1- پرندگان برای پرواز به دو بال نیاز دارند در حالی که انسان برای رسیدن به مقامات بالا به یک بال نیاز دارد و آن همت بلند است و با همین بال به منافع دست یافته، ضرر را از خود می راند.
2- معمولاً کارهای خوب همیشه در ابتدا با دشواری و زحمت همراهند، ولی نتایج و ثمرات فراوانی که در آینده ایجاد می کند طولانی است. در مقابل کار ناپسند معمولاً از ابتدا با لذت همراه و خوشایندِ شخص است، ولی پشیمانی و اندوهی که به دنبال دارد در دنیا و آخرت گریبانگیر شخص خواهد شد.
3- خدای سبحان دو موهبتِ استعداد و توانمندی را در انسان به ودیعت نهاده است که باید آن را به کار گرفت، چنانکه معدن های طلا و نقره و دیگر معادن موجود در دل کوه ها و زمین را باید استخراج کرد و به مردم عرضه داشت. به همین ترتیب انسان باید گنجینه ای که خدای متعال در او به ودیعت نهاده بیرون آورد و به کار گیرد، همان گونه که به مقدار اراده هر شخصی قدرتی در او نهفته است.
4- سه چیز بر عزم و اراده انسان می افزاید:
1. همه روزه همه چیز را از خدای عزوجل خواستن؛
2. پیوسته و همه روزه به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام متوسل بودن؛
3. اراده.
5- مهم این است که انسان عزم و اراده داشته باشد. در این صورت به مقامات والا و بالا خواهد رسید. ممکن است شخصی نابغه و هوشمند باشد، اما از آن جهت که عزم و اراده ای قوی ندارد، بدون اینکه کاری مثبت و مفید کرده باشد از دنیا می رود.
6- عمر انسان از هر سرمایه دیگری به مراتب ارزشمندتر است؛ زیرا هر لحظه ای که از آن می رود دیگر باز نمی گردد. از این رو انسان نباید مدت محدود و با ارزش عمر خود را صرف اموری کند که برایش سودی دربر ندارد، یا خدای ناکرده زیان آور است. بلکه باید با سرمایه عمر عزیز سعادت ابدی و جاوید آخرت را برای خود تأمین نماید.
7- زندگی سراسر نقش و موضع گیری است و هنگامی که انسان بزرگ می شود، اندوخته ای از پختگی و کارآزمودگی دارد که می تواند برای رهاندن نسل ها به ویژه جوانان شیعی از آن بهره ببرد و همین هدف است و کار پیامبران نیز همین بوده است و مسئولیتی بزرگ به شمار می رود.
8- کسانی که در زندگی موفق بوده اند، هیچ گاه فرصت ها را از دست نداده و از زمان های بسیار کوتاه بهترین استفاده را برده اند تا در شمار افراد موفق قرار گرفتند.
9- سعادت به پول، مقام، خویشاوندان بسیار، تندرستی، دانش و اموری از این قبیل بستگی ندارد؛ زیرا بسیارند پولداران و صاحب منصبان و پزشکان و دانشمندانی که دست به خودکشی می زنند. سعادت امری باطنی و مربوط به درون انسان است و اگر درون شخص نباشد، این امور برایش سعادت زا نخواهد بود.
10- بزرگان، بزرگ زاده نشده اند و در ابتدای تولد همانند سایر مردم بوده اند، ولی خود بزرگی و عظمت را برای خویش آفریده اند؛ چراکه بزرگی کالایی نیست که بتوان آن را خرید یا فروخت، بلکه باید آن را ساخت و پدید آورد.
11- همت والا در کسب سعادت و مقامات معنوی مؤثر است.
12- بی تردید انسان می تواند از بزرگان باشد، اما اگر سعی و تلاش نکند و روزگارش سرآید، از این که انسانی بزرگ نشده و در این راه نکوشیده حتماً پشیمان خواهد شد.
13- باید همیشه این نکته را مدنظر داشته باشیم که بین رفتار ما و نتایج حاصل از اعمالمان نوعی همانندی وجود دارد. به عبارت دیگر کسی که اهل خیر و نیکی است، خیر می بیند و آن که در پی بدی ها باشد، نتایج بد اعمالش در دنیا یا آخرت دامن گیرش خواهد شد.
14- کسی که به آنچه دارد راضی و قانع است، احساس ناکامی و دلمردگی نمی کند و حقیقتاً سعادتمند است.
15- از دست دادن فرصت و اتلاف عمر شریف موجب ندامت طولانی و چه بسا پشیمانی دنیا و آخرت می گردد.
16- خوشبختی واقعی آرامش روحی انسان است، و این امر چیزی است نادیدنی که انسان آن را در عمق جان حس می کند و این آرامش را در زندگی خود می یابد.
17- هرکس باید در جهت تهذیب نفس و پالایش روح خود از رذائل اخلاقی و کاستن از بار گناهان خود تلاش نماید.
18- اگر خواهان رستگاری باشیم، باید بر نفس خود چیره شویم.
19- کار خیر آفت هاى بزرگى نیز دارد که ممکن است فرد نیکوکار را گرفتار کند و در نهایت پاداش او را از بین ببرد که از آن جمله: ریا، شهرت طلبى و ... هستند. سرمنشأ این آفات نفس انسان است.
20- اگر مهار نفس در اختیار انسان نباشد، دست به هرکارى مى زند.
21- انسان هرگونه که خود را عادت دهد، به همان گونه خو خواهد گرفت.
22- آنان که متخلق به اخلاق الهى اند، به یکباره چنین ویژگى ای نیافته و اندک اندک خود را به نیکى خو داده اند و قدم به قدم پیش رفته، بدان رسیده اند.
23- با ارتکاب هر معصیت از زشتى آن در نظر آدمى کاسته مى گردد و جرأت آدمى در تکرار آن افزون مى شود و ارتکاب معاصى بزرگ تر برایش آسان جلوه مى کند.
24- کسانى که مقامات معنوىِ فوق العاده اى دارند، در طول زمان و با صبر و استقامت و پشتکار بدین جا رسیده اند و گام به گام راه پیموده اند و اندک اندک خود را به خوبى و پارسایى و اطاعت خدا عادت داده اند.
25- در جوانى و نوجوانى دل انسان پاک است و از همین رو یادگیرى معارف بهتر صورت مى گیرد و پایدارى آن نیز بیشتر است.
26- تمام امور ـ اعم از خیر و شر ـ به عادت بستگى دارد. انسان هاى بد به یکباره بد نشده اند و انسان هاى الهى نیز قدم به قدم مسیر توحید را طى کرده اند. کم کسى است که به یکباره بد شود و کسانى که نهاد شان ظلمت محض است نادرند؛ لذا بهتر است انسان براى ترک عادات ناپسند، با تأنى و آهستگى عمل کند تا به خود صدمه نزند و در تصمیم خود شکست نخورد.
27- اگر انسان خاصیت عادت پذیرى را در جهت صحیح به کار برد، میزان موفقیتش به مراتب بیشتر خواهد شد.
28- ابوذر و سلمان از همان روز اول ابوذر و سلمان نبودند و هریک از ما نیز چه بسا بتوانیم ابوذر و سلمان شویم. خداى متعال راه را بر کسى نبسته است و دور نیست که در آخر الزمان افرادى قدم به عرصه گیتى نهند که از ابوذر بهتر باشند.
29- تمرین و تکرار و عادت دهى و استقامت است که انسان را قدم به قدم پیش مى برد.
30- اگر کسى خود را آرام آرام به انجام امور مستحب و ترک مکروهات خو داد، پس از مدتى التزام به مستحبات و تقید به ترک مکروهات برایش طبیعت ثانوى و امر آسانى خواهد شد.
31- اگر آدمى هر شب فقط از یک خطا توبه کند، در گذر زمان مشاهده مى کند از بسیارى لغزش ها دور شده است.
32- هیچ گاه براى شروع کارهاى نیک و عادت دادن نفس به آن ها دیر نیست.
33- حال که نفسِ خدعه کار، ما را فریب مىدهد، ما نیز از درِ فریب درآییم و به نرمى خواسته خود را پیش ببریم و او را رام و تسلیم خود سازیم و نباید بار بزرگى را به یکباره برسر نفس خود بنهیم؛ زیرا این کار جز رماندن اسب سرکش نفس و خارج کردن مهار او از دست آدمى نتیجه اى ندارد.
34- نفس به خودى خود حالت صبر ندارد، بلکه همچون شعله آتشى هماره در حال زبانه کشیدن و بر همه جوارح انسان مسلط است و کسانى که به بیراهه کشیده مى شوند، اسیر نفس سرکش خود هستند.
35- شهوت جنسى، شهوت در خوراک، شهوت ریاست، شهوت پول و ... همه از مظاهر بارز نفس است که انسان را گرفتار و در نهایت او را تباه و نابود مى کنند.
36- تنها عاملى که مى تواند نفس لجام گسیخته را مهار سازد عقل است؛ موهبتى الهى که قوى تر از نفس است. اما اگر انسان از نیروى قدرتمند عقل در مهار کردن نفس استفاده نکند، در کام شهوت هاى: جنسى، قدرت، مالاندوزى و ... فرو خواهد افتاد و زمینه تلف شدن خود را مهیا مى سازد.
37- نفس مجموعه رنگارنگى از تمایلات است که پیوسته آدمى را تحریک و وسوسه مى کند. در مقابل این وسوسه ها باید نفس را وادار به صبر کرد.
38- نفس انسان دو نمود دارد: یکى سرکشى و دیگرى رام بودن که اگر مهار نشود، همه چیز را بر باد مى دهد و اگر رام گردد، آرام بخش دنیا و آخرت خواهد بود و این زمانى تحقق مى یابد که پیاپى رهنمودهاى خدا و معصومان علیهم السلام را در گوش جان بخوانیم و آن را از عقبه ها و خطرهایى که در پیش رو دارد زنهار دهیم.
39- انسان ضعیف تر از آن است که خود بتواند نفسش را تزکیه کند، پس باید با دعا و مددخواهى از درگاه خداى متعال بدان دست یابد.
40- توجه داشته باشیم که خدا باید کمک کند تا بتوان در مهار و تزکیه نفس موفق بود. خداى جل و علا درباره دعا و تأثیر آن مى فرماید: «قُلْ مَا یعْبَؤُا بِکمْ رَبِّى لَوْلَا دُعَآؤُکمْ؛ [اى رسول ما] بگو: اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى کند».
41- همان گونه که انسان دعا را وسیله رسیدن به خواسته هاى دنیوى خود کرده و از خدا کمک مى طلبد و با طهارت و توجه چهل روز زیارت عاشورا مى خواند، براى رسیدن به تهذیب نفس و مهار آن نیز باید با خلوص نیت چهل روز دعا کند و زیارت عاشورا بخواند تا اینکه ملکه خیر را در خود به وجود آورد.
42- پشت پا زدن به تمام خواسته ها و سرکوب کردن آن، کارى پسندیده نیست که افراط و تفریط هیچ گاه مطلوب نبوده و نیست، بلکه معیار در کارها میانه روى است.
43- در صورتى که در راه کسب ویژگى هاى مؤمنان نکوشیم و خویش را بدان صفات زینت ندهیم، بى تردید همیشه در معرض خطر گرفتار شدن به ستمگرى و تعدى نسبت به دیگران قرار خواهیم داشت.
44- نفس خود را چنان تربیت کنیم که به قسمت الهى خرسند باشد و براثر حوادث و اتفاقات روزمره چنان متأثر نشویم که گفتار یا کردارى از ما صادر شود که خشم الهى را به دنبال آرد.
45- از بابت داشته ها و نداشته ها نباید خشنود یا ناخرسند شویم.
46- شایسته است که هر انسانى در برابر هر امر دوست داشتنىِ دل پذیرى دچار اندوه یا شادى نشود، و باید همیشه متذکر این معنا باشد که همه نعمت هایى که در اختیار اوست ازسوى خداى سبحان است.
47- اگر پیش نمازى فاقد صفت عدالت باشد، ما به او اقتدا نمى کنیم و این قبل از آن که تشریعى فقهى باشد، مقتضاى حکمت است. ما هیچ گاه یک ثروت کلان میلیونى را در دست انسان سفیهى قرار نمى دهیم و این کار را خلاف حکمت و خرد مى دانیم. خداى متعال نیز مادامی که شایستگى لازم را پیدا نکنیم، گوهرهاى ارزشمند را در اختیارمان نمى نهد.
48- سخت ترین و خطرناک ترین دشمن انسان نفس اوست.
49- هرگاه انسان توانست بر نفس خود، این دشمن همیشه همراه او چیره شود و هوس هایش را نگه بدارد، در آن صورت به تمامی خیر و خوبی ها دست می یابد.
50- آنچه موجب شد که معاویه معاویه شود فقط و فقط نفس خود او بود و آنچه از شمربن ذی الجوشن انسانی ساخته بود به تمامی پلید و پست، نفس او بود و آنچه فرعون را فرعون و نمرود را نمرود و هر ستمگری را ستمگر و بدکار کرده، بی تردید نفس سرکش آن هاست.
51- همین نفس است که بسیاری از مردم را به پست ترین پستی ها و اسفل السافلین دوزخ ـ العیاذ بالله ـ کشانده است.
52- اگر انسان حصاری گرداگرد نفس خود بکشد و بر آن چیره شود، تمامی خیر و خوبی ها را به دست خواهد آورد و سعادتمند خواهد شد.
53- بر مؤمنان ضروری و بایسته است که مراقب نفس خود باشند تا در زندگی خود تمامی خیر و خوبی را به دست آورند. این امر نیازمند عزم جدی و تصمیم قطعی است و البته هرکه تصمیم بگیرد، موفق می شود، حال این موفقیت یا کامل و فراگیر است و یا نزدیک به آن.
54- توسل به اهل بیت علیهم السلام و مدد خواستن از آن ها در امر چیره شدن بر نفس و دام های شیطان و برای دستیابی به بصیرت و معرفت بسیار مهم است و با کمک توسل به اهل بیت علیهم السلام می توان به توفیق و بیداردلی و بصیرت قلبی دست یافت.
55- شایسته است قبل از هر گفتار و کرداری که می خواهیم انجام دهیم لحظه ای تأمل کنیم و ببینیم آیا اگر چنین رفتاری با ما صورت گیرد، می پسندیم یا نه و اگر مورد پسند ما نبود، این را بدانیم که برای دیگران هم ناپسند است.
56- طهارت باطن ارتباط مستقیمی با این مطلب دارد که انسان هرچه برای خود می پسندد، برای دیگران نیز بپسندد و هرچه برای خود ناپسند می دارد، برای دیگران نیز روا نشمارد. در این میان تفاوت نمی کند که این دیگران، دوست، برادر، همسر و بستگان باشند یا بیگانگان. بدین معنا که در موقعیت های گوناگون و در ارتباط با دیگران خودمان را به جای آنان بگذاریم و از گفتن سخنی که دوست نداریم به ما گفته شود خودداری نماییم.
57- وقتی اعتقاد به خدای سبحان و عدل و نبوت و امامت و روز قیامت در دل جوانی آشیان کند، او خود به خود در پی آموختن احکام عبادات و معاملات برخواهد آمد. بنابراین، هریک از افراد باید خود را مسئول همگان بداند و خودشان در پی اصلاح خویشتن و جامعه برآیند.
58- هرکس در هر مقامی نیازمند خودسازی و اصلاح نفس است. حتی انسان مؤمن ـ هرچند پارسا و پرهیزگار و نیکوکار باشد ـ نیازمند خودسازی بیشتر و مراقبه دائم است و هرکس در هرحال می تواند درجه خود را نزد خدا و اهل بیت علیهم السلام افزایش دهد.
59- هرکدام از ما بهترین ملاک برای رفتار مناسب و نامناسب هستیم؛ بدین معنا که هرکاری که صدور آن را از دیگران نمی پسندیم، خود نیز نباید انجام دهیم و هر رفتاری که از دیگران توقع داریم، خود آغازکننده آن باشیم. بهتر است هرکدام از ما خودمان را جای طرف مقابل قرار دهیم و آن وقت قضاوت کنیم.
60- در برابر رفتار نامناسب طرف مقابل به جای واکنش منفی و تند، ابتدا خود را به جای او بگذاریم و از چشم او به قضایا بنگیریم.
61- هرکس در هر سنی و در بدترین شرایط زندگی می تواند انسانی صالح باشد. در مقابل، همین انسان اگر چه در بهترین شرایط قرار داشته باشد، می تواند خود را در پرتگاه های تباهی فرو اندازد؛ چیزی که از دید قرآن کریم و تاریخ دور نمانده و برای هر دو دسته نمونه هایی را بر شمرده است.
62- انسان باید همه روزه نفس خود را به وسیله ارتباط با خدای متعال و توسل به اهل بیت علیهم السلام و اخلاق نیکو و فعالیت بپیراید، تهذیب و تزکیه نماید و در معرض رشد و پیشرفت قرار دهد.
63- توجه داشته باشیم که نفس انسان سرسخت ترین دشمنان اوست.
64- پایبندی به اعتقادات و دوری جستن از تمایلات نفسانی و تن ندادنِ به آن به یک چیز بستگی دارد و آن تصمیم و اراده و عمل به آن است؛ یعنی انسان برای چند ثانیه با خود بیندیشد که اعتقادات و ایمانش چیست و از آن پیروی کند و تمایلات و شهواتِ نابود کننده خود را بشناسد و از آن روی برتابد.
65- صلاح آدمی در آن است که هنگام تقابل خواهش ها و باورهایش، باور و ایمان خود را مقدم بدارد و به خواهش های نفسانی اعتنا نکند.
66- انسان موفق و خوشبخت کسی است که از دو ویژگی اخلاق نیکو و کارهای خیر برخوردار باشد. به همان اندازه که انسان به این دو خصلت پایبند باشد، موفق، سعادتمند و دارای مقام والا خواهد بود.
67- اگر انسان نفس خود را تزکیه کند و در واقع خود را بسازد، در برابر کاستی ها و به دست نیاوردن آرایه های دنیایی یا در برابر دشنام ها و تهمت ها یا ـ خدای ناکرده ـ اگر دچار فقر، بیماری و مشکلات شود، خویشتندار می شود.
68- روشن باشد که خودسازی به وقت نیاز ندارد، بلکه مستلزم داشتن تصمیم و اراده قوی است.
69- انسان باید بکوشد با خودسازی به مقام رستگاری دست یابد، چنانکه قرآن کریم می فرماید: «قَدْأَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا؛ هرکس نفس خود را تزکیه کرده، رستگارشده».
70- ریشه سعادتمندی پیروی از حکم عقل و مقدم دانستن آن برشهوات نفسانی است.
71- ریشه سعادتمندی آن است که هرکس در هرحال حکم عقل و وجدان خود را بر شهوات زودگذر ترجیح دهد.
72- انسان هیچ گاه چیزهای منفی و جهنم رفتن را نباید از محیط اطراف و افراد اطراف خود بیاموزد، بلکه اگر تلاش کند از هریک از اطرافیان خود یک چیز خوب فرا گیرد که او را یک قدم به سوی بهشت ببرد و همیشه در پی آموختن کارهای نیک باشد، سرانجام اهل بهشت وعاقبت به خیر می شود.
73- کسی که پیوسته در حال آموختن کارهای نیک و عمل کردن و کوشیدن برای آخرت باشد و به اهل بیت علیهم السلام توسل کند و از آنان بخواهد او را عاقبت به خیر و از اهل بهشت قرار دهند، بی شک در این راه موفق می شود و خوش عاقبت و بهشتی خواهد شد.
74- نفس انسان چموش و همواره در پی فروافکندن او در دام گناه است.
75- رستگار کسی است که زمام نفس سرکش را به دست گیرد و آن را رام سازد.
76- چموشی نفس انسان باید با تهذیب نفس بهبود یابد.
77- اگر انسان از تزکیه نفس خود غافل شود، عاقبت باعث شقاوت او خواهد شد.
78- تنها راه سعادت بشر در تزکیه نفس است.
79- گرفتارى اصلى ما نفس مان است که به حسب روایات دشمن ترین دشمنان انسان خوانده شده است.
80- خوب و یا بد بودن به تصمیم خود انسان باز می گردد، یعنی هرکسی می تواند خوب و متقی باشد یا بر خلاف آن خود را شقی و بدبخت کند.
81- بىشک علاوه بر توفیق الهى بیش از هرچیز طلب و اراده خود انسان و تصمیم قاطع اوست که باعث مى شود به فضائل آراسته گردد.
82- انسان باید از تمام فرصت هاى: زمانى، مکانى، فرهنگى و تبلیغى استفاده کرده، به خودسازى و ارشاد دیگران بپردازد.
83- هرکسی می تواند خود را مصداق آیه کریمه: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا؛ هرکس نفس خود را تزکیه کرده، رستگار شده» سازد و در صورتی که بتواند به این مرحله، یعنی خودسازی برسد و آن را در خود به وجود آورد، موفقیت فراوانی کسب خواهد کرد.
84- انسان می تواند به تدریج و با تلقین خود را با ویژگی ها و والایی ها همراه و سازگار کند.