LOGIN
امام حسین علیه السلام
alshirazi.org
شبهات
کد 952
نسخه مناسب چاپ کپی لینک کوتاه ‏ 02 آبان 1401 - 27 ربيع الأول 1444

1- خون به جای اشک

شخصی از ثقات اصحاب امام رضا عليه ‌السلام به نام ابراهيم ‌بن ابی ‌محبوب از آن جناب نقل کرده است که فرمودند: «إنّ يومَ الحسينِ أقرح جفوننا وأسبل دموعنا وأذل عزيزنا؛ روز شهادت امام حسين عليه ‌السلام پلک چشمانمان را [از فرط گريه] زخم نمود و اشک ‌هايمان را سرازير و عزيزانمان را خوار نمود».

برخی از نادانان بر اين حديث اشکال گرفته ‌اند که چگونه ممکن است پلک چشم زخمی شود. اين قبيل سخنان بی‌ اساس درباره اهل ‌بيت عليهم ‌السلام هميشه وجود داشته و هيچ‌ گاه اين بازار بی ‌مشتری نبوده است. برای نمونه وقتی پيغمبر خدا صلی الله علیه وآله ثواب زيارت امام حسين عليه ‌السلام را همانند چندين و چند حج خود قلمداد فرمودند عايشه با شگفتی پرسيد: همانند حجِ خود شما؟!

پلک انسان از اعضای ظاهری بدن و چه ‌بسا لطيف ‌ترين عضو آدمی است. بديهی است هرچه اين عضو لطيف ‌تر باشد، آسيب پذيرتر است. پشت چشم آدمی غده ‌هايی وجود دارد که وقتی قلب انسان از شدت مصيبت و اندوه به درد آمد، خون شيرين را به اشک شور بدل می‌ کند. از همين ‌روست که حضرت ولی ‌عصر عجل ‌الله ‌تعالی ‌فرجه ‌الشريف می ‌فرمايند: «لأبکين عليک بدل الدّموع دما؛ [در مصيبت تو] به جای اشک خون از ديدگان خواهم افشاند».

حال وقتی فشاری که به قلب وارد می ‌شود بسيار و شدت اندوه فوق‌ العاده باشد، اين غده ‌ها فرصت تبديل خون به اشک را نخواهند داشت و به جای اشک از چشم آدمی خون جاری می‌ شود.

از طرفی همان ‌طور که می ‌دانيم اشک شور است و براثر تماس فراوان با پلک آدمی که در نهايت ظرافت است، البته که به آن آسيب می ‌رساند و باعث زخم‌ شدن پلک ‌ها می‌ شود.

فرمايش امام رضا عليه‌ السلام بدين معنا نيست که فقط در ايام محرم پلک چشمانمان از شدت گريه آزرده بود. چنين قيدی در کلامشان وجود ندارد و بدين معناست که صحنه و اندوه عاشورا هميشه در ذهن و زبان و خاطر شريفشان حضور داشت و هيچ ‌گاه از خاطرشان محو نمی‌ شد.

2- شعائر مقدس حسینی

 ضرورتی ندارد که فردی یا افرادی مطالبی را مطرح کنند مبنی بر اینکه کدام یک از مراسم سوگواری در زمان ائمه اطهار علیهم السلام بوده یا نبوده است.

آیا این ضریح و گنبد و این صحن و سرای حضرت سیدالشهدا علیه السلام و دیگر امامان معصوم در زمان ائمه اطهار علیهم السلام بوده است؟! اما همین ها و افرادی که با هزینه های شخصی و مال و دارایی حلال خود چنین حرم و بارگاهی باعظمت و صحن و سرایی باشکوه ساخته اند طبق حدیث شریف خود را شریک در ثواب تعظیم شعائر حسینی و ثواب اقامه آن نموده اند. هیئت ها و عزاداری هایی که در سراسر جهان گسترده است نیز در زمان امامان معصوم علیهم السلام نبودند و در حال حاضر هستند و هیچ منعی هم ندارند و نباید در آن ها تشکیک کرد.

تمام این شعائر از مصادیق یاری امام حسین علیه السلام است و پیامبر خدا صلی الله علیه وآله با دعای خیر خود درباره یاری دهندگان و کمک کنندگان به امام حسین علیه السلام و شعائر حسینی آنان را مورد لطف خدای متعال و مشمول عنایت اهل بیت علیهم السلام قرار داده و این امور را توسعه و گستردگی بخشیدند. پر واضح است که آثار بزرگ و گسترده این امور در آخرت روشن خواهد شد و البته در دنیا نیز کم و بیش آن را دیده و خواهیم دید.

3- فتوای بی خردانه در شعائر حسینی

هنگامى ‏كه ماه محرم الحرام و ایام شهادت سالار شهیدان علیه السلام فرا مى‏رسد، امور شگفت‏انگیزى رخ مى ‏دهد و مشاهده مى ‏شود كه عده بسیارى از عوام‏ الناس خود را متكفل صدور فتوا كرده‏ اند! یكى پوشیدن لباس سیاه را حرام مى ‏شمارد و دیگرى فتوا به حرمت سینه‏ زنى مى ‏دهد. در حالى ‏كه هیچ یك از مجتهدان فتوا به حرمت هیچ یك از انواع عزادارى نداده اند؛ زیرا مجتهدان و كارشناسان امور دینى هیچ‏ گاه با بى‏ پروایى و شتاب حكم صادر نمى ‏كنند، بلكه چه‏ بسا گروهى از آنان براى صدور حكمى سه هفته خود را به رنج افكنند و در نهایت نتوانند حكم قاطعى در مسأله صادر نمایند و به فتواى احتیاط بسنده كنند. اما مشاهده مى ‏شود كه مردمِ بى ‏خرد در امورى كه كم‏ ترین ربطى به آنان ندارد و در آن تخصص ندارند به سرعت حكم صادر مى ‏كنند و كم ‏ترین ملاحظه و باكى به خود راه نمى‏ دهند!

 چگونه ممكن است سینه ‏زدن براى امام حسین علیه السلام حرام باشد، در حالى ‏كه شاعر اهل بیت علیهم السلام، دعبل خزاعى در حضور امام رضا علیه السلام این اشعار را در رثاى اباعبدالله الحسین علیه السلام قرائت نمود، ولى آن جناب به او اعتراض نكرد:

 أفاطم لو خلتِ الحسین مجدّلاً       وقد مات عطشاناً بشطّ فرات‏

 إذاً للطمت الخدّ فاطم عنده          وأجریت دمع العین فى الوجنات

(اى فاطمه، اگر حسین را به یاد مى ‏آوردى كه با لب تشنه در كنار شط فرات بر زمین افتاده است، در آن صورت بر صورت خود سیلى مى‏ نواختى و اشك از گونه ‏هایت روان مى‏ شد).

 امام رضا علیه السلام نه تنها به او اعتراض نكرد، بلكه از او خواست ادامه دهد و ابیات بیشترى بخواند. آیا ممكن است دعبل خزاعى در حضور امام رضا علیه السلام عمل حرامى را به حضرت زهرا علیها السلام نسبت دهد، ولى امام علیه السلام خاموش بماند؟!

 وقتى از امام صادق علیه السلام درباره چنین مسائلى پرسش كردند، فرمود: «وقد شَقَقنَ الجیوب ولطمن الخدود الفاطمیات على الحسین ‏بن على علیهما السلام وعلى مثله تُلطم الخدود وتُشقّ الجیوب؛ زنان حرم امام حسین علیه السلام در سوگ آن حضرت گریبان دریدند و سیلى به صورت زدند و البته بر مثل آن حضرت باید گریبان درید و سیلى به صورت زد».

 آیا حضرت زینب كبرى و دیگر بانوان حرم حسینى و حتى شخصى چون امام جعفر صادق علیه السلام حرام و حلال را نمى‏ شناسند و زید و بكر آن‏ را مى‏ شناسند؟!

پوشیدن جامه سیاه در عزاى سالار شهیدان علیه السلام نیز چنین است و پیشوایان معصوم علیهم السلام چنین رفتار مى‏ كردند. باید تاریخ را ملاحظه كرد و آنگاه سخن گفت. ابتدا باید به كتب فقهاى عظام و رسائل عملیه مراجعه كرد و سپس اظهار نظر كرد.

احتیاط صاحب جواهر در صدور فتوا

كتاب جواهر الكلام دانشنامه گسترده‏ اى در چهل و سه جلد است كه مؤلف آن دریایى از دانش است و هر مسأله ‏اى كه در آن باز مى گوید حتماً دلیل آن‏ را نیز پس از آن  ذكر مى‏ كند. افراد خبره به خوبى كتاب جواهر و صاحب جواهر را مى ‏شناسند و از ارزش  آن آگاهند. این بزرگوار چه ‏بسا فقط براى یكى از مسائل فقهى ده صفحه استدلال بیاورد و پس از مناقشه و رد و اثبات ‏هاى فراوان در نهایت بگوید در این خصوص نمى ‏توانیم فتوا دهیم و البته راه نجات در احتیاط است!

 بنگرید كه چنین كارشناس خبره ‏اى پس از ده صفحه كندوكاو و استدلال در نهایت حكم قطعى صادر نمى ‏كند، ولى برخى از افراد غیرمتخصص به خودشان اجازه مى ‏دهند كه بى ‏درنگ و بدون دلیل و اندیشه حكم صادر كنند و مثلاً بگویند فلان عمل حرام است!

 حكم كردن به غیر ما انزل‏ اللَه از بزرگ ‏ترین كبائر است.

فتواهای جاهلانه و قطع نعمت

در زمان امام صادق علیه السلام میان دو نفر اختلافى پیش آمد و مرافعه نزد ابوحنیفه آوردند. یكى از آن‏ دو از دیگرى مركبى كرایه كرده بود تا براى دیدار دوستى به نقطه ‏اى سفر كند، اما وقتى به آن‏ جا رفت دوستش را ملاقات نكرد؛ زیرا به نقطه دورترى رفته بود. از این ‏رو سفر را ادامه داد تا او را ملاقات نمود. صاحب مركب براى این مسافت بیشتر كرایه بیشترى طلب كرد، ولى كرایه‏ كننده اسب از دادن مبلغ بیشتر خوددارى كرد. ابوحنیفه از آن مرد پرسید: مركب را چه كردى؟ گفت: آن‏ را سالم تحویل صاحبش دادم. آن مرد گفت: آرى، ولى بعد از پانزده روز. ابوحنیفه از او پرسید: اكنون از این مرد چه مى‏ خواهى؟ گفت: كرایه استرم را مى‏ خواهم. پانزده روز استر را نزد خود نگه‏ داشته است. ابوحنیفه گفت: برایت حقى نمى ‏بینم؛ زیرا استر تو را براى رسیدن به فلان نقطه كرایه كرده بود، ولى پس از آن به جاى دیگرى رفت. بدین ترتیب ضامن قیمت استر شد و كرایه ساقط گردید و وقتى استر را سالم بازگرداند و تو آن ‏را تحویل گرفتى، پرداخت كرایه بر او لازم نخواهد بود! وقتى از نزد ابوحنیفه خارج شدند، صاحب استر بسیار آزرده ‏خاطر شده بود و زیر لب «إنا لله وإنا إلیه راجعون» مى‏ گفت. در این جا ابوحنیفه با استناد به قاعده ‏اى فقهى (الخراج بالضمان) كه آن‏ را به درستى نفهمیده بود، به سود آن مرد حكم كرد و حتى پرداخت كرایه اولیه موردِ توافقِ طرفین را هم لازم ندانست. وقتى این ماجرا را با امام صادق علیه السلام كه استاد ابوحنیفه و در عین حال امام معصوم، نواده پیامبر صلى الله علیه وآله و صاحب علم آن حضرت بودند مطرح كردند، ابتدا پاسخ صحیح مسأله را ندادند، بلكه قبل از آن فرمودند: «فی مثل هذا القضاء وشبهه تحبس السماء ماءَها وتمنعُ الأرضُ بركاتِها؛ به سبب همین داورى ‏ها و امثال آن است كه آسمان باران نمى‏ بارد و زمین بركات خود را منع مى‏ كند».

 یعنى اگر ما گفتیم فلان كار حرام است، در حالى‏ كه خدا آن‏ را حرام نكرده، یا كار حلالى را حرام اعلام كردیم (و همین ‏طور مكروه و مستحب و واجب) این گفته ما - كه حكم به غیر ما انزل ‏اللَه است - مانع ریزش قطرات باران مى‏ شود و جلو بركات زمین را مى ‏گیرد.

پرهیز از فتوای جاهلانه

بنابراین، وقتى كسى از ما پرسید آیا فلان كار حلال است یا حرام، نباید پاسخ او را از نزد خودمان بدهیم، بلكه باید از مجتهدى سؤال كرد و آن‏ گاه پاسخ داد. خداى متعال احكام خود را در دست هیچ‏ كس ننهاده و آن را تنها در دست پیامبر خود قرار داده و فرموده است: «وَمَا ءَاتَكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا؛ هرچه پیامبر به شما داد آن‏ را بستانید و از هرچه شما را منع كرد، اجتناب كنید».

4- امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شعائر حسینی

در پاسخ كسى‏ كه مى‏ گوید ریختن خون در سوگ حضرت سیدالشهدا علیه السلام حرام است مى ‏گوییم: آیا شما از حضرت ولى عصر عجل اللَه تعالى فرجه الشریف فقیه‏ تر و دین ‏شناس ‏ترید؟ آن جناب در زیارت ناحیه مقدسه خطاب به جد بزرگوارشان عرضه مى ‏دارند: «لأندبنك صباحاً ومساءً ولأبكینّ علیك بدل الدموع دماً؛ (به خدا سوگند) بامدادان و شامگاهان بر تو سوگوارى و نوحه‏ گرى مى‏ كنم و در مصیبتت به جاى اشك خون از دیدگان خواهم افشاند».

 آیا خونى كه براثر سینه ‏زنى و نواختن زنجیر و مانند آن از سر و سینه و كمر عزادار خارج مى‏ شود، خطرناك ‏تر است یا خونى كه براثر گریستن بسیار از دیدگان بیرون مى‏ آید؟ آیا حضرت حجت از حرمت چنین كارى آگاه نیستند، ولى برخى از مردم معمولى بر حرمت آن واقفند؟!

 حضرت زینب سلام الله علیها سر مبارك خود را چنان به جلوی محمل كوفتند كه خون از زیر مقنعه ایشان جارى شد. آیا حضرت كار حرامى مرتكب شدند؟! 

حرمت ضرر رساندن به خود

در اسلام ضرر رساندن به خود تنها در دو جا حرام است. مورد نخست مربوط به خودكشى است. این‏ كار در اسلام جایز نیست و فقها در استدلال به آن این آیه را شاهد آورده ‏اند: «وَلَا تُلْقُوا بِأَیدِیكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ؛ وخودتان را با دستان خویش به هلاكت نیفكنید». هرچند این آیه در سیاق آیات جهاد وارد شده، فقها در مسأله حرمت خودكشى بدان استدلال كرده ‏اند؛ زیرا امامان ما نیز قبلاً در همین مسأله بدین آیه استدلال فرموده ‏اند. دلیل دیگر بر حرمت این ‏كار این آیه شریفه است: «وَلَا تَقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ؛ و خودتان را نكشید».

 دومین موردى كه ضرر رساندن به نفس جایز نیست، مربوط به جایى است كه انسان به یكى از اعضاى بدن یا یكى از قواى جسمى خود آسیب برساند. براى مثال جایز نیست انسان چشم خود را كور كند، یا كارى كند كه موجب شود شنوایى ‏اش از بین برود، یا یكى از انگشتان خود را بیهوده – و نه به دلیل تشخیص پزشكان و عمل جراحى و ضرورت ‏هاى دیگر- قطع كند. همچنین جایز نیست كه انسان به یكى از دستگاه‏ ها یا قواى جسمى خود آسیب رساند. بنابراین، جایز نیست زن بچه‏ دان خود را جدا كند یا دارویى مصرف كند كه كاملاً عقیم شود و این مطلب درباره مرد نیز صادق است. البته متوقف كردن قواى جنسى به صورت موقت مورد نظر ما نیست؛ زیرا علما به جواز این ‏كار فتوا داده‏ اند.

مردم اختیار دار جان و مال شان هستند

مشاهده مى ‏كنیم كه بازرگانان و دیگر افراد این همه در سرما و گرما رنج سفر را بر خود هموار می کنند و خود را در معرض خطرهاى بى ‏شمار قرار مى ‏دهند. این افراد چه ‏بسا از خوراك یا خواب خود مى ‏زنند و چه‏ بسا در كشتى دچار بیمارى مى ‏شوند. این مطلب شیوه متعارفى در میان مردم است و تاكنون نشنیده‏ ایم كه باوجود این همه خطر و احتمال مرگ یا غرق شدن - جز در مواردى كه هلاكت فرد قطعى است - امامان ما كسى را از این‏ كار نهى كرده باشند.

 طبعاً علت این مسأله آن است كه دلیلى بر حرمت این ‏كار در دست ندارند و اصل آن است كه مردم اختیاردار جان خودند.

 خوردن غذا در حال سیرى، خوابیدن بلافاصله پس از صرف غذا و بسیارى از امور دیگر نیز از همین قبیل است و شارع مقدس صرفاً به مكروه دانستن آن ها بسنده نموده و جز دو مورد یادشده چیز دیگرى را حرام ندانسته است. علت این مطلب چیزى نیست جز اینكه مردم اختیار جانشان به دست خودشان است.

رأی جاهلانه در شعائر حسینی

هیچ مجتهدى فتوا به حرمت هیچ یك از عزادارى‏ هاى شناخته شده نداده است، بلكه بیشتر فقها فتوا به جواز و بلكه استحباب آن داده ‏اند. بنابراین، كسى ‏كه فقیه نیست این حق را ندارد كه از پیش خود در خصوص حرمت یكى از اقسام عزادارى فتوا بدهد و مثلاً بگوید سینه‏ زنى، شبیه‏ خوانى یا نواختن زنجیر در سوگ حضرت سیدالشهدا علیه السلام جایز نیست، چون طى آن، شخص به خودش آسیب مى ‏رساند.

 موارد یادشده هیچ ‏كدام شدتشان به اندازه خون گریستن نمى‏ رسد و این ‏كارى است كه چشم خون افشان حضرت حجت عجل اللَه تعالى فرجه الشریف انجام مى‏ دهد. نه من و شما و نه هیچ كس دیگرى فقیه ‏تر از حجت خدا نیستیم. سخن غیرمجتهد حجیت ندارد و عمل كردن براساس آن ونقل آن شرعاً جایز نیست.

5- امام حسین علیه السلام؛ هدایتی ابدی

ابراهیم ‏بن ابى‏ محبوب از حضرت امام رضا علیه السلام روایت مفصلى نقل كرده كه در یكى از فقرات آن چنین آمده است: «إنّ یومَ الحسینِ اقرحَ جفونَنا وأسبل دموعنا؛ روز [شهادت و مصیبت] امام حسین علیه السلام پلك چشمان ما اهل بیت را زخم كرد و دیدگانمان را پر از اشك ساخت».

 برخى بر این فرمایش حضرت ثامن الائمه علیه السلام اشكال گرفته و گفته‏ اند چگونه ممكن است مصیبتى بتواند پلك چشمان آدمى را زخمى كند؟ البته بازار فضل فروشى وعرض اندام در برابر اهل بیت علیهم السلام همیشه وجود داشته و هیچ ‏گاه از مشترى تهى نبوده است. همیشه كسانى بوده‏ اند كه در برابر گفتار پیغمبر خدا و اهل بیت علیهم السلام از خود نوعى مقاومت نشان مى ‏دادند. این مطلب در زمان خود پیامبر صلى الله علیه وآله نیز وجود داشته است. براى نمونه از امام صادق علیه السلام روایت شده است كه فرمودند: «كان الحسین ‏بن على علیه السلام ذات یوم فى حجر النبی صلى الله علیه وآله یلاعبُهُ ویضاحِكُهُ فقالت عایشة: یا رسول‏اللَه، ما اشدَّ إعجابَكَ بهذا الصبى. فقال لها: ویلكِ وكیف لا أحبُّهُ ولا أعجب به وهو ثمرة فؤادى وقرّة عینى. أما إن أمتی ستقتله. فمن زاره بعد وفاته كتب اللَه له حجة من حججى. قالت: یا رسول‏اللَه، حجة من حججك؟! قال: نعم، حجتین من حججى. قالت: یا رسول‏اللَه، حجتین من حججك؟! قال: نعم واربعة. قال فلم تزل تزاده ویزید ویضعف حتى بلغ تسعین حجة من حجج رسول ‏اللَه بأعمارها؛ روزى امام حسین علیه السلام در آغوش پیامبر صلى الله علیه وآله بود و پیامبرصلی الله علیه وآله مشغول سرگرم كردن و خنداندن او بودند. عایشه گفت: اى رسول خدا، راستى كه چقدر شیفته این كودكید! حضرت به او فرمودند: واى بر تو چگونه دوستدار و شیفته او نباشم حال آنكه میوه دل و نور دیده من است. بدان كه امت من او را خواهند كشت و هركه او را زیارت كند، خدا پاداش حج مرا در نامه اعمالش مى ‏نویسد. عایشه با شگفتى پرسید: اى رسول خدا، پاداش حج شما را؟! فرمود: بله و [بلكه] پاداش دوبار حج مرا به او مى ‏دهد. گفت: اى رسول خدا، دوبار حج شما؟! فرمود: آرى و [بلكه] چهار حج. عایشه همین‏ طور رقم را مى ‏افزود و حضرت نیز پاداش آن را دوچندان مى ‏كرد تا اینكه به نود حج همراه با عمره رسید».

 این قبیل عرض اندام‏ ها و كارشكنى‏ ها تا به امروز نیز ادامه داشته است، ولى جز ناكامى و رسوایى چیز دیگرى براى صاحبانش در برنداشته است؛ زیرا خداى متعال وعده فرموده است كه هرچند مخالفان در این‏ خصوص اصرار بیشترى بورزند، ناكام ‏تر شوند. حضرت زینب كبرى سلام الله علیها روز یازدهم محرم ضمن بازگویى حدیثى نبوى فرمودند: «ولیجتهدنَّ ائمةُ الكفر واشیاعُ الضلالة فى محوِهِ وتطمیسِهِ، فلا یزدادُ أثرُهُ إلا ظهوراً وأمره إلا علواً؛ هرقدر پیشوایان كفر و پیروان ضلالت در زدودن و از بین بردن نشانه ‏هاىِ [كربلا] بكوشند، روز به روز اثر آن پدیدارتر و نام آن بلند آوازه‏ تر مى‏ شود».

6- پلک خونبار در رثای حسین علیه السلام

پلك انسان در نهایت لطافت است و شاید از جهتى بتوان آن‏ را لطیف‏ ترین عضو ظاهرى انسان دانست. در پشت چشم انسان غده‏ هایى وجود دارد كه وقتى قلب انسان از اندوهِ مصیبتى به درد مى ‏آید، خون شیرین را به اشك شور تبدیل مى ‏كنند. این غده ‏ها اعضاى ریز و بسیار ظریفى است كه وظیفه آن ها تبدیل كردن خون به اشك است و مقدار مشخصى توان دارند. حال اگر براثر شدت مصیبت و گریه بسیار این غده‏ ها فعالیت زیادى كنند و فشارى بیش از اندازه به آن ها وارد شود، ضعیف مى ‏شوند و فرصت تبدیل ‏كردن خون را به اشك نخواهند داشت. در چنین حالتى به جاى اشك مستقیماً خون از دیدگان انسان خارج مى ‏شود. از همین روست كه حضرت ولى عصر عجل اللَه تعالى فرجه الشریف خطاب به جد بزرگوارشان مى ‏فرمایند: «فلأندبنّك صباحاً ومساءً ولأبكین علیك بدل الدموع دماً؛ هر بامداد و شامگاه در اندوه تو زارى مى‏ كنم و به جاى اشك، خون از دیدگان خواهم افشاند».

 وانگهى در صورتى‏ كه براثر گریه بسیار پلك ظریف و حساس آدمى تماس مداوم و فراوانى با اشك - كه شور است - داشته باشد، آزرده و زخمى مى ‏شود. از این ‏روست كه امام رضا علیه السلام فرمودند: روز شهادت و مصیبت امام حسین علیه السلام پلك چشمانمان را زخمى كرد.

7- عاشورا در صحاح سته

نویسندگان صحاح سته تعمد فوق ‏العاده‏اى داشته ‏اند كه تا جایى‏ كه مى ‏شود نام امام حسین علیه السلام را نبرند و كسى ‏كه خبره فن باشد و این كتاب ‏ها را مطالعه كند، به روشنى مى ‏بیند كه تلاش و نیروى بسیارى در این‏ خصوص به كار برده ‏اند. اما به رغم تلاش مذبوحانه روات عامه در خصوص نام نبردن از اهل بیت علیهم السلام در همین صحاح بارها و بارها ماجراى حضرت سیدالشهدا علیه السلام ذكر شده است. براى نمونه اصحاب صحاح آورده‏ اند حضرت امیر علیه السلام در مسیرشان به سمت صفین هنگامى ‏كه به محاذات نینوا (كربلا) رسیدند، ندا دادند: «یااباعبدالله، صبر پیشه كن، یااباعبدالله، در كنار شط فرات صبر پیشه كن». وقتى علت این فرمایش ایشان را جویا شدند، فرمودند: «روزى نزد رسول خدا صلى الله علیه وآله رفتم ودیدم چشمانشان لبریز از اشك است. عرضه داشتم: اى رسول خدا، آیا كسى شما را خشمگین كرده است؟ چرا چشمانتان از اشك لبریز است؟ فرمودند: لختى پیش جبرییل نزد من بود و گفت: حسین در كنار شط فرات كشته خواهد شد. او همچنین گفت: دوست دارى مقدارى از خاك تربتش را به تو دهم تا ببویى؟ گفتم: آرى. آنگاه دست دراز كرد و مشتى خاك به من داد. از این ‏رو نتوانستم چشمانم را از اشك نگاه دارم».

 ماجراى گذر حضرت امیر علیه السلام از برابر سرزمین كربلا در حدود بیست سال پیش از واقعه كربلا بوده است. در این خبر تعبیر «وعیناه تفیضان» یا «فاضت عینه» با تعابیر مشابهى چون «بكى» یا «دمعت عیناه» تفاوت دارد. وقتى ظرفى پر از آب شود و آب از اطراف آن سرازیر شود، در زبان عربى به چنین حالتى «فیضان» مى گویند. این تعبیر هنگامى‏ كه آب رودخانه ‏اى بالا آید و سیل به راه افتد نیز به كار مى ‏رود. معمولاً وقتى انسان گریه مى‏ كند اشك فقط از گوشه چشمش خارج مى‏ شود. به چنین حالتى «فیضان» چشم نمى‏ گویند، بلكه فیضان چشم مربوط به زمانى است كه از فرطِ اندوهِ بسیار چشم انسان لبریز اشك شود و اشك از همه جاى آن سرازیر شود. از این ‏رو تعبیر فیضان در كلام امیرمومنان علیه السلام باتوجه به اینكه آنان «امراء الكلام» هستند جاى دقت دارد.

 نكته شایان توجه دیگر در این روایت سؤالى است كه حضرت امیر علیه السلام از پیامبر صلى الله علیه وآله پرسیدند. این قبیل پرسش‏ ها در اصطلاح «سؤال العارف» خوانده مى‏ شود. مسلماً حضرت امیر علیه السلام از علت گریه پیامبر صلی الله علیه وآله خبر داشتند و چنین نیست كه پیامبر صلی الله علیه وآله چیزى بدانند و حضرت امیر علیه السلام از آن بى ‏خبر باشند.

 این قبیل پرسش‏ ها حكمت هاى متعددى دارد كه ازجمله آن تعلیم دادن به ما است و در قرآن و كلام خردمندان كاربرد بسیار دارد. براى مثال خداى متعال كه به هر پیدا و ناپیدایى علیم است، از حضرت موسى علیه السلام مى ‏پرسد: «وَمَا تِلْكَ بِیمِینِكَ یمُوسَى‏؛ اى موسى، در دست راست تو چیست؟». مسلماً خداى متعال بهتر از حضرت موسى مى ‏دانست چه چیزى در دست وى قرار دارد.

8- امام حسین علیه السلام، استثنای تاریخ

سوگوارى براى حضرت سیدالشهدا علیه السلام و بزرگداشت نام ایشان ماجرایى كهن و ریشه ‏دار است و مربوط به امروز و دیروز نیست. خداى متعال خود چنین چیزى را مشیت فرموده است و با مشیت الهى نمى ‏توان مبارزه كرد. البته این دنیا صحنه امتحان و آدمى داراى اختیار است و خداى متعال به آدمى این اختیار را داده است كه حتى با خود او نیز از در پیكار و ستیز برآید. فرعون با خدا مبارزه و ادعاى خدایى كرد، ولى با این حال خدا چهارصد سال به او مهلت داد. شداد نیز با همه خیره‏ سرى و گردن‏ كشى ای كه داشت - بنا به گفته مرحوم علامه مجلسى رحمه الله - خداى متعال به او نهصد سال مهلت داد و در كیفر او شتاب نكرد.

 اما خداى متعال به شمر، یزید، عمر سعد و ... مهلت چندانى نداد و این افراد پس از عاشورا عمر چندانى نكردند. یزید ادعاى خدایى نداشت و فقط آشكارا اظهار بى ‏دینى مى‏ كرد. خداى متعال به هر حال در قیامت هم امثال فرعون و شداد و هم یزید و قاتلان حضرت سیدالشهدا علیه السلام را كیفر خواهد كرد و شتاب كردن در كیفر آنان ظاهراً لازم نیست، ولى ماجراى حضرت سیدالشهدا علیه السلام از همه جهت استثنا است و تاریخ شهادت مى ‏دهد كه دشمنان ایشان در همین دنیا كیفر شدند و خدا مهلتشان نداد.

 اساساً مشیت الهى بر این تعلق گرفته است كه با ماجراى حضرت سیدالشهدا علیه السلام و هرچیزى كه به نوعى با ایشان مربوط است به شكلى استثنایى برخورد نماید. یكى از استثنائات حضرت این است كه نام ایشان از دیگر معصومان علیهم السلام بیشتر بر سر زبان‏ هاست. معالى السبطین كتابى است كه در احوالات امام حسن مجتبى و حضرت سیدالشهدا علیهما السلام نگاشته شده و مولف فاضل آن به خوبى مى ‏دانسته است كه امام مجتبى علیه السلام از برادر بزرگوارشان افضل هستند، ولى با این‏ حال فقط در حدود شصت صفحه از این كتاب مربوط به امام حسن مجتبى علیه السلام و بیش از ششصد صفحه آن درباره حضرت سیدالشهدا علیه السلام است. این در حالى است كه در طول تاریخ بسیارى از مطالب و كتاب ‏هاى مربوط به حضرت سیدالشهدا علیه السلام به شعله ‏هاى آتش سپرده شده و ناقلان این آثار مورد جنایت و آزار قرار گرفته ‏اند. شاید بتوان گفت تنها یك هزارم مطالب مربوط به آن حضرت به دست ما رسیده است، اما به رغم آن تلاش‏ ها و این كارشكنى‏ ها امروزه نام هیچ ‏كس در جهان به اندازه نام نامى حضرت سیدالشهدا علیه السلام آوازه ‏اى به این گستردگى نیافته است. بسیارند كسانى ‏كه خدا را قبول ندارند و بت مى‏ پرستند، ولى براى امام حسین علیه السلام گریه مى‏ كنند و نام ایشان را بزرگ مى‏ دارند.

 شایسته است كه ما نیز همچون خداى متعال با ماجراى حضرت سیدالشهدا علیه السلام به نحوى استثنایى برخورد كنیم و بدانیم كه خداى متعال به كسانى ‏كه با نام و شعائر ایشان مبارزه مى‏ كنند، مهلت نمى ‏دهد و به سرعت آنان را مشمول قهر و كیفر خود قرار مى ‏دهد.

9- تشکیک جاهلانه در شعائر حسینی

چندى پیش شخصى كه خود را باسواد مى ‏پنداشت نزد من آمد و درخصوص یكى از شیوه‏ هاى عزادارى تشكیك مى ‏كرد. سبب تشكیك وى را كه جویا شدم اظهار داشت این كار دو اشكال دارد. نخست آنكه این شیوه عزادارى در زمان پیامبر صلى الله علیه وآله و ائمه معصوم علیهم السلام وجود نداشته است. دیگر آنكه برخى از كسانى‏ كه به این نحوه عزادارى مى ‏پردازند، مرتكب برخى از محرمات مى‏ شوند.

 درباره اشكال نخست به وى گفتم این اشكال از سخنان وهابیان است و كسى مثل شما نباید آن را بر زبان آورد. وهابیان پشتوانه استوارى ندارند. پشتوانه آنان كسانى چون احمدبن حنبل، ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب است كه اگر بخواهیم جانبشان را نگاه داریم و از واقعیت آنان چشم ‏پوشى كنیم، باید بگوییم مشتى بى ‏سواد بوده ‏اند كه از اسلام آگاهى و بهره ‏اى نداشته‏اند، اما شیعیان از ركن ركین و پشتوانه‏ هاى استوارى چون امیرمؤمنان، امام حسین، امام صادق و حضرت بقیة الله علیهم السلام برخوردارند. عقاید شیعه مستند به فقه و اندیشه اهل‏ بیت علیهم السلام است كه هیچ شائبه ‏اى در آن راه ندارد و در طى تاریخ بسیارى از افراد مذاهب دیگر را كه حقیقت‏ جو و بدون عناد و غرض بوده اند متحول كرده است.

 اگر بخواهیم به صرف نبودِ این نحوه عزادارى ‏ها در زمان پیامبر صلى الله علیه وآله آن ها را بى ‏اساس بدانیم، پس با قبه و بارگاه امام رضا علیه آلاف التحیة والثناء چه كنیم كه نه در زمان پیامبر صلی الله علیه وآله و نه در زمان ائمه علیهم السلام به این صورت نبوده است؟! آیا به صرف اینكه قبه و بارگاه امروزین امام رضا علیه السلام به صورت فعلى در زمان ائمه علیهم السلام نبوده است باید آن را باطل بشماریم؟! آیا قبه و بارگاه آستان مقدس مولاى متقیان علیه السلام، قبه و بارگاه حضرت سیدالشهدا علیه السلام، مدارس علمیه، حسینیه‏ ها، كتاب ‏هایى چون كتب اربعه، وسائل الشیعه، مستدرك الوسائل، دستگاه مرجعیت و روحانیت و هزاران نهاد و دستگاه دیگر به صورت امروزین آن در زمان ائمه معصومان علیهم السلام وجود داشته است؟ هیچ یك از این امور در عصر ائمه نبوده است، ولى آیا مى ‏توان بر همه این امور خط بطلان كشید؟ مسلماً اعتقاد به چنین چیزى سخنى سخت بى ‏پایه و اساس است و به صرف نبود چیزى در عصر ائمه نمى ‏توان آن را مردود انگاشت.

 وانگهى براى این عزادارى ها دست كم دو دلیل فقهى و علمى مى ‏توان اقامه نمود:

 نخست آنكه ائمه ما قواعد كلى و عموماتى وضع فرموده‏ اند و این شعائر نیز تحت عمومات قرار مى ‏گیرند. همان ‏طور كه عمومات قبه و بارگاه و ضریح مطهر امام حسین علیه السلام را - كه در زمان ائمه علیهم السلام نبوده است - در بر مى‏ گیرد، همه انواع عزادارى را نیز شامل مى ‏شود. كسى ‏كه چنین اشكالى را مطرح مى ‏كند، در حقیقت با قرآن و حدیث و عمومات مستفاد از كلمات معصومان علیهم السلام بیگانه است.

 دوم آنكه این نوع عزادارى ‏ها به اصطلاحِ فقهى و علمى از مقدمات وجود واجب است. عالمان شیعه و بزرگان ما از شیخ مفید و محقق حلى و علامه حلى تا عالمان معاصر در این باره مفصل سخن گفته و فرموده‏ اند: مقدمات وجود واجب نیز واجب عینى یا كفایى است. پس چنین اشكالى كاملاً بى ‏اساس و مربوط به كسانى است كه قرآن و حدیث را نخوانده‏ اند یا اگر خوانده‏ اند، نفهمیده‏اند.

 در پاسخ اشكال دوم كه از اشكال نخست بى ‏پایه‏ تر است باید گفت حتى اشخاص عادى - چه رسد به اشخاص دین‏ شناس - به خوبى مى ‏دانند كه اگر جایى یا كارى با معصیت توأم شد، این به معناى حرام بودن آن جا یا كار نیست و مشروعیت آن را خدشه‏ دار نمى ‏كند، بلكه فقط نفس آن معصیت حرام است. براى مثال اگر شخصى از سپیده صبح تا طلوع آفتاب در مسجد باشد و نسبت به نماز سهل‏ انگارى كند و نماز به جا نیاورد، آیا باید درِ آن مسجد را تخته كنیم؟! یا با سخنان نرم و حكیمانه آن شخص را هدایت كنیم و نسبت به بدى كارش آگاه سازیم. مسلماً نماز نخواندن یا حتى ارتكاب معصیت ازسوى یك شخص مشروعیت مسجد را خدشه ‏دار نمى‏ كند و از قدیم گفته‏ اند: براى یك بى‏ نماز درِ مسجد را نمى ‏بندند. اهل سنت در كتاب‏ هاى خود آورده ‏اند كه روزى زینب بنت جحش براى رسول خدا صلى الله علیه وآله كه در آن‏ هنگام در خانه عایشه بودند، ظرف غذایى فرستاد، ولى عایشه با دیدن آن برخاست و ظرف غذا را بر زمین زد و شكست.

 در این ماجرا غذا براى پیامبر صلی الله علیه وآله فرستاده شده بود، نه عایشه، و عایشه با این ‏كار در مال دیگرى تصرف كرد. دیگر آنكه ظرف دیگرى را شكست و ضامن شد. دیگر آنكه نعمت خدا را تبذیر نمود و تلف كرد و از همه مهم ‏تر اینكه با ارتكاب این فعل ناپسند در محضر رسول‏ الله صلی الله علیه وآله حضرت را آزرد. غرض اینكه براساس این روایت عایشه در یك‏ جا مرتكب چندین كار حرام شده است. جا دارد بپرسیم حال كه عایشه در خانه پیامبر صلی الله علیه وآله مرتكب چندین حرامی شده است، دیگر خانه پیامبر صلی الله علیه وآله مشروعیت ندارد و حرام است؟!

10- اعتبار کتاب کامل الزیارات

این كتاب از اعتبار فراوان برخوردار است و بسیارى از عالمان شیعه در گذشته و حال بر این اعتقاد بوده‏ اند كه این كتاب از تمام كتاب ‏هاى شیعه صحیح‏ تر است و اگر در رأس همه كتب شیعه نباشد، جزو چند كتاب فوق ‏العاده و دست اول است.

 تلاش شیطان در تشکیک در شعائر حسینی

 در کتاب کامل الزیارات روایت «ولیجتهدن ائمة الكفر واشیاع الضلالة» از زبان حضرت زینب كبرى علیها السلام و به نقل از ام ایمن از رسول گرامى اسلام صلى الله علیه وآله نقل شده است. در عین حال حضرت زینب سلام الله علیها یادآور شده است كه درباره صحت روایت ام ایمن از پدر بزرگوارشان پرسش كردند و ایشان بر این روایت صحه نهادند و فرمودند: «یا بنیة، الحدیث كما حدثتك ام أیمن وكأنى بك وبنساء أهلك سبایا بهذا البلد أذلاء خاشعین تخافون أن یتخطفكم الناس فصبراً صبراً فوالذی فلق الحبة وبرأ النسمة ما للَه على ظهر الارض یومئذ ولی غیركم وغیر محبیكم وشیعتكم ولقد قال لنا رسول‏ الله صلى الله علیه وآله حین أخبرنا بهذا الخبر إن إبلیس - لعنه الله - فی ذلك الیوم یطیر فرحاً فیجول الأرض كلها بشیاطینه وعفاریته فیقول: یا معاشر الشیاطین قد ادركنا من ذریة آدم الطلبة وبلغنا فى هلاكهم الغایة وأورثناهم النار إلا من اعتصم بهذه العصابة فاجعلوا شغلكم بتشكیك الناس فیهم وحملهم على عداوتهم وإغرائهم بهم واولیائهم حتى تستحكموا ضلالة الخلق وكفرهم ولا ینجو منهم ناج؛ دخترم حدیثى كه ام ایمن برایت نقل كرده صحیح است. گویا مى ‏بینم كه در آن روز تو و زنان خاندانت در این شهر (كوفه) ذلیل و هراسناكید و مى ‏ترسید كه مبادا مردم شما را بربایند. صبر كنید و صبر كنید؛ زیرا به حق خدایى كه دانه را مى ‏شكافد و آدمى را جان مى ‏بخشد در آن روز خداى متعال جز شما و دوستان و شیعیانتان در روى زمین دوستى ندارد. هنگامى‏ كه رسول خدا صلى الله علیه وآله این خبر را به ما داد فرمود: ابلیس در آن روز از خوشحالى پرواز مى ‏كند و تمام زمین را در مى‏ نوردد و به شیاطین خود مى ‏گوید: اى جماعت شیاطین، ما به هدفى كه در مورد فرزندان آدم داشتیم رسیدیم و هلاكت آنان را به نهایت رساندیم و آنان را اهل آتش نمودیم، جز عده ‏اى كه به این گروه (یعنى خاندان پیامبر صلى الله علیه وآله) متوسل مى ‏شوند. تمام تلاشتان این باشد كه درباره آنان در دل مردم شك و شبهه ایجاد كنید و مردم را بر دشمنى با آنان و دوستانشان برانگیزید و تحریك نمایید تا خوب گمراه شوند و در كفرشان استوار گردند و دیگر هیچ كدامشان روى رستگارى را نبیند».

 همان‏ طور كه مى ‏بینیم این حدیث شریف را حضرت زینب كبرى علیها السلام هم به نقل از پدر بزرگوارشان علیه السلام وهم از ام ایمن رحمة الله علیها نقل نموده است. شاهد ما در این حدیث آنجاست كه شیطان هنگام شهادت سالار شهیدان علیه السلام به دیگر شیاطین مى ‏گوید: «فاجعلوا شغلكم بتشكیك الناس؛ تمام تلاش خود را مصروف شبهه‏ افكنى در میان مردم نمایید».

 وقتى ابلیس لعین مى ‏بیند كه خود و اتباعش هرگز یاراى مقابله با ماجراى حضرت سیدالشهدا علیه السلام را ندارند، از آنان مى ‏خواهد كه دست به شبهه ‏افكنى در ماجراى سیدالشهدا علیه السلام زنند. حال كه نمى ‏توانند این شاخسار تنومند را از بن بركنند، دست كم از تشكیك فروگذارى نكنند و غبار تردید را بر دل مردم بنشانند.

 باتوجه به این فقره فوق ‏العاده تأمل ‏برانگیز دیگر جاى شگفت نیست، اگر مى ‏بینیم برخى از افراد پى ‏در پى درباره ماجراى حضرت سیدالشهدا علیه السلام به شبهه ‏افكنى مى ‏پردازند، چنین افرادى دنباله‏ رو ابلیس هستند و مانند شیطان توان مقابله مستقیم با امام حسین علیه السلام را ندارند و لذا بنیاد عقاید مردم را سست مى‏ كنند، اما مؤمنان باید به هوش باشند تا مبادا در دام این شبهه‏ افكنان افتند. كسانى ‏كه حضرت سیدالشهدا علیه السلام در قنوت آنان را اولیاى خدا خوانده و از خدا خواسته است به واسطه او مورد آزمون دشوار قرار نگیرد، نباید به وسوسه ‏هاى ابلیس گوش سپارند و اجازه دهند شیاطین انس و جان باورهاى آنان را سست كنند.

11- تشکیک در سند شعائر حسینی

این افراد (شبهه افکنان بی اطلاع) در بسیارى از موارد نبود سند را بهانه مى‏ كنند و مثلاً مى ‏گویند درباره فلان آیین یا فلان باور روایتى نداریم. غافل از اینكه از نصوص مربوط به ماجراى عاشورا جز مقدارى اندك به دست ما نرسیده است. بسیارى از روایات اهل‏ بیت علیهم السلام در گذر روزگار از بین رفته و بسیارى از كتاب‏ هاى حدیث و تاریخ شیعه طى حوادث دردناك به كام شعله ‏هاى آتش فرستاده شده است. از این ‏رو بسیارى از روایات مرتبط با ماجراى عاشورا از بین رفته و ما به همه آن ها دسترسى نداریم، تا جایى‏ كه مى ‏توان گفت حتى یك صدم روایات عاشورا به دست ما نرسیده است.

 حضرت سیدالشهدا علیه السلام در هشتم ذى‏ الحجة از مكه خارج و روز دوم محرم ‏الحرام وارد كربلا شدند. به عبارت دیگر این سفرشان 24 روز به طول انجامیده است. بنا به گفته مرحوم علامه مجلسى رحمه الله هزار و پانصد تن در ركاب حضرت سیدالشهدا علیه السلام وارد كربلا شدند. آیا این جمعیت پرشمار طى این مدت 24 روزه از امام علیه السلام چیزى نپرسیدند؟ آیا هیچ ‏یك از این افراد بعدها درباره این مقطع تاریخى خبر یا گزارشى بازگو نكرده اند؟ ما اعتقاد داریم كه گفتار و كردار و تأیید امام معصوم حجت است، ولى متأسفانه خبر چندانى مربوط به این مدت كه حاكى از گفتار یا كردار امام باشد، به دست ما نرسیده است.

 در تاریخ آمده است كه مرحوم سید مرتضى كتابخانه بزرگى شامل هشتاد هزار كتاب داشت كه پس از فوت ایشان به شاگردشان شیخ طوسى انتقال یافت، ولى همچنان كه در تاریخ گفته ‏اند كتابخانه بزرگ شیخ طوسى در بغداد سوزانده شد.

 در كتاب‏ هاى رجال و فهرست و تذكره فراوان مى‏ خوانیم كه فلان راوى مثلاً سى ‏هزار روایت از امامان معصوم علیهم السلام نقل كرده است، در حالى‏ كه امروز از آن همه روایت حتى هزار مورد نیز به دست ما نرسیده است. یا مثلاً مى ‏خوانیم كه فلان محدث ده ‏هزار روایت از امام معصوم نقل كرده است، ولى امروزه فقط صد روایت از آن راوى در دست داریم. پس بقیه این روایات به چه سرنوشتى دچار شده است؟

 حاصل كلام اینكه بسیارى از روایات مرتبط با قضایاى امام حسین علیه السلام و عاشورا و سوگوارى به دست ما نرسیده است. بنابراین، نباید تشكیكات شبهه افكنان در ما اثرى ایجاد كند یا خداى نخواسته با این شبهه ‏افكنان همنوا و همراه شویم. تشكیك در اقامه شعائر حسینى از بازى كردن با آتش و زغال گداخته نیز خطرناك تر است؛ زیرا آتش فقط در همین دنیا به ما آسیب مى ‏رساند، ولى تضعیف دستگاه امام حسین علیه السلام دنیا و آخرت آدمى را برباد مى ‏دهد.