1- کسی که ایمان و عمل صالح دارد، خوشبخت است، اما خوشبختی او بدین معنا نیست که هیچ مشکلی در دنیا نخواهد داشت. بلکه سعادتمندی چنین شخصی بدین معناست که هرگز مشکلات، او را بی تاب و افسرده و دلمرده نمی سازد و بر اراده و بردباری او فائق نمی آید، بلکه اوست که بر مشکلات گوناگون فائق و چیره است.
2- کسی که دو صفت کلیدی ایمان و عمل صالح را در خود جمع کند، در همه حال سعادتمند است و پایان کار او نیز عاقبت به خیری و خوشبختی خواهد بود.
3- مفهوم خوشبختی مسئله ای کاملاً درونی است و ارتباط تنگاتنگی با نفس انسان دارد. ممکن است کسی نان خشک و خالی بخورد، ولی احساس شادمانی کند و خود را در زندگی کامیاب و خوشبخت ببیند. ولی دیگری بیست نوع غذا سر سفره اش باشد و نه تنها لذتی نبرد، بلکه اصلاً نفهمد که چه می خورد! به هرحال سعادت به غذا و پول و علم و اموری از این دست ارتباط ندارد.
4- انسان در هرجا که باشد، اعم از خانه، محل کار، دانشگاه، بازار و ... دو راه و دو در به سوی آخرت دارد که یکی به بهشت و دیگری به جهنم ختم می شود. این امر بستگی به انسان دارد که از میان این دو راه کدام را برگزیند.
5- خدای متعال به همگان درک و فهم عطا کرده و هرکس به اندازه خودش می تواند خوب و بد را از هم تشخیص دهد. ملاک بهشتی یا جهنمی شدن انسان در این است که عملی را که خوب می داند، انجام دهد، و از ارتکاب کارهایی که آن ها را ناپسند می داند، خودداری نماید.
6- انسان های خوب که به درجات والای معنوی دست یافته اند، کسانی هستند که جداً تصمیم گرفته اند سفارش های معصومین علیهم السلام و اوامر آنان را به دقت اجرا کنند. اگر انسان از جوانی و نوجوانی جداً تصمیم بگیرد از گفتارها و کردارهایی که به نظر او ناپسند است اجتناب کند، از نظر معنوی رشد فراوانی خواهد کرد.
7- هرچیز خوب یا بدی که آدمی در دنیا و آخرت با آن مواجه می شود، نتیجه رفتار خود اوست و انسان با زبان و مال و اعضای بدن خود نیکی یا بدی را برای خودش می خرد.
8- هریک از شما بکوشد تا مثلث اخلاص، تلاش و اخلاق را در خود نهادینه کند یا بر مقدار آن بیفزاید؛ چراکه برخورداران از این اصول در دنیا و آخرت موفق خواهند بود.
9- هر فعلِ شر راه را براى شرى دیگر باز مى کند و هر کار خیر انسان را به نیکى هاى دیگر مىخواند.
10- قرآن و روایات اهل بیتعلیهم السلام بر ایمان و عمل صالح تأکید فراوان دارند و آن را دو رکن اساسى موفقیت و سعادتمندى معرفى مى کنند.
11- باتوجه به این که در قرآن کریم ده ها بار جمله «إن الذین آمنوا وعملوا الصالحات» تکرار شده است، مى توان نتیجه گرفت که ایمان - که امرى قلبى است - و عمل صالح دو محور موفقیت و رستگارى انسانهاست و نیکان کمال یافته، در پرتو همین دو عامل به درجات بالاى معنوى رسیده اند.
12- خداى تبارک و تعالى راه رستگارى و سعادت را پیش روى زن و مرد و پیر و جوان گشوده است، اما مهم این است که هرکس چه اندازه به این مسأله اهمیت بدهد و چقدر در این مسیر بکوشد و به چه درجه اى از ایمان و عمل صالح برسد.
13- یکی از عوامل موفقیت و رستگارى انسان عمل صالح است.
14- انسان باید به خودش تلقین کند که آنچه نزد خداست باقى مى ماند و توجه داشته باشد که رمز موفقیت در آگاهى یافتن از این معنا و تلقین نسبت به این مسأله مهم است.
15- شخصیت اجتماعی همه انسان ها در پی سعادت و زندگی سعادتمندانه است. سعادت در هرچه باشد، در پول، زیرکی و امور مادی نیست؛ زیرا بسیارند افراد زیرک یا پولداری که هرگز احساس خرسندی و سعادت نمی کنند.
16- سعادت و خوش بختی فقط در گرو رضامندی انسان از زندگی و داشته های خود است.
17- اگر عنصر رضامندی در زندگی انسان وجود داشته باشد، حتی اگر فاقد پول و سلامت و شخصیت اجتماعی و امور دیگر باشد، سعادتمند است.
18- اگر انسان به حالت جسمانی، میزان دانش و آنچه از نظر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خدای متعال روزی وی فرموده است خشنود باشد، احساس خوشبختی خواهد نمود.
19- کسی که به آنچه دارد راضی و قانع است، احساس ناکامی و دلمردگی نمی کند و حقیقتاً سعادتمند است.
20- خوشبختی واقعی آرامش روحی انسان است و این امر چیزی است نادیدنی که انسان آن را در عمق جان حس می کند و این آرامش را در زندگی خود می یابد.
21- زنان و مردانی که حقیقتاً ایمان دارند و در ایمان خود صادق هستند، در همه حال سعادتمندند، چه ثروتمند باشند یا نباشند، خواه از سلامت جسمی برخوردار باشند یا نباشند و چه فرزند داشته باشند و چه نداشته باشند.
22-هرچه انسان به قسمت الهی خشنودتر باشد، میزان سعادتمندی وی بیشتر خواهد بود و کسی که صد در صد به آنچه خدای متعال برایش مقدر فرموده خشنود باشد، بهره کاملی از سعادتمندی دارد.
23- کسی که ایمان و عمل صالح دارد، خوشبخت است، اما خوشبختی او بدین معنا نیست که هیچ مشکلی در دنیا نخواهد داشت، بلکه سعادتمندی چنین شخصی بدین معناست که هرگز مشکلات او را بی تاب و افسرده و دلمرده نمی سازد و بر اراده و بردباری او فائق نمی آید، بلکه اوست که بر مشکلات گوناگون فائق و چیره است.
24- ریشه سعادتمندی ایمان و عمل صالح است.
25- در این دنیا امکانات زیادی از قبیل پول و علم و مقام و زیبایی وجود دارد، لکن سعادت با این چیزها دست یافتنی نیست و کسی با صرف این امکانات سعید و خوشبخت نمی شود، بلکه سعادت تنها در یک چیز است که آن نیز همانگونه که در قرآن کریم، روایات و ادعیه وارد شده است، مسأله «رضا» است؛ یعنی هرکس سعی کند خود را به آن شرایطی که داراست، راضی نگه دارد و شکرگزار خدای متعال باشد، که در چنین شرایطی آن شخص سعادتمند خواهد بود.