LOGIN
اخلاق اسلامی
alshirazi.org
بندگی
کد 653
نسخه مناسب چاپ کپی لینک کوتاه ‏ 30 آبان 1400 - 15 ربيع الثاني 1443

1- علت بسیاری از بیماری های خطرناک و کهنه خشم و آشفتگی عصبی است، در حالی که تقوا انسان را از درغلتیدن به پرتگاه هولناک خشم و در نهایت افتادن در منجلاب گناه باز می دارد.

2- تقوا مصادیق فراوانی دارد که حُسن خلق یکی از این مصادیق است و در تعامل نیکو با مردم حتی با دشمنان و افراد بداخلاق، تحمل آزار و بدرفتاری از سوی دیگران و پرهیز از مقابله به مثل و نیکی به مردم به ویژه نیکی به پدر و مادر ظهور دارد.

3- بنا به وعده الهی تقوا و پرهیز از محرمات به حل مشکلات آدمی کمک می کند و تنها راه برون رفت از گرفتاری های دنیا و آخرت است.

4- کسی که از یاد خدا غافل نباشد، هیچ گاه به نقطه ای نمی رسد که تمام دنیا در برابر چشمانش تیره و تار شود. انسانی که غافل نیست ممکن است دچار مشکلات و ناراحتی ها شود، ولی هیچ گاه در برابر مشکلات کمر خم نخواهد کرد. ممکن است شب های فراوانی را تا به صبح به گرسنگی بگذراند، ولی اهل سعادت خواهد بود، نه شقاوت.

5- نماز بدون علم و دانش تنها و تنها تکلیف را ساقط می کند، اما نمازِ با تمام لوازم و مقامات آن با علم و تقوا حاصل می شود.

6- هرکس که قلبی پاک دارد، به خدا نزدیک تر خواهد بود، خدا دعایش را مستجاب خواهد کرد و در صورتی که در معرض آزار و ستم دیگران قرار گیرد، خدای توانا او را یاری خواهد کرد.

7- همه ما موظفیم در کسب تقوای الهی بکوشیم و میزان تقوای خود را افزایش دهیم. در این حکم زن و مرد و جوان و پیر مشترک است و همه باید در هرحال تقوای الهی را اصل و اساس زندگی خود قرار دهند.

8- ممکن است دو تن در شرایط یکسان عمل به ظاهر یکسانی انجام دهند، ولی ارزش عمل شان یکسان نباشد. ریشه این مطلب به ملاک قبولی اعمال بر می گردد که همان تقوای الهی است؛ آن که پرهیزگارتر است ارزش عمل وی به مراتب بیش از انسان کم تقوا است.

9- هریک از ما بنا به شرایط ویژه ای که داریم باید محرمات و واجبات ویژه و مورد ابتلای خود را بشناسیم و بدان پایبند باشیم.

10- گام اول برای کسب تقوا شناخت گناهان کوچک و بزرگ است. کسی که محرمات را کاملاً نمی شناسد بی شک در ورطه حرام می افتد.

11- انسان مؤمن هیچ گاه تنها نیست و در همه حال خدا را همراه خود می یابد.

12- وحشت و احساس تنهایی ما در بسیاری از بیماری ها و خلأهای روحی است و چه بسا به افسردگی یا خودکشی بینجامد. از آن جا که انسان مؤمن همیشه و همه جا خود را در محضر پروردگار می بیند، هیچ گاه احساس تنهایی نمی کند؛ زیرا همیشه با خدا انس دارد و وجود چنین حقیقت آشکاری را پیوسته به خود تلقین نموده است. این نکته از لحاظ سلامت روحی نکته فوق العاده مهم و ارزشمندی است و سلامت روانی انسان را تضمین می کند.

13- ایمان به خدا آدمی را در برابر ستم و تعدی و معصیت بیمه می کند. کسی که خدا را در همه حال حاضر و ناظر اعمال خویش ببیند، هیچ گاه به حقوق دیگران تعدی نمی کند و حتی در خلوت هم دست به گناه نمی آلاید. چنین کسی با گناه و ظلم فاصله بسیاری دارد و خانواده و اطرافیانش نیز از رفتار وی ایمن هستند. همچنین این امر مقبولیت و جایگاه اجتماعی بالایی برای انسان ایجاد و او را در نظر مردم عزیز می سازد.

14- ایمان به خدا و اعتقاد مایه کنترل انسان است.

15- کسی که صادقانه تصمیم بگیرد راه تقرب به خدا را بپوید و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نکند، البته خدای متعال نیز او را وا نمی نهد و در این راه او را یاری خواهد نمود.

16- نزد خدا کسی که بیشتر نماز می خواند یا بیشتر روزه می گیرد ارجمندتر نیست. این مطلب تابع پول، مقام، نژاد و دیگر امور دنیوی هم نیست و فقط و فقط به تقوا بستگی دارد. معادل فارسی تقوا «پرهیز» است؛ البته کسی که پرهیزکارتر است حتماً نماز و روزه اش بهتر خواهد بود. غرض این که از میان دو نفر آن کسی که تقوای بیشتر دارد، از ارج بیشتری نزد خدای متعال برخوردار است.

17- تصمیم قاطع نقش فوق العاده ای در کسب تقوا دارد. هرکدام از ما با تصمیم قاطع می توانیم در این راه موفق و به صفت تقوا آراسته شویم.

18- هیچ یک از کارهای نیک و بد انسان نزد خدای متعال نادیده نمی ماند.

19- خدای متعال به دلیل رحمت گسترده اش هیچ یک از کارهای خیر ما را بدون جزای خیر باقی نمی گذارد و کارهای شر را نیز اگر به حق الناس مربوط نباشد، می بخشد.

20- هریک از شما باید در راه کسب مراتب والا و بالای عملِ در راه خدای متعال بکوشد و بدانید که این امر هرچند با سختی و مشکلات همراه باشد، اما ممکن است.

21- با تمام وجود به سوی خدای متعال توجه کنید و در این راه بکوشید و در تلاش هایتان، در رفتار متقابل با یکدیگر و دیگران باید خدا را در نظر بگیرید و هدف از تمام اعمال و رفتارتان آن حضرت باشد و باید نیت خود را برای حضرتش خالص گردانید و از یاد خدا غافل نشوید.

22- انسان باید همه روزه و همیشه به درگاه خدای متعال دعا کند و همه توفیق را از حضرتش بخواهد.

23- شما هرچه در راه خدا و راه حق سختی ببینید و به علت سختی ها و آزارها کام تان تلخ شود، به همان اندازه در آخرت شیرین کام و شادمان خواهید شد.

24- جلب خشنودی معصومین علیهم السلام عیناً کسب خشنودی خدای متعال است.

25- یکی از مهم ترین اموری که باید در برخورد با مشکلات سرلوحه رفتار انسان قرار گیرد رضامندی به قسمت خدای تبارک و تعالی است.

26- خشنودی به قسمت الهی از مقامات فوق العاده بالا و والایی نزد خدا و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین است.

27- رضا به قضای الهی هرگز بدین معنا نیست که انسان برای تحمل مشکلات و رفع نقایص خود گامی بر ندارد، بلکه همه موظف به تلاش پیوسته و استمرار فعالیت ها و کوشش هایمان هستیم و در عین حال باید به قسمت الهی راضی و قانع باشیم، خواه مشکلات و کاستی هایمان برطرف شود یا خیر.

28- یکی از مهم ترین وظایف مؤمن که باید بدان ملتفت و ملتزم باشد این است که ایمان خود را به قلب و تمام اعضا و جوارح و حتی اندیشه خود سرایت دهد و به ایمان زبانی بسنده نکند.

29- اگر دل های ما حقیقتاً با خدای متعال ارتباط داشته باشد، با دگرگون شدن دل های دیگر و برخی افراد ـ هرچند مقامات والایی داشته باشند ـ دستخوش دگرگونی و تزلزل نمی شود.

30- اگر کسی در نظر ما بزرگ ترین قدیس یا عابد بود و دچار لغزش گردید، نباید در بنیاد ایمانمان خدشه و خللی وارد آید؛ زیرا اگر چنین اتفاقی باعث سستی ایمانمان شد، نشان می دهد که ایمانمان «اسمی» بوده است، نه واقعی.

31- این را بدانیم که خدای متعال به دل های ما می نگرد و به مقدار لیاقتمان به ما توفیق و قابلیت و سعادت ارزانی می دارد.

32- تقوا شاهراهی به سوی سعادت و کسب موفقیت است و باعث نجات انسان از بحران ها و مشکلات دنیوی و اخروی می گردد.

33- شایسته است که انسان از خدای متعال پروا داشته باشد و در هر گناه خرد و کلانی طاعت و تقوای الهی را رعایت کند.

34- افراد باتقوایی که از خدای عزوجل پروا می کنند، در دنیا و آخرت ثمرات نیکی در انتظارشان خواهد بود.

35- رضایت داشتن به قسمت الهی در میان مراتب ایمانی ناظر به جایگاه رفیع و بسیار والایی است و جا دارد که زنان و مردان مؤمن برای دست یافتن به این مقام والا بکوشند.

36- لازم است تا انسان مؤمن در مقام طاعت باری تعالی بردباری پیشه کند و هنگام رسیدن به لغزشگاه های گناه صبر کند و در برخورد با والدین، فرزندان و بستگان شکیبا باشد و به ویژه همسران در تعامل با یکدیگر باید بنای روابط خود را بر صبر قرار دهند.

37- بکوشید هیچ یک از طاعات یا گناهان را سبک و کوچک نشمارید و به همه اوامر و نواهی الهی التزام کامل داشته باشید.

38- تقوا مراتب گوناگونی دارد و قبولی اعمال رابطه تنگاتنگی با تقوا دارد. خدای متعال در بیان این معنا فرموده است: «إِنَّمَا یتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ؛ خدای متعال فقط اعمال انسان های با تقوا را می پذیرد».

37- هرقدر می توانید میزان توجه و پایبندی خود را به تقوای الهی و اوامر خدای متعال افزایش دهید.

38- کسی که شکر نعمت های الهی را به جا آورد، خدای متعال نعمت را بر وی دوچندان می سازد و کسی که کفران نعمت کند سرنوشتش محرومیت خواهد بود.

39- خدای متعال به نسبت ایمانی که بندگان دارند و براساس میزان ادای واجبات و عبادات و التزام آنان به اعمال شایسته با آنان رفتار می کند.

40- بهتر آن است که ما نیز هرچند خدای متعال قابل مشاهده نیست، فرض کنیم او را می بینیم. اگر انسان در هنگام گفتگو با پروردگار از چنین تلقینی استفاده کند، دنیا و آخرتش دگرگون می شود. چنین تمرینی باعث می شود انسان به شیوه ای متفاوت عبادت کند و علاوه براین باعث دوری بیشترِ انسان از معصیت و حصول سعادت دنیا و آخرت وی می شود.

41- تصمیم بگیریم هنگام گفتگو با خدای متعال، هنگام «سبحان الله» و یا «الحمدلله» گفتن خدا را در برابر خود تصور کنیم و با توجه و حضور قلب بیشتری عبادت کنیم.

41- تقوا یعنی انسان از خدا پروا کند و او را در همه حال ناظر تمام اعمال و اقوال کوچک و بزرگ خود بداند. فرد باتقوایی که در همه حال خدا و خشنودی خدا را در نظر دارد، خدای متعال نیز در گرفتاری ها او را تنها نمی گذارد و راه نجاتی پیش پای او می نهد.

42- خدای متعال برای انسان باتقوا در گرفتاری ها راه نجاتی قرار می دهد و به نوعی او را از آن مشکل خارج می سازد.

43- هرکدام از ما در چارچوب زندگی و فعالیت هایمان باید خدا را شاهد تمام کارها و حتی نیات خود بدانیم.

44- اگر تقوا پیشه کنیم ـ صرف نظر از سعادت اخروی ـ در گرفتاری های دنیا نیز خدای متعال راه نجاتی در برابرمان خواهد نهاد.

45- رسول خدا صلی الله علیه وآله به همه مؤمنان سفارش می کنند که حتی در پیش افتاده ترین و ساده ترین فعالیت های روزانه نظیر آب خوردن خدا را در نظر بگیریم.

46- بکوشیم که هدف نهایی ما از کلیه فعالیت هایمان خدای متعال باشد.

47- فقط و فقط یک چیز است که می تواند خوشبختی و خرسندی انسان را در زندگی تأمین نماید و آن همان طور که در قرآن کریم و روایات پیشوایان معصوم بارها و بارها تکرار شده عبارت است از: رضایت به قسمت الهی.

48- هرچه انسان به قسمت الهی خشنودتر باشد، میزان سعادتمندی وی بیشتر خواهد بود و کسی که صددرصد به آنچه خدای متعال برایش مقدر فرموده خشنود باشد، بهره کاملی از سعادتمندی دارد.

49- کسی که جداً در پی آن باشد که از قسمت الهی راضی باشد، حتماً احساس خوشبختی خواهد کرد.

50- راز خرسندی فقط در ترجیح دادن رضایت الهی بر تمام سختی ها خلاصه می شود.

51- باید هرکدام از ما از صمیم قلب از خدا بخواهیم ما را در طاعت خدا و اطاعت از اهل بیت علیهم السلام موفق بدارد و خودمان نیز تصمیم قاطعی بگیریم که در کلیه امور خرد و کلان رضایت خدا را در نظر داشته باشیم.

52- هریک از ما باید به طور جدى تصمیم بگیرد که اوامر پیشوایان معصوم علیهم السلام را در وجود خود عملى کند.

53- مؤمن باید تسلیم محض فرمان خدا و راضى به تمام مقدرات تلخ و شیرین الهى باشد و یکسره دل و جان به مشیت الهى بسپارد.

54- خداى ـ تبارک و تعالى ـ به هرچیز از ریزترین چیزها تا بزرگترین شان آگاه است. حال کسى را که از همه چیز آگاه است و چیزى بر او پنهان نیست و نظاره گر است و چشم پوشى نکرده، بلکه همه چیز را حساب مى‏ کند، مى‏توان نادیده گرفت؟

55- اگر انسان به خوف حقیقى رسید، عمل خائفین را هم به دست مى‏ آورد. این خوف اگر در نفس و جان آدمى قرار بگیرد، خود محرک اساسى انسان براى عمل مى ‏شود و خوف الهى مایۀ عمل صالح است.

56- مؤمن باید مثل شیشه عطر باشد، شیشه عطر هرکجا که باشد و در هر شرایطى حتى در کنار سطل زباله همچنان بوى شامه نواز از خود مى ‏تراود.

57- «أللهم أنت ثقتی فی کل کرب» هرگز بدین معنا نیست که انسان دست از کوشش لازم بردارد، بلکه انسان باید براى امور زندگى و تهیه لوازم آن کوشش کند و امور دنیوى خود را از طرق طبیعى و دنیوى حل نماید، ولى در عین حال چشم امیدش به خدا باشد و یکسره دل بدو سپارد و فقط به او اطمینان و توکل کند.

58- هرگاه قلب کسى به طاعت آباد شده، طاعت خدا خواسته درونى‏اش گردد، تمام اعضا و جوارح او خواه ناخواه در حال اطاعت خواهند بود و چنین کسى بهتر و آسان ‏تر از دیگران از معصیت چشم مى ‏پوشد.

59- دانستن اصول دین، احکام، اخلاق و آداب از این‏ رو ضرورت دارد که آدمى بتواند به درستى طاعت (الهی) را تشخیص دهد.

60- براى رسیدن به مراتب عالى طاعت، انسان باید آرام‏ آرام نفس خود را به این کار خو دهد.

61- آراستگى به فضیلتِ طاعت صرف وقت فراوان، تصمیم صادقانه، همت بالا و پشتکار خستگى ‏ناپذیر و از همه مهم ‏تر تمرکز حواس و هوشیارى دائم مى‏ طلبد.

62- با یادکرد همیشگى خدا و به مدد اولیاى خدا مى‏ توانیم از غفلت رهایى یابیم و خود را همیشه در حالت حضور و هوشیارى نگاه داریم و روز و شب و در همه جا مترصد باشیم تا فرمان خدا را اطاعت کنیم و گرد هیچ غفلت و معصیتى نگردیم.

63- وقتى قلب انسان به طاعت آباد شد، بار نفسانى ‏اش کم مى‏ شود و خواسته خدا را بر خواسته خود ترجیح داده، هیچ کارى را بر فرمانبردارى از خدا مقدم نمى ‏شمارد، حتى اگر آن کار عبادت باشد.

64- در حد معلوماتم چیزى سراغ ندارم که بگویم از طاعت مهم ‏تر است، بلکه مهم ‏ترین امر این است که قلب انسان به فرمانبردارى از خدا و رسول او صلی الله علیه وآله آباد باشد و در تهى‏ دستى، دارایى، تندرستى، بیمارى، گشادگى، اندوه، شادمانى و در حالات گوناگون پیوسته در این اندیشه باشد که فرمان خدا در این مقام چیست تا آن‏ را به‏ جا آورد.

65- استخفاف به نماز مسأله ‏اى است که همه باید به آن عنایت داشته باشند. البته سبک شمردن نماز مراتبى دارد که باید در حد توان از مراتب پایین آن نیز دورى جست.

66- سبک و بى‏ اهمیت شمردن نماز مراتبى دارد. اگر کسى نمازهایش قضا شود و بگوید قضایش را به جا مى‏آورم، یا کسى که نمى‏تواند در نماز ذهنش را متمرکز و متوجه آن کند، در مرتبه ‏اى از سبک شمردن نماز قرار دارد.

67- برخى از ما اگر نماز از دست‏مان رفت، برایمان چندان مهم نیست و این مرحله ‏اى از استخفاف به نماز است.

68- حضور ذهن و مهار نفس در نماز از اهمیت ویژه ‏اى برخودار است. شاگردى که دل به درس نمى ‏دهد و حواسش به درس نیست، درس را فرا نخواهد گرفت و اندوخته علمى نیز نخواهد داشت، معامله‏ گرى که حواسش به داد و ستد خود نباشد، ضرر مى ‏کند؛ چراکه همگان در معامله درست‏ کار و پاک ‏دست نیستند. پس چگونه مى ‏شود انتظار داشت نمازى که از حضور قلب بى‏ بهره باشد، سود اخروى داشته باشد؟

69- فراموش نکنیم شیطان، فریب‏ کار ماهرى است و در نفس آدمى لانه دارد و هر لحظه به ویژه در مورد مهم ‏ترین واجبات، یعنى نماز در پى اغواگرى و نیرنگ است.

70- نماز ستون دین است و در این باره آمده است: «الصلاة عمود الدین فإن قُبِلَتْ قُبل ما سِواها وإن رُدَّت رُدَّ ما سِواها ؛ نماز ستون [نگاه دارنده] دین است که هرگاه مقبول [درگاه خدا] افتاد، دیگر اعمال پذیرفته خواهد شد و اگر پذیرفته نشود، کارهاى دیگر نیز رد مى ‏شود». از این رو باید کوشید تا در نماز حضور ذهن و قلب داشت.

71- اگر انسان به طور جدى بر آن باشد تا در نماز حضور ذهن داشته باشد، اگر بارها شیطان حواس او را منحرف سازد، بى‏ تردید باز حضور ذهن را به دست مى ‏آورد.

72- انسان مى ‏تواند با یک تصمیم جدى به مراتب بالاى معنوى دست یابد.

73- نماز جاى هیچ فکرى جز فکر خدا نیست و نماز را بگذارید فقط براى نماز.

74- نماز زمان عبودیت و اظهار نیاز به معبود است.

75- نماز یعنى پیوستن یک قطره به دریا و تطهیر روح.

76- از نظر روایات هرجا که انسان به نماز ایستد آن جا محراب است.

77- یکى از چیزهایى که اولیاى خدا از آن در هراسند این است که دعایشان زود مستجاب شود، به خواسته ‏هاى خود برسند و غرق در نعمت و بى ‏نیازى شوند و در نهایت از ذکر و یاد خدا غافل بمانند.

78- جاى تردیدى نیست که انسان هزاران احتیاج دارد، اما نباید ناداشته‏ هاى خود را با داشته‏ هاى دیگران مقایسه کند و در این اندیشه باشد که چرا دیگرى ثروتمند است، ولى من نه، و او چنین و چنان دارد و من محرومم، بلکه باید توجهش به چیزهایى باشد که خدا به او عطا فرموده است و هماره براى داشته‏هاى خود که بسیارى از مردم از آن ها محرومند، خداى را سپاس گوید.

79- اگر قلب انسان به طاعت خدا آباد شود، چنین فردى موفق است. حال اگر قلب به تمایلات و خواسته‏ هاى نفسانى و شهوات سرگرم باشد و تحت تأثیر نفس اماره قرار گیرد، وضع به گونه دیگرى خواهد بود.

80- باید به خواست خدا تن داد و از خواسته خویش - هرچه که باشد – گذشت.

81- مؤمن باید خویشتن را در سختى نگاه دارد تا مردم از گزند او در امان باشند.

82- شرط کمال ایمان این است که حتى غیرمسلمانان از جمله: مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان از گزند انسان مؤمن در امان باشند.

83- در باب شراکت و موارد مشابه آن نیز انسان مؤمن اسیر تمایلات خویش نشده و هرگز به ظلم به دیگران تن نمى ‏دهد و اگر با یک مسیحى، یهودى یا پیرو دیگر ادیان در کسب ‏و کار شریک باشد، هرگز او را نمى ‏فریبد؛ زیرا ایمان مهار بازدارنده انسان از تباهى و نامردمى است.

84- البته پاداش اعمال در دنیا گاهى با تأخیر همراه است تا تفاوت میان کسى که براى خدا کار مى ‏کند و کسى که براى پاداش کار مى ‏کند معلوم شود.

85- اگر انسان خود را در زحمت بدارد و ناملایمات روزگار و بدرفتارى مردم را بر خود هموار کند، اما مردم و اطرافیان را از آزار خویش ایمن سازد، به گواهى معصومین علیهم السلام مؤمن خواهد بود.

86- اگر انسان باور داشته باشد که خداى تبارک و تعالى همواره و همه‏ جا با اوست، هیچ ‏گاه احساس تنهایى و بى ‏کسى نمى‏ کند، چنان که مى‏ فرماید :«وَ هُوَ مَعَکمْ أَینَ مَا کنتُمْ؛ و هرکجا که باشید او با شماست».

87- هراندازه ایمان عمیق ‏تر و بیشتر شود، به همان نسبت میزان موفقیت و سعادت شخص بیشتر خواهد شد و انتخاب راهى که انسان را به این مرحله مى ‏رساند به اختیار خود انسان است.

88- انسان متدین هرچقدر ثروت و دارایى ‏اش بیشتر باشد، خدمتش هم بیشتر مى‏ شود.

89- رسیدن به بالاترین ارزش و جایگاه ها در نزد خداى متعال بستگى به میزان دفاع ما از احکام خدا، عمل کردن بدان و تطبیق آن در زندگى و همچنین حفظ و رساندن آن به نسل ‏هاى آینده دارد.

90- آیا ما به اندازه ‏اى که برخى براى پول ارزش قائلند، براى احکام‏ اللَه ارزش قائل مى ‏شویم؟

91- کسى ‏که احکام خدا را حرمت نگذارد، حرمتى نزد خدا نخواهد داشت.

92- از همین لحظه بین خودمان و خدا تصمیم بگیریم مدافع احکام الهى باشیم و در خانه و بیرون خانه، دوستان و همسایگان و حتى کسانى را که نمى ‏شناسیم به اندازه ‏اى که مى ‏توانیم امر به معروف ونهى از منکر کنیم.

93- از امروز به بعد شروع به حفظ احکام الهى و آموختن مسائل شرعى کنیم و حتى مسائلى را که دانستن آن بر ما واجب نیست یاد بگیریم. گیریم که آموختن احکام زکات و تجارت بر برخى از ما واجب نباشد، ولى براى حفظ و نشر آن احکام آن ها را فرا بگیریم.

94- نزد خداى تعالى هیچ چیزى مهم ‏تر از احکام الهى نیست و هرگونه دست بردن در آن همچنان که قرآن کریم به ما گفته است بزرگ‏ ترین جرم به شمار مى ‏رود، به طورى که دیگر جرایم و گناهان جز شرک به خدا در مقایسه با آن ناچیز و آسان جلوه مى ‏کند.

95- در مرحله نخست احکام الهى را حرمت بگذاریم و در مرحله دیگر بکوشیم این احکام را به صورت عملى در زندگى خود اجرا نماییم و با حفظ کردنِ روزانه چند مسأله در احکام حلال و حرام فاصله خود را از احکام الهى روز به ‏روز کاهش دهیم. اگر چنین کنیم و احکام خدا را ارج نهیم، خداى عز وجل نیز ما را ارج خواهد نهاد.

96- اقرار و گواهى بنده به مالکیت خدا و عبودیت خود و بازگشت به محضر خداى متعال یکى از اصول اخلاق به شمار مى ‏رود.

97- چه بخواهیم و چه نخواهیم همگى بندگان خداییم و این یک واقعیت است، اما امور دیگرى باعث مى ‏شوند که به این واقعیت مسلم، یعنى بندگى ملتفت نباشیم.

98- هرکس به عبودیت خود در برابر خدا معترف باشد و این معنا را در جان خود بنشاند، حتى اگر خطایى از او سر زند، مولا او را از درِ رحمت خود نمى ‏راند؛ زیرا چنین کسى وقتى مرتکب خطایى شود، به سرعت پوزش مى ‏طلبد و تصمیم مى ‏گیرد هرگز آن را تکرار نکند.

99- اگر انسان تندرست و داراى اراده ‏اى سالم باشد و به قسمت الهى خشنود باشد، اساس زندگى او کامل است.

100- رضامندى به قسمت الهى از برترین درجات ایمانى یا همچنان که گفته ‏اند دهمین درجه از درجات یقین است.

101- همیشه باید به خود یادآورى کنیم که به هر خیرى که مى ‏رسیم از جانب خداست.

102- خداى متعال فرصت یکسانى در اختیار همه مردم قرار داده است تا ببیند که هریک از مردم چگونه رفتار مى ‏کنند.

103- قلب انسان باید با خداى متعال پیوند و الفت داشته باشد و خداى متعال به دل‏ هایمان مى ‏نگرد که آیا با او ارتباط دارد یا خیر.

104- اگر دل انسان مستقیماً پایبند خدا باشد و فقط و فقط با خدا ارتباط داشته باشد، این‏ حالت همان حالت و کیفیت مطلوبى است که در اصل براى آن زاده شده ‏ایم، اما اگر چنین رابطه ‏اى وجود نداشته باشد، عمل ما سودى به حالمان ندارد.

105- اگر دل ‏هاى ما حقیقتاً با خداى متعال مربوط شود، با تغییریافتن دل‏ هاى دیگران که ظاهراً از ما بهترند، تغییرى نمى ‏کند.

106- یکى از نشانه ‏هاى کیفیت مطلوب عمل و ارتباط آن با قلب آن است که آدمى با منحرف شدن کسانى ‏که در ایمان و تقوا و علم مقتداى وى هستند، دچار انحراف نشود و لغزش آنان تأثیرى بر عقیده و ایمان وى نگذارد، هرچند او ایمان و عقیده خود را مدیون آنان باشد.

107- همان‏ طور که فرزندان با عقل اندک خود مصلحت ‏بینى والدین را ندارند، ما نیز با خرد محدودمان هرگز نمى ‏توانیم مصالح امور را همانند خداى حکیم درک کنیم و فقط ظاهرى از این امور را مى بینیم.

108- کسى‏ که به نفس و هواهاى نفسانى بى‏ اعتنا باشد، دنیا و لذات آن را بر فرمان خداى متعال ترجیح نمى ‏دهد.

109- مؤمن حقیقى همیشه و به هنگام تعارض میان خواسته‏ هاى خود و فرمان خدا جانب خدا را مى ‏گیرد.

110- آدمى همیشه باید آماده باشد تا همه دارایى‏ ها و دلبستگى‏ هایش را در راه خدا و فضیلت ها و ارزش‏ ها قربانى کند.

111- چه خوب است هریک از ما در دل شب با خود خلوت کنیم و اندکى بیندیشیم و این‏ گونه زمزمه کنیم: من چه کسى هستم؟ من هیچم و هیچ ندارم و دار و ندارم از آن خداست و زمانى مالک آن نبودم و خدا آن را به ملکیت من درآورد. روزى فرا خواهد رسید که خودم و تمام مایمل من بار دیگر به نزد خداى متعال باز مى ‏گردیم.

112- کسى ‏که دیده خدابین دارد، هرگز خدا را نافرمانى نمى‏ کند.

113- توجه به خداى متعال از هر چیزى مهم‏ تر است.

114- باید ببینیم محرماتى که ممکن است در معرض آن قرار گیریم چه چیزهایى هستند و تصمیم بگیریم از آن ها پرهیز کنیم.

115- هر انسانی باید در مقدار فهم، ادراک و نیروی خدادادی اش بنگرد و ببیند که چه مقداری از آن را در راه خدای منّان می تواند هزینه کند و سپس دریغ نکند تا اجر و پاداش و سعادت و خوشبختی بیشتری نصیب او گردد.

116- آیا روا نیست که آدمی دشواری ها را برای رسیدن به هدفی والاتر و برتر و بزرگ تر که همان رسیدن به مقام والای قرب به خدای عز وجل است، تحمل کند؟

117- ادعای راست و درست در امر دینداری آن است که انسان همواره و در هرحال پایبند دین باشد و به آموزه های دینی ملتزم بماند.

118- التزام به دین به عزم جدّی و تصمیم قطعی نیاز دارد.

119- حتی یک غفلت ساده و کوچک از یکی از نعمت های خدا سیلاب مشکلات و بلاها را بر سر انسان می ریزد و سخت گرفتارش می کند.

120- می سزد انسان مصمم شود که تمام اعمالش را برای خدا انجام دهد. کسی که تشنه می شود و آهنگ نوشیدن آب دارد، شایسته است نیت کند که آب را نوشیده، سیراب شود تا بتواند بندگی خدا کند. فرد جوان که قصد ازدواج دارد نیز باید به این نیت ازدواج کند که فرمان خدا را عملی کرده باشد.

121- یکی از مصادیق تواضع این است که انسان همه نیکی هایی که در خود و پیرامون خود می بیند از خدای متعال و اسلام بداند.

122- خشنودی به قسمت الهی مقام فوق العاده بالا و والایی نزد خدا و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین است.

123- رضا به قضای الهی هرگز بدین معنا نیست که انسان برای تحمل مشکلات و رفع نقایص خود گامی بر ندارد، بلکه همه موظف به تلاش پیوسته و استمداد فعالیت ها و کوشش هایمان هستیم و در عین حال باید به قسمت الهی راضی و قانع باشیم، خواه مشکلات و کاستی هایمان برطرف شود یا خیر.

124- انسان مؤمن باید خود، رفتار، گفتار و اندیشه اش را خالصانه وقف خدای سبحان کند.

125- آدمی هرچند عمر کند در نهایت مرگ در انتظار او خواهد بود؛ لذا شایسته است که همه عمر و زندگی اش را در راه خدای متعال صرف کند تا نعیم ابدی و آسایش جاودان اخروی نصیبش شود.

126- کسی که خود و داشته هایش را برای غیر خدا مصرف کند و در پی کسب مقام یا ثروت و جز آن باشد، در آخرت به بدبختی جاودان و حسرت فراوان دچار می گردد.

127- این را بدانیم که خدای متعال به دل های ما می نگرد و به مقدار لیاقتمان به ما توفیق و قابلیت و سعادت ارزانی می دارد؛ زیرا خدای متعال «احکم الحاکمین» است و عطا کردن به شخص بیش از لیاقت و استحقاق او با اصل حکمت سازگاری ندارد.

128- این را بدانید که هرکس تصمیم بگیرد راه طاعت الهی را بپوید، به قدر عزم و همت خود در این راه موفق خواهد شد.

129- نکته این جاست که ما از خدا همه چیز می خواهیم، ولی چیز با ارزشی برای تقدیم به درگاه الهی نداریم. ما از خدا عافیت، عاقبت به خیری، آمرزش، هدایت، سلامت، بهشت، مغفرت برای اموات و ... می خواهیم، ولی در برابر آن چیز ارزشمندی نداریم و همه چیزهایی که در دست ماست حتی توفیق دعا و طاعت نیز از ناحیه لطف خداست.

130- نحوه رفتار ما با همکاران، بستگان، والدین، همسر، بیگانگان و ... همگی امتحان الهی است و در صورتی که هنگام تعامل با این افراد فرمان و خشنودی خدا را مد نظر قرار دهیم از این آزمون ها سربلند بیرون آمده ایم.

131- ما باید تلاش کنیم به خدا راست بگوییم و در ارتباطمان با خدا صادق باشیم.

132- هرکس در هرشرایطی که هست می تواند از لحظات گران بهای عمر بهره برداری کند و خشنودی خدای متعال را کسب نماید.

133- خدای متعال به نسبت ایمانی که بندگان دارند و براساس میزان ادای واجبات و عبادات و التزام آنان به اعمال شایسته با آنان رفتار می کند. برای نمونه آن مقدار از نماز نمازگزار را می پذیرد که با توجه و خشوع و تمرکز ادا شده است و این قاعده در دیگر فرائض نیز صادق است.

134- دو نفر را تصور کنیم که به دلایل کاری یا خویشاوندی روزانه با هم ارتباط دارند. از میان این دو نفر کسی مورد عنایت خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار می گیرد که تصمیم بگیرد در راه خدا تلاش کند و زحمت بکشد.

135- رسول خدا به ابوذر و به همه مؤمنان سفارش می کنند که در پیش پا افتاده ترین و ساده ترین فعالیت های روزانه نظیر آب خوردن خدا را در نظر بگیرند و بکوشند هدفی فراتر از سیراب شدن یا سلامت و لذت صرف را مدّنظر قرار دهند.

136- اولین شرط برای کسب درجه ای عالی از ایمان، داشتن اخلاص و شرط دوم استفاده و بهره گیری از نیرو و توان و فرصت هاست، یعنی این که بنگریم در یک شبانه روز چه مقدار در راه خدا تلاش و مجاهدت می کنیم. سومین شرط برای رسیدن به بهترین درجه داشتن عمل صحیح است، عملی که مورد قبول و رضای خدای متعال و اهل بیت علیهم السلام باشد.

137- هدف از آفرینش، خوردن و آشامیدن و ازدواج نیست، بلکه خوردن و آشامیدن برای توش و توان گرفتن و ازدواج برای بقای نسل آدمی است. هدف واقعی این است که مشخص شود آدمی درک و توان خدادادی خود را در چه راهی صرف می کند و آیا این نعمت های والا را صرف کسب خشنودی خدا می کند یا نه.

138- کسانی که در راه رسیدن به رضامندی خدای متعال می کوشند، بی تردید با مشکلات و سختی های فراوانی رو به رو خواهند شد. از این رو باید کوشندگان در این راه سه مسأله را مدّنظر قرار دهند: 1- نومیدی به خود راه ندهند 2- دچار سرگشتگی نشوند 3- مشکلات را به جان بخرند.

139- تردیدی نیست که عبادت بسیار مهم و بایسته است، اما مهم تر از آن این است که انسان به سبب عبادت دچار خود فریفتگی و غرور نشود و خود را بهتر از دیگران نداند و در محضر خدا تکبر نورزد و به مردم فخر نفروشد.

140- نکته ای را یادآوری می کنم که ریشه همه مطالب است و آن عبارت است از معادباوری و خداباوری. این دو مطلب خلاصه تمام معارف است و تلاش برای استقرار این دو مطلب در ذهن و جان دین انسان را ایمن می کند.

141- خداباوری این نیست که فقط هنگام دعا کردن و قرآن خواندن به یاد خدا بیفتیم. بلکه خداباوری همیشه و در همه حال در کنار ذهنمان باشد. بدین معنا که احساس کنیم که یک وجود نگاهبان شنوای دانا که از نهان و آشکار خبر دارد و نادیدنی ها را می بیند و خوب می شنود همیشه شاهد اعمال ماست.

142- آدمی هرچند عمر کند، در نهایت مرگ در انتظار او خواهد بود؛ لذا شایسته است که همه عمر و زندگی اش را در راه خدای متعال صرف کند تا نعیم ابدی و آسایش جاودان اخروی نصیبش شود.

143- اگر عملى با قرآن و فرهنگ اهل بیت ‏علیهم السلام سازگار باشد، تحمل خجالت موجب پاداش الهى خواهد شد و اگر عده‏ اى هم انسان را مسخره کنند، هیچ اشکالى ندارد.

144- متاع دنیا کم ترین بهایی نزد اولیای خدا ندارد و فقط و فقط رضای خدا و طاعت الهی مد نظر آنان است.    

145- اگر واجب کفایى زمین بماند خداى تبارک و تعالى همه مکلّفان را کیفر مى ‏کند که چرا واجب را انجام نداده‏ اند؟ و اگر ندانستن احکام را بهانه قرار دهند، بازخواست‏ شان مى‏ کند که چرا فرا نگرفتید؟ با توجه به اینکه امروزه رساله‏ هاى عملیه، تقریباً در دسترس همگان است، همه باید احکام را فرا گیرند و به دیگران نیز آموزش دهند.