1- ضرورت مطالعه سیره حکومتی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
از مطالعه و پرداختن به تاریخ رسول مکرم اسلام صلی الله علیه وآله و امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیهما السلام و چگونگی حکومت آن دو بزرگوار غافل نشوید.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله حدود ده سال در مدینه منوره حکومت کردند و عالی ترین مقام حکومتی را در اختیار داشتند. امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز حدود پنج سال حکومت کردند و گستره حکومت ایشان بزرگ ترین محدوده حکومتی در آن روزگار بود. به این معنا که قلمرو حکومت ایشان تا عمق اروپا، عمق افریقا و خاورمیانه به استثنای سوریه ـ که در دست معاویه قرار داشت ـ امتداد یافته بود و به حسب تقسیمات جغرافیایی آن روز حدود پنجاه کشور امروزی را در بر می گرفت، اما با این گستردگیِ حکومت حتی یک زندانی سیاسی وجود نداشت و یک نفر هم به جرم سیاسی اعدام نشد و یک تن هم از گرسنگی نمرد. حکومت رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز چنین بود، ولی آیا امروزه کشوری را سراغ دارید که یک اعدامی سیاسی یا زندانی سیاسی نداشته باشد؟
2- تاریخ را مطالعه کنید!
با نگاهی به تاریخ خواهید دید حاکمانی که پس از رسول خدا صلی الله علیه وآله و امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام به نام اسلام بر مردم حکومت کردند، چه جنایاتی که مرتکب شدند. تاریخ نویسان مسلمان و غیرمسلمان نوشته اند که معاویه با روش های تروریستی و یورش های شبانه اش بر مردم بی پناه و غیرنظامی، بیش از سی هزار انسان بی گناه اعم از زن و مرد، کوچک و بزرگ را در یمن و غیره به وحشی ترین شکل به قتل رسانید که تنها جرم آنان وفاداری و وابستگی شان به امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام بود. پسر معاویه، یزید در واقعه حرّه طی سه روز اباحه مدینه منوره، شهر رسول خدا صلی الله علیه وآله برای لشکریان خون خار خود، بیش از ده هزار نفر مرد و زن، خرد و کلان، پیر و جوان را به صورت های فجیع به قتل رساند. از این دست وقایع خونین از حکام جور بنی امیه و بنی عباس و بنی عثمان در تاریخ بسیار ثبت شده است. امروز خود شاهد هستید که پیروان معاویه و یزید چه جنایاتی برضد انسان های بی پناه انجام داده و چگونه از هیچ رفتار وحشیانه ای فروگذار نمی کنند.
حال نگاهی دیگر به تاریخ و جنگ جمل بیفکنیم. در تاریخ آمده است که پس از پیروزی لشکریان حضرت و شکست سپاه جمل، براثر عقب نشینی این لشکرِ شکست خورده، خانمی باردار که از آن نزدیکی ها عبور می کرد، به وحشت افتاده و به دنبال آن جنین خود را سقط نموده، سپس بچه و آن گاه مادر بچه جان سپردند. امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام که به این صحنه رسیدند ناراحت شده و پرسیدند کدام یک از فرزند و مادر زودتر جان داد، سپس دستور دادند که دیه هر دو را از بیت المال به ورثه این دو طبق احکام ارث بدهند، آن هم به این جهت که این اتفاق ناگوار در سرزمین تحت حکومت حضرتش رخ داده، گرچه سپاه خصم سبب آن حادثه فجیع شده بود. آیا مانند چنین عدل و دادی در تاریخ وجود دارد یا اینکه برای چنین رفتاری در تاریخ همانندی پیدا می شود؟
با نگاهی به تاریخ می بینیم خط مقابل اهل بیت علیهم السلام در جنگ ها چه می کردند و امروز که جنگی نیست چه می کنند. شاعرِ عرب زبان فرق میان خط اهل بیت علیهم السلام و خط مقابل این خاندان را این چنین سروده است:
ملکنا فکان العفو منّا سجیة فلما ملکتم سال بالدم أبطح
وحسبکم هذا التفاوت بیننا وکل إناء بالذی فیه ینضح
(هنگامی که قدرت به دست ما بود، گذشت و بخشش شیوه و اخلاق ما بود، و هنگامی که قدرت را به چنگ آوردیدلإ زمین را از کشتار و خونریزی رودِ خون کردید. همین تفاوت میان ما و شما بس است، که ز کوزه همان تراود که در اوست).
حق نیز همین است، چراکه می بینیم وقتی اهل بیت علیهم السلام، مانند رسول خدا صلی الله علیه وآله و امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام حکومت داشتند، گذشت و بخشایش، روش و منش شان بود، ولی وقتی طرف مقابل، یعنی دشمنان و مخالفان اهل بیت علیهم السلام قدرت را به چنگ آوردند، همه جا را عرصه تاخت و تاز و جنایت خود ساخته، زمین را با کشتار مردم بی گناه به رود خون مبدّل ساختند.
خوب است به تاریخ ثورة العشرین (انقلاب مردم عراق برضد اشغالگران انگلیسی در سال 1920 میلادی) نیز نگاهی بیندازید و ببینید در این ماجرا استعمارگران تجاوزگر چه جنایت هایی را علیه مردم مسلمان عراق که رواداشتند و چه خون هایی را که ریختند و چه ماجراهای کینه توزانه ای را تا به امروز بر سر ملت مسلمان عراق به بار آوردند؟
جوانان را به خواندن تاریخ ثورة العشرین، خصوصاً کتاب «الحقائق الناصعة» و جز آن که در این زمینه نوشته شده است، توصیه می کنم. ملت ایران در سرزمین خود و در کمال امنیت زندگی می کرد. استعمار انگلیس از پس دریاها به عراق آمد و با بهانه های پوچ و واهی، مانند رهایی مردم عراق از حکام جور عثمانیان در امور عراق دخالت کرد؛ اقدامی که حق آن را نداشت. اما به هر حال این متجاوز وارد عراق شد و سلطه جائرانه و حکام غیرمسلمان انگلیسی را بر سر مردم مسلمان تحمیل کرد. فتوای رهبر انقلاب آن روز مردم عراق برضد اشغالگران انگلیسی قابل توجه و تأمل است. مرحوم آیت الله العظمی میرزا شیخ محمد تقی شیرازی قدس سره در فتوای خود از واژه دفاع برای تحریک مردم عراق برضد اشغالگران استفاده نمودند، آن جا که اعلان کردند: «یجب علی العراقیین أن یدافعوا؛ بر عراقی ها واجب است دفاع کنند» و ـ مثلاً ـ واژه: «یهاجموا؛ هجوم ببرند» را به کار نبرد.
پرواضح است بر هر فرد یا جامعه ای حمله نظامی برای اشغالگری شود، به طور طبیعی آن فرد و یا جامعه از جان، مال و ناموس خود و دیگران دفاع می کند و مرحوم شیرازی قدس سره به این دلیل از واژه دفاع استفاده کردند که کلام رسول خدا صلی الله علیه وآله بوده است. آیا در تاریخ شیوه و سیره ای مانند آنچه در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام آمده است، وجود دارد؟
تاریخ اسلام را تا قرن معاصر بخوانید تا با شیوه استعمارگران نسبت به جنگ افروزی و کشتارهای دست جمعی آشنا شوید. سپس کتاب هایی که درباره اهل بیت علیهم السلام نوشته شده است، از جمله کتاب «الهدی إلی دین المصطفی» نوشته علامه بزرگ شیخ محمد جواد بلاغی و کتاب دیگرش «الرحلة المدرسیة» را حتما بخوانید. علامه بلاغی جنگ های رسول صلی الله علیه وآله را در این دو کتاب گرد آورده و ثابت کرده است که تمام جنگ های رسول خدا صلی الله علیه وآله دفاعی بوده و حضرتش هیچ گاه جنگی ابتدایی و تهاجمی نداشته اند. امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام نیز همین گونه بودند، یعنی تمام جنگ هایشان دفاعی بود، نه تهاجمی.
ببینید افرادی که از امیرمؤمنان علیه السلام روی برتافته و از حضرتش پیروی نمی کردند، از روزی که قدرت را به چنگ آوردند تا به امروز چه کرده اند و در حال حاضر در عراق و برخی کشورها چگونه رفتاری دارند. مسلماً آنچه را مرتکب می شوند، با فرهنگ انسان، چه رسد اسلام هرگز سازگاری ندارد. خودروهای بمب گذاری شده، کمربندهای انفجاری، حمله های مسلحانه، کشتن مردم بی گناه و بی دفاع و ترساندن و کشتن زنان و کودکان، فرهنگ و قانون جنگل است، با این تفاوت که موجودات جنگل جانوران بی عقل هستند، ولی اینان انسان نمایانی هستند که قانون جنگل و شیوه درندگان وحشی را برگزیده اند.
چنین خلق و خوی ددمنشانه و روش و منش وحشیانه ای را فقط در مسیر غیراهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام می توان یافت.