LOGIN
جلسات علمی
shirazi.ir
"در محضر مرجعیت"
سلسله جلسات علمی حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله در ماه مبارک رمضان ۱۴۴۵ (جلسه هفدهم)
کد 44135
نسخه مناسب چاپ کپی خبر لینک کوتاه ‏ 11 فروردین 1403 - 19 رمضان العظيم 1445

هفدهمین نشست علمی مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظله در شب های ماه مبارک رمضان ۱۴۴۵ با حضور جمعی از شخصیت های علمی، نمایندگان مراجع عظام تقلید، فعالان دینی و فرهنگی و طلاب علوم دینی، در شامگاه روز پنجشنبه هفدهم رمضان العظیم ۱۴۴۵ در بیت مرجعیت شهر مقدس قم برگزار شد.

مشروح مباحث مطرح شده در این نشست به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

1ـ اینکه در برخی از روایات آمده، امام علیه السلام به تو از جراب نوره داده است، مراد از آن چیست؟

ج: در برخی از روایات آمده وقتی شخصی از امام علیه السلام مطلبی را نقل کرده، اصحاب به او می گفتند: «أَعْطَاكَ مِنْ جِرَابِ النُّورَةِ» (تهذیب الأحکام ج9 ص333. والاستبصار ج4 ص175. ونیز: کمال الدین ج2 ص361 وص367).

جراب به معنای کیسه یا مشک است، در گذشته، برای نگه داری آب، دوغ، روغن، کره و مانند آن که اشیاء با ارزشی بودند، از مشک استفاده می کردند، در مقابل برای نگه داری برخی اشیاء کم ارزش همچون نوره هم از جراب استفاده می کردند، مراد اصحاب این بوده، که از مشک با ارزش به تو نداده، بلکه از مشک بی ارزش به تو داده؛ که بیانگر تقیۀ امام علیه السلام از او یا بر او بوده است.

علامه مجلسی رحمه الله می فرماید: المراد أنه اتقاك و أعطاك من جراب النورة بدل الدقيق، و كان هذا مثلا بينهم‏ (ملاذ الأخیار ج15 ص330).

2ـ ملاک در تشخیص سفر معصیت چیست؟

ج: گناهان بر دو دستۀ صغیره و کبیره هستند، قرآن کریم از گناهان گبیره اینگونه تعبیر نموده: «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَريمًا» (النساء: 31).

ملاک سفر معصیت این است که به هدف گناه کبیره ای به سفر برود، مثل اینکه والعیاذ بالله برای کشتن شخصی، یا شراب خوردن، یا انجام اعمال منافی با عفّت به سفر برود، نه اینکه به قصد گردش سفر کند ولی در ضمن آن مرتکب حرامی شود.

پس اگر شخص به قصد انجام گناه کبیره به سفر رفت، نماز او تمام است در طول سفر، و روزه اش را هم باید بگیرد.

3ـ مصرف مواد مخدّر صنعتی یا سنّتی چه حکمی دارد؟

ج: همانگونه که در جلسۀ گذشته بیان شد، در این زمان، انواع مواد مخدّر تحت عنوان «الَّتِي يَجِي‏ءُ مِنْهَا الْفَسَادُ مَحْضاً» (وسائل الشیعة ج17 ص85) می باشد، پس کاشت، نگه داری، فروش، خرید و مصرف آن جایز نیست.

4ـ اگر مقلّد خود از اهل علم بود، یا مجتهد متجزّی یا قریب به اجتهاد، فتوای مرجع تقلید را خطا دانست وظیفه اش چیست؟

ج: اگر شخص ظنّ به خطای فتوای مرجع تقلید داشته باشد، اعتنایی به ظنّ خود نمی کند، چه آنکه «إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً» (یونس: 36. والنجم: 28).

امّا اگر شخص، علم یا اطمینان -که حجّت مسلّم است و علم عرفی است- به خطای مجتهد در فتوایش پیدا کند، از باب حجّیت علم، حقّ تبعیت از مرجع تقلید در آن مسئله را ندارد.

لازم به ذکر است که فتوای مجتهد ظنّی نیست، بلکه مجتهد در فتوایش ظنّ به واقع دارد، ولی قطع در حجیّت دارد، پس به عنوان تبعیّت از ظنّ فتوا نمی دهد، که ظنّ او با ظنّ مقلّدش یکی باشد.

حجّیت فتوای فقیه جامع الشرائط، مثل حجّیت قول پزشک متخصّص ثقه است، که اماریّت دارد، پس در ظرف شکّ و عدم علم حجّت است، ولی اگر شخص خودش علم به مسئله داشته باشد موضوع برای تقلید در آن مسئله باقی نمی ماند، ولی اگر ظنّ به خلاف پزشک داشته باشد به ظنّ خود اعتنا نمی کند، چه آنکه اماره ظرفش شکّ است، و اصل موضوعش شکّ است.

5ـ حکم اشتراط رجوع در احرام و اعتکاف چیست؟

ج: اشتراط و طلب خروج از احرام در ضمن نیت احرام را مشهور فقها، صرفا عملی مستحب دانسته و نتیجۀ عملی بر آن مترتب نمی دانند (العروة الوثقی مع التعلیقات ج3 ص484/ فصل في کیفیة الاحرام م13)، ولی اشتراط رجوع در اعتکاف باید مقارن با نیت اعتکاف صورت پذیرد، تا امکان خروج از اعتکاف در صورت وقوع آن باشد (العروة الوثقی والتعلیقات علیها ج10 ص404/ فصل في شرائط الاعتکاف م40).

6ـ آیا اطاعت از والدین واجب است؟

ج: قرآن کریم فرموده: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» (النساء: 59)، اطاعت از خدای متعال، رسول خدا صلّی الله علیه وآله و اهل بیت طاهرین علیهم السلام واجب است؛ اما نسبت به والدین فرموده: «أَنِ اشْكُرْ لي‏ وَ لِوالِدَيْكَ» (لقمان: 14)، و نیز: «وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً» (البقرة: 83)، و نیز: «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً» (العنکبوت: 8)، و نیز: «وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً» (لقمان: 15) پس این آیات بیانگر معاشرت نیکو به بهترین وجه با والدین هستند نه لزوم اطاعت از ایشان.

و امّا آیۀ کریمۀ «وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي‏ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما» (العنکبوت: 8)، و«وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى‏ أَنْ تُشْرِكَ بي‏ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما» (لقمان: 15)، بیانگر حرمت تبعیت از ایشان در اعتقادات انحرافی است، ولی چون مفهوم لقب است و مفهوم لقب پذیرفته شده نیست، ظهور در لزوم اطاعت والدین در غیر از اعتقادات انحرافی ندارد.

بلکه بنابر اجماع فقها ایذاء والدین حرام است، همچنین تسالم میان فقها بر عدم وجوب اطاعت والدین است، امّا تأذّی والدین محل اختلاف میان فقهاست، که به نظر می رسد، حرام نیست.

7ـ سپس پرسیده شد آیا در تمام صورت های بیع غرری، شخص مختار است بین فسخ عقد و اخذ ارش؟

ج: در بیع غرری صورت های مختلف دارد، در برخی فقط اخذ ارش هست، و در برخی مخیّر بین فسخ عقد و اخذ ارش است.

8ـ اگر شخص در هنگام سحری خوردن استصحاب شب کرد، و به خوردن ادامه داد، بعد کشف خلاف شد، وظیفه اش چیست؟

ج: صاحب عروه این مسئله را مطرح نموده، و فرموده: «يجوز له فعل المفطر و لو قبل الفحص ما لم يعلم طلوع الفجر و لم يشهد به البينة و لا يجوز له ذلك إذا شك في الغروب عملا بالاستصحاب في الطرفين و لو شهد عدل واحد بالطلوع أو الغروب فالأحوط ترك المفطر عملا بالاحتياط للإشكال في حجية خبر العدل الواحد و عدم حجيته إلا أن الاحتياط في الغروب إلزامي و في الطلوع استحبابي نظرا للاستصحاب» (العروة الوثقی والتعلیقات علیها ج10 ص222/ فصل فی ما یوجب القضاء دون الکفارة، م2).

اینکه صاحب عروه فرموده: «و لو قبل الفحص»، ولی به نظر می رسد خلاف احتیاط لازم است.

اینکه صاحب عروه فرموده: «فالأحوط ترك المفطر»، بلکه اظهر در اخبار عدل و ثقه ترک مفطر در طلوع، و جواز افطار در مغرب است.

9ـ آیا در روایات معصومین علیهم السلام اشاره ای به اینکه مراد از لیلة القدر حضرت زهراء علیها السلام است شده است؟

ج: تفسير فرات بن إبراهيم مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ بْنِ عُبَيْدٍ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ اللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا (بحار الأنوار ج43 ص65 ح58).

10ـ روایاتی که اشاره به اعتماد بر اخبار اشخاص ثقه دارد، مراد وثاقت خود ایشان است یا خبر آنها؟

ج: مراد از روایاتی مانند: «الْعَمْرِيُّ ثِقَتِي فَمَا أَدَّى إِلَيْكَ عَنِّي فَعَنِّي يُؤَدِّي وَ مَا قَالَ لَكَ عَنِّي فَعَنِّي يَقُولُ فَاسْمَعْ لَهُ وَ أَطِعْ فَإِنَّهُ الثِّقَةُ الْمَأْمُونُ» (الکافي ج1 ص330)، وثاقت خود شخص است که به آن وثاقت مخبری می گویند، و امّا وثاقت خبری اصطلاحا به اعتماد بر روایات به جهت قرائن خارجیه و داخلیه اطلاق می شود.

11ـ حکم نماز و روزۀ طلبه و دانشجو در محلّ تحصیلشان چیست؟

ج: وقتی شخصی مدّتی را در مکانی می خواهد زندگی کند، همچون طلبه یا دانشجو، که مثلا مدّت پنج سال در آن شهر زندگی می کند و عرفًا بر او صدق مسافر نمی کند، از همان روز اوّل که به آن شهر می روند، نمازشان تمام و روزه شان را هم می گیرند.

12ـ حکم تشبیب و مراد از آن چیست؟

ج: شیخ انصاری در مکاسب محرّمه تشبیب و حکم آن را بیان نموده، و فرموده: «التشبيب بالمرأة المعروفة المؤمنة المحترمة و هو كما في جامع المقاصد: ذكر محاسنها و إظهار شدّة حبِّها بالشعر حرام» (کتاب المکاسب ج1 ص177 م3).

13ـ در حد ترخص ملاک دیوار منازل است یا دیوار شهر؟

ج: ملاک دیوار منازلی است که در حدّ متعارف در زمان صدور روایت باشند، یعنی یک یا دو طبقه باشند؛ و همچنین شخصی که آن را می بیند چشمان عادی داشته باشد نه ضعیف باشد و نه بسیار قوی، و امّا دیوار شهرها (سور المدینة) همۀ شهرها نداشته اند، و در روایات آن ملاک قرار داده نشده.

و خوب است که به مناسبتی اشاره کنیم که نجف اشرف سور داشته بر خلاف کربلای معلا به همین جهت، هنگامی که حمله کردند، در کربلای معلا ویرانی های بسیار به جا ماند بر خلاف نجف اشرف.

14ـ اماکن تخییر و حکم نماز و روزه کدام است؟

ج: به نظر می رسد همانگونه که جماعتی از فقها همچون مرحوم صاحب عروه و مرحوم اخوی (حضرت آیت الله العظمی سید محمد حسینی شیرازی قدّس سرّه) در تمام شهر مکّۀ مکرّمه، مدینۀ منوّره، کربلای معلا و کوفۀ معظّم مسافر مخیّر است که نمازش را تمام یا شکسته خوانده شود، و تمام خواندن افضل است (العروة الوثقی مع التعلیقات ج2 ص468/ فصل فی احکام صلاة المسافر، م11).

هرچه شهر بزرگتر یا کوچکتر شود، ملاک در محدودۀ تمام خواندن نماز صدق عرفی عنوان آن شهر است.

و امّا مسجد سهله امروزه جزء شهر کوفه است، ولی نجف اشرف، خودش عنوان مستقل است، و حکم آن مختلف است از حکم کوفه.

15ـ به چه شهرهایی بلاد کبیره گفته می شود؟

ج: غالبا شهرهای نزدیک به هم در مرور زمان با گسترش برخی شهرها به هم متّصل شده و شهرهایی بزرگ را تشکیل می دهند، و این شهرها در زمان حضور امامان معصوم علیهم السلام هم بوده است، همچون سامرا، بصره و مانند این دو، ولی در هیچ روایتی فرقی میان حکم آنها با دیگر شهرها گذاشته نشده است.

16ـ اگر حالت سابقۀ حوض آبی را ندانیم که کر بوده یا قلیل، آیا حکم کر بودن می توان بر آن جاری کرد؟

ج: اگر ندانیم حالت سابقۀ یک حوض آب چیست، که استصحاب کر بودن یا قلیل بودن آن را کنیم، و مثلا پیراهنی که متنجس شده را در آن شستیم، نسبت به آب، چون نمی دانیم کر است یا قلیل، حکم به نجاست آن نمی شود، ولی نسبت به پیراهن که حالت سابقۀ آن را می دانستیم حکم به نجاست آن می کنیم.