LOGIN
امام حسین علیه السلام
alshirazi.org
توصیه به اصحاب هیئات
کد 951
نسخه مناسب چاپ کپی لینک کوتاه ‏ 02 آبان 1401 - 27 ربيع الأول 1444

1- حسینیه مکانی برای تعالی همگان

 هيچ کس را ـ حتی اگر آلوده به انواع گناهان باشد ـ از خيمه امام حسين علیه السلام نرانيد، بلکه بکوشيد با هدايت اين افراد به حسينيه ها مقدمات اصلاح آنان را فراهم سازيد و باتوجه به اين که امام حسين علیه السلام چراغ هدايت و کشتی نجات امت از حيرت و هلاکت است، تلاش کنيد اين افراد را با نصيحت و گفتار خوش دگرگون نماييد. نه تنها گمراهان و گناهکاران به نور امام حسين عليه السلام راه هدايت می پويند، بلکه همه انسان ها هر اندازه که مقام والايی داشته باشند نيازمند دستگيری ها و نواخت های کريمانه امام حسين هستند و برای پيمودن مراحل بالاتر گدای ايشانند.

2- سه سفارش

 سه سفارش به سوگواران حسینی:

1- از حضرت سيدالشهدا عليه السلام درس اخلاص بگيريم؛

2- از تمام توان مالی، زبانی، نوشتاری و...، خود در راه تحقق اهداف و زنده کردن نام امام حسين عليه السلام استفاده کرده، در حق حضرتش کوتاهی نکنيم؛

3- نسبت به احکام الهی بی توجه نباشيم؛ چراکه اين مسأله بس مهم است و يادآوری آن را وظيفه خود می دانيم. امام حسين عليه السلام و ياران پاک نهاد او برای بقای احکام الهی جان خود را تقديم کردند. در زيارت اربعين حضرت سيدالشهدا عليه السلام می خوانيم: «و او (امام حسين عليه السلام) جان خود را داد تا بندگانت را از نادانی و سرگشتگی گمراهی وا رهاند».

از ديگرسو در قرآن کريم آمده است: «اگر [او] (پيامبر صلی الله علیه وآله) پاره ای گفته ها بر ما بسته بود، دست راستش را سخت می گرفتيم، سپس رگ قلبش را پاره می کرديم و هيچ يک از شما مانع [عذاب] او نمی شد».

البته اين آيات تعريض به پيامبر صلی الله عليه وآله و اينکه العياذبالله چنين کاری می کند نبوده؛ بلکه در صدد بيان اهميت و عظمت احکام الهی هستند. به همين دليل بر شما برادران ارجمند و عزيز واجب است که به احکام الهی توجه داشته، از آن ها روی برنتابيد و آن ها را ناديده مگذاريد، زيرا دوری جستن از احکام الهی ما را از امام حسين عليه السلام دور می کند و روشن است، شما نيز می دانيد که چيزهايی وجود دارد که از دست دادنشان جبران ناپذير است.

3- توصیه به تعزیه خوانان

شما غالب عمر و اکثر اوقات خود را با همه مشکلاتی که دارید وقف این نمودید که با تعزیه خوانی صحنه های جانسوز و دلخراش واقعه کربلا و وقایع مصیبت بار، جان کاه و عبرت آمیز عاشورا را به مؤمنان و مؤمنات یادآوری نمایید و با نمایش و اجرای تعزیه آنان را به گریه واداشته و سبب بکاء و اشک ریختن عزاداران حسینی می شوید. در روایات آمده است، پاداش فردی که کاری کند که مردم متذکر مصیبت های عاشورا شوند و اشک از چشمانشان جاری شود، بهشت است و عاقبت بخیر خواهد شد.

سعی کنید این مقام ارجمند و بلندی را که خدای تبارک و تعالی نصیب شما کرده، که موفق به ابکاء دیگران و مصداق حدیث شریف «من ابکی أو بکی أو تباکی» شدید، حفظ نموده و به شکرانه این توفیق سعی کنید جوان هایی را که از اهل بیت علیهم السلام دور هستند، نزدیک به اهل بیت علیهم السلام نموده و با تشویق، نصیحت، موعظه و سفارش آنان را در مسیر قرآن و عترت قرار دهید. تا اینکه مقام تان که بالا هست، بالاتر رود و مورد عنایات بیشتر حضرت سیدالشهدا علیه السلام قرار بگیرید.

4- نه به سلبیات

 ای حسینی ها و پیروان امام حسین علیه السلام در سراسر جهان! در حسینیه ها، در مساجد، در عراق و در خارج عراق، توجه داشته و به هوش باشید که هرچند اندک و ناچیزی از وقت شما را به مسائل سلبی سرگرم و تباه نکنند و از مسائل ایجابی باز ندارند. ملاک رفتار و تصمیم گیری شما باید چارچوب و سیره اهل بیت علیهم السلام باشد که سراسر ایجابی است.

مبادا در سطح محله، شهر، کشور یا جهان به مسائل سلبی گرفتار و درگیر شوید. هریک از شما خواه عالم و روحانی، بازرگان، کارمند، کاسب، کارمند و زن و مرد هریک در محدوده و حیطه خود باید توان و نیروی خود را برای تقویت شعائر مقدس حسینی و گسترش دادن و عمق بخشیدن به آن صرف کند و به دیگر بیان، باید مسائل ایجابی را پذیرفت و به مسائل منفی و سلبی «نه» گفت.

5- مراتب پاداش

خدای متعال در قرآن کریم می فرمایند: «وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یَوْمَئِذٍ یَتَفَرَّقُونَ؛ آن روز که قیامت برپا می گردد، مردم پراکنده و از یکدیگر جدا می شوند»(روم/14).

بهترین مثال برای این آیه کریمه در دنیا این است که افراد یک خانواده، مثلاً چند برادر یا خواهر در یک جمع و خانواده زندگی می کنند و در یک خانه جمع آمده و اوقات خود را سپری می نمایند، اما به دلیل متفاوت بودن مراتب تحصیلی شان هر روز صبح از خانه خود که محل تجمع آنان است بیرون رفته و هریک به یک مدرسه یا آموزشگاه می روند. در بیان قرآن کریم، قیامت نیز به همین صورت است؛ چراکه افراد متفاوت هستند و هریک، مرتبه ای خاص و متفاوت با مرتبه دیگری دارد؛ لذا از یکدیگر جدا گردیده و متفرق می شوند.

شما که امروز گرد هم آمده اید و در راه امام حسین علیه السلام فعالیت و خدمت می کنید، امید است در قیامت نیز با آن حضرت محشور شوید، اما به دلیل تفاوت مراتبِ خدمت و برخورداری از درجات متفاوت، از یکدیگر جدا خواهید بود. ملاک بالا بودن درجات در قیامت، سه چیز است:

1. اخلاص:

و مراتب آن بر ما پوشیده است و فقط خدای متعال، امام حسین علیه السلام و خودِ انسان از آن آگاهند. بنابراین، هرچه اخلاص شما بیشتر باشد و هرچه بیشتر در راه امام حسین علیه السلام کار کنید و زحمت بکشید، به همان نسبت درجه شما در قیامت بالا می رود.

2. تلاش:

هر شخصی از شما در حدّ و به مقدار تلاش خود پاداش خواهد داشت. به عنوان مثال یکی از شما در حدّ ساعت کاری اداری تلاش می کند، دیگری یک ساعت یا دو ساعت و یا کمتر یا بیشتر اضافه کاری دارد و همین طور شاید دیگران در جای دیگر برای امام حسین علیه السلام کمتر یا بیشتر فعالیت و تلاش دارند. به هر حال تلاش ها و زمانی که به آن اختصاص داده می شود، متغیر و متفاوت است؛ لذا مراتب پاداش الهی نیز برای افراد تلاش گر متفاوت خواهد بود.

3. اخلاق:

در این زمینه معیار برخورد با یکدیگر و فامیل و خانواده و آشنایان است و این که در برخوردها تا چه اندازه به اخلاق اسلامی عمل می شود. مسلّماً رفتارها یکسان نیست و برای برخورد هر شخص نمره ای مشخص داده می شود که با نمره فرد دیگر متفاوت است.

بر پایه این سه ملاک و معیار است که به فرموده خدای متعال: «وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یَوْمَئِذٍ یَتَفَرَّقُونَ؛ آن روز که قیامت برپا می گردد، مردم پراکنده و از یکدیگر جدا می شوند»(روم/14). شما نیز پراکنده می شوید و حتی دو نفر نیز کنار هم نخواهند بود.

بیایید تصمیم بگیرید و به تدریج درصد خود را در این سه زمینه بالا ببرید. علامه مجلسی روایتی را در کتاب شریف بحارالانوار نقل فرموده است که شاید کمتر نقل شده باشد. برپایه این روایت، همه مردم از مسلمان و غیرمسلمان، شیعه و غیرشیعه، ظالم و مظلوم همگی یک حساب مخصوص به خود دارند که خدای متعال آن را به امام حسین علیه السلام واگذار می کند. از این رو تمام مردم پیش از آن که به بهشت یا دوزخ بروند، خدای متعال امام حسین علیه السلام را مأمور رسیدگی به پرونده آنان می کند. ممکن است که امام حسین علیه السلام شخصاً به این امر نپردازند، بلکه افرادی ازسوی آن حضرت و تحت اشراف و نظارت حضرت به این امر بپردازند. در قرآن کریم می خوانیم: «اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا؛ خدای متعال ارواح را به هنگام مرگ قبض می نماید»(زمر/42).

پس در این آیه کریمه تصریح دارد که خدای متعال جان ها را می گیرد، اما به وسیله ملک الموت جناب عزرائیل. در آیه ای دیگر می خوانیم: «تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا؛ فرستادگان ما جان او را می گیرند»(انعام/61). که یعنی جناب عزرائیل نیز فرشتگانی ـ که شاید به میلیون ها تن می رسند ـ در اختیار دارد و آنان با اشراف او جان مردم را می گیرند. با این توصیف در روایت آمده است که خدای متعال جان برخی از بندگان را خود می گیرد و این ها افرادی هستند که درجه اخلاص، تلاش و اخلاقشان بالا باشد.

خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ؛(یس/12) و آنچه را از پیش فرستاده اند و تمام آثاری که پس از خود بجا می گذارند را ثبت و ضبط می نماییم» و مراد از «مَا قَدَّمُوا؛ آنچه را از پیش فرستاده اند» اعمالی است که انسان انجام می دهد و «آثَارَهُمْ» آثار و دستاوردهای آن عمل است که پس از انسان بجا می ماند.

عثمان، جناب ابوذر را به بلاد شام تبعید کرد، ولی معاویه نتوانست وجود او را در بلاد شام و منطقه جبل عامل در جنوب لبنان تحمل کند و این در حالی بود که او غریب و تنها و بدون امکانات و دارایی بود.

معاویه پس از دو سال نامه ای به عثمان نوشت و او را از آنچه ابوذر انجام می دهد خبردار کرد. چنان که در تاریخ آمده است، هنگامی که عثمان جناب ابوذر را به بلاد شام تبعید کرد او همه روزه در میان مردم حاضر شده، آنان را پند و اندرز می داد و به پایبندی به طاعت خدا فراخوانده و از نافرمانی و عصیان حضرتش هشدارشان می داد و آنچه را که از رسول خدا صلی الله علیه وآله در فضائل اهل بیتش شنیده بود برای مردم باز می گفت و به تمسک به آن خاندان پاک دعوتشان می کرد. معاویه در این باره به عثمان نوشت ابوذر بامدادان و شامگاهان در حالی که مردم فراوانی گرد او فراهم آمده اند، چنین و چنان می گوید. پس اگر به مردم این سامان نیاز داری (وفاداری شان را خواهانی) ابوذر را نزد خود بخوان؛ چراکه می ترسم مردم را برضد تو بشوراند.

عثمان در پاسخ نامه معاویه نوشت: ابوذر را نزد من بفرست. (گفتنی است که در آن روزگار سوریه، لبنان، فلسطین، اردن و اسکندریه که امروز بخشی از ترکیه است، بلاد شام خوانده می شد).

در تاریخ آمده است که ابوذر را بر شتری سوار کردند و هر دو پایش را از زیر شکم شتر به یکدیگر بستند و او را با همان حال تا مدینه بردند و به هیچ وجه اجازه ندادند از شتر پیاده شود، به دیگر بیان او را چند هزار کیلومتر با همان حالت راه بردند. به سبب پیمودن این مسیر طولانی با آن شرایط پاهای جناب ابوذر به علت سایش با کوهان شتر زخمی شد و چون در مقصد او را پیاده کردند گوشت پاهایش پراکنده شد و ریخت.

این نوع شکنجه و آزار، به هیچ وجه ابوذر را از کارش منصرف نکرد؛ چراکه او به راهی که در پیش گرفته بود، ایمان و اعتقاد داشت، از این رو تمام سختی ها و آزار و شکنجه ها را بر خود هموار و آن را تحمل کرد.

دستاور آن همه تلاش جناب ابوذر در جبل عامل این بود که بسیاری از عالمان نامی بزرگ از آن سامان برآمدند که با مراجعه به کتاب های أمل الآمل فی علماء جبل عامل و تکملة أمل الآمل فی علماء جبل عامل حجم و گستردگی آثار فعالیت های ابوذر روشن و آشکار می شود.

7- صفات یاوران امام حسین علیه السلام

 امام حسین علیه السلام یاران فراوانی داشتند، اما همگیِ آنان بزرگ و باعظمت نبودند، بلکه تنها کسانی به والایی، ارجمندی و بزرگی دست یافتند که در کنار حضرتش ماندند و در کربلا به شهادت رسیدند و تنها اینان از بزرگانند.

هنگامی که امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف ظهور می کنند میلیون ها اصحاب دارند، اما بزرگان از اصحاب فقط 313 نفر هستند.

برای دستیابی به بزرگی و عظمت باید تصمیم بگیرید و در این راه مقاومت کنید و این امر در گرو سه عامل است:

1. اخلاص

باید مصمم باشید که خدای متعال و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام امید و هدف شما در تمام کارهایتان باشد و در تمام عرصه های زندگی خانوادگی، سیاسی، اجتماعی و جز آن این عامل را لحاظ دارید.

2. تلاش و کوشش

تصمیم بگیرید که در هر حال و همیشه پرتلاش و فعال باشید و هیچ فرصت و راهی را برای نفوذ کم حوصلگی و خستگی در خود باز نگذارید و اجازه ندهید این عوامل بازدارنده در شما رخنه کند.

3. اخلاق

عزم خود را جزم کنید که در برخورد با همه خوش اخلاق و خوش رفتار باشید.

8- استقامت در راه امام حسین علیه السلام

 علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه در کتاب بحارالانوار آورده است مردم بسیاری امام حسین علیه السلام را از مکه مکرمه به سوی کربلای معلی همراهی نمودند که بیشترین آن ها شیعه و از پیروان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام بودند و به آن وجود مقدس اعتقاد راسخ داشتند. در تاریخ آمده است هنگامی که آن حضرت به کربلا رسیدند تقریبا 1500 نفر در رکابشان بودند، اما در شب عاشورا هنگامی که مورد امتحان الهی واقع شدند و دانستند که باید با حکومت ظالم یزید رو در رو شوند، مرگ را در مقابل خود دیدند و از گرداگرد امام حسین علیه السلام متفرق شدند و تقریبا هفتاد و دو نفر با حضرت باقی ماندند.

کسانی که امام حسین علیه السلام را تنها گذاردند، اهل استقامت و پایداری نبودند و عزم بر شهادت در راه خدای متعال را نداشتند، لذا امام علیه السلام را رها نمودند. آنان پس از شهادت حضرت چند سالی زیستند، اما زیستنی با حسرت و ندامت؛ چراکه از یاری امام معصوم علیه السلام و جنگ با دشمنان دین سر باز زده بودند.

اما کسانی که تا آخرین نفس با حضرت ماندند، سعادتمند و رستگار شدند و نام و یادشان تا ابد بر صفحه وجود جاودان خواهد ماند.

استواری در راه خدا امری لازم است و خدای متعال به آن دعوت نموده و استواران را تمجید نموده است: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْکُرُوا اللهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای کسانی که ایمان آوردید، هنگامی که با گروهی رو به رو می ‌شوید، ثابت قدم باشید و خدا را فراوان یاد کنید تا رستگار شوید».

بنابراین، تصمیم بگیرید در راه امام حسین علیه السلام تا آخر عمر ثابت و پایدار باشید و در برابر مشکلات ضعف از خود نشان ندهید و سختی ها شما را خسته نکند و تلاش در این راه را رها نکنید؛ که زندگی دنیا خالی از مشکلات نیست. با این تفاوت که پاداش تحمل مشکلات در راه خدای متعال و در راه اهل بیت علیهم السلام در نزد خدای عزّوجل از بین نمی رود.

9- محرم، ماه طهارت نفس

در آستانه محرم الحرام هرکسی با شرکت در مجالس عزاداری و اقامه و برپایی آن سعی در استفاده و بهره گیری از معنویات آن دارد که هر اندازه خلوص در آن بیشتر باشد، استفاده نیز بیشتر خواهد بود.

در تعبیرهایی که در زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام وارد گردیده از حضرت تعبیر به «طهر» شده است که برگرفته از طهارت به معنای پاکی است؛ یعنی امام حسین علیه السلام پاک و مطهر از هر آلودگی و رجس است.

طهر در عربی کلمه ای است که به جای دو معنا به کار می رود؛ یعنی هم خودش پاک است و هم پاک کننده است. مثلاً یک جسم پاک است و جسمی دیگر پاک نیست، اما وقتی آب را تعبیر می کنند، این آب هم خودش پاک است و هم پاک کننده است. چیزی که پاک نیست را با آب می شویند تا از آلودگی پاک گردد که به این عمل «طهر» گفته می شود.

ما در زیارت وارده خطاب به معصومان علیهم السلام شهادت می دهیم که شما پاک هستید و دیگران را هم پاک می کنید و آن کسانی که به وسیله اهل بیت علیهم السلام پاک می شوند ما هستیم که دوره آن در تمامی طول سال است، اما ماه محرم بهترین زمان آن است.

در روایت است که اگر کسی لباس دیگری را بدون اجازه و رضایت صاحب آن لمس کند، کاری حرام و غیرجایز انجام داده و مرتکب عمل پلیدی شده است، لذا این کار کوچک نیز نوعی پلیدی است. بنابراین، طهارت دارای مراتبی است که هرکسی نیازمند است با استفاده و بهره گیری از موسم عاشورای حسینی خود را پاک کند که ماه محرم بهار استفاده از این موقعیت است.

سعی کنیم تا از این فرصت مغتنمِ پاک کنندگی امام حسین علیه السلام بیشتر و بهتر از همیشه استفاده کنیم. یکی از راه های رسیدن به چنین موفقیتی آن است که آنچه از مسائل اسلامی در مجالس امام حسین علیه السلام می آموزیم، به بهترین نحو به آن عمل کنیم.

10- اخلاص در دستگاه امام حسین علیه السلام

 داشتن اخلاص در عزاداری امام حسین علیه السلام، مهم ترین امری است که باید به آن توجه ویژه ای داشت؛ زیرا درصد خلوص در دستگاه حضرت سیدالشهدا علیه السلام بر ارزش کار می افزاید و آن را مقبول تر می سازد.

دستگاه امام حسین علیه السلام مانند آب زلالی است که اگر ذرّه ای رنگ و ناخالصی به آن برسد، تغییر خواهد کرد و هرچه این ناخالصی بیشتر باشد، دگرگونی آن نیز بیشتر است.

دستگاه حضرت سیدالشهدا علیه السلام صاف و پاک است و تشبیه آن به آب زلال نیز از باب مثال است وگرنه بسیار صاف تر و زلال تر از آن است.

11- فقط او را ببین!

در خدمتگزاری و عزاداری امام حسین علیه السلام نباید توجه مردم و تشکر یا عدم قدردانی آنان برای انسان اهمیت داشته باشد؛ زیرا ارزشمندتر از همه آن است که حضرت سیدالشهدا علیه السلام به انسان احسنت بگویند و خدمتگزاری ما را بپذیرند.

خیمه و پرچم امام حسین علیه السلام که شامل هر مجلس عزای کوچک یا بزرگی است، صراط مستقیم الهی است که می تواند هر انسان حق طلبی را به سوی خود جذب کرده و هدایت نماید همان گونه که جوان نصرانی را از یاران امام حسین علیه السلام گردانید به طوری که اکنون میلیون ها انسان مؤمن و عالم و مجتهد در مقابل بارگاه او می ایستند و می گویند: پدر و مادرم به فدای شما باد.

12- سه سفارش درباره اباعبدالله علیه السلام

در اینجا سه توصیه به شما دارم:

یكى اینكه از خود حضرت سیدالشّهدا علیه السلام اخلاص بیاموزید و سعى كنید مجالس آن حضرت سال به سال بهتر شود، خواه در هیئت ‏ها و تكیه‏ ها باشد، خواه در خانه ‏هایتان، و زمینه را چنان فراهم كنید كه جمعیت شركت كننده فزونى یابد؛ البته از این مطلب نباید غافل باشیم كه دلمان دنبال آن نباشد كه چون فلان هیئت یا فلان مجلس چنین است، پس ما هم باید همان طور عمل كنیم، بلكه چشم ما به حضرت سیدالشّهدا علیه السلام باشد و دنبال آن حضرت باشیم. از شیطان نیز نباید غافل بود؛ چراكه در چنین برنامه هایى سعى فراوان دارد تا اهداف را غیرحسینى كند. پس باید مقاومت كنید و نگذارید شیطان با اخلاصتان بازى كند و هماره در صدد باشید تا بر میزان و درجه اخلاص خود بیفزایید.

مطلب دوم درباره تلاش و فعالیت در دستگاه حضرت سیدالشّهدا علیه السلام است. اگر كسى امكانات مالى دارد، از بذل آن در این دستگاه كوتاهى نكند و اگر استعداد زبانى یا قلمى دارد، همت خود را در خدمت به این مكتب به كار بندد. فراموش نكنیم كه كوتاهى و اهمال در خدمت به امام حسین علیه السلام پشیمانى‏ هاى سختى در پى دارد و جهد و كوشش در این راه بهره هاى فراوانى را به ارمغان مى ‏آورد، به طورى كه در نسل ‏هاى بعدى انسان نیز اثر مى‏ گذارد. چنانچه به تاریخ نگاهى بیندازید خواهید دید بعضى ‏ها خیلى زود نسلشان قطع شده و نسل برخى بعد از صدها سال هنوز پایدار است. البته علت آن را نمى ‏دانیم و بسیارى از خصوصیات نیز بازگو نشده است، ولى یكى از چیزهایى كه در نسل انسان تأثیر دوسویه (منفى و مثبت) مى‏ گذارد دستگاه حضرت سیدالشّهدا علیه السلام است، پس هر مقدار مى ‏توانید در این راه خدمت كنید و كوتاهى و اهمال روا ندارید.

مطلب سوم كه اهمیت فراوان دارد و بازگفتن آن را وظیفه شرعى خود مى ‏دانم این است كه بدانید احكام خدا از نظر حضرت سیدالشّهدا علیه السلام خیلى مهم بود. هیچ فكر كرده‏ اید كه حضرت سیدالشّهدا علیه السلام با تمام این بلندى مقام و عظمتى كه خداى تبارك و تعالى براى ایشان قرار داده است در چه راهى و براى چه چیزى قربانى شدند؟

پرواضح است كه آن وجود مقدس قربانى احكام خدا شدند چنان كه در زیارت آن حضرت مى‏ خوانیم: «وبذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك من الجهالة وحیرة الضلالة؛ خون خود را در راه تو [اى خدا] تقدیم داشت تا بندگانت را از نادانى و سرگشتگى گمراهى نجات بخشد».

حضرت ابوالفضل علیه السلام، حضرت على اكبر علیه السلام و بقیه بنى‏ هاشم و اصحاب حضرت سیدالشّهدا علیه السلام قربانى احكام خدا شدند تا اینكه امروز من و شما حلال و حرام را بشناسیم و راه فراگیرى احكام خدا براى ما هموار باشد. جان سخن اینكه حضرت سیدالشّهدا علیه السلام به شهادت رسیدند تا احكام خدا زنده شود و پایدار بماند. از این رو سعى كنیم [حدود الهى را به دقت انجام داده] و بر اخلاص و كوشش و التزام خود به احكام دین بیفزاییم.

13- عزاداری بر امام حسین علیه السلام در شرایط مختلف

روزهاى آخر ماه صفر و ماه‏ هاى عزا و سوگوارى رو به پایان است. شما عزیزانى كه در این ایام با تحمل زحمت ‏ها مجالس عزادارى حضرت امام حسین علیه السلام را برپا كردید، رونق بخشیدید، اطعام نمودید یا هر خدمتى كه به این دستگاه كرده‏اید، بدانید این خدمات از بین نخواهد رفت. حضرت بارى تعالى در باره پاداش اعمال مى ‏فرماید: «فَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ؛ پس هركه هم وزن ذره‏ اى نیكى كند، [نتیجه] كارهایش را می بیند».

 بنابراین، حال كه خود دراثر زنده نگاه داشتن یاد عاشورائیان از چنین موهبتى خداداده برخوردار هستید، سعى كنید پس از ماه محرم و صفر نیز این توفیق بزرگ را حفظ كرده، اگر تا به حال كمتر در این راه موفق بودید، در راه به دست آوردن آن بكوشید و دیگران را به بزرگ داشتن و حیات بخشیدن به این دستگاه سعادت‏ بخش و انسان‏ ساز فراخوانید. فراموش نكنیم زنده نگاه داشتن خاطره عاشورا زنده نگاه داشتن اسلام و احكام والاى آن است و همینطور استمرار حیات اسلام در گرو برپاداشتن مجالس حضرت سیدالشهدا علیه السلام است.

 ممكن است به ذهن كسى خطور كند چگونه مى ‏توان با دست خالى، كمبود جا یا مجرد بودن، مجلسى به نام حضرت سیدالشهدا علیه السلام بر پا كرد؟

 حقیقت این است كه انسان با هر امكاناتی مى‏ تواند انجمن و محفلى به نام آن حضرت برپا كند و آن را زمینه ‏ساز هدایت و روشنگرى نماید. به عنوان مثال، كسى که در یك اتاق زندگى مى ‏كند با برگزارى مجلس یك ساعته و با حضور چند مستمع و اندك پذیرایى و به دور از هر تكلفى زمانى از زندگى خود را به حضرت سیدالشهدا علیه السلام اختصاص دهد و در حد توان خود در زنده نگاه داشتن نام و اهداف مقدس آن حضرت سهیم شود. آن كس كه توان و امكان بیشترى دارد، مجلسى پررونق‏ تر با حضور آشنایان، همسایگان و خویشاوندان در خانه خود دایر كند. جان سخن اینكه هركس با هر توان و امكان مالى بكوشد همه روزه، هر هفته، ماهیانه و حتى سالى ده روز یا كمتر چراغى به نام حضرت امام حسین علیه السلام در خانه خود بیفروزد.

 آن عزیزانى كه در هیئت‏ ها حضور همیشگى دارند، یا اینكه مسئولیت هیئت و تدارك تمام نیازهاى مادى و معنوى آن را برعهده دارند نیز باید خانه خود را با نام و مجلس حضرت سیدالشهدا علیه السلام رونق و حیات بخشند.

 شایسته توجه است، مبادا به ذهن و اندیشه ‏اى خطور كند كه در مجالس عمومى شركت مى‏ كنیم، دیگر برگزارى مجالس آن بزرگوار در خانه چندان ضرورتى ندارد. به یقین چنین برداشتى درست نیست و این مجالس سعادت دنیا و آخرت را دربردارد و خاستگاه توفیقات زیادى است و هر چه بیشتر در برگزارى آن كوشا باشیم، در دو جهان موفق‏ تر خواهیم بود.

14- هشدار به عزاداران امام حسین علیه السلام

در حالى كه سراپاى فرزند رسول خدا صلى الله علیه وآله از بسیارى زخم نیزه و تیر و شمشیر به شدت مى ‏سوخت و در اندیشه خواهران و بانوان و اطفال حرم بودند، دشمنان گمراه براى به شهادت رساندن ایشان مهیا مى‏ شدند، در چنین وضعیت وصف ‏ناشدنى و دشوارى حضرت به درگاه خدا عرضه مى ‏داشت: «أللهم أنت ثقتی فی كل كرب؛ خدایا، در هر دشوارى و اندوهی [تنها] تو تكیه‏گاه منى».

 این گفتار حضرت در چنین موقعیت هولناكى شایسته تأمل فراوان است. این گفتار بسیار شگفت ‏انگیز است كه خلقت دریاها، خورشید، ماه، اجرام آسمانى، سیاره‏ ها و ستارگان، نیروهاى نامرئى چون جاذبه و دیگر كائنات شگفت ‏انگیز نیز در شگفتى و عظمت بدان نمى ‏رسد. معجزه بزرگ خدا از این قبیل است كه بندگانى چون حضرت سیدالشهدا علیه السلام آفریده است که در چنین وضعیت دشوارى به خداوند مى ‏گویند: «خدایا، در هر دشواری و اندوهی تنها تو تكیه ‏گاه منى».

 ازسوى دیگر این گفتار اوج مقام اخلاص آن حضرت را به ساحت ذات اقدس الهى مى ‏رساند. شایسته است ما نیز در خیمه حضرت سیدالشهدا علیه السلام با خلوص عمل كنیم و جز نام و یاد و هدف ایشان چیز دیگرى را مورد توجه قرار ندهیم و تلاش كنیم عزادارى‏ هاى ما هرچه خالص ‏تر باشد و چیزى جز اقامه شعائر اهل بیت علیهم السلام در آن نباشد. اگر با كسى اختلافى داریم، آن ‏را به مجالس حضرت سیدالشهدا علیه السلام نكشانیم و دوستى ‏ها و دشمنى‏ ها و معاملات و همه امورمان را بیرون از خانه حضرت سیدالشهدا علیه السلام انجام دهیم و در خانه آن حضرت صرفاً به اقامه و ترویج شعائر آن بزرگوار بپردازیم.

15- دوری از گناه در محرم و صفر

درباره عزادارى امام حسین علیه السلام نكات چندى به ذهن مى‏ رسد كه عزاداران حضرت سیدالشهدا علیه السلام خوب است آن ها را رعایت كنند.

نكته ‏اى كه پیش از هرچیز باید بدان توجه داشت دورى از گناه است. دورى از گناه همیشه ضرورت دارد و این ضرورت در ماه محرم و براى عزاداران حسینى شدیدتر است. باید از هر گناه - هر چند كوچك به نظر آید - دورى جست و صد البته لازم است پیش از این محرمات و گناه‏ها را شناخت؛ زیرا كسى كه مرز حلال و حرام را نمى ‏شناسد و به اندازه لازم در این زمینه معرفت حاصل نكرده است، نمى ‏تواند خود را از درافتادن در چاه معصیت نگاه دارد. بدین منظور لازم است انسان محرمات نامشهور را نیز بیاموزد و از آن ها دورى كند. براى مثال كمك به ستمگران و خیر رساندن به آن ها به هر شكل از جمله حرام‏ هایى است كه كم ‏تر شناخته شده است.

 صفوان جمّال از اصحاب امام صادق علیه السلام و حضرت موسى بن جعفر علیه السلام بود و از آن رو «جمّال» (شتربان) خوانده مى ‏شد كه شغل شتربانى داشت و از راه كرایه دادن شترهایش به مسافران روزگار مى ‏گذراند. حضرت موسى بن جعفر علیه السلام روزى به او فرمودند: «كل شی‏ء منك حسن جمیل إلا إكرائك جمالك من هذا الرجل؛ همه چیز تو خوب است جز آن كه شترهایت را به این مرد (هارون) اجاره مى‏ دهى».

 این تعبیر حضرت كه فرمودند: «همه كار تو خوب است جز یك كار» كم‏ تر درباره كسى از صحابه به كار رفته است و نشان از خوبى و ولاى صفوان نسبت به اهل بیت علیهم السلام دارد.

 وانگهى هارون - كه قلمرو حكومتش از چین تا اروپا و افریقا گسترده بود – كم ‏ترین نیازى به شترهاى صفوان نداشت و از چنان موقعیتى برخوردار بود كه در روز جمعه بر فراز صدها هزار منبر به نام او به عنوان خلیفه و امام مسلمانان خطبه مى‏ خواندند. در تاریخ آمده است كه هارون روزى نگاهى به آسمان انداخت و خطاب به ابرها - كه در حال حركت بودند - گفت: هر كجا خواستید ببارید چون حاصل بارش شما به دست من مى‏ رسد! چنین كسى با چنان اقتدارى به یقین نیازى به صفوان و شتران او نداشت، بلكه به دنبال چیز دیگرى بود. او كه از ارادت صفوان به حضرت موسى بن جعفر علیه السلام آگاه بود مى ‏خواست تا شاید بدین وسیله صفوان را به خود متمایل كند. شاید فكر مى‏ كرد این كار باعث مى ‏شود صفوان یكى دوبار در سال نزد او رفت و آمد كند و همین اندازه هم براى هارون مهم بود، اما حضرت باعث شدند همین مقدار ارتباط هم گسسته شود و به صفوان گفت: آیا مى‏ پسندى كه هارون زنده از حج بازگردد و كرایه شترهایت را بپردازد؟

 صفوان گفت: آرى. وقتى حضرت همین مقدار را هم نادرست دانستند، صفوان شترهایش را یك جا فروخت. بى‏ تردید حضرت مى ‏دانست كه بدون شترهاى صفوان نیز كار هارون متوقف نمى‏ ماند، ولى شاید قصد شریف‏ شان این بود كه چنین گناهى نیز در نامه عمل این مؤمن نباشد.

 یكى از یاران امام صادق علیه السلام به حرفه بنّایى اشتغال داشت و بنا به شغلى كه داشت، ساختمان ‏هاى گوناگونى مى ‏ساخت از جمله كاخ‏ هاى باشكوه، خانه ‏هاى مجلل و مسجد مى‏ ساخت كه البته كاخ ‏ها را به دستور و براى حاكمان عباسى بنا مى‏ كرد. روزى به حضور امام صادق علیه السلام رسید و به حضرتش عرض كرد: اى فرزند رسول خدا، از این پس از ساختن كاخ و بناهاى باشكوه و سلطنتى براى عباسیان خوددارى خواهم كرد و فقط براى آنان مسجد مى ‏سازم.

امام صادق علیه السلام به او فرمودند: «لاتعنهم فی بناء مسجدٍ؛ ستمگران را در ساختن مسجد نیز یارى مكن».

 با این پاسخ امام علیه السلام به اهمیت پرهیز از یارى ظالم حتى در ساختن مسجد پى مى ‏بریم.

 بنابراین، عزادار حسینى باید بكوشد كه دست به هیچ حرامى نزند و از این قبیل معاصىِ كم ‏تر شناخته شده نیز دورى كند. خلاصه باید كوشش شود در دستگاه امام حسین علیه السلام تنها امورى كه به امام حسین علیه السلام مربوط است انجام گیرد و از نزاع و اختلاف و تصفیه حساب‏ هاى فردى و درگیرى ‏هاى لفظى اجتناب شود.

16- تبلیغات زبانی و علمی آقایان و خانم ها

مطلب دیگر اهمیت زبان در خدمت به اقامه عزاى سیدالشهدا علیه السلام است. به كمك زبان مى ‏توان كارهاى بسیارى انجام داد و خدمات فراوانى به اقامه شعائر حسینى نمود. كافى است انسان مأیوس و خسته نشود و حوصله به خرج دهد و در كمال خونسردى و خوشرویى افراد را به مشاركت در عزا دعوت كند. نوع مشاركت افراد در عزادارى متفاوت است. برخى را باید تشویق به حضور در مجلس و شنیدن نوحه و شركت در سینه زنى كرد، از برخى افراد باید خواست در زمینه‏ هاى مالى مشاركت كنند و به هر میزان كه مى ‏توانند به دستگاه امام حسین علیه السلام خدمت كنند و در نهایت از برخى كه توان كارهاى خدماتى دارند خواست تا به اندازه توان و فرصت خود به فراهم كردن وسایل پذیرایى و مانند آن بپردازند.

 در این میان یكى از انواع مطلوب مشاركت، مشاركت زبانى است كه بسا مفیدتر و مؤثرتر از دیگر انواع مشاركت باشد، وانگهى نكته مهم در این كار را كه خوشرویى و امیدوار بودن است، فراموش نكنیم. اگر ده نفر در قبال پیشنهاد مشاركت مالى عذر بیاورند، نباید از پیشنهاد كردن به نفر یازدهم ناامید بود. اگر با خوش رویى كسى را چندین بار به حضور در مجلس عزادارى تشویق كنیم، ولى حاضر نشود، نباید از تكرار خواسته خود - البته بدون ایجاد ناراحتى - مأیوس بشویم. اگر دعوت ‏كننده به اندازه لازم در این خصوص بكوشد، ولى طرف مقابل از حضور در مجلس عزا خوددارى كند، مسلماً دچار سلب توفیق شده است. مهم آن است كه هركس در هر مقام بكوشد اندكى از وظیفه خود را به جاى آورد و از تشویق دیگران بدین مهم دریغ نكند و تحت تأثیر وسوسه‏ هاى شیطان مأیوس نشود.

 دیگر این كه كمك ‏هاى مالى هرچند اندك باشد، نباید كم اهمیت جلوه كند و - مثلاً - انسان نباید از دادن ده تومان، پنجاه تومان، صد تومان و حتى یك ریال به دلیل اندك بودن آن شرمگین باشد؛ چراكه همین مبالغ اندك است كه جمع مى‏ شود و مبالغ كلان را به وجود مى ‏آورد. از طرفى بسا مبلغ اندكى بركت و كارایى مبالغ كلان را داشته باشد؛ لذا هركس هر مقدار كه كمك مالى مى ‏كند باید مورد تشویق قرار گیرد و از مبلغ اهدایى او در راه اقامه عزا استفاده شود. از دیگرسو كسانى كه این كمك‏ ها را - هرچند اندك – جمع ‏آورى مى ‏كنند نباید آن را مایه شرمندگى خویش بدانند؛ زیرا این عمل شرافت و افتخار فوق ‏العاده‏اى دارد و در واقع چنین كسى مجلس حضرت امام حسین علیه السلام را برپا داشته، به آن رونق مى‏ بخشد و از همین ‏رو خود و كسانى كه پول و امكانات برگزارى این مجالس را داده‏ اند پاداشى بس بزرگ دارند. در مقابل اشخاص متمولى كه پیشنهاد كمك مالى به اقامه عزا را رد مى‏ كنند در حقیقت توفیق چنین كارى را ندارند و چه بسا اصرار كردن به این قبیل افراد كار صحیحى نباشد؛ زیرا پول خرج كردن در راه امام حسین علیه السلام شرافت و افتخار بزرگى است و انسان خود باید از دل و جان طالب این افتخار باشد. ثروتمندانى كه حاضر نیستند قدمى در این راه بردارند، خودشان را از این خوان بخشنده و پرنعمت و این افتخار عظیم بى ‏بهره ساخته ‏اند.

 در جاهایى كه مسجد یا حسینیه وجود ندارد، نباید منتظر دیگران نشست. انسان باید پاى در راه نهد و آنگاه خواهد دید خود حضرت سیدالشهدا علیه السلام چگونه به بهترین نحو عنایت مى ‏فرمایند. در جاهایى كه مجلس زنانه وجود ندارد، خود خانم‏ها اقدام كنند و بكوشند مجلس عزاى زنانه تشكیل دهند، هرچند لازم است آقایان خودشان چنین مجالسى را براى خانم ‏ها برپا كنند. مختصر این كه همگان باید به نوبه خود بكوشند در برگزارى هرچه بهتر مجالس عزا گامى بردارند و هرچه مى‏ توانند بر كمیت و كیفیت بهتر این قبیل مجالس بیفزایند.

17- امام حسین علیه السلام را کفیل خود قرار دهیم

در یكى از زیارت ‏هاى مخصوصه امام حسین‏ علیه السلام كه به نقل شیخ صدوق از صحیح ‏ترین زیارات حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و این زیارت را مرحوم شیخ عباس قمى در زیارات مطلقه امام حسین‏ علیه السلام و مرحوم اخوى در كتاب الدعاء و الزیارة به عنوان دومین زیارت نقل كرده ‏اند، جمله‏ اى وجود دارد كه در زیارات دیگر نیست و آن اینكه خطاب به امام‏ علیه السلام عرض مى‏ كند: «والسبیل الذی لایختلج دونك فی‏الدخول فی ‏كفالتك التی اُمِرْتَ بها؛ استوار راهنمایم شوى كه از ورود در كفالت تو - كه خدا بدان فرمانت داده - بازم ندارد».

 به نظر بنده ارزش این جمله از كل دنیا بیشتر است؛ چراكه در این یك جمله به اندازه یك كتاب سخن نهفته است و اجمالاً معنى آن را عرض مى ‏كنم.

 در اسلام «كفالت» داریم و «ضمانت». ضمانت مربوط به پول است، مثلاً شما از شخصى پول طلب دارید، شخص دیگرى او را ضمانت مى ‏كند. در این مورد اگر بدهكار بدهى خود را نپردازد، شما به ضامن مراجعه مى ‏كنید. اما كفالت در مورد شخص است، مانند متهمى كه هنوز موعد دادگاهش فرا نرسیده و او را در بازداشت نگه مى‏ دارند. شخص معتبرى به دادگاه مى ‏رود و مى ‏گوید: شما این متهم را آزاد كنید، هر وقت لازم شد، خودم او را به دادگاه مى ‏آورم. این معناى كفالت است.

 آنقدر كه بنده خوانده ‏ام و شنیده‏ ام، در میان چهارده معصوم‏ علیهم السلام این جمله فقط در مورد امام حسین‏ علیه السلام وجود دارد؛ یعنى حضرتش عده‏ اى از بندگان را كفالت مى ‏كند، بدین صورت كه امام‏ علیه السلام در دادگاه عدل الهى شخص را آزاد مى‏ كنند.

 در این زیارت عرض مى ‏كنیم یااباعبداللَه كفالت من را به عهده بگیر. و این ‏گونه خواستن را امام صادق ‏علیه السلام به شیعیان یاد داده‏ اند.

 حقیقت این است اگر از امام حسین ‏علیه السلام پول بخواهید، روزى تمام مى‏ شود و اگر فرزند بخواهید، روزى از او جدا مى‏ شوید. بنابراین، ارزش هیچ كدام از اینها به كفالت امام حسین‏ علیه السلام نمى ‏رسد و جاى آن را پر نمى ‏كند.

 اصلاً ما معنى این جمله را نمى ‏فهمیم که اگر كوه دماوند تبدیل به طلا بشود، ارزش آن از چهار حرفِ «ح،س،ى،ن» هم كم ‏تر است و اصلاً چنین مقایسه ‏اى جسارت به ساحت مقدس حضرت سیدالشهداعلیه السلام است.

 باید توجه داشت كه امام حسین ‏علیه السلام هركسى را كفالت نمى‏ كنند، بلكه كفالت ایشان شروطى دارد و آمادگى مى ‏خواهد. حال اگر كسى بخواهد از این عطیه امام حسین‏ علیه السلام برخوردار شود، باید خود را به رنگ حسینى در آورد. مقام امام حسین ‏علیه السلام بسیار بالاست. اگر فرد كثیف یا نجسى به شما، التماس كند كه مرا به مجلس عالمان، پرهیزگاران و مؤمنان ببر یقیناً شما نمى ‏پذیرید؛ زیرا مى ‏دانید اجابت چنین خواسته ‏اى اهانت به اشخاصى است كه در آن مجلس حضور دارند. امام حسین‏ علیه السلام كسى را كفالت مى‏ كنند كه لیاقت داشته باشد و البته كلید این لیاقت هم در دست خود شخص است.

18- فرزندان معنوی امام حسین علیه السلام

بالاترین افتخار و سربلندى ما این است كه امام حسین ‏علیه السلام ما را به فرزندى بپذیرند. راستى چیزى بالاتر از این وجود دارد؟ اگر شما را مخیر كنند بین انتخاب یك خانه پانصد میلیون تومانى و این كه امام حسین‏ علیه السلام شما را به فرزندى بپذیرد، كدام را ترجیح مى ‏دهید؟

 بالاترین افتخار این است كه امام حسین ‏علیه السلام پدر ما باشند و توجه داشته باشیم كه شیعیان غیرسید نیز فرزندان معنوى امام‏ علیه السلام هستند.

 پیامبر صلى الله علیه وآله در این معنا فرموده ‏اند: «أنا و علی أبوا هذه الأمة؛ من و على دو پدر این امت هستیم». امام حسین ‏علیه السلام هم فرزند همین پیامبر صلى الله علیه وآله و امیرمؤمنان‏ علیه السلام است.

19- چشم پوشی از اختلافات برای امام حسین علیه السلام

كسانى كه در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام فعالیت دارند، سعى كنند درباره اختلاف نظرها با همدیگر صحبت كنند و اگر با حرف زدن به جایى نرسیدند، یكى كوتاه بیاید. این كوتاه آمدن براى امام حسین ‏علیه السلام قیمتش بیشتر است و امام ‏علیه السلام بیشتر به چنین كسى عنایت مى ‏كند، چون براى رفع نزاع پیش قدم شده و در واقع فروتنى كرده است. سعى كنید به سبب اختلاف سلیقه و كم و زیادها اتحاد فرزندان امام حسین‏ علیه السلام از بین نرود و دچار تفرقه نشوند.

 در روایت آمده است كه هم شیطان جن وجود دارد، هم شیطان إنس، كه هماره مشغول فتنه ‏انگیزى هستند و از كار خود دست بر نمى ‏دارند و هركدام سعى مى ‏كنند بین افراد با امام حسین ‏علیه السلام فاصله بیندازند و البته اگر در كار خود موفق شوند، غرق در شادى مى‏ شوند.

 سعى كنیم بین ما و آن حضرت‏ علیه السلام فاصله نیفتد و اگر خداى ناكرده فاصله ‏اى هم هست، آن را كم كنیم؛ چراكه كم و زیاد كردن این فاصله به انتخاب خودمان است.

20- امام حسین علیه السلام؛ نماد امتحان الهی

اراده خداى متعال بر این تعلق گرفته است كه همگان در هر روزگارى امتحان شوند و این مطلبى است كه در قرآن كریم آمده و ائمه اطهارعلیهم السلام و خود امام حسین‏علیه السلام نیز به این امر تصریح داشته ‏اند.

 شش ماه قبل از واقعه كربلا افراد بسیارى به امام حسین‏ علیه السلام عرض كردند كه به كربلا نروید، چرا از این سفر صرف ‏نظر نمى ‏كنید؟ امام‏ علیه السلام فرمودند: «فإذا أقمت فی مكانی فبما یمتحن هذا الخلق المتعوس؛ اگر من در جاى (شهر) خود بمانم، خدا به چه وسیله‏ اى این خلق نگون بخت را بیازماید؟».

 این امتحان فقط در روز عاشورا نبوده است. یك عده امام حسین‏ علیه السلام را شهید كردند و یك عده نماز مغرب و عشا را پشت سر ایشان خواندند، ولى بعد امام‏ علیه السلام را تنها گذاشتند. گروهى نیز روز عاشورا به ایشان پیوستند. اگر امام حسین‏ علیه السلام نبود، این امتحانات واقع نمى ‏شد. این امتحان‏ ها امروز هم وجود دارد. باید حواسمان جمع باشد و فاصله ‏هاى میان خود را كم كنیم و نگذاریم اتحادمان از بین برود و در راه حضرت سیدالشهداعلیه السلام با تمام توان بكوشیم تا از كفالت حضرتش برخوردار شویم؛ چه این كه هركس بیشتر زحمتِ خدمت در این دستگاه را بر خود هموار كند، از كفالتش بهره‏ مند خواهد بود. نباید كسى درباره امام حسین‏ علیه السلام و دستگاه ماندگار و انسان‏ ساز او مانع تراشى كند كه خداى ناكرده مورد قهر الهى قرار گرفته، سخت كیفر خواهد شد و اگر در این دنیا كیفر نبیند، به یقین در سراى دیگر كیفرى سخت و دردناك خواهد دید.

21-   رابطه درونی با امام حسین علیه السلام

مسأله دیگر نیت و انگیزه‏ هاى درونى است. شما براى چه دنبال امام حسین‏ علیه السلام مى ‏روید؟ هركس به دنبال یك چیزى است و با هدفى در روضه امام حسین‏ علیه السلام شركت مى‏ كند و این را فقط خودش مى ‏داند و امام‏ علیه السلام.

 مرحوم والد ما مى ‏فرمودند: دلم مى‏ خواهد فلان جاى حرم مطهر حضرت سیدالشهدا علیه السلام دفن بشوم، اما وصیت نمى ‏كنم كه دیگران به زحمت نیفتند. اتفاقاً همان جا دفن شدند. ایشان مى‏ فرمودند: این جا خانه فلان شخص بود و وقتى به او گفتند: مى ‏خواهیم صحن امام حسین‏ علیه السلام را بزرگ كنیم، با دل و جان خانه‏ اش را تقدیم كرد.

 گفتند: چقدر پول مى ‏خواهى؟

 گفت: من از امام حسین‏ علیه السلام پول مى‏ خواهم، از شما نمى‏ خواهم. او از دنیا رفت، حال اگر ده برابر قیمت واقعى منزلش هم پول مى ‏گرفت، الآن آن پول‏ ها به درد او نمى ‏خورد، اما همین یك كلمه چقدر باارزش است. چند درصد از اعمال ما براى حضرت سیدالشهداعلیه السلام است؟ اگر كسى چوب لاى چرخ دستگاه امام حسین ‏علیه السلام گذاشت، حرف زشتى زد و یا شخصى را مسخره كرد، امام حسین‏ علیه السلام و خداى او مى ‏دانند، پس باكى نیست و باید براى خشنودى آن بزرگوار صبور بود.

22- خداوند ناظر ماست

امام حسین‏ علیه السلام جمله‏ اى را كه عرض مى ‏كنم دو بار فرمودند: یك بار روز تیراندازى به جنازه امام حسن مجتبى ‏علیه السلام؛ چون امام‏ علیه السلام همه كارى مى‏ توانستند انجام بدهند، اما صلاح نبود، لذا از شورش جلوگیرى كردند. یك بار هم وقتى آخرین شهید؛ یعنى حضرت على اصغرعلیه السلام را تقدیم خدا كردند این جمله را بر زبان راندند و این نشان مى‏ دهد كه این دو جا بر قلب مقدس ایشان سنگین ‏تر بوده است. امام‏ علیه السلام در دو موضع فرمودند: «هوّن ما نزل بی أنه بعین اللَه؛ این وضع و صحنه بسیار سنگینى است، اما چون خدا مى ‏بیند، برایم آسان است».

 ما نیز به عنوان فرزندان امام حسین ‏علیه السلام باید از ایشان درس بیاموزیم و استقامت كنیم و اگر در راه برپایى عزادارى حضرتش مشكلى پیش آمد، باور داشته باشیم خدا و حضرت سیدالشهدا علیه السلام مى ‏بیند و همین براى ما كافى است و لازم نیست كس دیگرى بفهمد. فراموش نكنید كه اگر شخص دیگرى فهمید، حداكثر اینكه چند روزى براى شما دلسوزى می كند و فرض كنید اندكى هم به شما عقیده پیدا خواهد كرد. این دلسوزى چه فایده‏اى براى شما دارد؟ مهم این است كه خدا و امام حسین ‏علیه السلام ناظر برآنند و كارگشاى شما خواهند بود.

23- سه سفارش نسبت امام حسین علیه السلام

در اینجا سه پیشنهاد و سفارش ارائه مى ‏كنم كه امید است با عمل به آن ها بخشى از كوتاهى ‏هایمان در قبال حضرت سیدالشهدا علیه السلام جبران شود:

نخست آنكه چند روز مانده به میلاد مسعود آن حضرت، خانواده، همكاران، بستگان و همه كسانى را كه با آنان ارتباط دارید، از این نكته آگاه كنید كه روز سوم شعبان روز میلاد امام حسین علیه السلام است. اگر بگویم بسیارى از مسلمانانى كه میان آنان زندگى مى‏ كنیم از این مطلب ناآگاهند مبالغه نكرده‏ ام!

 دوم آنكه در روز میلاد آن حضرت خانواده و فرزندانمان را با یكى از اندیشه‏ ها یا آموزه‏ هاى (هرچند ساده) اهل بیت علیهم السلام و به ویژه صاحب این‏ روز، یعنى امام حسین آشنا كنیم تا با مهر اهل بیت علیهم السلام پرورش پیدا كنند.

 سوم آنكه در روز میلاد مبارك ایشان اظهار شادى نماییم و با دادن هدیه و شیرینى به خانواده و همكاران و همسایگانمان این شادى را نشان دهیم.

 عمل كردن به این سه سفارش كم ‏ترین كارى است كه مى‏ توانیم انجام دهیم و كم ‏ترین چیزى است كه از ما انتظار مى‏ رود تا بدین ترتیب دوستدار امام حسین علیه السلام به شمار آییم.

24- محبت به امام حسین علیه السلام؛ سبب بهبود روح

شایستگى ‏ها و قابلیت ‏هایى‏ كه داشتن آن ها موجب مى ‏شود از پیروان امام حسین علیه السلام به شمار آییم ممكن است از سطح ما برتر باشند؛ زیرا امام حسین علیه السلام دین خدا را اقامه فرمودند، در حالى كه مى ‏بینیم محیط پیرامون ما آكنده از محرمات است و فرزندان و خانواده ما واجبات خود را ادا نمى ‏كنند و با همه این احوال متأسفانه برخى از ما همچنان بى‏اعتناییم! وقتى یكى از فرزندانمان دچار یك بیمارى جسمى مى‏ شود، بى ‏درنگ در پى درمان وى برمى ‏آییم. خوب است به همان اندازه كه به بیمارى‏ هاى جسمى توجه داریم در بهبود بیمارى‏ هاى روحى نیز تلاش كنیم. براى این ‏كار باید از هم اكنون در راه گسترش محبت حضرت سیدالشهدا علیه السلام و اندیشه ایشان و سپس عمل كردن بر اساس آن تلاش كنیم.

25- گسترش فرهنگ حسینی

قضیه امام حسین علیه السلام، همان واقعه عاشورای سال 61 هجری قمری، به وسیله امام سجاد علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها و از طریق ایراد خطبه و طی ده ها سال به تدریج به اطلاع همگان رسید. بنابراین، اگر با به کارگیری رسانه های نوین فرهنگ حضرت سیدالشهدا علیه السلام به طور خاص و فرهنگ اهل بیت علیهم السلام به طور عام با برخورداری از پوشش جهانی و زبان های زنده و فراگیر به اطلاع جهانیان رسانده شود، قطعاً، گسترش و تکامل خواهد یافت.

26- ثبات قدم

علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه در کتاب بحارالانوار آورده اند مردم بسیاری امام حسین علیه السلام را از مکه مکرمه به سوی کربلای معلی همراهی نمودند که بیشترین آن ها شیعه و از پیروان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام بودند و به آن وجود مقدس اعتقاد راسخ داشتند. در تاریخ آمده است هنگامی که آن حضرت به کربلا رسیدند تقریبا 1500 نفر در رکابشان بودند، اما در شب عاشورا هنگامی که مورد امتحان الهی واقع شدند و دانستند که باید با حکومت ظالم یزید رو در رو شوند و مرگ را در مقابل خود دیدند، از گرداگرد امام حسین علیه السلام متفرق شدند و با حضرت تقریبا هفتاد و دو نفر باقی ماندند.                                                                                       کسانی که امام حسین علیه السلام را تنها گذاردند، اهل استقامت و پایداری نبودند و عزم بر شهادت در راه خدای متعال را نداشتند؛ لذا امام علیه السلام را رها نمودند. آنان پس از شهادت حضرت، چند سالی زیستند، اما زیستنی با حسرت و ندامت؛ چراکه از یاری امام معصوم علیه السلام و جنگ با دشمنان دین سر باز زده بودند. اما کسانی که تا آخرین نفس با حضرت ماندند، سعادتمند و رستگار شدند و نام و یادشان تا ابد بر صفحه وجود جاودان خواهد ماند.

استواری در راه خدا امری لازم است و خدای متعال به آن دعوت نموده و استواران را تمجید نموده است: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْکُرُوا اللهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای کسانی که ایمان آوردید، هنگامی که با گروهی رو به رو می‌ شوید، ثابت قدم باشید! و خدا را فراوان یاد کنید، تا رستگار شوید».                               

بنابراین، تصمیم بگیرید در راه امام حسین علیه السلام تا آخر عمر ثابت و پایدار باشید و در برابر مشکلات ضعف از خود نشان ندهید و سختی ها شما را خسته نکند و تلاش در این راه را رها نکنید که زندگی دنیا خالی از مشکلات نیست. با این تفاوت که پاداش تحمل مشکلات در راه خدای متعال و در راه اهل بیت علیهم السلام در نزد خدای عزّوجل از بین نمی رود.

27- سه وسیله نجات

برای آنکه امام حسین را وسیله ای میان خود و خدا قرار دهیم به سه چیز نیازمندیم: ارتباط قلبی (یعنی مودت و محبت)، ارتباط عقلی (یعنی اعتقاد و شناخت) و ارتباط عملی (یعنی فداکاری و از جان گذشتگی). هرقدر میزان این امور در ما بیشتر باشد، رابطه ما با حضرت سیدالشهدا علیه السلام محکم تر می شود و در دنیا و آخرت نزد خدا آبرومندتر خواهیم بود. برای نمونه شخصی چون حضرت قمر بنی هاشم علیه السلام که در این میان گوی سبقت را از همگان ربوده است، آبروی عظیمی را که در دنیا و آخرت نزد خدای متعال دارد، مرهون معرفت، مودّت و فداکاری اش در راه امام حسین علیه السلام است.