LOGIN
اخلاق اسلامی
alshirazi.org
دنیا
کد 661
نسخه مناسب چاپ کپی لینک کوتاه ‏ 02 آذر 1400 - 17 ربيع الثاني 1443

1-  انسان نباید پیوسته در پی دست یابی به رفاه و آسایش و مادیات باشد و عمر خود را در این راه تلف کند و اگر به خواسته های مادی خود دست نیافت، ناراحت شود. البته چنین چیزی سخت است، اما با اراده و تصمیم جدی آسان خواهد شد.

2- زندگی سراسر آزمون است، لذا می سزد که مؤمنان با نتیجه عالی از میدان آزمون و امتحان سرفراز برآیند. روشن باشد که چنین امری مستلزمِ کوشش فراوان و تحمل سختی هاست.

3- مدت محدود زندگانی این دنیا را نمی توان با زندگی جاوید اخروی مقایسه نمود. حتی اگر انسان صد سال در این جهان زندگی کند، صدها هزار سال ـ و بیشتر ـ حیات اخروی در انتظار اوست. از این رو، انسان نباید عمر محدود خود را صرف اموری کند که برایش سودی در بر ندارد یا خدای ناکرده زیان آور است.

4- انسان باید به نیکی بداند که این دنیا سرای کامجویی، استراحت و آسایش نیست، بلکه جایگاه خستگی و سختی فراوان و فوق العاده است.

5- خدای متعال مردم را در روزی متفاوت قرار داده و روزی فقط مال را شامل نمی شود، بلکه تمام داشته های انسان مانند: درک، فهم، قدرت، هوشمندی، زبان، قدرت نوشتن و غیر آن را شامل می شود و همان گونه که انسان ها از نظر چهره و ظاهر با یکدیگر متفاوتند، روزی خدای متعال به آنان نیز متفاوت است.

6- انسان با انجام دادن برخی کارها در دنیا می تواند مرگ خود را به تأخیر اندازد، مانند دادن صدقه و صله رحم و نیکی به والدین و انجام دادن کارهای خوب و مانند اینها.

7- سعادت و خوشبختی فقط در گرو رضامندی انسان از زندگی و داشته های خود است.

8- انسان هرقدر در این دنیا به سر برد و هر اندازه از خدا عمر بگیرد، مدت زندگانی اش جز گذرگاهی که دمی در آن می آساید و سپس آن را ترک می گوید نیست.

9- این درست است که روزگاری که شخص در این عالم سپری می کند دوران کوتاهی است، ولی نقش مؤثر و سرنوشت ساز و فوق العاده مهمی در زندگانی اخروی وی دارد. آدمی هرچه در این دنیا و مدت کوتاه عمر خود بکارد، در آخرت ثمره آن را کسب خواهد کرد.

10- پس از مرگ نمی توان به این دنیا بازگشت و رجعت فقط برای معصومان علیهم السلام و برخی از مؤمنان خالص ممکن است. از این رو، شایسته است که در این دنیا چنان زندگی کنیم که در آخرت اهل سعادت و کامیابی باشیم.

11- لازم است انسان تا زمانی که هنوز در این دنیاست پیوسته خود را برای حیات اخروی آماده کند.

12- شایسته است که انسان ـ به ویژه مؤمن ـ برای متاع دنیوی و لذات آن با کسی نزاع و دشمنی نکند و جز به مقدار نیاز وقت خود را برای آن هدر ندهد.

13- شارع مقدس به ما فرمان داده به مقدار حاجت ـ و نه بیشتر ـ از دنیا استفاده کنیم.

14- اگر هدف اول و آخر انسان به دست آوردن دنیا و بهره بردن از زرق و برق آن باشد، زندگانی سختی خواهد داشت. اما اگر هدف اصلی وی خدای متعال باشد و در عین حال در زندگی خود از دنیا و متاع دنیوی به قدر حاجت بهره بگیرد، در همین دنیا و حتی پیش از رسیدن به آخرت سعادتمند خواهد بود.

15- هرکس ـ اعم از زن و مرد، پیر و جوان ـ می تواند در زندگی خود به خوشبختی دست یابد و این کار از رهگذر پشت کردن به دنیا و وانهادن آن میسر است. بدین معنا که دنیا و زر و زیور آن تمامِ هدف و همت وی نباشد، نه این که به قدر حاجت از آن برنگیرد.

16- خدای متعال آسایش را مربوط به آخرت و نعمت را در بهشت مقرر فرموده و این دنیا را دار مشکلات قرار داده است.

17- خدای متعال اراده کرده که این دنیا با مشکلات فراوان توأم باشد تا بدین وسیله بندگان مورد آزمون قرار گیرند و در بحران ها و دشواری ها گوهر خویش را نشان دهند.

18- مشکلات هیچ گاه تمام نمی شود مشیت الهی بر این تعلق گرفته که مردم با این مشکلات آزموده شوند.

19- هیچ کس نیست که در زندگی با مشکلات کوچک و بزرگ دست به گریبان نباشد. علاج واقعی این مشکلاتِ کوچک و بزرگ اندیشیدن به حال کسانی است که مشکلات بزرگ تر و بیشتری دارند.

20- تمامی کسانی که به این عالم آمده اند اعم از پیر، جوان، زن، مرد، تهی دست، ثروتمند، عالِم و عامی همگی برای امتحان آمده اند.

21- خوشی دنیا به اموری چون ثروت و یا خانه فراخ و ... نیست، بلکه به دل خوش داشتن و راضی بودن از زندگی است و هرکس در زندگی تقدیرات خاصی دارد و با مشکلات و کمبودهایی دست به گریبان است. برای مثال یک شخص، فقیر و دیگری بیمار است و ممکن است شخص سومی بدون اولاد یا دارای مشکل دیگری باشد، مهم آن است که همه ما در هر حال سعی کنیم نسبت به قضای الهی راضی باشیم.

22- دنیا فرصتی در عرصه ایفای نقش و موضع گیری است.

23- فرصت دنیا را با کسب دو امر غنیمت شمارید: اول تزکیه نفس و دوم هدایت و راهنمایی دیگران.

24- این دنیا صحنه بزرگ بازى است که هرکس به فراخور گوهر وجودىِ خود در آن به ایفاى نقش مى‏پردازد.

25- منظور از دنیا تمام امور و شئونى است که براى آخرت انسان سودى در بر ندارد.

26- آنچه اهمیت دارد این است که انسان در این حیات دنیوى چگونه رفتار کند و داشته‏ ها و نداشته‏ هایش را در مسیر طاعت الهى به کار گیرد و از امتحانات الهى سربلند بیرون آید.

27- بى ‏تردید هیچ یک از ما در این سراى فانى، باقى نخواهیم ماند و همان گونه که به دنیا آمده ‏ایم، از این جهان خواهیم رفت و دیر یا زود، خواسته یا ناخواسته حسابرسى خداوند را به رأى العین خواهیم دید.

28- هرچه در این دنیا به ما ارزانى شده از مواهب الهى است. حال که تمام داشته‏ هایمان از خداست، آیا استفاده از آن ها باید در راه او باشد یا خیر؟ تأسف باید بخوریم بر حال خودمان که چرا مواهب دنیا، ما را که باید به شکرانه‏ اش در راه خدا باشیم، به بیراهه مى ‏کشاند؟

29- من و شما هر روز صافى ‏هاى متعددى پیش رو داریم. انسان در مقابل زن، فرزند، خویشاوندان، در کسب و کار و صحبت کردن و خلاصه در هر لحظه‏ اى از زندگى خود در معرض امتحان است، با این تفاوت که گاه این امتحان سهل است و گاه سخت و دشوار.

30- بى ‏شک واقعه عاشورا جانگدازترین و پرشورترین حماسه بشریت است. در لحظه لحظه عاشورا سهمگین ‏ترین مصائب بر دوش مبارک امام شهید سنگینى مى ‏کرد و اشک بر چهره شریف ‏شان مى ‏نشاند، اما در پى هر مصیبتى چهره حضرت تابنده ‏تر و زیباتر مى ‏شد، چون حضرتش مفهوم واقعى «الدنیا حلوها ومرها حُلم» را حس و باور کرده بودند و از همین رو در آخرین ساعت ‏هاى عمر مبارک ‏شان این سخن را بر زبان آوردند.

31- هدف از آفرینش این است که مى ‏بایست هر جماعتى که به این دنیا مى ‏آیند و در واقع جانشین پیشینیان هستند، آزموده شوند و البته این آزمایش تنها با مال نیست، بلکه دانش، قدرت و دیگر مسائل را نیز شامل مى ‏شود.

32- دنیا ازسوى خداى متعال جایگاه امتحان آدمى است و امکانات در دست انسان همه و همه ابزار این امتحان است.

33- خداى متعال دنیا را بازى و لهو خوانده و فرموده است: «وَ مَا هذِهِ الْحَیوةُ الدُّنْیآ إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ؛ زندگى دنیا جز بازیچه و سرگرمى نیست».

34- همه نعمت‏ هاى دنیا در دست انسان امانت است و انسان دیر یا زود باید روزى از این نعمت‏ ها دل برکند.

35- همیشه این مطلب را در خاطر بیاوریم که تمام داشته ‏هاى ما امانت الهى است و خواهى نخواهى روزى باید از آن دل بکنیم. اگر به این مطلب به نیکى بیندیشیم و آن را در خود تحقق بخشیم، بسیارى از مشکلات ما برطرف مى‏ شود و دین و دنیایمان از گزند روزگار ایمن مى ‏ماند و سعادت دوجهان و مقامات والاى زهد را به دست خواهیم آورد.

36- این دنیا گذرگاه خوانده شده است که انسان با طی کردن آن به حقیقت و جاودانگی می رسد.

37- ظلم فقط به ستمگران بزرگی نظیر فرعون، شداد، معاویه، یزید، هارون و مأمون اختصاص ندارد. چه بسا یک مرد به همسرش ستم کند و حقی را که خدا برایش مقرر فرموده است زیر پا بگذارد. به همین سان یک زن نیز ممکن است در حق شوهر خود ستم کند و همین طور هرکس ممکن است حق یکی از خویشاوندان یا همسایگان را زیر پا نهاده، به آنان ستم روا دارد.

38- ستم از موانع استجابت دعا است و باعث می شود نیایش انسان به درگاه باری تعالی پذیرفته نشود.

39- آدمی هرچه در این دنیا و مدت کوتاه عمر خود بکارد، در آخرت ثمره آن را کسب خواهد کرد.

40- خدای متعال تمام صحنه های دنیا را آزمون الهی توصیف کرده و فرموده است: «ثُمَّ جَعَلْنَاکُمْ خَلاَئِفَ فِی الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ کَیفَ تَعْمَلُونَ؛ پس از آن شما را در زمین جانشین آنان [گذشتگان] قرار دادیم تا بنگریم چگونه رفتار می کنید».

41- شارع مقدس به ما فرمان داده به مقدار حاجت ـ و نه بیشتر ـ از دنیا استفاده کنیم. برای نمونه لازم است انسان برای پوشاندن تن و حفظ کرامت خود لباس بپوشد، با کسانی که زندگی می کند به مدارا رفتار نماید و کارهایی از این قبیل؛ چراکه این امور از ضروریات زندگی است. اما این که انسان همه وقت و اندیشه و انرژی و تلاش خود را فقط صرف دنیا کند، امری است که شارع نمی پسندد.

42- انسان به طور طبیعی و بنا به اقتضای نفس اماره خود پیوسته جویای دنیا و امور دنیوی است تا از آن کام گیرد. اگر هدف اول و آخر انسان به دست آوردن دنیا و بهره بردن از زرق و برق آن باشد، زندگانی سختی خواهد داشت. اما اگر هدف اصلی وی خدای متعال باشد و در عین حال در زندگی خود از دنیا و متاع دنیوی به قدر حاجت بهره بگیرد در همین دنیا و حتی پیش از رسیدن به آخرت سعادتمند خواهد بود.

43- هرکس ـ اعم از زن و مرد، پیر و جوان ـ می تواند در زندگی خود به خوشبختی دست یابد و این کار از رهگذر پشت کردن به دنیا و وانهادن آن میسر است؛ بدین معنا که دنیا و زر و زیور آن تمام هدف و همت وی نباشد نه این که به قدر حاجت از آن برنگیرد.

44- خدای متعال آسایش را مربوط به آخرت و نعمت را در بهشت مقرر فرموده و این دنیا را دار مشکلات قرار داده است.

45- خدای متعال اراده کرده که این دنیا با مشکلات فراوان توأم باشد تا بدین وسیله بندگان مورد آزمون قرار گیرند و در بحران ها و دشواری ها گوهر خویش را نشان دهند.

46- دنیا دار مشکلات است و هیچ کس نیست که در این جهان اوضاع کاملاً به کام او باشد و هیچ مشکلی نداشته باشد.

47- دنیا محل امتحان و هرچه در آن قرار دارد نیز ابزار و وسیله آزمون است، مانند: خانواده، ثروت، فقر، سلامت، بیماری، تحصیلات، مجالس اهل بیت علیهم السلام و جز آن. بنابراین، باید از این دنیا چنان بهره ای برد که در آخرت انسان از آن سود ببرد و برای او کارساز باشد.

48- انسان چه زن باشد چه مرد با داشتن انواع گرفتاری ها باید در پی خوش گذرانی های این دنیا نباشد؛ چراکه با این عمرهای کوتاه که حداکثر آن ممکن است یکصد سال باشد، سزاوار نیست اندوخته ای برای آخرت خود نداشته باشد.

49- هرقدر که انسان در دنیا بماند و به آباد کردن آن بپردازد در نهایت بار سفر می بندد و دنیا را ترک می کند؛ چراکه دنیا ناپایدار و زایل شدنی و هرآنچه در آن هست نیز ناپایدار است، مگر یک چیز و آن هرچیزی است که برای خدای تبارک و تعالی باشد.

50- دنیا مکان امتحان است و هدف خدای متعال از آفرینش انسان ها خوردن و خوابیدن نیست، بلکه آزمودن انسان هاست.

51- دنیا محل عمل و آخرت سرای حسابرسی است؛ لذا می سزد که مؤمنان در حدّ توان خود بکوشند که اعمال شان در دنیا در جهت کسب رضامندی خدای سبحان و خشنودی حضرت صاحب الزمان، مهدی موعود عجّل الله تعالی فرجه الشریف باشد.

52- دنیا جایی است بسیار عالی و مطلوب و جای تأسف دارد که انسان از آن استفاده نکند. صالحانی که در دنیا بودند، مانند جناب ابوذر و سلمان و جز آنان در همین خاکدان به آن مراتب والا دست یافتند. بنابراین، انسان در هر شرایط و هر سرزمینی باشد، می تواند از لحظات و روزهای زندگی خود بهترین استفاده را ببرد.

53- دنیا انسان را خسته می کند، لذا پیش از آنکه شما را خسته و رنجور کند شما آن را خسته کنید و از پای درآورید و به دیگر بیان با مشکلات دنیا کنار بیایید و آن را تحمل کنید تا سختی ها بر شما هموار شود و در این راه پاداش بزرگ را از خدای منان انتظار داشته باشید.

54- دنیا به یک پل می ماند؛ چنان که در حدیث شریف از حضرت عیسی علیه السلام روایت شده است که فرموده اند: «إنّما الدنیا قنطرة فاعبروها ولا تعمروها؛ دنیا جز پلی بیش نبوده و پل جهت عبور و گذر است. پس، از آن بگذرید و آن را آباد نکنید».