LOGIN
alshirazi.org
فقه نگاری حج «جلد بیست و دوم»
ناشر :
مطالعه
pdf دریافت ‏ 24 مرداد 1402 - 28 محرّم الحرام 1445

عرض شد مرحوم صاحب عروه یک عده صغریات ذکر کرده‌اند که محل ابتلاء است که چند تایش محل بحث و کلام است. متن عروه خوانده شد، یکی یکی مواردی که محل خلاف شده را عرض می‌کنم:

1ـ مسأله ثیاب تجمل است. اگر کسی لباس تجملش را بفروشد می‌تواند به حج برود. یا کلاً قدر ثمن حج است یا قدری پول دارد و می‌تواند این مکملش باشد، آیا باید آن را بفروشد یا نه. این حرف آن قدری که من دیدم از محقق در شرائع شروع شده است. ایشان یک تعبیری کرده‌اند در حج شرائع که شهید ثانی در مسالک این عبارت ایشان را ظاهر در این مطلب قدر مسلّم گرفته و مفروق عنه گرفته که معنایش این است که ثیاب تجمّل را باید فروخت. مسالک اینطور فرموده: ج 2 ص 129، وخرج بها (به مهنته که گفت) ثیاب التجمل فخرج بها (صاحب مسالک این را قید گرفته و استفاده کرده که این قید است و آن چیزی که استثناء است و لازم نیست بفروشد برای حج ثیاب مهنه است، نه ثیاب تجمل که آن استثناء نیست) فمقتضاه عدم استثنائها (باید ثیاب تجمل را بفروشد و به حج برود) واستثنی الأکثر مطلق الثیاب (نگفته‌اند ثیاب مهنته فرقی نمی‌کند چه نوع ثیاب و یکی هم خود محقق است در معتبر که بنحو مطلق ثیاب را استثناء کرده ج 2 ص 753 فرموده: لا تباع في ثمن الراحلة والزاد والدار ... ولا ثیاب بدنه وعلیه الاتفاق) ثیاب بدنه (یعنی همین لباسی که الآن دارد می‌پوشد نه لباس‌هائی که کنار گذاشته برای مراسم خاص.

پس اینکه صاحب عروه فرمودند و تصریح کردند که ثیاب تجمّل هم لا تباع برای حج ظاهراً همین است که مشهور هم اطلاق عبارتشان قبل و بعد از شرائع هم همین است و خود شرائع در معتبر همین است که بنحو مطلق فرموده‌اند ثیاب. صاحب عروه فرموده بودند ولا تباع دار سکناه ... ولا ثیاب تجمله اللائقة بحاله فضلاً عن ثیاب مهنته. ظاهراً مسأله روشن است آن قدری که حد شأنش است، اشخاصی هستند که لباس خانگی، مهمانی، کار و غیره دارند. این‌ها مستثنی است چون قرآن می‌فرماید: مَنِ اسْتَطَاعَ، و روایات می‌گوید وجد زاداً وراحله، این را نمی‌گویند وجد زاداً وراحله به او می‌گویند چرا به حج نمی‌روی، مگر زاد و راحله ندارد؟ می‌گوید: نه، می‌گویند خوب ثیاب تجملّت را بفروش و برو، که کسی این حرف را نمی‌زند. لهذا اصل مطلب گیری ندارد و لازم نیست که ثیاب تجمل را بفروشد. حالا یک بحثی است و در عروه می‌آید که اگر فروخت و قدر حج بود آیا مستطیع هست یا نیست که بحث دیگری است. الآن بحث این است که مستطیع کیست؟ 

جلسه 56. 5

جلسه 57. 11

جلسه 58. 19

جلسه 59. 25

جلسه 60. 32

جلسه 61. 39

جلسه 62. 44

جلسه 63. 51

جلسه 64. 58

جلسه 65. 67

جلسه 66. 75

جلسه 67. 82

جلسه 68. 89

جلسه 69. 96

جلسه 70. 103

جلسه 71. 112

جلسه 72. 119

جلسه 73. 125

جلسه 74. 133

جلسه 75. 141

جلسه 76. 150

جلسه 77. 158

جلسه 78. 165

جلسه 79. 175

جلسه 80. 184

جلسه 81. 191

جلسه 82. 198

جلسه 83. 204

جلسه 84. 212

جلسه 85. 218

جلسه 86. 226

جلسه 87. 234

جلسه 88. 242

جلسه 89. 250

جلسه 90. 257

جلسه 91. 266

جلسه 92. 274

جلسه 94. 284

جلسه 95. 291

جلسه 96. 299

جلسه 97. 308

جلسه 98. 315

جلسه 99. 323

جلسه 100. 333

جلسه 101. 341

جلسه 102. 349

جلسه 103. 356

جلسه 104. 363

جلسه 105. 372

جلسه 106. 380

جلسه 107. 388

جلسه 108. 396

جلسه 109. 403

جلسه 110. 410

فهرست     417