1- بقعه های خاص خدا
خدای متعال به واسطه جان نثاری ها و از خودگذشتگی های فراوان حضرت سيدالشهدا عليه السلام برای آن حضرت ويژگی های منحصر به فرد و بی مانندی قرار دادند که پيش از ايشان سابقه نداشته است. برای نمونه خدای سبحان امامان بزرگوار علیهم السلام را از نسل طيب و طاهر ايشان قرار دادند، شفا را در تربت معطرشان و استجابت دعا را زير گنبد ملکوتی ايشان نهادند و چنان آوازه و غوغايی برای آن حضرت و عزاداری ايشان قرار دادند که روز به روز افزون تر می شود و به رغم خواست دشمنان هرگز شعله نام و يادشان به خاموشی نمی گرايد.
در روايت آمده است امام صادق عليه السلام بيمار شدند و فرمان دادند شخصی را برايشان اجير سازند تا به کربلا برود و نزد قبر مطهر حضرت سيدالشهدا عليه السلام برای آن حضرت دعا کند. بدين منظور شخصی را تعيين کردند، ولی او گفت: من می روم، اما امام حسين علیه السلام امامی است مفترض الطاعة و امام صادق علیه السلام نيز همچون ايشان امامی مفترض الطاعة است [کنايه از اين که امام صادق علیه السلام نيز همانند جدشان هستند و چه نيازی به دعا دارند؟]. اين مطلب را که به امام صادق علیه السلام رساندند، فرمود: همين طور است، ولی آيا نمی داند که خدای متعال بقعه هايی دارد که دعا در آن ها مستجاب می شود؟ بقعه حضرت سيدالشهدا عليه السلام نيز در شمار همين بقعه ها قرار دارد. نيز روايت شده که امام هادی عليه السلام بيمار شدند و شخصی را مأمور کردند نزد قبر مطهر حضرت سيدالشهدا علیه السلام برای بهبودی شان دعا کند. اين روايات نشان می دهد که استجابت دعا زير گنبد آن حضرت حتی شامل امامان بزرگوار نيز می شود.
2- تلاش برای پیشرفت و ساماندهی شهر مقدس کربلا
کربلای معلی از دیرباز تا به امروز مظلوم بوده و هست و می بایست در رفع این مظلومیت به هر شکل و از رهگذر سیاسی، اقتصادی، زیست محیطی و جز آن که ممکن باشد، تلاش کرد تا در شمار افراد سعادتمندی قرار گرفت که توفیق اصلاحات لازم و درخور شهر مقدس کربلا را می یابند و نامشان در تاریخ جاودانه می گردد.
بی تردید مشکلات عراق بسیار است که از داخل، خارج و برخی همسایگان و غربی ها بر آن تحمیل شده است. بنابراین، برای رفع مشکلات موجود در کربلا باید اتحاد و انسجام وجود داشته باشد. البته چنین کاری با مشکلات و سختی های فراوانی همراه است، اما باید برای این کار عزم را جزم نمود؛ چراکه قرآن کریم می فرماید: «وَأَصْلِح؛ اصلاح کن و سامان بده».
3- توصیه به مجاوران امام حسین علیه السلام
شما بحمدالله از نعمت مجاورت حضرت سیدالشهدا و حضرت اباالفضل العباس علیهماالسلام و خدمت به زوار آن دو بزرگوار برخوردارید. این نعمت، نعمت بزرگی است که بسیاری از مؤمنان به آن غبطه می خورند؛ لذا تلاش نمایید به گونه ای عمل کنید که امام توفیق انجام نیکی ها را روزی تان فرماید. این مطلب به یک چیز بستگی دارد و آن ایجاد ارتباط واقعی با حضرت است، بدین معنا که تکالیف و مسؤلیت ها و وظایفی را که در برابر خدای سبحان و خانواده و خویشاوندان خود برعهده دارید، به جا آورید و در عین حال دلتان متوجه امام باشد.
حضورتان را در آن سرزمینِ مبارک غنیمت بشمارید و از امام برای خود و دیگر مؤمنان همه چیز بخواهید و بکوشید مثل پیرزن بنی اسرائیل از امام حاجت بطلبید.
در روایت شریفی از امام جعفر صادق علیه السلام آمده است در عصر جاهلیت، رسول خدا صلی الله علیه وآله میهمان مردی شدند و وی آن حضرت را گرامی داشت. پس از بعثت رسول خدا صلی الله علیه وآله مردم به او گفتند: فلانی، می دانی این پیامبر که به تازگی مبعوث شده کیست؟ گفت: نه. گفتند: همان شخصی که فلان روز میهمان تو شد. وقتی این مطلب را شنید نزد پیامبر صلی الله علیه وآله رفت و گفت: مرا می شناسی؟ حضرت فرمودند: تو کیستی؟ گفت: همان که فلان روز نزد من میهمان بودی. پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: خوش آمدی! حاجتی بخواه. گفت: هشتاد گوسفند با چوپان هایشان. رسول خدا لحظه ای سر به زیر افکند و آن گاه دستور دادند آنچه خواسته به او تقدیم کنید.
آیا این مرد نمی توانست مثل خواسته پیرزن بنی اسرائیل حاجت بطلبد؟ وقتی اصحاب ماجرا را جویا شدند فرمود: خدای تبارک و تعالی به موسای کلیم علی نبینا وآله وعلیه السلام فرمود: استخوان های یوسف پیامبر را با خود بردارد. وقتی موسی سراغ آرامگاه یوسف نبی را گرفت پیری نزد او آمد و گفت: اگر کسی جای قبر یوسف پیغمبر را بداند فلان زن است. موسی در پی آن زن فرستاد و به او گفت: نشان قبر یوسف پیامبر را بده تا بهشت از آنِ تو باشد. پیرزن گفت: نه؛ به خدا قسم که نشانت نخواهم داد، مگر اینکه من داوری کنم و بگویم چه می خواهم. موسی گفت: بهشت از آن تو خواهد بود. زن گفت: نه؛ به خدا قسم نشان قبر را نخواهم داد، مگر این که من داوری کنم و بگویم چه می خواهم. وحی آمد: چرا برایت سنگین است که او را داور سازی؟ موسی گفت: حکم از آن توست. پیرزن گفت: حکم من این است که در بهشت در همان درجه ای باشم که تو هستی.
آن گاه رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: چه می شد اگر این مرد از من درخواست می کرد در بهشت هم درجه ام باشد؟!
بی شک امام حسین علیه السلام برتر و بزرگ تر از موسی بن عمران علیه السلام است. پس فرصت مجاورت با آن حضرت را غنیمت بشمارید و بهشت را برای خود و همه مؤمنان بطلبید.
4- اجر پایدار
«مَا عِندَکُمْ ینفَدُ وَمَا عِندَ اللهِ بَاقٍ؛ آنچه نزد شماست فنا می شود و آنچه نزد خداست باقی می ماند».
انسان مؤمن باید خود، رفتار، گفتار و اندیشه اش را خالصانه وقف خدای سبحان کند. آدمی هرچند عمر کند، در نهایت مرگ در انتظار او خواهد بود؛ لذا شایسته است که همه عمر و زندگی اش را در راه خدای متعال صرف کند تا نعیم ابدی و آسایش جاودان اخروی نصیبش شود، زیرا کسی که خود و داشته هایش را برای غیرخدا مصرف کند و در پی کسب مقام یا ثروت و جز آن باشد، در آخرت به بدبختی جاودان و حسرت فراوان دچار می گردد.
وجود مبارک حضرت سیدالشهدا علیه السلام روز هشتم ذی حجه به همراه جماعتی از مکه به سمت کربلا خارج شدند و در طی راه نیز افراد و گروه هایی به ایشان می پیوستند. روز دوم محرم الحرام هنگامی که پا به سرزمین کربلا نهادند بنا به نقل های تاریخی هزار و پانصد تن در رکاب ایشان بودند. این افراد همگی امام حسین علیه السلام را دوست داشتند، به ایشان اعتقاد داشتند، پشت سر حضرت نماز می گزاردند و به ایشان ارادت می ورزیدند، ولی در شب عاشورا وقتی آن حضرت برنامه و روش خود را توضیح دادند و فرمودند: «گمان نمی کنم ما از دست این جماعت جان به سلامت بریم. من بیعت خود را از دوش همه شما برداشتم و هیچ پیمانی بر من ندارید. از این شب تیره استفاده کنید و بروید»، اندک اندک پیرامون حضرت را خالی کردند تا جایی که فقط 72 تن باقی ماندند که در رکاب ایشان نبرد کردند و بزرگ ترین سعادت تاریخ و فیض شهادت را کسب نمودند. در حقیقت این افراد جان و همه دار و ندارشان را در دایره «ماعندالله» قرار داده، خود را برای فداکاری خالصانه در راه حضرت آماده کرده بودند.
امام حسین علیه السلام به هیچ احدی و نیز به مال و منال کسی کم ترین نیازی ندارند، بلکه همه بشر و همه دنیا و آخرت نیازمند وجود ایشان هستند. همچنین خدای متعال آن جناب را مایه آزمون همه مردم ـ و نه فقط مسلمانان ـ قرار داده است.
بر این اساس، شایسته است که همه مؤمنان و به ویژه کسانی که در جوار حضرت سیدالشهدا و برادر ارجمندشان حضرت قمر بنی هاشم علیهماالسلام قرار دارند، قدر و ارزش خدمت به حضرت سیدالشهدا علیه السلام را بدانند و با نیتی خالص به خدمتگزاری بپردازند و به عبارت دیگر خدمت ها و تلاش هایشان را در دایره «ماعندالله» قرار دهند، تا در آخرت از نعمت جاودان برخوردار شوند. بدانید که پاداش هریک از شما بسته به اخلاص شماست و کسی که به شما پاداش می دهد، شخص حضرت سیدالشهدا علیه السلام است.
5- میهمانان کربلا
زائران کربلا در مرحله اول میهمان حضرت سیدالشهدا و حضرت ابوالفضل العباس سلام الله علیهما و سپس میهمان مردم کربلا هستند. میهمان کربلا نیازمند دو چیز است: یکی برخورداری از خدمات و دیگری الهام گرفتن از روح و حقیقت امام حسین علیه السلام است، زیرا سفر کربلا سفر تفریح و خوشگذرانی نیست و لذا درخور خدمت هستند و از دیگرسو آنان می بایست از روح امام حسین علیه السلام الهام بگیرند و راه را از چاه بازشناسند و در راه هدایت گام نهند که امام صادق علیه السلام جانفشانی حضرت سیدالشهدا علیه السلام را برای رهایی بندگان از نادانی و سرگشتگی گمراهی خوانده است.
6- خدمت به کربلا
کار در کربلا مسئولیتی است که خدا، امام حسین علیه السلام و تاریخ برعهده مسئولان آن سامان نهاده اند و این بزرگی مسئولیت نتیجه ویژگی هایی است که خدای متعال برای امام حسین علیه السلام و سرزمین کربلا خواسته است. وانگهی تاریخ این خدمات و نقش ستوده مسؤلان را ارج خواهد نهاد. بدانید که در آینده نزدیک کربلا از چنان موقعیتی برخوردار خواهد شد که هیچ سرزمینی در جهان بدان مرتبه نخواهد رسید که این نیز خواسته خداوند است.
7- سخنی با میزبانان زائران کربلا
در این جا بجاست به شما مؤمنانى كه در عراق، به ویژه در شهر مقدس كربلا روزگار تحمل ستم را گذرانده و اینك ـ بحمدالله ـ از شرّ آن رهایى یافته اید، سفارش هایى كنم. در روایت شیعه ومخالفان آن ها آمده است كه خداى سبحان جز سرزمین كربلا این خاكدان را در روز قیامت متلاشى و نابود مى كند و این سرزمین در بهشت نیز از بهترین مكان هاى آن خواهد بود.
حال خداى متعال بر شما تفضل كرده و این همجوارى و همسایگى را به شما عنایت نموده است و در آینده انبوه میلیونى زائران ـ كه دل هایشان از مهر امام حسین علیه السلام و پدر و برادرش و دیگر خاندان مطهرش آكنده است ـ از سراسر جهان بر شما وارد خواهند شد كه البته در ایام زیارتى مخصوص مانند: شب هاى جمعه و غیر آن این تجمع بیشتر خواهد شد و در واقع میهمانان شما خواهند بود و باید شهروندان این شهر مقدس و شما دو نكته را همواره لحاظ كنید:
یك: باید زائران كربلاى حسینى برداشت هاى شخصى شان نسبت به مردم این شهر مقدس اعم از علما، خطبا، نانوایان، آهنگران، عطاران، هتل داران و دیگران این باشد كه مردم كربلا به اخلاق امام حسین علیه السلام آراسته شده اند، به گونه اى كه هركس در این شهر حتى یك شب بماند، این منش و اخلاق را به وضوح در مردم این شهر ببیند. از این فراتر باید اخلاق و رفتارتان چنان باشد كه هركس وارد شهر كربلا شد، احساس كند وارد بهترین سرزمین این خاكدان شده است كه نقطه اى از بهشت است. باید توجه داشت كه زائران برداشت خاصى نسبت به مردم این شهر داشته، آنان را با دیدى معنوى مى نگرند و این به شما عالمان بر مى گردد؛ زیرا مردم این شهر بى شك سخنانتان را مى شنوند و از كارهایتان پیروى مى كنند و همان گونه كه در حدیث شریف آمده است: «كونوا دعاة الناس بأعمالكم، ولاتكونوا دعاة بألسنتكم؛ با كارهایتان مردم را [به خوبى] دعوت كنید نه با زبانتان».
بدیهى است این حدیث نورانى صرفاً ویژه عالمان ـ كه متصدى امر تبلیغ هستند ـ نیست، بلكه مخاطبان آن كاملاً فراگیر و گسترده بوده، تمام اصناف و طبقات جامعه را شامل مى شود.
دوم: مى طلبد كه بهترین رهاورد سفر زائر كربلاى معلى، به عنوان بهترین بقعه زمین و والاترین جایگاه بهشت، صرفاً مهر نماز و تسبیح نباشد، گرچه این ها قداست بس والایى دارند، اما از آنجا كه قداست بهشت به ساكنان آن است، قداست كربلا برگرفته از قداست حضرت سیدالشهدا علیه السلام است.
از این رو ضرورى است كه زائر كربلا هنگام بازگشت براى خانواده و خویشان و دوستان هدیه و رهاوردى از این شهر مقدس به همراه خود ببرد و آن باید اندیشه و منش و سیره حضرت سیدالشّهدا علیه السلام باشد كه البته این مهم را مى توان با چاپ و نشر كتاب ها و تك نگاشته ها و سایر ابزار و رسانه هایى كه بیان گر حقیقت و هدف امام حسین علیه السلام است، محقق نمود و این مسأله نیز برعهده شما عالمان فرهیخته است.
اگر این مجموعه كه از چهل تن تشكیل یافته است به چهارصد تن یا چهار هزار نفر برسد، یا در آینده به چهل هزار نفر هم برسد و اگر هركدام روزانه دوازده ساعت در مسیر پوشش دهى به این مسأله مهم فعالیت كنند، باز از عهده انجام كار بر نخواهند آمد؛ زیرا با این تعداد نمى توانید به صدها میلیون نفر خدمات شایسته علمى و دینى عرضه نمایید، اما مى توان امید داشت كه خداى متعال بركت را در این تلاش قرار دهد. پس تا مى توانید به پشتوانه این بركت الهى كه نعمت همجوارى با امام حسین علیه السلام را به شما عطا فرموده است، سعى و تلاش نمایید تا زائران كربلا در حالى به وطن خود بازگردند كه حاملان این دو موضوع مهم باشند.
8- برتری زیارت امام حسین علیه السلام بر زیارت کعبه
از جمله عطاهایى كه خداى متعال فقط به امام حسین علیه السلام داده، به زیارت ایشان مربوط مى شود. بدین معنا كه زیارت ایشان حتى در حالت ترس نیز استحباب دارد و چه بسا ثواب آن دوچندان مى شود. در حالى كه حج با همه عظمتى كه دارد مشروط به خالى بودن مسیر از خوف و خطر است و جمع فراوانى از فقها فرموده اند كه اگر شخصى بدون اعتنا به این شرط حج بگزارد و طى راه خطرى متوجه او شود، حج او صحیح نیست. برخى پا را از این هم فراتر نهاده و فرموده اند اگر راه توأم با خوف و خطر باشد، ولى شخص به سلامت به حج برود، حج او صحیح نخواهد بود؛ زیرا چنین شخصى به این شرط كه یكى از شروط استطاعت است، اعتنا نكرده است. روشن است كه مفهوم استطاعت فقط ناظر به استطاعت مالى نیست و امنیت راه را نیز شامل مى شود و در حالاتى كه راه ایمن نیست استطاعت حاصل نمى شود.
اما زیارت امام حسین علیه السلام حتى در حال خوف و ترس استحباب دارد و نسبت به آن سفارش شده است. در طى تاریخ با این كه زمامداران ستمگر زائران حرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام را به زندان مى افكندند و چه بسا دست و پاى آنان را مى بریدند و اموالشان را مصادره مى كردند، با این حال شنیده نشده است كه ائمه علیهم السلام آنان را از این كار نهى كرده باشند، بلكه آنان را به این كار تشویق مى فرمودند. روایت شده است كه ابن بكیر به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: هرگاه از منطقه ارجان مى گذرم دلم براى زیارت بارگاه جدت [امام حسین علیه السلام] پر مى كشد، ولى وقتى بدان جا مى روم در تمام طول راه از سلطان و جاسوسان و نگهبانان مسلّح سخت هراسناك و وحشت زده هستم. امام به او فرمود: «یابنَ بُكیر، أما تُحِبُّ أن یراكَ اللهُ فینا خائِفاً. أما تَعلَمُ أَنَّهُ مَن خافَ لِخَوفِنا أظَلَّهُ اللهُ فی ظِلِّ عَرشِهِ وكانَ مُحدّثهُ الحسین علیه السلام تحتَ العرشِ وآمَنَهُ اللهُ مِن أفزاعِ یومِ القیامةِ، یفزعُ النّاسُ ولا یفزعُ ، فإن فَزِعَ وَقَّرَتهُ الملائكةُ وسَكَّنَتْ قَلبَهُ بِالبِشارةِ؛ اى پسر بكیر، دوست ندارى خدا ببیند كه به خاطر ما ترسیده اى؟ آیا نمى دانى كه هركس به خاطر ما بترسد، خدا او را در سایه عرش خود جاى مى دهد و امام حسین علیه السلام در زیر عرش الهى [همدم و] هم سخن او خواهد بود و خدا او را از هول و هراس قیامت ایمن مى دارد؟ چنین كسى وقتى مردم وحشت زده مى شوند، هراسناك نمى شود؛ زیرا به محض آنكه وحشت زده شود، فرشتگان او را دلدارى مى دهند و با بشارت دادن به وى او را آسوده خاطر مى كنند».
همین مسأله باعث شده است كه زائران بارگاه اباعبدالله الحسین علیه السلام در سرما و گرما و در اوضاع دشوار و باوجود خطرهاى گوناگون و دورى راه به سمت بارگاه ملكوتى آن حضرت بیایند و همین امر باعث شده است كه امام صادق علیه السلام با چنین تعابیر بلند و درخشانى آنان را بستاید: «اللهم إنّ أعدائَنا عابوا علیهم خُروجَهم فَلَمْ ینهَهُمْ ذلكَ عَنِ الشّخوصِ إلَینا وَخِلافاً مِنهُم على مَن خالَفَنا فَارْحمْ تِلكَ الوُجوهَ الّتی قَد غَیرَتها الشّمسُ ... اللّهم إنی أستَودِعُكَ تلكَ الأنفسَ وتلكَ الأبدانَ حتّى نُوافِیهم على الحوضِ یومَ العَطَشِ؛ خدایا، دشمنان ما بر بیرون آمدنِ آنان خرده گرفتند، ولى این كار آنان را از آمدن نزد ما باز نداشت و آنان با مخالفان ما از در مخالفت درآمدند. پس بار خدایا این چهره هایى را كه تابش آفتاب رنگشان را دگرگون كرده است مورد لطف و رحمت خود قرار ده ... خدایا، من این جان ها و این پیكرها را در نزد حضرتت به ودیعت مى نهم تا در روز تشنگى در كنار حوض كوثر با آن ها ملاقات نماییم».