1- هرچند انسان به انجام تکالیف واجب و ترک محرمات مکلف است، اما این بدان معنا نیست که اگر خود به آن پایبند نباشد، به دیگران هم نباید امر و نهی کند. خیر، این گونه نیست و علمای اسلام نیز بر این مسئله اجماع دارند.
2- تا زمانی که فردی یا جماعتی برای مقوله امر به معروف و نهی از منکر دست به کار نشوند، همه مکلف هستند و باید به عنوان امری واجب به این دو فریضه بپردازند.
3- اگر انسان از توان گویایی خود در راه امر به معروف و نهی از منکر استفاده کند، پاداش و درجه خواهد داشت، ولی اگر چنین نکند، آن را دو چندان در باطل به کار خواهد برد و نه تنها پاداش نخواهد داشت که مستحق کیفر و عذاب خواهد بود.
4- باید توجه داشت که مصداق سنت حسنه تنها ساختن مسجد، حسینیه، مدرسه، نوارخانه و کتابخانه نیست، بلکه این تربیت کردن ها برجسته ترین مصادیقِ سنت حسنه است و گاهى یک امر به معروف فعلى یا قولى یا گامى و سخنى خیرخواهانه و از سر شفقت چون درخت بابرکتى هر روز برگ و بار تازهاى مى دهد و جلوه دیگرى مى نماید.
5- براثر تحقق امر به معروف و نهى از منکر تمام واجبات انجام خواهد گرفت، پس باید به این امر عنایت و توجه ویژه نمود و در ترویج آن سخت کوشید.
6- ارشاد مردم و امر به معروف و نهى از منکر و وادار کردن مردم به انجام واجبات و ترک محرمات و اقامه دین که قرآن بدان فرمان داده است «أَقِیمُوا الدِّینَ» جزء واجبات کفایى است.
7- با توجه به رواج بازار ابزار متنوع و گسترده فساد و گمراهى در همه جا ارشاد و هدایت دیگران وظیفه من و شما و واجب عینى است.
8- وظیفه نداریم که ـ برای امر به معروف ـ شمشیر بکشیم و براى این کار بجنگیم! بلکه سلاح ما سخن خوشى است که به طرف مقابل مى گوییم. اگر شنید و بدان عمل کرد که چه بهتر، اگر نشنیده گرفت، ما وظیفه مان را انجام دادهایم و چیزى برگردن نخواهیم داشت.
9- ما نباید از امر به معروف و نهى از منکر دل خسته و ملول شویم، هرچند تأثیر دعوت ما بسیار اندک و نامحسوس باشد؛ زیرا نتیجه کارمان به هرشکل که باشد، خداى متعال به اندازه زحمتمان به ما پاداش خواهد داد.
10- امر به معروف و نهی از منکر البته براساس ضوابط شرعی ای که فقیهان آن را برشمرده اند، از مصادیق تقوا است.