1- استثنای عالم
مسأله حضرت سيدالشهدا علیه السلام مسأله ای نيست که بتوان با آن مبارزه و آن را تضعيف کرد. عالمان سلف پس از عيد غدير خود را مهيای مقدمات وجودی اقامه شعائر حسينی می کردند. خدای متعال وعده فرموده که هرچه با نام و عزای حضرت سيدالشهدا علیه السلام بيشتر مبارزه شود، نام و ياد ايشان بيشتر در دل ها رسوخ يابد و بلندآوازه تر گردد.
البته خدای متعال به آدمی چنان اختياری داده است که می تواند همچون فرعون و شداد با او از در دشمنی درآيد. اما جا دارد در اين نکته بينديشيم که خدا به فرعون چهارصد سال و ـ بنا به گفته مجلسی رضوان الله علیه ـ به شداد نهصد سال فرصت داد و در کيفر آنان شتاب نکرد، ولی به امثال يزيد، شمر، عمر سعد و ابن زياد مهلت نداد و اراده الهی بر نابودی آنان تعلق گرفت. علت آن است که ماجرای حضرت اباعبدالله الحسین عليه السلام تمام جنبه هايش استثنايی است و خدای متعال با آن رفتاری استثنايی دارد.
معالی السبطين کتابی در فضائل امام حسين و امام حسن عليهماالسلام است، ولی شايد مطالب مربوط به حضرت سيدالشهدا در اين کتاب بيش از ده برابر مطالب مربوط به برادر بزرگوارشان باشد و اين به دليل همان جنبه استثنايی امام حسين عليه السلام و جهانگير بودن نام ايشان است. وانگهی در طول تاريخ چه بسيار کتاب ها و روايات مربوط به آن حضرت که به کام شعله های آتش سپرده شد و با هرچيزی که به نوعی با آن حضرت و پدر بزرگوارشان سر و کار داشت، مبارزه نمودند، ولی با اين حال به گفته برخی صاحب نظران نام ایشان در جهان از نام خود خدای جليل نيز افزون تر و پرآوازه تر است؛ چراکه ماجرای حضرت سيدالشهدا علیه السلام استثنايی است و خود خدا چنين خواسته است.
2- بقعه های خاص خدا
خدای متعال به واسطه جان نثاری ها و از خودگذشتگی های فراوان حضرت سيدالشهدا عليه السلام برای آن حضرت ويژگی های منحصر به فرد و بی مانندی قرار دادند که پيش از ايشان سابقه نداشته است. برای نمونه خدای سبحان امامان بزرگوار را از نسل طيب و طاهر ايشان قرار دادند، شفا را در تربت معطرشان و استجابت دعا را زير گنبد ملکوتی ايشان نهادند و چنان آوازه و غوغايی برای آن حضرت و عزاداری ايشان قرار دادند که روز به روز افزون تر می شود و به رغم خواست دشمنان هرگز شعله نام و يادشان به خاموشی نمی گرايد.
در روايت آمده است: «امام صادق عليه السلام بيمار شدند و فرمان دادند شخصی را برايشان اجير سازند تا به کربلا برود و نزد قبر مطهر حضرت سيدالشهدا عليه السلام برای آن حضرت دعا کند. بدين منظور شخصی را تعيين کردند، ولی او گفت: من می روم اما امام حسين علیه السلام امامی است مفترض الطاعة و امام صادق علیه السلام نيز همچون ايشان امامی مفترض الطاعة است [کنايه از اين که امام صادق علیه السلام نيز همانند جدشان هستند و چه نيازی به دعا دارند؟]. اين مطلب را که به امام صادق علیه السلام رساندند، فرمود: همين طور است، ولی آيا نمی داند که خدای متعال بقعه هايی دارد که دعا در آن ها مستجاب می شود؟ بقعه حضرت سيدالشهدا عليه السلام نيز در شمار همين بقعه ها قرار دارد». نيز روايت شده که امام هادی عليه السلام بيمار شدند و شخصی را مأمور کردند نزد قبر مطهر حضرت سيدالشهدا علیه السلام برای بهبودی شان دعا کند. اين روايات نشان می دهد که استجابت دعا زير گنبد آن حضرت حتی شامل امامان بزرگوار نيز می شود.
3- امام یگانه
يکی از ويژگی های منحصر به فرد حضرت امام حسین علیه السلام همين عزاداری های بی مانند است. در جای جای جهان و حتی جاهايی که شايد به نظرمان بعيد باشد نام و ياد ايشان زنده است و برايشان مجلس عزا برپا می شود. اين در حالی است که ما از عالم بالا و عزاداری آسمانيان در اندوه ايشان خبر نداريم. رسول خدا فرمودند: «والذی بعثنی بالحق نبيّاً إنّ الحسين بن علی فی السّماء أکبر منه فی الأرض؛ سوگند به خدايی که مرا به حقيقت مبعوث کرد، حسين بن علی عليهما السلام در آسمان بزرگ تر [و شناخته شده تر] از زمين است».
4- مقام بلند حضرت سیدالشهدا علیه السلام
مقام بلند و والايی را که خدا به حضرت سيدالشهدا عليه السلام داد به غير او نداد. در روايت آمده است مقام امام حسين عليه السلام در آخرت بزرگ تر و بالاتر از مقام ایشان در دنياست. تا حدود 150سال پس از شهادت حضرت امام حسين عليه السلام کسی را يارای آن نبود که به زيارت آن حضرت برود و هرکس در قالب شعر، زيارت و...، از آن حضرت نام می برد، در تنگناهای بسياری قرار می گرفت، اما علی رغم آن همه دشمنی با نام و شخص حضرت سيدالشهدا عليه السلام، امروزه شاهد سرزندگی و بالندگی نام و ياد آن بزرگوار هستيم.
در مقابل اين بلند آوازگی و نامداری امام حسين عليه السلام می بينيم که از دشمنان ایشان هيچ نام نيکی بر جای نمانده است و جز لعن و نفرين بهره ای ندارند و همين بهترين دليل بر عظمت مقام آن عزيز است.
5-همیشه پایدار
از روز به شهادت رسیدن امام حسین علیه السلام تا به امروز، ظالمان و طاغوتان هماره و با شیوه های گوناگونِ سرکوب، عقوبت، شکنجه، تحت فشار قراردادن و کشتار پیروان و دوستداران آن حضرت کوشیده اند تا زیارت مقدسش را محدود و منع کنند، ولی پیوسته در کارِ خود ناکام مانده اند و ناکامی و شکست آنان از آن جهت است که ائمه اطهار از خاندان رسالت صلی الله علیه وعلیهم اجمعین پیوسته به این زیارت امر و تأکید و تشویق کرده اند و در این راه و هدف فداکاری های بزرگ و فراوانی صورت گرفته و هزاران و ده ها هزار نفر از مردان و زنان مؤمن در این راه به شهادت رسیده اند.
6- هرسال باشکوه تر
با تمام آنچه بر زائران رفت و سرکشان و طاغوتان کوشیدند، امروزه زیارت مقدس اربعین حسینی نسبت به گذشته باشکوه تر و گسترده تر برگزار می شود و هرسال بالندگی و فزونی بیشتری می گیرد و این وعده الهی است که در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه وآله آمده است: «ولیجتهدن ائمة الکفر وأشیاع الضلالة فی محوه وتطمیسه، فلایزداد اثره إلاظهوراً وأمره إلاعلواً؛ و پیشوایان و راهبران کفر و پیروان گمراهی با تمام توان برای نابود کردن و پنهان داشتن آن خواهند کوشید، اما هماره ظهور یافته و بالندگی خواهد گرفت».
7- تسلیت وارد شده در عزای حضرت سیدالشهدا علیه السلام
«عظم الله أجورنا بمصابنا بالحسین علیه السلام وجعلنا وإیاکم من الطالبین بثأره مع ولیّه الإمام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف من آل محمد صلی الله علیه وآله؛ خدای متعال پاداش و ثواب عزادار بودن ما را برای حسین علیه السلام دو چندان گرداند و ما را به همراه شما در رکاب جانشین برحقش از آل محمد صلی الله علیه وآله، [حضرت] امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جزو خون خواهان آن حضرت قرار دهد».
حضرت امام محمد باقر علیه السلام با وجود گذشت سالیانی از واقعه سوزناک کربلا در روایتی به اصحاب خود امر می کند که همدیگر را در مصیبت شهادت حضرت سیدالشهدا علیه السلام چنین تسلیت گویند. در این تسلیت گویی تصریح شده است کسی جز حضرت صاحب الأمر، امام آخرالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را یارای انتقام جویی از خون پاک امام حسین علیه السلام نیست.
8- عزای حسینی در عالم تکوین
خدای متعال تکوینی دارد و تشریعی. تکوین خدای عزوجل اموری همچون آفرینش ماه و زمین و آسمان است و خلقت بهشت و جهنم و تشریع او نماز و روزه و عبادات و واجبات و محرمات و مستحبات و مکروهات و مباحات. عزای حضرت سیدالشهدا علیه السلام علاوه بر پاره ای امور تشریعی در عالم تکوین نیز دارای مختصات ویژه خودش است؛ اموری که تنها ویژه اوست و حتی پدر، مادر، برادر و جدّ بزرگوارش نیز آن را دارا نیستند. امور تکوینی خاصّ حضرت در مجموعه عظیمی از روایات دیده می شود که از گردآوری آن ها کتابی قطور فراهم می آید.
9- اعظم مصائب
مصیبت هایی که انبیا علی نبینا و آله و علیهم السلام در راه تبلیغ رسالت خویش تحمل کرده اند، کم نیست. در این میان، پیغمبر ختمی مرتبت، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله بیش از همه رنج کشید. مصیبت های وصی ایشان امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام و همچنین دختر گرامی شان حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها و نوه او علیه السلام امام حسن مجتبی علیه السلام نیز بسی عظیم و جانسوز بودند و افزون بر همه، مصائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در روزگار ما بسیار دشوار و طاقت فرساست، اما ـ به فرموده خدای متعال ـ همه آن ها در برابر مصیبت حضرت سیدالشهدا علیه السلام ناچیز است.
10- از خداوند بخواهیم خونخواه امام حسین علیه السلام باشیم
از خدای متعال طلب کنیم که ما نیز از پیروان و همراهان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و همرکاب ایشان جزو خونخواهان خون پاک حضرت آقا اباعبد الله الحسین علیه السلام و از شمار «من الطالبین بثاره مع ولیه الإمام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف من آل محمد صلی الله علیه وآله» قرار بگیریم. جز این راه به هیچ نحو دیگر نمی توان خون به ناحق ریخته آن حضرت را جبران کرد و هرچه در راه احیای شعائر حسینی انجام دهیم، تا حتی تحمل شکنجه و کشته شدن و امثال آن ها خونخواهی و جبران مصیبت ایشان نخواهد بود.
11- واقعه جاودان
با گذشت این همه سال از واقعه سوزناک کربلا و انبوه دشمنی و کارشکنی متوکل ها همچنان شعله هدایت بخش شعائر حسینی راهنما و نجات دهنده جویندگان حقیقت است. کجایند متوکل ها و پهلوی ها و یاسین الهاشمی ها؟ بی گمان خدای عزوجل نمی گذارد که شعائر مقدس امام حسین علیه السلام بی فروغ و کساد گردد و همواره پشتیبان آن است. خدای متعال در این باره ممکن است مهلت بدهد، اما اهمال نمی کند. خدای متعال پنج سال به پهلوی، و یک سال و نیم به یاسین الهاشمی مهلت داد. در این مدت چه شکنجه ها و آزار و اذیت ها که در حق برپادارندگان شعائر حسینی کردند، اما عاقبت آن ها نابود شدند و نامشان در صحنه گیتی ناپدید گشت، ولی یاد و شعائر امام حسین علیه السلام باقی و پر رنگ ترشد.
12- نوری که هرگز خاموش نمی شود
امام حسین علیه السلام در سه یا چهار سالگی بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود پس از شهادت ایشان دشمنانش برای کم سو کردن شعله شعائر او بسیار تلاش می کنند. ایشان فرمود: «ولیجتهدن أئمة الکفر وأشیاع الضلالة فی محوه وتطمیسه فلا یزداد أثره إلا ظهورا وأمره إلاعلوّا؛ و ائمه کفر و پیروان گمراهی در نابود و محو کردن آثار [مزارمطهر] ایشان بسیار می کوشند، اما تلاش آنان جز آشکارتر شدن و باشکوه تر شدن آن اثری ندارد».
در طول تاریخ بسیاری از بزرگان اهل ضلالت در کمرنگ کردن شعائر آن حضرت تلاش کردند و برخی حتی به از بین بردن آثار قبر مطهر ایشان دست زدند، اما مجموعه همه این اقدامات سودی نبخشید و شعله محبت ایشان در دل دوستانش بیشتر و بیشتر شد.
13- هدف مقدس
خدای سبحان پس از شهادت حضرت سیدالشهدا علیه السلام و به شهادت رسیدن فرزندان، برادران، خویشاوندان و یارانشان به آن حضرت امور استثنایی و ویژگی های بی مانندی عنایت فرمود. خدای متعال امامت را در نسل ایشان، شفا را در تربت معطرشان و استجابت دعا را زیر گنبد آن حضرت قرار داد و زمین کربلا را بر همه زمین ها حتی زمین بهشت برتری داد؛ چه رسد به زمین های این دنیا که کعبه نیز یکی از آن ها است. تا جایی که پروردگار متعال روز قیامت وقتی کره زمین را نابود می سازد، سرزمین کربلا را استثنا می کند و آن را به بهشت برین بالا می برد تا برترین زمین بهشت باشد.
هدف امام حسین علیه السلام از شهادت و آن همه ایثارگری به دست آوردن این مزایا و هدایا ازسوی خدا نبود، بلکه هدف آن حضرت فقط یک چیز بود که بارها و بارها در زیارت امام حسین علیه السلام و زیارت شریفه آن حضرت که از امام صادق علیه السلام نقل شده مورد تأکید قرار گرفته است. امام صادق علیه السلام در این زیارتنامه خطاب به جدّ بزرگوارشان عرضه می دارند: «وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیسْتَنقِذَ عِبادَکَ مِنَ الظَّلالَةِ وَالْجَهالَةِ والْعَمَی والشَّکِّ وَالاِرْتیابِ إلی بابِ الهُدی وَالرَّشادِ؛ [پروردگارا!] امام حسین علیه السلام خون دل پاک خود را در راه تو داد تا بندگانت را از گمراهی، نادانی، کوری، شک و تردید نجات دهد و به هدایت و رشد رهنمون سازد».
14- امام حسین علیه السلام؛ جاوید در تاریخ
با گذشت روزگاران، دوران محدودیت ها سر آمد و قدرتمندانى كه درصدد كم رنگ كردن نام مقدس حضرت سیدالشّهدا علیه السلام بودند خود و قدرتشان خوراك خاك شد، اما ماجراى امام حسین علیه السلام آنچنان بالندگى و گستردگى یافته است كه در جاى جاى این خاكدان پرچم حضرت سیدالشّهدا علیه السلام جلوه گرى مى كند و نام، یاد و رشادت ها و فداكارى و سوگ آن حضرت و یاران و خاندانش باز گفته مى شود و جاودانگى خود را به رخ تمام ستمگران تاریخ مى كشد.
به تازگى براى من نقل كردند كه در دو كشور اسلامى غیرشیعى اعلام شده است برنامه هاى رادیو و تلویزیون در دهه عاشورا باید به صورت ویژه و متناسب با این ایام پخش شود. شایان توجه است كه صادر كننده این فرمان نیز شیعه نبوده است. حتى عید باستانىِ یكى از این كشورها در دهه محرم واقع شد و از همین رو جشن و شادى به طور رسمى ممنوع اعلام شد. فراموش نكنیم كه آنان همچون من و شما شیعه امام حسین علیه السلام نیستند و عقیده اى نیز به امامت آن حضرت ندارند.
راستى آیا جز امام حسین علیه السلام كسى از این عظمت خداداده بهره مند شده است؟ آیا مى توان ماجراى آن حضرت را در قالب لفظ و عدد محدود كرد؟ بى تردید هرگز.
در زیر این آسمان و در این ایام عاشوراى حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام دریا دریا اشك ریخته مى شود و همین اشك ها سیلى است بنیان كن كه ریشه ستمگران را در طول تاریخ از بن بركنده است. این جداى از عزادارى هاى ملائكه، جنّ و حیوانات، اعم از پرندگان و درندگان و ماهیان دریاهاست.
15- شعر بت پرست در رثای ابی عبدالله علیه السلام
یكى از گویندگان محترم مى گفت در سفرى كه به یكى از كشورها داشتم بت پرستى را دیدم كه براى امام حسین علیه السلام شعر مى سرود و دیوان اشعارش نیز به چاپ رسیده است.
بت پرستى كه خدا را نمى شناسد و قبول ندارد، شاعر امام حسین علیه السلام است و چنین مواردى یكى و دوتا و یا صدها و هزارها نیست كه باید حقیقت آن را در قیامت كشف نمود؛ چراكه دنیا گنجایش كشف اینها را ندارد. اینها گوشه اى از شكوه و عظمتى است كه خداى متعال تنها و تنها براى امام حسین علیه السلام خواسته است.
16- سلام بر حسین و اصحابش علیهم السلام
بسى شكرانه دارد كه به آن حضرت ایمان داریم و امامت ایشان و دیگر امامان را پذیرفته ایم و به چهارده معصوم علیهم السلام معتقدیم. باید خداى را شاكر باشیم كه چنین امامى داریم؛ امامى كه بت پرست او را از خود مى داند و نیاز خود را از او مى گیرد. مسیحىها، زرتشتىها و... در گرفتارى ها دست به دامان او مى شوند و آنان كه امامتش را نمى پذیرند در برابر شكوه و عظمت خدا داده اش سر تعظیم فروآورده، از سر ارج نهادن قامت دو نیم مى كنند.
درباره حضرت سیدالشّهدا علیه السلام سخن بسیار رفته است و افرادى كه دسترسى به كتاب دارند، اگر بحار الانوار علامه مجلسى رحمه الله را ملاحظه كنند، وقایع زیادى را خواهند یافت كه تاكنون نشنیده اند. مسلم این است كه هركس خواسته یا ناخواسته و دانسته یا ندانسته خدمتى به قضیه حضرت سیدالشّهدا علیه السلام كند و گامى در این راه بردارد، در همین دنیا پاداش خود را خواهد گرفت و هركس ـ خداى ناكرده ـ از روى علم یا به دلیل ناآگاهى با قلم، قدرت یا ایجاد مانع قدمى در جهت مخالفت با آن حضرت بردارد در همین دنیا پیش از روز واپسین به جزاى خود خواهد رسید.
وجود مقدس رسول خدا صلی الله علیه وآله و ائمه اطهار علیهم السلام داراى حواریونى بودند كه گل هاى سرسبد اصحابشان به شمار مى رفتند، اما هرگز در مورد آنان و تربت مزار پیامبرصلی الله علیه وآله و یازده امام معصوم علیهم السلام و یارانشان سلامى وارد نشده است، در حالى كه در زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام مى خوانیم: «سلام بر شما و بر تربت شما و سلام بر اصحابتان و خاك قبر اصحابتان».
نزدیك شدن به آن حضرت چنان منزلتى دارد كه مرجع تقلید، زاهد و عابد و پاكان و بزرگانِ تشرف یافته به محضر حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف چون سید بحرالعلوم، شیخ مفید، مقدس اردبیلى و...، به خاك اصحاب سیدالشّهدا علیهم السلام سلام مى كنند. در میان این اصحاب افرادى چون: مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر بوده اند، ولى عثمانى و مسیحى نیز در میان آنان حضور داشتند، همانند: وهب بن حباب كلبى (مسیحى) و زهیربن قین (عثمانى). دستگاه حضرت سیدالشّهدا علیه السلام داراى ویژگى اى است كه اگر عثمانى و مسیحى وارد آن شوند، خاك قبرشان قداست یافته، مورد سلام قرار مى گیرد.
17- لعن بر دشمنان اباعبدالله علیه السلام
اكنون كه ما زمان امام حسین علیه السلام را درك نكردیم و آن توفیق بزرگ را نیافتیم، مى توانیم در این زمان خود را در شمار یاران ایشان درآوریم. زیارت هاى حضرت سیدالشّهدا علیه السلام را مطالعه كنید و به خواندن تنها بسنده نكنید، بلكه جمله جمله آن ها را مورد تأمل و دقت قرار دهید و ببینید واقعاً چه معناهاى عمیقى در آن نهفته است. نكاتى در آن ها یافت مى شود كه در زیارت هیچ یك از سیزده معصوم دیگر علیهم السلام به چشم نمى خورد. آنچه در طعن دشمنان حضرت سیدالشّهدا علیه السلام در همین زیاراتى كه در مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمى رحمه الله و بحار الانوار علامه مجلسى رحمه الله آمده است ملاحظه كنید خواهید دید كه آمده است: «والعن أرواحهم ودیارهم وقبورهم؛ [خدایا،] ارواح دشمنان سیدالشّهدا علیه السلام و خانه هاى آنان و قبورشان را لعنت نما».
چنین عبارتى كه آنان را با جایگاه و گورهایشان مورد لعن قرار مى دهد مطلبى است كه اگر مختصرى دقت كنیم به عمق آن پى خواهیم برد.
18- خصوصیت امام حسین علیه السلام
پنج تن آل عبا، پیامبر خدا صلى الله علیه وآله، على مرتضى علیه السلام، فاطمه زهرا علیها السلام، امام حسن مجتبى علیه السلام و حضرت سیدالشهدا علیه السلام همگى یك نورند، اما در روایت آمده است كه خود حضرت سیدالشهدا علیه السلام در روز عاشورا به حضرت زینب سلام الله علیها فرمودند: «أبی خیر منی وأمی خیر منی وأخی خیر منی ولی ولكل مسلم برسول الله أسوة؛ پدرم، مادرم و برادرم بهتر از من هستند و در رسول خدا صلى الله علیه وآله براى من و هر مسلمانى اسوه هست».
در عین حال خداى متعال براى حضرت سیدالشهدا علیه السلام خصوصیاتى قرار داده كه براى هیچ كس حتى جد بزرگوار، پدر ارجمند، مادر گرامى و برادر گران قدرشان لحاظ نداشته است. بى تردید هر چهارده پیشواى معصوم ما علیهم السلام جان عزیز خود را بر سر اجراى احكام خدا و هدایت مردمان نهادند. در روایات متعددى آمده است: «ما منا إلاّ مسموم أو مقتول؛ هریك از ما به زهر جفا یا به شمشیر كین كشته مى شود».
اما در عین حال در زیارات گوناگون امام حسین علیه السلام مى خوانیم: «أشهد أنك قد أقمت الصلوة وآتیت الزكوة وأمرت بالمعروف ونهیت عن المنكر؛ گواهى مى دهم كه تو نماز را به پاى داشتى و زكات پرداختى و امر به معروف و نهى از منكر فرمودى».
همه پیشوایان معصوم ما علیهم السلام اقامه نماز كردند و زكات دادند و امر به معروف و نهى از منكر فرمودند و قرآن را آن گونه كه بایسته و شایسته است، تلاوت كردند، اما این عبارات در زیارات خامس آل عبا علیهم السلام فراوان دیده مى شود و این خصوصیتى است كه خداى تعالى تنها براى حضرت سیدالشهدا علیه السلام لحاظ داشته است.
19- مرثیه سراى نامسلمان
یكى از وعاظ كه چند سال پیش به دعوت شیعیان یكى از كشورهاى غیراسلامى براى تبلیغ به آنجا سفر كرده بود، مى گفت: جایى مجلس روضه داشتم. وقتى از منبر پایین آمدم نزدیك در خروجى یكى از مسئولان حسینیه برخاست و پس از احترام شخصى را به من معرفى كرد و گفت: ایشان درباره حضرت سیدالشهدا علیه السلام شعر گفته و یك جلد دیوان شعر با موضوع آن حضرت از او به چاپ رسیده است. وقتى به او نگاه كردم دیدم ظاهر خاصى دارد. از او پرسیدم: آیا شما مسلمانید ؟ تبسمى كرد و پاسخ منفى داد. در همان حال كه دیگران ایستاده بودند و نگاه مى كردند، از او پرسیدم: آیا امام حسین علیه السلام مرد عاقلى بود؟ یكباره چهره اش درهم رفت و با ناراحتى گفت: این چه سؤالى است كه مى پرسید؟! گفتم: مى دانم؛ ولى مى خواهم از شما بشنوم. گفت: هیچ كس از امام حسین علیه السلام عاقل تر نبود. دوباره پرسیدم: آیا امام حسین انسان خوبى بود؟ باز ناراحت شد. گفتم: خودم مى دانم مى خواهم شما بگویید. گفت: چه كسى بهتر از امام حسین؟ گفتم: آیا مى دانى همین امام حسین علیه السلام كه از همه بهتر و عاقل تر بود، جان عزیزش را فداى دین اسلام كرد؟ بیا و مسلمان شو! تبسمى كرد و گفت: این بحث دیگرى است...».
آن واعظ این ماجرا را بیش از سى سال پیش و هنگامى كه در كربلا ساكن بود نقل مى كرد و مى گفت: «امام حسین علیه السلام در دنیا سكه اى زده كه خدا نزده است. شخص كافر است و خدا را قبول ندارد، ولى شاعر سیدالشهدا علیه السلام است».
من بر سخن ایشان حاشیه اى زدم و گفتم: آن سكه را هم خدا براى امام حسین علیه السلام زده است. خداى متعال براى آن حضرت سكه اى زده است كه نه تنها براى جد و پدر و مادر و برادر آن حضرت نزده، بلكه براى ذات مقدس خود نیز چنین سكه اى ضرب نكرده است.
20- دلداری دادن حضرت زینب به امام سجاد علیه السلام
روایتى در كامل الزیارات آمده است كه در این مقام یادكردنى است. توضیحاً عرض مى شود این كتاب از اعتبار فراوان برخوردار است و برخى ازعالمان شیعه در گذشته و حال بر این اعتقاد بودند كه این كتاب از تمام كتاب هاى شیعه صحیح تر است. در این كتاب آمده است: «روز یازدهم محرم هنگامى كه مى خواستند اسیران آل البیت علیهم السلام را از كربلا به كوفه ببرند، آنان را از میان پیكرهاى پاك شهیدان كربلا عبور دادند. اسیران آل محمد صلى الله علیه وآله با دیدن آن صحنه جانكاه خود را از روى مركب ها به زیر انداختند و پیكر پاك عزیزان خود را در آغوش گرفتند. وقتى وجود مبارك امام چهارم، حضرت سجاد علیه السلام - كه دست و پاى ایشان بسته بود - پیكر پاك پدر بزرگوار و تن هاى غرقه به خون دیگر بستگان خود و یاران حضرت سیدالشهدا علیه السلام را در آن حالت جانگداز مشاهده كرد، اندوه شدیدى ایشان را فراگرفت به طورى كه بیم آن مى رفت ایشان قالب تهى كند. حضرت زینب علیها السلام در چنین وضعى متوجه حال ایشان شدند و به نزد آن بزرگوار آمدند و - ضمن بازگویى حدیثى نبوى - فرمودند: «ولقد أخذ الله میثاق أناس من هذه الامة لا تعرفهم فراعنة هذه الامة وهم معروفون فی أهل السماوات، أنهم یجمعون هذه الأعضاء المتفرقة فیوارونها وهذه الجسوم المضرجة وینصبون لهذا الطّف علما لقبر أبیك سیدالشهداء لایدرس أثره ولایعفو رسمه على كرور اللیالى والأیام ولیجتهدن أئمة الكفر وأشیاع الضلالة فی محوه وتطمیسه فلایزداد أثره إلا ظهوراً وأمره إلا علواً ...؛ خداوند با گروهى از این امت - كه فرعون هاى امت آنان را نمى شناسند، ولى در میان اهل آسمان ها شناخته شده اند - پیمان بسته است كه این اعضاى پراكنده را گرد آرند و این بدن هاى غرقه به خون را به خاك سپارند. این گروه براى طف و مرقد پدر بزرگوارت نشانه اى برپا خواهند كرد كه هیچ گاه از میان نخواهد رفت و گذر شبان و روزان نشان آن را نخواهد زدود. هرقدر پیشوایان كفر و پیروان گمراهى در زدودن و از بین بردن آن بكوشند، روز به روز اثر آن پدیدارتر و نام آن بلند آوازه تر مى شود.
«عَلَم» در زبان عربى به معنى علامت است. البته به كوه و آتش كه در شب روى بلندى روشن مى كنند نیز علم مى گویند. علم هاى عزادارى نیز از این رو علم خوانده مى شود كه نشانه هاى دیدارى است، اما مفهوم «علم» در اینجا از این هم گسترده تر است و در حقیقت هر هیئت و مجلس عزا و بیان مصائب جان سوز كربلا در هرجاى جهان كه وجود داشته باشد علم است.
21- نشانه های ماندگار امام حسین علیه السلام
در این روایت آمده است «لا یدرس أثره» نشانه هایى كه براى حضرت سیدالشهدا علیه السلام برپا مى گردد، محو ناشدنى و جاویدان است. بسیارند زنان و مردانى كه شهید شده اند یا انسان هاى خوبى بودند یا سخنان حكمت آمیزى گفته اند و در فامیل و شهر و دیار خود درخشیده اند. از این افراد علامت و نشانه هایى بر پا مى ماند، ولى پس از گذشت پنجاه یا صد سال از بین مى رود. هریك از ما نام پدر و جدمان را مى دانیم و شاید نام جد دوم و سوم خود را نیز بدانیم، اما بعید است كسى نام جد دهم و پانزدهم خود را بداند. تمام آثار و علامت ها و بیشتر نام هاى نیك از میان مى رود، ولى تنها نشانه سیدالشهدا علیه السلام است كه هر روز فروغ دو چندان مى یابد و جلوه اش فزونى مى گیرد. البته این معجزه خدا و سكه اى است كه براى هیچ كس جز سیدالشهدا علیه السلام ضرب نشده است.
هركس دوستان و دشمنانى دارد كه دوستانش خیرخواه اویند و او را مى ستایند و دشمنانش سعى در نابودى او و نامش دارند. حضرت سیدالشهدا علیه السلام نیز دوستان و دشمنانى داشته و دارند. البته ممكن است دشمنان ایشان كم تر باشند؛ چراكه دشمنان آن حضرت طاغوتان و حاكمان ستم گسترند و ملت ها با آن حضرت دشمنى ندارند [و حتى بسیارى از پیروان دیگر ادیان و آیین ها به آن حضرت عشق مى ورزند]. باید توجه داشت كه دشمنان حضرت سیدالشهدا علیه السلام در طول تاریخ نیرومند بودند، ازجمله هارون و متوكل كه در زمان خود، رئیس بزرگ ترین حكومت روى زمین بودند و بیشترین پول و سلاح و قدرت را در اختیار داشتند و بر زدودن نام و یاد آن بزرگوار از ذهن و زبان مردمان اصرار فراوان داشتند.
گذشتگان گفته اند هزار دوست كم است و یك دشمن بسیار، چه رسد به این كه آن یك دشمن حاكم بزرگ ترین و نیرومندترین حكومت روى زمین باشد و اگر درصدد زدودن چیزى برآید، قاعدتاً موفق مى شود و آن را از بین مى برد، ولى درباره امام حسین علیه السلام این مطلب صادق نیست.
همه انگیزه و تصمیم دشمنان حضرت - از ابن سعد تا ابن زیاد و یزید و دیگران - در نابودى كامل امام علیه السلام خلاصه مى شد. آنان امام را با آن وضع فجیعى كه در تاریخ بشر همانند ندارد، به قتل رساندند و كردند آنچه كردند تا اثرى از حضرتش برجاى نَماند و دیگر كسى جرأت نكند نام ایشان را بر زبان آورد.
حال این سؤال پیش مى آید كه چگونه ممكن است چنین كسى نشان و نشانه اش در دل و جان مردمان باقى بماند، و روز به روز نام و یادش فروغ تازه بگیرد؟ راز این معنا همان است كه رسول الله صلى الله علیه وآله فرمودند. آبشخور این نیروى عظیم معنوى، مشیت دگرگونى ناپذیر حضرت حق است كه اراده فرموده است به رغم آتشى كه مخالفان در پاى این شجره طیبه افروخته اند، از خاكستر آن، درخت تنومندى سرزند كه شاخسار پربرگ و بارش سر بر آسمان ساید و مردمان را هر ساعت طراوت افزاید.
طرفه این كه یزید ادعا مى كرد از ماجراى كربلا و كشته شدن امام حسین علیه السلام و یارانش خبر ندارد و تقصیرها را به گردن ابن زیاد انداخت. پرواضح است كه یزید خود آمر این جنایت بود و رسول گرامى اسلام صلى الله علیه وآله مقصر اصلى را مى شناخت و همو فرمود: «ما لی و لیزید؛ مرا با یزید چه كار؟».
یكى از ترفندهاى حاكمان ستمگر این است كه تمام جنایات و جرائم را بر دوش زیردستان و اطرافیان مى افكنند و این شایعه را در اذهان مردم جاى می دهند كه كارِ كوچك ترهاست و خود از وقایع خبر ندارند، در صورتى كه همه چیز از بالا سرچشمه مى گیرد. سنى و شیعه نوشته اند كه رسول خدا صلى الله علیه وآله درباره شهادت امام حسین علیه السلام فرمودند: «ما لى ولیزید». بنابراین، اگر از هیچ كجا دانسته نشود، از این فرمایش رسول خدا صلى الله علیه وآله به خوبى دانسته مى شود كه دستور مستقیم یزید در وقوع این مصیبت عظیم دخیل بوده است.
اگر طاغوتان و جباران زمین در پى نابود كردن كسى باشند، ولى آن شخص همچنان پابرجا باشد، نشان از حقانیت آن شخص دارد. این مطلب برهانى آشكار و اعجازى صریح از جانب حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و باید مایه عبرت و هوشیارى بیشتر ما شود.
22- تلاش های نافرجام دشمنان امام حسین علیه السلام
پیشوایان ما هیچ گاه از پیش خود چیزى نمى گفتند و فقط امر خداى سبحان را ابلاغ مى كردند و مطلب زیر مؤید این گفته است.
در قرآن داستان حضرت خضر علیه السلام و حضرت موسى علیه السلام به نحو اختصار آمده است. حضرت حق - جل وعلا – مى فرماید: «فَأَبَوْاْ أَن یضَیفُوهُمَا؛ از میهمان نمودن آن دو خوددارى كردند».
ماجرا از این قرار است كه حضرت خضر علیه السلام و حضرت موسى علیه السلام وارد شهر «انطاكیه» (كه در تركیه امروز قرار دارد) و به نقلى «ایله» شدند، اما مردم آن شهر از پذیرایى آنان سر باز زدند. نقل شده كه در زمان رسول خدا صلى الله علیه وآله آن سامان مسلمان شدند. آنان كه مى دیدند قرآن به پیشینه تاریخى شهرشان پرداخته و ماجراى پذیرفته نشدن دو پیامبر خدا توسط آنان را بازگفته، شرمنده و ناخرسند بودند، لذا خدمت پیامبر صلی الله علیه وآله آمدند و گفتند: یا رسول الله، این آیه براى ما ناپسند است و اگر اجداد ما چنین كردند، ما تقصیرى نداریم (البته خدا هم در قرآن تقصیرى را براى آنان ذكر نكرده است). حال اى رسول خدا، هرچه بخواهى تقدیم مى كنیم فقط «أَبَوا» را تغییر ده تا این آیه این گونه شود: «فَأَتوا أن یضیفوهما؛ به انطاكیه آمدند تا مردم آن جا از آن دو پذیرایى كنند».
از پیش به روشنى معلوم بود كه حضرت رسول صلی الله علیه وآله چنین تصرفى را در قرآن روا نخواهد داشت. پیشوایان معصوم ما و كسانى كه به حقیقت با خدا پیوند دارند حتى یك نقطه از كلام خدا را عوض نمى كنند و از پیش خود سخنى نمى گویند، تمام سخنان آن بزرگواران خردمندانه و از روى سنجش است و كوچك ترین حرفى در كلام شان دلالت و معناى خاصى دارد. بنابراین، وقتى كلامى از ناحیه آن بزرگان فقط درباره حضرت سیدالشهدا علیه السلام صادر مى شود، نشان مى دهد كه تنها به آن حضرت اختصاص دارد.
عبارت «ولیجتهدن أئمة الكفر و أشیاع الضلالة ... » جز درباره حضرت سیدالشهداعلیه السلام نیامده است. پس این مطلب از اختصاصات ایشان است كه به رغم تلاش هاى فراوان پیشوایان كفر و ستم در نابودى ایشان، نام و یاد آن امام همام همچنان در دل ها زنده مى ماند و هرگز به فراموشى سپرده نمى شود.
23- امامان کفر
درباره «أئمة الكفر» یادآورى نكاتى چند سودمند است. تعبیر امام و پیشوا هم به معناى منفى و هم به معناى مثبتِ آن در قرآن به كار رفته است: «فَقَتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لآَ أَیمَنَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ ینتَهُونَ؛ پس با پیشوایان كفر بجنگید؛ چراكه آنان را هیچ پیمانى نیست، باشد كه باز ایستند» و نیز: «وَجَعَلْنَهُمْ أَئِمَّةً یدْعُونَ إِلَى النَّارِ؛ و آنان را پیشوایانى گردانیدیم كه به سوى آتش فرا مى خوانند». امامانى كه در این دو آیه از آنان سخن رفته است مردمان را به سوى آتش فرا مى خوانند، ولى در مقابل امامانى وجود دارند كه مردم را هدایت مى كنند و قرآن كریم درباره آنان مى فرماید: «وَ جَعَلْنَهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنَا؛ آنان را پیشوایانى قرار دادیم كه به فرمان ما هدایت مى كنند». در گذشته فرهنگ اسلامى به رئیس و پیشواى مسلمانان «امام» مى گفتند و هنوز هم امامان دوازده گانه علیهم السلام امام خوانده مى شوند، مانند امیرمومنان امام على علیه السلام، امام حسن مجتبى علیه السلام، امام حسین علیه السلام و ... . شاید براى ما امروزه تعبیر امام هارون الرشید مأنوس و شناخته نباشد، اما با مراجعه به نوشته هاى تاریخى روشن مى شود كه تعابیرى چون امام هارون الرشید در گذشته كشورهاى اسلامى تعبیر رایج و شناخته شده اى بوده است. از طرفى باید دانست درباره پیشوایان غیرمسلمانان از دیگر ملل و نحل تعبیر امام به كار نمى رود. عالمان هریك از فرق و نحل نام هاى مستقل و گوناگونى چون راهب، جاثلیق، پاپ، موبد، كشیش، خاخام و حبر دارند و تعبیر امام فقط به رؤسا و پیشوایان امت هاى اسلامى اختصاص دارد.
از مقایسه دو گزاره پیشین این واقعیت به دست مى آید كه امامان كفر به ظاهر مسلمان و از امت اسلامى اند و از مسلمانى و سنت و شریعت دم مى زنند، ولى در واقع و حقیقت كافرند. این حقیقت زمانى پذیرفتنى تر مى شود كه بدانیم خداى متعال بسیارى از كسانى را كه ظاهراً در شمار مسلمانانند كافر خوانده است. چنین افرادى بت پرست، یهودى، مسیحى و یا مجوسى نیستند و ظاهراً نماز مى گزارند، ولى قرآن آشكارا آنان را كافر خوانده است. شاید مبناى كافر خواندن این افراد خدمت عملى آنان به كفر باشد، یعنى این گروه ها با رفتار و گفتارشان به اسلام صدمه مى رسانند و آبروى مسلمانان را مى برند، فلذا بساط كفر را تقویت مى كنند و به آیین اسلام زیان جدى مى رسانند. از این رو هرچند به ظاهر، مناسك و شرایع اسلام را بجا مى آورند، به واقع یكسره از دایره مسلمانى بیرونند.
در روایت آمده است اگر به جاى آن سه نفر امیرمومنان علیه السلام 25 سال امامت ظاهرى داشتند، یك نفر نامسلمان باقى نمى ماند. روشن است كه علت كافر ماندن كافران و هدایت نشدن آنان وجود پیشوایان به ظاهر مسلمان بود كه با گفتار و كردار خود مردم را از آیین مسلمانى دور كردند و آنان را به سوى آتش گمراهى بردند. در حقیقت ریشه هدایت نشدن این افراد، كسانى هستند كه به ناحق بر مسند امامان حق تكیه زدند و بیت المال را در راه محو ایمان و نابودى مسلمانان به كار گرفتند و از هیچ خونریزى، دروغ و ستمی دریغ نكردند.
24- گسترش روز افزون مکتب امام حسین علیه السلام
به رغم كوشش هاى فراوان دشمنان، نه تنها نام نیك حسین بن على علیه السلام از صفحه خاطر مردمان زدوده نمى شود، بلكه مطابق فرمایش رسول خدا صلی الله علیه وآله نام و آثار ایشان روز به روز اوج بیشترى مى گیرد و رسم و راه و آرمان حضرتش آشكارتر و شناخته تر مى گردد.
بى تردید اگر مسأله امام حسین علیه السلام امرى عادى و طبیعى بود، با این همه مبارزه و سركوب تاكنون نباید اثرى از آن به جاى مى ماند، اما مشیت الهى بر این تعلق گرفته است كه آرمان والاى حضرت سیدالشهدا علیه السلام هیچ گاه به فراموشى سپرده نشود و همگان درستىِ پیش گویى رسول خدا صلى الله علیه وآله را ببینند و با بهره گیرى از مشعل هدایت حسینى راه را از بیراهه بازشناسند و در شاهراه هدایت گام نهند.
جان كلام این كه جاودانگى نام و آرمان حضرت سیدالشهدا علیه السلام كارى خدایى و مسأله اى استثنایى است و چنان كه گفته شد سكه اى است كه خداى متعال تنها براى ایشان ضرب كرده است. در طول تاریخ كم نبودند پیشوایان گمراهى كه تاب شنیدن نام امام حسین علیه السلام را نداشتند و شیفتگى عام و خاص را نسبت به آن جناب برنمى تافتند. این افراد هرقدر كوشیدند نام امام حسین علیه السلام را با تهدید و نیرنگ و ارعاب و تطمیع بزدایند، نتیجه این بود كه نام ایشان شناخته شده تر شد و این نام روز به روز آشناتر و پیداتر خواهد شد. اگر در شهرى پیش تر پنج مجلس عزا براى حضرت سیدالشهدا علیه السلام برپا بود، امروزه آن پنج مجلس به ده مجلس و بیشتر افزایش یافته و هیچ جایى نیست كه نام بلند ایشان محور سخن گویندگان و ستایش ستایندگان نباشد. یكى از طلاب غیرایرانى براى تحصیل علوم دینى به ایران آمده بود و چند سالى در حوزه قم - و از جمله دروس اینجانب - به تحصیل علم اشتغال داشت. روزى براى مشورت نزد من آمد و گفت: از من دعوت كرده اند به فلان كشور - كه از بلاد كفر است - بروم و عالم آن جا شوم. بنده ایشان را به این كار تشویق كردم و چند نكته كه به نظرم رسید به ایشان یادآورى نمودم. پنج یا شش سال پیش رفت و دو سال پیش كه به اتفاق عده اى از همشهریانش به زیارت عتبات عالیات مشرف شده بود، نزد من آمد. ازجمله چیزهایى كه نقل كرد این بود كه گفت: دهه عاشوراى امسال براى نخستین بار در تاریخِ آن شهر تمام مراسم های عزادارى امام حسین علیه السلام را اقامه کردیم. البته عده اى با این كار ما از در مخالفت درآمدند و برخى نیز آن را حرام دانستند.
به او گفتم: اصلاً از این بابت تعجب نمى كنم؛ زیرا این حركت تازگى ندارد و كار خداست و براساس فرمایش رسول خدا صلى الله علیه وآله روز به روز كار امام حسین بالا و بالاتر مى گیرد. این كه در شهرى مراسم عزادارى حضرت سیدالشهدا علیه السلام هرگز برپا نمى شد، ولى اكنون برپا مى شود یا نوع خاصى از مراسم راه نداشته، اما در این زمان صورت مى گیرد، امر شگفت آورى نیست و مطابق پیش گویى رسول خدا صلى الله علیه وآله باید چنین باشد.
25- حرارتی خاموش ناشدنی
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرموده است: «إن لقتل الحسین علیه السلام حرارة فی قلوب المؤمنین لا تبرد أبداً؛ شهادت امام حسین علیه السلام سوز و گدازى در دل هاى مؤمنان برجاى نهاده كه هیچ گاه به سردى نمى گراید».
هر جسم داغ منبع حرارتى دارد كه از آن گرما مى گیرد و به محض دورشدن از آن دماى جسم تدریجاَ كاهش مى یابد. اگر به ظرفى كه روى آتش قرار دارد، دست بزنیم، دست مان مى سوزد، ولى به محض خاموش شدن آتش دماى ظرف رو به كاهش مى نهد تا جایى كه پس از گذشت اندك زمانى به سادگى مى توانیم دست خود را درون ظرف بگذاریم، بدون آنكه آسیبى ببینیم. از دست دادن عزیزان و نزدیكان براى همگان جان سوز و با رنج بسیار همراه است. كسى كه داغ عزیزى را مى بیند در روزهاى اول ضربه بزرگى را متحمل شود و چه بسا از حالت طبیعى خارج شده، دچار اختلال شود و غذا نخورد و حتى نخوابد، اما با گذشت هفته ها و ماه ها گَرد فراموشى بر این مصیبت مى نشیند و سوگش به فراموشى سپرده مى شود و رنجش التیام مى یابد. سوزناك ترین مصیبت ها و جان كاه ترین سوگ ها پس از گذشت سال ها فراموش مى شوند و در لابلاى پیچ و خم زندگى روزمره از یاد مى روند و به خاطره تبدیل مى شوند.
در این میان تنها یك سوگ است كه هیچ گاه با گذشت زمان از یادها نمى رود و فروغ آن هرگز به خاموشى نمى گراید. همه ساله چند روز مانده به ماه محرم كوى و برزن جامه سیاه مى پوشد و مردمان در تكاپوى برپا كردن خیمه عزاى امام حسین علیه السلام مى افتند و دل هاى همگان حال و هواى دیگرى پیدا مى كند و شور حسینى و سوز عاشورایى چون آتشى از زیر خاكستر دل سر بر مى كشد و شعله مى گیرد.
از روایت پیش گفته برمى آید كه این سوز و حرارت از ویژگى هاى اهل ایمان است؛ زیرا در آن نیامده است: «در دل انسان ها» یا «در دل مردم». از این رو شور و حال حسینى كه در دل هاى مؤمنان آشیانه دارد، به درجات ایمان وابسته است و به نسبت آن كم و زیاد مى شود و هر مؤمن و دوستدار اهل بیت علیهم السلام آن را در وجود خود مى یابد. این مصیبت عظیم به ظاهر در 1358 سال پیش رخ داد، ولى حرارت آن همچنان در جان هاى مؤمنان جاى دارد.
26- عزاداری حضرت زهرا علیها السلام بر امام حسین علیه السلام
در بعضى نقل ها آمده است حضرت زهرا علیها السلام متولى تجدید عزاى فرزندشان حضرت سیدالشهدا علیه السلام هستند. هرچند همه پیشوایان معصوم علیهم السلام در كارهاى فروبسته مردمان گشایش مى آورند، ولى هریك نقش ویژه اى دارند. در همان نقل آمده است حضرت زهرا علیها السلام در ماه محرم جامه اى را كه حضرت سیدالشهدا علیه السلام هنگام شهادت به تن داشتند، در فضا مى آویزد و بدین ترتیب سوگ و اندوه او را تجدید مى كند. مسلماً این حادثه در شمار امور غیبى است كه چشم ما آن را نمى بیند، ولى فراموش نكنیم كه آثار امور نادیدنى و نشنیدنى به مراتب بیش از دیدنى هاست. عقل انسان نیز نادیدنى است، ولى آثار بسیار دارد كه بر آن دلالت مى كند. جاذبه زمین كه ریشه در قرآن كریم دارد، نیز دیده نمى شود، ولى اگر این جاذبه نبود، همه ما در فضا معلق بودیم. پیراهن خون آلوده فرزند رسول خدا صلى الله علیه وآله نیز - هرچند قادر به دیدن آن نباشیم - حقیقتى ثابت و قطعى است و اندوهى كه در هستى مى پراكند و در دل هاى مؤمنان ایجاد مى كند انكارناپذیر است.
27- امام حسین علیه السلام؛ نماد امتحان الهی
اراده خداى متعال بر این تعلق گرفته است كه همگان در هر روزگارى امتحان شوند و این مطلبى است كه در قرآن كریم آمده و ائمه اطهارعلیهم السلام و خود امام حسین علیه السلام نیز به این امر تصریح داشته اند.
شش ماه قبل از واقعه كربلا افراد بسیارى به امام حسین علیه السلام عرض كردند كه به كربلا نروید، چرا از این سفر صرف نظر نمى كنید؟ امام علیه السلام فرمودند: «فإذا أقمت فی مكانی فبما یمتحن هذا الخلق المتعوس؛ اگر من در جاى (شهر) خود بمانم، خدا به چه وسیله اى این خلق نگون بخت را بیازماید؟».
این امتحان فقط در روز عاشورا نبوده است. یك عده امام حسین علیه السلام را شهید كردند و یك عده نماز مغرب و عشا را پشت سر ایشان خواندند، ولى بعد امام علیه السلام را تنها گذاشتند. گروهى نیز روز عاشورا به ایشان پیوستند. اگر امام حسین علیه السلام نبود، این امتحانات واقع نمى شد. این امتحان ها امروز هم وجود دارد. باید حواسمان جمع باشد و فاصله هاى میان خود را كم كنیم و نگذاریم اتحادمان از بین برود و در راه حضرت سیدالشهداعلیه السلام با تمام توان بكوشیم تا از كفالت حضرتش برخوردار شویم؛ چه این كه هركس بیشتر زحمتِ خدمت در این دستگاه را بر خود هموار كند، از كفالتش بهرهمند خواهد بود. نباید كسى درباره امام حسین علیه السلام و دستگاه ماندگار و انسان ساز او مانع تراشى كند كه - خداى ناكرده - مورد قهر الهى قرار گرفته، سخت كیفر خواهد شد و اگر در این دنیا كیفر نبیند، به یقین در سراى دیگر كیفرى سخت و دردناك خواهد دید.
28- برتری زائران امام حسین علیه السلام بر حجاج
از اركان مهم حج عرفه است، اما فضل عرفه محدود به سرزمین عرفات نیست.
در روایتى از امام صادق علیه السلام آمده است: «إن الله تعالى یوم عرفة ینظر إلى زوار قبر الحسین علیه السلام فیغفر لهم ذنوبهم و یقضی لهم حوائجهم قبل أن ینظر إلى أهل الموقف بعرفة؛ خدا در روز عرفه، پیش از آنكه بر حاجیان [حاضر در] عرفه نظر [رحمت] افكند، به زائران امام حسین علیه السلام [به رحمت] مى نگرد و گناهانشان را مى آمرزد و حاجت هایشان را برآورده مى سازد».
29- کربلا عرصه غربال شدن مردم
حضرت سیدالشهداعلیه السلام در مسیر مكه به كربلا در پاسخ برخى كه عرض مى كردند اى فرزند رسول خدا، اگر شما به كربلا بروید، باتوجه به این كه حكومت بنى امیه از قدرت برخوردار است و شما با تعداد سربازان اندك توان مقابله با آن ها را ندارید، فرزندان، برادران و اصحاب تان به شهادت خواهند رسید، به خصوص كه قصد معجزه هم ندارید، فرمودند: «فَبِما یمتَحَنُ هذَا الخَلق؛ [اگر به كربلا نروم] این مردم چگونه امتحان شوند؟».
شایان توجه است كه در آن زمان، حكومت اموى بزرگ ترین حكومت روى زمین را به نام اسلام در اختیار داشت و از جمعیت، قدرت، ثروت و ارتش و سلاح فوق العاده اى برخوردار بود.
بنابراین، باید به حادثه كربلا به عنوان برنامه امتحان و آزمایش مردم نگریست؛ زیرا در آن برنامه بود كه حبیب بن مظاهر و زهیر بن قین به آن مقام بلند رسیدند و نقاب از چهره كسانى كه اصحاب امام حسین علیه السلام و خاندان رسول خدا صلى الله علیه وآله را شهید كردند، برداشته شد. اگر حادثه كربلا نبود، شاید باطن سنان بن انس، شمر، حكیم بن طفیل، حرمله و دیگر ستمگرانى كه برخى در ظاهر اهل عبادت، مسجد و نماز بودند هویدا نمى شد؛ چراكه آنان حتى پس از پایان حادثه كربلا و ارتكاب آن جنایات بى نظیر در طول تاریخ، در شب یازدهم همه براى اقامه نماز مغرب و عشا حاضر شدند و اذان و اقامه گفتند و نماز را به جماعت خواندند.
30- امتیازات استثنایی امام حسین علیه السلام
حضرت سیدالشهدا علیه السلام هرچه داشت در طبق اخلاص نهاد و به شكلى استثنایى و بى مانند در راه خداى متعال فدا نمود. از این رو خداى متعال نیز به ایشان مواردى استثنایى و بى مانند عطا فرمود كه به هیچ كس قبل یا بعد از ایشان عطا نكرده است. خداى تعالى امام حسین علیه السلام را از عطایاى ویژه اى برخوردار ساخت كه حتى كسانى كه از امام حسین علیه السلام برترند نیز از آن عطاها بهرهمند نیستند، یعنى جد بزرگوارشان محمد مصطفى، پدر ارجمندشان امیرمومنان، مادر والامقام شان فاطمه زهرا و برادر گرامى شان امام حسن مجتبى علیهم السلام و از این نكته در دعاها و زیارات بارها سخن به میان آمده است. البته روشن است كه این سخن بدان معنا نیست كه فداكارى دیگر ذوات مقدسه در راه خداى سبحان كم تر از ایشان است؛ زیرا آنان نور واحدند و در عین حال از آن جناب برتر هستند، همچنان كه خود حضرت سیدالشهدا علیه السلام در كربلا فرمودند: «جدی خیر منّی و أبی خیر منّی و أُمّی خیر منّی و أخی خیر منّی؛ جدم، پدرم، مادرم و برادرم بهتر از من هستند». ولى فداكارى هایى كه خداى متعال براى حضرت سیدالشهدا علیه السلام مقدر فرمود، برتر و بى مانند بود و لذا خداى متعال آن حضرت را به عطاهایى ویژه مخصوص گردانید و اگر آنچه براى ایشان مقدر شده بود براى یكى از آن ذوات مقدس مقدر مى شد، حال ایشان نیز چنین مى بود و مسأله به قدر سرسوزنى تغییر نمى كرد.
31- مصیبت استثنایی امام حسین علیه السلام
البته مصائب و دشوارى هاى زندگى رسول خدا، حضرت امیرمومنان، حضرت زهرا و امام حسن مجتبى علیهم السلام نیز اندك و آسان نبود. رسول خدا صلى الله علیه وآله آن قدر از ناحیه مشركان و منافقان آزار دیدند كه فرمودند: «ما أوذی نبی مثلَ ما أوذیت؛ هیچ پیغمبرى مانند من مورد آزار و اذیت قرار نگرفت».
همچنین كسى كه خطبه «شقشقیه» امیرمؤمنان علیه السلام و خطبه حضرت زهرا علیها السلام را پس از غصب فدك در جمع مهاجران و انصار و خطبه امام حسن مجتبى علیه السلام را در جمع سپاهیانشان كه از یارى و پشتیبانى ایشان سر باز زدند، مورد تأمل قرار دهد، به عمق مظلومیت و فداكارى آنان و انبوه مصیبت هاى دردناكشان پى خواهد برد. البته همان طور كه گفتیم هیچ مصیبتى مانند مصیبت حضرت سیدالشهدا علیه السلام نیست. امام حسن علیه السلام به برادر ارجمندشان امام حسین علیه السلام فرمودند: «لا یوم كیومِكَ یاأباعبدالله؛ یااباعبدالله، هیچ روزى مانند روز [مصیبت بارِ] تو نیست».
32- زمین؛ ضامن خون امام حسین علیه السلام
در یكى از زیارتنامه هاى حضرت سیدالشهدا علیه السلام كه ابن قولویه قمى رحمه الله در كامل الزیارات و به نقل از امام جعفر صادق علیه السلام آورده است، آن حضرت جدشان امام حسین علیه السلام را این گونه خطاب كرده اند: «وضَمّنَ الأرضَ ومن علیها دمَكَ وثاركَ؛ و خداى متعال زمین و ساكنانش را ضامن خون تو و گرفتن تاوان آن قرار داده است».
مى توان به قطع و یقین گفت كه همانند این تعبیر بى مانند كه این جا در حق امام حسین علیه السلام وارد شده، در هیچ یك از دعاها و زیاراتى كه از اهل بیت علیهم السلام روایت شده نیامده است. از این روست كه عالمان در تفسیر این فقره دچار حیرت شده اند و یكى از این افراد علامه مجلسى است كه این زیارت را در بحارالانوار به نقل از ابن قولویه ذكر كرده است.
ابتدا و پیش از پرداختن به تفسیر این فقره معنى برخى از مفردات آن نظیر «ضمّن» را بررسى مى كنیم. «ضمان» یكى از ابواب فقهى است كه درخصوص چگونگى ضمانت و نیز عمل به مقتضاى آن میان شیعه و مخالفان اختلاف نظر وجود دارد. مشهور عالمان عامه (سنّى ها) آن را «ضمّ ذمة إلى ذمة؛ پیوستن دو ذمه به هم» تعریف كرده اند، ولى مشهور فقهاى شیعه ضمان را «نقل ذمة الى ذمة؛ انتقال دادن ذمة از شخصى به شخص دیگر» مى دانند.
براى روشن شدن مطلب به این مثال توجه كنیم. فرض كنیم كه شخصى به نام احمد، به سبب قرض مثلاً مالى برعهده و ذمه شخص دیگرى به نام محمود داشته باشد و شخص سومى به نام حامد ضامن محمود شود. در این مثال بر حسب رأى مشهور شیعه احمد حق ندارد مال خود را از محمود مطالبه كند؛ زیرا حامد پس دادنِ آن مال را بر گردن گرفته و ذمه محمود به حامد انتقال یافته است و از این پس مال یادشده را باید از او مطالبه نمود. اما براساس دیدگاه مشهور میان عامه احمد مى تواند پولش را از هركدام (از محمود یا حامد) كه خواست مطالبه كند. البته هركدام از این دو نفر اگر پول احمد را پرداخت كرد، دیگر احمد حقى در مقابل هیچ كدام از آن دو نفر نخواهد داشت.
به هر حال در هر دو دیدگاه یادشده ضامن در برابر صاحب حق مسئول است و باید پول او را بدهد؛ چه بگوییم ذمه به او منتقل شده و فقط او مسئول است، و چه بگوییم او و شخص ضمانت شده هردو مسئولند.
ظاهر عبارت امام صادق علیه السلام كه فرمودند: «وضَمّنَ الأرضَ ومن علیها» این است كه خداى سبحان مسئولیت خون امام حسین علیه السلام را بر دوش زمین و ساكنان آن نهاده است. به عبارت دیگر چون خونِ پاكِ ایشان روى آن ریخت، زمین و ساكنانش ضامن و مسئول خون امام حسین علیه السلام شدند.
تردیدى نیست كه عدل الهى، یعنى اعتقاد به اینكه خداى تعالى از هرگونه ستم منزه است در نزد پیروان اهل بیت علیهم السلام از اصول دین به شمار مى رود. پذیرش این اصل مستلزم آن است كه هرچه در روایات اهل بیت علیهم السلام وارد مى شود، با منطق عدل الهى سازگارى و همخوانى داشته باشد و هر تفسیرى از سخنان اهل بیت علیهم السلام كه با اصل عدل الهى ناسازگار باشد، از قبل ناپذیرفتنى است و اجمالاً یا تفصیلاً مردود است.
نص كلام امام علیه السلام در زیارت یادشده (ارض) یعنى خدا تمام زمین را مسئول خون حضرت سیدالشهدا علیه السلام دانسته است و دلیلى در دست نداریم كه لفظ زمین را از معناى اصلى و شمولى به زمین خاصى منصرف كند. این در حالى است كه كلمه كربلا، یعنى همان زمینى كه خون امام حسین علیه السلام روى آن ریخت در روایات و زیارتنامه هاى دیگر فراوان تكرار شده است و نیز كلمه كوفه (زمینى كه سپاهیان و دشمنان امام علیه السلام براى نبرد با ایشان از آنجا خارج شدند) نیز بارها در روایات آمده است. اما هنگامى كه به این زیارت مراجعه مى كنیم مىبینیم لفظ «ارض» به صورت مطلق آمده و شامل همه كره زمین است.
از این رو عالمان حق دارند كه در توجیه و تفسیر این فرمایش امام صادق علیه السلام دچار حیرت شوند، هرچند آن بزرگوار البته سخنان نامفهوم نمى فرمایند؛ زیرا گذشته از مقام عصمت و امامت، ایشان از خانواده اى است كه در اوج بلاغت و سخنورى قرار دارند. با این حال چرا فرموده اند خداى تعالى خون پاك حضرت سیدالشهدا علیه السلام را بر گردن زمین نهاده است؟ این مسأله چه ارتباطى مى تواند با زمین داشته باشد؟ مگر زمین بود كه امام حسین علیه السلام را به قتل رساند؟ از طرفى اگر منظور از زمین در اینجا زمین كربلا باشد، ما مى دانیم كه خداى تعالى به واسطه امام حسین علیه السلام جایگاه و ارزش فوق العاده اى بدان بخشیده و حتى آن را با شرافت تر از كعبه قرار داده است و این از جمله عطاهاى استثنایى خداى تعالى به آن حضرت و از جمله خصائص ایشان است، ولى منظور امام صادق علیه السلام صرف زمین كربلا نبوده و تمام زمین ها را به صورت مطلق اراده فرموده است. سخن این جاست كه وقتى امام حسین علیه السلام تنها در یك نقطه از زمین به شهادت رسیده اند، پس چرا خداى متعال تمام زمین ها را مسئول خون پاك ایشان قرار داده است؟
عالمان در فهم این فرمایش امام صادق علیه السلام دچار حیرت شده اند. گروهى گفته اند از آنجا كه امام حسین علیه السلام روى كره زمین به شهادت رسیده است، خداى تعالى همه زمین ها را مسئول كیفر كردن قاتلان آن حضرت - در هرجا كه دفن شوند - نموده و این پیمان و ضمانتى است كه خداى متعال از زمین ستانده است. بنابراین، این فقره ناظر به یكى از خصائص حضرت سیدالشهدا علیه السلام است كه خداى متعال فقط براى ایشان قرار داده و امام صادق علیه السلام در اینجا پرده از آن برداشته است. اما دانستن اینكه زمین چگونه این تكلیف و دستور الهى را اجرا مى كند، ارتباطى به ما ندارد. زمین خود تكلیف خود را مى داند و ما را همین بس كه بدانیم زمین مكلف است و وظیفه و تكلیف خود را ادا خواهد نمود: «فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعًا أَوْكَرْهًا قَالَتَآ أَتَینَا طَآئِعِینَ؛ پس خدا به آسمان و زمین فرمود: خواه یا ناخواه رام شوید. گفتند: البته رام و تسلیم هستیم».
و از آنجا كه خداى متعال چیزهایى به امام حسین علیه السلام عطا كرده كه به احدى عطا نكرده، ایشان را با عالم تكوین گره زده و مسئولیت خون مباركشان را برعهده تمام زمین قرار داده است، چنان كه گویى این جنایت بزرگ روى تمام نقاط زمین صورت گرفته است. بنابراین، فهم تعبیر ضامن بودن زمین آسان خواهد شد چون كه مسئولیت زمین مسئله اى تكوینى است و ربطى به تشریع ندارد و پرداختن به آن ضرورت ندارد. فقط همین قدر كافى است كه بدانیم خداى سبحان خون امام حسین علیه السلام را به عهده زمین قرار داده است و این اشكالى ندارد.
33- معناى ضامن بودن ساكنان زمین
نكته دیگرى كه در زیارتنامه منقول از امام صادق علیه السلام شایان تأمل بیشتر است تعبیر ساكنان زمین است كه نشان مى دهد ما و تمام فرزندان و نیاكان و نسل هاى پیش و پس از ما و كسانى كه هنوز پا به عرصه گیتى ننهادهاند، یعنى از ابتداى عالم تا انتهاى آن، همگى مسئول و ضامن خون آن حضرت و مكلف به گرفتن تاوان ایشانیم.
پس من و شما نیز مسئولیم و تمام كسانى كه امروزه و در آینده در تمام نقاط كره زمین زندگى مى كنند، این مسئولیت را برعهده دارند؛ زیرا كلمه «من» در این عبارت موصوله است و همان طور كه عالمان لغت و اصول گفته اند ظهور در عموم دارد. از این رو معناى عبارت چنین خواهد بود: خداى تعالى مسئولیت خون امام حسین علیه السلام را بر دوش كره زمین و تمام چیزها و كسانى كه روى آن هستند قرار داد.
سؤال اینجاست كه ما در زمان بنى امیه زندگى نكردیم و شاهد شهادت امام حسین علیه السلام نبودیم، پس چگونه در این زمینه مسئولیت داریم و مسئول چه چیزى خواهیم بود؟ اصلاً خود امام صادق علیه السلام در زمان جدشان در قید حیات [ظاهرى] نبودند و شهادت ایشان را ندیدند والاّ اگر حضور داشتند البته ایشان را یارى مى نمودند. با این همه چگونه است كه مى فرمایند: هرچه روى زمین است مسئول خون ایشان و موظف به گرفتن تاوان خون مبارك شان است؟ بنابراین، این كلام باید معانى دیگرى فراتر از آنچه گفتیم داشته باشد. در متن روایت چنین آمده است: «و خداى متعال زمین و ساكنانش را ضامن خون تو و گرفتن تاوان آن قرار داده است». روشن است كه خون یك چیز است و خونخواهى چیز دیگر. خونخواهى یعنى گرفتن انتقام خون ریخته شده. علامه مجلسى رحمه الله از معناى حقیقى و آشكار این عبارت دچار شگفتى شده و چه بسا آن را با عدل الهى ناسازگار دانسته است؛ بدین معنا كه چگونه ممكن است خداى متعال زمین و تمام زمینیان را مسئول این فاجعه بداند در حالى كه در میان آنان افرادى هستند كه از قتل حضرت سیدالشهدا علیه السلام ناخرسندند و از قاتلان آن حضرت بیزار و متنفرند؟ اصلاً چگونه چنین چیزى ممكن است در حالى كه انبیا و اولیا و اهل بیت علیهم السلام نیز در میان زمینیان هستند؟
پس در اینجا فقره یادشده را نمى توانیم بر معناى حقیقى آن حمل كنیم؛ زیرا در آن صورت مسئولیت قتل امام حسین علیه السلام حتى بر دوش كسانى قرار خواهد گرفت كه در این جنایت نه تنها همكارى نكردند، بلكه از ارتكاب آن ناخرسند نیز شدند و چون چنین چیزى با منطق عدل الهى سازگارى ندارد، مجبور مى شویم دست به توجیه و تأویل بزنیم. بنابراین، عبارت فوق را نمى توان بر معناى حقیقى آن حمل نمود و لازم است دنبال نزدیك ترین معناى مجازى بگردیم. براى عدول به معناى مجازى، قرینه (دلیل) عقلى نیز در این مثال وجود دارد كه همانا عدل الهى است. البته مشكل به مسئولیت خون (دمك) باز مى گردد و ظاهراً در خون خواهى مشكل علمى وجود ندارد.
34- اصالت تکوینی جریان امام حسین علیه السلام
خداى متعال مسئولیت خونخواهى از امام حسین علیه السلام را بر دوش زمین و زمینیان نهاده و این قضیه را به مسائل تكوینى پیوند زده است. این مسأله شواهد فراوانى در روایات متواتر دارد. براى مثال روایت شده است كه جناب ابراهیم خلیل علیه السلام هنگامى كه سوار بر اسب از سرزمین كربلا مى گذشت از اسب بر زمین افتاد و سرش شكافت و خون از آن جارى شد. در این هنگام شروع به استغفار و پوزش طلبى از خداى متعال كرد و گفت: خدایا، چه تقصیرى از من سر زده است؟ جبرئیل بر وى فرود آمد و گفت: «یا ابراهیمُ، ما حدثَ منك ذنبٌ ولكن هنا یقتلُ سِبطُ خاتمِ الأنبیاءِ وابنُ خاتمِ الأوصیاءِ فسالَ دمُكَ موافقةً لدمِهِ؛ اى ابراهیم، گناهى از تو سر نزده است، اما در این سرزمین نواده خاتم رسولان و فرزند خاتم الاوصیا كشته مى شود و خون تو براى همراهى با خون اوست كه جارى شد».
آیا این مصداق روشنى از ارتباط امام حسین علیه السلام با عالم تكوین نیست؟ ابراهیم خلیل الرحمان هزاران سال پیش از واقعه كربلا مى زیسته است و شیخ الانبیا به شمار مى رود، ولى با این حال هنگام گذشتن از سرزمین كربلا سرش شكافته مى شود.
اینكه ابراهیم خلیل با این همه عظمت، خون سرش براى همراهى با خون مبارك حضرت سیدالشهدا علیه السلام جارى مى شود، بدان سبب است كه كشتن امام حسین علیه السلام كشتن كرامت و اسلام و تمام پیامبران است؛ زیرا با شهادت امام حسین علیه السلام تمام معنویات كشته شد و كون و مكان زیر و زبر و دگرگون گردید.
از این رو خداى حكیم مسئولیت خونخواهى ایشان را بر دوش زمین و زمینیان نهاد و این معناى «ضَمّنَ الأرضَ ومن علیها دمَكَ وثارَكَ» است.
35- گستره خونخواهی امام حسین علیه السلام
منظور از خونخواهى امام حسین علیه السلام فقط كشتن قاتل آن حضرت نیست، بلكه این مسأله در جمادات ناظر به مسأله اى تكوینى است و در انسان ها به معناى مسئولیتى است كه در قبال این ماجرا بر دوش آن ها قرار دارد.
از امام رضا علیه السلام روایت شده است كه فرمودند: «كانَ أبی إذا دَخَلَ شهرُ المُحرَّمُ لا یرى ضاحكاً وكانتِ الْكَآبَة تَغْلِبُ علیهِ حتّى یمضی مِنهُ عشرةَ أیامٍ فإذا كانَ یوم العاشِر كانَ ذلكَ الیومُ یومَ مصیبتِهِ وحُزْنِهِ وَبُكائِهِ ویقولُ هو الیوْمُ الّذی قُتِلَ فیهِ الحسینُ علیه السلام؛ هنگامى كه ماه محرم فرا مى رسید تا ده روز كسى پدرم را خندان نمى دید و اندوه در چهره اش موج مى زد. هنگامى كه روز دهم محرم فرا مى رسید آن روز، روز اندوه و ماتم و زارى او بود و مى گفت: این همان روزى است كه [جدم] حسین علیه السلام در آن كشته شد».
36- ثواب و عقاب استثنایی
كسى كه خود را وقف خدمت به امام حسین علیه السلام كند و دیگران را به شركت در مراسم عزادارى ایشان تشویق نماید، خداى متعال با او به شكلى استثنایى برخورد خواهد كرد. همچنین كسانى كه در آن زمان از یارى آن حضرت سر باز زدند یا امروزه حرمت مجالس عزا و مناسبت هاى ایشان را نگاه نمى دارند، با كیفرى بى مانند و استثنایى در دنیا و آخرت رو به رو خواهند شد. به عبارت دیگر همان طور كه پاداش یاوران و خدمتگزاران آن حضرت استثنایى است، عقوبت كسانى كه به ایشان و مجالس عزادارى اهانت كنند نیز استثنایى و منحصر به فرد است.
37- عزاداری بی شمار برای امام حسین علیه السلام
سوگوارى ها، گریه ها و خدمتگزارى هایى كه طى دیشب و امروز در سطح كره زمین و حتى آسمان ها و بهشت براى حضرت سیدالشهدا علیه السلام صورت گرفته از شمار بیرون است. فقط خداى متعال و كسانى كه خود خدا خواسته است مى توانند این حجم عظیم از عزادارى را دریابند و عدّه عزاداران آن حضرت را شماره كنند. ممكن است بتوان عزاداران و عزادارى هاى روى زمین را شمرد، اما چگونه مى توان انبوه عزاداران آسمان ها و سوگواران عوالم بالا را شماره كرد؟
سوگوارى براى امام حسین علیه السلام فقط به شیعیان یا مسلمانان اختصاص ندارد و هستند كسانى كه مسلمان نیستند، ولى براى آن حضرت اشك مى ریزند و سوگوارى مى كنند. از این رو تعیین عده دقیق آنان - دست كم - بسیار دشوار است. بر فرض كه كسى بتواند عدد دقیق عزاداران را در زمین حساب كند، اما قطرات اشكى را كه دیشب و امروز براى آن حضرت جارى شده چه كسى مى تواند بشمارد؟ از طرفى چه كسى مى تواند ارزش واقعى این قطرات را بداند؟ آیا یك قطره از این اشك ها را مى توان با میلیون ها یا میلیاردها ثروت مقایسه نمود؟
وانگهى همه اشك هایى هم كه در این مدت ریخته مى شود، ارزش یكسان ندارند و جایگاه عزاداران داراى مراتب بسیار است. براى نمونه اشكى كه از چشمان مبارك صدیقه دو عالم حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در ماتم حضرت سیدالشهدا علیه السلام مى ریزد، مى توان گفت هر قطره آن از عالم و مافیها باارزش تر است. اصلاً این دو با یكدیگر سنخیت ندارند و این مقایسه از اساس درست نیست.
براى اینكه این موضوع روشن تر شود مثالى عرض مى كنم. نقل است هنگامى كه امام حسن و امام حسین علیهما السلام در سن كودكى بودند، روزى به جدشان رسول خدا صلى الله علیه وآله گفتند: برخى از بچه ها و هم سالان ما مركب سوارى دارند، ولى ما نداریم. رسول خدا صلى الله علیه وآله آنان را بر شانه مبارك خود سوار نمودند. گفتند: مركب بچه ها صدا مى دهد و شیهه مى كشد. حضرت نیز شروع كردند به سخن گفتن و لفظ «الهى العفو، الهى العفو» را بر زبان جارى نمودن. در این هنگام جبرئیل امین فرود آمد و عرض كرد: اگر همچنان استغفار كنید و «العفو» بگویید خداى متعال آتش دوزخ را خاموش خواهد كرد.
شكى نیست كه عدالت الهى اقتضا مى كند كه جهنم باشد وگرنه چگونه مى توان كسانى چون شمربن ذى الجوشن و حرمله را به كیفر رساند؟ این افراد اگر در این جهان هزاران بار كشته شوند، براى مجازاتشان كافى نیست.
این تأثیر «العفو» گفتن رسول خدا صلى الله علیه وآله است. حال طلب عفو ایشان كجا و«العفو» گفتن دیگران كجا؟!
گریه بر امام حسین علیه السلام نیز چنین است و اشك هایى كه در ماتم آن حضرت از دیدگان افراد جارى مى شود، هرچند در هر حال همگى ارزشمند هستند، ولى یكسان هم ارزش نیستند. رسول خدا صلى الله علیه وآله بر مصیبت حضرت سیدالشهدا علیه السلام گریه مى كنند و ما هم گریه مى كنیم، ولى گریه آن جناب كجا و گریه ما كجا؟!
38- اسثتنایی بودن امام حسین علیه السلام در بین معصومان علیهم السلام
چهار نفر از حضرت سیدالشهدا علیه السلام برترند؛ رسول خدا، حضرت امیرمومنان، حضرت فاطمه زهرا و امام حسن مجتبى علیهم السلام.
در روایت است خود حضرت سیدالشهدا علیه السلام در كربلا صریحاً فرمودند: «أبى خیرٌ منی وأمی خیرٌ منی وأخی خیرٌ منی ولی ولكلِّ مسلمٍ برسولِالله أسوةٌ؛ پدرم، مادرم و برادرم همگى از من برترند و رسول خدا صلى الله علیه وآله براى من و هر مسلمانى اسوه هست».
اما در عین حال عزادارى ها و خدمات و اطعام ها و سوگوارى هایى كه طى دیشب و امروز (تاسوعا و عاشورا) براى امام حسین علیه السلام انجام شده است، در دوره سال براى حضرات معصوم دیگر علیهم السلام انجام نمى گیرد. اگر تمام مجالس روضه و هیئت ها و دستجات عزادارى و سینه زنى كه طى دوازده ماه براى سیزده معصوم دیگر علیهم السلام انجام شده است، با حجم فعالیت ها و عزادارى هایى كه فقط در شبانه روز گذشته براى امام حسین علیه السلام انجام شده است، مقایسه شود، به مراتب كم تر است، چه رسد به انبوه مجالس و عزادارى هایى كه در دوره سال براى آن حضرت برگزار مى گردد؛ زیرا خود خداى متعال امام حسین علیه السلام را استثنا قرار داده است.
از این رو رسول خدا، حضرت میرمؤمنان، فاطمه زهرا، امام حسن و دیگر امامان علیهم السلام با امام حسین علیه السلام به عنوان یك مسأله استثنایى و بى مانند رفتار نموده اند.
حضرت ولى عصر عجل اللَه تعالى فرجه الشریف نیز با این مسأله به نحوى استثنایى برخورد كرده اند. ایشان خطاب به جد بزرگوارشان عرضه داشته اند: «ولأبكینّ علیك بدل الدموع دماً؛ به جاى اشك بر تو خون خواهیم گریست».
چنین تعبیرى را آن حضرت خطاب به هیچ یك از معصومان علیهم السلام حتى مادرشان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به كار نبردهاند.
39- استثنایی بودن عزاداران امام حسین علیه السلام
همچنان كه امام حسین علیه السلام یك استثنا است، عزادارى ایشان نیز استثنایى است. بسیارى از افراد در روزهاى گذشته در مجالس و هیئت هاى عزادارى شركت كرده اند، خستگى و بى خوابى كشیده اند، چه بسا براى برگزارى مراسم عزا قرض كرده اند یا ضامن گرفتهاند و ... . بدانیم كه این فعالیت ها و عزادارى ها همگى استثناست و كسانى كه دست به این فعالیت ها مى زنند، پاداشى استثنایى خواهند داشت.
این فعالیت ها و این مجالس عزادارى به قدرى ارزش دارند كه نمى توان آن ها را با تمام ثروت هاى دنیا مقایسه كرد. اگر بگوییم این مجالس عزادارى گوهر گران بهایى است حق مطلب را ادا نكرده ایم. یك دنیا گوهر در برابر یك قطره اشك حقیقى براى امام حسین علیه السلام بى ارزش است. اما چه مى شود كرد كه بشر فقط طلا و نقره و گوهر را به عنوان چیزهاى ارزشمند مى شناسد و همه امور ارزشمند را با طلا و نقره و امثال آن مقایسه مى كند، وگرنه شعائر حضرت سیدالشهدا علیه السلام را با امور دنیوى نمى توان مقایسه كرد.
40- رفتار امام حسین علیه السلام با اصحاب بی نظیرش
یكى از استثنائات حضرت سیدالشهدا علیه السلام كه تاكنون كم تر كسى بدان پرداخته است، به نبردهایى مربوط مى شود كه در روز عاشورا رخ داد. در طول تاریخ، جنگ ها و درگیرى هاى فراوانى رخ داده و ستم هاى بسیارى پیش از ماجراى كربلا و پس از آن در نقاط گوناگونى از جهان صورت گرفته است.
در هیچ یك از جنگ هاى تاریخ دیده نشده است كه فرمانده سپاه بر بالین یكایك سربازان بیاید و مانعِ اهانت دشمن به سرباز به خون خفته شود. اما در كربلا امام حسین علیه السلام هنگامى كه یكى از اصحاب بر زمین مى افتاد فوراً خودشان را به بالین وى مى رساندند و این از استثنائات حضرت سیدالشهدا علیه السلام است.
رسول خدا صلى الله علیه وآله با این كه از امام حسین علیه السلام برترند در جنگ ها چنین رفتار نمى كردند و حضرت امیرمومنان على علیه السلام نیز در سه جنگى كه بر ایشان تحمیل شد، چنین روشى اتخاذ نكردند و قانون جنگ نیز چنین چیزى را اقتضا نمى كند، اما یكى از استثنائات حضرت سیدالشهدا علیه السلام این است كه بر بالین تك تك شهدا مى آمدند و مانع هرگونه اهانت احتمالى دشمنان به پیكر مطهر شهدا مى شدند. آن حضرت بر بالین زهیربن قین، حبیب بن مظاهر، قاسم بن الحسن، حضرت قمر بنى هاشم و كلیه شهیدان علیهم السلام آمدند و همه شهیدان از حربن یزید ریاحى - كه شیخ عشیره بود - تا جون غلام سیاه از این مزیت بى بهره نماندند؛ چراكه آن حضرت آخرین كسى بودند كه به شهادت رسیدند و حتى عبداللَه بن الحسن علیهما السلام نیز كه پیش از امام حسین علیه السلام بر زمین افتاد، ولى پس از آن حضرت به شهادت رسید نیز از این قاعده مستثنا نیست و حضرت بر بالین وى نیز آمدند.
هم در روایات ائمه علیهم السلام و هم در گفتار مورخان و ناقلان واقعه كربلا و كسانى چون حمید بن مسلم - كه روى بلندى ایستاده بود - این نكته آمده است كه امام حسین علیه السلام در واقعه عاشورا سوار بر اسب مراقب اوضاع بودند و به محض آنكه شهیدى بر زمین مى افتاد مانند باز شكارى (كالصّقرِ المنقض) فورا بر بالین وى حاضر مى شدند.
شهداى واقعه كربلا در لحظه اى بر زمین مى افتادند كه از آن ها رمقى بیشتر باقى نمانده بود و حتى اگر آنان را نمى كشتند، بعد از كمى جان مى سپردند؛ زیرا انبوه ضربات تیر و نیزه و شمشیرى كه از همه سو به بدن آنان اصابت كرده بود و خستگى و تشنگى شدید و مبارزه با لشكریان زیاد با جنگ افزارهاى كثیر آن زمان كه از آن جهت آن ها را به كوه آهن توصیف كرده اند كافى بود تا آنان را از پاى درآورد، ولى حضرت در حالى خود را به بالین آن شهید مى رساندند كه هنوز نیمه جانى در بدن او باقى بود. حضرت با دشمنان مى جنگیدند و پیكر شهید را شخصا به خیمه ها مى آوردند یا دستور مى دادند كه آن را به خیمه برسانند.
تنها استثنا در این مورد بدن حضرت اباالفضل بود كه حضرت به دلایلى ایشان را به خیمه ها نرساندند. حضرت ابالفضل علیه السلام كه سالارى یاران ابا عبداللَه الحسین علیه السلام را برعهده داشتند، هرچند برادر امام حسین علیه السلام بودند، خود را خادم ایشان مى دانستند. شاید بنا بوده است كه بدن این برادر همچون بدن مطهر حضرت در وسط جبهه نبرد باقى بماند و ایشان كه در هیچ حالتى از همراهى و پشتیبانى آن حضرت كوتاهى نكردند، در این مسأله نیز همانند حضرت باشند. شاید هم مشیت الهى این بوده است كه آن حضرت مثل خود حضرت سیدالشهدا علیه السلام قبّه و بارگاه مستقلى داشته باشند كه ملجأ و مزار عام و خاص باشد.
حضرت در لحظه افتادن هركدام از شهدا به بالین او مى آمدند، سر او را به دامن مبارك مى گرفتند، خاك ها و خون ها را از چهره اش پاك مى كردند، احیاناً با او سخن مى گفتند، برایش دعا مى نمودند و سرانجام آن شهید در حالى جان مى داد كه سرش در دامان مولایش حضرت سیدالشهدا علیه السلام بود.
چه كسى مى تواند تصور كند كه براى آن شهید چه قدر ارزشمند بود كه در لحظه جان دادن سرش در دامان مولایش باشد؟ زهى شرف كه روح انسان در حالى از بدن مفارقت كند كه انسان همنشین و همسخن همچون مولایى باشد! چه سعادتى از این بالاتر كه انسان در ركاب حضرت سیدالشهدا علیه السلام كشته شود و در لحظه آخر كسى چون امام حسین علیه السلام از او خشنود باشند؟ چه دنیایى از دنیاى این افراد بهتر و چه آخرتى از آخرت اینان بالاتر؟ خوشا به حالشان و چه جایگاه والایى نزد خداى متعال و رسول خدا صلى الله علیه وآله دارند و گوارایشان باد. كاش ما نیز بودیم و به این فوز عظیم دست مى یافتیم.
جاى شگفت نیست كه مى بینیم اصحاب حضرت براى شهادت لحظه شمارى مى كردند و از یكدیگر سبقت مى گرفتند و چه بسا سرخوش و شادمان با یكدیگر شوخى مى كردند. در حقیقت حضرت سیدالشهدا علیه السلام چنین روحیه هاى بلند و استوارى در آنان ایجاد كرده بودند و ازسوى دیگر شوق جان دادن در دامان آن حضرت آنان را چنان مشتاق كرده بود كه سراز پا نمى شناختند. بیهوده نیست كه حضرت خود درباره اصحابشان فرموده اند: «إنّی لا أعلَمُ اصحاباً أوفى ولا خیراً من أصحابی؛ من هیچ یارانى بهتر و باوفاتر از اصحاب خود نمى شناسم».
در حقیقت اصحاب آن حضرت نیز یكى دیگر از استثنائات دستگاه سیدالشهداعلیه السلام هستند.
41- اصحاب رستگار امام حسین علیه السلام
مورخان ذكر كرده اند در شب عاشورا وقتى بریر شروع كرد به مزاح و شوخى كردن با عبدالرحمان، عبدالرحمان به او گفت: اى بریر، مى خندى؟ اكنون زمان خنده و مزاح نیست.
بریر گفت: خاندانم به خوبى مى دانند كه من نه در جوانى و نه اكنون كه پیر شده ام هیچ گاه شوخى و خنده را دوست نداشته ام، اما اكنون از سر شادمانى و بشارت است كه شوخى مى كنم. به خدا قسم كه مدتى بیشتر نمانده است كه با شمشیرهایمان با این قوم ملاقات كنیم و پس از آن در نعمت هاى جاویدان بهشت متنعم خواهیم بود.
بُرِیر فقیه و عالم مجتهدى بود كه حتى در ایام جوانى نیز با شوخى میانه اى نداشت، اما اكنون در كهنسالى چه شده است كه با عبدالرحمن از در مزاح درآمده است؟ ظاهر روایت نشان مى دهد كه شوخى بریر از شوخى هاى مربوط به جوانان بود كه با شأن و سن و سال بریر تناسبى نداشت. از همین رو بود كه اعتراض عبدالرحمن را باعث شد. به هر حال این مطلب از وجد فوق العاده بریر و روحیه بالاى شهدای كربلا حكایت مى كند و البته آنان این روحیه را از حضرت سیدالشهدا علیه السلام كسب كردند. كسانى چون بریر مشاهده مى كردند كه هرچند اصحاب دیگر حضور دارند، سیدالشهدا علیه السلام خود شخصاً به بالین هر شهید مى روند و او را مورد لطف و عنایت قرار مى دهند. آن ها نیز براى درك چنین فیض و منزلتى لحظه شمارى مى كردند.
42- امام حسین علیه السلام؛ سپر بلای اصحاب
امام علیه السلام اجازه ندادند به اجساد شهدا جسارت و اهانت شود، ولى تمام اهانت ها را خودشان به جان خریدند. در همه جنگ ها معمولاً سربازان مورد اهانت قرار مى گیرند و سرداران و فرماندهان در معرض اهانت قرار نمى گیرند یا كم تر قرار مى گیرند، اما در اینجا هم امام حسین علیه السلام استثنا هستند. ایشان مانع هرگونه اهانت احتمالى دشمنان به پیكر شهیدان شدند، ولى خود آماج انواع اهانت ها و جسارت ها قرار گرفتند. ایشان آخرین كسى بودند كه به شهادت رسیدند و هنگامى كه بدن مطهر حضرت بر خاك گرم كربلا افتاد، هیچ یك از یاران باوفایشان نبود تا مانع جسارت دشمنان شود، بدن مطهرشان را به خیمه ها بیاورد یا سر مباركشان را به دامن بگیرد. آن حضرت خودشان را سپر بلاى تمام شهیدان نمودند.
43- ایثار امام حسین علیه السلام و پذیرش اهانت
یكى از اهانت هاى فراوانى كه امام حسین علیه السلام در روز عاشورا به جان خریدند، آب خواستن از دشمنان بود. امام عقل كامل است و به خوبى مى داند كه آب خواستن از دشمنِ پیش رو آن هم از طریق بالاترین مقام نظامى چه قدر براى آن فرمانده و لشكریانش مایه سرشكستگى است. از طرفى اظهار چنین تقاضایى از اشخاص لئیم براى نفس باكرامت یك انسان ارجمند و بزرگوار فوق العاده سنگین و دشوار است و هرچه نفس او بزرگوارتر باشد، این كار برایش تلخ تر و ناگوارتر خواهد بود. روز عاشورا این امكان وجود داشت كه به جاى حضرت سیدالشهدا علیه السلام دیگران از دشمن آب بخواهند، ولى در تاریخ هرگز نشنیده ایم كه حضرت على اكبر، حضرت عباس، جناب بریر، جناب زهیر، جناب حبیب یا جناب جون علیهم السلام از دشمن آب خواسته باشند. حضرت سیدالشهدا علیه السلام در روز عاشورا چندین بار از دشمنان تقاضاى آب كردند. شاید حكمت تكرار این تقاضا اتمام حجت بر دشمنان و نشان دادن عمق فاجعه و شدت انحطاط روحى آنان بود. آن حضرت این تكلیف شاق را انجام دادند و این اهانت را به جان خریدند تا یارانشان مورد این اهانت قرار نگیرند. این مطلب نیز از استثنائات قضیه كربلاست. خدا مى داند تحمل چنین اهانتى بر دل آقا چقدر دشوار بود.
44- عاقبت اهانت به امام حسین علیه السلام
قبل از جنگ (روز عاشورا) شخصى از لشكر مقابل نزد خیمه ها آمد و فریاد زد: «أین الحسینَ؛ حسین كجاست؟». با اینكه تمام اصحاب و بنى هاشم حضور داشتند خود حضرت پاسخ دادند: من حسینم. آن مرد به حضرت گفت: بشارت باد تو را به آتش كه هم اكنون وارد آن خواهى شد. امام فرمودند: [نه] بلكه بشارت باد مرا به پروردگارى مهربان و شفاعتگر كه خواسته ام را اجابت مى كند. تو كسیتى؟ گفت: من محمد بن اشعث هستم. او برادر جعده قاتل امام حسن مجتبى علیه السلام بود كه خداى متعال در همان لحظه عقوبتش كرد: هنگامى كه مى خواست بپیچد پایش در ركاب اسب گیر كرد و بر زمین كشیده شد و به درك واصل گردید.
وقتى حضرت مى خواستند به نماز بایستند، یكى از لشكریان دشمن به نام حصین بن نمیر فریاد زد: نماز تو [كه] قبول نیست [براى چه نماز مى خوانى؟!] حبیب بن مظاهر به او گفت: اى نابكار، گمان مى كنى نماز فرزند رسول الله قبول نیست و نماز تو پذیرفته مى شود؟
45- اوج مظلومیت و ایثار امام حسین علیه السلام
ارباب مقاتل درباره این لحظه گفته اند: «فرقةٌ بالسیوفِ وفرقةٌ بالرماحِ وفرقةٌ بالحجارةِ وفرقةٌ بالخَشَبِ والعصا؛ گروهى با شمشیر، گروهى با نیزه، عده اى با سنگ و عده اى با چوب و عصا آن حضرت را فراگرفتند».
در حالى كه حضرت هرگز اجازه ندادند چنین رفتارى با اصحابشان انجام شود. این مطلب مربوط به زمانى است كه حضرت هنوز سوار بر اسب بودند. هنگامى كه حضرت بر زمین افتادند نیز این ماجرا تكرار شد و پیش از آنكه حضرت بر زمین بیفتند در روایت آمده است كه یك تیر در حلق مبارك ایشان فرو رفت.
مرحوم شیخ جعفر شوشترى -از عالمان و مجتهدان بزرگ - فرموده است: اگر چند دقیقه به امام حسین علیه السلام مهلت مى دادند، ایشان جان تسلیم مى كردند و اصلاً به این كارها حاجت نبود، اما در آن لحظات آخر نگذاشتند ایشان به آسودگى جان بسپارند.
در اینجا ماجراى شمر و بر زمین افتادن امام را نمى گویم؛ چراكه به راستى انسان نمى تواند حتى اندكى از حق این مصیبت عظیم را ادا كند. این مسائل در شهادت رسول خدا، حضرت امیر و امام حسن مجتبى علیهم السلام یا حتى در شهداى كربلا رخ نداده و فقط از اختصاصات آن حضرت است.
ما نمى توانیم مصیبت كربلا و عمق این فاجعه را تصور كنیم. خیلى از مسائل هم به دست ما نرسیده و بسیارى از كتب مقاتل و تواریخ در گذر زمان از بین رفته یا به شعله هاى آتش سپرده شده است.
46- عاشورا روزی بی نظیر و کربلا زمینی بی نظیر
عاشورا استثنائات بسیارى دارد. سوگوارى هایى كه ما براى امام حسین علیه السلام انجام مى دهیم براى هیچ یك از معصومان علیهم السلام انجام نمى دهیم. خود معصومین علیهم السلام هم چنین چیزى را نخواسته اند و با ماجراى امام حسین علیه السلام و عاشورا به شكلى استثنایى برخورد كرده اند. خداى متعال اراده فرموده است كه ماجراى عاشورا از همه جهت استثنایى و بى مانند باشد.
خود امام حسن مجتبى علیه السلام خطاب به برادر بزرگوارشان فرموده اند: «لا یومَ كیومك یاأباعبداللَه؛ یااباعبدالله، هیچ روزى همانند روز [مصیبت بار] تو نیست».
از این رو تعبیر كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا كه بر سر بعضى زبان هاست - هرچند براى آن توجیهاتى گفته مى شود - چون در گفتار پیشوایان ما نیامده صحیح نیست. از روایات ائمه معصوم علیهم السلام به روشنى دریافت مى شود كه هیچ زمینى حتى كعبه به قداست و شرافت كربلا نمى رسد و هیچ روزى همانند عاشورا نیست. از روایات معصومان علیهم السلام آشكارا دریافت مى شود كه :«لا ارض ككربلا ولا یوم كعاشورا». چه لزومى دارد كه انسان سخنى برخلاف فرمایش معصومان علیهم السلام بگوید وآن گاه درصدد توجیه آن برآید؟ به هر حال زمین كربلا زمینى بى مانند و استثنایى است و روز عاشورا هم از استثنائات است. در روایت آمده است كه امام صادق علیه السلام فرمودند: خداى تبارك و تعالى برخى از زمین ها و آب ها را بر برخى از زمین ها و آب ها برترى بخشید. پس از آن برخى از زمین ها فخر فروشى كردند و به این جهت و به جهت خوددارى از فروتنى در برابر خدا كیفر شدند و خدا مشركان را بر كعبه مسلط نمود و آب شورى را روانه زمزم كرد كه مزه آن را ناگوار ساخت. اما زمین كربلا و آب فرات اولین زمین و آبى بودند كه خداى تبارك و تعالى را تقدیس كردند. از این رو خدا نیز به آن ها بركت داد و به سرزمین كربلا فرمود: سخن بگو كه خدا تو را برترى بخشیده است در حالى كه آب و زمین ها به همدیگر فخر فروشى مى كنند. زمین كربلا گفت: من زمین مقدس و مبارك خدایم كه خاك و آب من مایه شفا [و بهبود] است. البته فخر نمى فروشم و در برابر كسى كه مرا چنین آفریده است فروتن و خوارم و بر زمین هایى كه مرتبه پایین ترى دارند فخر نمى فروشم، بلكه خدا را سپاس مى گزارم. سپس خدا به سبب فروتنى و سپاسگزارى زمین كربلا آن را با امام حسین علیه السلام و یارانش كرامت و بزرگى بخشید.
در این روایت آمده است كه زمین كعبه افتخار كرد، اما بر كربلا افتخار نكرد با این حال خدا آن را سرزنش كرد و آب شیرین زمزم را - كه از حواشى كعبه است - شور ساخت. گویا خداى متعال مى خواهد نشان دهد كه افتخار فقط از آن كربلاست.
47- برتری کربلا به مکه
روزى سرزمین مكه به خود بالید و گفت: خدا خانه اش را روى من قرار داده و مردم از دور و نزدیك به سمت من مى آیند. منم كه حرم امن الهى هستم. خداى متعال او را ملامت كرد و گفت: به عزت و جلالم سوگند، فضیلت تو نسبت به فضیلت و شرافت سرزمین كربلا همانند آب موجود بر سر یك سوزن خیس نسبت به دریاست. اگر سرزمین كربلا نبود، تو را برترى نمى دادم و اگر آنچه در كربلاست نبود، اصلاً تو را نمى آفریدم و خانه اى را كه بدان فخر مى كنى خلق نمى كردم. آرام بگیر و بدون سرپیچى و خودخواهى دنباله و وابسته اى فروتن، خوار و سرافكنده براى سرزمین كربلا باش وگرنه تو را مسخ مى كنم و در آتش دوزخ مى افكنم.
48- پاداش امام صادق علیه السلام به دوستداران امام حسین علیه السلام
عزاداران و دوستان امام حسین علیه السلام نیز همانند آن حضرت استثنا هستند. سوگواران، زائران و خادمان آن حضرت، كسانى كه نام و یاد ایشان را زنده نگاه مى دارند و كسانى كه بر مصائب جانسوز ایشان اشك مى ریزند پاداش بی مانندى در انتظار آن هاست و اهل بیت علیهم السلام به نحوى استثنایى با آنان برخورد كرده اند. معاویة بن وهب مى گوید: براى تشرف به محضر امام صادق علیه السلام اجازه گرفتم. وقتى وارد شدم دیدم آن حضرت مشغول نماز هستند. منتظر نشستم تا نماز ایشان تمام شد. پس از پایان نماز آن حضرت شروع به مناجات با خدا نمودند و عرضه داشتند: «اى كسى كه ما را به كرامت و وصایت ممتاز كرد و به ما وعده شفاعت داد و علم گذشته و آینده را به ما عطا نمود، ... من و برادرانم را بیامرزد كه براى نیكى به ما و به امید به دست آوردن پاداشى كه در ایجاد پیوند با ما نهاده اى و نیز شاد كردن دل پیامبرت - كه درود تو بر او وخاندنش باد – و فرمان بردارى از ما و خشمگین كردن دشمنان ما و به دست آوردن خشنودى ات اموال خود را صرف كردند. [بار پروردگارا] پس از جانب ما خشنودى ات را پاداش آنان قرار ده و در شبان و روزان پاسشان دار و با آنان همراه باش و شر هر ستمگر سركش و هر آفریده ناتوان یا نیرومند و نیز شر شیاطین جن و انس را از آنان به دور دار و به آنان كه ما را بر فرزندان و اهل و خویشان خود ترجیح دادند، بهتر از آنچه انتظار دارند، عطا كن. خدایا، بر آن چهره هایى كه آفتاب رنگشان را دگرگون كرده، رحمت فرست و آن گونه هایى را كه بر قبر اباعبدالله نهاده مى شود، مورد رحمت قرار ده و آن دیدگانى را كه به مهر ما گریان مى شوند، مشمول مهر خود قرار ده و آن دل هایى را كه براى ما بى تاب شد و سوخت، مشمول مهر خود گردان و فریادهایى را كه براى ماست مشمول رحمت خود ساز. پروردگارا، من این جان ها و این تن ها را تا زمانى كه در روز تشنگى در كنار حوض [كوثر] ملاقاتشان كنیم، به تو مى سپارم». حضرت همان طور كه در حال سجده بودند پیوسته این دعا را مى خواندند. وقتى مناجات ایشان به پایان رسید، عرضه داشتم: فدایت شوم، اگر این دعایى كه از شما شنیدم در حق كسى مى بود كه اصلاً خدا را هم نمى شناخت به گمانم كه آتش دوزخ را بهره اى در او نبود.
49- دست خدا با امام حسین علیه السلام
خدا هرچند از حق خود گذشت مى كند، از توهین به دستگاه حضرت سیدالشهدا علیه السلام و مبارزه با آن در نمى گذرد. دست خدا پشت این عزادارى هاست و مشیت الهى بر این تعلق گرفته است كه این دستگاه هرساله جلوه و رونق و آوازه بیشترى پیدا كند. تمام زیارات رسول خدا و ائمه اطهار علیهم السلام از ناحیه اهل بیت علیهم السلام وارد شده است (و بى شك گفتار اهل بیت گفتار خدا است)، ولى در عین حال زیارت عاشوراى امام حسین علیه السلام مستقیماً به صورت حدیث قدسى از جانب ذات بارى تعالى نازل شده است و این نكته از میان زیارات چهارده معصوم علیهم السلام فقط به امام حسین علیه السلام اختصاص دارد.
50- حضور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در عزاداری امام حسین علیه السلام
مى گویند مرحوم سید بحرالعلوم در زمان مرجعیت خود یك روز عاشورا در محل گذر دسته عزادارى طویریج ایستاده بود و عزاداران را تماشا مى كرد و سینه مى زد. ناگهان حاضران مشاهده كردند كه ایشان یكباره منقلب شدند و عمامه را بر زمین زدند و در میان عزاداران رفته، شروع كردند به «حسین، حسین» گفتن و سینه زدن. پس از پایان عزادارى اطرافیان اعتراض كردند كه آقا این كار مناسب شأن شما نبود. فرمود: چه كنم، همان طور كه نگاه مى كردم یكباره مولایم آقا امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف را وسط جمعیت مشاهده كردم.
وقتى حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف پس از گذشت بیش از هزار سال در مراسم عزادارى شركت مى كنند تكلیف كسانى كه این عزادارى ها را مسخره مى كنند معلوم مى شود. بكوشیم ما نیز چون مولایمان در تحمل دشوارى هاى روحى و جسمى استثنایى باشیم.
51- عاشورا یک نقطه عطف است
عُمر مبارک حضرت سیدالشهدا علیه السلام در هنگام شهادت 57 سال بود و همانطور که می دانیم هر یک سال از 2 شش ماه تشکیل شده است. بنابراین طول زندگی مبارک امام حسین علیه السلام 114 شش ماه (مطابق با تعداد سوره های قرآن کریم) بود که از این تعداد 113 شش ماه از عمر حضرت (از لحظه تولد ایشان تا دهم رجب سال آخر زندگی مبارکشان) در مدینه منوره و مدتی هم در زمان حکومت امیرمومنان علی علیه السلام در کوفه سپری شد و یک شش ماه هم از دهم رجب، زمان مرگ معاویه شروع و تا دهم محرم سال 61 هجری است که نهضت امام حسین علیه السلام در این زمان شکل گرفت و منجر به شهادت آن حضرت شد. بعد از مرگ معاویه، یزید فرزند او که به وصیت پدرش بر تخت خلافت نشست، از والی مدینه به عنوان نماینده خود خواست تا از امام حسین علیه السلام برای او بیعت بگیرد. اما امام حسین علیه السلام به دلیل خودداری نمودن از بیعت با یزید به سمت مکه مکرمه حرکت کردند و تا هشتم ذی الحجه نیز آنجا ماندند سپس در شب عرفه از مکه به سوی کربلای معلا حرکت کردند و در دوم محرم به کربلا رسیدند و سرانجام در دهم محرم که واقعه عاشورا اتفاق افتاد، در کربلا به شهادت رسیدند. آنچه که راجع به امام حسین علیه السلام از تاریخ و روایات وارد شده است، بیش از 90 درصد آن مربوط به شش ماه آخر زندگانی ایشان و ده درصد یا کمتر از آن مربوط به مابقی زندگی حضرت است که این نکته جای دقت و تأمل دارد. خدای متعال واقعه عاشورا را یک رمز و نقطه عطف قرار داده است؛ البته نه تنها عاشورایی که حضرت سیدالشهدا علیه السلام در آن به شهادت رسیدند، بلکه تمامی عاشوراهای پس از آن و حتی عاشورا در بهشت و در روز قیامت.
خدای متعال یک نفر را انتخاب نمود تا اشرف موجودات باشد و آن کسی نیست جز پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و یک نفر را برگزید تا الگوی بشریت ـ مسلمان و غیرمسلمان ـ در طول تاریخ باشد و آن کسی نیست جز نوه گرانقدر پیامبر خدا صلی الله علیه وآله، امام حسین علیه السلام، که افتخار آن حضرت نیز این است که در راه دین جدّش رسول خدا صلی الله علیه وآله شهید شده است. امام صادق علیه السلام در روایتی می فرمایند: «تمام انبیای الهی و حتی حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی علی نبینا وآله وعلیهم السلام از خدای متعال اجازه می گیرند تا به زیارت امام حسین علیه السلام بیایند». خدای متعال این مقام تکوینی را برای هیچ کس دیگری جز آن حضرت قرار نداده است.
رسول اکرم صلی الله علیه وآله از قول خدای متعال این وعده را بیان فرموده است که خواست خدا بر این است تا مبارزه و جنگ با امام حسین علیه السلام سبب پیشرفت و بالا رفتن نام آن حضرت شود؛ چنانچه جنایات متوکل عباسی برای از بین بردن نام و یاد امام حسین علیه السلام باعث آشکارتر شدن نام و عظمت امام حسین علیه السلام گردید.
52- اشک فرمانده
حضرت سیدالشهدا علیه السلام که پیشوا و الگوی ما هستند در روز عاشورا چندین سخنرانی ایراد فرمودند. یکی از این سخنرانی ها دمی پیش از شهادت ایشان و مربوط به زمانی بود که تمام یارانشان به شهادت رسیده بودند. در این هنگام ابن سعد دستور داد طبل و دهل بنوازند تا مبادا مردم سخنان حضرت را بشنوند و تحت تأثیر قرار گیرند. حضرت سیدالشهدا علیه السلام بهتر از هرکسی می دانستند که برای یک رهبر بزرگ نظامی گریستن در وسط جبهه جنگ چیز خوبی نیست، ولی در تاریخ آورده اند که آن حضرت در آن لحظه با صدای بلند گریستند. برخی از عالمان فرموده اند که گریه حضرت سیدالشهدا علیه السلام برای خودشان نبود، بلکه از این رو بود که می دیدند این خیل پرشمار چگونه با دست خودشان خود را جهنمی می کنند.
53- تعهد به اصول انسانی
امام حسین علیه السلام نیز در برخورد با حر و یارانش كه آمده بودند حضرت را دست بسته نزد ابن زیاد ببرند، تعهد خود به اصول انسانى را نشان دادند؛ زیرا هنگامى كه متوجه شدند دشمنانشان تشنه هستند به آن ها آب دادند، حتى برخى با دست مبارك آن حضرت سیراب شدند. این رفتار در حالى بود كه حضرت مى دانستند آنان دشمنشان هستند و در روز عاشورا اكثر آن ها در قتل حضرت على اكبر، حضرت ابوالفضل، حضرت قاسم و اصحاب آن حضرت علیهم السلام شركت خواهند كرد، اما آن حضرت در جنگ نیز پیرو منطق انسانىِ حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام بودند و با دشمن نیز برخورد انسانى داشتند.