LOGIN
حکومت اسلامی
alshirazi.org
فقر در حکومت اسلامی
کد 1005
نسخه مناسب چاپ کپی لینک کوتاه ‏ 05 آذر 1401 - 1 جمادى الأولى 1444

1-  اسلام زیبا

 در اسلام حقیقی یک فقیر هم وجود ندارد و اگر هم ابتداءً وجود داشته باشد، در سایه اسلام، بی نیاز خواهد شد. در اینجا بیان داستانی شایسته و مناسب است. در تاریخ آورده اند که روزی امیرمومنان حضرت علی علیه السلام از کوچه های کوفه می گذشتند که شخصی را دیدند در کنار کوچه دست نیاز به سوی مردم دراز کرده است. امام علیه السلام از کسانی که در اطراف ایشان بودند، پرسیدند: این [پدیده] چیست؟

پاسخ دادند: او مردی است مسیحی که سالخورده شده و بیکار است و اندوخته ای ندارد تا با آن روزگار سپری کند، از این رو از مردم کمک می خواهد (گدایی می کند).

ایشان خشمگینانه فرمودند: تا جوان بود و توان داشت، از او کار کشیده و به کارش می گماشتید و حال که سالخورده گشته و از پای درآمده است، او را وانهاده اید؟!

آنگاه حضرتش از بیت المال مسلمانان حقوقی تعیین کردند که تا آخرین روز زندگی با آن امرار معاش کند.

این داستان نشان می دهد که فقر، جایی در حکومت اسلامی نداشت، لذا وقتی حضرت علی علیه السلام فقیری را در حوزه حکومت خود دیدند تعجب کرده، آن را پدیده ای غیرطبیعی و وصله ای ناجور بر پیکره جامعه اسلامی و اقتصاد اسلامی می شمردند.

امروزه اگر در کشورهای اسلامی فقیران و مستمندان دیده می شوند و وجود دارند، مسئول چنین پدیده ای خود مسلمانان هستند، نه اسلام.

2- عدم تکدی گری در حکومت امیرمومنان علیه السلام

نقل شده است روزى امیرمؤمنان علی ‏علیه السلام در شهر كوفه - كه مركز حكومت ایشان بود - از گذرگاهى عبور مى‏كردند كه دیدند شخصى دستش را دراز كرده و گدایى مى‏كند. حضرت فرمودند: «ما هذا؟!؛ این چیست؟».

 نوع سوال حضرت معنادار است، چراكه نپرسیدند این كیست؟ زیرا فرقى نمى‏ كرد كه او مسلمان است یا كافر و یا نماز مى ‏خواند یا نمى‏ خواند، بلكه مسأله مهم براى ایشان این بود كه كسى در زمان زمامدارى او دست نیاز به سوى مردم دراز نكند. از این رو پرسش حضرت این بود كه این پدیده زشت چیست؟ چون آن حضرت انتظار نداشتند در دوران حكومتشان حتى یك نفر نیازمند پیدا شود كه بخواهد با تكدى امرار معاش كند.

برخورد حضرت با این پدیده زشت اجتماعى نشان مى ‏دهد كه چنین موردى در حكومت آن حضرت سابقه نداشته است و حضرت براى اولین بار با آن برخورد كرده است وگرنه جاى تعجب و پرس ‏و جو نداشت و یا مسئولان مربوطه پاسخ مى ‏دادند این مورد هم مانند دیگر موارد است و تعجبى ندارد، اما هیچ كس چنین پاسخى نداد و غیر از آن مورد هم اتفاق نیفتاد، بلكه براى اولین و آخرین مرتبه بود كه چنین مسأله ‏اى در دوران حكومت آن حضرت و در مركز حكومت ایشان اتفاق افتاد.

 همراهان حضرت در پاسخ آن حضرت گفتند: پیرمردى است نصرانى كه به دلیل فقر و نداشتن توانایىِ كار از مردم درخواست كمك مى ‏كند.

 امیرمؤمنان‏ علیه السلام با شنیدن این پاسخ دو كار انجام دادند. اول اینكه از مسلمانان گلایه كردند و فرمودند: «إستعملتموه حتى إذا كبر وعجز منعتموه؛ [تا جوان و توانا بود] او را به كار مى ‏گرفتید و زمانى كه فرتوت و ناتوان شد، او را رها كردید؟». حضرت با بیان این جمله، از مسلمانان انتقاد كردند و به آنان فهماندند كه در جامعه اسلامى نباید یك نفر نیازمند وجود داشته باشد، هرچند پیرمردى نصرانى باشد.

دوم نظر به اینكه رهبر جامعه اسلامى بودند، به كارگزاران موظف دستور دادند براى رفع نیازهاى زندگى او، از بیت ‏المال حقوقى برایش مقرر كنند كه هفتگى یا ماهانه به او پرداخت شود، تا او كه توان كار و اندوخته‏ اى نداشت گرسنه نماند. زمانى اهمیت این موضوع چند برابر مى ‏شود كه بدانیم آن حضرت در شرایطى براى رفع این مشكلات اجتماعى تلاش مى‏ كردند كه شبانه روز گرفتار جنگ هاى تحمیلىِ جَمل، صفین و نهروان بودند، اما در عین حال به تأمین رفاه و آسایش مردم توجه كامل داشتند. از این رو زمانى كه یك نیازمند را مشاهده كردند، با انتقاد از تعامل مسلمانان با او، براى محو آن پدیده زشت اقدام كردند.

آنچه شایان تأمل است این كه حضرت هرگز چشم بر این مشكل نبستند، زیرا برنامه اقتصادى عادلانه ایشان به گونه ‏اى بود كه جایى براى این گونه موارد باقى نمى‏ گذاشت و از همین رو، حضرت با دیدن آن نصرانى نیازمند، تعجب كردند.

رفاه جامعه در حکومت امیرمومنان علیه السلام

تأمین رفاه و امنیت مردم در طول بیست و پنج سال قبل از حكومت ظاهرى آن حضرت و بعد از شهادت آن حضرت، در دوران حكومت اموى ‏ها و عباسى ‏ها، هرگز وجود نداشت، بلكه این ویژگى منحصر به حكومت آن حضرت بود.

 راستى امروزه در كجاى دنیا، چه در شرق و چه در غرب، رئیس دولتى مى ‏تواند ادعا كند در شهرها و روستاهاى كشور هیچ فقیرى وجود ندارد؟ و ما مى ‏بینیم با این همه پیشرفت و فراوانى سرمایه ‏هاى مادى در هر كشورى هزاران هزار فقیر وجود دارد، اما امیرمؤمنان ‏علیه السلام با ارائه برنامه ای جامع فقر را در كشور اسلامى ریشه ‏كن كرده بودند. باتوجه به این كه ایشان تنها در پنج سال از عمر شریفش رهبرى امت اسلام را در اختیار داشتند و در مدتى كوتاه توانستند به این پیشرفت بزرگ نائل شوند، به یقین اگر مدت سى سال، یعنى از زمان شهادت پیامبر صلى الله علیه وآله قدرت را در اختیار مى ‏داشتند، سرنوشت تاریخ را تغییر داده بودند.