LOGIN
بیانات
shirazi.ir
"تقوا، سپری در برابر ناملایمات دنیا"
سلسله بیانات اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله (کلام معرفت ۱۳)
کد 41831
نسخه مناسب چاپ کپی خبر لینک کوتاه ‏ 28 آذر 1402 - 5 جمادى الثانية 1445

بسم الله الرحمن الرحیم

درآمد

امیرمؤمنان حضرت علی صلوات الله علیه در پاره ای از مواعظشان متقین را چنین وصف می کند: «أنّ المتقین ... شارکوا أهل الدنیا في دنیاهم ولم یشارکهم أهل الدنیا في آخرتهم؛[1] متقیان ... با مردم دنیا در دنیایشان شرکت کردند، ولی دنیاطلبان در آخرت ایشان شرکت نکردند».

از حدیث فوق چنین برمی آید که متقین هم دنیا دارند و هم آخرت، برخلاف اهل دنیا که آخرت ندارند. در برخی فرمایش های معصومان علیهم السلام نیز آمده است که اهل دنیا، دنیا نیز ندارند، البته دنیا به معنی سعادت.

عامل سعادت

سعادت آرزوی هر انسان است. دنیا محل فراهم آمدن این آرزوست. سؤالی که مطرح است اینکه عامل سعادت چیست؟ چه چیزی برای انسان سعادت به بار می آورد؟ آیا پول سعادت آفرین است؟ حکومت و علم و شخصیت چطور؟ در بسیاری از موارد پول سعادت را از انسان سلب می کند. موارد دیگر نیز به تنهایی سعادت زا نیستند. سعادت راحتی روح است و آسایش نفس، سعادت مایه اطمینان خاطر انسان است، چیزی است که با وجود آن، دیگر برای از دست رفتن لذت های دنیایی افسوس چندانی نمی خوریم، موجب می شود که انسان از فقدان و کاستی دارایی های دنیا به مرگ ناگهانی تلف نشود و تأمین کننده سلامت زندگی دنیا و آخرت انسان است.

اضطراب ها و افسردگی های ناشی از مشکلات دنیایی مثل فقدان پول و ریاست و از این دست موارد، چه بسا آن قدر به شخص فشار آورد، که زیر این فشارها جان خود را از دست بدهد. آشکار است که چنین کسانی روح آسوده و نفس مطمئنه ندارند. اینان در زندگی دنیا در پی همه چیز بوده اند، جز راحتی روح و روان خود. کسی که سر بر بالشت می نهد، تا زمانی که آسودگی روانی نداشته باشد، نمی خوابد، و اگر بخوابد، خواب خوش و شیرینی نخواهد داشت. از این روست که پول بسیاری اوقات به جای آنکه تأمین کننده آسایش صاحبش باشد، مایه سلب آرامش او می گردد تا جایی که حتی ممکن است به مرگ او نیز بینجامد.

به این ترتیب، سعادت داشتنِ یکی یا چندتا از عوامل خوش گذراندن زندگی مثل پول و ریاست و سلامت بدن و حکمرانی و... نیست. سعادت موهبتی است که بدون او هیچ یک از لذت های زندگی به کام انسان گوارا نخواهد بود. به عبارتی سعادت رضاست. به این معنا که هر شخصی در هر شرایطی از زندگی که به سر می برد، در دارایی و نداری و خوشی و ناخوشی و سلامتی و بیماری، به شرایطی که از سر می گذراند راضی باشد، چراکه این شرایط، همه زودگذر است و پس از آن، سرانجام خوبی در انتظار اوست. پس فراز و نشیب زندگی نباید از رضایت او بکاهد. در این صورت است که انسان سعادتمند می گردد.

خیلی پیش جوانی بود که براثر سکته از دنیا رفت. بعد از مدتی یکی از بستگان او را دیدم و از او دلیل سکته و مرگ آن جوان را جویا شدم. آن شخص گفت: گویا با کسی مشکل مالی داشته است و این مشکل آن ها به مشاجره سختی کشیده و به دعوا و اوقات تلخی انجامیده است. پس از آن مشاجره با اعصاب خراب روی صندلی تکیه داد و همان جا از حال رفت. اطرافیانش تا به خودشان آمدند دیدند که از دنیا رفته است. آن جوان علاوه بر اینکه پول خود را از دست داد، خودش نیز تلف شد. بی گمان سعادتمندی این گونه نیست و سعادتمند برای مسائل مالی چنان برنمی آشوبد که جان خود را از دست بدهد.

شخص دیگری که باز سرنوشتی مشابه داشت و در تشییع او شرکت کردم، به گفته یکی از بستگانش قطعه زمینی داشت که رفت آن را بفروشد. زمین را فروخت و پول آن را ـ که مبلغ خوبی هم بود ـ گرفت و به خانه برمی گشت که در راه به شخصی برخورد که از او سراغ زمینش را گرفت. به او گفت: به فلان مبلغ زمین را فروختم. آن شخص به او گفت: من دو برابر این مبلغ از تو می خریدم. آن آشنا که همراه او بود تعریف می کرد: هنگامی که این سخن را شنید، اعصابش خیلی به هم ریخت و دیگر چیزی نگفت. به خانه که آمدیم یک مرتبه سرش به دامن من افتاد و از دنیا رفت. بماند که به قیمت خوبی زمینش را فروخت، معلوم نبود که آن شخص راست می گفت که دو برابر حاضر بود زمینش را بخرد، یا نه. به هر حال، پول برای این شخص خسارت جبران ناپذیری به بار آورد. چنین پولی بیش از آنکه سعادت زا باشد شقاوت زاست. انسان متقی به میزان تقوایش از رخداد چنین مسائلی دور است. اگر هم از مراتب بالای تقوا برخوردار باشد، که چنین وقایعی اصلاً تأثیری بر او ندارد. همینطور هر اندازه تقوایش کمتر باشد، به همان میزان بیشتر تحت تأثیر قرار می گیرد. چنین تقوایی برای انسان سعادت زا است.

تقوا، عامل سعادت

تقوا ضعف و سستی را از انسان می گیرد و در برابر ناملایمات زندگی و کاستی ها و زیادی های آن پایدار می سازد. انسان متقی به میزان تقوایش تزلزل ناپذیر است. اگر کاملاً متقی باشد، که هرگز از مشکلات دنیا نمی رنجد و حرص نمی خورد.

کسانی که ناملایمات زندگی آن ها را از کوره به در می کند و زود اعصابشان به هم می ریزد، یا کسانی که به خاطر مال دنیا سلامتی خود را از دست می دهند، و نیز کسانی که با مبتلا شدن به بیماری دچار افسردگی و ناامیدی می گردند، همه و همه تقوای اندکی دارند. انسان متقی چه پولدار باشد و چه بی پول و چه سالم یا بیمار، سعادتمند است. انسان متقی خواه دیگران مدحش کنند یا نکوهش او گویند، برایش چندان تفاوتی ندارد، بی پولی ها و گرفتاری های زندگی باعث سلب آرامش او نمی گردد و چنان از مشکلات نمی رنجد که شب را نتواند آسوده بخوابد. تقوا سبب می گردد که انسان کمتر دامن به گناه آلوده کند و کمتر نیز پشیمانی به سراغ او آید. طبیعی است که انسان گاهی عصبانی شود اما اگر تقوا داشته باشد، این صفت مانع از ارتکاب اعمالی می شود که برای او پشیمانی به بار آورد. گاهی واکنش در حال عصبانیت سبب ایجاد مشکلات بزرگ تری می شود. پس عامل دستیابی به سعادت تقواست.

بنا به فرمایش امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام که فرمودند: «شارکوا اهل الدنیا في دنیاهم»، متقین همانند اهل دنیا از دنیا بهره می برند. اهل دنیا خانه دارند و می خورند و می آشامند و متقین نیز همانند آن ها از این نعمت ها برخوردارند، حال شاید اندکی مختصرتر. بسیار پیش می آید در خانه های کوچک انسان های متقی زندگی هایی بی دغدغه و لذت بخش جریان دارد که در قصرهای باشکوه دنیاپرستان یافت نمی شود. فرموده های معصومان علیهم السلام نیز بر این تکیه دارد که زندگی راحت از آنِ باتقوایان است. آنان حتی اگر از لحاظ اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی مشکلاتی داشته باشند، با این حال به کمک تقوا بر همه اینها فائق می آیند.

از طرفی اهل دنیا، به خاطر گرایش فوق العاده آن ها به دنیا، چه بسا در دام گناه و کلاه برداری و تعدی از حدود الهی گرفتار آیند و آخرت خود را به باد دهند. از این رو، از سعادت جاودانگی که در سرای آخرت فراهم می آید، محروم می گردند، در حالی که متقین در آخرت از زندگی مرفه و آسوده ای بهره مند هستند.

وصلی الله علی سیدنا ونبینا محمد وآله الطاهرین

[1]. أمالی مفید، مجلس الحادی والثلاثون، ص263 (چ: قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق).