1- هدف مقدس
حضرت سيدالشهدا عليه السلام روز عاشورا خود و خانواده بزرگوارشان را در راه خدا قربانی نمودند، اما نه برای اين که دعا زير گنبدشان مقرون به استجابت شود يا تربت مقدسشان مايه بهبود بيماری های ظاهری و باطنی گردد. در حقيقت اين امور فقط هديه هايی است که خدای متعال در برابر جان فشانی های بی مانند حضرت به ايشان تقديم کرده است و هدف حضرت به دست آوردن اين ويژگی های بی مانند نبوده است. امام جعفر صادق عليه السلام هنگام زيارت جدشان حضرت سيدالشهدا عليه السلام به درگاه باری تعالی عرضه می داشتند: «وَبَذَلَ مُهجَتَهُ فيکَ لِيَستَنقِذَ عِبادکَ مِنَ الجَهالَةِ وَحَيْرَةِ الضَّلالَةِ؛ [پروردگارا، حضرت سيدالشهدا عليه السلام] خون قلبش را تقديم کرد تا بندگانت را از نادانی و حيرت گمراهی نجات بخشد». بی شک خود حضرت سيدالشهدا عليه السلام از ويژگی های منحصربه فردی که خدای متعال به ايشان عطا نموده آگاه بودند، ولی هدفشان به گفته امام صادق عليه السلام فقط و فقط نجات دادن بندگان خدا از جهالت، سرگشتگی و گمراهی بود.
2- هدف امام حسین علیه السلام از شهادت
فرهنگ اهل بيت عليهم السلام چيزی است که امام حسين عليه السلام برای احيای آن شهيد شدند و قمر بنی هاشم، علی اکبر، قاسم بن الحسن و ديگر جوانان خود را در راه گسترش آن فدا نمودند. از اين روست که در زيارت آن حضرت که از زبان فرزند بزرگوارشان امام جعفر صادق عليه السلام به ما رسيده است چنين می خوانيم: «وبذل مهجته فيک ليستنقذ عبادک من الجهالة وحيرة الضلالة؛ پروردگارا، [امام حسين عليه السلام] خون قلب پاکش را در راه تو [بزرگوارانه] داد تا بندگانت را از نادانی و حيرت گمراهی نجات دهد».
3- سبب قیام عاشورا
هدف امام حسين عليه السلام از اين فداکاری عظيم اين نبوده که ميليون ها تن از مردم به زيارت ايشان بشتابند يا تربت ايشان سجده گاه و مايه شفای بيماران باشد، بلکه اين قبيل مطالب هديه ای از جانب خدای متعال به حضرت سيدالشهدا عليه السلام و نوعی تکريم ايشان است. خدای متعال برای پاسداشت مقام حضرت سيدالشهدا امامان بزرگوار را از نسل ايشان، شفای دردمندان را در تربت حضرتش و استجابت دعا را زير گنبد ايشان مقرر فرموده است، ولی هيچ کدام از اين امور هدف آن حضرت نبوده است. هدف ايشان فقط هدايت مردم از تاريکی جهل و گمراهی بود. اکنون که هدف مقدس آن حضرت را دانستيم، هريک از ما اعم از پير و جوان و مرد و زن بايد در جهت تحقق هرچه بيشتر اين هدف تلاش کنيم و هيچ کس نبايد در اين مسير کوتاهی کند.
4- در راه دین
خدای سبحان منزلت و جایگاه حضرت سید الشهدا علیه السلام را بالندگی و والایی ویژه ای بخشید و تردیدی نیست که حضرت سید الشهدا علیه السلام افتخار می کنند که در راه دین جدشان رسول خدا صلی الله علیه وآله به شهادت رسیده اند. از این رو در زبان حال آن حضرت سروده اند که می فرمایند:
إن کان دین محمد لم یستقم*** إلا بقتلی فیاسیوف خذینی
«اگر دین محمد صلی الله علیه وآله تنها با کشتن من قوام و پایایی می گیرد، پس ای شمشیرها، مرا فرا گیرید».
5- منظور از سیره پیامبر در کلام امام حسین علیه السلام چیست؟
از مرحوم امینی در کتاب ارجمند الغدیر نقل شده است که در روزگاری که امام حسین علیه السلام در کربلا به شهادت رسیدند، افزون بر هفتاد هزار نماز جمعه اقامه می شد. پس این سخن که معصومان علیهم السلام در تبیین هدف حضرت سیدالشهدا علیه السلام فرمودند: «أشهد أنک قد أقمت الصلاة و آتیت الزکاة؛ گواهی می دهم که تو نماز را به پا داشتی و زکات را پرداخت کردی» چیست؟ مرحوم علامه مجلسی در بحار در تخمین جمعیتی که در آن روزگار در طول یک سال در مراسم حج شرکت کردند از چهار میلیون و پانصد هزار نفر یاد می کند.
حضرت در بیان دلیل کار خود فرمود: «أسیر بسیرة جدی وأبی علی بن ابیطالب؛ سیره جد و پدر خود علی بن ابی طالب را ادامه دهم».
سؤال آنکه آیا سیره حضرت رسول صلی الله علیه وآله و حضرت امیر علیه السلام تنها نماز و حج و روزه بوده است. در زمان حکومت رسول خدا صلی الله علیه وآله و حکومت بسیار گسترده تر امیرمؤمنان علیه السلام یک نفر اجاره نشین نبوده است. اجاره نشینی امری موقت بود برای مسافرانی که چند روزی قصد اقامت در شهری دیگر داشته اند، اما امروزه در کشورهای اسلامی و جزآن وضع چگونه است؟
در روزگار حکومت آن بزرگواران هرگز گزارش نشد که کسی از گرسنگی بمیرد، اما در حکومت های اموی و عباسی، دزدی و اختلاس به حدی بود که هزاران هزار از گرسنگی جان دادند به گونه ای که روایت شده است به خوردن سگ ها و گربه ها و موش ها روی آوردند.
6- تفاوت
امام حسین علیه السلام در مقوله عاشورا اعلام کردند که می خواهند سیره جدشان رسول خدا صلی الله علیه وآله و پدرشان امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام را در پیش بگیرند. دلیل این سخن همان است که قرآن کریم بدان اشاره نموده و تاریخ ثبت کرده است. افرادی بودند که پس از رسول خدا صلی الله علیه وآله بر امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام پیشی گرفتند و یا بعد از حضرت قدرت را به دست آورده، چهره اسلام را مخدوش کردند. برخی از آنان خود را خلیفه رسول خدا صلی الله علیه وآله نامیدند که از آن جمله معاویة بن ابوسفیان بود. او طی یک و دو یا سه روز به وسیله بُسر بن ارطاة هزاران تن از مردم بی دفاع و بی گناه یمن، شامل شیرخوارگان، سالخوردگان، خردسالان و زنان باردار را کشت. روشن باشد که این کشتار در یورش های تروریستی بوده و در جنگ یا قیام مردم برضد او نبود، بلکه تنها جرم آنان این بود که به امیرمؤمنان حضرت علی بن ابی طالب علیهما السلام وفادار بودند و حضرت را تنها جانشین و خلیفه رسول خدا صلی الله علیه وآله می دانستند.
اگر فرهنگ غدیر بر جهان حاکم نباشد، قطعاً فرهنگ معاویه حکمرانی خواهد کرد و آنچه امروزه در عراق و جز آن مشاهده می کنید، مثل پدیده داعش و جز آنان همان فرهنگ اموی ها بوده و هیچ پیوندی با فرهنگ غدیر ندارند.
آنچه امام حسین علیه السلام در قضیه عاشورا اعلام کردند، در واقع همان فرهنگ رسول خدا صلی الله علیه وآله و فرهنگ امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام بود؛ فرهنگی که آن بزرگوار آن را سیره جد و پدرشان خواندند. جهان امروز بیش از پیش به این فرهنگ (فرهنگ انسانی و فرهنگ فداکاری در راه حق) نیاز دارد. بنابراین، مسئولیت بزرگ در این زمینه برعهده قشر جوان است و آنان باید این دو فرهنگ را با تمام ابعادش بشناسند، سپس به جهانیان معرفی کنند و بگسترانند.
هرچه جهانِ به اصطلاح پیشرفته امروز را بکاوید و کشورهای مدعی حقوق بشر را بسنجید حتی یک کشور را نمی یابید که زندانی سیاسی نداشته باشد و مجازات اعدام را در حق سیاسیون مخالف إعمال نکند، ولی در مقابل امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام حدود پنج سال از کوفه عراق، پایتخت کشور اسلامی آن روز، مساحتی را به گستردگی پنجاه کشور امروزی مدیریت نموده، بر آن ها حکومت می کردند و باوجود دشمنان فراوانی که داشتند و دشمنی های زیادی که با حضرتش می نمودند و جنگ های بسیاری که علیه ایشان به راه انداختند، تاریخ به یاد نمی آورد و ثبت نکرده است که آن حضرت حتی برای یک روز یک زندانی در چنین مقوله ای داشته و یا در این مورد فردی را اعدام کرده باشند. این فرهنگ را باید به جهان هدیه کرد؛ چراکه جهان با این فرهنگ بیگانه است و آن را نمی شناسد.
حضرت امام رضا علیه السلام می فرمایند: «لو أن الناس عرفوا محاسن کلامنا لاتبعونا؛ اگر مردم زیبایی های سخن ما را ـ که مطابق با رفتار ما است ـ بشناسند، قطعاً از ما پیروی خواهند کرد».
7- شعائر مقدس
خدای متعال زیارت امام حسین علیه السلام و همه شعائر حسینی و هرچه به آن حضرت ارتباط دارد را در اوج والایی و بالندگی قرار داده است. رسول خدا صلی الله علیه وآله، امیرمومنان حضرت علی، فاطمه زهرا و امام حسن علیهم السلام از امام حسین علیه السلام برترند و امام حسین علیه السلام افتخار می کند که در راه پایداری دین جدش رسول خدا صلی الله علیه وآله و سیره پدرش علی مرتضی علیه السلام جان فشانی کرده و خود در این باره فرموده است: «إنما خرجت لأسیر بسیرة جدّی وأبی علی بن أبی طالب صلوات الله علیهما وآلهما؛ از آن رو خارج شدم که به سیره جدم و پدرم علی بن أبی طالب ـ که درود خدا بر آنان باد ـ عمل کنم».
حرکت امام حسین علیه السلام در واقع ادامه حرکت جدش رسول خدا صلی الله علیه وآله و پدرش امیرمومنان علیه السلام بود، با این حال خدای متعال شأن و منزلت آن حضرت را بالندگی و برتری بخشید و در این معنا از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «لیس نبی فی السماوات والأرض إلاّ یسألون الله تعالی أن یأذن لهم فی زیارة الحسین صلوات الله علیه، ففوج ینزل وفوج یصعد؛ همه پیامبرانِ حاضر در آسمان ها و زمین از خدای متعال می خواهند که برای زیارت امام حسین علیه السلام به ایشان اذن دهد، لذا گروهی در حال فرود به زمین [برای زیارت] و گروهی در حال بازگشت [از زیارت] هستند».
8- هدف از قیام
امام حسین علیه السلام جان خویش و بهترین افراد خاندان و یاران خود را برای خدا و اسلام فدا کردند و خدای متعال به پاس آن فداکاری و شهادت شفا را در تربت، امامت را در ذریه و نسل و استجابت دعا را زیر قبه حضرت قرار داد و این ها همه تماماً هدیه الهی به حضرت سیدالشهدا علیه السلام است.
هدف امام حسین علیه السلام از فداکاری و شهادت خویش رسیدن به چنین داده ها و هدایای الهی نبود، بلکه فقط و فقط هدف آن حضرت یک چیز و آن رهانیدن مردم ـ برای خدا ـ از گمراهی و جهالت بود؛ چنان که امامان اهل بیت علیهم السلام بدان تصریح کرده اند، ازجمله امام صادق علیه السلام در عباراتی که با آن جد بزرگوارشان را زیارت نموده به خدای عز وجل عرضه داشتند: «وبذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة والضلالة والعمی والشکّ والارتیاب؛ خون دل خود را در راه تو نثار کرد تا بندگانت را از نادانی، گمراهی، کوردلی، شک و تردید برهاند».
رسول خدا صلی الله علیه وآله توسط وحی از قیام امام حسین علیه السلام اطلاع داشتند و آمادگی آن حضرت را تا سر حدّ شهادت چنان که امام صادق علیه السلام فرمودند جهت رهانیدن مردم از دام درهم تنیده فساد، گمراهی، دشمنی و هرگونه اخلاق و عقیده فاسد می دانستند. از این رو بود که رسول خدا صلی الله علیه وآله درباره امام حسین علیه السلام فرمودند: «حسین منّی وأنا من حسین؛ حسین از من است و من از حسینم». یعنی بقای حضرت رسول صلی الله علیه وآله، دین و آیین ایشان به برکت قیام و شهادت امام حسین علیه السلام است.
به تعبیر دیگر سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله درباره امام حسین علیه السلام این است که استواری، دوام و پایایی دین اسلام، فضیلت ها، عقیده صحیح و پاک و اخلاق والا با شهادت آن حضرت گره خورده است.
9- شناخت اهداف امام حسین علیه السلام
شایان توجه است كه همگان -به ویژه عزاداران امام حسین علیه السلام- باید هدف بلند حضرتش را بشناسند و در استمرار بخشیدن به آن تلاش كنند. بارها در زیارات گوناگون ایشان خوانده ایم: «وبذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك من الجهالة وحیرة الضلالة؛ خونش را در راه تو داد تا بندگانت را از نادانى و سرگشتگى گمراهى نجات دهد».
پس ما نیز اگر در شناخت اسلام و تعالیم بلند آن كوشش كنیم، با هدف حضرت سیدالشهدا علیه السلام همسو شده ایم. اگر غیرمسلمانان را به اسلام فراخوانیم، غیرشیعیان را به آیین نورانى تشیع دعوت كنیم و شیعیان سست باور را به صلاح و استقامت در عقیده و عمل وا داریم، در اجراى این هدف نورانى و بلند شركت كرده ایم و ارزش این كار از اقامه عزاى آن امام همام كم تر نیست. خود حضرت درباره قیام خود فرمودند: «أرید أن آمر بالمعروف وأنهى عن المنكر وأسیر بسیرة جدی وسیرة أبی على بن أبی طالب علیه السلام؛ مى خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سیره جدم و پدرم على بن ابى طالب علیه السلام رفتار نمایم».
پس بر ما و به ویژه اصحاب هیئات لازم است تا احكام خدا را بیاموزیم و بیاموزانیم. تفسیر قرآن، مسائل حلال و حرام، آداب، اخلاق و مسائل شرعى و همه تعالیم بلند اسلام و مكتب اهل بیت علیهم السلام چیزى است كه عزاداران حسینى باید پیوسته در پى یاد گرفتن و یاد دادن آن باشند. حضرت سیدالشهدا علیه السلام خون مطهرشان را براى اجراى اوامر خدا ارزانى داشت؛ لذا عزادار حقیقى نیز باید خود را فداى این هدف مقدس كند. فراموش نكنیم احكام خدا فقط منحصر در نماز و روزه و خمس و زكات و حج نمى شود و معارف اهل بیت علیهم السلام دریاى بى كرانى است كه هركس به قدر خود از آن برمى گیرد. برپا كردن مجالس احكام و جلسات تفسیر قرآن، چاپ و نشر جزوات دینى ازجمله راه هاى نشر معارف اسلامى و شناساندن مكتب اهل بیت علیهم السلام به همگان است. دوستداران این حركت و مكتب از هر قشر و صنفى كه باشند، به فراخور حال و توانمندى خویش در ماه محرم خود را براى خدمت به امام حسین علیه السلام و دستگاه ملكوتى او مهیا مى كنند و روحانیان و اهل علم نیز از دیگر اقشار مستثنا نبوده، بلكه در زمینه محرم بارى سنگین تر بردوش دارند و آن تبیین جایگاه والا و اهداف مقدس حضرت سیدالشهدا علیه السلام است. البته سنگین تر بودن، بار مسئولیت، پاداش و مقام برترى نیز به همراه دارد كه نباید از آن غافل بود.
10- زیارت امام حسین علیه السلام در اربعین
نكته مهمی مربوط به زیارت مخصوص حضرت سیدالشهدا علیه السلام در روز اربعین است كه امام صادق علیه السلام به خواندن آن سفارش فرموده است. در بخشى از آن آمده است: «وبذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك من الجهالة وحیرة الضلالة؛ حضرت سیدالشهدا علیه السلام خون دلش (جان خود) را در راه تو ارزانى داشت تا بندگانت را از نادانى و سرگشتگىِ گمراهى برهاند».
در واقع هدف حضرت همین است كه در این عبارت آمده است. ایشان مى خواست مردم را از نادانى و سرگشتگىِ گمراهى نجات دهد. بنابراین، عزاداران حسینى نیز باید بكوشند این هدف مقدس را پیش چشم داشته باشند و در این راه گام بردارند و مردم را از نادانى و حیرت گمراهى برهانند. بدین منظور باید مجالس عزا به گونه اى باشد كه افزون بر روضه خوانى و عزادارى، احكام شرعى، تاریخ اسلام و معارف اهل بیت علیهم السلام و فلسفه قیام حضرت سیدالشهدا علیه السلام و دستاوردهاى آن نیز گفته شود و بدین وسیله عزاداران از نظر علم دین نیز تغذیه شوند. گفتن قصه هاى ساده از تاریخ اهل بیت علیهم السلام و اخلاق و آداب براى كودكان، گفتن احكام اختصاصى خانم ها در مجالس زنانه، چاپ جزوات علمى و گفتن چند مسأله شرعىِ مورد ابتلا در ابتداى هر جلسه از جمله راه هاى افزایش بار علمى عزاداران حسینى و خدمت به هدف والاى قیام آن حضرت یعنى آگاهى بخشى و نجات پویندگان بیراهه هاست و بدین ترتیب آن جوش و حرارتى كه از شهادت آن حضرت در دل مؤمنان قرار دارد، جلوه مى نماید.
از خداى متعال مىخواهیم به بركت وجود مقدس حضرت سیدالشهدا علیه السلام توفیق اقامه عزاى ایشان را به ما عنایت كند و شور حسینى را روز به روز در دل ما افزون تر فرماید و ما را در شمار كسانى قرار دهد كه هدف شان - همانند امام حسین علیه السلام - رهانیدن مردم از نادانى و حیرت گمراهى است.
11- امام حسین علیه السلام؛ حجت بالغه
در زیارت حضرت مى خوانیم: «وبذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك من الجهالة وحیرة الضلالة؛ خون قلب پاكش را در راه تو [بزرگوارانه] داد تا بندگانت را از نادانى و حیرت گمراهى برهاند».
در روایت آمده است: «ما منا إلا مقتول أو مسموم؛ هریك از ما به شمشیر یا به زهر كشته مى شود».
از اینجا معلوم مى شود همه پیشوایان ما جان خود را در راه خدا و هدایت مردم قربانى كردند، اما تعبیر فوق كه درباره حضرت سیدالشهدا علیه السلام فراوان به كار رفته، درباره دیگر پیشوایان دست كم این همه مكرر نیامده است. همه پیشوایان ما نماز را به پا داشتند و زكات دادند و امر به معروف و نهى از منكر فرمودند و جان عزیزشان را بر سر این كار نهادند، ولى چنین تعابیرى با این فراوانى و تأكید تنها درباره حضرت سیدالشهدا علیه السلام آمده است: «أشهد أنك قد أقمت الصلوة وآتیت الزكاة وأمرت بالمعروف و نهیت عن المنكر؛ گواهى مى دهم كه نماز را به پاداشتى و زكات دادى و امر به معروف و نهى از منكر نمودی».
همه آن بزرگواران جان هاى پاك شان را در راه خدا اهدا نمودند و همگى یك هدف داشتند، اما چگونه است كه این مطلب تنها نسبت به امام حسین علیه السلام این همه مورد تأكید و تكرار قرار گرفته است؟ نخستین كسى كه روح نماز را اقامه فرمود وجود مقدس رسول خدا صلى الله علیه وآله بود. پس از ایشان امیرمؤمنان علیه السلام و حضرت زهراى مرضیه علیها السلام و حضرت مجتبى علیه السلام قرار دارند، اما چرا در زیارات حضرت سیدالشهدا علیه السلام - به رغم چندگونگى و چندگانگى شان - اقامه نماز بارها و بارها به ایشان نسبت داده شده و به تكرار بر آن تأكید رفته است؟
از این همه تكرار و تأكید به دست مى آید كه وجود مقدس حضرت سیدالشهدا علیه السلام با تمام عظمت شان خود را قربانى اسلام كردند تا مردمان از تاریكى جهالت و گمراهى به درآیند. خداى تعالى امام حسین علیه السلام، پدر، مادر، جد، برادر و فرزندان ایشان صلوات اللَه علیهم أجمعین را آفرید تا حجت بر همگان تمام شود: «لِئَلَّا یكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللهِ حُجَّةُ؛ تا براى مردم در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد».
خداوند در قرآن کریم می فرماید: «قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبَلِغَةُ؛ بگو برهان رَسا ویژه خداست».
حضرت سیدالشهدا علیه السلام زمینه پیدایش حجت بالغه خدا را فراهم كردند و به اصطلاح شهادت امام حسین علیه السلام براى هدایت مردم طریقیت داشت. اكنون بر ما و امثال ماست كه از فداكارى و شهادت آن حضرت به عنوان حجت بالغه استفاده كنیم و براى هدایت خود و دیگران از آن بهره وافى و كافى ببریم.
آنچه گفتیم از بررسى مطالب تاریخى نیز به دست مى آید. در تاریخ آمده است در مكه یا مدینه یكى از كسانى كه از دوستان حضرت به شمار مى رفت سر راه ایشان را گرفت و گفت: اى فرزند رسول خدا، كجا مى روید؟ بنى امیه شما را خواهند كشت.
حضرت پاسخ دادند: «فبما یمتحن هذا الخلق؛ پس این مردم چگونه آزموده شوند؟».
بنابراین، شهادت حضرت آزمونى براى مردم و مایه اتمام حجت و در عین حال مشعل هدایت و نجات از نادانى و حیرت و تاریكى است. آن حضرت زمینه هدایت مردم را فراهم كردند و با اهداى سخاوتمندانه خون قلب شریف شان نجات و ره یافتن و رستگارى مردم را خواستند و اینك برماست تا از این مشعل هدایت به قدرى كه مى توانیم نور برگیریم و در پرتو آن راه بپوییم و از نادانى و تاریكى به در آییم.
از آنچه گفته شد بر مى آید که شاید مهم ترین درسى كه مى توان از حضرت سیدالشهدا علیه السلام گرفت این است که بكوشیم خود و دیگران را از نادانى و تاریكى گمراهى نجات بخشیم و هدایت كنیم؛ زیرا این هدف به قدرى بالا و والاست كه وجود مقدس و عزیز حضرت سیدالشهدا علیه السلام جان مبارك خود را بر سر آن نهاد. علاوه بر صدها فیضى كه از بركات امام حسین علیه السلام مى بریم، باید بكوشیم دو وظیفه مهم دیگر را نیز انجام دهیم. یكى آنكه خود به آنچه مى دانیم و مى گوییم عمل كنیم و هرچه بیشتر براى نزدیك شدن به آرمان و اهداف حضرت سیدالشهدا علیه السلام بكوشیم، دیگر آنكه دیگران را نیز از این خوانِ بى دریغ نعمت بهره مند و آنان را با امام حسین علیه السلام و آرمان هاى او آشناتر سازیم. شایسته است اوامر گران قدر حضرت سیدالشهدا علیه السلام را آموخته و به دیگران بیاموزیم، خود به آن ها عمل كنیم و دیگران را نیز به عمل كردن به آن ها فراخوانیم.
بسیارى از مردم اهل منبر و موعظه نیستند و از شركت در مجالس مذهبى - به هر دلیل - بى بهره یا كم بهره اند. در این میان كسانى كه در این گونه مجالس شركت مى كنند و از واعظان و گویندگان، احكام و معارف را فرا مى گیرند دیگران را نیز هدایت و ارشاد كنند و دانشِ هرچند مختصرى را كه از رهگذر شركت در مجالس امام حسین علیه السلام حاصل مى كنند، در اختیار دیگران قرار دهند.
كلمه عبادك در عبارت لیستنقذ عبادك نشان مى دهد كه باید در پى هدایت همه بندگان خدا باشیم، نه صرفاً مؤمنان. مسلماً هدایت مؤمنان و مسلمانان به مراتب بالاترِ اسلام و ایمان نیز مورد نظر است، ولى علاوه بر آن انسان باید بكوشد هركدام از بندگان خدا را كه مى تواند به راهِ راست و راه اهل بیت علیهم السلام هدایت كند و با معارف و معانى اسلام آشنایى دهد. ظالمان، متعصبان، گناهكاران و كسانى كه جهل مركب یا بسیط دارند همگى استعداد هدایت و بهتر شدن دارند و پیرو صادق حسین بن على علیه السلام باید بكوشد دست این افراد را بگیرد و از تاریكى جهالت به نور هدایت برساند.
هیچ كس نباید در این زمینه توانایى هاى خود را اندك و ناچیز بینگارد. هركس به تنهایى نیروى بالقوه فراوان و توانایى هاى ناشناخته اى دارد كه اگر به درستى بیندیشد و اندیشه و نیروهایش را بسیج كند، مى تواند كارایى هاى بسیارى را در وجود خود مشاهده كند.
12- فداشدن امام حسین علیه السلام برای نجات گمراهان
حضرت سیدالشهداعلیه السلام در حالى كه مى دانستند فرزندان و برادران و اصحابشان شهید مىشوند، روانه كربلا شدند.
راستى چرا خودشان را در معرض كشته شدن قرار دادند؟ مسلّم این است كه حضرت خود را در راه دو چیز فدا كردند. اول اینكه كسانى را كه با آموزه ها و اوامر و نواهى قرآن كریم و احكام اسلام بیگانه بودند، آشنا كنند. دوم اینكه روى برتافتگان از اهل بیت علیهم السلام را به سوى این راهنمایان و هادیان الهى راهنمایى و به آنان نزدیك گردانند.
همیشه این به عنوان واجب و فریضه در حد توان بر تك تك افراد واجب بوده و خواهد بود. توضیحاً عرض مى شود كه اگر كسى بتواند به نحو احسن از انجام واجب كفایى برآید، این واجب از دیگران ساقط مى شود و در غیر این صورت بر همگان واجب خواهد بود. اگر واجب كفایى باشد، اما مَن به الكفایه نباشد، آن واجب كفایى واجب عینى مى شود.
13-هدف از قیام حسینی در کلام امام صادق علیه السلام
امام صادق علیه السلام با اشاره به قبر حضرت سیدالشهداعلیه السلام به درگاه خدا عرض مى كنند: «وَ بَذَل مُهجَتَه فِیك لِیستَنقِذَ عِبادَك مِنَ الجَهالَة و حَیرَة الضَلالَة؛ خون (قلب) خود را در راه تو داد تا بندگانت را از نادانى و سرگشتگى گمراهى وارهاند».
این عبارت از امام صادق علیه السلام به این مطلب تصریح دارد كه هدف امام حسین علیه السلام از بذل جان این بود كه بندگان خدا را از جهل و گمراهى نجات دهند.
امام حسین علیه السلام در مسیر مكه به كربلا در كلامى فرمودند كه بنى امیه از من دست بر نمى دارند تا آنكه خون مرا بر زمین بریزند. امام صادق علیه السلام در این جمله كوتاه تمام هدف امام حسین علیه السلام را بیان فرموده اند و آن این بود كه حضرتش با تمام وجود كوشید تا دینى را كه خداى متعال به عنوان آخرین دین بر پیامبرش نازل فرموده و بنى امیه مشغول ریشه كن كردن آن بودند، بار دیگر به مردم باز گرداند و از به هدر رفتن زحمات پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله، فاطمه زهرا، امیرمومنان و امام حسن علیهم السلام جلوگیرى كند.
14- عزاداری ها و تحقق اهداف امام حسین علیه السلام
ائمه اطهارعلیهم السلام در تبیین هدف امام حسین علیه السلام از قیام كربلا فرموده اند: آن حضرت براى رهایى مردم از بند جهل و گمراهى شهادت را به جان خریدند. از این رو باید هدف شما از شركت در مجالس، تحقق بخشیدن به هدف امام حسین علیه السلام باشد، یعنى در پایان ماه محرم و صفر هركس باید در پرتو مكتب امام حسین علیه السلام گفتار، موضع گیرى، رفت و آمدها و روابطش با افراد بهتر و پسندیده تر از گذشته اش باشد؛ چراكه تمام این عزادارى ها و كوشش هایى كه در برگزارى مجالس امام حسین علیه السلام انجام مى گیرد، مقدمات وجود تحقق هدف امام حسین علیه السلام هستند.
به عنوان مثال، كسى كه به مكه مشرف مى شود و تمام هزینه هایى كه براى تهیه بلیت هواپیما و دیگر لوازم رفت و برگشت و پذیرایى و دیگر موارد مربوط به سفر حج مى پردازد و همه زحمات و مشكلاتى كه بر خود هموار مى كند، مقدمه وجود مراسم كوتاه دو سه روزه در مكه، عرفات، مشعر، منى، میقات و دیگر مناسك حج است. بنابراین، شخص باید در تمام واجبات، ذى المقدمه و هدف نهایى را لحاظ داشته باشد نه مقدمات را، هرچند انجام مقدمات براى تحقق بخشیدن به ذى المقدمه لازم است.
انگیزه ما از شركت در مجالس عزادارى و ایراد سخنرانی ها، نوشتن كتاب ها، چاپ و نشر آن ها نیز مقدمات تحقق بخشیدن به هدف حضرت سیدالشهداعلیه السلام به شمار مى رود و اگر موارد فوق در تحقق هدف آن حضرت تأثیر نداشته باشد، عملى لغو خواهد بود.
15- جمله ای ژرف!
جمله «وبذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك من الجهالة وحیرة الضلالة» بسیار درخور دقت و بررسى است. عالمان ادب و بلاغت مى دانند همین یك جمله زیارتى كه من خواندم، نه یك صفحه و ده صفحه كه یك كتاب مطلب دارد. این كه امام صادق علیه السلام با این واژه ها هدف امام حسین علیه السلام از قیام كربلا را بیان فرمودند جاى بحث فراوانى دارد تا روشن شود چرا آن حضرت این واژه ها را به كار بردند و واژه هاى مترادف آن را به كار نبردند. به عنوان مثال چرا خطاب به خدا از واژه «بذل» استفاده كردند، نه «أعطى». دیگر اینكه چرا كلمه «مهجته» به كار بردند، نه «نفسه» یا «رأسه» (سرش)؛ چه این كه حضرت سیدالشهداعلیه السلام در راه خدا هم سر و هم بدن و هم خون دادند، پس چه خصوصیتى دارد كه حضرت از میان این واژه ها «مهجته» را برگزیدند؟ اینها مباحثى است كه باید در جاى خود بررسى شود.
16- فداشدن امام حسین علیه السلام برای قرآن
براى همه یا اكثر شما كه با قرآن و مباحث قرآنى آشنا هستید، بیان مطلبى درباره قرآن كریم را لازم مى دانم. ما باید پاسدار حرمت قرآن باشیم؛ قرآنى كه امام حسین علیه السلام خون قلبشان را براى حفظ آن نثار كردند تا مردم در آینده با شناختش حرمت آن را پاس دارند و با فهم آن و تدبر، تعقل و تأمل در آن، زمینه عمل به آن را فراهم كنند و براى آموزش قرآن به دیگران نیز بكوشند تا زمینه شناخت و عمل به قرآن در میان تمام مردم فراهم شود و با انگیزه عمل به قرآن، آن را به دل بسپارند و تصمیم بگیرند خون شان را براى ماندگارى و عمل به قرآن نثار كنند.
ان شاء الله شما در خدمت به قرآن موفق هستید و امیدوارم روز به روز، دل هاى شما بیشتر با قرآن مأنوس شود و با تمام قدرت فكرى و جسمى و با قلم و زبان خود در خدمت قرآن باشید. به یاد داشته باشید كه امام حسین علیه السلام، حضرت ابوالفضل، على اكبر، حضرت قاسم، على اصغر، و اصحاب امام حسین علیهم السلام براى بقاى همین قرآن شهید شدند و شیر زن كربلا حضرت زینب علیها السلام و دیگر افراد خاندان امام حسین علیه السلام براى حفظ قرآن به اسارت رفتند. حضرت زینب و حضرت ام كلثوم سلام الله علیهما پس از فاطمه زهراعلیها السلام در كل تاریخ جهان بى نظیرند و همه آنان زندگى خود را وقف خدمت به قرآن كردند.
17- امام حسین علیه السلام ضامن بقای اسلام
دو امانت بزرگ رسول خدا صلى الله علیه وآله را حضرت سیدالشهدا علیه السلام حفظ كردند؛ چه این كه امام حسین علیه السلام پاره اى از وجود پیامبر صلی الله علیه وآله است، چنان كه رسول الله صلى الله علیه وآله فرمودند: «حسین منی و أنا من حسین؛ حسین از من است و من از حسین هستم».
همه مى دانیم كه امام حسین علیه السلام نام پیامبر صلى الله علیه وآله را حفظ كرد و همین حضورمان در پایان ماه صفر در این مجلس به یاد پیامبر صلى الله علیه وآله بهترین گواه بر این سخن است.
همه كسانى كه در این ماه در راه گسترش فرهنگ اهل بیت علیهم السلام كوشش و به این مكتب خدمت كرده اند، توفیق چنین سعادتى را به سبب سالگرد شهادت امام حسین علیه السلام به دست آوردند و هركس از این ماه بى بهره مانده، خود زمینه كم سعادتى خویش را فراهم كرده وگرنه خوان كریمانه این خاندان براى همگان گسترده است.
همان گونه كه در سخنان حضرت سیدالشهداعلیه السلام و در روایات متعدد با عبارات مختلف از دیگر معصومان علیهم السلام نقل شده، اگر جریان عاشورا و كربلا نبود، امروز نامى از اسلام و پیامبر خدا صلى الله علیه وآله وجود نداشت. پیامبران بسیارى آمدند و رفتند، اما هیچ نامى از آن ها باقى نمانده است. از میان یكصد و بیست و چهار هزار پیامبر علیهم السلام، فقط نام چند تن از آنان مانده است كه آن هم به وسیله قرآن و روایات است و روشن است این دو را نیز خون امام حسین علیه السلام زنده نگاه داشته و اگر فداكارى حضرت سیدالشهدا علیه السلام نبود، تلاش هاى تبلیغاتى، سیاسى و فرهنگى بنى امیه و دیگران نامى از اسلام بر جاى نمى گذاشت.
از این رو آن حضرت مى بایست براى حفظ اسلام و قرآن و صیانت از اهداف مقدس رسول خدا صلى الله علیه وآله جان خود را فدا مى كردند. نباید غافل بود كه خداى متعال این گونه تقدیر فرمود كه پیامبر خدا صلى الله علیه وآله، اسلام، قرآن، نماز و سایر احكام و معارف دینى از طریق طبیعى باقى بمانند نه به كمك معجزه؛ زیرا خدا نمىخواهد همواره خواسته هاى خود را با معجزه پیاده كند، بلكه باید امور دنیا از طریق طبیعى و قانونِ سبب و مسبَّب و علّت و معلول انجام پذیرد.
18- احکام الله
انبیا و اولیاى الهى همگى در راه احكام اللَه به قتل رسیدند. هنگامى كه محمد بن حنفیه، برادر حضرت سیدالشهدا علیه السلام مى خواست ایشان را از رفتن به كربلا باز دارد، آن حضرت به او خبر دادند كه جدشان رسول خدا صلى الله علیه وآله را در خواب دیده اند كه به ایشان فرمودند: «یا حسین اخرج فإن اللَه قد شاء أن یراك قتیلا؛ اى حسین، [به سمت كربلا] بیرون رو؛ زیرا مشیت الهى بر این تعلق گرفته است كه تو را كشته ببیند».
محمدبن حنفیه گفت: إنا للَه وإنا إلیه راجعون! پس اكنون كه با این حال بیرون مى روى چرا این زنان را با خود مى برى؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «قد قال لى إن اللَه شاء أن یراهن سبایا؛ رسول خدا به من فرمودند: خدا خواسته است كه آنان را اسیر ببیند».
راستى چرا خداى متعال چنین خواسته است؟ این مطلب از آن روست كه احكام الله از حضرت سیدالشهدا، حضرت زینب و حضرت ام كلثوم برتر است.
19- ایثار امام حسین علیه السلام و انتقام خداوند
در روایت آمده است هنگامى كه امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، ملائكه الهى به درگاه خدا ضجه و زارى كردند و گفتند: اى پروردگار و مولاى ما، آیا از كسانى كه گزیده تو و فرزند گزیده ات و بهترین آفریده هایت را مى كشد غفلت مى كنى؟ خداى متعال به آنان وحى كرد: اى فرشتگان من آرام باشید. به عزت و جلالم سوگند كه از آنان انتقام خواهم گرفت، هرچند پس از گذشت روزگارى باشد. نیز در روایت آمده است كه پس از شهادت امام حسین علیه السلام فضاى میان زمین و آسمان پر از فرشتگانى شد كه هركدام حربه اى آتشین در دست داشتند و منتظر اجازه امام بودند تا دشمنان ایشان را در دم بسوزانند، اما امام همان چیزى را اراده فرمودند كه خداى متعال اراده فرموده بود. آن حضرت تن به خواسته خدا دادند و خون خود و خاندانشان را براى بقاى اسلام و اقامه دین بذل فرمودند.
20- سلام بر حسین علیه السلام قبل از تکبیرة الاحرام
نقل است كه مرحوم سید عبدالهادى شیرازى رحمه الله - از مراجع بزرگ تقلید - قبل از هر نماز جماعت عرضه مى داشتند: «السلام علیك یا ابا عبدالله أشهد أنك قد أقمت الصلاة؛ سلام بر تو یا ابا عبداللَه، من گواهى مى دهم كه نماز را برپا كردى».
ایشان تأكید داشتند اگر امام حسین علیه السلام نبودند ما امروزه نماز نمى گزاردیم. البته این سخن را از نزد خود نمى گفتند و امامان معصوم ما نیز خطاب به جدشان عرضه مى داشتند: «اشهد انك قد اقمت الصلاة».
21- امام حسین علیه السلام؛ نابود کننده جهالت
در یكى از زیارت هاى حضرت سیدالشهدا علیه السلام آمده است: «وبَذَلَ مُهجَتَهُ فیك لیستنقذَ عبادَكَ من الجهالةِ وحیرةِ الضلالةِ؛ خدایا، امام حسین علیه السلام خون قلب پاكش را در راه تو داد تا بندگانت را از نادانى و حیرت گمراهى برهاند».
لام در «لیستنقذ» لام تعلیل است، یعنى هدف و انگیزه فداكارى امام حسین علیه السلام نجات دادن بندگان از جهالت و گمراهى بود. منظور از «عبادك» تمام بندگان خداى متعال هستند؛ چه مؤمن باشند و به واسطه امام حسین علیه السلام از درجات بالاترى از هدایت برخوردار شوند، و چه غیرمؤمن باشند و به بركت امام حسین علیه السلام راه هدایت بپویند.
براى اینكه هدف امام حسین علیه السلام را دنبال كنیم و بینش و منش آن امام همام را چراغ راهمان سازیم خوب است در زیارتنامه هاى آن حضرت بیشتر تأمل نماییم. براى مثال كتابى مانند بحارالانوار در همه جا یافت مى شود و تهیه آن آسان است. مى توانیم زیارات امام حسین علیه السلام را كه در این كتاب هست با دقت بخوانیم و در مفاهیم آن تأمل كنیم؛ زیرا مطالب بسیارى هست كه از اندیشیدن در مضامین این زیارت ها عاید انسان مى شود. كوتاه سخن اینكه معرفى حضرت سیدالشهدا علیه السلام از طریق اقامه مجالس عزادارى از یك سو و كوشش براى تحقق بخشیدن به آرمان هاى ایشان نظیر هدایت بندگان از نادانى و حیرت گمراهى به سوى نور اسلام و ایمان ازسوى دیگر ازجمله مسئولیت هایى است كه در زمینه خونخواهى آن امام بزرگوار بر دوش ما قرار دارد.
22- بقای اسلام در گرو بقای شعائر حسینی
امام حسین علیه السلام جان خویش و بهترین افراد خاندان و یاران خود را برای خدا و اسلام فدا کردند و خدای متعال به پاس آن فداکاری و شهادت، شفا را در تربت، امامت را در ذریه و نسل و استجابت دعا را زیر قبه حضرت قرار داد و این ها همه، تماماً هدیه الهی به حضرت سیدالشهدا علیه السلام است.
هدف امام حسین علیه السلام از فداکاری و شهادت خویش رسیدن به چنین داده ها و هدایای الهی نبود، بلکه تنها و تنها هدف آن حضرت یک چیز بود و آن، رهانیدن مردم ـ برای خدا ـ از گمراهی و جهالت بود؛ چنان که امامان اهل بیت علیهم السلام بدان تصریح کرده اند. ازجمله امام صادق علیه السلام در عباراتی که با آن جد بزرگوارشان را زیارت نموده به خدای عز وجل عرضه داشتند: «وبذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة والضلالة والعمی والشکّ والارتیاب؛ خون دل خود را در راه تو نثار کرد تا بندگانت را از نادانی، گمراهی، کوردلی، شک و تردید برهاند».
رسول خدا از قیام امام حسین علیه السلام توسط وحی اطلاع داشتند و از آمادگی آن حضرت تا سر حدّ شهادت و چنان که امام صادق علیه السلام فرمودند، جهت رهانیدن مردم از دام درهم تنیده فساد، گمراهی، دشمنی و هرگونه اخلاق و عقیده فاسد آگاه بودند. از این رو بود که درباره امام حسین علیه السلام فرمودند: «حسین منّی وأنا من حسین؛ حسین از من است و من از حسینم»، یعنی بقای حضرت رسول صلی الله علیه وآله و دین و آئین ایشان به برکت قیام و شهادت امام حسین علیه السلام است.
به تعبیر دیگر سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله درباره امام حسین علیه السلام این است که استواری، دوام و پایایی دین اسلام، فضیلت ها، عقیده صحیح و پاک و اخلاق والا با شهادت آن حضرت گره خورده است.