LOGIN
بیانات
shirazi.ir
"عدالت نسبت به دشمنان"
سلسله بیانات اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله (کلام معرفت ۱۶)
کد 42436
نسخه مناسب چاپ کپی خبر لینک کوتاه ‏ 25 دی 1402 - 3 رجب الأصب 1445

بسم الله الرحمن الرحیم

در قرآن کريم خدای متعال صريحاً به عدالت ورزی امر فرموده است، آنجا که می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ؛[1] در حقيقت ‏خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مى‏ دهد».

مشخص ترين جايگاه نمود عدالت در حکومتداری است. عدل برای حاکم بيش از هر شخص ديگری مورد انتظار است و بيشترين شمول مفهوم عدالت نيز در حکومت مطرح است، زيرا دايره حکومت همه افراد آن جامعه تحت حاکميت و همه سرزمين تحت اداره حکم را شامل می شود. همه اين گستره پهناور با جمعيت فراوان، مهم ترين انتظاری که از حاکم و حکومت دارند اجرای عدالت است. به همين دليل همواره مهم ترين مشخصه ها برای سنجيدن ميزان کارآمدی و موفقيت حکومت ها ميزان اجرای عدالت ازسوی آنان است.

تاريخ اسلام به وضوح و درستی دو نمونه آشکار و موفق از حکومتداری سالم را برای ما به يادگار گذاشته است، منظور حکومت درخشان رسول گرامی خدا صلی الله عليه وآله و نيز جانشين برحق ايشان امیرمؤمنان حضرت علی عليه السلام است که قرآن کريم از ايشان به «نفس رسول الله» تعبير می کند. هر دو بزرگوار حکومت هايی را بر مسلمانان داشتند که از همه جهات حکومتداری و در رأس آن ها عدالت ورزی نمونه هايی بی نظير و مثال زدنی هستند.

عدالت در جنگ

از مهم ترين عرصه ها که رعايت عدالت در آن بسيار دشوار است، ميدان جنگ است. جنگ نوعاً يعنی زد و خورد و اسارت و کشتن و... لذا در اين عرصه دشوار توقع عدالت چندان نمی رود، زيرا جنگ مبتنی بر خشونت است و عدالت اساساً بر رحمت استوار است، لذا در ميدان جنگ که خشونت از هرجای ديگری بيشتر نمايان است، شايد به عدالت توجه چندانی نشود، يعنی طرفين متخاصم، چه متجاوز و چه آن که از خود دفاع می کند، در پی نابودی و شکست طرف مقابل است و برای اين منظور شيوه ها و ابزارهايی که به کار می برند، خشونت آميز است. در چنين فضای خشونت باری مطرح کردن عدالت با دشمن که به نوعی نشان دادن دری از رحمت به سوی اوست، شايد در نگاه نخست چندان موضوعيت نداشته باشد، اما همان گونه که در سيره حضرت رسول صلی الله عليه وآله و امیرمؤمنان حضرت علی عليه السلام می بينيم، آن دو بزرگوار بسيار بر رعايت عدالت در ميدان نبرد دقت می ورزند.

پيش از ورود به مبحث اصلی، اين نکته را يادآور شويم که حضرت رسول اکرم صلی الله و عليه وآله هيچ گاه خود آغازگر جنگی نبودند و جنگ های بسياری که در دوران حکومت خود از سرگذرانيدند، همگی جنبه دفاعی داشتند. دشمنان حضرت از مشرکان و يهود يا نصاری جنگی را برضد حضرت به راه می انداختند. ایشان نيز برای دفاع از کيان اسلام و مسلمانان دستور جهاد می دادند. همه جنگ های حضرت بدون استثناء بر اين قاعده بوده است. اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام هم که سه نبرد خيلی سخت را در دوران کوتاه حکومت خود داشتند، در هر سه مورد آغازگر جنگ نبودند. حتی هنگامی که به ميدان نبرد پا می گذاشتند نيز به ياران خود اجازه ندادند که جنگ را آغاز کنند. جنگ افروزی هميشه ازسوی دشمنان ايشان انجام می شده است و آن حضرت عليه السلام برای دفاع پا در ميدان نبرد می نهادند.

فتح مکه، تجلی بخش عدالت پيامبر صلی الله عليه وآله

اگر تاريخ پيامبر صلی الله عليه وآله و اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام را ورق بزنيم، فراوان نمونه هايی از عدالت آن حضرات با دشمنان خود را می يابيم، حتی می توان اين امر را از ويژگی های بارز آن بزرگواران به شمار آورد. يک دنيا روح و ريحان و خیر از سيره ايشان برای ما در دل تاريخ به يادگار مانده است. قريب به هشتاد جنگ کوچک و بزرگ بر حضرت پيامبر صلی الله عليه وآله در مدت بيست سال تحميل شد. اقوام مختلف عرب و با آيين های مختلف از مشرکان، يهود و نصاری با تمام قوا با حضرت جنگيدند و همه آن ها آرزوی نابودی حضرت صلی الله عليه وآله و اسلام و مسلمانان را در سر داشتند. با همه این ها، رفتار حضرت با آن ها هميشه مبتنی بر عدالت بوده است.

بهترين نمونه، فتح مکه به دست مسلمانان است. پس از بيست سال جنگ های پی در پی که مشرکان با پيامبر خدا صلی الله عليه وآله يا به طور مستقيم داشتند و يا به نحوی خود در برافروختن آتش جنگ دخيل بودند، عاقبت خدای متعال به اسلام و مسلمانان، شوکت و عزت بسيار بخشيد و سپاه پرشمار اسلام به سوی مکه آمد. خدای متعال نصرت خود را نصيب مسلمانان کرد و به مدد نصر الهی عاقبت مکه بدون جنگ و خونريزی به دست آن ها افتاد.

رفتار پيامبر خدا صلی الله عليه وآله با مشرکان مکه که بيست سال تمام ایشان را رنجاندند و برضد آن حضرت جنگ ها برافروختند، بسيار شگفتی آنان را برانگيخت. حضرت در همه آن سال ها متحمل انواع آسيب ها ازسوی مشرکان شده بود، يارانش را کشتند، اموالش را غارت کردند و خانه و کاشانه اش را مصادره کردند و بسيار آزارها و اذيت هايی که مسلمانان و اطرافيان پيامبر صلی الله عليه وآله از دست آن ها ديدند. حضرت در حالی وارد مکه شدند که اهل مکه ـ که همه آن جنايت ها را در حق پيامبر صلی الله عليه وآله کرده بودند ـ در رعب و وحشتی فراگير رفته بودند و نمی دانستند که حضرت پيامبر صلی الله عليه وآله با آن همه ظلم ها که در حق وی کردند، با آن ها چگونه رفتار خواهد کرد و چه مجازاتی برایشان در نظر گرفته بود. حضرت صلی الله عليه وآله با مسلمانان به مکه وارد شدند و کاملاً برخلاف تصور مشرکان عمل کردند. تاريخ سخنی از حضرت رسول صلی الله عليه وآله در برابر مشرکان مکه ثبت کرده است که شگفتی آوری آن همچنان پس از گذشت قرن ها از آن حادثه، هر خواننده تاريخ را متحير می کند. چنین رفتاری در تاريخ بی سابقه بوده و جز از اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام که ایشان هم به شهادت قرآن نفس رسول خداست، از شخص ديگری ديده نشده است.

حضرت به جمعيت ترسان و نگران مشرکان مکه فرمود: «اِذْهَبُوا فَأَنْتُمُ اَلطُّلَقَاءُ؛[2] برويد که شما آزادشدگان هستید». حضرت با اين سخن خود يکباره بر همه خطاهای آنان قلم عفو کشيد و هيچ کس را از آنان به سبب جرم ها و جنايت هايی که مرتکب شده است، مجازات نفرمود. اين رفتار آن حضرت صلی الله عليه وآله که در تاريخ مانندی جز اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام برای آنان نمی توان يافت، چيزی نيست جز عمل به آيه شريفه «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ». عدل اگر به خوبی فهميده و اجرا شود، به واقع همتا و جانشين انسانيت است. عدل مايه آسايش انسان ها و فراهم آورنده جامعه ای سالم و ايمن است. هرگونه هراس و بی امنی با عدل زدوده می شود و نااميدی به مدد عدل است که به اميد مبدّل می گردد. چيزی که در رفتار حضرت پيامبر صلی الله عليه وآله با مشرکان مکه ديده شد، دقیقاً رفتاری کاملاً مبتنی بر عدل بود.

جنگ هوازن

از ديگر موارد درخور ياد، داستان هوازن است که در آن رويداد حضرت پيامبر صلی الله عليه وآله هزاران نفر از اسيران را يکباره آزاد کردند، بی آنکه از آن ها جذيه ای درخواست کنند يا چيزی ديگر. در ميان این اسيران، مرد و زن و بچه بود. باز در اينجا میان رفتار حضرت صلی الله عليه وآله با آنچه در تاريخ مرسوم بوده و همواره اتفاق افتاده است، تفاوت بسيار ديده می شود. آن حضرت صلی الله عليه وآله در اينجا نيز نسبت به دشمنی که به او تعدی کرده است و قصد کشتن او را داشته است و اکنون شکست خورده و خوار گشته، عفو می فرمايد و اسرای آنان را بدون هيچ چشم داشتی آزاد می کند. اين شيوه از رفتار که از حيث نظری بنياد آن را بر عدل توصيف کرديم، تنها در سيره حضرت پيامبر اکرم صلی الله عليه وآله و اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام مشاهده می شود.

اگر راه عدالت ادامه می يافت

اگر اين رفتار که حضرت رسول خدا صلی الله عليه وآله و اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام داشتند و عدل را تا ميدان جنگ و در حق دشمن خود هم به کمال و تمام رعايت کردند، ادامه می يافت و حاکمان پس از ايشان هم همين شيوه را در پيش می گرفتند، بی شک دنيا گلستان می شد و آسايش و خير و شادی همه جا را می گرفت، اما افسوس که حاکمانی که پس از آن حضرات بر مسند خلافت نشستند، ادعای اسلام و مسلمانی داشتند، ولی در عمل راه و مسلکی کاملاً متفاوت با معارف و حقايق اسلام و قرآن در پيش گرفتند. اينان يکسره رفتار مغاير با اخلاق عدل محور و انسانی حضرت رسول اکرم صلی الله عليه وآله و اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام داشتند. هنگامی که صفحات تاريخ را ورق می زنيم و عملکرد خلفای بنی اميه و بنی عباس و عثمان و قبل و بعد از آن ها را می بینیم، اسلام زيبايی که رسول خدا صلی الله عليه وآله و حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام برای ما ترسيم کردند، اين گونه با سيره نازيبای آن خلفای جائر، مخدوش می شود. همين عامل سبب دوری خيلی از مردم از اسلام شده و به مرور چهره ای ناخوشايند از اسلام را برای مردم جهان به تصوير کشيده است.

ظلم و تعدی حاکمان نسل در نسل ادامه پيدا کرد و تاريخ اسلام را متأسفانه از اين اعمال ناخوشايند و غيرانسانی انباشته کرد. در تاريخ کشورهای اسلامی به نام دو کشور يا دو شهر برمی خوريم که حاکم يکی از آن دو، نامه ای دربردارنده الفاظ تند و نامناسب برای حاکم شهر ديگر نوشته است. حاکم هنگامی که نامه به دستش می رسد، برای تلافی به آن شهر يا سرزمين حاکم ديگر حمله می کند و مردمان آن جا را که از قضا مسلمان هم بودند، قتل عام می کند. دعوايی که ميان دو حاکم بوده است، که البته مسائل شخصی به شمار می آيد، منجر به کشته شدن هزاران زن و بچه بی پناه شد. حتی نقل کردند که در مدت سه روز بيست هزار سر بريدند و سرها را بر فراز گلدسته ها و مناره های آن شهر در مقابل انظار عموم آويزان کردند. آيا سزاوار است که حاکم کشور اسلامی چنين کند و يا اصلا می توان نام او را مسلمان نهاد؟!

سزاوار بود که حاکمان پس از رسول خدا صلی الله عليه وآله و اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام که بر سرکار آمدند، آن حضرات را الگوی خود قرار دهند و به شيوه زيبای آنان حکومت کنند و عدل را محور اساس کار حکومت خود قرار دهند، اما صد افسوس که عموماً بهره ای از آن شيوه و منهج عادلانه نبردند و بعضاً راه و روشی کاملاً متضاد با آن حضرت برای حکومت برگزيدند. اين گونه بود که ما شاهد هزاران جرم و جنايت از همين حاکمان به ظاهر مسلمان در طول تاريخ هستيم.

امروزه هم شاهد مظالم و کشتار گسترده ای ازسوی بعضی گروه ها در کشورهای اسلامی هستيم که پرچم هايی با شعار «لا إله إلّا الله» برافراشته اند و شهادتين نيز بر زبان می آورند، اما از سر بريدن کوچک و بزرگ و زن و بچه هيچ ابايی ندارند. اين ها نيز حاصل انحراف آنان از مکتب قرآن و اسلام و عملکرد رسول الله صلی الله عليه وآله و حضرت اميرمؤمنان عليه السلام است. عدالت اساسی ترين فضيلت اخلاقی است که بدون آن بشر روی آرامش و آسايش به خود نخواهد ديد. پس چه بهتر که به فرمايش قرآن گوش فرا دهيم و حضرت رسول اکرم صلی الله عليه وآله و نفس ايشان، حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام را سرمشق خود قرار دهيم و عدالت را بسان امر الهی همواره و در همه شئون زندگی، حتی با دشمن اجرا کنيم.

اميد آنکه خدای متعال عده ای را در ميان مسلمانان موفق به اجرا و تحقق اين اصل بنيادی در حکومت بفرمايد و عدل و عدالت را در همه عرصه ها از حکومت و غير آن، عملی سازد. بی شک اين کار فقط در پيروی از رسول گرامی خدا صلی الله علیه وآله و اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام امکان خواهد پذيرفت.

وصلی الله علی محمد وآله الطاهرين

[1]. سوره نحل، آيه90.

[2]. الإستبصار فيما اختلف من الأخبار، ج۲، ص۲۵.