LOGIN
اخلاق اسلامی
alshirazi.org
فضائل اخلاقی
کد 625
نسخه مناسب چاپ کپی لینک کوتاه ‏ 20 آبان 1400 - 5 ربيع الثاني 1443

1- بهترین انسان اعم از مسلمان مرد و زن کسی است که اعمال خوب داشته باشد، و دیگران را نیز به آن دعوت کند، و هرچه بیشتر علوم اهل بیت علیهم السلام را بداند، بهتر و فراگیرتر می تواند پیشرفت کند و وسیله هدایت دیگران باشد.

2- حلم که در منظومه اخلاقی اسلام ارزش والایی دارد، بدین معناست که انسان جواب زور و آزار جاهلان را ندهد و از کنار رفتار ناپسندشان کریمانه بگذرد. در حقیقت انسان حلیم از رفتار خیره سرانه جاهلان آزرده خاطر و ناراحت نمی شود و با خرسندی و لذت تمام حلم می ورزد؛ زیرا خداباوری او به حدی است که می داند با چنین کاری مقام او نزد پروردگار بالاتر می رود.

3- همه ما مسئولیت داریم که به نشر احکام و اخلاق اسلامی بپردازیم و معادباوری و خداباوری را در جامعه نهادینه سازیم.

4-عقل موهبت عظیمی است که به یاری آن آدمی، نیک و بد را می شناسد و با اندک تأملی در می یابد چه کاری پسندیده و چه کاری ناپسند است. لازم نیست که همیشه استاد اخلاق، خوب و بد را نشانمان دهد، بلکه همین نور عقل در وجود همگان کارهای پسندیده و ناپسند را تشخیص می دهد و هرکس خود می داند چه کارهایی خوب و چه کارهایی ناشایست است.

5- قرآن یکی از صفات مؤمنان را حلم و چشم پوشی از رفتارهای جاهلانه افراد نادان توصیف کرده است.

6- کارهای خوب و کارهای بد مثل حلقه های به هم متصل هستند. کار نیک باعث می شود انسان نسبت به کارهای نیکِ دیگر توفیق یابد، کارهای بد نیز از انسان سلب توفیق می کند و موجب درافتادن به گناهان دیگر می شود. همچنان که طاعت، طاعت می آورد، گناه نیز موجب سلب توفیق می شود.

7- هر کار خیری که از انسان سر بزند، در همین دنیا نتیجه اش به خود او باز می گردد، اگرچه روزگاری از آن سپری شده باشد و البته پاداش آخرت نیز به جای خود محفوظ است.

8- کسی که کار خوبی انجام می دهد، برای خود می کند و کسی هم که کار بَد می کند، برای خود کرده است.

9 گرچه خوبی و بدی هرکسی به دیگری هم می رسد، اما بیشترین بهره و ضرر خوبی و بدی را خود شخص می برد.

10- انسان های خوب هم دنیای خوبی دارند و هم آخرت خوبی، و برعکس آن انسان های بَد در دنیا و آخرت گرفتار هستند.

11- دو عمل است که اگر انسان به این دو بپردازد، بسیاری از مشکلات آینده او را کاسته و گرفتاری هایش را از بین می برد که این دو عمل یکی داشتن حسن خلق است و دیگری خدمت رساندن به بندگان خدا.

12- هریک از ما هرقدر که خوب باشیم، این قابلیت و توانایی را داریم که در این زمینه ترقی کنیم.

13- انسان به پند دهنده ای نیاز دارد تا او را از پیمودن بیراهه و افتادن به پرتگاه گناه بازدارد؛ لذا چنین چیزی مستلزم آن است که انسان خوش اخلاق، انعطاف پذیر و نرمخو باشد تا بتواند نصیحت دیگران را بپذیرد.

14- هر انسانی باید در مقدار فهم، ادراک و نیروی خدادادی اش بنگرد و ببیند که چه مقداری از آن را در راه خدای منّان می تواند هزینه کند و سپس دریغ نکند تا اجر و پاداش و سعادت و خوشبختی بیشتری نصیب او گردد.

15- هریک از شما موظفید در امور خیر، در مساجد، حسینیه ها، زندگی و غیره بر یکدیگر پیشی بگیرید.

16- هریک از شما باید بکوشد تا در کسب فضائل انسانی، اخلاق حسنه، تحصیل علم و انجام عمل صالح پیشگام، پیشتاز و برای افرادی که با وی زندگی می کنند فردی نمونه و الگو باشد.

17- کسانی که نسبت به مردم و حتی جانداران رفتاری توأم با مهربانی دارند، محبوب خدایند و هرکس نسبت به دیگری شفقت و مهربانی ورزد، به یقین خود را از رحمت الهی برخوردار خواهد نمود.

18- بهتر است کسی که پولی را از دیگری قرض می گیرد، هنگام بازپرداخت ـ البته بدون شرط اولیه ـ چیزی بیش از مبلغ اولیه را پس دهد. این کار مستحب است و باعث تشویق دیگران به دادن وام غیر ربوی به مردم می شود، در حالی که امروزه با کمال تأسف معاملات ربوی در بیشتر کشورهای اسلامی گسترش یافته است.

19- کار خیر فقط در صدقه خلاصه نمی شود، بلکه نیکی به پدر و مادر، پیوند با خویشاوندان، سیر کردن گرسنگان، تهیه لباس برای نیازمندان، فراهم کردن مقدمات ازدواج جوانان بی همسر و جز آن، همه و همه از مصادیق کار خیر است.

20- مؤمن نباید به چیزی که در راه خدای متعال خرج می کند، هرچند کوچک باشد به چشم خواری بنگرد.

21- هرچند پرهیزکاری عبارت از پایبندی به واجبات و محرمات الهی است و انسان باید ورع و تقوا را از همین نقطه آغاز کند، ولی نباید به این مقدار بسنده کرد. بلکه خوب است علاوه بر تقید به واجبات و محرمات نسبت به امور مستحب و مکروه نیز عنایت بیشتری به خرج دهیم.

22-نباید موارد ساده و به ظاهر کوچک ظلم و حق الناس را کوچک بپنداریم و به سادگی از کنار آن رد شویم. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «أَلا وَإِنَّ اللهَ سائِلُکُمْ عَنْ أَعْمالِکُمْ حَتَّی عَنْ مَسِّ أَحَدِکُمْ ثَوْبَ أَخیهِ بَینَ إِصْبَعَیهِ؛ بدانید که خدا درباره تمام اعمالتان پرسش خواهد کرد، حتی اگر کسی لباس برادرش را با دو انگشت خود [بدون اجازه او] لمس کند».

23- کسی که امروز توان انجام دادن کار خیری را دارد، نباید این اقدام نیک را با امروز و فردا کردن به تأخیر اندازد، زیرا معلوم نیست که فردا زنده می ماند یا نه، و بر فرض زنده ماندن تضمینی وجود ندارد که فردا نیز توان انجام آن کار نیک را همچنان داشته باشد.

24- همه و همه باید عزم خود را بر انجام دادن اعمال نیک جزم نمایند.

25- اساساً باید خیر و فضیلت را از هرکس که شده بیاموزیم و شر و بدی و گمراهی و ستم را از هرکه دیدیم از آن اجتناب نماییم.

26- خدای متعال ما را به عبرت آموزی از حکایات پیشینیان فرا خوانده است تا با درس آموختن از آنان دچار پشیمانی نشویم.

27- شایسته است اموری را که خودمان به ارزشمندی آن ها اعتقاد داریم، در زندگی اجرا کنیم و اگر حسن خلق و نماز شب و خدمت به خلق را کار ارزشمندی می دانیم، به آن پایبند باشیم و بکوشیم اهل این فضائل اخلاقی شویم.

28- بهتر است تصمیم بگیریم در هرحال به فضائل اخلاقی که جزء نیکی های ماندگار است آراسته شویم.

29- رسول خدا صلّی الله علیه وآله از محلی می گذشتند و مردی را دیدند که در حال کندن گوری بود. پرسیدند: این قبر برای کیست؟ به حضرت فرمودند: از آنِ فلان شخص است که از دنیا رفته و اکنون در حال آوردن او به این جا هستند. حضرت فرمودند: آسایش صاحب این قبر به دو چیز بستگی دارد: خوش اخلاقی و حسن عمل. این فرمایش نبوی درباره ما و دیگر انسان ها نیز صادق است.

30- هریک از ما باید بکوشیم در ارتباط با والدین، فرزندان، خانواده، بستگان و افراد بیگانه انصاف و حسن خلق و اخلاق اسلامی را رعایت کنیم و با همگان به همان گونه رفتار کنیم که دوست داریم با ما رفتار شود.

31- نحوه رفتار ما با همکاران، بستگان، والدین، همسر، بیگانگان و ... همگی امتحان الهی است و در صورتی که هنگام تعامل با این افراد فرمان و خشنودی خدا را مد نظر قرار دهیم، از این آزمون ها سربلند بیرون آمده ایم.

32- شایسته است در همه حالات و در قبال همه اعم از فرزندان، پدر، مادر، همسایگان و ... به نیکی رفتار کنیم.

33- لازم است انسان اسباب آسایش خود را به قدر ضرورت فراهم کند. نیز لازم است اسباب آسایش کسانی را که با وی زندگی می کنند نظیر: والدین، همسر، فرزندان، خویشاوندان، دوستان، همسایگان و همکاران را هم فراهم کند و حتی همیشه و همه جا آسایش آنان را بر آسایش خود مقدم بدارد.

34- کسانی که از همسایه، فرزند، همکار یا همنشین بداخلاق رنج می برند و هر گرفتار دیگری وقتی به فرودست تر از خود بنگرد، بار مصیبتش سبک تر خواهد شد.

35- کار نیک به ویژه نیکی به پدر و مادر و صله رحم اجل را به تأخیر می اندازد و کار ناپسند به ویژه عقوق والدین و قطع رحم موجب نزدیک شدن اجل انسان می شود. این قاعده درخصوص همه اعمال نیک و بد و درخصوص همه افراد صادق است.

36- انسان باید نسبت به انجام هرکار نیک حریص و نسبت به هرکار ناپسندی خوددار باشد؛ چراکه گفته اند: «صنایع المعروف تقی مصارع السوء؛ کارهای نیک انسان را از بلاها و مرگ بد نجات می دهد». یکی از راه های موفقیت در این زمینه اتخاذ تصمیم قطعی است. چنین تصمیمی کار را آسان می کند و راه را برای انسان هموار می سازد.

37- هرکار نیک و بدی که انسان مرتکب شود، در نهایت به خود او بازمی گردد و نتیجه مثبت یا منفی آن عاید خود شخص می شود.

38- سعی کنید همگان را به خدمات خیریه و خدمت رسانی به مردم تشویق کنید و این کار را در میان افراد دیگر و حتی شهرهای دیگر گسترش دهید.

39- خدای متعال به هریک از ما ـ کوچک و بزرگ و عالم و غیرعالم ـ این توان را عنایت فرموده است که به معنای واقعی کلمه انسان خوب و مؤمنی شویم، اما این امر نیازمند عزم راستین و تصمیم جدی و مستمر است.

40- هرکس در هر مقام و موقعیتی که قرار دارد، سعی کند انسان مؤمن و خوبی باشد.

41- مقدم داشتن دیگران حتی به هنگام دعا کردن از فضائل بسیار بلند و ارجمند است. چنین آموزه ای را تنها در قرآن و مدرسه اهل بیت علیهم السلام خواهیم یافت؛ همان‌هایی که نه تنها در دعا، حتی در نیاز‌های مادی دیگران را بر خویش مقدم می ‌دانستند.

42- هر عمل نیکی که از مومن سر بزند، به مقدار همان عمل ـ وچه بسا بیشتر و حتی چند برابر آن عمل ـ آثار و برکات مثبت برای او به همراه می آورد. به عبارت دیگر عمل صالح تجارت سودمندی است که چندین برابر سود به همراه دارد و در آن از خسارت و زیان مطلقاً خبری نیست. همچنین هر رفتار ناپسند، به اندازه خود ـ وچه بسا بیشتر ـ نتایج و بازخوردهای منفی برای شخص در پی خواهد داشت.

43- یک انسان مسلمان و مؤمن با هر خصوصیاتی که باشد، خدای متعال او را به گونه ای آفریده که می تواند بسیار خوب و یا بسیار بَد باشد و یا آنکه بین این دو حالت قرار گیرد.

44- هر یک از شما باید با مردم حتی با دشمنان خود رفتاری پسندیده و اخلاقی نیکو داشته باشد، و مطمئن باشد که خدای عزوجل در امور دنیا و آخرت او را یاری خواهد کرد و از همین رو باید همگان در کارگشایی از مردم سهیم باشند و از ناهنجار جلوه دادن و سنگین و سخت انگاشتن کارها بپرهیزند.

45- اخلاق و گرایش به والایى‏ها ریشه در فطرت پاک انسان‏ها دارد و مورد قبول همگان است و آنچه برخى از انسان‏ها را دگرگونه و بااخلاق و مفاهیم آن بیگانه مى‏سازد، گریز از فطرت پاک و گرایش به ناهنجارى‏هاست که غیر طبیعى و بیگانه با فطرت است.

46- جوامع غربى که از آزادى‏هاى مختلفى برخوردار بوده و چندان توجهى به اخلاق نداشتند، اکنون از پیامدهاى بى‏توجهى به اصول اخلاقى به ستوه آمده‏اند.

47- از نظر اسلام اخلاق چنان جایگاهى دارد که به علم، ارزش، معنا و منزلت مى‏دهد.

48- کسى ‏که در پى آراسته شدن به مکارم اخلاقى است، باید از قبل برخى امور را تمرین کرده باشد تا هنگام نیاز با تشخیص درست و به درستى عمل کند.

49- تأمل در گذشته و حال درگذشتگان بر عبرت آموزى و هوشیارى انسان در پیمودن مسیر صحیح مى‏افزاید.

50- مگر نه این‏ که ما خود را محبّ امام حسین و امام صادق علیهما السلام مى‏دانیم؟ مگر نه این‏ که به یاد عاشورا و مظلومیت حضرت سید الشهداعلیه السلام  بر سر و سینه خود مى‏زنیم؟ پس چرا به آنچه آنان با رفتار و کردار و گفتار خود راهنماى ما بوده و هستند تأسّى نمى‏کنیم؟

51- سرسلسله فضائل و رذائل علم به واجبات و محرمات هستند.

52-انسان باید بدون توجه به زمان از دست داده شده، تک تک لحظاتى را که در پیش دارد غنیمت شمارد و پیوسته در تقوا و تقرب به خدا و امور نیکى چون کسب دانش بکوشد.

53- توکل آن است که انسان در عین تلاش و تهیه اسباب متعارف دنیوى یکسره به مقدرات الهى دل سپارد و به خداى متعال وثوق کامل یابد و به آنچه حضرت حق برایش مقدر مى‏دارد خشنود باشد.

54- منطق پیشوایان ما منطق هدایت افراد و نجات دادن انسان‏ها بود. در حقیقت آنان حتى نسبت به دشمنان خود نیز در نهایت مهرورزى بودند.

55- باید به دنیا بفهمانیم که اسلام مالامال از مهرورزى، مروت، واقع‏گرایى و انسانیت - به تمام معنا و در بالاترین درجات - است.

56- اخلاق علمى است که در آن فضائل و رذائل اخلاقى و چگونگى آراستگى به فضائل و رهایى از رذائل روشن مى‏شود.

57- کسانى که از آسایش، خوشى‏ها، ثروت، اعتبار و جز آن چشم مى‏پوشند، بى‏تردید هدفى والاتر را دنبال مى‏کنند که از آسایش و ثروت و دیگر آرایه‏هاى دنیایى با ارزش‏تر است.

58- حق‏الناس را فراموش نکنیم و به هر صورت که ممکن باشد در صدد جبران برآییم.

59- باید از انتقاد مردم ناراحت نشویم و بلکه پیش از آنکه دیگران از ما انتقاد کنند، به نقد خود بپردازیم و انتظار تجلیل و تمجید دیگران را هم نداشته باشیم.

60- هرقدر فهم و درک انسان بیشتر شود، از مقدار نزاع‏ها و کشمکش‏هاى او کاسته خواهد شد.

61- اگر اختلاف نظرها به نزاع و قهر بینجامد، نشانه این است که افراد رمز موفقیت را به خود کمتر تلقین کرده‏اند و باید بیشتر تمرین و تلقین کنند. اساساً نشانه انسان‏هاى موفق این است که آیه «ما عنداللَه باق» را به خود تلقین کرده‏اند و این باور و تلقین بر عملشان تأثیر گذاشته باشد.

62- ما باید روحیه خود را با استفاده از ابزارى که خداى سبحان در اختیارمان قرار داده تقویت کنیم و بالا ببریم تا قدرت گسستن بندهاى اسارت روحى و معنوى را پیدا کنیم.

63- همه ما از علما و پیشوایانمان چیزهایی مى‏آموزیم، ولى اگر یکى از آن ها به ‏قدر یک سرانگشت دچار انحراف شود، شایسته نیست از او پیروى کنیم هرچند او ما را به راه راست هدایت کرده باشد.

64- برخلاف دروغ که ریسمانى سست و پوسیده دارد و کسى ‏که بدان چنگ زند، در پرتگاه هلاکت سقوط مى‏کند، حق و راستى ریسمانى استوار و ناگسستنى دارد.

65- همان‏طور که خودپرستى و دنیادوستى انسان را به ارتکاب هر معصیتى وا مى‏دارد، معرفت خدا و قیام للَه و بى‏اعتنایى به نفس و خواهش‏هاى نفسانى مادر همه فضیلت‏ها و ملکات اخلاقى است.

66- بى‏اعتنایى به نفس منشأ همه فضیلت‏هاى اخلاقى است.

67- شایسته است که هریک از ما با خود اندیشه کند و بگوید: من که باشم که ستم پیشه کنم یا مردم را بیازارم یا کار حرامى از من سرزند؟! وانگهى در آن صورت چه سرنوشتى در انتظارم خواهد بود؟ پدر و نیاکان و بستگان و دوستانى که روزگارى را با آنان سپرى کردم و اکنون در میان ما نیستند کجا رفتند؟ آیا من نیز همانند آنان خواهم رفت یا باقى خواهم ماند؟ آیا حساب و کتاب فقط براى آنان است یا چنین سرنوشتى در انتظار من هم خواهد بود؟ چنین اندیشه‏هایى چکیده اندرزهاى قرآن کریم است.

68- هریک از ما قبل از درافتادن به ورطه معصیت آماده باشیم و ببینیم بیشتر در معرض چه گناهانى قرار داریم و نسبت به آن گناهان هوشیار و گوش به زنگ باشیم که مبادا مبتلا شویم.

69- هریک از شما باید بکوشد تا در کسب فضائل انسانی، اخلاق حسنه، تحصیل علم و انجام عمل صالح پیشگام، پیشتاز و برای افرادی که با وی زندگی می کنند فردی نمونه و الگو باشد.

70- بر مؤمنان واجب و بایسته است که نماز واجب را همیشه مواظبت کنند.

71- هرگز نبایستی در ادای نماز اول وقت تنبلی کرد و نباید آن را از اول وقت به وقت دیگر انداخت و اگر هم کسی از سر تقصیر ـ العیاذ بالله ـ به وقت دیگر انداخت و نتوانست در اول وقت بخواند، فوراً استغفار کند و از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز پوزش و عذر بطلبد.

72- بایستی در صله رحم و دیدار خویشاوندان و اداکردن حقوق والدین، فرزندان و همسایگان ملتزم و پایبند باشیم.

73- بایستی انسان همواره از ظلم چه کوچک و کم بها باشد، و چه بزرگ و چشمگیر بپرهیزد، به خصوص ظلم به کسانی که جز خدای سبحان یاور و فریادرسی ندارد.

74- خدای سبحان به هر انسانی نعمت های فراوان و متنوعی عطا فرموده است و او بایستی قدر این نعمت ها را بداند و آن ها را ارج بنهد و خدا را نیز سپاس بگوید، تا به واسطه این شکر نعمت، آن نعمت نیز افزایش یابد و گونه های دیگر نعمت را نیز به دست آورد.

75- در روایات اهل بیت علیهم السلام تعبیر «منشأة الاجل» آمده است و معنایش آن است که انسان با انجام دادن برخی کارها در دنیا می تواند مرگ خود را به تأخیر اندازد، مانند: دادن صدقه و صله رحم و نیکی به والدین و انجام دادن کارهای خوب و مانند اینها.

76- بجاست که انسان هرروز به یاد مرگ بیفتد و این مسأله را برای خود تکرار نماید.

77- هرکه هر روز به یاد مرگ بیفتد و درباره اش اندکی بیندیشد، در زندگی اش راستکار و درستکار خواهد شد و از گناهان و معصیت ها و ستمکاری و کلاً تمامی آنچه به جهنم می انجامد، دور می شود و از بلاها و مشکلاتی که در دنیا و آخرت کمرشکن هستند ایمن می گردد.

78- فروتنی انسان را به بهشت و رضوان الهی رهنمون می شود.

79- آدمی باید خود را به صفت فروتنی آراسته و از غرور خودداری کند تا از آتش دوزخ برهد.

80- حتی علم نیز به خودی خود فضیلت نیست، بلکه ابزاری است که اگر انسان در راه نیک آن را به کار برد، فضیلت است، اما اگر در راه شر مورد استفاده قرار گیرد، نه تنها فضیلت نیست بلکه ضد فضیلت، و شر است.

81- مهربانی و شفقت لزوماً فطری و در سرشت انسان نیست، بلکه این خوی والا و دیگر فضائل اخلاقی اکتسابی و قابل افزایش است.

82- نیت به دلیل اهمیت تعیین کننده ای که دارد، ممکن است باعث شود از میان دو تن که کار واحدی انجام داده اند، یکی با نیت خود اهل دوزخ و دیگری اهل بهشت شود.

83- عمل صالح اگر با نیت فاسد انجام شد، باطل است و اگر با نیت شایسته و خالص انجام پذیرد، پاداش دو چندان خواهد داشت.

84- هریک از ما اعم از زن، مرد، پیر و جوان اگر هنگام نماز متوجه باشیم با چه کسی مشغول گفتگو هستیم، همان نماز سبب سعادت دنیا و آخرتمان خواهد شد.

85- پرهیزکاری عبارت از پایبندی به واجبات و اجتناب از محرمات الهی است.

86- هرچند پرهیزکاری عبارت از پایبندی به واجبات و اجتناب از محرمات الهی است و انسان باید ورع و تقوا را از همین نقطه آغاز کند، ولی نباید به این مقدار بسنده کرد، بلکه خوب است علاوه بر تقید به واجبات و محرمات، نسبت به امور مستحب و مکروه نیز عنایت بیشتری به خرج دهیم.

87- در تعالیم والای پیشوایان دین مشاهده می کنیم که ما را به عجله کردن در امور خیر سفارش می کنند.

88- اگر انسان به تأخیر و امروز و فردا کردن عادت کرد، ممکن است در حالی بمیرد که توفیق بسیاری از خیرات از او سلب شده است. بسیارند درگذشتگانی که قصد انجام اعمال نیک و تأسیس مؤسسات و نهادهای خیریه و خدمات اجتماعی عام المنفعه و جز آن را داشتند، ولی فقط و فقط در پی به تأخیر انداختن امور و امروز و فردا کردن موفق نشدند چنین کنند و مرگ ناگهانی دست آنان را از دنیا و انجام این امور کوتاه کرد.

89- شایسته است انسان خود را به شتاب کردن در اعمال خیر عادت دهد و اگر حقوق الهی و حق الناس بر گردن دارد، ادا نماید. همچنین اگر قصد دارد وصیت شرعی کند، بدون فوت وقت وصیت نامه بنویسد تا خدای ناکرده حسرت بی پایان اخروی دامنگیر وی نشود.

90- هرقدر انسان اعمال صالح را عقب بیندازد به همان اندازه دچار پشیمانی خواهد شد.

91- باید همیشه این نکته را مدنظر داشته باشیم که بین رفتار ما و نتایج حاصل از اعمالمان نوعی همانندی وجود دارد. به عبارت دیگر کسی که اهل خیر و نیکی است، خیر می بیند و آن که در پی بدی ها باشد، نتایج بد اعمالش در دنیا یا آخرت دامنگیرش خواهد شد.

92- هرکس هر شغلی که داشته باشد و در هر شرایطی که زندگی کند، اگر رفتار او با مردم توأم با نیکی باشد، ثمره اعمالش را در عالم برزخ و پیش از جهان آخرت مشاهده خواهد کرد و چه بسا قبرش یکی از گلستان های بهشت باشد و عکس این معنا نیز صادق است.

93- معلم باید تصمیم بگیرد تکالیف خود را در قبال شاگردان به نیکی ادا کند و شاگردان نیز باید نسبت به معلم حق گزار باشند.

94- همه و همه باید عزم خود را بر انجام دادن اعمال نیک جزم نمایند.

95- آدمی باید خیر و نیکی و خوشرفتاری را از پارسایان و اهل فضیلت بیاموزد.

96- اساساً باید خیر و فضیلت را از هرکس که شده بیاموزیم و شر و بدی و گمراهی و ستم را از هرکه دیدیم از آن اجتناب نماییم.

97- هیچ یک از گناهان را کوچک نشمارید.

98- بکوشید هیچ یک از طاعات یا گناهان را سبک و کوچک نشمارید و به همه اوامر و نواهی الهی التزام کامل داشته باشید.

99- اختلافات خانوادگی، نزاع هایی که ممکن است میان دو شریک رخ دهد، اختلافاتی که در مساجد و حسینیه ها میان مؤمنان دیده می شود، و مواردی از این قبیل همگی نامطلوب است و باید همه ما تلاش کنیم این اختلافات را رفع نماییم و نگذاریم مؤمنان نسبت به همدیگر دلخوری و ناراحتی داشته باشند.

100- کسی که به بازار برود، ولی تصمیم نداشته باشد کار کند، مسلماً در کسب خود موفق نخواهد شد. کسی که تصمیم ندارد در تحصیل یا تهذیب نفس موفق شود، مسلماً در این کار نیز توفیق نخواهد یافت. مجاهدت در راه خدا و اهل بیت علیهم السلام نیز از این قاعده مستثنی نیست و تصمیم قاطع می طلبد.

101- کار نیک به ویژه نیکی به پدر و مادر و صله رحم اجل را به تأخیر می اندازد و کار ناپسند به ویژه عقوق والدین و قطع رحم موجب نزدیک شدن اجل انسان می شود. این قاعده درخصوص همه اعمال نیک و بد و درخصوص همه افراد صادق است. 

102- خدای متعال به هریک از ما کوچک و بزرگ و عالم و غیرعالم این توان را عنایت فرموده است که به معنای واقعی کلمه انسان خوب و مؤمنی شویم، اما این امر نیازمند عزم راستین و تصمیم جدی و مستمر است و اگر به راستی تصمیم بگیریم که انسان خوبی باشیم، خدای متعال نیز ما را در این راه یاری خواهد کرد.

103- اگر انسان عقل پنددهنده را به یاری نخواهد، باید بداند که شیطان در کمین او نشسته و با همکاری نفس اماره فریبایی های دنیا و دوستان بدسگال ـ خدای ناکرده ـ او را به دام تباهی ها می‌اندازد.

104- آراستگی به فضائل اخلاقی در مرتبه نخست توجه اسلام است.

105- هر عمل نیکی که از مومن سر بزند، به مقدار همان عمل ـ و چه بسا بیشتر و حتی چند برابر آن عمل ـ آثار و برکات مثبت برای او به همراه می آورد.

106- عمل صالح تجارت سودمندی است که چندین برابر سود به همراه دارد و در آن از خسارت و زیان مطلقاً خبری نیست.

107- مؤمن باید همیشه به اعمال خیر مبادرت ورزد؛ زیرا نمی داند چه عمل خیری سبب سعادت دنیا و آخرت او می گردد.همچنین همیشه باید از اعمال ناپسند خودداری نماید؛ زیرا نمی داند که کدام یک از اعمال ناپسند باعث می شود که مشکلات و دشواری ها او را فراگیرند و در دنیا و آخرت زیانکار گردد.

108- هریک از شما باید بکوشد تا مثلث کوشش، اخلاص و اخلاق را در خود نهادینه کند یا بر مقدار آن بیفزاید؛ چراکه برخورداران از این اصول در دنیا و آخرت موفق خواهند بود.

109- اگر دیدید شیعیان با هم اختلاف دارند، سعی کنید اختلاف آن ها را برطرف کنید تا به خاطر دنیا مؤمنان با هم نزاع نکنند.

110- بکوشید که دو موضوع فوق العاده مهم را در کارهای خود بگنجانید: 1 .عقاید 2.اخلاق.

111- بدانید که خدای منان بر اساس عمل افراد ـ اگرچه هم وزن ذره ای باشد ـ پاداش می ‌دهد؛ آن سان که عمل انسان در مقابل پاداش خداداده هیچ است.

112- وقتی می توانیم کار نیکی را همین امروز انجام دهیم، نباید آن را به فردا موکول کنیم؛ چراکه معلوم نیست فردایی در کار باشد. چه بسا پیران، جوانان، زنان و مردانی در گوشه قبرستان ها خفته اند که همگی کارهای نیک بسیاری را در نظر داشتند و می خواستند انجام دهند، ولی فقط به سبب روحیه امروز و فردا کردن از توفیق آن محروم ماندند.

113- انسان نباید نمازش را به تأخیر اندازد و شایسته است در هرجا که هست اعم از مدرسه، بازار، محل کار و ... وضو بسازد و نمازش را در اول وقت به جا آورد.

114- هریک از ما اگر در خویشاوندانِ گذشته خود تأمل کنیم، می بینیم چه کارهای نیکی که این افراد قصد داشتند به جا آورند، ولی فقط و فقط کاهلی و امروز و فردا کردن این توفیق را از آنان سلب نمود.

115- به کارگیری و فعال کردن استعداد و توانمندی موجود در انسان به سه چیز نیاز دارد: اول اخلاص برای خدا و اهل بیت علیهم السلام است، دوم داشتن روحیه ای شاداب همراه با فعالیت گسترده است و سوم اخلاق نیکو است.

116- انسان به همان اندازه ای که در راه خدا هزینه می کند پاداش خواهد داشت، بی تفاوت که هزینه ای که می کند از ثروت، اندیشه، نیرو یا فعالیت های او باشد یا جز آن. مهم این است که اگر انسان چیزی از داشته های خود را ـ هرچند اندک باشد ـ در راه خدای سبحان هزینه کند یا صدقه بدهد، به آن با دیده ناچیز و بی مقدار ننگرد.

117- دو امر مهم وجود دارد که باید نسبت به آن اهتمام ورزید: تزکیه و پیراستن نفس؛ که خدای متعال در این باره می فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا؛ که هرکس نفس خود را تزکیه کرد، رستگار شد»(شمس/9) و ارشاد و راهنمایی دیگران.

118- اگر انسان خوش اخلاق و نیک رفتار است، دامنه آن را بگستراند و اگر نسبت به اهل بیت علیهم السلام اخلاص دارد، بر آن بیفزاید و اگر پرهیزگار است مراتب آن را بالا ببرد و خداپروایی خود را بیشتر کند.

119- برای حفظ دین پس از خداباوری و معادباوری توجه ویژه به احکام الهی ضرورت دارد.

120- در میان فروع دین نماز اهمیت ویژه دارد به نحوی که در بیانات پیشوایان دین آمده است: اگر نماز بنده ای به درگاه الهی پذیرفته شود، بقیه اعمال او نیز مقبول درگاه باری تعالی خواهد بود و اگر نماز او پذیرفته نشود، دیگر اعمالش نیز پذیرفته نخواهد شد.

121- کمک به ستمگران و خیر رساندن به آن ها به هر شکل از جمله حرام‏ هایى است که کم‏تر شناخته شده است.

122- بر مؤمنان واجب و بایسته است که نماز واجب را همیشه مواظبت کنند به خصوص نماز صبح را. هرگز نبایستی در ادای آن تنبلی کرد و نباید آن را از اول وقت به وقتِ دیگر انداخت و اگر هم کسی از سر تقصیر ـ العیاذ بالله ـ به وقت دیگر انداخت و نتوانست در اول وقت بخواند، فوراً استغفار کند و از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز پوزش و عذر بطلبد.

123- تواضع، کارهاى سخت را آسان، تلخى ‏ها را شیرین و دور را نزدیک مى‏ کند.   

124- یک انسان خوش ‏اخلاق هیچ‏ گاه به بیمارى‏ هاى روانى مبتلا نمى ‏شود، ناشکرى نمى‏ کند و به کارهاى نکوهیده تن نمى‏ دهد و اطرافیان او نیز تحت تأثیر اخلاق او خوش ‏اخلاق مى‏ شوند.