1- هزینه ای پرسود
آنچه مردان و زنان باايمان در راه خدمت به قضيه امام حسين عليه السلام هزينه می کنند، محفوظ خواهد ماند و در روز واپسين به بهترين وجه به ايشان بازگردانده خواهد شد. همگی مان بايد با دل های آکنده از اخلاص و محبت و مهربانی و با آراستگی به اخلاق فاضله، صبر و تحمل سختی ها، در راه خدمت به امام حسين عليه السلام و قضيه ايشان بکوشيم. سعادتمند و خوشبخت کسی است که بتواند خدمتی به امام حسين عليه السلام کند و در اين راه به هيچ وجه دچار سستی و کم کاری نشود، و نگون بخت کسی است که بتواند در اين راه کاری کند، اما از خدمتی هرچند ناچيز دريغ ورزد؛ چراکه چنين کسی يا کسانی در روز قيامت که روز حسرت نيز نام دارد سخت پشيمان خواهند شد و البته فرصتی برای جبران نخواهند داشت.
2- استفاده از فرصت محرم و صفر
دهه عاشورا و ماه های محرم و صفر ـ که متعلق به آقا سيدالشهدا عليه السلام است ـ سپری خواهد شد و مسأله مهم اين است که ما در اين دو ماه دستاوردهای مثبت و مناسبی داشته باشيم و خدمات ارزنده ای به جا آوريم. شايسته است که هريک از ما عزم خود را جزم و تمام توش و توان خود را صرف اين کند که با دست پر از اين دو ماه بيرون آيد. بکوشيد فعاليت ها و تلاش هايتان را در عرصه خدمت به حضرت سيدالشهدا علیه السلام ــ هر اندازه که هست ــ گسترش و افزايش دهيد و از کريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها بخواهيد توفيق خدمتگزاری هرچه بيشتر را به شما عنايت فرمايد تا با دست پر از اين دوماه خارج شويد.
3- سود بی نظیر
ممکن است کسی با خود بينديشد اگر ماه های محرم و صفر نبود و مراسم سوگواری حضرت سيدالشهدا عليه السلام برگزار نمی شد و به جای اينکه وقت خود را در اين مجالس می گذراندم، در بازار به کسب و تلاش می پرداختم، يقيناً سود بيشتری به دست می آوردم. حقيقت اين است که چنين پنداری بيهوده و قضيه کاملاً برعکس است؛ چراکه پاداش خدمت در راه مولایمان حضرت سيدالشهدا عليه السلام چنان گرانسنگ و ارزشمند است که هيچ سود و پاداشی با آن برابری نخواهد کرد. از رسول اکرم صلی الله عليه وآله روايت شده است که فرمودند: «الحسين فی السماء أکبر منه فی الأرض، فإنّه مکتوب علی يمين عرش الله عزوجل؛ [منزلت امام] حسين در آسمان [ها] بزرگ تر [وبرتر از منزلت] او در زمين است؛ چه اينکه [نام يا بزرگی او] بر سمت راست عرش خدای عزوجل نوشته شده است».
4- پاداش خادمان حسینی
کسانی که در مقام خدمت به زائران امام حسین علیه السلام برآمده، انواع خدمات معنوی و مادی را به آنان عرضه کرده اند، از زائران پاداشی بزرگ تر و بیشتر دارند که پاداششان ارزانی و گوارایشان باد.
تمام اینها از شعائر الهی است و خدای متعال فرموده است: «ذَلِکَ وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ؛ این است [فرایض خدا] و هرکس شعائر خدا را بزرگ دارد در حقیقت آن [حاکی] از پرهیزکاری دل هاست».
5- از جان مایه بگذاریم
قدر مسلم هرچه تلاش کنیم تا به سفینه عظیم امام حسین علیه السلام نزدیک شویم پشیمان نخواهیم بود. هر آسیبی که در بزرگداشت شعائر آن امام والا مقام دچار شوید، گذشته از مزد اخروی آن، افتخاری بس بزرگ در هر دوسراست. مقروض شدن در این زمینه بجا و ستوده است؛ چراکه ما در امور معیشت خویش قرض می کنیم پس چه ستوده است اگر در امر بزرگداشت شعائر حسینی ـ که ارزش و اهمیت آن با امور دنیوی قیاس ناپذیر است ـ مقروض شویم.
با این حساب ستوده است اگر کسی مکنت مالی برای رفتن به زیارت آن حضرت ندارد، قرض کند و بعداً بدهی خود را بپردازد. همان سان که پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله نیز در امور خیر قرض می کردند و چه بسا برای پرداخت آن بدهی نیز مجبور می شدند که دوباره قرض کنند.
6- تشویق به احیای شعائر حسینی
تشویق به ویژه تشویق نوجوانان و جوانان به خدمت به دستگاه امام حسین علیه السلام امری است بسیار بسیار مهم. پس از پایان مراسم مقدس اربعین حسینی با صدور بیانیه ای، پس از تشکر از زائران حضرت سیدالشهدا علیه السلام یادآوری کردم که بنا بر آنچه در روایات شریفه آمده است، کسانی که به زائران آن حضرت خدمت می کنند، بیش از زائران ایشان نزد خدای متعال منزلت دارند و برترند، آنجا که متذکر شدم: «کسانی که به زائران امام حسین علیه السلام خدمت کرده و انواع خدمات مادی و معنوی را در اختیار آنان نهاده اند، شیرینی و پاداش الهی این خدمت ها گوارایشان باد؛ چراکه پاداشی به مراتب بیشتر از زائران دارند».
این فزونی فضیلت و پاداش بدان جهت است که این خدمتگزاران حسینی زمینه توفیق زائران بیشتری را برای زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام فراهم آورده اند.
7- ملاک پاداش
توجه داشته باشید که خدای متعال به مقداری که بنده وقت می گذارد و هزینه می کند، می نگرد و شما نیز از این قاعده مستثنا نیستید. ممکن است یکی از شما ده ساعت برای خدمت به امام حسین علیه السلام وقت بگذارد و دیگری دو ساعت در این راه خدمت کند و خستگی کار را به جان بخرد، اما هردو به یک اندازه اجر و پاداش داشته باشند، زیرا فردی که دو ساعت خدمت کرده رنج و زحمت بیشتری را به جان خریده است. با این توضیح اگر کسی دید که شخصی دیگر زمان کمتری در راه امام حسین علیه السلام خسته شده است، مبادا تصور کند و مطمئن باشد که پاداشش از آن فرد بیشتر است به این دلیل که زمان بیشتری در این راه صرف کرده است.
بایسته توجه است که امام حسین علیه السلام از این امور غافل نیست؛ چراکه حضرتش پرورش یافته خدای متعال و پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و امیرمؤمنان علیه السلام است.
بنابراین، هریک از شما بکوشد از مصادیق این آیه کریمه باشد که می فرماید: «وَفِی ذَلِکَ فَلْیَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ؛ و در این [نعمت ها] مشتاقان باید بر یکدیگر پیشی گیرند» (مطففین/26).
8- بی تفاوت نباشیم
هرجا که هستیم و در هر شغلی که باشیم و آنچه در توان داریم، در راه خدمت و بپاداری شعائر مقدس حسینی، کمک و یاری به جریان کربلا و عاشورا، تجدید و زنده نگه داشتن نهضت اصلاحی و اهداف انسانی آقا امام حسین علیه السلام بکوشیم، بی تفاوت در انجام کمک های مادی و مالی، بدنی و زبانی، ترغیب و تشویق افراد به برگزاری عزاداری و تشکیل مجالس و تأسیس حسینیه ها و مانند آن نباشیم.
فراموش نکنیم که نسبت به تمام گونه های عزاداری و همه روش های شعائر مقدس امام حسین علیه السلام مثبت عمل کنیم و در این قضیه که از مصادیق بارز یاری امام حسین علیه السلام است به هیچ وجه رفتار و گفتار منفی نداشته، بی تفاوت نباشیم.
سه برادر را می شناختم که هر سه فوت شده اند و هر یک از دیگری بهتر بود. آنان که این سه برادر را دیده اند، از هیچ کدامشان نقطه ضعفی نقل نکرده اند. در این میانه یکی از سه برادر نسبت به شعائر مقدس حسینی کوشاتر بود. نسل این برادر از نظر تعداد، دانش و خدمات در دنیا موفق تر بوده و هستند. البته این به معنای تقصیر و کوتاهی دیگر برادران یا دیگر افراد نیست، اما مسلم آن است که هر که در این راه سعی و تلاش فراوان تری داشته باشد و رنج و مشکلات بیشتری را تحمل کند و استقامت ورزد از لطف و عنایت بیشتر خدای متعال بهره مند خواهد شد.
9- اجر پایدار
«مَا عِندَکُمْ ینفَدُ وَمَا عِندَ اللهِ بَاقٍ؛ آنچه نزد شماست، فنا می شود، و آنچه نزد خداست، باقی می ماند». انسان مؤمن باید خود، رفتار، گفتار و اندیشه اش را خالصانه وقف خدای سبحان کند. آدمی هرچند عمر کند، در نهایت مرگ در انتظار او خواهد بود؛ لذا شایسته است که همه عمر و زندگی اش را در راه خدای متعال صرف کند تا نعیم ابدی و آسایش جاودان اخروی نصیبش شود؛ زیرا کسی که خود و داشته هایش را برای غیرخدا مصرف کند و در پی کسب مقام یا ثروت و جز آن باشد، در آخرت به بدبختی جاودان و حسرت فراوان دچار می گردد.
وجود مبارک حضرت سیدالشهدا علیه السلام روز هشتم ذی حجه به همراه جماعتی از مکه به سمت کربلا خارج شدند و در طی راه نیز افراد و گروه هایی به ایشان می پیوستند. روز دوم محرم الحرام هنگامی که پا به سرزمین کربلا نهادند بنا به نقل های تاریخی هزار و پانصد تن در رکاب ایشان بودند. این افراد همگی امام حسین علیه السلام را دوست داشتند، به ایشان اعتقاد داشتند، پشت سر حضرت نماز می گزاردند و به ایشان ارادت می ورزیدند، ولی در شب عاشورا وقتی آن حضرت برنامه و روش خود را توضیح دادند و فرمودند: «گمان نمی کنم ما از دست این جماعت جان به سلامت بریم. من بیعت خود را از دوش همه شما برداشتم و هیچ پیمانی بر من ندارید. از این شب تیره استفاده کنید و بروید»، اندک اندک پیرامون حضرت را خالی کردند تا جایی که فقط 72 تن باقی ماندند که در رکاب ایشان نبرد کردند و بزرگ ترین سعادت تاریخ و فیض شهادت را کسب نمودند. در حقیقت این افراد جان و همه دار و ندارشان را در دایره «ما عند الله» قرار داده، خود را برای فداکاری خالصانه در راه حضرت آماده کرده بودند.
امام حسین علیه السلام به هیچ احدی و نیز به مال و منال کسی کم ترین نیازی ندارند، بلکه همه بشر و همه دنیا و آخرت نیازمند وجود ایشان است. همچنین خدای متعال آن جناب را مایه آزمون همه مردم ـ و نه فقط مسلمانان ـ قرار داده است.
بر این اساس، شایسته است که همه مؤمنان و به ویژه کسانی که در جوار حضرت سیدالشهدا و برادر ارجمندشان حضرت قمر بنی هاشم علیهماالسلام قرار دارند، قدر و ارزش خدمت به حضرت سیدالشهدا علیه السلام را بدانند و با نیتی خالص به خدمتگزاری بپردازند و به عبارت دیگر خدمت ها و تلاش هایشان را در دایره «ما عند الله» قرار دهند تا در آخرت از نعمت جاودان برخوردار شوند. بدانید که پاداش هریک از شما بسته به اخلاص شماست و کسی که به شما پاداش می دهد شخص حضرت سیدالشهدا علیه السلام است.
10- استفاده بهتر از ماه محرم و صفر
اکنون در آستانه فرارسیدن ماه محرم و صفر هستیم که سریع خواهد آمد و خواهد گذشت. همه ما در این دو ماه به دستگاه حضرت سیدالشهدا علیه السلام عرض ادب و اخلاص می کنیم، اما بعد از این که این دو ماه تمام می شود، بعضی ها دستشان پر است و برخی دیگر پرتر؛ که ان شاء الله امیدواریم کسی نباشد که دست او خالی باشد.
هرکدام از ما در این دو ماه در حدّ درک و فهم و توان خود باید عرض ادب و خدمت کنیم که به فرموده کلام الله مجید درجات افراد با یکدیگر تفاوت دارد و هرکه بیشتر و بهتر عرض ادب نموده و گذشت او نیز از مال دنیا و آبروی خود بیشتر بوده، قطعاً دستش نیز پرتر و درجه اش بالاتر از دیگران خواهد بود.
هنگامی که در آخرت پرونده ها را دست افراد می دهند، زمانی حسرت انگیز است که انسان و دیگران نسبت به آن چه خود و دیگران دارند، حسرت می خورند.
11- توفیق در دستگاه حضرت اباعبدالله علیه السلام
بعد از واقعه عاشورا ماجراى امام حسین علیه السلام گستردگى چشم گیرى یافت. البته دوره پس از روز شهادت حضرت سیدالشّهدا علیه السلام تا حدود یكصد وپنجاه سال ـ به استثناى چند سالى ـ روزگار ممنوعیت بازگویى ماجراى ایشان بود و كسى را یاراى رفتن به كربلا یا گفتن نام آن نبود، ولى عاشورا روزبه روز ظهور بیشترى پیدا مى كرد و حاكمان ظالم نیز از هر كوششى در مبارزه با این مكتب دریغ نمى كردند.
در دوران حكومت بنى امیه و بنى العباس كربلا به عنوان خط قرمز مطرح بود و رفتن به زیارت یا آوردن نام كربلا و نام امام حسین علیه السلام و هرگونه روضه خوانى و سوگوارى، گفتن شعر و خطابه با موضوع كربلا و حضرت سیدالشهدا علیه السلام ممنوع بود و به شدت با آن برخورد مى كردند. بسیارى از شیعیان تنها به دلیل گفتن یك بیت شعر، برگزارى یك جلسه عزادارى، یا رفتن به كربلا و زیارت حضرت سیدالشّهدا علیه السلام سخت شكنجه شده و یا به شهادت رسیدند و بى شمار افرادى نیز در این راه به زندان هاى مخوف افكنده شدند كه تاریخ كم تر به آنان اشاره كرده و آمار واقعى آن ها را باید در روز قیامت ملاحظه كرد. اگرچه اینان بى نام و نشان از این جهان رخت بربستند، اما در صحراى محشر كه همگان گرفتارند، اینان در ناز و نعمت به سر مى برند. آن گاه خواهیم فهمید آنها كسانى هستند كه در دنیا در راه امام حسین علیه السلام شكنجه یا كشته شده و یا حداقل در این راه سیلى خورده و یا شبى را در زندان به سر برده اند و با آنان به تندى برخورد شده است. در آن هنگام كه ما نظاره گر خواهیم بود، در صورت نداشتن این توفیقات بهرهاى جز افسوس و دریغ نخواهیم داشت.
12- فرصت ها را در اختیار اهل بیت علیهم السلام قرار دهیم
امیر سخن، حضرت امیرمؤمنان على علیه السلام در خصوص اینكه انسان الزاماً باید از فرصت ها بهره بگیرد و آن را هدر ندهد، تشبیه زیبایى دارد كه موضوع این گفتار است. حضرت فرمودند: «إن الفرص تمرّ مر السحاب؛ فرصت ها همچون ابر مى گذرند».
این فرصت ها را غنیمت شمارید. هنگامى كه شب فرا مى رسد، روز از بین رفته است و متقابلاً با آمدن روز پرده تاریك شب برچیده مى شود.
امیرِ سخن حضرت على علیه السلام زمانى این تشبیه لطیف را بیان فرمود كه هنرِ واژه و كلمه برترین هنر بود و فصاحت و بلاغت ارزش والایى داشت. شایان توجه است كه جز آن حضرت، دیگرى چنین تشبیهى بیان نكرده و این حاكى از ابتكار آن حضرت در ارائه تشبیهات رسا و روان است. البته با دیدگاهى كه نسبت به اهل بیت علیهم السلام در خصوص عصمت آنان داریم، شنیدن سخنان گهربار و یا ابداع و ابتكار سخن هاى پربار از ایشان امرى عادى است، ولى براى كسانى كه چنین اعتقادى ندارند، این مطالب برایشان حائز اهمیت خواهد بود. باتوجه به اینكه فرصت ها از دست رفتنى است، انسان باید آن را غنیمت بشمارد و از عمر خود به طور شایسته بهره بردارى كند. حال اگر ده درصد از آن استفاده كرد، به همان مقدار بهره خواهد برد و به همین كیفیت است در مراحل دیگر كه میزان موفقیت براساس استفاده و بهره بردارى از فرصت است.
یكى از فرصت هایى كه در اختیار داشتیم و عمر آن سر آمد، ماه محرم بود. حال بسنجیم كه از این ماه و این فرصت چه بهره اى برده ایم؟ در نامه عملمان چه اعمالى كه موجبات آبادانى آخرتمان را فراهم مى آورد ثبت نمودیم؟ خدمات ما به امام حسین علیه السلام و مكتب او چه مقدار بوده است؟ خلاصه اینكه از خود چه مقدار نیرو و سرمایه در میدان خدمتگزارى به حضرت سیدالشّهدا علیه السلام هزینه كردیم؟ اهل قلم، اهل منبر و...، چه مقدار براى دین هزینه كردند؟
نتیجه آنكه در واقع چه میزان توفیق كسب فیض در ماه سیدالشّهدا علیه السلام از آن حضرت عاید ما گردید؟ این ماه به عنوان یك فرصت معنوى قابل بهره بردن است و انسان هرچه براى امام حسین علیه السلام خدمت كند، نتایج آن عاید خود او خواهد شد. كسى كه مردم را تشویق مى كند تا در مناسبت هاى مربوط به اهل بیت علیهم السلام اطعام كنند و امور عزادارى را سامان دهند، از این فرصت به خوبى بهره برده است. برخى از مردم وقت را داراى اهمیت مى دانند و برخى دیگر پول برایشان مهم است و ممكن است شخصى دیگر آسایش و آرامش را بر هرچیز دیگرى ترجیح دهد. حال سرمایه دارى كه پول و دارایى برایش مهم است، چه مقدار هزینه مى كند؟ آیا در حد اعلاى آن مشتاقانه خدمات مالى ارائه مى دهد یا به قدر متوسط یا كم؟ كسى كه به زمان اهمیت مى دهد، چه اوقاتى از عمر خود را به حضرت سیدالشّهدا علیه السلام اختصاص مى دهد؟
پر واضح است كه در راه اهل بیت علیهم السلام آنكه بیشتر و بهتر مایه بگذارد، علاوه بر اینكه آن خدمت در نامه عمل وى ثبت خواهد شد، خود نیز بهترین بهره را خواهد برد. اما این بدان معنا نیست كه فرصتهاى مغتنم فقط محرم است، بلكه فرصت هاى دیگرى چون ماه صفر، اربعین و ایام شهادت حضرت رسول اكرم و امام رضا و امام حسن مجتبى، شهادت امام عسكرى علیهم السلام، هفدهم ربیع الاول، ولادت نبى اكرم صلی الله علیه وآله و... را پیش رو داریم. این ایام نیز فرصت هایى است كه مى آیند و مى روند، چه اینكه: «إن الفرص تمرّ مرّ السحاب». حال كه مقدار زیادى از ماه صفر باقى مانده است و امكان برگزارى مجالس و سایر امورى كه تعظیم شعائر به شمار مى رود باقى است، باید آن ها را دنبال كنیم. كسى كه از فرصت هاى پیش آمده هرگز استفاده نمى كند، مدِّ نظر نیست، ولى كسانى كه كم تر بهره جستند، طرف خطاب خداى متعال هستند كه به وسیله پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه وآله هشدار داده، فرمود:«وأَنذِرْهُمْ یوْمَ الْحَسْرَةِ؛ و آنان را از روز حسرت بیم ده».
پس با در نظر گرفتن این فرمان خدا و نیز رهنمود امیرمومنان و دیگر معصومان علیهم السلام، باید فرصت را مغتنم بدانیم تا در روز حسرت در شمار حسرتیان نباشیم.
13- کربلا؛ بهترین فرصت
در برخى از كتب تاریخى آمده است كه حدود هزار و پانصد نفر همراه امام حسین علیه السلام وارد كربلا شدند و تمام آن ها امام حسین علیه السلام را به عنوان امام سوم مى شناختند و از اینكه سیدالشّهدا علیه السلام را در فشار و سختى مشاهده مى كردند، حقیقتاً اندوهگین بودند و چه بسا مى گریستند، اما تنها چند نفر از این جمعیت هزار و پانصد نفرى از فرصت همراهى با حضرت سیدالشهدا علیه السلام استفاده كردند و بنا به نقل تاریخ فقط 72 نفر تا آخر در كنار حضرت ماندند و به رستگارى شهادت نائل آمدند.
فردى به نام عبیدالله بن حر جحفى كه اجمالاً نام وى را شنیدهاید، یك شخصیت سرشناس و رئیس قوم و طایفه خود بود. امام حسین علیه السلام او را به یارى خود دعوت نمودند. اگر تصور شود كه امام علیه السلام نیازمند یارى این شخص بود هرگز به آن هزار و پانصد نفرى كه با وى بودند نمى فرمود اینها فقط با من كار دارند و قصد دارند مرا بكشند و با شما هرگز كارى ندارند. شما آزادید و مى توانید بروید.
حضرت به عبیدالله بن حر فرمودند: بیا تا فردا نزد جدّم رو سفید باشى.
او در پاسخ گفت: یااباعبدالله، یك شمشیر بى نظیر دارم كه به شما هدیه مى دهم.
در جنگ ها رسم بر این بود كه اگر شمشیر فردى در جنگ مى شكست، آن شخص شكست خورده تلقى مى شد. شمشیرهایى از جنس فولاد وجود داشت كه به دلیل مقاومت فوق العاده براثر زد و خورد كم تر مى شكست یا هرگز نمى شكست، لذا شمشیرها متفاوت بودند و به مقدار استحكام شان ارزش و مرغوبیت داشتند.
عبیدالله گفت این شمشیر از آن شمشیرهایى است كه در جنگ هرگز نمى شكند. آن را به همراه اسبى كه بسیار تیز هوش و پر استقامت است به شما هدیه مى دهم.
عبیدالله تصور مى كرد كه امام علیه السلام محتاج اسب و شمشیر است، لذا چند بار ضمن تكرار مدح شمشیر و اسب خود، از اهداى آن به امام صحبت نمود. امام فرمودند: اسب و شمشیرت مال خودت، اگر خودت به یارى ما مى آیى، اسب و شمشیر هم اگر نداشته باشى، در اختیارت خواهم گذاشت. عبیدالله پاسخ داد: معذورم.
پس از پایان واقعه عاشورا و شنیدن خبر شهادت حضرت سیدالشهدا علیه السلام وجدانش آرام نگرفت و با خود اندیشید كه حال چه مى شد اگر به همراهى امام علیه السلام مى رفتى؟ خلاصه انسان روزى خواهد مرد و اگر در راه خدا كشته مى شدى چه مى شد؟
از این نكوهش كه وجدانش بر او وارد مى آورد، بسیار غمگین و ناراحت شد و كنار مزار حضرت سیدالشهدا علیه السلام آمد و سر خود را بر قبر حضرت علیه السلام مى زد و مى گریست، اما سودى نداشت؛ زیرا فرصت از دست رفته بود. او مى توانست یكى از آن جمع هفتاد و دو نفرى باشد كه صدها میلیون، بلكه میلیاردها انسان از زمان شهادتشان تا به حال در مقابل قبر ایشان مى ایستند و مى گویند: «بأبی أنت وأمی؛ پدر و مادرم فدایتان باد».
در زیارات هم مكرراً خوانده اید و مى دانید خطاب به چه كسانى این جمله آمده است. مع ذلك هرگز یاران امام علیه السلام را نمى شناسیم، ولى همین مقدار مى دانیم كه در راه امام حسین علیه السلام به شهادت رسیده اند. حال چه لزومى دارد كه جهات دیگر را بدانیم؟ فقط همین مقدار كه جانشان را فداى امام حسین علیه السلام نموده اند كافى است و از همین رو مى گوییم: «بأبی أنت وأمی».
حال اگر این یار باوفا جاهل باشد، یا عالم، فقیر باشد یا غنى، مسلم بن عوسجه باشد، یا حبیب بن مظاهر، پیر باشد، یا جوان، فرقى نمى كند. فقط مهم این است كه در راه امام حسین علیه السلام جانفشانى كرده است. عبیدالله بن حر جحفى هم مى توانست به این مقام والاى شهادت در ركاب امام علیه السلام دست یابد، اما از فرصت استفاده ننمود و مقام رفیع شهادت را از دست داد. قدم گذاردن در امور خیر نیاز به تأمل زیاد ندارد؛ چراكه در این صورت انسان گرفتار وسوسه و دودلى خواهد شد. انسان باید فرصت را غنیمت بداند. خدا و پیامبر صلی الله علیه وآله هم فرموده اند كه در حدّ توان خود از فرصت ها استفاده كنید و آن ها را ارزشمند بدانید.
14- فرصت هدایت کافران
چندى قبل یكى از عالمان بزرگ هند، كه چهل سال پیش از شاگردان مرحوم والد، مرحوم حكیم و مرحوم شاهرودى قدس سرهم بود، نزد من آمد. او قصد عزیمت به عتبات عالیات داشت. به او گفتم: سعى كنید تا جوان هایى را كه در هند در كنارتان هستند هدایت كنید. حال یا خودتان امر هدایت را برعهده بگیرید یا عده اى را آموزش دهید تا رسالت هدایت را برعهده بگیرند. او گفت: خود ما از هدایت شده ها هستیم. از آنجا كه متوجه موضوع نشدم پرسیدم: چطور؟
گفت: از جد چهارم من به بالا همه كافر بودند، ولى جد من مسلمان شد و ما هم به تبعیت از او مسلمان و شیعه شدیم.
پرسیدم: جریان چیست؟
گفت: جد ما كافر اما انسانى نیكوكار و خیر بود. دوستى هم داشت كه سید و عالم شیعه آن شهر بود. آن سید عالم گاهى به او مى گفت: قصد ندارى مسلمان و شیعه شوى؟
مى گفت: نه، دینم عیبى ندارد. فقط حضرت زهرا علیه السلام و امام حسین علیه السلام شما شیعیان را دوست دارم، اما ضرورتى براى مسلمان شدن نمى بینم؟ مدت ها گذشت. روزى نزد آن سید عالم رفت و گفت: دیشب خوابى دیدم و مى خواهم برایتان بازگو كنم.
عالم پرسید: چه خوابى؟
گفت: در خواب دیدم زن سیاه پوشى كه برقع داشت، به من گفت: تو كه كار خیر انجام مى دهى امام باره ای [حسینیه] درست كن. آن شخص از اینكه به او گفته شده بود حسینیه اى بسازد متحیر بود. نمى دانست حسینیه یعنى چه؟ سپس گفت: سید با شنیدن این سخن اشك از دیدگانش سرازیر شد. جدم از او پرسید: مگر من چه گفتم؟ سید گفت: از اینكه مادر ما حضرت زهرا سلام الله علیها در خواب شما آمده و این مطلب را به شما گفته است گریه مى كنم. تو هم آدم خیرى هستى و حیفش آمده كه مسلمان نباشى. آن گاه سید قضیه عزادارى و آنچه در حسینیه و مراثى براى اهل بیت علیهم السلام صورت مى گیرد براى او گفت. آن شخص هم به گریه افتاد و گفت: مى خواهم مسلمان شوم.
سید عالم او را راهنمایى كرد و شهادتین را گفت. مسلمان شد و قول داد حسینیه را بسازد. سید به او گفت: لازم نیست به من قول بدهى، به حضرت زهرا سلام الله علیها باید قول بدهى.
به چند نفر از دوستان آن سید كه حضور داشتند، عرض كردم: ببینید، حضرت زهرا سلام الله علیها چگونه كارها را انجام مى دهند. باید از این فرصت ها استفاده كنیم.
این شخص تازه مسلمان به خانه رفت و به هفت پسر خود گفت: من مسلمان شدم. هركدامتان بخواهد اسلام بیاورد، مى تواند و هركدام هم كه نمىخواهد، اختیار با اوست.
در همان روز پنج تن از فرزندان وى مسلمان شدند. آن عالم هندى مى گفت: ما از نسل یكى از آن پنج نفر هستیم و راه علم را پیش گرفتیم.
یكى از نوه هایش هم طلبه است كه نزد بنده آمده بود. به او گفتم: از تو انتظار بیشترى مى رود تا جوان هاى كفار را هدایت كنى.
حال اگر آن مرد كافر بر كفر خود مى ماند، ضرر جبران ناپذیرى در انتظارش بود، اما از فرصت استفاده كرد و به بركت حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه مسلمان شد و چند تن از نسل او اهل علم و مبلّغ اسلام و احكام آن شدند.
براى كسب فیض از محضر حضرت سیدالشهدا و اهل بیت عصمت علیهم السلام نه یك راه، بلكه راه هاى متعددى براى هدایت شدن و بهره بردن وجود دارد. مى توان به گونه اى تصمیم گرفت كه فرزندان را در اختیار امام حسین علیه السلام قرار داده و وقف او كرد تا توان و قلم و دیگر قابلیت هاى خود را در مسیر اهل بیت علیهم السلام قرار دهند، باشد كه نامشان در دستگاه اهل بیت علیهم السلام ثبت گردد. البته زمانى این خواسته به دست مى آید كه با سعى و رنج فراوان همراه باشد و بى تردید خدمت در چنین دستگاهى اهمیت والایى دارد. شایان توجه است كه چنین فرصت هایى همیشه فراهم نیست و هرگاه كه زمینه مهیا شود، باید بدون از دست دادن وقت از آن استفاده كرد.
15- واعظی از خانواده ای کاسب
توجه به این مطلب ضرورى است كه بسیارى از عالمان و گویندگان نامى از خانواده هاى كاسب برآمده اند. به عنوان مثال، مرحوم شیخ عبدالزهرا كعبى یكى از آنان است. بسیارى از شما او را مى شناسید. او خطیبى عالم و توانا بود. همه ساله در ایام محرم بارها و بارها نوارهاى او پخش مى شود و میلیون ها بار مؤمنان و شیفتگان اهل بیت علیهم السلام براى او طلب رحمت مى كنند و افزون بر آن هماره نام او با نام حضرت سیدالشّهدا علیه السلام گره خورده است. شخصى كه به تازگى از امریكا آمده بود نقل مى كرد كه نوارهاى روضه وى را در شهرى از شهرهاى آمریكا در مجلسى گذاشته بودند و در یكى از رسانه هاى صوتى ـ تصویرى كانادا صداى او را پخش كردند. مشاهده كنید، همین مسأله چه مقدار ارزشمند است؟ پدر شیخ عبدالزهرا كعبى كشاورزى ساده بود. اشكالى ندارد كه انسان اهل علم نباشد، مهم این است فرزندانش را در مسیرى قرار دهد که در خدمت اهل بیت علیهم السلام درآیند. این تنها یك راه نیست، بلكه راه هاى متعددى وجود دارد.
ماه صفر رو به اتمام است. سعى كنید در خانه هاى خود مجالس عزادارى برپا كنید و دیگران را نیز به شركت در این مجالس تشویق و خود نیز با جان و دل در برپایى این گونه مجالس همت كنید و بدانید هرچند مقدار آن كم باشد، مورد پذیرش اهل بیت علیهم السلام خواهد بود.
16- ارج نهادن به حضرت سیدالشهدا علیه السلام
نكته اى به نظرم رسید كه هرچند در مقام قیاس، چندان تناسبى ندارد، ولى براى تقریب به ذهن مفید است.
اگر براى انسان میهمان ارجمندى از راه برسد، میزبان سعى مى كند هرچه در توان دارد، انجام دهد و نهایت تكریم را در حق او به جا آورد. حال كه حضرت سیدالشّهدا علیه السلام نزد ما شیعیان عزیزترین و محبوب ترین خلق هستند، پس وظیفه ما در ارج نهادن به این بزرگوار بسیار سنگین است.
ممكن است برخى تصور كنند باوجود این همه مجالسى كه در آن ها انواع پذیرایى ها صورت مى گیرد و در بسیارى از نقاط برگزار مى شود، حضور من در آن جا چه تأثیرى خواهد گذاشت؟ آرى حقیقت همین است و من و شما چه حضور داشته باشیم، چه حضور نداشته باشیم، هیچ خلل و كم و كاستى به دستگاه امام حسین علیه السلام نخواهد رسید و خسارت عدم حضور متوجه خودمان خواهد بود. جایى كه آب فراوان و گوارایى وجود دارد، همه مى توانند از آن بیاشامند، حال اگر بنده و شما از آن نیاشامیم، چه كسى متضرر خواهد شد؟ یقیناً آب متضرر نمى شود، بلكه خسران براى كسانى است كه از آن آب زلال استفاده نكردند. فراموش نكنیم كه گذشتگان ما با تمام وجود در این راه جانفشانى مى كردند.
در زمان هاى بسیار دور چنانچه كسى به زیارت امام حسین علیه السلام مى رفت، دست یا پاى او را قطع مى كردند و شكنجه و زندانى مى شد، اما با این اعمالى كه براى جلوگیرى از زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام صورت مى گرفت، از ارزش و جایگاه حضرت سیدالشّهدا علیه السلام كاسته نشد؛ زیرا ارزش و كرامت او نزد خداى متعال محفوظ است. خسران از آنِ كسى است كه به مقابله با امام حسین علیه السلام برخاسته باشد و بى تردید هلاكت و خسران را به جان خریده است.
حضرت زینب كبرى سلام الله علیها از رسول اكرم صلی الله علیه وآله در این باره نقل كرده است كه فرمودند: «ولیجتهدن ائمة الكفر وأشیاع الضلالة فی محوه وتطمیسه فلا یزداد أثره إلاّ ظهوراً وأمره إلاّ علواً؛ سردمداران كفر و گمراهى در محو و نابودى و خاموش كردن فروغ هدایت او مى كوشند، ولى هماره ظهور و گسترش و برترى او بیشتر فزونى مى گیرد».
در طول تاریخ پس از شهادت آن حضرت و حتى در دهه هاى اخیر، چه در ایران و چه در عراق و سایر كشورها مشاهده شده است كه جریان ها و تلاش هایى براى خاموش ساختن نور حضرت سیدالشّهدا علیه السلام به وجود آمدند، اما نتوانستند هیچ خللى در دستگاه و خط ایشان وجود آورند. نتیجه این حركت ها و نیرنگ ها جز بدنامى براى عاملان آن ارمغان دیگرى نداشت. گاهى برخى افراد سر و صدایى راه مى اندازند و نام خود را در دفتر دشمنان امام حسین علیه السلام ثبت مى كنند. البته خدا نیز مهلت مى دهد تا همه در بوته امتحان مورد آزمون قرار گیرند.
17- اهمیت مجالس امام حسین علیه السلام
بر ماست كه همواره مجالس حسینى و ولایى را با جدیت گسترش دهیم و مهم ترین و بهترین شیوه ها را در این مسیر به كار گیریم؛ شیوه هایى مانند: استفاده از گفتار و خطابه، دراختیار گذاردن امكانات، نشر جزوات مذهبى و غیره. این را نیز بدانیم كه در این راه هر زحمت و رنجى را به جان پذیرا باشیم، توفیقى الهى است كه شامل حالمان شده است و بر این باور باشیم كه هیچ كارى به پاى خدمت به حضرت سیدالشّهدا علیه السلام نمى رسد و سرمایه اى بالاتر از محبت و عشق به امام حسین علیه السلام وجود ندارد. حضور شما در این مجالس حاكى از توفیق است و سعى كنید این توفیق را افزایش دهید. كسى كه در بازار مشغول است، چنانچه كسب و كار او رشد كرد، چنین نیست كه كار و كسب رونق گرفته خود را رها كند، بلكه باید به جهت سود و بهره ورى بیشتر تلاش خود را دو چندان كند.
«إن الفرص تمرّ مرالسحاب» فرصت ها را غنیمت بشمارید. از این فرصتى كه داریم و از نعمت هاى مختلف آن اعم از سلامتى و سایر امكانات كه اطمینان نداریم تا چه زمانى در اختیار ماست، مى بایست بهترین استفاده را بنماییم، پس فرصت مجالس حضرت سیدالشّهدا علیه السلام را باید مغتنم شمرده، عزادارى ها را توسعه دهیم. این همان وعده پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه وآله است كه فرمود: «فلا یزداد... الاّ علوا»، و این فرموده صورت حقیقت خارجى به خود گرفته است. این افزایش روز افزون و پیوسته به قدرى ارزشمند است كه باید در آن سهمى داشته باشیم و در غیر این صورت زیان كرده ایم.
بسیارى را از جمله پدر، مادر، برادر، خویشان و دوستان را دیده ام كه خدمات فراوانى در راه حضرت سیدالشّهدا علیه السلام انجام داده اند و اكثر آن ها هم رحلت نموده اند تا پاداش خود را از فضل الهى دریافت كنند. پس تا مى توانیم باید از این فرصت ها استفاده كنیم؛ چراكه عمرها را پایانى است و سفر طولانى آخرت نیاز به ره توشه دارد.
امیدوارم به بركت حضرت سیدالشّهدا علیه السلام خداى تبارك و تعالى توفیقاتى را كه عطا فرموده است همواره و پیوسته دارد و ما را از خادمان درگاه امام حسین علیه السلام قرار دهد، ان شاء الله.
18- خدمت همه جانبه به امام حسین علیه السلام
ما در عصر ارتباطات و به تعبیرى دیگر در دهكده جهانى زندگى مى كنیم. حادثه اى در شرق جهان رخ مى دهد، دقایقى دیگر مردم غرب جهان از آن آگاه مى شوند. متأسفانه در چنین شرایطى بسیارى از جمعیت شش میلیاردى جهان، امام حسین علیه السلام را نمى شناسند چه رسد به این كه با عاشورا و اهداف آن آشنا باشند. آنان نیز كه با نام حضرتش آشنایى دارند، وجود مباركش را آن گونه كه باید نشناخته اند. بنابراین، وظیفه ما سنگین تر به نظر مى رسد و لذا باید در حد توان و شناختى كه از حضرتش داریم ایشان را به جهانیان معرفى كنیم. البته این كار با وسایل فرهنگى از قبیل: كتاب، تبلیغات، رسانه هاى گروهى و برگزارى مجالس ممكن و كارآمد است و نتیجه خوبى خواهد داد.
نكته دیگرى كه بایسته یادآورى است این كه هریك از شما از میان فرزندانتان خادمى به امام حسین علیه السلام و حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف تقدیم كنید و اگر تصمیم جدى براى این كار نداشت، با تشویق و نه اجبار او را به پذیرش آن متمایل كنید.
از دیرباز با نام، كلام و شخصیت شیخ عبدالزهرا كعبى رحمه الله آشنا هستید. طاغوت عراق با این پندار كه با خاموش كردن صداى حسینى او و امثال او مى تواند یاد و نام حضرت سیدالشهدا علیه السلام را از میان بردارد، وى را شهید كرد، اما هرگز صدایش خاموش نشد؛ چراكه پس از چند دهه با سقوط حاكمان بعثى در عراق جاى جاى این سرزمین حسینى و علوى گوش شده بود و صداى دشمن شكن او را كه واقعه عاشورا را باز مى گفت شنید. شما و دیگران نیز صداى او را در خانه هاى خود شنیدید و شنیدند. این امر منحصر به عراق و ایران نبود كه در امریكا، اروپا، افریقا و...، صداى او بازگو كننده مظلومیت و عظمت حضرت سیدالشهدا علیه السلام و یاران پاك اوست. با خود بیندیشیم اگر آن شهید راه حسین علیه السلام یك میلیاردر یا حاكمى باقدرت و خوب بود، آیا مى توانست چنین تأثیرى داشته باشد؟ به یقین پاسخ منفى است.
او از خانواده اى روحانى برنیامده بود، بلكه همگى كشاورزانى زحمتكش، اما مؤمن بودند. او هدیه خانواده اش به دستگاه پرشكوه حضرت سیدالشهدا علیه السلام بود و او با كوشش فراوان خود خوش درخشید و یكى از خادمان حقیقى دستگاه ملكوتى خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام شد.
داشتن چنین نعمتى بزرگ ترین افتخار در دنیا و آخرت است. بنابراین، سعى كنیم یكى از فرزندانمان را وقف حضرت سیدالشهدا علیه السلام و حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف كنیم تا پس از كسب دانش و تقوا با تمام وجود در خدمت آن پاكان و هدایتگران باشد و جامعه را به سوى حق راهنمایى كند. آنانى كه هنوز فرزندى ندارند، با حضرت سیدالشهدا علیه السلام پیمان ببندند كه یكى از فرزندان خود را تقدیم دستگاه حضرتش كنند. چنین موهبتى اختصاص به پسران ندارد كه دختران نیز شایستگى نیل به این موهبت را دارند. باشد كه بتوانیم خود و فرزندانمان خط روشن و پربركت و مقدس امام حسین علیه السلام را به جهانیان معرفى كنیم.
19-عزاداری بر امام حسین علیه السلام در شرایط مختلف
روزهاى آخر ماه صفر و ماه هاى عزا و سوگوارى رو به پایان است. شما عزیزانى كه در این ایام با تحمل زحمت ها مجالس عزادارى حضرت امام حسین علیه السلام را برپا كردید، رونق بخشیدید، اطعام نمودید یا هر خدمتى كه به این دستگاه كرده اید، بدانید این خدمات از بین نخواهد رفت. حضرت بارى تعالى درباره پاداش اعمال مى فرماید: «فَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ؛ پس هركه هم وزن ذره اى نیكى كند، [نتیجه] كارهایش را می بیند».
بنابراین، حال كه خود دراثر زنده نگاه داشتن یاد عاشورائیان از چنین موهبتى خداداده برخوردار هستید، سعى كنید پس از ماه محرم و صفر نیز این توفیق بزرگ را حفظ كرده، اگر تا به حال كمتر در این راه موفق بودید، در راه به دست آوردن آن بكوشید و دیگران را به بزرگ داشتن و حیات بخشیدن به این دستگاه سعادت بخش و انسان ساز فراخوانید. فراموش نكنیم زنده نگاه داشتن خاطره عاشورا زنده نگاه داشتن اسلام و احكام والاى آن است و همینطور استمرار حیات اسلام در گرو برپاداشتن مجالس حضرت سیدالشهدا علیه السلام است.
ممكن است به ذهن كسى خطور كند چگونه مى توان با دست خالى، كمبود جا یا مجرد بودن، مجلسى به نام حضرت سیدالشهدا علیه السلام برپا كرد؟
حقیقت این است كه انسان با هر امكاناتی مى تواند انجمن و محفلى به نام آن حضرت برپا كند و آن را زمینه ساز هدایت و روشنگرى نماید. به عنوان مثال، كسى که در یك اتاق زندگى مى كند، با برگزارى مجلس یك ساعته و با حضور چند مستمع و اندك پذیرایى و به دور از هر تكلفى زمانى از زندگى خود را به حضرت سیدالشهدا علیه السلام اختصاص دهد و در حد توان خود در زنده نگاه داشتن نام و اهداف مقدس آن حضرت سهیم شود. آن كس كه توان و امكان بیشترى دارد، مجلسى پررونق تر با حضور آشنایان، همسایگان و خویشاوندان در خانه خود دایر كند. جان سخن اینكه هركس با هر توان و امكان مالى بكوشد همه روزه، هر هفته، ماهیانه و حتى سالى ده روز یا كمتر چراغى به نام حضرت امام حسین علیه السلام در خانه خود بیفروزد.
آن عزیزانى كه در هیئت ها حضور همیشگى دارند، یا اینكه مسئولیت هیئت و تدارك تمام نیازهاى مادى و معنوى آن را برعهده دارند، نیز باید خانه خود را با نام و مجلس حضرت سیدالشهدا علیه السلام رونق و حیات بخشند.
شایسته توجه است، مبادا به ذهن و اندیشه اى خطور كند كه در مجالس عمومى شركت مى كنیم، دیگر برگزارى مجالس آن بزرگوار در خانه چندان ضرورتى ندارد. به یقین چنین برداشتى درست نیست و این مجالس سعادت دنیا و آخرت را دربردارد و خاستگاه توفیقات زیادى است و هرچه بیشتر در برگزارى آن كوشا باشیم، در دو جهان موفق تر خواهیم بود.
20- بی نیازی امام حسین علیه السلام از مخلوقان
بدانیم حضرت سیدالشهدا علیه السلام كم ترین نیازى به ما و هیچ مخلوقى ندارد. این ذوات مقدس، نور خدا و مایه سكون خلقند و جز به خداى متعال به هیچ كس نیازمند نیستند و وجودشان عین استغناست. ماییم كه سراپا نیازمند آنانیم و اگر موفق به اقامه شعائر آنان شویم، لطفى است كه خداى متعال ارزانى ما داشته و منّتى است كه آن پاکان بر سر ما نهادهاند و ما را به حریم خود راه داده اند.
اگر زمانى در این راه احساس خستگى كردیم، یا احساس كردیم همین قدر كافى است و بیش از این تلاش در اقامه عزاى سیدالشهدا علیه السلام لازم نیست، در حقیقت چنین احساسى زنگ خطر است. باید به هوش باشیم تا مبادا توفیق چنین كار عظیمى به سبب كم لیاقتى یا بىكفایتى یا گناه از ما سلب شود و خداى ناكرده پس از عمرى غلامى در خانه حضرت سیدالشهدا علیه السلام به دست خود خودمان را از این شغل گران بها و آسمانى محروم كنیم.
مرحوم آقاى حكیم رحمه الله در این زمینه سخنى دارند كه با این مقام مناسبت دارد. عده اى از اهل بغداد در خصوص ماجرایى خدمت ایشان رفتند كه تفصیلات آن قضیه موردنظر نیست. شاهد ما سخن زیبایى است كه در آن دیدار به مردم بغداد گفتند. ایشان فرمودند: امام حسین علیه السلام محتاج فرزندشان امام زمان علیه السلام نیستند، بلكه حضرت ولى عصر علیه السلام محتاج جدشان حضرت سیدالشهدا علیه السلام هستند.
حال كه چنین است، سعادتمندان كسانى هستند كه در خانه امام حسین علیه السلام كارى برعهده دارند و خدمت مى كنند.
در نیایش هاى گوناگون ازجمله دعاهاى ماه مبارك رمضان بارها از خدا خواسته ایم «و لا تستبدل بى غیری؛ به جاى من دیگرى را مگزین». عزاداران حسینى به رغم مقام والایشان باید نسبت به این معنا گوش به زنگ و هشیار باشند و از ارباب خود توفیق ادامه خدمت گزارى تا دم آخر را بخواهند.
كم نبودند كسانى كه از مدینه و مكه خارج شدند و راه عراق در پیش گرفتند تا امام حسین علیه السلام را همراهى كنند، ولى پیش از عاشورا از حضرت عذر خواستند و بازگشتند و بودند كسانى كه روز دوازدهم ذى الحجه از منى یكسره به سمت عراق آمدند و به مكه باز نگشتند تا بتوانند در ركاب حسین بن على علیه السلام حضور یابند، ولى از این عده پرشمار تنها شمار اندكى توفیق جانبازى در ركاب فرزند حضرت زهرا علیها السلام را یافتند. ازسوى دیگر عده اى چون زهیر بن قین عثمانى و بزرگ مردى چون وهب بن حباب كلبى مسیحى این توفیق را یافتند تا در ركاب حضرت سیدالشهدا علیه السلام مبارزه كنند و به شهادت برسند.
مختصر اینكه نباید این خیال باطل در ذهن برخى از ما ایجاد شود كه نعوذ بالله ما عزاداران حسینى منّتى بر امام حسین علیه السلام داریم، بلكه منت امام حسین علیه السلام بر سر ما و پدران پدران ماست و همین اندك توفیق عزادارى و اقامه شعائر نیز از ناحیه حضرت شان به ما ارزانى شده است.
21- خدمت به حضرت سید الشهدا علیه السلام؛ ضامن سعادتمندی
در شهر كربلا دو رفیق بودند كه با عزادارى حضرت سیدالشهداعلیه السلام میانه اى نداشتند و اگر از بستگانشان كسى مى خواست در عزادارى آن حضرت شركت كند، او را مسخره مى كردند.
البته آن ها ازجمله كسانى بودند كه قابلیت خوب بودن را داشتند، اما نفس أماره و رفیق نااهل آن ها را از راه روشن و صراط مستقیم دور كرده، به بیراهه برده بود. آن دو چند سالى را به همین منوال سپرى كردند تا اینكه یكى از آن ها شبى در عالم رؤیا دید كه قیامت برپا شده است؛ قیامتى كه اوصاف آن را قبلاً شنیده بود. این شخص در عالم رؤیا تشنگى و گرسنگى روز قیامت را دید. جن و انس و شیاطین كه تعدادشان از انسان بیشتر است و فرشتگان كه از اجنه و شیاطین و هم از انسان ها بیشترند، همه در صحراى محشر جمع بودند. آن شخص در این اثنا جاى بزرگى را دید كه اهل آن در كمال آسایش به سر مى بردند، چنانكه قرآن كریم درباره شان مى فرماید: «تَعْرِفُ فِی وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِیمِ؛ از چهره هایشان طراوت نعمت [بهشت] را در مى یابى».
پرسید: آن جا چه خبر است؟
ملائكه گفتند: آن جا امام حسین علیه السلام نشسته اند و افرادى به آن جا مى روند كه به نوعى در دنیا با ایشان رابطه داشته اند.
این شخص و رفیقش گفتند: ما هم به آن جا برویم تا از این وانفسا نجات بیابیم. جلو رفتند تا به آن جا رسیدند، اما فرشتگانى كه آن جمع را در میان گرفته بودند، گفتند: شما حق ندارید وارد شوید.
پرسیدند: چرا؟ ما كه در دنیا به امام حسین علیه السلام اعتقاد داشتیم و به ایشان علاقمند بودیم.
فرشتگان گفتند: به ما نام هایى داده اند و گفته اند این افراد حق ورود به این جا را ندارند و شما از آن جمله اید.
پرسیدند: چرا؟
پاسخ دادند: چون شما عزاداران حضرت سیدالشهدا علیه السلام را مسخره مى كردید.
گفتند: خوب الآن توبه مى كنیم.
پاسخ شنیدند این جا، جاى توبه نیست! و هرچه التماس كردند به آن ها اجازه ورود به آن جمع را ندادند.
در آن هنگام وحشت زده از خواب پرید. دید یكى دو ساعت به اذان صبح مانده است برخاست و وضو گرفت و به طرف خانه دوستش روانه شد و با دیدنش گفت: وضو بگیر.
پرسید: مگر چه شده است؟
گفت: وضو بگیر، در راه برایت تعریف مى كنم.
پرسید: كجا برویم؟
گفت: به حرم حضرت امام حسین علیه السلام.
گفت: الآن درهای حرم بسته است.
گفت: اشكالى ندارد، پشت در منتظر مى مانیم تا آن ها را باز كنند.
در بین راه ماجرا را براى دوستش تعریف كرد و گفت: من آمده ام تا دیر نشده چاره اى بیندیشم. آن گاه هر دو وارد حرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام شده، توبه كردند و به حضرتش متوسل شدند. فرداى آن روز نزد بستگان خود رفته به جهت مورد تمسخر قراردادن شان از آنان معذرت خواهى كردند و مقدار زیادى اموالشان را صرف عزادارى كردند و كار به جایى رسید كه در این زمینه از دوستانشان هم پیشى گرفتند. خدا مرحوم والد و مرحوم اخوى را رحمت كند، آن دو بزرگوار مى فرمودند: فكر زحمت خدمت در راه اهل بیت علیهم السلام را نكنید، به فكر اجر و ثواب آن باشید. انسان در قیامت وقتى سود اعمال نیك را ببیند، افسوس مى خورد كه دیگر قدرت تحصیل آن را ندارد.
22-چراغی در خانه ها
توصیه اى را یادآورى مى كنم كه مرحوم اخوى اعلى الله درجاته در جلساتى كه به همین مناسبت ها برگزار مى شد، به همه تذكر مى دادند و آن توصیه این است كه هرچند ماه محرم و صفر سپرى مى شود، اما نور وجود امام حسین علیه السلام همچنان باقى است و باید چراغ تابناك وجود آن بزرگوار را در خانه هایتان روشن كنید؛ چه اینكه حضرتش مایه رستگارى و سعادت دنیا و آخرت است و اگر در دنیا هم خواهان خوشبختى هستید، در پرتو وجود آن حضرت حركت كنید تا به آرمان خود برسید.
23- عاشورا؛ صحنه امتحان
هنگامى كه فصل نخست عاشورا با شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام به پایان رسید، دو گروه خیر و شر كاملاَ از هم جدا شدند و اصحاب امام حسین علیه السلام مستحق ثواب و رحمت عظیم خدا و دشمنان ایشان مستوجب خشم و كیفر الهى شدند.
خداى متعال درباره روز قیامت فرموده است: «یوْمئذٍ یتَفَرَّقُونَ؛ در آن روز مردم متفرق و گروه گروه مى شوند».
24- خدمت به امام حسین علیه السلام
كسى كه در راه خدمت به حضرت سیدالشهدا علیه السلام سختى ها و مشكلات را تحمل كند، بى شك پاداشش بیش از دیگران خواهد بود و آن دشوارى ها نیز لطفى است كه خداى متعال در حق او روا داشته است. براى مثال اگر كسى كه یك میلیون تومان در این راه مصرف كند و این مبلغ ده درصد دارایى او باشد، و شخص دیگرى همین مبلغ را در راه حضرت سیدالشهدا علیه السلام مصرف كند، ولى این مبلغ پنج درصد دارایى اش را تشكیل دهد، بى شك ثواب عمل شخص اول بیشتر خواهد بود.
شخص كارگرى با دسترنج خود حسینیه اى در شهر خود بنا كرد. بدین ترتیب كه از صبح تا شب كار مى كرد و در پایان روز مزد كار روزانه اش را به سه قسمت تقسیم و ثلث آن را به نام امام حسین علیه السلام پس انداز مى كرد. با گذشت زمان و در پى بركتى كه خدا در اموال او قرار داد، با همان پس انداز قطعه زمینى در خارج از شهر خرید و دیرى نپایید كه آن شهر توسعه یافت و زمین یادشده داخل شهر قرار گرفت. پس از آن، مرد كارگر در آن قطعه زمین حسینیه اى بنا كرد كه هیچ گاه از رفت و آمد نمازگزاران و عزاداران امام حسین علیه السلام خالى نمى شد و البته این مسأله از توفیقات الهى حاصل شد.
در روز قیامت كه دارایى و فرزندان به كار انسان نمى آید، این مرد حسینیه اى در كارنامه اعمال خود دارد كه آن را وقف حضرت سیدالشهدا علیه السلام كرده است.
ما نیز باید در این راه قدم برداریم و همت خود را مصروف خدمتگزارى به امام حسین علیه السلام كنیم و هیچ خدمتى را در این راهِ بى مانند و استثنایى كوچك نشماریم؛ زیرا توفیق از جانب خداى سبحان است و خدا تمام امورى را كه به امام حسین علیه السلام مربوط است، استثنایى قرار داده است.
باید دانست كه قیامت ما در همین جا و از اعمال ما در این دنیا نشأت مى گیرد و نحوه عملكرد مردم در عاشورا آنان را به دسته هاى اهل سعادت و اهل شقاوت تقسیم مى كند.
25- تحمل سختی ها برای امام حسین علیه السلام
حال كه دانستیم عزاداران حضرت سیدالشهدا علیه السلام همانند خود آن حضرت استثنایى اند، قدر بدانیم و بكوشیم حق این نعمت را ادا كنیم. همان طور كه امام حسین علیه السلام دست به فداكارى هاى گوناگون زدند و بسیارى از اهانت ها را به جاى اصحابشان تحمل فرمودند، بكوشیم ما نیز با اقتدا به آن حضرت اهانت ها و سختى هاى روحى را در راه ایشان به جان بخریم. بسیارى از ما براى اقامه شعائر حسینى خستگى و بى خوابى را تحمل مى كنیم و از جسم و پول خود مایه مى گذاریم، ولى رنج هاى روحى و اهانت ها و شماتت ها را تحمل نمى كنیم. اگر كسى بر ما خرده گرفت كه عزادارى خرافات است و موجبات تمسخر دشمنان را فراهم مى كند، نباید دلسرد شویم و بگوییم زخم زبان از زخم تیغ بدتر است. آرى بدتر است، ولى باید این زخم زبان ها را هم مانند مولایمان بر خود هموار كنیم و خم به ابرو نیاوریم.
تحمل این زخم زبان ها در راه امام حسین علیه السلام عزت دو جهان است و اگر شماتت ها را در این راه تحمل كردیم، مشمول دعاى خیر ائمه مى گردیم و تفاوتى ندارد كه این خرده گرفتن ها ازسوى دشمنان باشد یا غیر آن ها.
چه بسا بعضى، عزادارى را نوعى بى فرهنگى مى دانند و بر عزاداران خرده مى گیرند و آنان را مسخره مى كنند. چنین كسانى بى شك نگون بخت ترین افراد عالم هستند. سعى كنیم هرچند جواب این افراد نادان وعیب جو را مى دانیم تحمل كنیم و به آنان پاسخ ندهیم.
26- خدمت گزاری های ماندگار
می بایست نسبت به جریان حضرت سیدالشهدا علیه السلام و احیای امر اهل بیت علیهم السلام آثار مثبت و خدمات ارزشمندی از خود برجای بگذارید که آیندگان بتوانند از آن بهره مند شوند.
در تاریخ نوشته اند که حدود 1100 سال قبل در شهر بغداد در دو مناسبت یکی روز عاشورا و دیگری روز عید غدیر، احدی از مردمان بغداد غذا نمی پخت و در آن دو مناسبت مردم از غذاهای نذر شده جهت سوگواری حضرت سیدالشهدا علیه السلام که در هیئت ها تهیه و توزیع می شد، اطعام می شدند تا در فراغت کامل به عزاداری بپردازند و نیز در روز عید غدیر جهت احیای این مناسبت آسمانی بزرگ تا شامگاه از مردم پذیرایی می شد. تمام این امکانات در زمانی صورت می گرفت که ساکنان بغداد فقط ده درصد شیعه بودند، با این حال خدمات شیعیان تمام شهر بغداد را پوشش می داد.
بغداد امروز و بغداد فردا باید از 1100 سال گذشته به مراتب بهتر باشد که تحقق این امر در گرو تلاش شما و سایر شیعیان است، بدین ترتیب که هریک از شما نقش خود را ایفا کند و این به همت، عزم، تصمیم، اراده و تحمل متقابل یکدیگر نیاز دارد و اینکه به فرموده خدای متعال: «وَلَا تَفَرَّقُوا؛ و پراکنده نشوید» و «وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ؛ و فیما بین خود نزاع نکنید که نزاع به ضعف و شکست شما منجر خواهد شد».
شیعیان باید همدست و متحد شوند تا موفق باشند و بتوانند نه فقط در بغداد، بلکه در کل بلاد اسلامی این دو مناسبت بزرگ را احیا کنند و مسلمانان را با اهداف، اخلاق، روش و منش حضرت سیدالشهدا علیه السلام و پیام آسمانی غدیر آشنا و در بین جهانیان آن را فرهنگ سازی نمایند. ان شاء الله تعالی.
27- جزای بی تفاوتی در قبال حضرت سیدالشهدا علیه السلام
زمانی که امام حسین علیه السلام در 3 ـ 4 سالگی بودند، رسول اکرم صلی الله علیه وآله درباره ایشان دو دعا به درگاه حضرت احدیت نموده، عرض کردند: «خدایا هرکه حسین را یاری کند، یاری اش فرما و آن که نسبت به وی بی تفاوت و بی اعتنا باشد، نسبت به او بی اعتنا باش».
اگر خدای متعال نسبت به شخصی بی اعتنا و بی تفاوت شود، چنین فردی دنیا و آخرت خود را از دست داده است و نه دنیا دارد و نه آخرت، اما اگر اراده خدای سبحان بر یاری شخصی تعلق بگیرد، یکی از آثار این اراده الهی آن خواهد بود که نسل او ممکن است تا صدها سال در راه اهل بیت علیهم السلام باشند و به این راه خدمت کنند و در نتیجه پدران و مادران و پدر و مادر بزرگ آنان در دنیای دیگر از اجر و پاداش پیوسته الهی برخوردار خواهند شد.
از مصادیق ظاهری یاری کردن امام حسین علیه السلام همین هیئت ها و حسینیه هاست که ـ بحمد الله ـ امروزه در سراسر گیتی در کشورهای شیعی، کشورهای غیرشیعی و کشورهای اسلامی و غیراسلامی وجود دارد و فعال است.
ضرورتی ندارد که فردی یا افرادی مطالبی را مطرح کنند مبنی بر اینکه کدام یک از مراسم سوگواری در زمان ائمه اطهار علیهم السلام بوده یا نبوده است.
آیا این ضریح و گنبد و این صحن و سرای حضرت سیدالشهدا علیه السلام و دیگر امامان معصوم علیهم السلام در زمان ائمه اطهار علیهم السلام بوده است؟! اما همین ها و افرادی که با هزینه های شخصی و مال و دارایی حلال خود چنین حرم و بارگاه با عظمت و صحن و سرای باشکوهی ساخته اند، طبق حدیث شریف خود را شریک در ثواب تعظیم شعائر حسینی و ثواب اقامه آن نموده اند. هیئت ها و عزاداری هایی که در سراسر جهان گسترده است نیز در زمان امامان معصوم علیهم السلام نبوده و در حال حاضر هست و هیچ منعی هم ندارد و نباید در آن تشکیک کرد.
تمام این شعائر از مصادیق یاری امام حسین علیه السلام است و پیامبر خدا صلی الله علیه وآله با دعای خیر خود درباره یاری دهندگان و کمک کنندگان به امام حسین علیه السلام و شعائر حسینی آنان را مورد لطف خدای متعال و مشمول عنایت اهل بیت علیهم السلام قرار داده و این امور را توسعه و گستردگی بخشیدند. پرواضح است که آثار بزرگ و گسترده این امور در آخرت روشن خواهد شد و البته در دنیا نیز کم و بیش آن را دیده و خواهیم دید.
هرجا که هستیم و در هر شغلی که باشیم و آنچه در توان داریم، در راه خدمت و بپاداری شعائر مقدس حسینی، کمک و یاری به جریان کربلا و عاشورا، تجدید و زنده نگه داشتن نهضت اصلاحی و اهداف انسانی آقا امام حسین علیه السلام بکوشیم و در انجام کمک های مادی و مالی، بدنی و زبانی، ترغیب و تشویق افراد به برگزاری عزاداری و تشکیل مجالس و تأسیس حسینیه ها و مانند آن بی تفاوت نباشیم.
فراموش نکنیم که نسبت به تمام گونه های عزاداری و همه روش های شعائر مقدس امام حسین علیه السلام مثبت عمل کنیم و در این قضیه که از مصادیق بارز یاری امام حسین علیه السلام است به هیچ وجه رفتار و گفتار منفی نداشته و بی تفاوت نباشیم، تا مشمول دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله قرار بگیریم.
سه برادر را می شناختم که هر سه فوت شده اند و هریک از دیگری بهتر بود. آنان که این سه برادر را دیده اند، از هیچ کدامشان نقطه ضعفی نقل نکرده اند. در این میانه یکی از سه برادر نسبت به شعائر مقدس حسینی کوشاتر بود. نسل این برادر از نظر تعداد، دانش و خدمات در دنیا موفق تر بوده و هستند. البته این به معنای تقصیر و کوتاهی دیگر برادران یا دیگر افراد نیست، اما مسلم آن است که هرکه در این راه سعی و تلاش فراوان تر داشته باشد و رنج و مشکلات بیشتری را تحمل کند و استقامت ورزد، از لطف و عنایت بیشتر خدای متعال بهره مند خواهد شد و این نتیجه دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله است.
برای سعادت و رستگاری دنیا و آخرت مان بکوشیم و بیش از پیش در راه امام حسین علیه السلام فعالیت کنیم و زحمات و مشکلات در این راه را برخود هموار سازیم.
28- پاداش بی نظیر
در کربلا شخصی بود به نام عبدالرضا حفّار که در کربلای معلی و نیز در صحن مبارک امام حسین علیه السلام قبر می کند و بسیار متدین و پایبند بود. روزی خانمی را از اطراف شهر کربلا برای دفن در جوار امام حسین علیه السلام به کربلا آوردند و از عبدالرضا خواستند تا او را به خاک بسپارد. رسم بر این بود که هنگام خاکسپاری یک خانم یکی از محارمش او را وارد قبر می کرد، اما تنها محرم این خانم پسری کوچک بود که چنین کاری از او بر نمی آمد؛ لذا از عبدالرضا خواستند تا خود مُرده را وارد قبر کرده و به خاک بسپارد. در آن روزگار زیر سطح صحن امام حسین علیه السلام خالی و برای دفن مردگان آماده بود، از این رو کار دفن میت بیش از ده دقیقه وقت نمی برد. به هر حال عبدالرضا وارد زیرزمین شد تا مرده را به خاک بسپارد، پس از گذشت مدتی نسبتاً طولانی بیرون نیامد و هرچه او را صدا کردند، پاسخی نشنیدند. به همین جهت وارد سرداب شدند و او را بی هوش یافتند. از سرداب بیرونش برده، پس از آنکه او را به هوش آوردند، سراغ فرزند خانم متوفی را گرفت. وقتی او نزدیک آمد، از او پرسید: آیا مادرت رابطه و پیوندی ویژه با سرورمان امام حسین علیه السلام داشته است؟
فرزند پاسخ داد: گمان نمی کنم، ولی مادرم به واجبات پایبند بود و همه هفته به زیارت امام حسین علیه السلام می آمد و از زیارت مخصوص و مناسبتی آن حضرت غفلت نمی ورزید. ما باغچه ای و چند رأس گوسفند داشتیم که مادرم محصول این باغچه و نیز ماست و شیر و دیگر مشتقات به دست آمده از گوسفندها را می فروخت تا هزینه زندگی مان را تأمین کند، اما شب های جمعه محصولات باغچه و گوسفندان را به رایگان تقدیم زائران امام حسین علیه السلام می کرد.
همراهان و تشییع کنندگان آن مرحومه به عبدالرضا گفتند: تو را چه شد که بیهوش در زیرزمین افتاده بودی؟ گفت: همین که وارد قبر شدم تا میت را در لحد قرار دهم، کوشیدم تا کناره های کفن را بگیرم، مبادا که دستم به بدن او برسد. در همین هنگام خود را در بوستانی بزرگ و سرسبز و خرم یافتم که از میوه سرشار و از پرندگان زیبا پر بود و شخصی را دیدم که گمان می کنم سرورمان امام حسین علیه السلام بود و من از شدت هیبت حضرت و شگفتی منظره و شوق دیدار بیهوش شدم و بر روی زمین افتادم.
خدای متعال می فرماید: «لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ؛ در سرگذشت های آن ها درس عبرتی است» (یوسف/111).
بنابراین، توفیق فداکاری در راه امام حسین علیه السلام گوارای افرادی که هرچه در توان دارند در این راه تقدیم می کنند.
29- مراتب پاداش
خدای متعال در قرآن کریم می فرمایند: «وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یَوْمَئِذٍ یَتَفَرَّقُونَ؛ آن روز که قیامت برپا می گردد، مردم پراکنده و از یکدیگر جدا می شوند» (روم/14).
بهترین مثال برای این آیه کریمه در دنیا این است که افراد یک خانواده، مثلاً چند برادر یا خواهر در یک جمع و خانواده زندگی می کنند و در یک خانه جمع آمده و اوقات خود را سپری می نمایند، اما به دلیل متفاوت بودن مراتب تحصیلی شان هر روز صبح از خانه خود که محل تجمع آنان است، بیرون رفته و هریک به یک مدرسه یا آموزشگاه می روند. در بیان قرآن کریم، قیامت نیز به همین صورت است؛ چراکه افراد متفاوت هستند و هریک، مرتبه ای خاص و متفاوت با مرتبه دیگری دارد؛ لذا از یکدیگر جدا گردیده و متفرق می شوند. شما که امروز گرد هم آمده اید و در راه امام حسین علیه السلام فعالیت و خدمت می کنید، امید است در قیامت نیز با آن حضرت محشور شوید، اما به دلیل تفاوت مراتبِ خدمت و برخورداری از درجات متفاوت، از یکدیگر جدا خواهید بود. ملاک بالا بودن درجات در قیامت، سه چیز است:
1. اخلاص:
مراتب این امر بر ما پوشیده است و فقط خدای متعال، امام حسین علیه السلام و خودِ انسان از آن آگاهند. بنابراین، هرچه اخلاص شما بیشتر باشد و هرچه بیشتر در راه امام حسین علیه السلام کار کنید و زحمت بکشید، به همان نسبت درجه شما در قیامت بالا می رود.
2. تلاش:
هر شخصی از شما در حدّ و به مقدار تلاش خود پاداش خواهد داشت. به عنوان مثال یکی از شما در حدّ ساعت کاری اداری تلاش می کند، دیگری یک ساعت یا دو ساعت و یا کمتر یا بیشتر اضافه کاری دارد و همین طور شاید دیگران در جای دیگر برای امام حسین علیه السلام کمتر یا بیشتر فعالیت و تلاش دارند. به هر حال تلاش ها و زمانی که به آن اختصاص داده می شود، متغیر و متفاوت است؛ لذا مراتب پاداش الهی نیز برای افراد تلاش گر متفاوت خواهد بود.
3. اخلاق:
در این زمینه معیار، برخورد با یکدیگر و فامیل و خانواده و آشنایان است و اینکه در برخوردها تا چه اندازه به اخلاق اسلامی عمل می شود. مسلّماً رفتارها یکسان نیست و برای برخورد هر شخص نمره ای مشخص داده می شود که با نمره فرد دیگر متفاوت است.
برپایه این سه ملاک و معیار است که به فرموده خدای متعال: «وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یَوْمَئِذٍ یَتَفَرَّقُونَ؛ آن روز که قیامت برپا می گردد، مردم پراکنده و از یکدیگر جدا می شوند»(روم/14). شما نیز پراکنده می شوید و حتی دو نفر نیز کنار هم نخواهند بود.
بیایید تصمیم بگیرید و به تدریج درصد خود را در این سه زمینه بالا ببرید. علامه مجلسی روایتی را در کتاب شریف بحارالانوار نقل فرموده است که شاید کمتر نقل شده باشد. بر پایه این روایت، همه مردم از مسلمان و غیرمسلمان، شیعه و غیرشیعه، ظالم و مظلوم همگی یک حساب مخصوص به خود دارند که خدای متعال آن را به امام حسین علیه السلام واگذار می کند. از این رو تمام مردم پیش از آنکه به بهشت یا دوزخ بروند، خدای متعال امام حسین علیه السلام را مأمور رسیدگی به پرونده آنان می کند. ممکن است که امام حسین علیه السلام شخصاً به این امر نپردازند، بلکه افرادی ازسوی آن حضرت و تحت اشراف و نظارت حضرت به این امر بپردازند. در قرآن کریم می خوانیم: «اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا؛ خدای متعال ارواح را به هنگام مرگ قبض می نماید»(زمر/42).
پس در این آیه کریمه تصریح دارد که خدای متعال جان ها را می گیرد، اما به وسیله ملک الموت جناب عزرائیل. در آیه ای دیگر می خوانیم: «تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا؛ فرستادگان ما جان او را می گیرند»(انعام/61). که یعنی جناب عزرائیل نیز فرشتگانی ـ که شاید به میلیون ها تن می رسند ـ در اختیار دارد و آنان با اشراف او جان مردم را می گیرند. با این توصیف در روایت آمده است که خدای متعال جان برخی از بندگان را خود می گیرد و این ها افرادی هستند که درجه اخلاص، تلاش و اخلاقشان بالا باشد.
خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ؛(یس/12) و آنچه را از پیش فرستاده اند و تمام آثاری که پس از خود بجا می گذارند را ثبت و ضبط می نماییم» و مراد از «مَا قَدَّمُوا؛ آنچه را از پیش فرستاده اند» اعمالی است که انسان انجام می دهد و «آثَارَهُمْ» آثار و دستاوردهای آن عمل است که پس از انسان بجا می ماند.
عثمان، جناب ابوذر را به بلاد شام تبعید کرد، ولی معاویه نتوانست وجود او را در بلاد شام و منطقه جبل عامل در جنوب لبنان تحمل کند و این در حالی بود که او غریب و تنها و بدون امکانات و دارایی بود.
معاویه پس از دو سال نامه ای به عثمان نوشت و او را از آنچه ابوذر انجام می دهد خبردار کرد.
چنان که در تاریخ آمده است، هنگامی که عثمان جناب ابوذر را به بلاد شام تبعید کرد او همه روزه در میان مردم حاضر شده، آنان را پند و اندرز می داد و به پایبندی به طاعت خدا فراخوانده و از نافرمانی و عصیان حضرتش هشدارشان می داد و آنچه را از رسول خدا صلی الله علیه وآله در فضائل اهل بیتش شنیده بود، برای مردم باز می گفت و به تمسک به آن خاندان پاک دعوتشان می کرد. معاویه در این باره به عثمان نوشت: ابوذر بامدادان و شامگاهان در حالی که مردم فراوانی گرد او فراهم آمده اند، چنین و چنان می گوید. پس اگر به مردم این سامان نیاز داری (وفاداری شان را خواهانی) ابوذر را نزد خود بخوان؛ چراکه می ترسم مردم را برضد تو بشوراند. عثمان در پاسخ نامه معاویه نوشت: ابوذر را نزد من بفرست. (گفتنی است که در آن روزگار سوریه، لبنان، فلسطین، اردن و اسکندریه که امروز بخشی از ترکیه است، بلاد شام خوانده می شد.)
در تاریخ آمده است که ابوذر را بر شتری سوار کردند و هر دو پایش را از زیر شکم شتر به یکدیگر بستند و او را با همان حال تا مدینه بردند و به هیچ وجه اجازه ندادند از شتر پیاده شود، به دیگر بیان او را چند هزار کیلومتر با همان حالت راه بردند. به سبب پیمودن این مسیر طولانی با آن شرایط پاهای جناب ابوذر به علت سایش با کوهان شتر زخمی شد و چون در مقصد او را پیاده کردند گوشت پاهایش پراکنده شد و ریخت.
این نوع شکنجه و آزار، به هیچ وجه ابوذر را از کارش منصرف نکرد؛ چراکه او به راهی که در پیش گرفته بود ایمان و اعتقاد داشت، از این رو تمام سختی ها و آزار و شکنجه ها را بر خود هموار و آن را تحمل کرد.
دستاور آن همه تلاش جناب ابوذر در جبل عامل این بود که بسیاری از عالمان نامی بزرگ از آن سامان برآمدند که با مراجعه به کتاب های أمل الآمل فی علماء جبل عامل و تکملة أمل الآمل فی علماء جبل عامل حجم و گستردگی آثار فعالیت های ابوذر روشن و آشکار می شود.
30- گسترش فرهنگ حسینی
قضیه امام حسین علیه السلام، همان واقعه عاشورای سال 61 هجری قمری به وسیله امام سجاد علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها و از طریق ایراد خطبه و طی ده ها سال به تدریج به اطلاع همگان رسید. بنابراین، اگر با به کارگیری رسانه های نوین فرهنگ حضرت سیدالشهدا علیه السلام به طور خاص، و فرهنگ اهل بیت علیهم السلام به طور عام، با برخورداری از پوشش جهانی و زبان های زنده و فراگیر به اطلاع جهانیان رسانده شود، قطعاً، گسترش و تکامل خواهد یافت.
31- ثبات قدم
علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه در کتاب بحارالانوار آورده اند مردم بسیاری امام حسین علیه السلام را از مکه مکرمه به سوی کربلای معلی همراهی نمودند که بیشترین آن ها شیعه و از پیروان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام بودند و به آن وجود مقدس اعتقاد راسخ داشتند. در تاریخ آمده است هنگامی که آن حضرت به کربلا رسیدند تقریبا 1500 نفر در رکابشان بودند؛ اما در شب عاشورا هنگامی که مورد امتحان الهی واقع شدند و دانستند که باید با حکومت ظالم یزید رو در رو شوند و مرگ را در مقابل خود دیدند از گرداگرد امام حسین علیه السلام متفرق شدند و با حضرت تقریبا هفتاد و دو نفر باقی ماندند. کسانی که امام حسین علیه السلام را تنها گذاردند، اهل استقامت و پایداری نبودند و عزم بر شهادت در راه خدای متعال را نداشتند؛ لذا امام علیه السلام را رها نمودند. آنان پس از شهادت حضرت، چند سالی زیستند، اما زیستنی با حسرت و ندامت؛ چراکه از یاری امام معصوم علیه السلام و جنگ با دشمنان دین سر باز زده بودند. اما کسانی که تا آخرین نفس با حضرت ماندند، سعادتمند و رستگار شدند و نام و یادشان تا ابد بر صفحه وجود جاودان خواهد ماند.
استواری در راه خدا امری لازم است و خدای متعال به آن دعوت نموده و استواران را تمجید نموده است : «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْکُرُوا اللهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای کسانی که ایمان آوردید، هنگامی که با گروهی رو به رو می شوید، ثابت قدم باشید! و خدا را فراوان یاد کنید، تا رستگار شوید». بنابراین، تصمیم بگیرید در راه امام حسین علیه السلام تا آخر عمر ثابت و پایدار باشید و در برابر مشکلات ضعف از خود نشان ندهید و سختی ها شما را خسته نکند و تلاش در این راه را رها نکنید؛ که زندگی دنیا خالی از مشکلات نیست. با این تفاوت که پاداش تحمل مشکلات در راه خدای متعال و در راه اهل بیت علیهم السلام در نزد خدای عزّوجل از بین نمی رود.