LOGIN
جلسات علمی
alshirazi.org
"در محضر مرجعیت"
سلسله جلسات علمی آیت الله العظمی شیرازی دام ظله در ماه مبارک رمضان ۱۴۴۴ (جلسه بیست ودوم)
کد 36266
نسخه مناسب چاپ کپی خبر لینک کوتاه ‏ 30 فروردین 1402 - 28 رمضان العظيم 1444

بیست و دومین نشست علمی مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظله در شب های ماه مبارک رمضان ۱۴۴۴ با حضور جمعی از شخصیت های علمی، نمایندگان مراجع عظام تقلید، فعالان دینی و فرهنگی و طلاب علوم دینی، در شامگاه روز سه شنبه بیست و هفتم رمضان العظیم ۱۴۴۴ در بیت مرجعیت شهر مقدس قم برگزار شد.

مشروح مباحث مطرح شده در این نشست به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

س: در جلسۀ گذشته فرمودید در امور مالی شرعی تعبّدی، قصد قربت نداشتن، بلکه ریا کردن در آن، موجب بطلان آن عبادت نمی شود و حرمت وضعی ندارد، بلکه فقط حرمت تکلیفی دارد، حال آنکه خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ» (البقرة/ 264)، و نیز می فرماید: «وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ» (النساء/ 4)، مؤیّد این دو آیۀ شریفه این آیۀ کریمه است که عدم اطاعت از خدا و رسول را مُبطِل اعمال می داند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ» (محمّد صلّی الله علیه وآله/ 33).

ج: این فراز از آیۀ شریفه: «لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى» اشاره به اعمّ از زکات واجب دارد، بلکه صدقات مستحبّ را نیز شامل می شود.

ریا کردن، عملی حرام است ولی از این آیات شریفه بطلان امور عبادی مالی با ریا یا بدون قصد قربت برداشت نمی شود، زیرا بطلان به دو معنا می آید: 1) بطلان عمل، 2) بطلان اجر. اگر بطلان در موردی به معنای اوّل باشد، معنای بطلان اجر را نیز به همراه دارد ولی اگر بطلان به معنای بطلان اجر باشد، در همۀ موارد بطلان عمل را به همراه ندارد. در فرض سؤال، تبادر بطلان عمل محرز نیست و در صورت شک و عدم احراز اینکه مقصود بطلان عمل است، به قدر متیقّن اخذ می شود که فقط بطلان اجر و ثواب است.

س: فارق میان نماز، روزه، حج، اعتکاف و مانند این عبادات غیر مالی و زکات، خمس، کفّاره، زکات فطره، فدیه و مانند این عبادات مالی، چیست که در قسم اوّل ریا مبطل عبادت است ولی در قسم دوّم مبطل عبادت نیست؟

ج: دلیلی بر اینکه هر عبادتی با ریا باطل شود، نداریم.

در فرض مسأله، فارق، وجود اجماع در اوّل و عدم دلیل در دوّم است بلکه بسیاری از فقها اصلاً متعرّض آن نشده اند، زیرا در اعمال عبادی غیرمالی مانند: نماز، روزه، حج، اعتکاف، در صورتی که ریا کند، به اجماع فقها، عمل و اجر او هردو باطل می شوند ولی در اعمال عبادی مالی مانند: زکات، زکات فطره، خمس، کفّاره، فدیه، در صورت ریا کردن، دلیل بر بطلان عمل نیست ولی اجر او باطل می شود.

و اینکه گفته شده، در موثّقۀ سکونی از امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلّی الله علیه وآله روایت شده « إِنَّ الْمَلَكَ لَيَصْعَدُ بِعَمَلِ الْعَبْدِ مُبْتَهِجاً بِهِ‌ فَإِذَا صَعِدَ بِحَسَنَاتِهِ يَقُولُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اجْعَلُوهَا فِي سِجِّينٍ‌ إِنَّهُ لَيْسَ إِيَّايَ أَرَادَ بِهَا» (الکافي ج2 ص295 ح7)، و ظاهر روایت، حرمت تکلیفی و وضعی عمل ریایی است.

پاسخ داده می شود، در حرمت تکلیفی ریا بحثی نیست ولی از این روایت و مثل آن حرمت وضعی و بطلان عملی که ریاءً صورت پذیرفته برداشت نمی شود و اینکه گفته شده فلان عمل را به جهنّم می برند نیز ظهور در بطلان ندارد، بلکه با بطلان اجر و ثواب هم سازگار است، و چه بسیار روایات در مکروهات که به همین نَمَط وارد شده.

در روایتی آمده است: «إِذَا قَامَ الْعَبْدُ إِلَى الصَّلَاةِ أَقْبَلَ اللهُ عَلَيْهِ بِوَجْهِهِ فَلَا يَزَالُ مُقْبِلًا عَلَيْهِ حَتَّى يَلْتَفِتَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَإِذَا الْتَفَتَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ أَعْرَضَ عَنْهُ‌؛ هنگامى که بنده به نماز می‌ایستد، خداوند به او رو می‌کند و همواره به او توجّه دارد تا آنکه بنده سه بار به چیز دیگرى توجّه کند [و از خدا غافل شود]. پس از این سه بار بی‌توجهی است که خدای متعال از او روى می‌گرداند» (المحاسن ج1 ص81 ح9). با آنکه حواس پرتی شخص در نماز موجب بطلان نمازش نیست و حرام هم نیست، هیچ یک از فقها نیز قائل به بطلان نشده اند ولی مکروه است که نماز شخص با حضور قلب نباشد، با این وجود در این روایت آمده که خدای متعال «أَعْرَضَ عَنْهُ».

برخی نیز به روایت «لا عمل إلا بنية» (دعائم الإسلام ج1 ص105) استشهاد کرده اند به اینکه اگر نیت در عملی نبود، آن عمل باطل است. پاسخ داده می شود این روایت تمام اعمال را شامل می شود نه فقط عبادات را. شرط مذکور هم از روایت برداشت نمی شود.

و نیز همانگونه که در اصول مطرح است، برخی به جهت اصالة العبادیه به این آیۀ شریفه استدلال کرده اند که «وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ» (البینة/ 5)، پس در هر عملی اصل بر این است که ظاهرش عبادیّت همۀ اعمال است، و شرطیّت قصد قربت و اخلاص در همۀ اعمال ولی غالب فقها این استدلال را نپذیرفته اند.

در نتیجه، به نظر می رسد، همانگونه که اصالة العبادیه تامّ نیست، استدلالات مطرح شده در مقام هم تام نیستند، پس جز در مواردی که دلیل قائم بر بطلان و حرمت عمل ریایی است همچون نماز و روزه در دیگر موارد، دلیلی بر بطلان عمل نیست، اگرچه حرمت ریا قطعی نیست.

س: شخصی مدّتی خرید و فروش شراب می کرده، بعد از مدّتی پشیمان شده و توبه کرده، در رابطه با اموالی که در دست اوست، یا مالک آن ها را نمی شناسد، یا از ایصال این اموال به صاحبان آن معذور است، وظیفۀ او چیست؟

ج: در صورتی که صاحبان آن اموال را نمی شناسد، آن اموال مجهول المالک هستند، و در صورتی که از هر طریقی معذور از ایصال آن اموال به صاحبان آن ها است نیز در حکم مجهول المالک هستند، و امر آن به دست فقیه جامع شروط است، و برای تصرّف در آن اموال باید از فقیه اجازه بگیرد.

س: نظر مبارکتان پیرامون روایتی که اعتکاف نزد اباعبد الله علیه السلام را بیان می کند، و سید ابن طاوس (در: الإقبال ج1 ص358) آن را روایت فرموده چیست؟

ج: سید ابن طاوس می فرماید: «ذكر ما نختار روايته من فضل المهاجرة إِلى الحسين صلوات اللَّه عليه في العشر الأواخر من شهر رمضان: روينا ذلك بإسنادنا إِلى أَبي المفضّل، قال: أَخبرنا عليُّ ابن محمّد بن بندار القمّي إِجازة، قال: حدّثني يحيى بن عمران الأشعريّ، عن أَبيه، عن أَحمد بن محمّد بن أَبي نصر، قال: سمعت الرّضا عليّ بن موسى عليهما السلام يقول: عمرة في شهر رمضان تعدل حجّة، و اعتكاف ليلة في شهر رمضان يعدل حجة، و اعتكاف ليلة في مسجد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و عند قبره يعدل حجّة و عمرة، و من زار الحسين عليه السلام يعتكف عنده العشر الغوابر (الأواخر/ خ) من شهر رمضان فكأنّما اعتكف عند قبر النبيّ صلّى اللَّه عليه و آله، و من اعتكف عند قبر رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله كان ذلك أَفضل له من حجّة و عمرة بعد حجّة الإسلام. قال الرّضا عليه السلام: و ليحرص من زار الحسين عليه السلام في شهر رمضان أَلّا يفوته ليلة الجهنيّ عنده، و هي ليلة ثلاث و عشرين، فإنّها اللّيلة المرجوّة، قال: و أَدنى الاعتكاف ساعة بين العشاءين، فمن اعتكفها فقد أَدرك حظّه- أَو قال: نصيبه- من ليلة القدر» (الإقبال ج1 ص358).

در سند این روایت، سه شخص مورد بحث هستند. ابوالمفضّل شیبانی را رجالیّون تصریح به ضعف او کرده اند ولی قرائنی نیز بر اعتبار او وجود دارد. در تمییز علی بن محمّد بن بندار نیز بحثی است اگرچه برخی از معاصرین گفته اند: «علي بن محمد بن بندار هو علي بن محمد بن أبي القاسم الثقة» (معجم رجال الحدیث ص13 ص141 رقم 8414). و امّا پدر یحیی بن عمران اشعری مهمل است.

از آنجا که نتیجه تابع اخسّ مقدّمات است، سند این روایت ضعیف است.

البتّه عمل به آن طبق قاعدۀ تسامح در ادلّۀ سنن ایرادی ندارد ولی به سه قرینۀ داخلیّه، مراد از آن اعتکاف اصطلاحی نیست: 1) «و اعتكاف ليلة في شهر رمضان يعدل حجة»، 2) «و اعتكاف ليلة في مسجد رسول الله صلّى الله عليه و آله»، 3) «و أَدنى الاعتكاف ساعة بين العشاءين»، از این دو قرینه برداشت می شود که مراد اعتکاف لغوی است که لَبث و بقاء مستمرّ در مکانی است، نه اعتکاف اصطلاحی.

س: خواهشمند است جایگاه و فضیلت مسجد براثا را بیان بفرمایید.

ج: در زمان سکونت در عراق، مکرّر به مسجد براثا مشرّف شدم. آن زمان میان کاظمین و بغداد که مسجد براثا در آنجا قرار دارد، صحرا فاصله انداخته بود. سپس کاظمین و سامرا به یکدیگر متّصل شد. البتّه آن زمان اگرچه نماز جماعت هم در آنجا برپا می شد ولی همیشه خلوت بود و محلّ رفت و آمد زوّار نبود.

فضل مسجد براثا در مفاتیح الجنان و الدعاء والزیاره ذکر شده است.

مرحوم شیخ عبّاس قمّی رضوان الله علیه دوازده فضیلت مسجد براثا را که از روایات مختلف برداشت می شود ذکر نموده، می فرماید: «اولک حق ‌تعالی مقرّر فرموده که در آن زمین فرود نیاید هیچ رهبری با لشگرش جز پیغمبر یا وصی او.

دوم: خانه حضرت مریم سلام الله‌ علیها است.

سوم: زمین حضرت عیسی علیه ‌السلام است.

چهارم: اینکه چشمه‌ای در آنجاست که برای حضرت مریم سلام ‌الله‌ علیها ظاهر شده.

پنجم: حضرت امیر علیه ‌السلام آن چشمه را به اعجاز خویش ظاهر ساختند.

ششم: بودن سنگ سپید متبرکی که مریم علیه االسلام، حضرت عیسی علیه ‌السلام را در آن محل بر آن سنگ نهاده بود.

هفتم: بیرون آوردن امیرمؤمنان علیه‌ السلام آن سنگ را با اعجاز و نصب آن به سمت قبله و خواندن نماز به سوی آن.

هشتم: اینکه حضرت امیرمومنان علیه ‌السلام و دو نوباوه او حضرت مجتبی علیه‌ السلام و سیدالشهدا علیه ‌السلام در آن مکان نماز خواندند.

نهم: توقف امیرمؤمنان به مدت چهار روز در آن جا، به خاطر شرافت مکان و قداست آن زمین.

دهم: اینکه انبیا به ویژه حضرت ابراهیم خلیل الرحمن علیه‌ السلام در آنجا نماز خواندند.

یازدهم: اینکه قبر پیامبری در آنجا است و شاید آن پیامبر حضرت یوشع باشد که شیخ مرحوم فرموده قبرش در خارج کاظمین در قبله مسجد براثاست.

دوازدهم: بازگشتن آفتاب برای حضرت امیر در آنجا» (مفاتیح الجنان/ تاریخ و فضیلت مسجد براثا).

س: حکم اعتکاف در مسجد براثا چیست؟

ج: اعتکاف در مسجد براثا صحیح نیست، زیرا مسجد براثا مسجد جامع نیست، و فقها در محلّ اعتکاف مسجد جامع بودن را شرط می دانند و اعتکاف در مسجد سوق و مسجد محلّه را نیز صحیح نمی دانند و می گویند مسجد جامع مسجدی است که از اطراف به آن جا می آیند و در آن اقامۀ نماز می کنند ولی نادر از فقها با این شرط مخالفت کرده اند و اعتکاف در هر مسجدی را جایز دانسته اند.

البتّه مسجد پشت ضریح امام حسین علیه السلام، مسجد بالاسر حضرت معصومه علیها السلام، مسجد جامع قم و مسجد جوار ضریح حضرت امیرمؤمنان علیه السلام مسجد جامع محسوب می شوند و اعتکاف در آن ها صحیح است.

س: آیا گریۀ بر مصائب اهل بیت طاهرین علیهم السلام در اثنای نماز جایز است؟

ج: صاحب عروه گریۀ عمدی که مشتمل بر صدایی باشد را از مبطلات نماز بر می شمرد (العروة الوثقی مع تعلیقاتٍ علیها ج2 ص231/ السابع) ولی به نظر می رسد همانگونه که جماعتی از فقها فرموده اند گریه بر مصائب اهل بیت علیهم السلام در اثنای نماز ایرادی ندارد.

س: آیا قول اهل خبره در رؤیت هلال معتبر است؟

ج: همانگونه که قول اهل خبره در اوقات صلات معتبر است، در رؤیت هلال نیز معتبر است، به شرط عدم تعارض میان اقوال اهل خبره، که در صورت تعارض، تساقط کرده و اصل عدم و استصحاب مقدّم می شود. البتّه در هلال ماه مبارک رمضان و ماه شوّال به جهت روایات مستفیضه بلکه متواتره، فقط رؤیت ملاک است. بنابراین در هلال دیگر ماه ها به قول اهل خبره می توان اعتماد نمود.

س: نظر مبارکتان دربارۀ اذن پدر برای ازدواج دختر بالغۀ باکرۀ رشیده چیست؟

ج: صاحب عروه می فرماید: «واختلفوا في ثبوتها على البكر الرشيدة على أقوال: وهي استقلال الولي واستقلالها والتفصيل بين الدوام والانقطاع باستقلالها في الأول دون الثاني والعكس، والتشريك بمعنى اعتبار إذنهما معا. والمسألة مشكلة فلا يترك مراعاة الاحتياط بالاستئذان منهما. ولو تزوجت من دون إذن الأب، أو زوجها الأب من دون إذنها، وجب إما إجازة الآخر أو الفراق بالطلاق. نعم إذا عضلها الولي أي: منعها من التزويج بالكفؤ مع ميلها سقط اعتبار إذنه، وأما إذا منعها من التزويج بغير الكفؤ شرعا فلا يكون عضلا. بل وكذا لو منعها من التزويج بغير الكفؤ عرفا ممن في تزويجه غضاضة وعار عليهم وإن كان كفوا شرعيا. وكذا لو منعها من التزويج بكفو معين مع وجود كفو آخر. وكذا يسقط اعتبار إذنه إذا كان غائبا لا يمكن الاستئذان منه مع حاجتها إلى التزويج» (مراجعه شود به: العروة الوثقی مع تعلیقاتٍ علیها ج4 ص354 م1).

به جهت اختلاف روایات، آرای فقها در این مسأله مختلف است، و آرای فقها حدود شش رأی است. برخی مطلقاً در ازدواج دائم و منقطع اذن پدر را برای دختر بالغۀ باکرۀ رشیده شرط می دانند، برخی همچون مرحوم سیّد عبدالهادی شیرازی مطلقاً در ازدواج دائم و منقطع اذن پدر را شرط نمی دانند، برخی در ازدواج دائم شرط می دانند و در ازدواج منقطع شرط نمی دانند، برخی در ازدواج منقطع شرط می دانند و در ازدواج دائم شرط نمی دانند، ولی همانگونه که غالب فقها در مسأله احتیاط وجوبی کرده اند، به نظر می رسد بنابر احتیاط واجب دختر باکرۀ بالغۀ رشیده باید از ولی خود در ازدواج دائم و منقطع اذن بگیرد، البتّه این وجوب تکلیفی است و وضعی نیست.

س: نظر مبارکتان دربارۀ افرادی که به اسم مرتدّین بعد از پیامبر صلّی الله علیه وآله مطرح شدند، چیست؟

ج: جنگ بدون اذن امام علیه السلام شرعی نیست و هیچ یک از جنگ هایی که بعد از شهادت رسول خدا صلّی الله علیه وآله به عنوان فتوحات اسلامی توسّط اهل سقیفه و اتباع آن ها صورت گرفت مأذون از طرف امام علیه السلام نبودند. در نتیجه مشروع نبودند و بسیاری از کسانی که ازسوی سقیفه به آن ها تهمت ارتداد زده شد، از خوبان شیعیان امیرمؤمنان علیه السلام بودند، همچون جناب مالک بن نویره رحمه الله.

س: مراد از نان خور در زکات فطره چیست؟

ج: در روایات عنوان عیلولة مطرح شده، یعنی کسی که خرج آن ها را می دهد، چه واجب النفقه همچون زوجه و والدین فقیر او باشند و چه واجب النفقۀ او نباشند، همچون برادر یا خواهر، بلکه هرکس که بر او انفاق تمام مخارج یا معظم مخارج خوراک، پوشاک و مسکن او را می کند. البتّه برخی از فقها می گویند باید همۀ مخارج او را عهده دار باشد نه معظم آن را ولی به نظر می رسد به جهت توسعۀ عرفی که در مقام است، اگر متکفّل معظم مخارج او هست، زکات فطرۀ او برعهدۀ اوست.

به همین جهت، ظاهراً متسالم علیه میان فقهاست که زکات فطرۀ محبوس بر کسی است که او را حبس نموده، زیرا عیال او محسوب می شود. صاحب عروه می فرماید: «یجب اخراجها -بعد تحقّق شرائطها- عن نفسه و عن ... المحبوس عندهم ولو علی وجه محرّم» (العروة الوثقی مع تعلیقاتٍ علیها ج3 ص209).

س: صحّت اختلاف قرائات قرآن کریم تا چه مقدار است؟

ج: قرائت هایی که غیر از قرائت متداول در دست مردم است، وجه های مختلف قرائت است که قرّاء بیان کرده اند، و قرائت آن ها در نماز و مثل آن به عنوان قرآن صحیح نیست، بلکه قرائت معتمد نزد شیعه همین قرائت متداول و قرآنی است که میان دو جلد است نه یک کلمه و حرف و نقطه کم و نه زیاد.

سابقاً در برخی از جرائد نوشته شده بود، یکی از افرادی که بعداً علیه او کودتایی صورت گرفت، تمام «قل» های قرآن را حذف کرده بود، به این بهانه که مخاطب آن ها پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله است نه عموم مردم، که اینگونه دخالت ها و دستکاری ها در قرآن کریم همگی باطل است.

س: آیا دادن سه کیلوگرم گندم به عنوان زکات فطره به فقیر افضل است یا قیمت آن؟

ج: در برخی از روایات بیان شده که در زکات فطره، خرما دادن افضل است، ولی فقها برداشت کرده اند از عمومات که آنچه احسن به حال فقیر است، افضل است.

در برخی از روایات در زکات فطره، نان نیز وارد شده، و در حال حاضر در مناطق ما، که اکثر مردم فقیر حساب می شوند، به نظر می رسد همانگونه که برخی از فقها نیز گفته اند در زکات فطره نان که ارزان تر از دیگر موارد حتّی گندم و جو است را بدهند که برای همه سهل است. پرداختن این مقدار زکات فطره و پرداختن عین آن لازم نیست، بلکه قیمت آن را هم می تواند بدهد. همانطور که در خمس هم با آنکه به عین تعلّق گرفته ولی فقها از باب تسهیل فرموده اند قیمت آن را نیز می تواند پرداخت کند.

و در زکات فطره واجب نیست عین گندم، جو، نان، برنج و... به دست فقیر برسد، بلکه می توانند قیمت آن را بدهند، و فقیر حقّ دارد در هر مصرفی که دارد صرف کند، برخلاف فدیه، که بنابر برداشت از ادلّه، باید عین گندم، جو یا نان را به فقیر برساند، و البتّه او حق دارد که آن را بفروشد یا در خوراکش مصرف کند.

لازم به ذکر است که در فدیه، خدای متعال فرموده است: «وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ» (البقرة/ 184)، مراد از طعام، گندم و جو است، نه غذا. اگرچه برخی در آیۀ شریفۀ «وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ» (المائدة/ 5) مغالطه کرده و گفته اند غذای اهل کتاب بر شما حلال است، حال آنکه مراد از طعام در این آیۀ شریفه نیز گندم و جو است نه غذاهای ایشان.

س: سجده و رکوع به احترام امامان علیهم السلام در مقابل ضریح ایشان چه حکمی دارد؟

ج: در دعای بعد از نماز زیارت امام حسین علیه السلام آمده است: «اللهم لك صليت وركعت وسجدت، لك وحدك لا شريك لك، لان الصلاة والركوع والسجود لا يكون الا لك» (الاقبال ج2 ص65). رکوع و سجود نوعی احترام است، چه برای خدای متعال باشد، چه برای غیر خدای متعال صورت بپذیرد ولی از مجموع ادلّه برداشت می شود سجود و رکوع به عنوان احترام به اهل بیت علیهم السلام جایز نیست، البتّه فقها، خم شدن کمتر از رکوع و همچنین سجدۀ شکر در مقابل ضریح معصومین علیهم السلام را جایز دانسته اند.

صاحب عروه می فرماید: «يحرم السجود لغير الله تعالى، فإنه غاية الخضوع فيختص بمن هو في غاية الكبرياء والعظمة، وسجدة الملائكة لم تكن لآدم بل كان قبلة لهم، كما أن سجدة يعقوب وولده لم تكن ليوسف بل لله تعالى شكرا حيث رأوا ما أعطاه الله من الملك فما يفعله سواد الشيعة من صورة السجدة عند قبر أمير المؤمنين وغيره من الأئمة عليهم السلام مشكل إلا أن يقصدوا به سجدة الشكر لتوفيق الله تعالى لهم لإدراك الزيارة، نعم لا يبعد جواز تقبيل العتبة الشريفة» (العروة الوثقی مع تعلیقاتٍ علیها ج3 ص198 م24)، البته بنظر می رسد تقبیل عتبۀ شریفه مستحبّ است.

  • نظری برای این خبر درج نشده است.