LOGIN
بیانات
shirazi.ir
"جلوه ای از حکومت اسلامی"
سلسله بیانات اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله (کلام معرفت ۲۶)
کد 45366
نسخه مناسب چاپ کپی خبر لینک کوتاه ‏ 14 خرداد 1403 - 25 ذوالقعدة الحرام 1445

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاريخ از اصبغ بن نباته، يار باوفای اميرمؤمنان حضرت علی عليه السلام نقل شده است که روزی حضرت عليه السلام پس از ادای فريضه نماز صبح با شخصی که پيدا بود مسافر است روبرو شدند. حضرت علیه السلام به او فرمودند که از کجا آمده است؟ گفت از شام. حضرت علیه السلام سؤال کرد که برای چه آمده است؟ مسافر عرض کرد: برای کاری آمده ام. حضرت عليه السلام به او فرمود: تو می گويی برای چه آمده ای، يا من بگويم؟ مسافر گفت: شما بگوييد، ای اميرمؤمنان عليه السلام.

اصبغ بن نباته می گويد که حضرت امير عليه السلام به آن مرد شامی گفت که در فلان روز از فلان ماه، در سال فلان، معاويه ندا داد که کسی حاضر است علی عليه السلام را بکشد و ده هزار دينار جايزه بگیرد. فلان شخص پذيرفت. ولی شب هنگام که به خانه رفت و با خود انديشيد که من چگونه بروم پسر عموی پيامبر صلی الله علیه وآله و پدر فرزندانش را بکشم، لذا فردای آن روز از نيت خود منصرف شد.

دوباره منادی معاويه ندا داد چه کسی حاضر است علی علیه السلام را بکشد و بيست هزار دينار دريافت کند. اين دفعه فلان شخص متقبّل اين کار شد. او نيز اندکی بعد از اين کار منصرف شد. در روز سوم که منادی معاويه در ميان مردم فرياد برآورد که چه کسی می خواهد علی بن ابی طالب عليهما السلام را بکشد و در مقابل سی هزار دينار تحويل بگيرد، در آن هنگام تو بلند شدی و قبول کردی. اکنون چه می خواهی بکنی؟ آيا همچنان به تصميمی که گرفته ای عمل می کنی؟

آن مرد که از علم حضرت شگفت زده شده بود گفت: نه، بر می گردم. حضرت عليه السلام رو به قنبر کرد و فرمود: «أصلح له راحلة وهيئ له زاده وإعطِ نفقته؛ مرکبش را آماده کنيد و قوت سفر به او دهيد و نفقه اش را بپردازيد».

«اصلاح راحلة» همان آب و علف دادن به مرکب، مثلاً اسب يا شتر است، يا عوض کردنِ آن، و يا عوض کردنِ زينش، و اموری از اين قبيل که در گذشته برای مرکب مسافران مرسوم بوده است که انجام دهند.[1]

هر هزار دينار طلا، معادل سه کيلو طلاست. ده هزار دينار، يعنی سی کيلو و سی هزار دينار هم، طلايی به وزن نود کيلو است.

جايزه معاويه پيداست که رقم بزرگی بوده است. آری؛ چنين برای اجرای اهداف شوم خود به تطميع ديگران دست می زد.

رفتار حضرت اميرمؤمنان عليه السلام در ميان حکمرانان دين کم نظير که نه، بلکه بی نظير است. حضرت دنباله رو راستين رسول گرامی خدا صلی الله علیه وآله است، لذا در همه امور، ازجمله مسائل مربوط به حکومت به کمال و تمام از ايشان پيروی می کردند. از اين رو همانند داستان هايی که از سيره تابناک رسول خدا صلی الله علیه وآله با دشمنان خود، چه در ميدان جنگ و چه در ميانه شهر و در کنار مسلمانان ياد شده برای حضرت اميرمؤمنان علیه السلام هم فراوان ذکر شده است. داستان آن مرد شامی که قصد ارتکاب جنايت بزرگ را داشت، از اين دست داستان هاست.

آن مرد شامی از نقطه نظر سياست مجرم بود و بنابه قوانين تدريس شده بشری سزامند عقوبت های شديد است. اما حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام نه اينکه برای کيفر او اقدامی کرد، بلکه برعکس، او را با اکرام و احسان خود، مورد تلطف فراوان قرار داد. به او نفقه سفر داد، مرکبش را اصلاح کرد و قوت راهش را نيز به او بخشيد. اين رفتار حضرت علیه السلام در ميان هيچ يک از حکمرانان دنيا سابقه مند نبوده و نيست، و از مسائل منحصر به فرد آن حضرت علیه السلام و نيز پيامبر عظيم الشأن اسلام صلی الله علیه وآله است.

حکومتی که در اختيار حضرت علیه السلام بود، در زمانه خود قوی ترين حکومت جهان به شمار می آمد و بر گستره عظيمی از کشورهای جهان، از ميانه آسيا تا عمق آفريقا و تا اواسط اروپا سايه افکنده بود؛ پهنه ای که بيش از چهل کشور نقشه جغرافيايی جهان امروزه را در تحت سيطره خود جا داده بود. حاکم اين کشور پهناور و قدرتمند اسلامی، قطعاً از چنان اختيارات گسترده ای بهره مند است و چنان هيمنه ای را عادتاً بايد داشته باشد که کسی را يارای سخن گفتن با او نباشد. اما تاريخ خواندنی حکومت آن حضرت آشکارا از آزادی های اجتماعی کامل مردم آن حکومت سخن می راند، به طوری که به سادگی کسی بر حاکم اعتراض می کند، يا مردی از شام بلند می شود و سلاحی در زير پوشش خود پنهان می سازد و می داند اين حاکم نه بسان ديگر حاکمان است و به سادگی با او در مسجد روبه رو می شود، و در خيال خود می تواند او را بکشد. اين مسائل در هيچ کجای تاريخ، تکرار نمی پذيرد.

زندانی سیاسی

کدام کشور در جهان پيشرفته امروز می تواند ادعا کند که زندانی سياسی ندارد؟ حضرت اميرمؤمنان علی علیه السلام اين آرمان بزرگ بشر را جامه عمل پوشاند. در قريب به پنج سال حکومت حضرت علیه السلام بر آن پهنه بزرگ جغرافيايی و با مشکلات عديده ای که در آن مدت با آن ها رو در رو بود، خبری از يک زندانی سياسی در ميان نبود. به جرأت می توان حجم بسيار مشکلات سه جنگ سنگين و خونينی که حضرت در دوران کوتاه حکومت خود از سر گذرانيد را پديده ای منحصر به ايشان دانست که در تاريخ هيچ نظيری برای آن نمی توان يافت. جنگ های جمل و صفين و خوارج را می توان از حوادث درازمدت تاريخ اسلام دانست که هريک کشته های فراوانی نيز به جا گذاشت و در پی آن بسياری کودکان يتيم شدند و زنان فراوانی بيوه گشتند.

با اين همه به محض آنکه آتش جنگ می خوابيد و دشمن شمشيرهای خود را غلاف می کرد، ديگر نه متابعت اسيری در کار بود و نه پيگيری کينه ها و تلافی جستن ها. همه چيز با اتمام جنگ پايان می يافت. حضرت علیه السلام با دشمنان خود پس از جنگ که بسیاری از آنان در همان کشور اسلامی و در کنار ديگر مسلمانان زندگی می کردند، بسان ديگر مسلمانان رفتار می کرد و آنان را به سبب دشمنی و کينه ورزی ها مجازات و تحريم نمی کرد.

اين نمونه بی نظير در حکومت و فرهنگ والای اسلامی در چارچوب پيروی از قرآن و عترت طاهره علیهم السلام است. قرآن کريم در اهميت اين فرهنگ والا و پيروی از آن فرموده است: «وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ؛[2] و خدا به سرای سلامت فرا می خواند و هرکه را بخواهد، به راه راست هدايت می کند»، همچنین می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً؛[3] اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد همگى به اطاعت [خدا] درآييد».

پيروی از اسلام همان گونه که رسول گرامی خدا صلی الله علیه وآله به ما فرمودند چيزی جز پيروی از قرآن کريم و عترت طاهره ايشان نيست. اين دو ثِقل گرانبها مؤيد يکديگر هستند.

تقابل دو فرهنگ متفاوت

در مقابل فرهنگ والای اسلامی، که کاملاً به جنبه های انسانی و مسائل اخلاقی پايبند است و حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله و حضرت اميرمؤمنان علی علیه السلام نمونه های تمام اين فرهنگ هستند، گونه ای ديگر از فرهنگ هم به فراوانی در تاريخ اسلام يافت می شود که علی رغم ادعای حاکمان و رهبران آن بر پيروی از اسلام، بويی از شريعت اسلام نبرده اند، و جز ظاهرسازی و رياکاری از صلح و سلامت اسلامی، که از ويژگی های بارز آيين اسلام است، بهره ای نبرده اند. امثال معاويه و حکام بنی اميه و بنی عباس، با آنکه نام و لقب اسلامی دارا هستند، به واقع حاکمانی جائر هستند که فقط خود را به لباس اسلام آراسته اند.

از ظلم و خونريزی معاويه فراوان ذکر شده است. حضرت امام حسين علیه السلام در نامه ای که به معاويه نوشته اند، در همين مضمون فرموده اند که تو مخالفان خود را تنها به جرم آنکه مؤيد و دوستدار علی بن ابی طالب عليه السلام هستند به انواع شکنجه ها آزار می دهی. اين عده به دليل آنکه از حيث سياسی جزو حاميان معاويه نيستند و از حضرت اميرمؤمنان علی علیه السلام جانبداری می کنند، از نظر معاويه و دستگاه به ظلم آلوده حکومت او مستحق زندانی های طولانی مدت و شکنجه های مرگبار می شوند.

به مجرد آنکه کسی را می يافتند که معاويه را خليفه پيامبر صلی الله عليه وآله نداند، او را حبس می کردند و در آنجا متعرض انواع شکنجه ها می شد، ازجمله دست و پايش را قطع می کردند و برخی هم چشمانشان را کور می کردند، به اين نحو که دستور می داد زنده زنده با چاقو چشمانشان را از حدقه در آورند. اينها هم غالباً چند وقتی زنده می ماندند و آرام آرام با اين شکنجه ها جان می دادند. حضرت سيدالشهدا عليه السلام در نامه خود به معاويه به اين مطالب اشاره فرمودند و نيز تأکيد کردند که دليل اين همه ظلم و شکنجه آنان، فقط اختلاف نظر سياسی آن ها و نيز اعتقادات متفاوتشان است.

ظلم و ستم به دوره خاصی مثل حکمرانی معاويه و بنی اميه محدود نماند و حاکمان ديگر يکی در پس ديگری آمدند و متأسفانه به آن شيوه ناخوشايند حکومت کردند و با ظلم و فساد خود جز نام ننگ از آنان به جا نماند. در ديگر نقاط دنيا نيز ظلم و ستم به انحای ديگر و با اشکال مختلف همواره ديده شده است. امروزه نيز سيطره ظلم بر جهان متأسفانه ادامه دارد و مردم در گوشه و کنار دنيا متعرض انواع مختلفی از ظلم و ستم حاکمان مستبد می شوند. حقوق اجتماعی و سياسی و حتی نيازهای اقتصادی مردم از سوی خيلی حاکمان پايمال می شود. امروزه بيش از هر زمان ديگری ضرورت حکومتی همچون حکومت حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام احساس می شود.

از ميان صدها کشور موجود در دنيا حتی اگر کشوری کوچک به شيوه حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام حکومت کند و آزادی های مردم، اعم از اجتماعی، سياسی، اقتصادی و غير آن را فراهم آورد، رشد چشمگيری در ميان بقيه کشورها در تحقق آزادی ها و آرمان های بشری خواهد يافت.

حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام در امر حکومت چنان ممتاز است که بشر از دستيابی به آن قاصر است. در داستانی که رفت مردی از شام قريب به يک ماه مسافرت می کند تا به کوفه برسد و براثر تطميع های معاويه قصد جان حضرت عليه السلام را دارد و پس از آشکار شدن نيت او، بی آنکه کسی او را مجازات کند، به سادگی و راحتی به شهر و ديار خود باز می گردد، مضافاً بر آنکه ساز و برگ سفر برگشت را هم حضرت عليه السلام دستور می دهد که برايش فراهم آورند. شيوه رفتار حضرت عليه السلام با او امری است به غايت عظيم و تأسی به آن، و تلاش برای در پيش گرفتن آن، کوششی قطعاً سودمند است و ثمرات بسياری در اداره جامعه خواهد داشت.

مقايسه فرهنگ حکومت حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام با فرهنگ حکومتداری مبتنی بر ظلم و تزوير معاويه، حقايق بسياری را بازنمود می دهد که در تشخيص درست از نادرست و پيامدهای هريک قطعاً سودمند است.

نياز مبرم جهان به معيارهای حکومتداری اميرمؤمنان علی عليه السلام

آنچه در اين نوشتار در بزرگ منشی و سعه صدر حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام در معامله نيک و پرهيز از تلافی و عقوبت های مبتنی بر انگيزه های سياسی رفت، نَمی بود از يمن تاريخ حکومتداری آن بزرگوار، هر چند ناظر به دوره ای چهار الی پنج ساله است، اما انباشته از داستان های زيبايی است که هريک گذشته از آنکه وجهی از عظمت آن بزرگوار عليه السلام را فراروی مردم می گشايد، حکمتی بلند را نيز در خود جای داده است.

آن گونه که احاديث روايت شده از معصومان عليهم السلام حکومت ظفرمندانه بقية الله الأعظم، حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشريف را برای ما ترسيم می کند، ايشان نيز به پيروی از سيره جدّ خود، حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام عدل و صلح را در جهان می گستراند. لذا ايشان نيز بر همين منهج با بسياری از جاهلان که از سر تقصير و دورافتادن از حقيقت به گمراهی کشيده شده اند، با رحمت و مهرورزی آنان را به راه راست هدايت می کند.

حضرت رسول اکرم صلی الله عليه وآله نيز باوجود انواع آزارهای مشرکان و آسيب هايی که به او و ديگر مسلمانان در طول بيست و اندی سال رسالت خود وارد آوردند، در نهايت هنگامی که خدای متعال نصرتش را ياور او ساخت و توانست بر مشرکان مکه غالب آيد، به جای آنکه شمشير عقوبت و بازخواست را بکشد و مشرکان مجرم را به سزای سال ها آزار و اذيت عقوبت کند، رحمت جهان مشمول خود را پيش می  کشد و با دستور «اليوم يوم المرحمة؛ امروز روز گذشت و رحم ورزی است» آنان را می بخشد.

حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام هم پس از جنگ جمل با کسانی که آتش آن جنگ خونين را برافروختند، رحمت و منت ورزيدند و هيچ يک را به عقوبت آن جريمه بزرگ عقوبت نکردند. امروزه دنيا بيش از هر زمان ديگر نيازمند حکومت حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام است که «بالمنّ والکفّ» صلح و آرامش را در جهان بگستراند. اميد آنکه خدای سبحان در وعده خود تعجيل بفرمايد و حضرت بقية الله الأعظم عجل الله تعالی فرجه الشريف، همان گونه که بشارت آن را معصومان عليهم السلام داده اند، به شيوه جدّشان جهان را مالامال از صلح و عدالت کنند.

شيوه حکومتداری از مهم ترين مسائل و چالش های پيش روی بشر در همه ادوار تاريخ بوده است. آنچه سعادت را برای مردم به ارمغان آورده يا آن ها را به شقاوت و بدبختی کشانيده است، رابطه تنگاتنگی با شيوه اداره آن جوامع ازسوی حاکمان آن ها دارد. سيره و منش حاکم، طرز نگاه او به نيازهای مردم و حقوق آن ها، اعم از اقتصادی و اجتماعی و سياسی و غيرذلک، از مسائلی است که تا راهکار درست و موفقی برای آن ها ارائه نشود، آن جامعه نمی تواند به سوی سعادت و موفقیت گام بردارد. اين تجربه  ای است که با مراجعه به تاريخ بشر، راستی آن به آشکاری محرز می شود.

بررسی عوامل تأثيرگذار و شاخصه های مهم حکومتداری حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام به روشنی اين حقيقت را بر ما معلوم می کند که چه عواملی می تواند راه رشد و فعالیت را بر جامعه ای بگشايد. همچنين با بررسی حکومت هايی، همچون حکومت معاويه، که سيره و رويکردی ديگر داشته اند و بر ظلم و تزوير و سياهنمايی و فريب مردم بر سال های حکومت دنيايی خود افزودند، می توان نقاط سلبی و آسيب های حکومتداری را به روشنی شناخت.

راه سعادت بشر

به هر روی پيروی از حکومت حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام دستورالعمل موفقیت، کارايی و سعادتمندی بشر است. آنچه در اين نوشتار از حسن معامله حضرت با کسی که قصد جان او را داشته است، گذشت، ملاک های خوبی فرا دست حاکمانی قرار می دهد که سعادت ملت و برقرار ساختن آسايش و صلح در آن، در رأس دغدغه های آن ها قرار دارد. همان گونه که رفت کاش از ميان صدها حکومت موجود بر پهنه دنيای امروز يکی داوطلب اجرای حکومت اميرمؤمنان علی عليه السلام می شد. شکی نيست که حضرت عليه السلام معصوم است و غيرمعصوم توان رسيدن به او را ندارد. از اين رو تحقق حکومت حضرت هرچند از عهده بشر خارج است، ولی پيروی و تأسی به ايشان امری ممکن و در دسترس بشر است. اين کار به بهبود بسيار زيادی از سطوح مختلف حکومتداری می انجامد و آثار آن شامل حال ملت می گردد. از اين رو توجه حاکمان به حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام در نحوه اداره جامعه، بی شک دستاوردهای زيادی برای حاکمان و ملت های آن ها به بار خواهد آورد.

امروزه به سبب عملکرد ناخوشايند حکومت ها و نيز رفتار نامناسب ملت ها با اين عملکرد، آسايش و راحتی به سطح بسيار کمی تنزل يافته است و به ندرت انسانی با خيالی آسوده و فارغ از مشکلات زندگی می کند. اين مسأله درخصوص حاکمان وضوح بيشتری دارد. حاکمان دنيا به دليل اسلوب های نادرستی که در پيش گرفته اند، کمتر روی آسايش را به خود می بينند. حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام دقيقاً به اين مطلب اشعار داشتند و به همين سبب با خيالی آسوده سر بر بالين می نهادند، زيرا هيچ کس در حکومت آن حضرت از او ظلمی نديده بود. اين نحو از حکومت از امتيازات ماست و تنها حضرات پيامبر صلی الله عليه وآله و اميرمؤمنان علی عليه السلام توانستند به درستی و تمامی نشانه ها و اساس آن را در قول و کردار خود برای آيندگان ترسيم کنند.

با کوشش مداوم، هرچند ديرياب، اما عاقبت به موفقيت های خوبی می توان در اين زمينه دست يافت. اميد آنکه خدای متعال حاکمان کشورهای اسلامی و حکام بلاد غيراسلامی را به تحقق اين مهم موفق دارد. باشد که از اين رهگذر آسايش و خير بيشتری به سوی مردم جهان رو کند.

وصلی الله علی سیدنا ونبینا محمد وآله الطاهرين

[1]. بحارالأنوار، (چ: بيروت)، ج41، ص306.

[2]. سوره يونس، آيه 25.

[3]. سوره بقره، آیه 208.

  • نظری برای این خبر درج نشده است.