نازل می شوند، تابع مکانی است که حضرتش حاضر باشند، پس در هر نیم کره که حضور داشته باشند همان شب قدری است که ملائکه بر آن حضرت نازل می شوند.

10ـ آیا کشتن طفل توسّط حضرت خضر نبی قصاص قبل از جنایت بود؟

ج: قرآن کریم می فرماید: «اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها» (الزمر: 42)، خدای متعال برای پایان دادن به عمر هرکس به هرگونه که خود می داند می تواند عمل کند، به اضافۀ اینکه حضرت خضر و حضرت موسی علی نبیّنا وآله وعلیهما السلام هر دو پیامبر بودند، و قطعاً پیامبران کاری مخالف با عصمت انجام نمی دهند، پس اینکه در قرآن کریم بیان شده: «فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا لَقِيا غُلاماً فَقَتَلَهُ» (الکهف: 74)، قطعا عبث نبوده، و مخالف حکم الهی نبوده که می فرماید: «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً » (المائدة: 32)، ولی حضرت خضر علیه السلام مأمور الهی برای انجام وظیفۀ شان بوده است.

11ـ دم قروح و جروح در نماز چه حکمی دارد؟

ج: صاحب عروه می فرماید: «الأول دم الجروح و القروح ما لم تبرأ في الثوب أو البدن قليلا كان أو كثيرا أمكن الإزالة أو التبديل بلا مشقة أم لا نعم يعتبر أن يكون مما فيه مشقة نوعية فإن كان مما لا مشقة في تطهيره أو تبديله على نوع الناس فالأحوط* إزالته أو تبديل الثوب و كذا يعتبر أن يكون الجرح مما يعتد به و له ثبات و استقرار فالجروح الجزئية يجب* تطهير دمها و لا يجب فيما يعفى عنه منعه عن التنجيس نعم يجب* شده إذا كان في موضع يتعارف شده و لا يختص العفو بما في محل الجرح فلو تعدى عن البدن إلى اللباس أو إلى أطراف المحل كان معفوا لكن بالمقدار المتعارف* في مثل ذلك الجرح و يختلف ذلك باختلافها من حيث الكبر و الصغر و من حيث المحل فقد يكون في محل لازمه بحسب المتعارف التعدي إلى الأطراف كثيرا أو في محل لا يمكن شده فالمناط المتعارف بحسب ذلك الجرح» (العروة الوثقی مع التعلیقات ج1 ص105/ فصل فیما یعفی عنه في الصلاة: الأوّل).

البتّه به نظر می رسد اینکه صاحب عروه فرموده: «فالأحوط إزالته»، باید ملاحظۀ حرج شخصی نیز شود.

و نیز اینکه فرموده: «يجب تطهير دمها»، بنابر احتیاط واجب است.

و نیز اینکه فرموده: «يجب شده» و«بالمقدار المتعارف»، بنابر احتیاط مستحبّ است (العروة الوثقی مع التعلیقات ج1 ص105/ فصل فیما یعفی عنه في الصلاة: الأوّل، حاشیۀ 1 و2 و3 و5).

12ـ مراد از حدیث شریف: «سِيَاحَةَ أُمَّتِي الصِّيَامِ» (تأویل الآیات الظاهرة ص216) چیست؟

ج: قرآن کریم در صفات مؤمنان می فرماید: «السَّائِحُونَ» و در روایتی امام صادق علیه السلام فرموده: «وَ هُمُ الصَّائِمُونَ» (الکافي ج5 ص15 ح1. وتهذیب الأحکام ج6 ص130 ح224).

سیاحت به معنای گشتن در روی زمین است.

علامه مجلسی سه قول در تفسیر سیاحت بیان می کند:

1) سیاحت در زمین برای عبرت گرفتن از عجایب مخلوقات الهی.

2) سیاحت در زمین برای فراگرفتن دانش.

3) سیاحت در زمین به جهت عبادت بدون برگرفتن زاد و توشه و خوراک و آشامیدنی، پس هرگاه هرچه به دست آورد تناول کند.

علامه مجلسی در مورد قول اول می فرماید: شاید وجه مناسبت میان روزه داری و گشتن در زمین، ترک مألوفات باشد.

و قائل قول سوّم گفته: وجه تشابه بین روزه داری و گشتن در روز به وجهی که بیان شد این است که روزه دار نیز تمام روز را به گرسنگی و تشنگی سر می کند، و در شبانگاه اگر چیزی یافت آن را تناول می کند (ملاذ الأخیار ج9 ص334).

13ـ شخصی مسئول تدارکاتی شرکتی است، و باید در ماه رمضان برای کارکنان غذا نیز تهیّه کند، حکم این عمل او چیست؟

ج: همانگونه که در جلسات قبل بیان شد، این مسئله سه صورت دارد: 1) شخص اطّلاع دارد این افراد معذور هستند، 2) شخص اطّلاع دارد این افراد معذور نیستند، 3) شخص نمی داند که آنها معذور هستند یا خیر؟ در صورت اوّل تقدیم غذا به ایشان ایرادی ندارد، در صورت سوّم هم به اصالت صحّت ایرادی ندارد، ولی در صورت دوّم تقدیم غذا به ایشان جایز نیست.

البتّه در صورت دوّم، اگر شخص آشپزی می کند یا غذا را تهیّه می کند، و آنها خودشان غذا را بر می دارند، ایرادی ندارد.

14ـ مراد از آیۀ شریفۀ «وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها كانَ عَلى‏ رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا» (مریم: 71) چیست؟

ج: شیخ صدوق رضوان الله علیه پیرامون این آیۀ شریفه می فرماید: «اعتقادنا في الصراط أنه حق و أنه جسر جهنم و أن عليه ممر جميع الخلق» (بحار الأنوار ج8 ص70).

صراط گذرگاهی است که از جهنّم می گذرد، و هرکس باید از آن بگذرد، البتّه آتش جهنّم به فرمان الهی به مؤمنان در این گذرگاه آسیبی نمی رساند بلکه از ایشان فاصله می گیرد همانگونه که در قرآن کریم به آن اشاره شده (الأنبیاء: 101).

15ـ آیا نایب هم از ثواب عمل نیابتی بهره مند می شود یا خیر؟

ج: بله، عبد الله بن سنان نقل می کند که حضرت امام صادق علیه السلام شخصی را به نیابت از فرزندشان اسماعیل به حج فرستادند، و به او فرمودند: «يَا هَذَا إِذَا أَنْتَ فَعَلْتَ هَذَا كَانَ لِإِسْمَاعِيلَ حَجَّةٌ بِمَا أُنْفِقَ مِنْ مَالِهِ وَ كَانَ لَكَ تِسْعُ حِجَجٍ بِمَا أَتْعَبْتَ مِنْ بَدَنِكَ» (وسائل الشیعة ج11 ص163 ح14530).

16ـ زمان اهداء ثواب در اعمال مستحبی  قبل از آن است، یا بعد از آن هم ممکن است؟

ج: ثواب اعمال مستحبّی را چه قبل و چه بعد از آن می توان اهداء نمود، ولی در عبادات استیجاری، باید قبل از عمل مشخّص کند که به نیابت چه شخصی آن عبادت را به جا می آورد.

17ـ آیا می توان نماز واجب را به هیئت نماز حضرت جعفر طیار علیه السلام که مستحب است انجام داد برای بهره مند شدن از ثواب هر دو نماز؟

ج: بله، صاحب عروه نیز می فرماید: «لا یبعد الجواز» (العروة الوثقی مع التعلیقات ج2 ص407/ فصل في صلاة جعفر علیه السلام، م4)، و در این صورت بهره مند از ثواب هر دو نماز می شود.

البتّه در صورتی که شخص نماز استیجاری می خواند، باید ملاحظۀ عقد اجاره را کند، پس اگر مخالف آن بود، نمی تواند به این کیفیّت آن را بخواند.